main logo of samtekhoda

98-03-28-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– سیره تربیتی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه- خطبه 183

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیره تربیتی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه- خطبه 183
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 28- 03-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
بی تاب‌تر از جان پریشان در تب *** بی‌خواب‌تر از گردش هذیان بر لب
بی رؤیت روی او بلا تکلیفم *** همچون گل آفتابگردان در شب
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. در محضر حاج آقای حسینی قمی نازنین هستیم. سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم.
شریعتی: در محضر کلام ناب و نورانی امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه شریف هستیم و به یکی دیگر از خطبه‌های حضرت اشاره خواهند کرد. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 183 نهج‌البلاغه، خطبه مفصلی است. «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ‏ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِيقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُمْ» امیرمؤمنان می‌فرماید: بدانید این پوست نازک شما طاقت آتش ندارد. «فَإِنَّكُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِي مَصَائِبِ الدُّنْيَا» در دنیا تجربه کردید چطور در برابر سختی‌های دنیا طاقت شما کم است. «أَ فَرَأَيْتُمْ جَزَعَ أَحَدِكُمْ مِنَ الشَّوْكَةِ تُصِيبُهُ» چه فریادی از شما بلند می‌شود یک خواری به بدن شما فرو می‌رود. «وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِيهِ» زمین می‌خورید، مجبور می‌شوید. «وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ» روی ریگ داغی چند قدم راه رفتید، «فَكَيْفَ إِذَا كَانَ بَيْنَ طَابَقَيْنِ مِنْ نَارٍ» اینجا یک گرما یا ریگ سوزان است، یک جراحت کوتاه است، یک خوار را طاقت نداریم. وقتی میان دو طبقه از آتش در قیامت قرار بگیرید. «ضَجِيعَ حَجَرٍ» در کنار سنگ داغ، «وَ قَرِينَ شَيْطَانٍ» در آتش دیگر انبیاء و اولیاء کنارش نیستند. شیاطین و فراعنه و یزید و این عذاب روحی خیلی سخت است. «أَ عَلِمْتُمْ» امیرالمؤمنین(ع) به سبک قرآن هم انذار دارند و هم بشارت، اینها انذار هستند. «أَنَّ مَالِكاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ» مالک دوزخ وقتی بر آتش غضب کند، آتش روی هم می‌غلتد. «وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَيْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ» مالک دوزخ فریاد بزند، این آتش دوزخ پرتاب می‌شود به طرف درب‌های جهنم. «أَيُّهَا الْيَفَنُ الْكَبِيرُ» یَفَن یعنی پیرمرد، سالخورده، حضرت مخصوصاً خطابی می‌برند به سالخوردگان، فرصت سالخوردگان کمتر هست. «الَّذِي قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِيرُ» سالخورده‌ای که ضعف همه وجودت را گرفته است.
گفتیم یکوقت امیرالمؤمنین به معاویه نامه نوشتند و فرمودند: «انما مثلک کمثل الثوب المهیل» سنی از تو گذشته است. مثل تو مثل لباس فرسوده است، گاهی لباس‌ها فرسوده که می‌شود، از یک طرف می‌کشی درست کنی، از آن طرف پاره می‌شود. سالخورده ثوب مهیل است. الآن سالخورده‌ها داروی فشار خون می‌خورند، چربی‌شان مشکل می‌شود. چربی را کنترل می‌کنند یک بیماری دیگر می‌شود. «أَيُّهَا الْيَفَنُ‏ الْكَبِيرُ الَّذِي قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِير» سالخوردگی و ضعف همه وجودت را گرفته است، «كَيْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ» چه می‌کنی و چگونه خواهی بود؟ اگر کاری کنی که آتش به استخوان گردنت بچسبد، «وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ‏ حَتَّى أَكَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِدِ» چه می‌کنی اگر طوق آتش به استخوان گردنت بچسبد، «فَاللَّهَ اللَّهَ» خدا را در نظر داشته باشید، «مَعْشَرَ الْعِبَادِ» بندگان خدا، مرحوم استاد محمد جواد مغنیه، عالم بزرگی بود. شرح نهج‌البلاغه دارد. می‌گوید: از عجایب کلام امیرمؤمنان این است که حضرت در بسیاری از خطبه‌ها این سه موضوع را دارد. حمد و ثنای پروردگار، درود بر خاتم انبیاء، انذار و بشارت. ولی هیچ خطبه‌ای تکراری نیست. تمام حمد و ثناها، درود بر پیامبر و انذار و بشارت هم با یک واژه جدید است.
