main logo of samtekhoda

98-01-18-حجت الاسلام والمسلمین بهشتی-ابعاد مختلف تربیت عبادی

حجت الاسلام والمسلمين بهشتی– ابعاد مختلف تربیت عبادی
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: ابعاد مختلف تربیت عبادی
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی
تاريخ پخش: 18-01- 98     
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنینمان. حلول ماه شعبان المعظم را تبریک می‌گویم. انشاءالله همه ما زیر سایه الطاف نبی مکرم اسلام عاقبت بخیر شویم. حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالی و همه بینندگان و شنوندگان عزیز این ماه شریف و خجسته را تبریک عرض می‌کنم. مخصوصاً میلادهایی که در پیش داریم، ولادت امام حسین و ولادت پرچمدار رشیدش حضرت ابالفضل(ع) و فرزندش حضرت سجاد(ع) سرور سجده کنندگان و ولادت فرزند دیگرش حضرت مهدی(ع)، این ماه نور باران است. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ سفره رنگارنگی در ماه شعبان گسترده شده، از دعاهای ماه شعبان استفاده کنیم. نمازها و نیایش‌های ما بهتر و عمیق‌تر شود. قبل از اینکه گفتگو را شروع کنیم، دوست دارم بخاطر ماجرایی که در کشور ما پیش آمده فرازی از صلوات شعبانیه را الآن عرض کنم، از خدا می‌خواهیم «وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ‏ رِزْقِكَ‏ بِمَا وَسَّعْتَ‏ بِهِ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ» گاهی از خدا دارایی می‌خواهیم، این یکجور رزق است. گاهی از خدا می‌خواهیم این دارایی‌هایی که به ما داده با دیگران تقسیم کنیم. به این مواسات می‌گویند. در لغت مثل دهخدا، مواسات را به غمخواری معنا می‌کنند. شریک کردن دیگران در دارایی خود، به خصوص در مسائل مالی. الآن که در کشور ما چند صد هزار نفر از هموطنان ما گرفتار ماجرایی هستند که براساس حکمت خدا دچار شدند، ما وظیفه داریم این را از خدا بخواهیم که خدایا کمکم کن، روزی من کن، مواسات را روزی من کن. یعنی غمخواری دیگران، شریک کردن آنهایی که پیچی به زندگی‌شان افتاده است. گره‌ای به کارشان افتاده است، دشواری در معیشتشان پیش آمده است. خدایا روزی من کن من آنها را در دارایی خود شریک کنم. خوشبختانه وسایل کمک رسانی فراهم است و اطلاع‌رسانی‌های خوبی انجام می‌شود. همه همفکری کنیم، کمک کنیم.
شریعتی: هموطنان عزیز ما در استان گلستان و بخش‌هایی از مازندران، لرستان، خوزستان، که انشاءالله از این فاجعه به سلامت عبور کنیم و همدلی ما مرهمی شود بر دلهای مردم عزیز ما در جای جای میهن اسلامی.
حاج آقای بهشتی: برای شما و بیننده‌های سمت خدا سالی همراه با رحمت، موفقیت، امنیت، صحت و سلامت و برکت دارم. انشاءالله که ایام الله زیادی در این سال به نمایش گذاشته شود.
شریعتی: ماه مبارک رمضان در پیش است، انشاءالله از باب نبی مکرم اسلام در ماه شعبان المعظم وارد شویم و پاک و مطهر شویم و وارد ضیافت الله شویم. صدقه و نماز اول ماه را فراموش نکنید.
