main logo of samtekhoda

98-02-31-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- آداب رفتن به سوی خداوند متعال

حجت الاسلام والمسلمین عاملی– آداب حرکت به سوی خداوند متعال
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: آداب حرکت به سوی خداوند متعال
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 31- 02-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
آئینه‌ای عکس خدا در سینه داری *** تصویری از آیات در آئینه داری
هر آیه از آئینه‌ات، تفسیر رنگی است *** در عمشق چشمانت چه دریای قشنگی است
در دست‌هایت یا کریمان لانه دارند *** وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند
امشب تو را می‌گیرد احمد از خدا اجر *** رویت سلام فیه حتی مطلع الفجر
با نان و خرما می‌رسی، من هم یتیمم *** اما نه خرما مست لب‌های کریمم
می‌زد به پایت بوسه لب‌های مدینه *** ای خوش به حال نیمه‌شب‌های مدینه
میخانه‌ی خاکی غبارش هم شراب است *** انعام سهم خاکی‌ات هم بی حساب است
باور نخواهم کرد اگر تو مجتبایی *** وقتی بدانی قاسم از اسمم نیایی
قبل از حسین آقا تو قلبش را ربودی *** فهمید بابا نه، تو سلطان وجودی
دستت چنان با عاشقی او را بغل کرد *** تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد
روح تو را از نور زهرا آفریدند *** از اسم تو اسماء حسنی آفریدند
نام حسن یعنی تمام حُسن دنیا *** حالا من و دست کریم آل طاها    
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، طاعات و عبادات شما قبول باشد. روز میلاد کریم اهل‌بیت امام حسن مجتبی را تبریک می‌گویم. انشاءالله ما را دعا می‌کنید و ما هم دعاگوی شما هستیم. در محضر حجت الاسلام و المسلمین عاملی هستیم، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت همه مردم عزیز، از اینکه توفیق عرض ادب به هم میهنان عزیز برای بنده فراهم شده است، خدا را شاکر هستم. از اینکه در ضیافت‌خانه حضرت حق حاضر شدیم، خدا این توفیق را به ما داده است که ضیافت عظیم الهی را درک کنیم، هرچقدر شکر کنیم باز هم کم است. همچنین ولادت کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی را تبریک می‌گویم.
شریعتی: در دو جلسه قبل که خدمت شما بودیم خیلی بازتاب‌ها و بازخوردهای مثبتی داشتیم، خدمت شما هستیم و بحث شما را خواهیم شنید. بحثی که داشتیم به عنوان سمت خدا مربوط بود، راه‌هایی که باید طی شود، ما در این نشئه کاری غیر از اینکه به سمت خدا برویم، نداریم. طی عقبات نفس و طی مسیر چیزی است که رایت خلقت به این بسته شده است. دستور حرکت را خدا داده است. دستور حرکت این کاروان را حضرت ختمی مرتبت داده است. «سیروا فقد سبق المُفردون» یکی از کلمات بسیار استثنایی پیغمبر ماست. حرکت کنید، نایستید. «فقد سبق المفردون» مفردون از شما جلو افتادند. مفردون یعنی کسانی که برای خدا حساب خاص باز کردند یا اینکه خدا برای بعضی از بندگانش حساب ویژه باز می‌کند، از خود حضرت سؤال کردند: مفردون چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: کسانی که در برابر ساحت قدسی حضرت احدیت متحیر هستند! مجنون هستند. در این حرکت هیچ فرصتی نیست یعنی ما باید فرصت را از دست ندهیم. یک جمله‌ای خواجه نصیرالدین طوسی دارد، می‌گوید: «ما یحتاج الیه فی الحال مُقدم علی ما یحتاج الیّ فی المحال» آن چیزی که ما الآن به آن احتیاج داریم، این مقدم است بر چیزی که در آینده به آن احتیاج داریم. اینکه نیاز فعلی ماست، چون هر لحظه ممکن است نشئه عوض شود، این دنیا برای روح ما مثل رحم مادر است برای جسم ما، اگر آنجا نقصانی بود ناقص به این نشئه‌ها وارد می‌شویم. روح انسانی به هر مرتبه‌ای از کمال یا نقصان که در اینجا رسید، همانطور وارد آن نشئه می‌شود. بنابراین نیاز فعلی ماست که این حرکت را آغاز می‌کنیم. هر روز کمال خودش را دارد. شما نمی‌توانی در ماه رمضان بگویی: امروز من روزه می‌خورم و قضایش را فردا می‌گیرم. فردا روزه خودش را دارد. امروز که رفت با تمام کمالاتش رفت، لذا جای درنگ نیست.