بندگان خدا! «وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ» امیرمؤمنان برای چه ما را ترساند؟ می‌فرمود: تا سالم هستید از فرصت استفاده کنید. «وَ فِي الْفُسْحَةِ قَبْلَ الضِّيقِ» تا وقتی به تنگدستی نیافتادید، برای خود کاری کنید. مرحوم آیت الله شیخ مرتضی طالقانی مرد فوق العاده‌ای بود. در نجف استاد شخصیت‌هایی مثل آیت الله میلانی بود. علامه جعفری کفایة الاصول مرحوم آخوند خراسانی را خدمت ایشان می‌خواند. روز آخری که خدمت ایشان رفتم درس بخوانم نشسته بود. فرمودند: برای چه آمدی؟ آقای بهجت می‌گوید. گفتم: آمدم درس بخوانم. فرمود: تمام شد. گفتم: آقا نه حوزه تمام شده و نه درس تمام شده است. فرمود: من تمام شدم! فردا خبر مرگ مرا می‌شنوی. گفتم: خوب پس درس تعطیل است. ما این همه راه آمدیم یک موعظه‌ای بکنید. فرمود:
تا که دستت می‌رسد شو کارگر *** چون فتی از پای خواهی زد به سر
شریعتی: ای که دستت می‌رسد کاری بکن *** پیش از این کاز تو نیاید هیچ کار
حاج آقای حسینی قمی: امیرمؤمنان تمام فریادهایش برای این است که هشدار می‌دهد تا هستید یک کاری کنید.  قرآن کریم وقتی می‌خواهد ما را تشویق کند، یک کاری بکن. آقا و خانم محترم دستگیری کن. مردم خیلی گرفتار و پریشان هستند. متأسفانه فاصله‌های طبقاتی در یک خانواده حتی بسیار زیاد شده است. خانمی می‌گفت: برادرم ماشین میلیاردی دارد ولی من کارگر خانه‌های مردم هستم و شب را هم باید نگهبانی بدهم تا بتوانم اجاره خانه‌ام را بدهم. آقای محترم حداقل شما حواست به خواهرت باشد! در سوره مبارکه بقره داریم «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ» (بقره/254) در راه خدا بده، روزی می‌رسد که هیچ کاری از تو برنمی‌آید. در سوره مبارکه منافقون هست «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ‏ الْمَوْتُ‏» (منافقون/10) قبل از اینکه مرگت برسد، کاری کن. «فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ» خدایا یک مهلت بده، «فاصَّدَّق» صدقه بدهم. مهلت بدهی تازه می‌فهمم در این جامعه که مردم گرفتار هستند می‌شد رحم کنم. آقای صاحبخانه ما می‌دانیم شما هم خرید سه برابری دارید، اما مستأجر شما خرید سه برابری دارد و مستأجر هست اما شما مالک هستی. غم و گرفتاری خود را تقسیم کن. ما کمتر از یک ماه پیش قرآن سر گرفتیم و بک یا الله گفتیم. پس به این قرآن ایمان داریم.