حاج آقای بهشتی: تعبیر حاج آقای قرائتی در مورد این سه ماه رجب و شعبان و رمضان این هست که آن قدیم‌ها که ماشین‌های قدیمی بود، وقتی هوا می‌گرفت می‌گفتند: در سرازیری ببرید روشن می‌شود. سرازیری بندگی خدا این سه ماه است. آنهایی که هوا و هوس آنها را گرفته است الآن وقت روشن شدن هست. در سال 1397 جلساتی را به تربیت اعتقادی دادیم براساس سند تحول آموزش و پرورش در ایران که همه مردم ایران می‌توانند در آن سند سهمی داشته باشند تا در تربیت نسل آینده سهیم باشند. در این جلسه سراغ تربیت عبادی برویم که موضوع بسیار مهمی است و در آینده تربیت اخلاقی، تربیت اجتماعی، تربیت سیاسی، فنی و مهارتی، تربیت بدنی را از دیدگاه قرآن و حدیث بیان کنیم.    اول اینکه عبادت در قرآن چه جایگاهی دارد؟ موضوعاتی در قرآن هست که دو سه بار آمده و موضوعاتی بیشتر و حتی بیش از صد بار آمده است. خداوند حکیم یک موضوعی که چند صد بار در کتابش آورده همین را به ما می‌فهماند که موضوع خیلی پر اهمیت است. مثل اکسیژن که همیشه باید در رگ‌ها باشد. با محاسبه‌ای که من کردم تقریباً هزار بار در قرآن این موضوع مطرح شده است. کلمه عبادت، نماز، قنوت، سجده، رکوع، مسجد، قبله، تحجد، مناسک، کلماتی که به عبادت مربوط می‌شود محاسبه کردم حدود بیست کلمه هست و در قرآن حدود هزار بار این موضوع آمده است. موضوع نماز هم که در آینده به آن خواهیم پرداخت، نزدیک صد بار در قرآن آمده است. کلمه نماز و مشتقاتش نزدیک صد بار آمده است. پس موضوع عبادت در کتاب آسمانی ما که ترکیبی از آیات مکی و مدنی است، آیات مکی بیشتر برای تربیت فرد و آیات مدنی بیشتر برای شکل گیری جامعه، این کلماتی که گفتیم هم در آیات مکه و هم در آیات مدینه که معنایش این است که موضوع عبادت هم در تربیت فرد فرد مسلمان‌ها، هم در تحقق یک جامعه ایده‌آل نقش دارد. به آیه‌ای می‌رسیم که اعلام می‌کند مأموریت همه انبیاء بدون استثناء عبادت است. «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» (نحل/36) یعنی در صدر برنامه پیامبران برای همه امت‌ها ما پیامبری فرستادیم با این مأموریت، مردم را به عبادت خدا دعوت کنند.
پایان جهان هم که حکومت الهی تحقق پیدا خواهد کرد و انشاءالله هرچه به نیمه شعبان نزدیک می‌شویم موضوع مهدویت و امام زمان و یارانش و حکومتش مطرح می‌شود، قرآن کریم می‌فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ‏ الَّذِينَ‏ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» (نور/55) خداوند به مؤمنان صالح وعده فرمود، «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» اداره جهان به دست آنها بیافتد، «وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ» دینی که مورد پسند خداست حاکم شود. امنیت حاکم شود، شما می‌پرسی بعد چه می‌شود؟ محصول آن حکومت چیست؟ «يَعْبُدُونَنِي» این عبادت تحقق پیدا می‌کند. عبادت چیزی است که از آغاز تاریخ بشر در صدر برنامه پیامبران است و در پایان تاریخ هم که جامعه شکل می‌گیرد محصولش بندگی خداست. اصلاً خداوند جن و انس را برای چه آفرید؟ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏» (ذاريات/56) پس یک کلمه مهمی است. خدا مرا برای چه آفریده است؟ برای این کلمه آفریده است. این کلمه چیست که همه جهان را برای من، زمین و آسمان و باد و باران را برای من و مرا برای عبادت، این کلمه چیست؟ در صدر مأموریت انبیاء، محصول حکومت امام زمان(ع)، فلسفه خلقت من این کلمه است. این کلمه چیست؟ باید از قرآن کمک بگیریم که عبادت چیست و بعد ببینیم پیامبر چطور معنا کرده است. من نگاه می‌کردم امروز در معجم کتاب بحارالانوار که یک کتاب حدیثی 110 جلدی است معجم دارد. شاید حدود صد صفحه احادیثی به کار رفته که این کلمه درونش است. عبد، عباد، عبادت، یعبدون، تعبدون، فوق العاده پر تکرار است. خداوند بزرگان را حفظ کند، این را از آیت الله استادی در اجلاس نماز شنیدم که موضوعی به اندازه نماز نیست که اینقدر حدیث برایش آمده باشد. در دو کتاب حدیثی به نقل از ایشان عرض می‌کنم، کتاب وسایل الشیعه و مستدرک وسایل که حدود شصت هزار حدیث آمده، بیست هزار حدیثش در مورد نماز است. شاید پنجاه شصت موضوع در دنیای حدیث باشد، بیست هزار حدیث فقط در این دو منبع است.