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن *** دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
شاعر دیگر می‌گوید:
من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باش *** ای ز فرصت بی خبر، در هرچه هستی زود باش
تعبیر بسیار لطیفی بعضی از علمای اخلاق دارند، می‌گویند: در هر حالتی هستی باید خودت را جلو بکشی.
لنگ و لونگ و خفته شکل و بی ادب *** سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب
یعنی در هر حال هستی، در همان حالت نباید مأیوس شوید. یعنی باید حرکت را ادامه دهید. در این حرکت هم مسیر طوری است که نباید مساوی باشد. «مَنِ‏ اسْتَوَى‏ يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ» (امالی/ص668) اگر کسی دو روزش مثل هم باشد، مغبون است. یعنی امروز شما احساسی دارید که دیروز ندارید. ماه رمضان برای کفّ نفس است. بعد از ماه رمضان اگر دیدید کفّ نفس شما قوی است، پس دو روز شما مساوی نبوده است. اگر تاجری از جیبش خرج کند، در مغازه را می‌بندد. می‌گوید: صرف ندارد! نباید از جیب خرج کرد. حضرت فرمود: هرکسی در خودش زیادت نبیند، رو به نقصان است. یعنی از جیب خرج می‌کند و سود ندارد. کسی که هر روز اهل فتح نیست، اهل ظفر نیست، حضرت فرمود: «شیعتنا اهل الفتح و الظفر» شیعیان ما هرروز اهل فتح و ظفر هستند. اگر حرکت نکنیم از کاروان جا می‌مانیم. آنهایی که به زیارت حضرات معصومین مشرف می‌شوند، من یک جمله‌ای را همیشه در حرم‌ها می‌خوانم. به معصومی که به زیارتش رفتم، می‌گویم: «لَا خَلَّفَنِيَ اللَّهُ عَنْكُمْ‏ بِذُنُوبِي‏» خدای متعال با گناهانی که دارم، مرا از کاروان شما عقب نگذارد. حقیقت گناه این است که باعث می‌شود انسان پیش نرود. لذا این سفر، سفری است که تمام مقدماتش را باید آماده کرد. یعنی یک تحول روحی است و یک سفر معنوی است. خروج از بیت نفس است، کسی هم که نرفت غیر از تیمار بدن مادی چیز دیگری نیست. چیز جدیدی در این عالم نیست، فقط اخلاق طبیعت مادی، اگر حرکت نکنیم روز به روز تقویت می‌شود، ذائقه مشترک تقویت می‌شود، احساس‌های کم عمق، اینها دنیا را به آتش می‌کشد. ما انسان را با احساس و عواطفش تعریف می‌کنیم. تقویت اخلاق طبیعت مادی این می‌شود که:
همی میردت عیسی از لاغری *** تو در بند آنی که خر پروری
بعضی هستند یک عمر فقط دور خودشان می‌چرخند، در روایت هست هرچقدر دور خودش بچرخد به جایی نمی‌رسد.
اگر صد سال دوری می‌شتابی *** نه خود را و نه کس را بازیابی
چشم اسب را می‌بندند که سرش گیج نرود، خیال می‌کند خیلی راه رفته، چشمش را که باز می‌کند می‌بیند همانجا بوده است که هست. یعنی در هشتاد سال چیزی قابل دفاع داشته باشد، ندارد. شعرای ما خوب تعبیر کردند.
