main logo of samtekhoda

98-04-04-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– توجه ویژه امام صادق(ع) به اصحاب و شیعیان


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: توجه ویژه امام صادق(ع) به اصحاب و شیعیان
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 04- 04-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد *** احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی *** یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. برای همه عزیزان کنکوری، طلبه‌های عزیز و هرکسی که در عرصه‌های مختلف زندگی درگیر امتحانات هست، دعا می‌کنیم. در محضر حاج آقای حسینی قمی نازنین هستیم. سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم.
شریعتی: با توجه به اینکه روز شنبه سالروز شهادت امام صادق(ع) است و حضرت به گردن ما خیلی حق دارند، بحث امروز ما رنگ و بوی حضرت را خواهند داشت. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، چون در آستانه شهادت امام صادق(ع) هستیم، ما بحثی را به این مناسبت تقدیم می‌کنیم و اینکه از الآن در تدارک مجالس ایام شهادت و سوگواری امام صادق باشیم. حضرت حق بزرگی بر گردن ما دارند. آنچه امروز در مسائل فقهی و تفسیری و کلامی داریم، عمده روایاتی که در اختیار ما هست از امام صادق(ع) هست. امروزه کتاب‌هایی به نام موسوعه تنظیم شده است. حساب کردم از امام مجتبی تا امام عسگری، غیر از وجود امیرالمؤمنین(ع) و امام زمان(ع)، جمعاً امروز شصت هزار و هشتصد حدیث داریم. از این شصت هزار حدیث، 38 هزار حدیث فقط از امام صادق(ع) است و نه هزار حدیث از امام باقر(ع) است. یعنی فقط 47 هزار حدیث از امام باقر و امام صادق داریم و سیزده هزار حدیث از بقیه ائمه(ع) است. به دوران امام هادی و امام عسگری که می‌رسد فقط پانصد حدیث داریم و به خاطر شرایط آن دوره بود. عامه اهل سنت هم مدیون روایات امام باقر و امام صادق هستند. خدا مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را رحمت کند. یکوقت هدایایی از طرف حاکمان حجاز به اینها داده بودند. هدایای مادی را برمی‌گردانند و فقط قرآن را قبول می‌کنند. یک روایت بسیار ناب و زیبای مفصلی از این امام بزرگوار در منابع عامه در مورد حج بیت الله الحرام که تمام مناسک حج در این روایت آمده است. بد نیست اشاره کنم که ما در مناسک حج اختلاف زیادی نداریم، چرا چون آنها عمده مناسک حجشان از همین حدیث امام باقر و امام صادق(ع) است. عزیزان شرکت کردن در مجالس امام صادق (ع) را فراموش نکنند، مخصوصاً این سالها که علما و مراجع ما خیلی تأکید دارند که شهادت امام صادق بسیار با عظمت برگزار شود.
من یک بحث نو به ذهنم رسید که مطرح کنم، در روایات و کلمات امام صادق(ع) غیر از روایاتی که به طور عمومی به همه شیعیان و اصحاب و پیروانشان تذکرات اخلاقی و تربیتی می‌دادند، روایات فراوانی داریم که امام صادق(ع) یک تذکرات تربیتی و اخلاقی به اصحاب خاصشان می‌دادند و مراقبت‌های ویژه‌ای نسبت به بعضی از اصحابشان داشتند. اگر بخواهند این بحث را مفصل نگاه کنند، دهها مورد پیدا کردم از روایاتی که امام صادق(ع) به محمد بن مسلم یا زراره یا أبان و اصحاب خاص و عامشان دارند. یعنی این چهار هزار نفر راوی که از امام صادق روایت کردند، حضرت به أبان بن تغلب و زراره چه فرمودند. این مراقبت ویژه امام صادق از یارانش است. مبلغ دین اگر بخواهد راه امام صادق را برود، این کافی نیست که فقط تذکرات عمومی بدهیم. در یک جلسه عمومی، فضایل و مناقب و آموزه‌ها و مسائل اخلاقی و تربیتی کافی نیست. گاهی باید به خصوص به یک افراد تذکر داد، ائمه اینطور بودند. یعنی می‌دیدند بعضی از اصحابشان یا کار خوبی داشتند، گاهی یک نقطه ضعفی داشتند و نقطه ضعفشان را تذکر می‌دادند، هردو طرف هست. حدیثی که مکرر خواندیم پیامبر خدا، سیره‌شان این بود «يُحَسِّنُ‏ الْحَسَنَ‏ وَ يُقَوِّيه‏» کار خوبی را می‌دیدند، تحسین می‌کردند. نقطه ضعفی می‌دیدند تذکر می‌دادند.