در قرآن حدود هزار بار و در حدیث هم بیست هزار حدیث داریم، ماهیت عبادت چیست، ابعاد عبادت چیست؟ آثار عبادت چیست. فواید عبادت چیست؟ این موضوع مهمی است که باید ذهن ما را درگیر کند. عبادت چیست؟ چرا عبادت کنیم؟ از آیات قرآن اینطور فهمیده می‌شود که خداوند از روی مهرش بدون اینکه به ما نیاز داشته باشد ما را آفرید برای یک موضوع مهم، یک هدف مهم، نه اینکه خدا به آن هدف نیاز داشته باشد، خدا که نیاز ندارد، ما نیاز داریم. ولی چون او حکیم است، کارهایش را براساس حکمت انجام می‌دهد. اینطور بزرگان ما توضیح می‌دهند که خدا ما را آفریده و خالق و رازق و آغاز و پایان و حامی ما اوست ما باید به او وابستگی داشته باشیم و این عبادت است. باید کارمان را برای او انجام بدهیم. به رنگ او باید زندگی کنیم. نقشه راه را از او بگیریم. فرمان از او ببریم، این را عبادت می‌گویند. منتهی دو جور عبادت است، یک عبادت این است که هرکاری را به قصد او انجام بدهیم عبادت می‌شود. ورزش می‌کند، چرا؟ چون می‌خواهم جان بگیریم، خدمت کنم و عبادت کنم و ورزش هم عبادت می‌شود. می‌خواهد بخوابد به قصد خدا می‌خوابد. لذا در احادیث چه چیزی عبادت است، مثلاً تحصیل علم عبادت است. خدمت به خلق عبادت است. نگاه به کعبه عبادت است. کسب و کار عبادت است. اگر عبادت هفتاد جزء داشته باشد، هرکاری که در دستگاه فکری ما برای خدا انجام می‌شود، عبادت است.
دانشجو درس می‌خواند، دانش‌آموز درس می‌خواند، استاد درس می‌دهد، نگاه والدین به فرزند از روی مهر عبادت است. «النَّظَرُ إِلَى‏ الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ» (بحارالانوار، ج 38، ص 199) نگاه فرزندان به والدین عبادت است. «النَّظَرُ إِلَي‏ الامَام‏المقسط عِبَادَةٌ النظر» (عدة الداعي، ص 189) نگاه به پیشوای عادل عبادت است. نگاه به برادر دینی عبادت است. نگاه به مصحف، نگاه به دریا، نگاه به آسمان، یک روز مرزداری، مرزداری یعنی یک جوانی مراقبت می‌کند که دشمن وارد حریمش نشود. مرزدار می‌شود مرابط، مرابطه یک روز یعنی مرزداری یک روز، عبادت است. با این نگاه همه کارهای ما می‌تواند عبادت باشد. به نیت ما بستگی دارد. حاج آقای قرائتی می‌گوید: در استخر می‌روی شنا کنی، همانجا می‌توانی نیت غسل جمعه کنی. عبادتی محسوب می‌شود. این عبادت به معنای عمومی است. عبادت‌هایی هم هست در ادیان تعریف شده مثل نماز، روزه، زکات، خمس، حج که یک چهارچوب خاصی دارد. مناسک یعنی شکل آن عبادت در آسمان ترسیم شده است. شهید مطهری بحثی دارد تحت عنوان شکل عبادت، چون خیلی‌ها می‌گویند: ما اصل عبادت را قبول داریم، ولی آنطور که خودم می‌خواهم عبادت کنم. چرا در یک چهارچوبی، دلت باید پاک باشد. مثلاً یک شعری را زمزمه می‌کنم این نماز من است! جوابش این است که ایرادی ندارد شما از آن شعر استفاده کنی، یک عبادتی هم خدا از روی حکمتی تعریف شده در این زمان به این زبان و با این شکل برای اینکه به فوایدی برسیم مثل اینکه در یک ماه به نام ماه رمضان از این ساعت تا این ساعت خوردن، آشامیدن و چه و چه ممنوع است. چه کسی گفته؟ خدا، این یک عبادت خاصی است و عبادت ویژه‌ای است. یا کسانی که کسب درآمد می‌کنند تحت این قواعد درآمدشان با هزینه‌شان یکجور است و خمس بر عهده‌اش نیست یا درآمدش کمتر از هزینه‌اش است و خمس ندارد. اما اگر درآمدش بیشتر است و پس‌انداز کرده این را باید در این راه‌هایی که گفته شده هزینه کند. این یک عبادت مالی است. کسانی که جو، گندم، ذرت، انگور، کشمش دارند در کسب و کارشان، یا با طلا و نقره سر و کار دارند، اینها قواعدی دارد. یا دامداری می‌کنند، گوسفند و گاو و شتر پرورش می‌دهند، اینها یک عبادت مالی دارند به نام زکات. قواعد دارد، یک دهم، یک بیستم، کجا و چطور؟ اینها عبادت‌های تعریف شده است. عبادت بدنی داریم. یا حج، کسانی که مستطیع هستند در عمرشان یکبار باید هرجای کره زمین زندگی می‌کنند به سفر حج بروند. سفر حج قواعدی دارد. مثلاً نزدیک مکه میقات دارند و آنجا باید لباس احرام بپوشند و لبیک بگویند. در ایام ذی الحجه در یک برنامه آن سفر را گفتیم. پس دو جور عبادت داریم. یک عبادت مربوط به قصد ماست که می‌تواند تمام اعمال ما را در بر بگیرد و یک عبادت هم عبادت خاص است که مناسک نام دارد.
