main logo of samtekhoda

98-01-06-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– شرح کلماتی از نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین امام علی(علیه‌السلام)- خطبه 209


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: شرح کلماتی از نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین امام علی(علیه‌السلام)- خطبه209
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 06- 01-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
کی می‌شود بیایی و نیلوفر آوری *** گلهای رنگ رنگ به هر دفتر آوری
باران شوی، بهار شوی غنچه غنچه گل *** لب وا کنی گلاب خوش قمصر آوری
«السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، سال نو بر شما مبارک باشد. انشاءالله سال 98، سال پر خیر و برکتی برای همه باشد. حاج آقای حسینی قمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان عزیز، سال نو را تبریک می‌گویم و امیدوارم سالی همراه با خوبی و سعادت و سر بلندی برای مردم و کشور ما باشد.
شریعتی: قرار هست در سال جدید مهمان سفره نهج‌البلاغه باشیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 209 نهج‌البلاغه، این کلام امیرالمؤمنین را قبل از سید رضی، مرحوم کلینی در کافی شریف نقل کردند. سید رضی گلچینی از کلمات حضرت را جمع آوری کردند و مصادر کلمات حضرت قبل از سید رضی هم فراوان وجود داشته از جمله این کلام حضرت که در کافی مرحوم کلینی آمده است. داستان این است که دو تا از یاران حضرت علی(ع)، یکی علاء بن زیاد و یکی عاصم بن زیاد، این خطبه مربوط به این دو نفر است. علاء بن زیاد بیمار شد، امیرالمؤمنین برای عیادتش در بصره رفتند، داستان این ملاقات در بصره هست که امیرالمؤمنین عیادت صحابی خود آمدند. از فرصت عیادت استفاده کردند و یک موعظه اخلاقی کردند و من تقاضا دارم در این دید و بازدیدهای عید که می‌روند، فرصتی است برای اینکه انسان کار خوبی انجام بدهد یا احوالپرسی کنند. شما که بزرگ خاندان هستی، چه کار کردی؟ وقتی به دیدن شما می‌آیند، شما که می‌توانی یک سراغی بگیر، از فامیل و بستگان، اگر گرفتاری و مشکلی دارند، بدهی دارند کمک کن. معنای دید و بازدید این نیست که بتوانیم دو ساعت همینطور بنشینیم. امیرالمؤمنین از فرصت عیادت بیماری یک موعظه اخلاقی کردند. یک کسی یک مطلب علمی دارد، حرف علمی بزند. از فرصت‌ها استفاده کنیم و مواظب باشیم جلسات به گناه آلوده نشود. آبروی کسی را نبریم، غیبت نکنیم. آیت الله العظمی گلپایگانی فرمودند: وقتی به مهمانی می‌روید، نبض جلسه دست شما باشد. البته به این معنی نه که حرف خود را بر اهل مجلس تحمیل کنیم. در حالات رسول خدا هست که حضرت اینطور نبود که خودش را تحمیل کند. در هر مجلسی می‌نشستند، هر بحثی که مردم می‌کردند، حضرت ادامه می‌دادند.     اگر حرف دنیایی بود، حضرت همان را ادامه می‌دادند. اگر حرف آخرتی بود، حضرت ادامه می‌دادند. تحمیل نکنیم که الا و لابد محور جلسه باید من باشم. این بد است. در عین حال حضرت فرمود: اگر جلسه به سمت گناه می‌رود، جلسه را در دست خود بگیرید.