سالها ره می‌رویم و در اخیر *** همچنان در منزل اول اسیر
این یک فاجعه است برای انسان که در این عالم، حالات روحی‌اش طوری باشد که نقطه اول باشد. آخرت هم چشم باز کند و می‌بیند حرکت نکرده است. مراتب بهشت، مراتب آخرت به تعداد آیات قرآن است. آیاتی که شما را جلو می‌برد. در آخرت می‌گویند: بخوان و بالا برو! لذا کسی که از شیعیان ما قرآن نخواند، در برزخ به او یاد می‌دهند. چون امر قراردادی نیست. یعنی چیزی باید داشته باشد تا عنایت شود. بعضی هشتاد سال خیال می‌کند راه رفته است. یک جمله قدیمی است از کیمیای سعادت، می‌گوید: کس باشد که ترینه را لوزینه نام نهد ولی وی از آن لذت لوزینه نبرد. ترینه یعنی آبگوشت، لوزینه یعنی باقلوا، بعضی اسم ترینه را باقلوا می‌گذارند ولی لذت باقلوا از این نمی‌برد. بعضی‌ها اسم خم و راست شدنشان را نماز گذاشتند. ولی لذت نماز نمی‌برد. نماز در موازات حق ایستادن است. هرچه هست همینجاست. هیچ جای دیگر خبری نیست. بعضی‌ها هفتاد سال در عالم خیال زندگی می‌کنند و همه چیزشان خیال است و حقیقت نیست.
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید *** شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
کسی که از این نشئه حرکت کرده و از بیت نفس خارج شده، این سفره برایش باز می‌شود. کسی که حرکت نکرده است، از اینجا خارج می‌کنند و همه باید خارج شویم. یکوقت با اختیار خارج می‌شویم، حرکت می‌کنیم، «موتوا قبل أن تموتوا» قبل از اینکه از اینجا خارج شوید، خودتان خارج شوید. بعضی‌ها می‌مانند و خیال می‌کنند ماندگار هستند، آیه‌اش را می‌خواند بسیار عالی است، «يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ» (انفال/50) خدا می‌گوید: وقتی جان ظلم و کافر را می‌گیرند، دو طائفه ملک این را می‌زنند. یک عده از پشت سر و یک عده از روبرو می‌زنند. آنهایی که از پشت سر می‌زنند ملائکه دنیا هستند، می‌زنند که برو، دیگر فرصت تمام شد. مستحب است صورت میت را به خاک بگذارند. اگر بخواهد بغلتد و سرش را به خاک بگذارد دیگر نمی‌شود. آنهایی که صورت اینها را می‌زنند، ملائکه آخرت هستند. می‌گویند: چرا با این قیافه و رو سیاه آمدی؟ چرا دست خالی آمدید؟ این مسیر، مسیری است که باید حرکت کنیم و برویم. این کاروان را انبیاء همه رفتند و رئیس این کاروان خود انبیاء بودند که رفتند. تنها از حضرت ابراهیم نقل شده که گفته: «إِنِّي ذاهِبٌ إِلي رَبِّي سَيَهْدِينِ»‏ (صافات/ 99) انبیاء همه مسیر را رفتند ولی فقط از حضرت ابراهیم نقل شده است. فقط درباره‌ی ابراهیم خدا گفته است «وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ‏» (انبیاء/51) آنقدر خدا خوشش آمد، به حضرت ابراهیم مدالی داده که به هیچکس نداده است. این نشان می‌دهد خدا در زندگی ما یک عنایات خاصی دارد. در نیمه شعبان می‌خوانید. «فِي هَذَا اللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى‏ مَنْ‏ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَايَةُ مِنْكَ» جایزه خدا مثل جایزه ما نیست. خدا چه مدالی به ابراهیم داد؟ مدال خُلّت، «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» (نساء/125) توجه کنید که خُلّت از خدا شروع شده است نه از ابراهیم، چون خدا گفته است که «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا».
اینطور نیست که خدا دست در جیبش کند و به کسی چیزی بدهد و به کسی چیزی ندهد. «وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ‏ بِمِقْدارٍ» (رعد/8) خُلت در تمام سلول‌های جناب ابراهیم حضور داشت برای همین در آتش نمرودیان نسوخت. چون آتش خُلّت بالاتر از آتش هیزم است. این خُلّت بالاتر از آتش جهنم است. حضرت امام سجاد یک جمله‌ای دارد، من در این محفل این را یادگاری می‌گویم. می‌گوید: «وَ حُبِّي لَكَ شَفِيعِي‏ إِلَيْك‏» خدایا من سوختم، مرا می‌سوزانی؟
من سوخته تو بوده‌ام تا بودم *** در آتش دوزخم چه می‌سوزانی
حبّ یعنی آتش،«وَ حُبِّي لَكَ شَفِيعِي‏ إِلَيْك‏» می‌گوید: من آتش دلم را آوردم که به شما بگویم مرا ببخش.