ماه رمضان جایی تبلیغ بودم، یک آقایی هر روز می‌آمد روبروی ما می‌نشست. اول جلسه تا آخر جلسه می‌نشست، جمعه آخر ماه رمضان روز جمعه آخر ماه رمضان، منبر ما تمام شد. همه سر سفره افطار نشسته بودند. یک مرتبه یک گوشه دعوا شد و صدای فریاد، گفتند: یک لقمه در گلوی آقای فلانی ماند و نفسش بند آمد. مردم ریختند و نگران شدند. اورژانس آمد. مردم نتوانستند کاری کنند و سه چهار دقیقه نفسش بند آمد. اورژانس رسید و با دستگاه لقمه را خارج کرد. او را بیمارستان بردند و دو روز بعد از دنیا رفت. خدا رحمتش کند. نفر اول می‌نشست و سخنرانی ما را گوش می‌داد. باور می‌کرد جمعه آخر، آخرین جمعه عمرش باشد؟ یکی از دوستان ما پزشک فوق تخصص قلب در قم است. گفت: بیمارستان رفتم و گفتند: یکی از دستگاه‌ها از کار افتاده و نیم ساعت طول می‌کشد تا دستگاه درست شود. اگر شما کاری داری انجام بده. گفتند: فرصت خوبی است می‌روم به مادرم سر می‌زنم. رفتم مادرم را دیدم، مادرم گفت: چه وقت خوبی آمدی. چطور این ساعت آمدی؟ گفتم: دستگاه بیمارستان از کار افتاده است. خوب وقتی است بیا با هم غذا بخوریم. ناهار الویه بود. لقمه اول را خوردم، مادرم هم لقمه اول را خورد. لقمه دوم را خوردم و مادر خورد. لقمه سوم را خوردم و مادرم افتاد. من که فوق تخصص قلب دارم و هزاران قلب را احیاء کردم نتوانستم کاری کنم. غصه من از این است که یک ماه قلب مادرم را تهران بردم و همه چکاب‌ها را انجام دادم، هیچ مشکلی نداشت. این آقا می‌گفت: به قدری روی قفسه سینه مادرم فشار آوردم، قفسه سینه مادرم شکست ولی نفس برنگشت.
حضرت در حکمت 428 کلامی دارند، می‌فرمایند: «مِسْكِينٌ ابْنُ آدَمَ» بیچاره انسان، چهار ویژگی داری 1- «مَكْتُومُ‏ الْأَجَلِ‏» اجلت معلوم نیست. این آقا فکر نمی‌کرد جمعه آخر رمضان تمام کند. 2- «مَكْنُونُ‏ الْعِلَلِ» بیماری‌هایش مخفی است. 3- «مَحْفُوظُ الْعَمَلِ» در حالی که اجلش نامعلوم است و بیماری‌هایش پنهان است ولی اعمالش محفوظ است. خدا رحمت کند آقای بهجت می‌فرمود: وقتی شما نهج‌البلاغه می‌خوانید مردم پای منبر شما نیستند، پای منبر امیرالمؤمنین هستند. به همدیگر رحم کنیم، مشکلات را تقسیم کنیم. اگر الآن تصمیم گرفتی دستگیری کنی، از خویشاوندان خودت غافل بودی، همین الآن شروع کنی. «تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنْتِنُهُ‏ الْعَرْقَة» بیچاره یک پشه آزارت می‌دهد. یک قطره آب تو را می‌کشد. یک بوی بدنت آزارت می‌دهد و از خودت بیزار می‌شوی. مرگت مخفی است. بیماری‌هایت مخفی است. تاریخ فوت خود را نمی‌دانی! حضرت هشدار می‌دهد از فرصت استفاده کن. «يا معشر العباد و أنتم‏ سالمون‏ في الصحّة قبل السقم» تا سالم هستید، «و في الفسحة قبل الضيق» تا دست شما بسته نشده است. دیروز آقایی به من گفت: فلانی را می‌شناسی؟ گفتم: اسمش را شنیدم. گفت: در فلان کشور زندگی می‌کرد و اموالش بی حساب و کتاب بود. الآن سیصد میلیارد تومان کم آورده است. تمام ثروت و اموالش را فروخته به یک زندگی خیلی سخت برگشته است. آدمی که صد میلیون پول خردش بود الآن کسی یک میلیون به او بدهد خوشحال می‌شود. همیشه وضع آدم خوب نیست. واجب مال و خمس مال و زکات و صدقه مستحبی را بده.
