main logo of samtekhoda

98-04-03-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای نوزدهم (باران)

حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای نوزدهم (دعا برای طلب باران)
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای نوزدهم (دعا برای طلب باران)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 03-04- 98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه بیننده‌ها و شنونده‌های خوبمان، انشاءالله هرجا هستید خداوند متعال پشت و پناه شما باشد. یادمان نمی‌رود برای شفای مریض‌ها دعا کنیم، همینطور برای کنکوری‌های عزیز که انشاءالله در همه مراحل زندگی موفق باشند و خداوند متعال و اهل‌بیت پشت و پناهتان باشد. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. عرض سلام دارم خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز. انشاءالله در این هوای گرم دلهای ما پر از مهر و محبت، گرمای محبت و یگانگی باشد. خانواده‌ها به هم مهربانتر باشند. انشاءالله گرما را تحمل کنیم و به فکر گرمازده‌ها هم باشیم.
شریعتی:
بیچاره پرنده‌ای که پرواز نکرد *** تا آخر راه رفت و آغاز نکرد
دستی به دعا نبرد و در عمر خودش *** یک مرتبه هم صحیفه را باز نکرد
خوشحالم امروز مهمان صحیفه نورانی سجادیه هستیم. امروز با دعای نوزدهم که در مورد باران است نکاتی را برای ما خواهند گفت.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.  
دعای نوزدهم حضرت درخواست باران و بارانی که مناسب ما باشد و همه عالم را احیاء کند. حضرت می‌فرماید: «اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ» غیث به بارانی که در آن نفع و برکت باشد، مَطَر هم به معنی باران است ولی هم باران خوب را شامل می‌شود، هم بارانی که تند است. غیث بارانی است که نرم و ملایم است و برای ما سازندگی دارد. «وَ انْشُرْ عَلَيْنَا رَحْمَتَكَ‏ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ» خدایا رحمت خودت را بر ما ریزش کن و نشر بده با باران پر مایه و فراوانی که برای ما می‌فرستی. باران یکی از مظاهر رحمت خدا و عنایت و لطف خدا بر بندگان است. از ابری که به طرف ما می‌کشی برای احیای گیاهان زمینی که زمین را زیبا می‌کند. «وَ امْنُنْ عَلَى عِبَادِكَ بِإِينَاعِ الثَّمَرَةِ» خدایا بر ما منت بگذار که با آوردن باران، میوه‌ها و نباتات رشد پیدا کند و به نتیجه برسد. اگر باران نباشد امکان ندارد اینها به ثمر برسند. «وَ أَحْيِ بِلَادَكَ بِبُلُوغِ الزَّهَرَةِ» خدایا شهرها را آباد کن به شکوفا کردن شکفته‌ها، این شکوفه‌ها را خدا بارور می‌کند و تبدیل به میوه می‌کند. «وَ أَشْهِدْ مَلَائِكَتَكَ الْكِرَامَ السَّفَرَةَ» خدایا ملائکه را هم شاهد بگیر برای کارهای خیری که می‌کنی. ملائکه هم برای بندگان خدا دعا می‌کنند و دست به دعا و استغفار دارند. «بِسَقْيٍ مِنْكَ نَافِعٍ» بارانی که منفعت داشته باشد. «دَائِمٍ غُزْرُهُ» ریزش آن دائمی باشد. «وَاسِعٍ دِرَرُهُ» پر مایه باشد و زیاد باشد. زود برای ما باران بفرست که مشکلات ما زود حل شود و کمبودها از بین برود. «وَابِلٍ سَرِيعٍ عَاجِلٍ تُحْيِي بِهِ مَا قَدْ مَاتَ» یکی از کارهای باران این است که زمین مرده را زنده می‌کند. در آیات قرآن اشاره شده که یکی از براهینی که می‌توانیم برای قیامت داشته باشیم، زمینی که مرده است، گیاه ندارد و خشک است، با ریزش باران چقدر گل و گیاه و شکوفه می‌دهد. امسال در جاده قم دشت شقایق شده است. این بارندگی باعث شد که چنین شود و این لطف خداست. همینطور که خدا زمین مرده را با آوردن باران زنده می‌کند و این همه نبات و گیاه و حبوبات، همینطور هم خدای متعال افرادی که می‌میرند و در زمین می‌روند، شمس یک غزل قشنگی دارد، می‌گوید:
کام دانه فرو رفت در زمین که نرست *** چرا به دانه آدمیت این گمان باشد