تو مثال دوزخی، او مؤمن است *** کشتن آتش به مؤمن، ممکن است
پس پیمبر گفت از گفت جحیم *** کاو به مؤمن لابه گر گردد ز بیم
گویدش بگذر ز من ای شاه زود *** حین که نورت سوز نارم را ربود
پس هلاک نار، نور مؤمن است *** زان که بی ضد، دفع ضد لا یمکن است
«وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» اگر رهبر معظم انقلاب، به کسی عنایت ویژه داشته باشد، چقدر مشعوف می‌شود. شما این را تبدیل به هزار هزار، میلیارد میلیارد بکنید، خدا به ابراهیم بگوید: من می‌خواهم تو را برای خودم دوست بگیرم، ابراهیم هم نمی‌میرد. عجیب است! یعنی اینها چه ظرفیتی داشتند که می‌تواند این خطاب را تحمل کند که خدا به ابراهیم بگوید: من تو را برای خودم به عنوان خلیل انتخاب کردم. ظرفیت چقدر بالاست. یکی از ادبا گفته است: خدایا اگر سر سوزنی باورم شود که پیشه‌ام نزد تو پذیرفته است، این کار را می‌کنم. «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» چه ظرفیتی بوده است. امیرالمؤمنین وقتی خطبه همام را خواند، آن آقا تمام شد. یک منافقی بلند شد و گفت: اگر راست می‌گویی چرا این حرف‌ها خودت را از پای درنمی‌آورد؟ حضرت فرمود: هرکسی یک اجلی دارد. اجل او یکوقتی دارد، اجل این آقا رسیده بود. اما جواب حقیقی را داد، اینکه اگر من علی ظرفیت این حرف‌ها را نداشته باشم، آنوقت این حرف‌ها چه کسی قرار است به مردم برساند؟ آنها به کدام مبدأ متصل بودند و چه حالاتی بر اثر این اتصال داشتند. حضرت یک جمله گفته است که خیلی زیباست. بعضی گفتند: حضرت با این حرف از پیغمبر جلو زده است و این ممکن نیست. حضرت فرمود: «لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِينا» (غررالحکم/ص119) اگر پرده کنار برود ذره‌ای به یقین من اضافه نمی‌شود. «یؤمنون بالغیب» برای شما است و برای من نیست. همه اینها برای من شهود است.
کسانی که می‌گویند: چرا شیعه گریه می‌کند، من می‌گویم: شیعه باید گریه کند تا روز قیامت و باید کل دنیا به ما ملحق شود و آن هم گریه کند. همه باید گریه کنند. دعای ندبه ما، ندبه بشریت است. هیچ گریه‌ای در عالم به قدسیت یک گریه شیعه نیست. چون شهادت حضرت در پیش است، عیبی ندارد من این را بگویم. وقتی حضرت در کعبه متولد شدند، سه روز در کعبه بودند. بعد از سه روز فاطمه بنت اسد که خواستند امیرالمؤمنین را خارج کنند، از طرف خدا ندا آمد، این بچه را نگهدار اسمش را بگذاریم و بعد ببر. خدا فرمود: من علی اعلایم، اسم این بچه را از اسم خودم مشتق کردم. این اشتقاق لفظی نیست. اشتقاق لفظی اضعف الوجودات است. اشتقاق یعنی سهم برده است از علی اعلی. اسمش را علی گذاشتند یعنی در هیچ وصفی رو دست نداشته باشد. بعد یک جمله گفته که اگر همه کره زمین از غصه بمیرند جا دارد. «وَ وَقَفْتُهُ‏ عَلَى‏ غَامِضِ عِلْمِي‏» من این بچه را واقف کردم بر غامض علم خودم، خدا که عالم السرّ و الخفیات است، غامض خدا چیست؟ شیخ بهایی خلاصة الاسلام نوشته است و آخر چند معادله چند مجهولی نوشته و گفته: تا روز قیامت اینها حل نمی‌شود. این غامض علم شیخ بهایی است. خدا فرمود: «وقفته» این بچه را واقف کردم بر غامض علم. امکان ندارد در یک جایی در مسائل علمی بماند، الآن دو جزء علم دست بشریت است. حضرت ولی عصر بیاید 27 جزء علم دستش است. امیرالمؤمنین غامض علم! شما حساب کنید حضرت بفرماید: هزار عالم آمده، هزار آدم آمده، شما در هزارمین عالم و هزارمین آدم دارید زندگی می‌کنید. در یک لحظه هزار عالم را سیر می‌کند. در یک لحظه هزار دوره آدم را سیر می‌کند. یکی از واعظین خیلی خوب گفتند: علی که صحبت می‌کند انگار از پیش خدا آمده است. حالا باید گریه کنیم یا نه؟ این شخصیت از دست انسان‌ها گرفته شود، علی که شکست نخورد، بشریت شکست خورد. لذا در زیارتنامه می‌خوانیم: «هَدَّت مُصیبتک الانام». حضرت آه می‌کشید و می‌گفت: آه، ای کاش کسی را پیدا می‌کرد که این علم را در اختیارش می‌گذاشتند.