«فاسعوا في فكاك رقابكم» خودتان را آزاد کنید. خدا نیازی ندارد، چهار دستور دادند: «أَسْهِرُوا عُيُونَكُمْ» قسمتی از شب را بیدار باشید. «وَ ضَمِّرُوا بُطُونَكُمْ» اینقدر نخورید، مشکلات چاقی و بهداشت تغذیه خیلی مطرح هست. «وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَكُمْ» پای خودتان را در حل مشکلات مردم بردارید و یک گره‌ای از مردم باز کنید. «وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَكُم‏» انفاق کنید. «وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ‏ تَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ» هی به این بدن و تقویت این بدن بگیرید و روحتان را وسیع کنید. هرچه بدن را پرورش بدهیم در روح ضعیف می‌شویم. آنهایی که روحشان را پرورش دادند، به بدنشان سخت گرفتند. روزه یکی از اینهاست. بخل نورزید، خدا فرمود: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ‏ أَقْدامَكُمْ‏» (محمد/7) شما دین خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند، خداوند فرمود: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ‏ اللَّهَ‏ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً» (بقره/245) همه کارهای خیر را قرض می‌گویند. انفاق هم قرض به خدا دادن است. دستگیری از دیگران قرض به خدا دادن است. «فَلَمْ يَسْتَنْصِرْكُمْ‏» اگر از خدا قرض خواست نه اینکه خدا فقیر بود، نه! «مِنْ ذُلٍّ وَ لَمْ يَسْتَقْرِضْكُمْ مِنْ قُلٍّ اسْتَنْصَرَكُمْ‏ وَ لَهُ‏ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» آسمان و زمین لشگر خداست. «وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‏ وَ اسْتَقْرَضَكُمْ وَ لَهُ‏ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» خزائن آسمان و زمین برای خداست ولی به شما می‌گوید: قرض بدهید. «وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ وَ إِنَّمَا أَرَادَ أَنْ يَبْلُوَكُمْ‏ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (نهج‌البلاغه/ص268) دنیا دار امتحان است. دل می‌کنی یا نه؟ فقط خودت را می‌بینی؟
من فکر می‌کنم اینهایی که فکر این هستند که به هر شکلی شده زندگی‌شان جور باشد، فکر می‌کنند روزی در این کشور مشکلی پیش بیاید، همه گرفتار باشند و تو تنها در رفاه و آسایش باشی؟ می‌شود زندگی کرد؟ گرفتاری را با هم تقسیم کنیم. خوبی را با هم تقسیم کنیم و به داد هم برسیم. هرجا قرآن انذار دارد، بشارت هم دارد. چقدر خداوند می‌گوید: ما پیامبران را فرستادیم، بشراً و نذیرا. زود باشید، مبادرت کنید. وقت نیست، اگر می‌خواهی کار خیر کنی زود باش که شیطان نمی‌گذارد. «فَبَادِرُوا بِأَعْمَالِكُمْ تَكُونُوا مَعَ جِيرَانِ اللَّهِ فِي دَارِهِ» اگر کار خوبی کردی، در بهشت کنار همسایگان خدا هستید. «رَافَقَ بِهِمْ رُسُلَهُ» کسانی که خداوند پیامبرانش را رفیق آنها قرار داد. «وَ أَزَارَهُمْ مَلَائِكَتَهُ» یعنی فرشتگانش را در بهشت می‌فرستد که به زیارت این مؤمن بروید. انسان مسجود فرشته است، یکی از مسئولیت‌های فرشته‌ها در بهشت این است که به زیارت مؤمنین بروند. «وَ أَكْرَمَ أَسْمَاعَهُمْ أَنْ تَسْمَعَ حَسِيسَ‏  نَارٍ أَبَداً» خدا اینها را گرامی داشت از اینکه حتی صدای مخفی آتش را هم نخواهند شنید. اشاره به آیه 102 سوره انبیاء دارد. «وَ صَانَ أَجْسَادَهُمْ أَنْ تَلْقَى لُغُوباً وَ نَصَباً» اینها هیچ رنج و اذیتی نخواهند دید. «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ» این فضل خداست. «يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» این فضل خداست. «أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ» اینکه می‌گویم بشنوید را می‌شنوید.‏ «وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‏ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيل‏» این فراز آخر خطبه 183 بود.
امام صادق فرمود: «مَا بَلَا اللَّهُ الْعِبَادَ بِشَيْ‏ءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِمْ مِنْ‏ إِخْرَاجِ‏ الدِّرْهَمِ‏» (خصال/ج1/ص8) شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل می‌کند. سخت‌ترین آزمون بندگان که خدا قرار داده چیست؟ گذشتن از مال است. از جان، سخت‌تر است. در مشهد همین بحث را داشتم، از منبر پایین آمدم، آقایی آمد به من گفت: عجب کلامی امام صادق داشتند. گفتم: چطور؟ می‌گفت: من هشت سال زمان جنگ، خط مقدم جبهه بودم. جانم را هشت سال در کف دستم گذاشته بودم. الآن سی سال است جنگ تمام شده و به کار اقتصادی زدم و نمی‌توانم از مالم بگذرم!