تمام انسان‌هایی که می‌میرند روزی دوباره زنده می‌شوند، همین دلیل بر قیامت است. در پاییز و زمستان رو به موت می‌روند تا نزدیک بهار و در بهار همین زمین اینقدر سرسبز و رنگ آمیزی مختلف و گل و گیاه مختلف دارد. گیاهان و میوه‌های مختلف که واقعاً دلیل بر این است که خدا می‌تواند احیاء کند. همینطور که زمین را بعد از مردن زنده می‌کند، انسان‌ها را هم بعد از مردن زنده می‌کند. این یک دلیل محکم بر قدرت و عنایت خداست. لذا می‌فرماید: «وَ تَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ» درختی که خشک شده و چیزی ندارد ولی آنهایی که از آن فوت شده، برگ‌هایی که ریخته و میوه‌هایی که از بین رفته دوباره خدا سرسبز می‌کند و با طراوت می‌رویاند. «وَ تُخْرِجُ بِهِ مَا هُوَ آتٍ» خدایا از این آب بارانی که می‌فرستی، از زمین مرده و گیاهان مرده دوباره خارج کن چیزهایی که در آینده باید به ما برسد. «وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِي الْأَقْوَاتِ» قوت و رزق ما را وسعت بده. «سَحَاباً مُتَرَاكِماً» ابرهایی که روی همدیگر انباشته شده است. بر ما بپوشان از ابرهایی که درونش خطرناک نباشد و باعث بلا و عذاب ما نباشد. حضرت دعا می‌کنند، «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَيْنَا سَمُوماً» یعنی ابری نباشد که باعث سم شود برای ما. یعنی مانع باران باشد بلکه جلوی تابش خورشید را هم بگیرد و برای ما درد سر شود. «وَ لَا تَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَيْنَا حُسُوماً» خدایا سردی این ابرهایی که برای ما می‌آید، برای ما نا خجسته و نا مبارک قرار نده. باران را به جای عذاب و بلا بر ما نازل نکن. بعضی باران‌ها هست که خدا می‌خواهد گوشمالی بدهد، می‌آید تا باعث خرابی می‌شود. خدایا اینطور باران را باعث گوشمالی ما قرار نده «وَ لَا تَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَيْنَا رُجُوماً، وَ لَا تَجْعَلْ مَاءَهُ عَلَيْنَا أُجَاجاً» خدایا این باران را از آب شیرین به ما مرحمت کن و باعث شوری و تلخی نشود که در کام ما ناگوار باشد. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنَا مِنْ بَرَكَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» خدایا بر پیامبر و آل او درود بفرست. خدایا عنایتی کن و از برکات آسمان و زمین رزق و روزی ما را برسان و ما را بی‌نیاز کن. خدایا تو بر هر چیزی قادر هستی.
چند نکته باید خدمت عزیزان در مورد باران و نعمت‌هایی که خدای متعال به ما مرحمت کرده، بگویم. اولاً قدردانی و شناخت نعمت خیلی مهم است. درک و شکرگزاری نعمت که بسیار نکته مهمی است. اکثر افراد فکر می‌کنند با دور زدن زیاد و تلاش زیاد می‌توانند نعمت‌ها را فراوان کنند. ولی در قرآن خدای متعال می‌فرماید: درک به داده‌ها و شکرگزاری داده‌ها زیاد می‌کند. آنچه خدا مرحمت کرده دارد دائم روی سر ما می‌ریزد، شاکر و قدردان باشیم. در این آیه مبارکه تأکید است. «وَ إِذْ تَأَذَّنَ‏ رَبُّكُمْ‏ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» (ابراهیم/7) حتماً وفور نعمت را روی سر شما خواهم ریخت. «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» این هم تعبیر تندی است. بعضی از نعمت‌هایی که خیلی از آن غافل هستیم، یکی نور خورشید است. واقعاً خورشیدی که لحظه‌ای از کارش کم نمی‌گذارد و دائم در حال حرکت است و این چهار فصل و سال را ایجاد می‌کند. نور و انرژی و حرارت را به همه موجودات اطراف خود می‌دهد، اگر نور خورشید نباشد یا اندازه‌ای که فاصله دارد کم و زیاد شود، یا می‌سوزیم و از بین می‌رویم یا می‌میریم. هیچوقت نشستیم سجده شکر به جا بیاوریم و بگوییم: الحمدلله از نعمت خورشید چقدر بهره‌مند هستیم. دائماً سرگردان در کار خودش است که به ما منفعت و خیر برساند. نور و حرارت و انرژی خورشید اگر نباشد در کره زمین موجودی زنده نخواهد بود.