یک نکته نابی که باید اینجا بگوییم، این است که ما هرچقدر در این سفر حرکت کنیم، بالغ می‌شویم. بالغ شویم انسان ذائقه شناس می‌شود. انسان لذتش عوض می‌شود. بالغ شویم پذیرایی انسان عوض می‌شود، چون تا ما نابالغ هستیم، تا دوران طفولیت است، دوران طفولیت دوران بازی کردن با خاک است. برای این است که از خاک جدا شویم.
چیست دین، برخاستن از روی خاک *** تا که آگه گردد از خود جان پاک
تا بالا نروی، خودت را می‌بینی. اگر صد سال دوری می‌شتابی، نه خود را و نه کس را بازیابی! وقتی قله رفتی، چشمت باز می‌شود. پیغمبر وقتی معراج رفت، چشمش باز شد. نماز هم معراج بود، لذا می‌فرماید: «الصلاة قرة عینی» این صلاة یعنی واقعاً چشمش روشن می‌شود. یک نور دیگر است. در روایت هست مثل مار باشید، مار در چند ماه یا در یکسال پوست می‌اندازد، رفته رفته چشمش تار می‌شود. وقتی پوست انداخت، چشمش روشن می‌شود.
برو بفروش این چشمی که داری *** که در دیدن ندارد استواری
یکی چشم دگر بینش چو بی عیب *** به دست آور برای دیدن غیب
پیغمبر ما فرمود: صف جماعت را درست کنید، من جلو را که نگاه می‌کنم، پشت سرم را می‌بینم. این چه چشمی است که پشت سرش را می‌بیند. دوران طفولیت، دوران بازی کردن با خاک است. دوران کوچکستان، دوران کاغذ پاره کردن است. تا از طفولیت خارج نشویم، لذتی که عالم برای ما خلق شده است، خدا ما را برای لذت خلق کرده است. لذت‌هایی که مناسب شهر خودش است. اما وقتی طفل باشد، برای طفل عسل بدهید، شخصی نزد پیغمبر ما آمد، پیغمبر با سلمان صحبت می‌کرد. حضرت سخنش را قطع کرد، گفت: یا رسول الله بفرمایید، حضرت فرمود: عسل برای بچه ضرر دارد.     اینکه اصحاب سر داشتن، اینکه حواریون داشتن، کلاس‌های متفاوتی داشتند. یکی از اصحاب سر حضرت، جناب کمیل بود. دستش را می‌گرفت و بیرون شهر می‌برد. آنوقت کلاس درس شروع می‌شد. در مسجد و ملأ عام نه، خصوصی! معلوم می‌شود مطالبی هست که برای عوام ضرر دارد. نفس ناطقه به جایی رسیده که قابلیت برای این حرف‌ها پیدا کرده است. اینها رزق است و حکمت است.