امام صادق (ع) نسبت به یارانشان اگر نقطه ضعفی می‌دیدند تذکر می‌دادند. گاهی هم کار خوبی بود، تقویت و تشویق می‌کردند. فصل اول تذکراتی که ائمه(ع) به یاران خاصشان می‌دادند نسبت به مراقبت فقرا و بیچاره‌ها و گرفتارها و قضای حاجت مؤمن، من با زحمت انتخاب کردم این دو سه موردی که می‌خواهم در این فصل بگویم. از بس روایت زیاد است انتخابش کار سختی هست. حدیث اول در کافی مرحوم کلینی است، داستان از أبان بن تغلب هست، یکی از اصحاب بسیار ممتاز امام صادق(ع) أبان بن تغلب هست، هم شاگرد امام باقر و امام صادق بود. می‌گوید: من فقط سی هزار حدیث از امام باقر(ع) یاد گرفتم. شاگرد خاص است. شوخی نیست ما همین یک سی هزار تایی می‌گوییم و رد می‌شویم. می‌گوید: من در محضر امام صادق بودم و طواف خانه خدا را انجام می‌دادیم. در حال طواف یک کسی از بیرون طواف از اصحاب و یاران ما به من اشاره کرد از طواف بیرون بیا، با تو کار دارم. فکر کردم آدم در محضر امام صادق باشد و طواف خانه خدا بکند، طواف در محضر حضرت را رها کند و برود. توجهی نکردم! بار دوم به همان نقطه رسیدم، دور بعدی امام صادق(ع) آن شخص را دید که دارد به من اشاره می‌کند. حضرت به من فرمود: «يَا أَبَانُ‏ إِيَّاكَ‏ يُرِيدُ هَذَا» مگر این با شما کار ندارد؟ گفتند: چرا. فرمود: این چه کسی است؟ گفتم: از اصحاب و یاران است. فرمود: چرا نمی‌روی؟ برو ببین چه کار دارد. گفتم: یعنی طواف را رها کنم؟ فرمود: بله. امر امام را اطاعت کردم و رفتم. کار این آقا را انجام دادم. برگشتم دوباره خدمت حضرت به طواف مشغول شدم. گفتم: «أَخْبِرْنِي عَنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ» شما خیلی اهمیت می‌دهی که آدم در هر شرایطی هست کار مؤمن را انجام بدهد، ولو در حال طواف و در محضر ولی خدا.
فرض کنید حاجیان بیت الله الحرام، یک حاجی بعد از چند سال به حج رفته، اگر این توفیق را پیدا کند که همدوش امام زمان طواف کند و امام زمان را بشناسد، حالا وسط طواف یک کسی از برادران اشاره کند بیا با تو کار دارم. دل می‌دهیم بیرون برویم؟ أبان به حضرت گفت: شما خیلی به مؤمن اهمیت می‌دهید. مگر مؤمن چه حقی بر گردن مؤمن دارد؟ یکی از اصحاب بسیار نزدیک امام صادق، أبان بن تغلب است. حضرت فرمود: «يَا أَبَانُ دَعْهُ» چرا این سؤال را می‌پرسی؟ گفت: «جُعِلْتُ فِدَاكَ» جانم فدای شما، اگر می‌شود بگویید. بار دوم امام فرمود: این سؤال را نپرس. یعنی من بگویم، تو که نمی‌توانی چنین حقی را ادا کنی. برای چه سؤال می‌کنی؟ بار سوم، بار چهارم، پرسید. یک صحابی خاص حضرت است ولی به قدری حق مؤمن سنگین است که حضرت می‌گوید: نپرس! حضرت فرمودند: «يَا أَبَانُ تُقَاسِمُهُ شَطْرَ مَالِكَ» (کافی/ج2/ص172) وقتی برادر ایمانی تو گرفتار است، مشکلی دارد و نیازمند است، نیمی از اموالت را به او بدهی. تمام اموال را نصف کن. می‌گوید: من خیلی تعجب کردم. حضرت متوجه تعجب من شد. فرمود: این جمله برایت سنگین بود. از این بالاتر بگویم. قرآن می‌گوید: «وَ يُؤْثِرُونَ‏ عَلى‏ أَنْفُسِهِم‏» (حشر/9) مؤمنین ایثار می‌کنند. «ذَكَرَ الْمُؤْثِرِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ» فرمود: «قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ أَمَّا إِذَا أَنْتَ قَاسَمْتَهُ» اگر نیمی از اموالت را به او بدهی