چرا ما باید از خدا فرمانبری و اطاعت کنیم؟ چرا باید به خدا عشق بورزیم؟ چرا باید در برابر خدا تعظیم کنیم؟ این چرا برای این است که چون خالق من است، رازق من است و همه چیز من از اوست. یک کسی گل به من می‌دهد عکس‌العمل نشان می‌دهیم، او همه هستی مرا به من داده است. مگر می‌توانم با او قطع رابطه کنم؟ بگویم او مرا آفریده، با او خداحافظی کنم و هرطور می‌خواهم زندگی کنم؟! لذا در آیاتی که می‌گوید: عبادت کنید، آمده چون رب تو هست، پرورش دهنده توست و خیر و صلاح تو را می‌داند. آفریننده توست و روزی دهنده توست. او عنایتش را بردارد تو هیچ می‌شوی. اینها دلایلی است که فقر و نیاز ما، چه نیاز مادی و چه نیاز معنوی اینها باعث می‌شود ما خدا را عبادت کنیم. به عبادت ما نیاز دارد؟ نه، «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ‏ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» (ابراهیم/8) اگر شما و همه آدم‌های کره زمین کفر بورزید و عبادت نکنید، همه اعتصاب کنند، خداوند بی نیاز است. خداوند ما را آفریده برای رسیدن به کمال و به ما فرمود: اگر می‌خواهی تو را هم مثل خودم بزرگ کنم باید بندگی کنی. «عبد اطعنى‏» بنده من از من فرمان ببر، «حتى اجعلك مِثلى» تا تو را همچون خودم کنم. من خدا هستم، اراده می‌کنم همه چیز می‌شود، تو هم می‌توانی در سایه عبادت و اطاعت، ما فقیر هستیم، «ایها الناس انتم الفقراء الی الله» همنوعان ما هم نمی‌توانند کاری برای ما بکنند. آنها هم مثل ما نیازمند هستند و مریض می‌شوند، آنها هم مثل ما آسیب می‌بینند. تنها کسی که آسیب نمی‌بیند و فقر و نیاز ندارد، الله است. ما باید با او رابطه داشته باشیم. این رابطه بندگی ماست و باید خضوع کنیم. کلماتی که در قرآن به کار رفته، تقدیس، تعظیم، پرستش، تسبیح، تحمید.
شریعتی: اگر بناست هرکسی به آن جایگاهی که خداوند برایش در نظر گرفته، «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ‏ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» (قمر/55) نزد خدا باشد، یک هزینه‌ای می‌خواهد و این هزینه را با عبادت می‌پردازیم.
حاج آقای بهشتی: به همین خاطر است که قرآن می‌گوید: «فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِر» (مریم/65) این زحمت دارد. بپرست او را و عبادت کن و در این کار استقامت کن. یکی از کارهای شیطان این است که «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ‏ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ» (مائده/91) شیطان می‌خواهد یک روابط صمیمی شما را به هم بزند با شراب و قمار و جلوی رابطه شما را با خدا بگیرد. یک رابطه عمومی و یک رابطه خصوصی که اسمش را نماز گذاشتیم. یعنی اگر بخواهیم مخالفین نماز را لیست کنیم در صدرشان شیطان است. روایت دارد همین اندازه که کسی تصمیم می‌گیرد بلند شود وضو بگیرد، شیطان او را قلقلک می‌دهد. می‌خواهد بعد از وضو خودش را آماده کند و اذان بگوید، در تمام مراحل نماز شیطان ممانعت می‌کند که جلوی عبادت را بگیرد. چون شیطان به خدا قسم خورده است که به حق خودت من می‌خواهم بندگانت را بدبخت کنم. این ما هستیم که قدرتی داریم و می‌توانیم با شیطان مقابله کنیم. از خدا کمک بگیریم که خدایا شیرینی عبادتت را به من بچشان. «الهی اذقنی حلاوة عبادک، الهی اذقنی حلاوة مناجاتک، الهی اذقنی حلاوة ذکرک» بیاییم با خدا خلوت کنیم و از خدا راهنمایی بگیریم. ما در نماز روزی ده بار از خدا این درخواست را داریم. «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا راه مستقیم را به من نشان بده. راه مستقیم چیست؟ یکجای دیگر می‌فرماید: «وَ أَنِ اعْبُدُونِي‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» (یس/61) عبادت راه مستقیم است. عبادت کن مرا، این است راه مستقیم. این آیه را با «اهدنا الصراط المستقیم» کنار هم بگذاریم، ترجمه می‌شود که عبادت راه مستقیم است. کنار راه مستقیم، راه افراطی و راه تفریطی، اینها راه‌هایی است که ما را به مقصد نمی‌رساند.