امیرمؤمنین(ع) می‌فرمود: حواستان باشد، جمع نکنید و هی نگه دارید، آخر چه می‌شود؟ یک کاری کنید بعد از مرگ نام نیک از شما بماند. بگویند: عجب مردی بود. آن شب که آه در بساط نداشتم او در خانه مرا زد. الآن بعضی نمی‌توانند اجاره بدهند، کانکس اجاره می‌کنند. نام نیک بماند، امیرالمؤمنین فرمود: «وَ لِسَانُ‏ الصِّدْقِ‏ يَجْعَلُهُ‏ اللَّهُ» خدا برایت بعد از مرگ نام نیک قرار بدهد، «لِلْمَرْءِ فِي النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ [يُوَرِّثُهُ غَيْرَهُ‏] يَرِثُهُ غَيْرُه‏» (نهج‌البلاغه/ص65) برای چه کسی می‌خواهی ارث بگذاری؟ انبیاء از خدا تقاضا می‌کردند، حضرت ابراهیم از خدا خواست «وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ فِي الْآخِرِينَ» (شعرا/84) خدایا کاری کن بعد از مرگ ما مردم بگویند: عجب پیامبری بود. خدایا کاری کن ما رفتیم مردم بگویند: عجب ابراهیمی بود. قرآن می‌گوید: ما این کار را کردیم، «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِيًّا» (مریم/50) ما نام ابراهیم را به عظمت باقی گذاشتیم. انبیاء دلشان می‌خواست بعد از مرگشان بگویند: عجب پیامبری. اینکه مردم به نیکی یاد کنند، خیلی مهم است. در حرم حضرت معصومه گفتم: آقا از دنیا می‌رود، شش متر بنر می‌زنند بزرگ خاندان! بزرگ خاندان روی سنگ قبر و روی بنر، کدام یکی از شما گرفتار هستید، کدام یک دختر دم بخت دارید و هرچه خواستگار می‌آید به یک بهانه رد می‌کنی! این چه بزرگ خاندانی است! زمان حیات بزرگ خاندان نبودی!
حدیث دوم در أمالی شیخ مفید است. روایاتی داریم که گاهی ابلیس حرف‌هایی به انبیاء می‌زدند، از جمله این است. ابلیس به حضرت موسی گفت: «إِذَا هَمَمْتَ‏ بِصَدَقَةٍ فَأَمْضِهَا» می‌خواهی صدقه بدهی و کار خیر کنی، زود باش. شیطان به موسی گفت: خواستی کار خیر کنی، زود باش. «فَإِنَّهُ إِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِصَدَقَةٍ» وقتی تصمیم گرفت صدقه بدهد و کار خیر بکند. «كُنْتُ صَاحِبَهُ دُونَ أَصْحَابِي أَحُولُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا» (أمالی/ص157) دیگر نمی‌گذارم بقیه شیاطین بیایند. خودم مستقیم وارد می‌شوم تا این را منصرف کنم. حدیث سوم «مَا مَحَقَ‏ الْإِسْلَامَ‏ مَحْقَ الشُّحِّ شَيْ‏ءٌ» (کافی/ج4/ص45) چه چیزی می‌تواند اسلام را نابود کند؟ مسلمانی ما واقعی است یا ظاهری است؟ الآن ما راست می‌گوییم نظام ما اسلامی است یا دروغ می‌گوییم؟ اسلام و مسلمانی را هیچ چیز نمی‌تواند نابود کند. «محق الشُّح» آدم بخیل باشد، حریص هم باشد. جمع کند و به دیگران هم ندهد. این نابود می‌کند. مردم به ما خبر بدهند، بگویند: ما از کسی دستگیری کردیم، کسی پول می‌خواست، وام می‌خواست، گرفتار بود. زمین خورده بود، خانمی که به شما ارث رسیده برای چه پولت را در بانک می‌گذاری که پانزده درصد سود بگیری؟ حرام است. اینکه در خانواده شما گرفتار هست، اولاد شما نیازمند هست، اگر کسی در بین شما گرفتار هست باید رها کنی و به اطرافیانت کمک کنی.
