main logo of samtekhoda

98-01-20-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-قرآن در نهج البلاغه

حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– قرآن در نهج‌البلاغه
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: قرآن در نهج‌البلاغه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 20- 01-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
زندگی چیز دیگری شده است تا به نامت رسیده‌ایم حسین
عشق سوغات کربلاست اگر مزه‌اش را چشیده‌ایم حسین
هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سروری دادند
ما که هروقت گفته‌ایم خدا، از خدایت شنیده‌ایم حسین
از خدایت شنیده‌ایم که گفت، نقش‌ها ما کشیده‌ایم اما
احسن الخالقین از آن روییم که تو را آفریده‌ایم حسین
روضه‌های مدینه می‌خوانیم، اول کربلا و می‌دانیم
از دعاهای مادرت بوده که به اینجا رسیده‌ایم حسین
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، عید میلاد با سعادت حضرت حسین بن علی را تبریک می‌گویم، همچنین روز پاسدار، انشاءالله بهترین‌ها برای شما رقم بخورد. روزهای ماه شعبان المعظم و لحظات زندگی ما منور به انوار نورانی اهل‌بیت باشد. حاج آقای حسینی قمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز. واقعاً این اعیاد و موالید را باید تبریک گفت، چون ماه شعبان ماه ویژه‌ای است عزیزان صلوات شعبانیه را یادشان نرود. در فرازی از این صلوات می‌خوانیم « وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ‏ الَّذِي‏ حَفَفْتَهُ‏ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ» ماه شعبانی که پیچیده با رحمت است. «الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ» یدأب یعنی دأبشان این بود، دأب و سیره پیامبر روزه ماه شعبان و شب زنده‌داری در این ماه بود. همه هم شب زنده‌داری و روزه در این ماه نیست. در ادامه صلوات شعبانیه می‌خوانیم، «وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ» دعا یک درس معارف است. خدایا به من این توفیق را بده، من همدردی کنم با کسانی که در زندگی گرفتار هستند، هرچه دارم فضل توست به من دادی، من از مالم بگذرم. گاهی اینهایی که ساختمان‌های مجللی می‌سازند، یک آیه قرآن را با سنگ حک می‌کنند ولی نمی‌دانم چرا عزیزان این آیه را ناقص می‌نویسند. «هذا من فضل ربی...» بقیه‌اش مهم است «لِيَبْلُوَنِي‏ أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُر» (بقره/152) این کلام حضرت سلیمان است. این فضل خداست که مرا امتحان کند که سپاسگزار خواهم بود یا کفران می‌کنم. امروز روز سپاسگزاری کسانی است که نعمتی دارند دیگران را شریک کنند، مخصوصاً در این حادثه اخیر که انصافاً آزمون بزرگی است برای مردم ما. شاید رسانه ملی بخاطر مصالحی که مد نظر دارد، آنچه واقع شده و گرفتاری‌هایی که مردم دارند یا نمی‌تواند نشان بدهد یا نمی‌خواهند نشان بدهند.
ما گاهی اسباب کشی می‌کنیم از یک خانه به خانه دیگر، سخت است و غم اسباب کشی آدم را مشغول می‌کند. مثلاً در استان خوزستان می‌گویند: چهارصد هزار نفر باید از خانه‌هایشان بروند همین رفتن‌ها و رها کردن زندگی خیلی سخت است. ما یک جا به جایی اثاث داریم غم عالم روی سرمان می‌آید. موکب‌های اربعین، آنهایی که در ایام اربعین کمک رسانی می‌کنند، الآن روز نجات مردم است. سیدالشهداء فرمود: «اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ‏ مِنْ‏ نِعَمِ‏ اللَّهِ‏ عَلَيْكُم‏» حدیث معروف است. حاجت مردم نعمت خداست که شما می‌توانید یک حاجتی را برآورده کنید. از نعمت خسته و ملول نشوید. آنهایی که در استان لرستان، خوزستان، گلستان هستند، می‌توانند کمک کنند، حتماً کمک کنند. چون روز سیدالشهداء است، جمله‌ای از آقا بگویم، روایت هست که کسی محضر سیدالشهداء آمد، یک نامه‌ای داشت که در نامه حاجتش را نوشته بود. حضرت تا نامه را گرفتند گفت: حاجتت را انجام می‌دهم. یک کسی گفت: نامه را می‌خواندید. چه می‌خواست؟ چقدر می‌خواست؟ حضرت فرمود: فردای قیامت پاسخ خدا را چه بدهم که این آقا را همینطور سر پا نگه دارم که در خوف و رجا بماند که آیا مشکل من حل می‌شود یا نه؟ سربسته گفتم انجام می‌دهم. این سیره اهل‌بیت(ع) است.