یکی دیگر از نعمت‌های خدای متعال نعمت هوا و اکسیژن است که تمام موجودات احتیاج به اکسیژن دارند. تمام صنایع ما، تمام موتور آلات ما اگر راه تنفس را ببندی، هر موجودی به آن هوا نرسد، می ‌میرد. تمام موجودات عالم با اکسیژن زنده هستند. چند تا از شاگردان مرحوم قاضی از قول ایشان نقل کردند، فرمودند: به سالک الی الله چیزی ندهید الا هوای لطیف! خود این هوای لطیف که آدم استنشاق می‌کند، هوای جنگل که لطیف است، اکسیژن مجانی که خدا در اختیار بنده‌ها قرار دارد، چه نعمت بزرگی است که اگر نباشد همه ذرات عالم از بین می‌روند. این اکسیژن را ارزان و مفت در اختیار ما گذاشته است. نعمت باد اگر باد نوزد، تمام موجودات عالم از بین می‌روند. اگر در این دریا موج نباشد، آب‌ها جا به جا نمی‌شود و موجودات از بین می‌روند. این باد و بخارهایی که از تابش خورشید است، که خورشید چقدر نقش دارد در ایجاد باران. اگر خورشید نتابد اقیانوس‌ها بخار نمی‌شوند و تبدیل به باران نمی‌شود. اگر خورشید نبود، آب و بارانی نبود. خورشید است که به این اقیانوس‌ها می‌تابد و بخار می‌شود. این باد است که ابرها را جا به جا می‌کند در جای خود ببارند. این نعمت باد اگر نباشد تمام شهرها اصلاً قابل زندگی کردن نیست. اگر باد نباشد بین نر و ماده، نباتات و گیاهان لقاح صورت نمی‌گیرد. این باد است که از نبات‌های نر ماده‌ای را می‌گیرد و لقاح می‌کند. باد واقعاً نقش مهمی دارد. ما هیچوقت دو رکعت نماز نخواندیم و الحمدلله بگوییم. حتی در مناطقی که گرمسیر است، این گرما را انتقال می‌دهد و مناطقی که سردسیر است، جا به جا می‌شود و اعتدال برقرار می‌شود. اگر باد نباشد مناطق گرمسیری از گرما از بین می‌روند و مناطق سردسیری از سرما یخ می‌زنند. خدا می‌داند چه نعمت‌های بزرگی در گردش باد و حرکت باد قرار داده که ذرات و موجودات عالم به برکت باد هم زنده هستند و هم هوا تصفیه و لطیف می‌شود.
یکی از نعمت‌های بزرگ نعمت باران و نعمت آب است که خدای متعال می‌فرماید: «وَ جَعَلْنا مِنَ‏ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ» (انبیاء/30) چقدر روایت داریم اولُّ ما خلق الله عقل بوده است، نور پیغمبر بوده است، خود پیغمبر و امام و اهل‌بیت بودند. چندین روایت داریم «اول ما خلق الله الماء» آب بوده است. شاید جمع این روایات این باشد که در امور معنوی حقیقت عالم به برکت نور پیغمبر است. نور پیغمبر، عقل پیغمبر، حقیقت محمدی بوده است. در عالم ماده، آب بوده است. یعنی اول چیزی که از موجودات مادی خدا خلق کرده است، آب است و از این آب همه موجودات خلق شدند. اگر این خاک رطوبت نداشته باشد از بین می‌رود. اگر هوایی که نفس می‌کشیم خشک باشد نمی‌‌توانیم استفاده کنیم. حتی در اکسیژن هوا هم باید آب باشد. اگر به زمین آب نرسد چوب درست نمی‌شود، این همه معادن ایجاد نمی‌شود. هم وجود همه کائنات مادی از آب است، خود انسان از آب منی درست شده است. خدای متعال از یک ماده، انسان را آفرید. خدا می‌فرماید: ما همه موجودات را از آب خلق کردیم. اصل وجود ما از آب درست شده و بیشتر کره زمین هم آب است. بیشتر بدن خودمان از آب است. در رحم بچه در آب است. ادامه حیات ما با آب است. اگر چند روز آب نباشد انسان از بین می‌رود. تمام غذاها، نان که درست می‌کنیم، همه با آب است. اگر چشمه‌هایی که در دهان ما آب تولید می‌کند نباشد، این دهان ما خشک می‌شود.