مردم در مورد عبادت خدا سه دسته هستند، بارها در قرآن این گروه‌ها معرفی شدند. گروهی تکبر می‌ورزند. گروهی تسلیم هستند و گروهی طالب هستند. متکبرین در رأسشان شیطان است. اینها تکبر می‌کنند. من حوصله نماز ندارم. سرکشی می‌کند و غرور می‌ورزد و تکبر می‌ورزد و برای خودش یک موقعیتی قائل هست. این موقعیت، این قدرت، یا پول است، یا موقعیت اجتماعی است، مسئول یک جایی شده، یا علم است. آقا شما نماز می‌خوانی؟ من فوق لیسانس هستم. من اطلاعات دارم. انسان وقتی علم زیاد داشت یا پول زیاد داشت، یا قدرت زیاد، یا حتی بدنسازی رفته و بازوانش یک مقداری محکم شده، سرکشی می‌کند و غرور می‌ورزد. برای همین در نماز گفتند: این پیشانی را سر خاک بگذارید تا آن تواضع و فروتنی پیدا کنید. مستکبرین که عبادت نمی‌کنند تکبر دارند. یعنی برای خودش یک نوع خدایی قائل است. احساس می‌کند بی نیاز است. اما یک شخصیتی مثل امیرالمؤمنین(ع) این جمله را می‌گوید: «كفى‏ بى‏ عزّاً أن اكون لك عبداً» خدایا این عزت برای من کافی است که بنده تو باشم. «و كفى بى فخراً أن تكون لى ربّا» این افتخار برای من کافی است که تو پروردگار من باشی. ما انبیاء را در قرآن می‌خوانیم این کلمه برایشان آمده است، «نعم العبد» چه بنده خوبی، «وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ‏» (انبیاء/73) این پیشوایان موقعیت اجتماعی داشتند اما در پیشگاه خدا عابد بودند. «اشهد ان محمداً عبده و رسوله» قبل از اینکه موقعیت هدایتی را بگوییم، بندگی او را می‌کردند. یا عیسی بن مریم در گهواره به زبان آمده و خودش را می‌خواهد معرفی کند، می‌خواهد بگوید: من پیغمبر هستم. قبل از اینکه بگوید: من پیغمبر هستم، می‌گوید: من بنده هستم. «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ‏ الْكِتابَ‏ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا» (مریم/30) این بنده خدا هم در جامعه ما متأسفانه معنایش عوض شده است. ما وقتی می‌گویی: بنده خدا از روی ترحم است، می‌گوید: بنده خدا چیزی ندارد. نه! بنده خدا کسی است که به معراج می‌رود. «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ» (اسراء/1) اگر کسی بندگی کند خدا او را به آسمان‌ها می‌برد، برای همین است که نماز معراج است، نماز نردبان است و نماز ما را آسمانی می‌کند. انبیاء یک چنین جنسی داشتند.