هنوز به درجه ایثارگر نرسیدی. «فَلَمْ تُؤْثِرْهُ بَعْدُ إِنَّمَا أَنْتَ وَ هُوَ سَوَاءٌ» ایثار وقتی است که «إِنَّمَا تُؤْثِرُهُ إِذَا أَنْتَ أَعْطَيْتَهُ مِنَ النِّصْفِ الْآخَرِ» اگر از نیمه دیگر و سهم خودت به او دادی تازه رسیدی به درجه ایثاری که قرآن می‌گوید. نگاه اهل‌بیت(ع) نگاهی است در رفع گرفتاری مؤمنین و قضای حاجت دیگران که اصحاب خاص تعجب می‌کردند. امروز در جامعه ما کسی گرفتاری و مشکل دارد، در مسکن و حقوق و زندگی، نیمی از مالت را به او بدهی. به اینجا رسیدیم؟
یکی از اصحاب امام صادق(ع)، محمد بن بشر وَشاء است. خدمت امام صادق آمد و گفت: من به کسی بدهکار هستم. اگر ممکن است با او صحبت کنید مهلتی به من بدهد، دستم بسته است و بعد از موسم حج بدهی او را می‌دهم. هزار دینار از من طلب دارد، اگر ممکن است صحبت کنید مهلتی به من بدهد. حضرت کسی را سرغ او فرستاد، فرمود: مشکل محمد بن وشاء را می‌دانی. گزارش داده که هزار دینار به شما بدهکار است. فرمود: این آقا ندارد پول تو را بدهد، در شکم پرستی و شهوترانی خرج نکرده است، از یک عده هم طلبکار است، بخاطر بحران‌های مالی نتوانسته پول‌هایش را از دیگران بگیرد. بخاطر مشکلات اقتصادی نتوانسته بدهی شما را بدهد. بدهکار گفت: شما از او بخواهید به من سه ما مهلت بدهد. امام نگفت به او مهلت بده. فرمود: او را ببخش و از او بگذر! آن شخص پرسید: فکر می‌کنم نظر شما این است که اگر چنین کاری را انجام بدهم «يُقْبَضُ‏ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَتُعْطَاهَا» (کافی/ص26) خداوند حسنات این آقا، عبادت و نمازشب‌هایش را از او می‌گیرد و به من می‌دهد. حضرت فرمود: من چنین چیزی نگفتم! فرمود: «اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَعْدَلُ» خدا کریم‌تر از این است. «مِنْ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَيْهِ عَبْدُهُ فَيَقُومَ فِي اللَّيْلَةِ الْقَرَّةِ» یک بنده‌ای در شب سرد زمستان نماز بخواند «أَوْ يَصُومَ فِي الْيَوْمِ الْحَارِّ» در روز گرم تابستان روزه بگیرد، حالا همه این عبادت‌ها را خدا به تو بدهد بخاطر اینکه از طلبش می‌گذری؟ «أَوْ يَطُوفَ بِهَذَا الْبَيْتِ ثُمَّ يَسْلُبَهُ ذَلِكَ فَيُعْطَاهُ وَ لَكِنْ لِلَّهِ فَضْل کثیر» خدا جبران می‌کند ولی نه اینکه از عبادات او به تو بدهد. به امام عرض کرد: من او را حلال کردم!
انصافاً الآن فرض کنید یک بازاری در خانه یک مرجع تقلید، عالم برود و بگوید: به کسی مبلغ سنگینی بدهکار هستم. شما بگویید: به من مهلت بدهد. اصلاً این آقایان دسترسی دارند این کار را انجام دهند؟ حالا بر فرض ورود هم کردند، آقا نگوید: مهلت بدهید، بگوید: از مبلغ بدهی او بگذر! مرد هست کسی بگوید: باشد می‌گذرم؟ چقدر پیام‌های خوبی در مورد مستأجرین و صاحبخانه‌ها به دست ما رسید. الحمدلله و خدا را شکر. در قصه مستأجرها باید چند جلسه صحبت کنیم. بعضی دیگر به دلیل سنگینی اجاره بهاء، قادر نیستند. اگر این روال ادامه پیدا کند، حاشیه‌نشینی و کانکس نشینی در اطراف شهر زیاد خواهد شد و چه کسی پاسخگو هست. از بنگاه‌داران و مالکین عزیز خواهش می‌کنیم که واسطه شوند، کمک کنند و قدری با مستأجرین راه بیایند. هرکسی واسطه در این کارها هست، به حق امام صادق قسمتان می‌دهم که زبانتان به نفع مستأجر بگردد.