خدا آقای عرفان را رحمت کند. ایشان فرمودند: نعمت‌هایی که در عمرمان فکرش را هم نمی‌کنیم. یک آقایی پستانک بزرگ مثل بادکنک در دهان داشت و می‌مکید. از اطرافیانش پرسیدم، گفتند: سوراخ‌هایی که در دهان باید ترشح کند، خشک شده و بسته شده است. انواع درمان‌ها را کردند ولی به این نتیجه رسیدند یک پستانک باید همیشه بمکد تا این چشمه‌ها کمی آب ترشح کند و بتواند حرف بزند. همه موجودات با آب زنده هستند. نعمت آب یک نعمت بزرگی است. از آب تعبیر به رحمت شده است. آتش مظهر غضب خداست. خدای متعال در آخر سوره ملک می‌فرماید: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ» (ملک/30) اگر شما بلند شدید و روزی سر از رختخواب برداشتید، خدا باران نفرستد، چشمه‌ها خشک شود. نهرها و جوی‌ها خشک شود. چه چیز غیر از خدا می‌تواند برای شما آبرسانی کند. تمام عالم جمع شوند نمی‌توانند یک ابر ایجاد کنند. پس بیاییم قدردان و شاکر باشیم. نعمت فقط پول نیست. سلامتی نعمت بزرگی است. اکسیژن نعمت بزرگی است. آب نعمت بزرگی است. قبض‌های آب نسبت به باقی قبض‌ها واقعاً ارزانتر است. ما با وجود باغچه در حیاط خانه‌مان در قم، شاید زیر بیست هزار تومان پول آب می‌دهیم. ولی آدم‌هایی هستند که بالای یک میلیون هزینه قبض آب می‌دهند. یکی از راهکارها این است که توجه به این نعمت‌ها داشته باشیم و صرفه‌جویی کنیم و گول این را نخوریم که امسال بارندگی زیاد بوده است و الحمدلله سدها پر شده است.
کسی یک لیوان آب را مقابل امام دور ریخت و امام فرمود: چرا اسراف می‌کنی؟ یک هسته خرما در بعضی مناطق که برای مداوا به کار می‌برند، هر چیزی که قابل استفاده است، نباید اسراف کنیم. در کشاورزی‌هایمان زیاد آب مصرف نکنیم. در پارک‌ها آب را باز می‌کنند و می‌روند. مکرر در اداره‌ها و هتل‌ها دیدم شیر خراب است و دل نمی‌سوزانند. اگر جلوی اسراف آب را بگیریم بسیاری از کمبودهای ما حل می‌شود. در مملکت ما در مصرف انرژی و خوراک و پوشاک خیلی اسراف است. آنوقت دعا می‌کنیم و اجابت نمی‌شود. جلوی اسراف را بگیریم. بنده با همین یک لیوان آب وضو می‌گیرم. «الوضوء غسلتان و مسحتان» یک مشت به صورت می‌ریزی و دو تا دست، دو تا شست و شو است و دو تا مسح است. اینکه شیر آب را باز بگذاریم و وضو بگیریم یا غسل کنیم درست نیست. قدردانی و شکرگزاری نعمت‌ها خیلی مهم است.
روایت زیبایی است که پیغمبر خدا وقتی آب نوش جان می‌کردند، می‌فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَقَانَا عَذْباً زُلَالًا وَ لَمْ‏ يَسْقِنَا مِلْحاً أُجَاجاً وَ لَمْ يُؤَاخِذْنَا بِذُنُوبِنَا» (کافی/ج6/ص384) خدا را شکر می‌کنیم که آب گوارای سالم و شیرین به ما مرحمت کرد. آب تلخ و شور به ما مرحمت نکرد. ما را به گناهانمان مؤاخذه نکرد. این روایت در کافی شریف است، همیشه همه تقاضا کنند که باران رحمت الهی ببارد، در وقتش و درست و فراوان ببارد. بعضی هستند شغل‌هایی دارند مثلاً اگر الآن باران ببارد، برنامه‌هایش به هم می‌خورد یا چیزهایی که پهن می‌کرده زیر آفتاب خشک شود، می‌گوید: نه باران نیاید. می‌گوید: «إِنَّ اللَّهَ‏ جَعَلَ‏ أَرْزَاقَ‏ أَنْبِيَائِهِ فِي الزَّرْعِ وَ الضَّرْعِ لِئَلَّا يَكْرَهُوا شَيْئاً مِنْ قَطْرِ السَّمَاءِ» (کافی/ج5/ص260) خدا رزق و روزی انبیاء را یا در دامداری یا در کشاورزی قرار داده است. شغل بیشتر انبیاء هم یا چوپانی بوده یا کشاورزی بوده است. برای اینکه همیشه از خدا طلب باران رحمت کنند و نگاهشان به آسمان باشد. اینهایی که کشاورز و دامدار هستند، دائم نگاهشان به بالاست و این قشنگ است. لذا همیشه از خدا بخواهیم که باران رحمت الهی ببارد و شاکر و قدردان باشیم.