یک روز کمیل گفت: آقا، «ما الحقيقة؟ فقال عليه السلام: «ما لكَ والحقيقة؟» حضرت گفت: تو کجا و حقیقت کجا؟ سؤال کرد: حقیقت چیست؟ حضرت گفت: تو کجا و حقیقت کجا؟ این نکته را حتماً بخاطر داشته باشید. کسی از امیرالمؤمنین سؤال کرد: امیرالمؤمنین تو ساقی کوثر در آخرت هستی؟ فرمود: من در دنیا هم ساقی کوثر هستم. گفت: «أولستُ صاحب سرّك يا أمير المؤمنين؟» آقاجان، مگر من صاحب سرّ تو نیستم؟    فرمود: بله صاحب سر من هستی، منتهی وقتی من سر می‌کشم، یک قطراتی از من به تو ترشح می‌کند. یعنی دعای کمیل یک قطره است. حضرت امام در دعای کمیل یک جمله جالبی دارد، می‌گوید: دهان غیر معصوم نمی‌تواند این حرف‌ها را بزند. فقط خدا می‌داند چه خبر است. حضرت امام یک جمله‌ای دارد می‌گوید: من یک عمر است که این دعاها را از زبان معصوم می‌خوانم. می‌بینم اگر از زبان خودم بخوانم، دروغگو می‌شوم. حضرت امام می‌گوید: طلبه‌ها اگر به «صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى‏ فِرَاقِك‏» رسیدید، طول ندهید. سریع رد شوید، ما فراق وصال را متوجه نیستیم. «أصبِر» یعنی در محضر توحید صبر نیست. تفویض نیست، تفویض یعنی واگذار کردن، مگر چیزی داریم بخواهیم واگذار کنیم؟ امام حسین در کربلا از تسلیم صحبت می‌کند نه از تفویض.
کمیل دعایی نوشته بود، حضرت گرفت و پاره کرد و گفت: با خدا اینطور حرف بزن. حرف زدن با خدا هنر است. حواریون به جناب عیسی می‌گوید: به خدا بگو یک چیزی بدهد بخوریم. خیلی این ادبیات بد است. حضرت عیسی ادبیات را عوض کرد و گفت: «اجعل لنا عیداً لاولنا و آخرنا» حضرت موسی به خضر گفت: «هَلْ أَتَّبِعُكَ‏ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» (کهف/66) شهید ثانی می‌گوید: دوازده نوع آداب در این جمله هست. با دوازده نوع آداب التماس می‌کند به    انسان کامل، یک پیغمبر اولوالعزم. من مسکو رفتم، دیدم رایزن فرهنگی ما یک شخصیت بسیار شایسته است. الآن هم ریاست محترم سازمان فرهنگی و ارتباطات را دارد، جناب آقای ترکمان، می‌گوید: ما دعای کمیل را به زبان روسی منتشر کردیم و در روسیه پخش کردیم. یک نقطه دور افتاده در روسیه رفتیم. روسیه بزرگترین کشور دنیاست. شما دو هفته باید در قطار بنشینید از این طرف تا آن طرف بروید. چهارده ساعت باید در هواپیما بنشینید، از این طرف تا آن طرف برسید. یک جای دور افتاده در کلیسا رفتیم، دیدیم کشیش آمده دعای کمیل را گذاشته و می‌فروشد. گفت: نمی‌دانم این را چه کسی نوشته است ولی دیدم بهتر از متون مقدس ما با خدا حرف زده است. لذا متون مقدسه را کنار گذاشتم و این را عرضه می‌کنم و به مشتری‌های خود می‌گویم: با خدا اینطور صحبت کنید. می‌گوید: با به طمع افتادیم و گفتیم: دعای عرفه را هم ترجمه کنیم. این دعا را دخترخانمی ترجمه کرد. این دخترخانم گفت: نمی‌دانم این دعا را چه کسی انشاء کرده است ولی چنان اشک چشمی از من گرفته است. آنه ماری یک خانم دانشمند ایتالیایی است، می‌گفت: در بیمارستان خوابیده بودم، یک خانم کاتولیک هم بود. صحیفه سجادیه را ترجمه می‌کردم. به من گفت: چه می‌نویسی؟ گفتم: کتاب دعای مسلمان‌ها را ترجمه می‌کنم. خیلی عصبانی شد. گفت: متون مقدس مانده، سراغ کتاب مسلمان‌ها رفتی؟ هیچ نگفتم و چاپ کردم و یک نسخه برایش فرستادم. نامه فرستاد که فلانی از روزی که این صحیفه سجادیه به دستم رسیده، متون مقدس را کنار گذاشتم و با همین متن با خدا صحبت کردم.    