آیات زیادی در قرآن هست که همه هستی در حال عبادت هستند و فقط انسان و جن نیست، «يُسَبِّحُ‏ لِلَّهِ‏ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» (جمعه/1) «وَ لِلَّهِ‏ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (رعد/15) همه موجودات این هستی در آسمان‌های دور و اعماق زمین، حیوانات و پرنده‌ها و ماهی‌ها و درخت‌ها همه خدا را پرستش می‌کنند و تسبیح می‌گویند. حتی برای پرنده‌ها نماز داریم. قرآن می‌فرماید: پرنده‌ها نماز می‌خوانند و آگاهانه نماز می‌خوانند. آنوقت چقدر زشت است پرنده‌ها نماز بخوانند و ما سرمستی کنیم. خیلی بد است! ما دنبال چه هستیم؟ چیزهایی که برای ما آدم‌ها جاذبه دارد، یکی توانایی است. یکی دارایی است. یکی زیبایی است، یکی دانایی است. این چیزهایی است که همه مردم کره زمین دنبالش می‌دوند. یا دارایی زیاد می‌خواهند، یا دنبال زیبایی هستند، دنبال دانایی و علم و دانش هستند، دنبال توانایی هستند، سرچشمه همه اینها الله است. راه را گم کردیم. اگر بخواهیم این دانایی، این توانایی و زیبایی را داشته باشیم، همه نزد خداست. این عبادت است یعنی در پیشگاه الله که علم و قدرت بی نهایت دارد، زیبایی و جمال بی نهایت دارد، «لَهُ‏ ما فِي‏ السَّماواتِ‏ وَ ما فِي الْأَرْض‏» (بقره/255) برویم در خانه خدا و بگوییم: خدایا ما بنده تو هستیم، ما مخلص تو هستیم. «أنت المولی و أنا العبد»
حضرت امام خمینی در مقدمه وصیت نامه از جمله ارمغان‌هایی که اهل‌بیت به ما دادند، دعاهاست. راه و رسم بندگی را ائمه به ما یاد دادند. مناجات شعبانیه که اینقدر حضرت امام سفارش کردند، تازه می‌فهمم خدا کیست و من چه کسی هستم! ایندفعه که این ارتباط برقرار شد، از همان جنس‌ها، زیبایی، توانایی، دانایی و دارایی، از خدا می‌گیرم. امیرالمؤمنین به حدی می‌رسد می‌فرماید: برای من فرقی نمی‌کند یک کوه از کاه باشد یا از طلا باشد. من یک خدایی دارم که این طلاها همه برای اوست و کوه‌ها و آسمان‌ها برای اوست. اگر خدا را بندگی کنیم با مرگ نیست نمی‌شویم و ما همچنان در این جهان پرواز می‌کنیم. اما اگر بیاییم عبادت را قیچی کنیم، مثل یک لامپی که وقتی می‌سوزد در سطل می‌اندازند. زباله دانی خدا جهنم است. قرآن نقل می‌کند که از جهنمی‌ها می‌پرسند: چه شد به جهنم آمدید؟ اولین جواب این است که نماز نمی‌خواندیم. یعنی مثل یک لامپ سوخته جایش در سطل زباله است. ما رابطه خودمان را با سرچشمه حیات، سرچشمه خوبی و رحمت قطع کردیم.
قرآن در سوره نساء آیه 172 می‌فرماید: «وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ‏ عَنْ‏ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً» هرکس حاضر نیست عبادت کند و تکبر دارد، معلوم است این تکبر ریشه ترک عبادت است. قرآن حتی به انبیایی که در اوج موقعیت اجتماعی و سیاسی هستند می‌فرماید: باید عبادت کنید. موسی بن عمران با فرعون مبارزه کرد و فرعون و فرعونیان در دریا نابود شدند. الآن حکومت الهی تشکیل یافته است. خداوند برای موسی پیغام می‌فرستد «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً» (اعراف/142) ای موسی درست است رهبر شدی، الآن اشتغالات زیاد داری ولی سی شب بیا با من عبادت کن و مناجات کن. تازه موسی بن عمران رفته در کوهستان، سی شب را گذرانده «وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ» یک ده شب دیگر می‌خواهم بایستی باز با من راز و نیاز کنی. این معلوم است موضوع عبادت، هیچوقت ما بی نیاز نمی‌شویم. در هر جایگاهی که باشیم. کتابی را سالهای قبل نوشتم اگر خدا قبول کند در مورد عبادت پیامبر اسلام است و اسمش را عبد شکور گذاشتم. چون بارها از پیامبر می‌پرسیدند: چرا اینقدر عبادت می‌کنید؟ می‌فرمود: «أَ فَلا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً» (أمالي طوسي، ص 636) آیا بنده سپاس گو نباشم؟ هرچه دارم برای خداست، آبروی من برای خداست. سلامت من برای خداست. عزت من و موفقیت من برای خداست. «أَ فَلا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً» آیا بنده‌ی سپاسگزار نباشم؟ یعنی خدا این همه به ما نعمت داده که شمارش آن از عهده ما خارج است. نمی‌بینیم که خدا چقدر به ما نعمت داده است. از شمارش نعمت‌های کلی ناتوان هستیم اما شکر می‌کنیم؟ نه، متأسفانه.