نکته دیگر اینکه خشکسالی نقمت و بلا است و در همه چیز اثر می‌گذارد. هوا آلوده می‌شود، بعد از باران چقدر هوا لطیف است. یکی از کارهای باران پاکیزگی است. گرد و غبار را از بین می‌برد. لذا نیامدن باران بلا و نقمت است. در مورد فرعون و آل فرعون داریم «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ» (اعراف/130) چرا فراعنه و بنی اسرائیل به قحطی و خشکسالی و کمبود ثمرات و میوه‌ها مبتلا شدند، شاید برگردند و تذکر پیدا کنند. یعنی اگر خشکسالی می‌شود این گوشمالی است، حواسمان جمع باشد. نیامدن باران و کم آمدن گوشمالی است. امام صادق فرمودند: «مَا مِنْ‏ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ» هیچ سالی باران از سال دیگر کمتر نیست. خورشید هم کار خودش را می‌کند و بخار می‌کند. دریاها و اقیانوس‌ها هستند. پس خورشید کم نمی‌گذارد در ایجاد بخار و ابر، در این شوری آب دریا چه حکمت‌هایی هست که اگر شور نبود همه موجودات از بین می‌رفتند. چون آب شیرین زود متعفن می‌شود ولی این شوری آب، آب دریا و اقیانوس را بیمه کرده و تمام موجودات را حفظ کرده زنده بمانند. چون از طرف خدا یک ذره کم گذاشته نمی‌شود. «وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ» این بستگی به اعمال ما دارد، بعضی گناهانی که باعث خشکسالی می‌شود عرض می‌کنم. خدا این ابر و باران را تولید می‌کند، منتهی اگر مردم گناه و معصیت کنند، جا به جا می‌کند. در اقیانوس‌ها و دریاها می‌فرستد. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِي» اگر گناه و معصیت می‌کنند «صَرَفَ عَنْهُمْ» باران رحمت خودش را از سر آنها می‌برد به جایی که خودش می‌خواهد. اعمال و کردار ما، بی رحمی و رحم کردن ما در بارندگی اثر دارد. در سوره مبارکه نوح است، ابن عباس می‌گوید: یک نفر آمد به حضرت علی(ع) گفت که: خشکسالی فوق العاده‌ای شده است، فرمودند: برو استغفار بکن. یکی دیگر آمد گفت: نهرها و قنات‌های ما خشک شده است، فرمودند: برو استغفار کن. یکی دیگر گفت: میوه‌های ما ثمر نداده است. فرمودند: برو استغفار کن. چهارمی آمد گفت: اولاد ندارم، چهار پنج نفر آمدند، به همه فرمود: بروید استغفار کنید. ابن عباس می‌گوید من تعجب کردم و دیدم همه دردهای مختلف ولی درمانش توبه و استغفار است. حضرت به آیه قرآن استشهاد کردند، «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً» (نوح/10) حضرت نوح فرمود: بیایید استغفار کنیم. استغفار یعنی از بدی‌ها جدا شویم. استغفرالله خالی چه فایده‌ای دارد. شما تشنه هستی بگو: آب آب، سیراب نمی‌شوی. استغفار عمل است. رفتار توست و اینکه از کردارت پشیمان شوی. استغفار کنید که خدا غفار است. اگر استغفار کردید، «يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً» (نوح/11) باران رحمت بر شما می‌بارد. «وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً» مال شما زیاد می‌شود و حتی در نسل اثر دارد. باغستان‌های شما را بارور می‌کند و نهرها و چشمه‌ها جاری می‌شوند. «ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً» (نوح/13) چرا برای خدا ارزش قائل نیستید. گلایه می‌کند.
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف/96) تقوا و ایمان و خدا باوری ما، اعتقادات ما، قریه که می‌گوییم نه روستا، روستا و بخش و شهر و کلان شهر باشد، اگر مردم آبادی‌ها ایمان بیاورند و بارهایشان را بالا ببرند، در برکات آسمان و زمین را به روی آنها باز می‌کنیم. چرا در زمان ظهور امام زمان هم گنج‌های زمینی همه خودش را نشان می‌دهد، هم باران رحمت الهی اینقدر می‌بارد که مردم دنبال فقیر می‌گردند زکات بدهند، پیدا نمی‌کنند. چند گناه مهمی که در روایت اشاره شده است، یکی ندادن زکات است. یکی حکم ناحق است. مظلومی که در قوه قضائیه پرونده تشکیل می‌دهد، خدای نکرده قاضی حکم ناحق بدهد، یک قاضی در مدینه حکم ناحق داد، امام صادق اینقدر ناراحت شد، فرمود: مثل این احکام ناحق دادن و حق مظلوم را ندادن حبس مطر می‌کند و جلوی باران رحمت الهی را می‌بندد. یکی از چیزهایی که جلوی باران را می‌گیرد ظلم است. ظلم گناه بسیار بزرگی است. چند جلسه در همین سمت خدا در مورد ظلم صحبت کردیم. خیانت کردن، در مسائل ناموسی و اقتصادی و سیاسی، نباید باشد. امانتداری رزق و روزی را زیاد می‌کند. سخن‌چینی کردن!