شریعتی: روی سنگ قبر این خانم نوشته است «الناس‏ نيام‏ فإذا ماتوا انتبهوا» (بحار الانوار، ج 50) مردم در خواب هستند و وقتی بمیرند از خواب بیدار می‌شوند. انشاءالله اهل مطالعه و تدبر شویم و دست در دست اهل‌بیت به خدای متعال برسیم. امروز صفحه 48 قرآن کریم، آیه 282 سوره مبارکه بقره را تلاوت خواهیم کرد. چقدر خوب است که ثواب تلاوت این آیات را به روح بلند امام حسن مجتبی(ع) هدیه کنیم.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ‏ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ‏ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلَّا تَرْتابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلَّا تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيم‏»
ترجمه آیات: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدّت دارى (بر أثر وام يا معامله) به يكديگر پيدا مى‏كنيد، آنرا بنويسيد. و بايد نويسنده‏اى در ميان شما به عدالت (سند را) بنويسد. كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن خوددارى كند، همانطور كه خدا به او تعليم داده است. پس بايد او بنويسد و آن كس كه حقّ بر ذمّه او (بدهكار) است املا كند و از خدايى كه پرورگار اوست بپرهيزد و چيزى از آن فروگذار ننمايد. و اگر كسى كه حقّ بر ذمّه اوست، سفيه يا (از نظر عقل) ضعيف و يا (به جهت لال بودن) توانايى بر املا كردن ندارد، بايد ولىّ او (بجاى او) با رعايت عدالت (مدّت و مقدار بدهى را) املا كند و دو نفر از مردان را (بر اين حقّ) شاهد بگيرد و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن از گواهان، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند (انتخاب كنيد) تا اگر يكى از آنان فراموش كرد، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى اداى شهادت) دعوت مى‏كنند خوددارى نمايند. و از نوشتن (بدهى‏هاى) كوچك يا بزرگِ مدّت‏دار، ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد،) اين در نزد خدا به عدالت نزديكتر و براى اداى شهادت استوارتر و براى جلوگيرى از شك و ترديد بهتر مى‏باشد، مگر اينكه تجارت و داد و ستد نقدى باشد كه در ميان خود دست به دست مى‏كنيد كه ايرادى بر شما نيست كه آنرا ننويسيد. و هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‏كنيد، (باز هم) شاهد بگيريد و نبايد به نويسنده و شاهد (به خاطر حقّگويى) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرد) و اگر چنين كنيد از فرمان خداوند خارج شده‏ايد و از خدا بپرهيزيد و خداوند (راه درست زندگى را) به شما تعليم مى‏دهد و خداوند به هر چيزى داناست.
شریعتی: این هفته قرار گذاشتیم از یکی از اصحاب و یاران امیرمؤمنان و اهل‌بیت یاد کنیم و خودمان را نزدیک کنیم به شخصیت‌هایی که جزء اصحاب خاص و اصحاب سرّ اهل‌بیت بودند و ثابت کردند و تا آخر هم ماندند. اشاره قرآنی را بشنویم و بعد برای ما از امام مجتبی بگویند.
حاج آقای عاملی: آیاتی که تلاوت شد ناظر است به لزوم صیانت در تعامل اقتصادی، یعنی برای حساس‌ترین موضوع که در زندگی مدنی ما هست. آنقدر    این آیه عجیب است، با حساسیت خاص در صدد قضازدایی است و در صدد بهداشت قضایی است. در صدد این است که شانزده میلیون پرونده در دستگاه قضایی جمع نشود. یعنی سبکی که قرآن فرموده مناسب با آن زمان حساسیت دین ما را داشته به اینکه تعاملات اقتصادی طوری باشد که زمینه اختلاف پیدا نشود و پیامش این است که ما باید با راهکارهای جدید، دنیا روی صیانت خیلی کار کرده است. آقای رئیس جمهور که به اردبیل تشریف آوردند در جلسه شورای اداری گفتم: آقای رئیس جمهور من اگر جای شما بودم، اولین کاری که می‌کنم طراحی نظام صیانت است. یعنی سیستمی