در کنار تلاش مسئولین و کمک مردم، فرصتی هست که رسانه ملی باید فرهنگ عمومی را اصلاح کند. برخورد ما با طبیعت در سالهای گذشته برخورد خوبی نبوده است. چقدر جنگل‌ها را از بین بردیم، تصرفاتی که در طبیعت کردیم. ایام نوروز سیزده بدر رفتیم، انصافاً به طبیعت ظلم نکردیم و زباله‌ها را رها نکردیم. درخت‌ها را از بین نبردیم؟ باور کنید در کشورهای پیشرفته یکی از جرم‌های بزرگ مثل آدمکشی با آن برخورد می‌کنند، کسی درختی را قطع بکند مثل این است که کسی آدم کشته و یک جرم بزرگ است. وقتش است که از این حادثه درس بگیریم و یک کاری کنیم. در همین ایام نوروز، دیروز پلیس اعلام کرد در ایام تعطیلات نوروز بیش از هشتصد نفر تلفات در حوادث رانندگی داشتیم و جانشان را از دست دادند. هشتصد تا آمار یک سال بعضی کشورهاست. چقدر خانواده‌ها داغدار شدند. تازه امسال نسبت به سالهای گذشته کمتر شده است. این آمارها به تحریم‌ها و برجام ربطی ندارد. الآن می‌گویند: خودرویی که امروز ما تحویل مردم می‌دهیم شأن این ملت نیست. این را قبول دارم، جاده‌های ما باید اصلاح شود ولی در عین حال همه می‌گویند: عامل انسانی از همه مهمتر است. این آمارها غیر علنی است و نمی‌گویند، جاده‌ها و ماشین‌ها برای حوادث بیرون، در شهر چطور؟ در قم که یک میلیون جمعیت دارد، می‌دانید در ده سال گذشته چند هزار نفر داخل شهر از بین رفتند. اینکه به خودرو و جاده ربطی ندارد. این بد است، این فرهنگی است که خودمان باید اصلاح کنیم. تازه ده برابر این معلول پیدا می‌کنیم! چند برابر دوران جنگ تحمیلی نقص عضو پیدا می‌شود.
همین محله‌ای که ما زندگی می‌کنیم، هرکسی می‌تواند برود فیلم بگیرد، من جایزه می‌دهم. یک ویلچر دست بگیرد و پیرزنی را سوار کند. یک کالسکه هم دست بگیرد و کودکی را سوار کند. ده دقیقه یک ربع بایستد، یک ماشین برایش نگه نمی‌دارد که عابر رد شود. این به دشمن ربطی ندارد. در یکی از کشورهای اروپایی رانندگی می‌کردم. خط عابر نگه داشتم. آقایی از دوستان گفت: آقا اگر پلیس دیده بود شما را جریمه می‌کرد. گفت: برای اینکه شما نباید جلوی خط عابر ترمز کنی. باید پنجاه متر صد متر قبل سرعتت را کم کنی و ترمز کنی که آب در دل عابر تکان نخورد و راحت رد شود. شما امتحان کن ببین کسی اجازه می‌دهد بچه رد شود، پیرزن با ویلچر رد شود؟ آدم غصه می‌خورد. الآن آمار بگیرید در بعضی از کشورهای اروپایی که اندازه ما یا بیش از ما جمعیت دارند، ما هشتاد میلیون هستیم و آنها نود میلیون هستند. آمار تلفاتشان را با ما مقایسه کنید. می‌دانید یک مادر وقتی از دنیا می‌رود چه بلایی بر سر خانواده می‌آید. وقتی کوتاهی می‌کنیم یادمان باشد گردن دین و پیامبر و امام زمان نیاندازیم.