در زمان حضرت موسی(ع) باران نیامد. حضرت موسی فرمودند: بیرون برویم نماز باران بخوانیم. در زمان مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری در وقت خشکسالی دعا کردند، باران آمد. خدای متعال فرمود: ای موسی در جمع شما بنی اسرائیل یک نفر هست که سخن‌چین هست، بخاطر او من غضب کردم و باران نمی‌فرستم. حضرت موسی(ع) نمی‌دانست او کیست. فرمودند: بیا از جمع بیرون برو. در محل و آبادی برو از مردم دور باشی.
یک نفر در حرم امام هشتم در روز عاشورا بمب گذاری کرد و چند نفر را شهید کرد، الآن میلیون‌ها نفر زائر می‌رود همه باید بازرسی شوند. یک خائن می‌تواند میلیون‌ها نفر را آزار بدهد. سخن‌چینی باعث می‌شود باران رحمت نیاید. این شخص خودش می‌دانست نمام است. دلش شکست، گفت: خدایا آبروی مرا حفظ کن. من نفهمیدم، شرمنده شد. حضرت موسی دید بادی بلند شد و ابری آمد، گفت: خدایا تو فرمودی سخن‌چینی در جمع بنی اسرائیل است. فرمود: بخاطر همان باران را فرستادم. مرحوم شیخ رجبعلی می‌گفت: من دیدم که یا سریع الرضا، در یک لحظه رخ داد. خدایی که اینقدر زود راضی می‌شود، نمی‌رویم با او رفیق شویم و انس بگیریم، می‌رویم با مردمی که هفتاد سال به آنها خدمت می‌کنی و باز هم بر سر آدم می‌زنند و منت می‌گذارند. خدا فرمود: بخاطر همان، او توبه کرده و از کارهایش برگشته و گفته: من این کارها را نمی‌کنم. بخاطر اینکه او نادم شد، منفعل و شرمنده شد، بخاطر همان باران را فرستادم. حضرت موسی فرمود: او را معرفی کن، خدا گفت: موقعی که سخن‌چین بود معرفی نکردم. حالا که توبه کرده آبرویش را ببرم؟
در زمان حضرت سلیمان باران نمی‌آمد، دید مورچه‌ای از لانه‌اش بیرون آمد. حضرت سلیمان داشت رد می‌شد. سرش را بالا کرد و گفت: ای خدا، ما مورچه‌ها چه گناهی داریم. ما را به گناه بنی آدم مؤاخذه نکن. خدا گفت: من باران رحمت را می‌فرستم. به سلیمان پیامبر خطاب شد که برگرد، نمی‌خواهد نماز باران بخوانی. دعای این مورچه را من مستجاب می‌کنم. یک مورچه در عالم اثر دارد. اعمال و رفتار ما     هم اثر دارد، کاری نکنیم که باعث شویم خیر و رحمت الهی بر دیگران نبارد!
شریعتی: انشاءالله باران رحمت الهی بر کویر دلهای ما ببارد و خداوند باران رحمتش را که منشأ همه خیرات و برکات هست را بر ما نازل کند. امروز صفحه 82 قرآن کریم، آیات 24 تا 26 سوره مبارکه نساء را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ‏ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً «24» وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «25» يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»
ترجمه آیات: و (ازدواج با) زنان شوهردار (نيز بر شما حرام شده است،) مگر آنان كه (به حكم خداوند، در جنگ با كفّار) مالك شده‏ايد. (اين احكام،) نوشته و قانون خدا بر شماست. و جز اينها (كه گفته شد،) براى شما حلال است كه (زنان ديگر را) به وسيله‏ى اموال خود، به قصد پاكدامنى و نكاح، نه به قصد زنا، طلب كنيد. پس هرگاه از آن زنان، (به نكاح موقّت) كام گرفتيد، مهرشان را به عنوان يك واجب بپردازيد و پس از تعيين مهر، در (تغيير مدّت عقد يا مقدار مهر) آنچه با يكديگر توافق كنيد، بر شما گناهى نيست. همانا خداوند دانا و حكيم است. و هر كس از شما، كه توانايى مالى ندارد تا با زنان آزادِ باايمان ازدواج كند، پس از كنيزانِ با ايمانى كه شما مالك آنيد، (به زنى بگيرد) و خدا به ايمان شما داناتر است. همه از يكديگريد، پس (نگوييد: كه من آزادم و تو كنيز. و) با اذن صاحبانشان آن كنيزان را به همسرى درآوريد و مهريه نيكو و به‏طور شايسته به آنان بدهيد، به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه اهل فحشا و نه اهل دوست گرفتن‏هاى پنهانى. پس آنگاه كه كنيزان، صاحب همسر شدند، اگر مرتكب زنا شوند، كيفرشان نصف كيفر زنانِ آزاد است. اين (نوع ازدواج،) براى كسانى از شما رواست كه از (رنج وفشار بى‏همسرى و) افتادن به گناه و زنا بر خود بترسد، با اين همه، صبر كردن (و ازدواج نكردن با كنيزان) برايتان بهتر است و خداوند بخشنده و مهربان است. خداوند مى‏خواهد (با اين قوانين، راه سعادت را) براى شما آشكار سازد و شما را به سنّت‏هاى (خوب) پيشينيانتان راهنمايى كند و شما را (با بيان احكام) از گناه پاك سازد و خداوند، دانا و حكيم است.