قرآن کریم صفات مجاهد مسلمان را که می‌شمارد، در سوره توبه هست «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ‏ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» (توبه/111) خداوند خریداری می‌کند از مؤمنان جان‌ها و مال‌های آنها را در برابر بهشت، «يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ» اینها مبارزه می‌کنند و می‌کشند و کشته می‌شوند، حالا قرآن می‌خواهد توصیف کند، رزمنده و نظامی مسلمان با نظامی غیر مسلمان چه فرقی دارد؟ اینطور توصیف می‌کند، «التَّائِبُونَ‏ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ» (توبه/112) این نظامی مسلمان است. تفاوتش با یک نظامی غیر مسلمان این است. چون نظامی‌گری در دنیا شرایطی دارد. باید فنونی را از نظر بدنی، از نظر رزمی بلد باشند. اندام و قدشان و سلامتشان چطور باشد. اما این نظامی که قرآن توصیف می‌کند، توبه کنندگان، عبادت کنندگان، روزه‌داران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، معلوم می‌شود این رزمنده برای کشتن انسان‌ها اقدام نمی‌کند و دارد بندگی خدا را می‌کند.
یکوقتی من تحقیق کردم نماز و جنگ در اسلام، نداریم جنگی که خاطره‌ای از نماز در آن جنگ نباشد. چقدر در جنگ‌ها گزارشاتی از شب زنده‌داری و نماز و تضرع و اشک و زاری مسلمان‌ها رسیده است. یک نمونه کربلاست که لشگر عمر سعد نصف شب آمدند گزارش تهیه کنند، وقتی برگشتند، گفتند: ما صدایی شبیه صدای زنبوران عسل را شنیدیم که اینها با خدای خویش راز و نیاز می‌کردند، بعضی در حال قیام، بعضی در حال رکوع و بعضی در حال سجده، سالار شهیدان عصر روز تاسوعا بنا بود جنگ شود، فرمود: بروید از دشمن وقت بگیرید، جنگ یک روز به تأخیر بیافتد. چرا؟ «أنی احبّ الصلاة و تلاوة القرآن و الاستغفار» چون من نماز را دوست دارم. تلاوت قرآن و استغفار را دوست دارم. این شب آخر عمرم را می‌خواهم اینطور بگذرانم. این نظامی مسلمان است.
حدیثی که می‌خوانم در کتاب شریف اصول کافی، جلد ششم صفحه چهارم آمده است که پیغمبر فرمود: میراث خداوند از بنده مؤمن فرزند صالحی است که پس از مرگ او خدا را عبادت کند. میراثی که از ما می‌ماند، باغ و خانه و مغازه، اما میراث خدایی که از مؤمن به جا می‌ماند فرزند صالحی است که پس از مرگ پدر، مرگ مادر، خدا را عبادت کند. بعد پیغمبر این آیه را خواند، «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا، يَرِثُنِي‏ وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا» (مریم/5و6) پروردگارا فرزندانی به من بده که از من و از اجدادم ارث ببرد و مورد پسند تو باشد. اینجا با این سخن پیغمبر تفسیر کرده یعنی فرزند نمازخوان. نکند از ما بچه‌های بی نماز به جا بماند. چند تا بچه داری؟ سه تا یکی در انگلیس است، یکی در کرمان است و درس می‌خواند. یکی هم با ماست. نماز می‌خوانند؟ انشاءالله که می‌خوانند، نمی‌دانم! نهایت عمر ما صد سال است. ولی می‌توانیم کاری کنیم تا هزاران سال برای ما خیرات برسد. به نماز بچه‌هایمان، به عبادت بچه‌هایمان، به روزه بچه‌هایمان حساس باشیم و رصد کنیم. این موضوع خیلی مهم است و هزار بار در قرآن آمده است. در صدر برنامه انبیاء است و محصول حکومت امام زمان است و افتخار انبیاء به این بوده که اهل عبادت باشند.
شریعتی: نکات خیلی خوبی را شنیدیم و در پیام‌ها بود که والدین عزیز دغدغه‌ی نمازخوان شدن بچه‌هایشان را داشتند و اینکه چطور می‌توانند بچه‌ها را به نماز ترغیب کنند. از دیروز دور ششم ختم قرآن ما آغاز شده است و قرار هست روزی یک صفحه از قرآن را بخوانیم. این دوره قرار هست از اصحاب و یاران پیامبر یاد کنیم، این هفته با توجه به ولادت‌هایی که در پیش داریم نام حضرت ابالفضل به عنوان یک ستاره پرنور در آسمان ولایت امامان معصوم ما می‌درخشد، علاوه بر اینکه یک امامزاده واجب التعظیم است، یکی از یاران و اصحاب وفادار حضرت سیدالشهداء هستند. امروز صفحه چهار، آیات 17 تا 24 سوره مبارکه بقره را تلاوت خواهیم کرد.