شریعتی: خیلی خوشحالیم که در سال جدید در خدمت شما هستیم، دور ششم ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا هم آغاز شده است. انشاءالله همه با هم در ختم قرآن این دوره سهیم و شریک باشیم.
حاج آقای حسینی قمی: الآن خیلی از مساجد الحمدلله ختم قرآن دارند. اگر مساجدی هنوز ندارند، شروع کنند همزمان با هم آغاز کنند.
شریعتی: امروز به همین مناسبت از قرآن کریم در نهج‌البلاغه و از امیرالمؤمنین علی(ع) برای ما می‌گویند و با دل و جان خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی: چون روز ولادت حضرت سیدالشهداء است، اشاره می‌کنم شبا‌هت‌های امام حسین و قرآن را بیان خواهم کرد. قرآن شکایت می‌کند «يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا» (فرقان/30) واقعاً قرآن در میان ما مهجور است. این داستان را شاید گفته باشم، خدا مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی را رحمت کند، ایشان خیلی با مرحوم علامه طباطبایی رفیق بودند. ایشان خانه علامه می‌رفتند و علامه خانه ایشان می‌آمدند. یکوقتی که خانه علامه طباطبایی رفته بودند، سؤال کرده بودند: این روزها به چه کاری مشغول هستید؟ ایشان فرموده بودند: مادرم را خواب دیدم، سؤال کردم: شما که مراحلی را پشت سر گذراندید و به عالم برزخ رسیده‌اید، در عالم برزخ چه خبر است؟ مادرم به من گفت: محمد حسین! در دنیا یک کاری کن اینجا می‌آیی خریدار داشته باشی. در برزخ خریدار داشته باشی. سؤال کردم: مادر در آنجا چه چیزی خریدار دارد؟ فرمودند: قرآن، قرآن در برزخ خیلی خریدار دارد. همین رؤیای صادقه ایشان انگیزه می‌شود که مرحوم طباطبایی تفسیر المیزان را می‌نویسند. کارهایی که با محوریت قرآن باید انجام بدهیم خیلی زیاد نیست. بحث قرآن یک بخشش تلاوت قرآن است، یک بخش تأثیر قرآن در جان و روح انسان است. عمل به قرآن است، یکی تلاوت قرآن است. یکوقتی در جلسه‌ای گفتم: در حالات حضرت رضا هست که حضرت هر روز روزی ده جزء قرآن می‌خواندند. بعد از جلسه دیدم یک آقایی گفت: مگر ائمه بیکار بودند؟ چرا این حرف را می‌زنید؟! امام رضا سه ساعت در قرآن وقت می‌گذاشت، ما گاهی چند ساعت از وقتمان درگیر چه کارهایی هستیم. زن شیرده از بچه غافل است و سرش در گوشی است. از زندگی غافل است سرش به فضای مجازی گرم است. آنوقت همین وقت را ائمه و سیدالشهداء و امام رضا(ع) برای قرآن می‌گذاشتند. همین امروز اگر بینندگان دوست داشتند بگویند که امروز چند ساعت قرآن خواندند و چقدر سرگرم گوشی بودند؟ چقدر مشغول فیلم و فوتبال بودیم؟ قرآن از ما توقع ندارد،«يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا». اگر بینندگان بخواهند بحث قرآن در نهج‌البلاغه را پیگیری کنند در حد یک رساله کارشناسی است.
بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 176 مفصل‌ترین بیان امیرالمؤمنین است. «وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لا يَغُشُ» 1- قرآن نصیحت کننده‌ای است که کسی را فریب نمی‌دهد. «وَ الْهَادِي الَّذِي لا يُضِلُّ» هدایتگری است که گمراه نمی‌کند. «وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لا يَكْذِبُ» سخنگویی است که دروغ نمی‌گوید. «وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ» کسی با قرآن همنشین نشد «إِلا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ» یک چیزی برمی‌دارد و یک چیزی از آن کم می‌شود. «زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى» هدایتش بیشتر می‌شود و نابینایی و کوری و گم کردن راهش کم می‌شود. چیزی بدست می‌آورد و چیزی از دست می‌دهد. «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ» کسی بعد از قرآن دیگر نمی‌تواند بگوید: من بیچاره هستم. فقیر هستم، نمی دانم باید چه راهی بروم و کجا بروم. «وَ لا لاحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى» کسی بدون قرآن بی نیاز نیست و همه نیازمند قرآن هستند. «فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ» از قرآن شفاء بخواهید. یک استاد بزرگواری داشتیم، می‌فرمود: اگر قرآن نسخه است، مثل باقی نسخه‌ها، یک آقایی که بیمار می‌شود، وقتی طبیب برایش نسخه می‌نویسد، صرف اینکه این نسخه را با خط زیبا بنویسد فایده ندارد. شفایتان را از قرآن بخواهید. «وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لاوَائِكُمْ» از قرآن برای شداید و مشکلاتتان کمک بخواهید. «فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ» از بزرگترین درد، قرآن شفاست. «وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلالُ» از کفر، گمراهی، نفاق، وقتی مشاهد مشرفه می‌رویم، می‌گویم: فقد نگویید امام رضا درد دارم. کمر درد دارم، فلج هستم، یکبار بگو: امام رضا من بد دل هستم، متکبر هستم. از خدا بخواه نفاق من برطرف شود. کینه و بداخلاقی من برطرف شود.
من اعتقاد دارم الآن مشکل جامعه ما، مشکل اخلاقی است. دنبال برطرف کردن ریا باشیم که نفاق را از زندگی دور کنیم، بداخلاقی و تکبر و بد دلی را دور کنیم. امیرالمؤمنین می‌فرمود: بزرگترین درد را قرآن شفاء می‌دید. کفر، نفاق، جهل و ضلالت، از خدا بخواهید و از قرآن کمک بگیرید. «فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ» قرآن را دوست داشته باشید تا به خدا نزدیک شوید. از آداب زیارت ائمه است، زیارت که تمام شد یک گوشه بنشینید و قرآن بخوانید و به امام هدیه کنید. یعنی زیارت امام که می‌روی قرآن خواندن خودت را هدیه به امام کن. با محبت قرآن متوجه خدا شوید. قرآن را وسیله خودنمایی و توجه مردم قرار ندهید. «وَ لا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ» فردای قیامت قرآن شفاعت می‌کند. «وَ قَائِلٌ مُصَدَّقٌ» گوینده‌ای است که کلامش تصدیق شده است. «وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ فِيهِ» هرکس قرآن فردای قیامت شفاعتش کرد، حتماً شفاعت قرآن پذیرفته می‌شود. «وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ» کسی که قرآن از او شکایت کرد، شکایت قرآن پذیرفته می‌شود. هم شفاعت قرآن روز قیامت و هم شکایت قرآن، «فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» در صحرای محشر یک کسی ندا می‌دهد و داد می‌زند، «أَلا إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًى فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ» هرکس هر چیزی کاشته همه گرفتار هستند غیر از کسانی که در دنیا کار قرآنی کردند. «فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكُمْ» خدا را با قرآن بشناسید، «وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكُمْ» از قرآن بخواهید که نصیحتتان کند، «وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ» نظرتان را به قرآن تحمیل نکنید. در برابر قرآن رأی خودت را کنار بگذار و تسلیم قرآن باش. «وَ اسْتَغِشُّوا فِيهِ أَهْوَاءَكُمْ‏» فکرهای باطل را کنار بگذارید. «الْعَمَلَ‏ الْعَمَلَ‏ ثُمَ‏ النِّهَايَةَ النِّهَايَةَ» پنج دستور حضرت علی دادند، 1- اهل عمل باشید. 2- کار را به آخر برسانید. 3- مقاومت کنید. 4- صبر داشته باشید. 5- ورع داشته باشید. این یک فراز قرآن در نهج‌البلاغه است.