شریعتی: یکی از نعمت‌هایی که باید همیشه قدردان باشیم نعمت صلوات بر محمد و آل محمد است، با تمام برکاتی که به سمت ما سرازیر می‌کند.
حاج آقای فرحزاد: همینطور که باران رحمت الهی است، نمونه معنوی رحمت الهی، چهارده معصوم هستند. فرمود: «إِنَّ حَدِيثَنَا يُحْيِي‏ الْقُلُوبَ»‏ (خصال صدوق، ج 1، ص 22) نام و کلام و یاد و توسل و پیوند به آنها، چقدر از امام زمان تعبیر به ماء معین شده است، «إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً» یعنی امام زمان شما غائب شود، چه کسی می‌تواند غیر از خدای متعال امام شما را بیاورد. از امام تعبیر به آب شده است، از معارف الهی و روایات و آیاتی که دلهای مرده را زنده می‌کند، همه اینها تفسیر معنوی آب است. لذا آنها هم دلها را زنده می‌کنند. یکی از چیزهایی که دلها را زنده می‌کند صلوات بر محمد و آل محمد است که صلوات نور و رحمت می‌آورد، خدای متعال به حضرت موسی(ع) فرمود: اگر قرب اعلای مرا می‌خواهی، زیاد بر حبیب من محمد مصطفی صلوات بفرست که صلوات بر حبیب من، نور و رحمت و هدایت است.
شریعتی: ما از پنجشنبه این هفته در خدمت حاج آقای عاملی هستیم و دوستداران مباحث ایشان می‌توانند پیگیری کنند. از تازه‌های نشر، سلسله مباحث سیره پیامبر(ص)، سیره‌ی سفر هست با توجه به اینکه فصل تابستان آغاز شده  دوستان عازم سفر هستند، اگر می‌خواهند از آداب سفر بشنوند، با نکته‌های نابی که حاج آقای فرحزاد در این کتاب آوردند، سفر پرباری داشته باشند.
حاج آقای فرحزاد: بنده فکر نمی‌کردم مکتب ما انقدر جامع و کامل باشد، حدود شصت نکته از ریزترین مسائل سفر، از اینکه یک سوزن و نخ و نمک با خودتان ببرید، تا همسفر که یک سفر برای خدا رفتن بالاتر از هفتاد حج قبول شده است. نکات نابی در مورد سفر در روایات و سیره اهل‌بیت هست که اینجا اشاره شده است.
شریعتی: از عبدالله بن ابی یعفور برای ما بگویید.
حاج آقای فرحزاد: شنبه‌ای که پیش رو داریم شهادت امام ششم، امام جعفر صادق است. امام صادق حق فوق العاده در احیای مکتب و معارف ما دارد. شرکت در مجالس داشته باشیم و از این فرصت‌ها استفاده کنیم و بیشتر با امام صادق و دوستان حضرت آشنا شویم. این هفته یکی از اصحاب و یاران خاص امام صادق مطرح شده است، یکی از این اصحابی که به ایشان خیلی غبطه می‌خورم جناب عبدالله بن ابی یعفور است. روایت اول یک شخصی از نزد عبدالله بن ابی یعفور می‌خواست خدمت امام صادق برود. گفت: سلام مرا به امام صادق برسان. خدمت آقا شرفیاب شد، گفت: عبدالله بن ابی یعفور سلام رساند. امام صادق فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو: عبدالله بن ابی یعفور، امیرالمؤمنین چه کار کرد که اینقدر نزد پیغمبر جایگاه عظیم و فوق العاده پیدا کرد؟ امام صادق فرمودند: راستگویی و امانتداری دو شاخصه مهم بندگان خوب خدای متعال است. «ما وجدت احدا يقبل وصيتى و يطيع‏ امرى» امام صادق فرمود: کسی را نیافتم که تمام وصیت مرا قبول کند و مطیع امر من باشد، «الا عبد اللّه بن ابى يعفور». وقتی فرمود: اگر شما انار را به دو قسمت تقسیم کنی و بگویی: نصفش حلال است و نصف دیگر حرام من قبول دارم. حضرت فرمودند: «رحمک الله» یعنی اینقدر مطیع و تابع ما هستی.