کسی محضر امام صادق بود، یک کسی از اهل خراسان خدمت امام صادق آمد و گفت: از راه دور آمدم. یک گرفتاری مالی پیدا کردم. الآن تا خراسان فاصله دارم. اگر می‌شود به من کمکی کنید. حضرت نشسته بودند، انتظار داشتند، تا کسی اظهار نیاز می‌کند پنج نفر بگویند: این حرف‌ها چیست؟    ‏ حضرت نگاهی به این طرف و آن طرف کردند، دیدند هیچکس حرف نمی‌زند. هستند کسانی که امروز با یکی دو میلیون گرفتاری‌شان برطرف می‌شود. می‌پرسند: بهترین کار خیر چیست؟ می‌گویم: درست است صدقات خوب است، اما همین قرض الحسنه‌ها، همین که شما پولت را در صندوق مطمئنی بگذاری و از اصل پول شما یک وام بدون بهره کم باشد، شیرینی این وام در کامش بماند. حضرت نگاهی کرد و دید کسی به روی خود نمی‌آورد، ناراحت شد و فرمود: «إِنَّمَا الْمَعْرُوفُ ابْتِدَاءٌ فَأَمَّا مَا أَعْطَيْتَ بَعْدَ مَا سَأَلَ فَإِنَّمَا هُوَ مُكَافَاةٌ لِمَا بَذَلَ‏ لَكَ‏ مِنْ مَاءِ وَجْهِهِ» (بحارالانوار/ج93/ص146) اگر همین الآن هم جواب حاجت او را بدهید فکر نکنید کار مهمی کردید. کار خیر آن است که وقتی طرف به زبان نیاورده شما بتوانی مشکلش را برطرف کنی. امروز اگر بعد از اینکه آبرویش را در میان گذاشت و فروخت، این پول آبرویش را دادی.
امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «ألسّخاء ما كان‏ إبتداء فإن كان عن مسئلة فحياء و تذمّم» وقتی به شما می‌گویند: سخاوتمند که خودت بفهمی مشکل بستگانت چیست، چه گرفتاری دارند و حل کنی. سخاوت آن است که طرف به زبان نیاورد. وقتی طرف سؤال کرد شما حاجتش را برآورده کنی، آبرویش را فروخته است. کسی محضر امام صادق(ع) آمد و از حضرت کمک خواست، امام(ع) فرمودند: بنشین. فرمودند: پولی به او بدهید تا با طرف روبرو نشده است. گفتند: آقا چرا این کار را کردید؟ فرمود: نمی‌خواستم این حالت نیاز و اظهار نیاز را در چهره او ببینم. بالاخره وقتی کسی به کسی رو می‌زند، شما خودت گرفتار نبودی؟ وقتی می‌گویی: اگر می‌شود یک وامی به من بده، آن هم در حالت اضطرار است، نذر می‌کند، توسل می‌کند، حالا با این اضطراب آمده نزد شما ایستاده که می‌شود با من کنار بیایی، یک وامی به ما بدهی. اجاره را بالا نبری. امام فرمود: نخواستم حالت اضطراب را در چهره او ببینم.    
در یک داستان دیگر داریم از امام حسین(ع)، کسی به سیدالشهداء نامه داد. حضرت نامه را نخوانده فرمود: هرچه هست درست است و حاجت تو برآورده است. یک کسی گفت: آقا شما نامه را بخوان و بعد بگو حاجت شما برآورده است. فرمود: نمی‌خواستم حالت اضطراب را در او ببینم.
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم و انشاءالله با توصیه‌های شما و پیام‌های مثبت شما در مورد طرح صاحبخانه خوب، اتفاق مبارک بیافتد و بتوانیم با شیرینی گره باز کنیم.
حاج آقای حسینی قمی: اگر بخواهیم از دیگران دستگیری کنیم، راه هست. یک کسی گفته بود: در خانه خودمان وسیله دست دومی که داریم، می‌خواهیم عوض کنیم، این وسیله را که می‌فروشیم می‌گذاریم برای گره‌گشایی کردن از دیگران. کسی می‌گفت: گاهی می‌روم جنسی را بخرم، جنسی که تخفیف می‌خورد و ارزانتر می‌خرم، آنچه از پول من باقی می‌ماند را برای نیازمندان می‌گذارم.