شریعتی: وقتی این سخنان حاج آقای حسینی که دغدغه همه ما هست گره می‌خورد به کلام نورانی امیرالمؤمنین، انشاءالله گره بزرگی را باز کند. پیام‌های مثبت خود را بفرستید.
سحر دیدم درخت ارغوانی کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتم، بهارت خوش که فکر دیگرانی
بیاییم مشکلات را بین خودمان تقسیم کنیم. امروز صفحه 76 قرآن کریم آیات پایانی سوره آل عمران را تلاوت خواهیم کرد.
«فَاسْتَجابَ‏ لَهُمْ‏ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ‏ «196» لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ «197» مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهاد «198» لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرار «199» وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ‏ «200» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏»
ترجمه آیات: پس پروردگارشان دعاى آنان را مستجاب كرد (و فرمود:) كه من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، خواه مرد يا زن، (گرچه) همه از يكديگريد، تباه نمى‏كنم (و بى‏پاداش نمى‏گذارم). پس كسانى كه هجرت كرده واز خانه‏هايشان رانده شده و در راه من آزار و اذيّت ديده، جنگيده و كشته شدند، قطعاً من لغزش‏هايشان را مى‏پوشانم و در باغ‏هايى كه نهرها از زيرشان جارى است، واردشان مى‏كنم. (اين) پاداشى است از طرف خدا و پاداش نيكو تنها نزد خداست. رفت و آمد كفّار در شهرها تو را فريب ندهد. (بهره‏ى آنها از اين رفت و آمدها) متاع ناچيزى است، سپس جايگاه ابدى آنان جهنّم است كه بد جايگاهى است. لكن براى كسانى كه نسبت به پروردگارشان پروا داشته باشند، باغ‏هايى است كه نهرها از زير درختانش جارى است. آنان براى هميشه در آنجا هستند و اين پذيرايى (اوّليه) از جانب خداوند است و آنچه نزد خداست، براى نيكان بهتر است. و همانا بعضى از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خداوند و آنچه به شما نازل شده و آنچه به خودشان نازل شده، خاشعانه ايمان مى‏آورند. آيات الهى را به بهاى اندك معامله نمى‏كنند. آنها هستند كه برايشان نزد پروردگارشان پاداش است. همانا خداوند سريع الحساب است. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد و (در برابر دشمنان نيز) پايدار باشيد (و ديگران را به صبر دعوت كنيد) و از مرزها مراقبت كنيد و از خداوند پروا داشته باشيد، شايد كه رستگار شويد.
شریعتی: این هفته در مورد حضرت عبدالعظیم حسنی صحبت می‌کنیم و امشب شب وفات این بزرگوار هست و انشاءالله دوستانی که شهرری هستند حتماً نایب الزیاره ما باشند.
حاج آقای حسینی قمی: گفتیم اگر کسانی که تهران هستند زیارت این امامزاده جلیل القدر را از دست بدهند خسارت بزرگی است و ثواب زیارت سیدالشهداء را دارد. شب شهادت سردار شهید اسلام حضرت حمزه سیدالشهداء هم هست. هفته گذشته موفق شدم در تشییع جنازه مرحوم آیت الله محقق کابلی شرکت کنم. در سالهای اخیر کمتر چنین تشییع جنازه‌ای دیده بودم. بعد از فوت آیت الله بهجت، آیت الله تبریزی، یک چنین تشییعی ندیده بودم. خیلی مهاجرین افغانستانی در تشییع آمده بودند و از پیام‌هایی که من دیدم تعبیر آیت الله العظمی صافی خیلی بلند و عجیب بود: آن عالم پارسا عمر با برکت خود را در راه خدمت به اعلای کلمه الهی و نشر معارف نورانی قرآن و اهل‌بیت و تربیت شاگردان مهذب و فاضل سپری نمود و خدمات دینی و عام المنفعه زیادی داشت. در پیام‌های مراجعه خیلی از خدمات ایشان باید تجلیل کنیم. از عزیزان مهاجر تشکر می‌کنم که از یک عالم دین اینطور تجلیل کردند. بعد از وفات آیت الله بهجت در قم چنین تشییعی ندیده بودم.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»