یک نفر به عبدالله بن ابی یعفور گفت: می‌شود بیایی در دادگاه شاهد من باشی. گفت: باشد من می‌آیم و بر حقانیت تو شهادت می‌دهم. قاضی از اهل سنت بود و از طرف حکام آن زمان بود و با اهل تشیع رابطه خوبی نداشتند. آمد شهادت داد. قاضی چون همسایه عبدالله بن ابی یعفور بود، گفت: «ما علمتکَ الا صدوقاً طویل اللیل» من همسایه دیوار به دیوار شما هستم، صد در صد می‌دانم آدم راستگویی هستی و شب‌ها مشغول عبادت هستی جز یک مشکلی که داری    من نمی‌توانم شهادت تو را قبول کنم. حاکم و خلیفه دستور داده شهادت رافضی‌ها را قبول نکن. اشکال تو این است که شیعه هستی و پیرو امام صادق هستی. من شهادت تو را قبول نمی‌کنم. در روایت داریم عبدالله بن ابی یعفور شروع کرد به گریه کردن، به پهنای صورت اشک می‌ریخت. قاضی ناراحت شد و گفت: من حرف بدی نزدم. شما شیعه هستی و مطیع امام صادق هستی. گفت: نه، تو چرا مرا به امام صادق نسبت دادی؟ من کجا و امام صادق کجا؟ من خیلی پایین‌تر از این حرف‌ها هستم. قاضی منقلب شد و شهادت او را قبول کرد.
یک نامه جالبی است برای مفضل، امام صادق(ع) بعد از وفات عبدالله بن ابی یعفور نوشتند. حضرت نوشتند: خدا از عبدالله بن ابی یعفور راضی بود. «يا مفضل عهدت إليك عهدي كان إلى عبد اللّه بن أبي يعفور (صلوات اللّه عليه) فمضى (صلوات اللّه عليه) موفيا للّه‏ عزّ و جلّ‏ و لرسوله و لإمامه» به عهدی که با خدا و پیغمبر و امامش بسته بود، وفا کرد. «بالعهد المعهود للّه، و قبض (صلوات اللّه على روحه)» صلوات خدا بر روح عبدالله بن ابی یعفور باشد. «محمود الأثر» آثار خوبی بر جا گذاشت. «مشكور السعي» کارهایش قابل ستایش است. «مغفورا له» قابل آمرزش است. «مرحوما برضى اللّه و رسوله و إمامه عنه» خدا و پیغمبر و امام از او راضی بودند. امام صادق قسم خوردند «بولادتي من رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله)» قسم به من امام صادق که بچه پیغمبر هستم، بعد از مردن او خدا او را در جایی جا داده که از طرفی دیوار به دیوار پیغمبر و از طرفی دیوار به دیوار امیرالمؤمنین است. حضرت فرمودند: «قَبَضَهُ اللَّهُ» اینقدر این آدم خوب بود «كَانَ فِي عَصْرِنَا أَحَدٌ أَطْوَعَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِه‏» مطیع‌تر از عبدالله بن ابی یعفور در زمان ما پیدا نشده است. تسلیم بود و راضی بود. صادق بودن و تواضع و ادب خیلی مهم است.
شریعتی: انشاءالله خداوند ما را از خواب غفلت بیدار کند، خدایا تو را به حق محمد و آل محمد قسم می‌دهیم، به همه عزیزانی که به مستأجرین رحم می‌کنند، اجاره کم می‌گیرند خدا خیر و برکت عنایت کند. قلب امام زمان از ما راضی و فرجش را نزدیک بگردان. ما را جز بهترین یاران اهل‌بیت قرار بدهد. کنکوری‌ها موفق باشند و مریض‌ها شفا پیدا کنند.
شریعتی: هرچه گفتیم جز حکایت دوست *** در همه عمر از آن پشیمانیم
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»