این کلام امیرالمؤمنین در خطبه 147 خیلی زیباست، «ثُمَّ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ» فرمود: بعد از من زمانی می‌رسد، «لَيْسَ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ شَيْ‏ءٌ أَخْفَى‏ مِنَ‏ الْحَقِ» چیزی از حق مخفی‌تر نیست. «وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ» باطل دوران دارد. حق مخفی است. «وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ ص» نسبت دروغ به خدا و رسول زیاد می‌دهند. «وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ» کالایی کساد‌تر از قرآن نیست. زمانی می‌رسد که بازار قرآن از همه کسادتر است. می‌ترسم بگویم الآن همان زمان است! فهم قرآن یک مرحله هست، مطالعه قرآن یک مرحله است، عمل به قرآن یک مرحله است، گاهی یک آیه قرآن زندگی یک نفر را متحول کرده است. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله شیخ مرتضی طالقانی مرد بزرگی بود در مقامات علمی و معنوی، استاد شخصیت‌هایی مثل آیت الله العظمی بهجت بود، مرحوم بهجت نزد ایشان کفایه و مکاسب می‌خواند و ظاهراً درس خارج ایشان هم می‌رفت. آقای بهجت مشتاق ایشان بود. آقای میلانی مشتاق ایشان بود. چه شد ایشان آمد طلبه شد؟ طلبه نبود، در بیابان‌های طالقان ایشان چوپان بود. یکوقتی همینطور که در بیابان دونبال گله بودم، صدای قرآن به گوشم رسید. یک لحظه با خودم گفتم: مرتضی اگر فردای قیامت خدا بگوید: این قرآن نامه‌ای بود که برایت فرستادم، یکبار این نامه را از اول تا آخر خواندی چه بگویم؟ اگر بگویم: خدایا نامه‌ات به زبان من نبود. به زبان من می‌فرستادی من می‌خواندم. خدا نمی‌گوید: چرا زبان قرآن را یاد نگرفتی؟ چهل ساله بود. همانجا احشام را تحویل داد و گفت: می‌خواهم طلبه شوم. به اصفهان آمد پنج سال در مدرسه صدر اصفهان بود و بعد به نجف رفت. شخصیتی می‌شود که آیت الله بهجت جذب ایشان می‌شود. یک صدای قرآن و یک ندای قرآن چنین می‌کند. الآن در زندگی ما قرآن کساد هست یا نه؟ یک دور تفسیر خواندیم و یک کلاس تفسیر رفتیم، عمل به قرآن کردیم؟ فهم قرآن داشتیم؟ آیات قرآن در زندگی ما اثر داشت یا نه؟ در زیارت ناحیه مقدسه در مورد سید الشهداء هست، «کنت للرسول ولدا» تو فرزند پیامبر هستی «و للقرآن سندا» سند قرآن هستی. یعنی اگر بگویند: این قرآن عملاً چه کسی را تربیت کرد؟ می‌گویند: سیدالشهداء را تحویل داده است. در سلام‌ها داریم «السلام علیک یا شریک القرآن» امروز کسی به دنیا آمده که شریک قرآن است.    
«إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ» وقتی می‌خواهند درست تلاوت کنند، کسی با قرآن کاری ندارد. «وَ لَا سِلْعَةٌ أَنْفَقَ بَيْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْكِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» اگر بخواهند قرآن را به میل خودشان تفسیر کنند، آنوقت رواج دارد. «وَ لَيْسَ فِي الْعِبَادِ وَ لَا فِي الْبِلَادِ شَيْ‏ءٌ هُوَ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ» زمانی می‌رسد چیزی ناشناخته‌تر از معروف نیست و چیزی معروف‌تر از منکر نیست. کلام امیرالمؤمنین واقعاً زیباست. واژه کتاب را اگر جستجو کنید، کلام امیرالمؤمنین را پیدا می‌کنید. در نامه 69 نهج‌البلاغه نامه‌ای که حضرت به حارث همدانی دارد، اول جمله‌ای که حضرت سفارش می‌کند این است که به قرآن تمسک کن و از قرآن بخواه نصیحت کند. همه این چیزهایی که در مورد قرآن گفتیم، همه اینها در زندگی سیدالشهداء وجود دارد. امیرالمؤمنین قرآن را نور معرفی کرد، امام حسین نور بود. «كنتَ نوراً فى الأصلاب‏ الشّامِخة و الأرحام المطهّرة» حضرت فرمود: قرآن «شافعٌ مشفع» چه شفاعتی بالاتر از شفاعت سیدالشهدا. نگفتیم قرآن یک بینه‌ای است و راه را نشان می‌دهد، در زیارت سیدالشهداء هست، «اشهد انک علی بینة من ربک» چه بینه‌ای بالاتر از زندگی سیدالشهداء؟ نگفتیم قرآن مبشّر است، بشارت دارد، انذار دارد، نگفتیم قرآن موعظه است؟ در مسیر کربلا مواعظی که سیدالشهداء دارد. نگفتیم قرآن هادی است، قرآن معجزه است. چه معجزه‌ای بالاتر از سیدالشهداء؟ چه هدایتی بالاتر از سیدالشهداء؟ چقدر مردم به برکت امام حسین نجات پیدا می‌کنند. نگفتیم قرآن شافی است و شفاء می‌دهد. نفرمودند: استجابت دعا تحت قبه‌ی حسین است. خداوند شفا را در تربت امام حسین قرار می‌دهد. نگفتیم قرآن مبارک است، چه برکتی بیشتر از زندگی سیدالشهداء و شهادت برای اسلام، نگفتیم قرآن فارغ بین حق و باطل است. مسیر و قیام سیدالشهداء جدا کرد حق و باطل را در طول تاریخ، در روایات فراوانی داریم همیشه قرآن تازه است و قرآن کهنه نمی‌شود. سیدالشهداء سال به سال کلامش، عزایش، ولادتش، نامش، حرمش، زیارتگاهش، کسی شد بگوید: من خسته شدم از خواندن زیارت سیدالشهداء؟ روایت معروف زینب کبری که از جدشان نقل کردند که نامش هرگز فراموش نمی‌شود. اگر انسان با قرآن مأنوس شد و با قرآن زندگی کرد، با قرآن می‌میرد و با قرآن محشور می‌شود. در دعاها می‌گوییم: پروردگارا ما را با قرآن زنده بدار و با قرآن بمیران. آخر ما با قرآن زندگی کردیم که با قرآن بمیریم؟ سر مقدس حضرت سیدالشهداء آیات قرآن را در مسیر خواند، با قرآن زندگی کرد و سر مقدسش قرآن خواند.
شریعتی: امروز صفحه ششم قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ إِذْ قالَ‏ رَبُّكَ‏ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ‏«30» وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‏«31» قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ‏«32» قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ‏«33» وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ‏«34» وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ‏«35»  فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ‏«36» فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‏«37»
ترجمه آیات: وهنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم كه در زمين جانشينى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى‏كنيم. خداوند فرمود: همانا من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. و خداوند همه‏ى اسما (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد؟ فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو پاك و منزهى، ما چيزى جز آنچه تو به ما آموخته‏اى نمى‏دانيم، همانا تو داناى حكيمى. (خداوند) فرمود: اى آدم فرشتگان را از نام‏هاى آنان خبر ده. پس چون آدم آنها را از نام‏هايشان خبر داد، خداوند فرمود: كه آيا به شما نگفتم كه اسرار آسمان‏ها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داشتيد (نيز) مى‏دانم. و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد، همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد و تكبّر كرد، و از كافران گرديد. و گفتيم: اى آدم! تو و همسرت در اين باغ سكونت گزين و از (هر كجاى) آن هر چه مى‏خواهيد به فراوانى و گوارايى بخوريد، امّا به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمگران خواهيد شد. پس شيطان آن دو را به لغزش انداخت وآنان را از باغى كه در آن بودند، خارج كرد و (در اين هنگام به آنها) گفتيم: فرود آييد! در حالى كه بعضى شما دشمن برخى ديگر است و براى شما در زمين قرارگاه و تا وقتى معيّن بهره و برخوردارى است. پس آدم از سوى پروردگارش كلماتى دريافت كرد، (وبا آن كلمات توبه كرد،) پس خداوند لطف خود را بر او بازگرداند. همانا او توبه‏پذير مهربان است.