شریعتی: من مسلمان شده‌ی مذهب چشمی هستم که در آن عاطفه با عقل و جنون توأم شد. انشاءالله ثواب تلاوت آیات امروز را هدیه کنیم به روح بلند امام صادق(ع) و دعا می‌کنم که با نابودی آل سعود زیارت حضرت نصیب همه ما شود. امروز صفحه 83 قرآن کریم آیات 27 تا 33 سوره مبارکه نساء را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ اللَّهُ‏ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً «27» يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً «28» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً «29» وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً «30» إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً «31» وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيماً «32» وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيداً»
ترجمه آیات: خداوند مى‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك سازد،) ولى كسانى كه از هوسها پيروى مى‏كنند، مى‏خواهند كه شما به انحرافى بزرگ تمايل پيدا كنيد. خداوند مى‏خواهد (با آسان كردن قوانين ازدواج، بار تكليف) شما را سبك كند. و انسان، ضعيف آفريده شده است. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل نخوريد، مگر اينكه تجارتى با رضايت يكديگر باشد. و خود (و يكديگر) را نكشيد، همانا خداوند نسبت به شما همواره مهربان بوده است. و هر كس از روى تجاوز و ستم چنان كند (و دست به مال و جان مردم دراز كرده، يا خودكشى و خونريزى كند) به زودى او را در آتشى (عظيم) وارد سازيم و اين كار، بر خداوند آسان است. اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچكتان را بر شما مى‏پوشانيم و شما را در جايگاهى ارجمند وارد مى‏كنيم. و آنچه را كه خداوند سبب برترى بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد. براى مردان از آنچه بدست آورده‏اند بهره‏اى است و براى زنان نيز از آنچه كسب كرده‏اند بهره‏اى مى‏باشد و (به جاى آرزو و حسادت) از فضل خداوند بخواهيد، كه خداوند به هر چيزى داناست. و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان و كسانى كه با آنان پيمان بسته‏ايد، برجا گذاشته‏اند، براى هر يك وارثانى قرار داده‏ايم، پس سهم آنان را (از ارث) بپردازيد، زيرا كه خداوند بر هر چيز، شاهد و ناظر است.
شریعتی: یک تغییراتی در فصل تابستان در برنامه سمت خدا رخ خواهد داد، جناب حاج آقای عاملی روزهای پنج‌شنبه در برنامه حضور خواهند داشت. امروز داریم توصیه‌های ویژه امام صادق نسبت به حواریون و اصحاب خاص حضرت را می‌شنویم.
حاج آقای حسینی قمی: فصل دومی که عرض می‌کنم اینکه ائمه(ع) خیلی مواظب بودند. فصل اول گفتیم که ما باید مراقب گرفتارها باشیم. حضرت فرمودند: اگر مؤمن گرفتاری داشت، وسط طواف جواب او را بدهید. نقطه مقابل سفارش می‌کردند تا می‌توانید درد دلتان را نزد هرکسی باز نکنید. مؤمن باید حرمت خودش را حفظ کند.
داستان اول از شیخ صدوق است، ایشان کتابی دارد به نام «کتاب الاخوان» کسی از اصحاب امام صادق به نام حسن بن راشد، می‌گوید: حضرت به من فرمود: «يَا حَسَنُ إِذَا نَزَلَتْ‏ بِكَ‏ نَازِلَةٌ» اگر مشکلی برایت پیش آمد، پیش هرکسی ننشین درد دل کن. نزد غیر پیروان اهل‌بیت نگو. متأسفانه بعضی عادت کردند هرجا می‌نشینند درد دل و شکایت می‌کنند. یکوقتی مشهد مشرف بودم، چند جلسه رفتم و خسته شدم. رفتم آرایشگاه، تا نشستم اولین بار این آقا را دیده بودم، حال صحبت نداشتم. اما گفتم الآن می‌گوید: چقدر بداخلاق هستی. گفتم: حال شما چطور است؟ گفت: بمیرم از این زندگی بهتر است! این خوب نیست هرجا می‌نشینیم شکایت کنیم.