که مثل دستگاه لرزه‌نگار کوچکترین ارتعاشات مالی را متوجه شود و تعاملات مالی از شفافیت خاصی برخوردار باشد که یک نفر نتواند یک دلار را جا به جا کند. آنوقت الآن قرآن روی معاملات اقتصادی دست گذاشته که شما می‌خواهید معاملات اقتصادی داشته باشید، اولاً باید توافقی نوشته شود و در این توافق باید صغیره و کبیره نوشته شود. الآن در بعضی کشورهای پیشرفته قراردادها را طوری می‌نویسند که به ذهن هیچکس نمی‌رسد. اگر زلزله شد، اگر طرف مرد، اگر اوضاع اقتصادی به هم خورد. اگر جنس پیدا نشد، هیچی را جا نمی‌گذارند. کسی که پیمانکار است باید یک صفحه اینترنتی داشته باشد، پیمانکار وقتی کار را انجام داد، کارفرما باید در همان صفحه اینترنتی اظهار نظر کند. شما وقتی می‌خواهید از این پیمانکار کار بگیرید، می‌بینید سی نفر تا الآن از او کار گرفته، یکی گفته: خیلی آدم خطرناکی است، یکی گفته: خیلی دزد است. آن از ترس همین اظهارات دست از پا خطا نمی‌کند. بدون هیچ هزینه ما صیانت را درست کردیم. خدای متعال تمام اینها را دانه دانه گفته است. شاهد باید چطور باشد، چطور بنویسید، خسته از نوشتن نشوید. حوصله نوشتن داشته باشید. همه را می‌گوید اما    آخر شاهکار آیه همین است. می‌گوید: «وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ» اکتفا نمی‌کند و باز می‌گوید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيم‏» یعنی صرف نظام حقوقی برای صیانت کافی نیست. نظام اخلاقی، چون دزدی خلاف در جای خلوت است، جای خلوتی که پلیس آنجا حضور ندارد. آنجاست که باید کفّ نفس داشته باشید. خدا می‌گوید: نظام حقوقی کافی نیست. جای دیگر هم می‌گوید: «ان الله یأمرکم بالعدل و الاحسان» داخل خانه فقط با عدل نمی‌شود، باید احسان هم باشد.
در مورد امام حسن مجتبی، چه بگویم وقتی پیامبر فرمود: «أشبهت خَلقی و خُلقی». چرا به حضرت کریم می‌گویند؟ یک اسب گران قیمتی داشت. وسایلی هم روی اسب بود، زین و افسار و رکاب خیلی گران بود. دست خادم داد و داخل منزل رفت، یک کسی رد می‌شد از این اسب و اسباب خیلی خوشش آمد. خادم گفت: می‌خواهی این اسب برای تو باشد؟ گفت: البته. گفت: همین‌جا بایست حضرت که بیرون آمد فقط بگو: چه اسب خوبی داری، همین! تا حضرت بیرون آمد، گفت: حضرت آقا عجب اسب خوبی است! حضرت فرمود: می‌خواهی برای شما باشد؟ گفت: بله، فرمود: بردار. او هم گرفت و رفت. اطرافیان گفتند: آقا چه کاری بود که کردید؟ حضرت فرمود: «إِنَ‏ الْكَرِيمَ‏ إِذَا خَادَعْتَهُ انْخَدَعَا» کریم کسی است که اگر کسی بگوید: سرش کلاه بگذارد و پولش را بگیرد، سرش کلاه می‌رود.
در مسجدالحرام اعتکاف گرفته بود، یک آقایی آمد گفت: آقاجان طلبکار جلوی مرا گرفته است، به دادم برس. حضرت گفت: اینجا چیزی ندارم. گفت: پول نداری آبرو که داری. بیایید مرا از دست این آقا نجات دهید. حضرت تا خواست برود، ابن عباس از دستش گرفت و گفت: کجا می‌روی؟ اعتکاف است. در مسجد باید حضور داشت. حضرت فرمود: از پیغمبر شنیدم که هرکس حاجت مؤمنی را برآورده کند بهتر است از نه هزار سال عبادتی که شب قائم باشد و روز آن صائم باشد. از این معلوم می‌شود ما عبادت را درست تعریف نکردیم.
شریعتی: انشاءالله با کرامت آقا و حرمت آقا خدای متعال دست ما را بگیرد و همنشین با امام مجتبی شویم و روی ماه حضرت را تماشا کنیم. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای عاملی: از خدای متعال می‌خواهم عالی‌ترین عنایتی که در عمر دنیا نصیب پیغمبر و ولی و وصی کرده، نه از سر استحقاق، بلکه از سر فضل شامل همه ما و همه هموطنان عزیز بگرداند.
شریعتی:
نام حسن یعنی تمام حُسن دنیا *** حالا من و دست کریم آل طاها
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»