شریعتی: در سالروز میلاد با سعادت امام حسین همراه شما هستیم. از حضرت ابالفضل العباس و امام حسین(ع) خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: ما در قم یک آقای منبری داشتیم، پیرمرد باصفایی بود از دنیا رفت. حاج آقا عباس حسینی، یکوقت می‌گفت: یکوقت یکجا منبر رفتم، این روایت را خواندم که در منابع حدیثی ما هست که بهشت هشت در دارد و هر گروهی بخاطر اعمالی که دارند می‌توانند از یک در وارد شوند. یک کسی از پای منبر من یک جمله‌ای گفت منبر را به هم زد. گفت: ان روایت که شما خواندی و این درها، یک در آسانتر نداری که ما از آن وارد شویم. من جوابی ندادم. به خانه آمدم، سفینة البحار محدث قمی کنار دستم بود. گفتم: خدایا من این را باز کنم ببینم جوابی هست فردا بدهم. تا باز کردم اول این صفحه حدیث آمد که هم عامه نقل کردند هم خاصه، او گفت: دری غیر از این درها هست که راحت‌تر به بهشت برویم؟ آمد «ان الحسین بابٌ من ابواب الجنة». نه اینکه سیدالشهداء یک تشکیلاتی جدا از تشکیلات دیگر دارد، نه! همان جمله که فرمودند: «کلهم سفن النجاة و سفینة الحسین اسرع» آدم زودتر به نام امام حسین می‌تواند به خدا برسد. خدا مرحوم علامه شیخ جعفر شوشتری را رحمت کند. می‌گوید: اگر باب التوبه راهت ندادند از باب الحسین بیا. باب الحسین تو را به باب التوبه می‌رساند. فراوان دیدیم آدم‌هایی که گفتند: ما اهل هر خلافی بودیم یک زیارت سیدالشهداء و یک نگاه به قبر شش گوشه ما را متحول کرد.
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بروجردی، در قم رسم بود که یک مجلسی را اهل منبر شب سوم شعبان در قم می‌گرفتند و خود آیت الله العظمی بروجردی در این مجلس می‌آمد. یک شبی که ایشان در این جشن مفصل بودند، گریه می‌کنند، یک کسی می‌گوید: شما مرجع تقلید هستید، گریه می‌کنید. خوب نیست. ایشان فرمود: امشب تنها مولودی است که امشب وقتی جبرائیل آمد تهنیت ولادت سیدالشهداء را به رسول خدا عرض کرد، همزمان خبر شهادتش را به پیامبر دادند. جبرائیل وقتی خبر تولد سیدالشهداء را به رسول خدا گفت، داستان کربلا و شهادت حضرت را هم بیان کرد. امام حسین فرمود: من از جدم رسول خدا نقل می‌کنم که فرمود: «أَفْضَلُ‏ الاعْمَالِ‏ بَعْدَ الصَّلاةِ إِدْخَالُ السُّرُورِ فِي قَلْبِ الْمُومِنِ بِمَا لا إِثْمَ فِيه‏» (المناقب، ج 4، ص 75) همه چیز نماز شب نیست، فکر نکنیم فقط در نماز شب برویم و جمکران برویم. بعضی از این تصاویری که آدم از سیل زدگان می‌بیند واقعاً تأسف می‌خورد و ناراحت می‌شود. دل مؤمنی را شاد کنیم. وقتی حادثه کربلا تمام شد و مردم به کوفه برگشتند، از هرکس می‌پرسیدند: شما چه کردید؟ یکی می‌گفت: من علی اکبر را کشتم. یکی گفت: من علی اصغر را شهید کردم. یکی گفت من امام حسین را شهید کردم. به کسی گفتند: تو چه کردی؟ گفت: من اسمش را نمی‌گویم، ویژگی‌هایش را می‌گویم شما حدس بزنید! گفت: یک آقای بلند قامتی، ماه کجا روی دل آرای تو! سرو کجا قامت رعنای تو! جاس سجده در پیشانی‌اش بود. یک پیرمرد هشتاد نود ساله، حبیب بن مظاهر جای سجده در پیشانی‌اش باشد خیلی عجیب نیست. علمدار 34 ساله کربلا، وقتی قاتل می‌خواهد او را معرفی کند می‌گوید: جای سجده در پیشانی او بود.
شریعتی: شکر خدا که در پناه حسینم، عالم از این خوب‌تر پناه ندارد!
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»