حضرت فرمود: به بیگانه نگو، به برادر ایمانی خود بگو، «وَ إِمَّا مَعُونَةً بِجَاهٍ»  از آبرویش برایت خرج می‌کند. ما می‌گوییم: سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند. ائمه می‌فرمودند: باید سرتان در گرفتاری دیگران درد بکند. باید سر درد داشته باشید، چقدر روایت داریم کسی به شما مراجعه کرد یا خودت کارش را انجام بده، نمی‌توانی از آبرویت خرج کن. « مَا آمَنَ‏ بِاللَّهِ‏ وَ لَا بِرَسُولِهِ‏ وَ لَا بِوَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ» امام صادق فرمود: به خدا و رسول و ولایت ما ایمان ندارد، کسی که اگر برادر ایمانی او گرفتاری‌اش را مطرح کرد، یا خودت یا از آبرویت خرج کن. «أَوْ دَعْوَةً فَتُسْتَجَابُ أَوْ مَشُورَةً بِرَأْيٍ» اگر نتواند یک دعا در حقت می‌کند، یک مشورت به تو می‌دهد و همفکری می‌کند. مؤمن بی تفاوت نیست. تو هم نزد هرکسی نرو مگر کسی که اهلش باشد.
داستان دوم از امام صادق(ع) است که کسی به حضرت مراجعه کرد، مفضل بن قیس، از اصحاب امام صادق است، می‌گوید: خدمت حضرت رفتم شکایت کردم، گفتم: برای ما دعا کنید. حضرت گفتند: یک مبلغ قابل توجهی به او بدهید. گفتم: منظورم پول نبود و فقط خواستم در حق من دعا کنید. حضرت فرمودند: من دعا هم می‌کنم. هرجا ننشین سفره دلت را باز کن، خودت را کوچک و ذلیل می‌کنی. در مستدرک الوسایل بابی داریم که کراهت دارد آدم فقرش را جایی اظهار کند مگر به مؤمنین و خواص. موارد متعددی داریم یکی در من لا یحضر شیخ صدوق است و یکی در تفسیر عیاشی است. یکی از اصحاب امام صادق می‌گوید: خدمت حضرت بودم. ما پنج تا ابوبصیر داریم، یکی دو مورد هستند که در تمام روایات گفتند: مورد وثوق و اعتماد است. یکی از امام صادق(ع) سؤال کرد و گفت: فلانی صد هزار درهم دارد، اما می‌گوید: امسال می‌روم، سال دیگر می‌روم. نرفت تا از دنیا رفت. کسی که واجب الحج بود و نرفت، نشنیدی قرآن می‌گوید: «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُ‏ سَبِيلًا» (اسراء/72) از آثار کسی که حج واجبش را ترک کند، فردای قیامت کور محشور می‌شود.
یادمان باشد در مسائل دینی دخالت نکنیم، خیلی هستند می‌دانند مستطیع هستند، می‌گویند: ما گرفتاری داریم. ما احکام را می‌دانیم. درست هست پول داریم ولی گرفتاری داریم. به یک استاد دانشگاهی گفتم: امسال حج می‌روی. گفت: امسال فصل خوبی است ولی اگر بخواهم بروم باید دو روز مرخصی بگیرم. مرحوم کلینی و مرحوم شیخ صدوق نقل کردند. اسحاق بن عمار از اصحاب خوب امام صادق است، به امام گفت: «إِنَّ رَجُلًا اسْتَشَارَنِي‏ فِي الْحَجِّ» (کافی/ج4/ص271) یک کسی با ما مشورت کرد آقا به نظرت من واجب الحج هستم یا نه؟ گفتم: نمی‌خواهد بروی. تو حال نداری! چرا در همه مسائل اظهار نظر می‌کنیم، در مسائل علمی، فقهی و غیره اظهار نظر می‌کنیم. این درست  نیست. حضرت به او فرمود: «مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً قَالَ فَمَرِضْتُ سَنَةً» حق توست که یکسال بیمار شوی. خودش می‌گوید: یک سال تمام بیمار شدم برای اینکه یک مسأله را بی‌خود پاسخ دادم. از بانوان بزرگوار تقاضا می‌کنم در اظهار نظرهایشان دقت کنند.
شریعتی: بحث خیلی خوبی بود. با اصحاب حضرت آشنا شدیم، با محمد بن مسلم، زراره، أبان بن تغلب، دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای حسینی قمی: انشاءالله برای امام صادق کم نگذاریم که خیلی مدیون حضرت هستیم. خدایا به حق محمد و آل محمد توفیق آشنایی به معارف دین و عمل به آن را به همه ما عنایت بفرما. به حق امام صادق همه آنهایی که التماس دعا گفتند، مریض‌ها لباس عافیت بپوشان، گرفتاری‌ها را برطرف بفرما. قرض مقروضین ادا بفرما. خدایا به اهل خیر دل دریایی برای مراعات مستأجرین و گرفتارها عنایت بفرما.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»