«مَثَلُهُمْ‏ كَمَثَلِ‏ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ‏«18» صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ‏«19» أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ‏«20» يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ«21» يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏«22» الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏«23» وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‏«24» فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ‏»
ترجمه آیات: مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‏هايى كه (هيچ) نمى‏بينند، رهايشان كند. آنان (از شنيدن حقّ) كر و (از گفتن حقّ) گنگ و (از ديدن حقّ) كورند، پس ايشان (به سوى حقّ) باز نمى‏گردند. يا چون (گرفتاران در) بارانى تند از آسمانند كه در آن، تاريكى‏ها و رعد و برقى است كه از ترس صاعقه‏ ها وبيم مرگ، انگشتان خود را در گوشهايشان قرار مى‏دهند. و (لى) خداوند بر كافران احاطه دارد. نزديك است كه برق، نور چشمانشان را بربايد. هرگاه كه (برق آسمان در آن صحراى تاريك وبارانى) براى آنان بدرخشد، در آن حركت كنند، ولى همين كه تاريكى، ايشان را فرا گرفت بايستند. واگر خداوند بخواهد، شنوايى و بينايى آنان را (از بين) مى‏برد، همانا خداوند بر هر چيزى تواناست. اى مردم! پروردگارتان كه شما وپيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد. آن (خداوندى) كه زمين را براى شما فرشى (گسترده) وآسمان را بنايى (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبى فرو فرستاد و به آن از ميوه‏ها، روزى براى شما بيرون آورد، پس براى خداوند شريك و همتايى قرار ندهيد با آنكه خودتان مى‏دانيد (كه هيچ يك از شركا و بت‏ها، نه شما را آفريده‏اند و نه روزى مى‏دهند و اينها فقط كار خداست.) واگر در آنچه بر بنده‏ى خود (از قرآن) نازل كرده‏ايم، شكّ داريد، اگر راست مى‏گوييد (لااقل) يك سوره همانند آن را بياوريد و گواهان خود را غير از خداوند بر اين كار دعوت كنيد. پس اگر اين كار را نكرديد، كه هرگز نتوانيد كرد، از آتشى كه هيزمش مردم (گناهكار) وسنگ‏ها هستند وبراى كافران مهيّا شده، بپرهيزيد.
شریعتی: ماه شعبان و ماه نبی مکرم اسلام است، انشاءالله زیاد صلوات بفرستیم و از ثواب و برکاتش بهره‌مند شویم. نکات قرآنی را بفرمایید و بعد از شخصیت حضرت عباس برای ما بگویید.
حاج آقای بهشتی: از برکات برنامه سمت خدا تلاوت قرآن است و به خصوص استمرار آن، آیه 21 این صفحه مستقیماً به بحث ما مربوط می‌شود. مخاطبش انسان است. «يا أَيُّهَا النَّاسُ» اهالی عالم، هرکسی انسان است. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ» خدا را عبادت کنید. چرا؟ می‌فرماید: «الَّذِي خَلَقَكُمْ» خدا تو را آفریده و خالق توست. «وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» پدر و مادرت را آفریده است. آفریدگار ماست، نمی‌خواهیم پرستش کنیم؟ «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً» زمین را برای شما هموار کرده و این سقف زیبا را آفریده است. «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» از آسمان باران می‌فرستد، «فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ» گیاهان و میوه‌ها را، این دلیل عبادت است. چرا عبادت؟ بخاطر الطاف خدا. خدا به تشکر ما نیاز دارد؟ نه، برای رشد ما هست و برای رسیدن به هدفی که خدا برای ما مقرر کرده است.
در مورد حضرت ابالفضل سخن خیلی زیاد است، دو نکته که کمتر گفته می‌شود یکی در مورد عبادت حضرت ابالفضل است. امروز سرگذشت قاتل حضرت ابالفضل را می‌خواندم. رو سیاه شده بود. روزهای آخر عمرش رو سیاه شده بود و زشت رو، در کوچه‌های کوفه به سر خودش می‌زد و این جمله را می‌گفت. جوانی ماهرو را کشتم که میان دو چشمانش جای سجده بود. عاشقان حضرت ابالفضل از نماز حضرت ابالفضل، از عبادت حضرت ابالفضل الهام بگیریم. جوانی ماهرو را کشتم که میان دو چشمانش جای سجده بود. نکته دیگر اینکه حضرت ابالفضل فقیه اهل بیت است. گاهی نقل شده امام حسن مجتبی یا امام حسین(ع) وقتی مردم سؤال می‌کردند ارجاع می‌دادند به حضرت ابالفضل که پاسخ بگوید. فقیه اهل بیت است که در دامن امیرالمومنین و امام حسین پرورش یافته و از این بعد غافل هستیم و باید بیشتر توجه کنیم.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»