حضرت وقتی عیادت صحابی خود، علاء آمدند، دیدند یک خانه بزرگی در بصره دارد. فرمودند: «مَا كُنْتَ‏ تَصْنَعُ‏ بِسِعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيَا» خانه بزرگ خیلی خوب است، در کافی مرحوم کلینی است که پیامبر اسلام فرمود: «مِنْ‏ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ‏» (كافي، ج 6، ص 526) از خوشبختی‌های یک مرد است که خانه بزرگ داشته باشد. داشتن خانه بزرگ مانعی ندارد، اشکال ندارد. آنهایی که خانه بزرگ دارند اگر از این فرصت خوب استفاده کنند نعمت پروردگار است، وسیله بندگی پروردگار است. فرمودند: با این خانه بزرگ چه می‌کنی؟ «وَ أَنْتَ إِلَيْهَا فِي الاخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ» (نهج‌البلاغه/خطبه209) تو در قیامت به این خانه بزرگ بیشتر احتیاج داری ولی می‌توانی همین خانه بزرگ دنیا را تبدیل کنی به خانه بزرگی در آخرت. فرمودند: «وَ بَلَي إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الاخِرَةَ» سه تا مثال زدند، «تَقْرِي فِيهَا الضَّيْفَ وَ تَصِلُ فِيهَا الرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ» 1- در این خانه بزرگ از مهمان‌ها پذیرایی کنی. کار خیر فقط صدقه به فقیر دادن نیست. آن کسی که خانه چهل متری دارد، می‌گوید: نمی‌توانم پذیرایی کنم. خانه هشتاد متری دارد، می‌گوید: نمی‌توانم. دویست متری می‌گوید: جا ندارم. 500 متری هم می‌گوید: ندارم. پس چه کسی می‌تواند؟ خوشا به حال کسانی که در این ایام تعطیلات تمام منزلشان محل رفت و آمد ارحام و خویشاوندان است. البته مردم هم باید رعایت کنند. امام صادق فرمود: دوست دارم خدا ببیند من خودم را کوچک می‌کنم برای اینکه به ارحام خود برسم و صله رحم انجام می‌دهم. فرمود: پس 1- اگر در این خانه بزرگ مهمانی انجام می‌دهی، 2- ارحامت را پذیرایی و صله رحم می‌کنی. 3- حقوق الهی را می‌پردازی، یعنی خانه را از مال حلال تهیه کردی، اگر چنین است «مَطَالِعَهَا فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الاخِرَةَ» (نهج البلاغه، خطبه 209) این دنیا نیست، این آخرت است. خانه دنیای تو خانه آخرت شده است.
قرآن یازده بار به جای اینکه بگوید: مال، گفته خیر. یکی سوره بقره آیه 180 است. «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ‏ الْمَوْتُ‏ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِين‏» نمی‌گوید: اگر مالی داری وصیت کن، اگر خیر داری. در نماز جمعه می‌خوانیم، قرآن می‌فرماید، وقتی می‌خواهد از مال دنیا اسم بیاورد، می‌گوید: «فَإِذا قُضِيَتِ‏ الصَّلاةُ» (جمعه/10) نماز جمعه تمام شد، «فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ» موقع نماز جمعه کسب و کار را تعطیل کنید. نماز جمعه که تمام شد، دوباره برگردید «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» به جای اینکه بگوید: برو مغازه را باز کن، می‌گوید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» قرآن مال دنیا و کار دنیا را خیر و فضل الهی می‌داند. اگر از خانه وسیع و مال دنیا اینطور استفاده کنیم، این فضل و خیر است. پس تا اینجا عرض کردیم، امیرمؤمنان از فرصت عیادت بیمار، علاء بن زیاد استفاده کردند و نصیحت کردند که از این خانه وسیع خوب استفاده کن.
علاء بن زیاد گفت: خوب شد شما آمدی و به من نصیحت کردی. ولی یا امیرالمؤمنین، من یک برادر دارم عاصم، می‌خواهم شکایت او را به شما بکنم. حضرت فرمود: چه شده است؟ گفت: او زندگی دنیا را زمین گذاشته، یک عبا به دوش گرفته و اصلاً دنیا را طلاق داده است. رهبانیت و گوشه‌گیری و زهد را پیشه کرده است. امیرالمؤمنین فرمود: بروید او را بیاورید. شما صله ارحام می‌روی، می‌گویند: خبر داری فلانی با هم اختلاف خانوادگی دارند؟ شما همانجا واسطه خیر شوید و این دو نفر را آشتی بدهید. وقتی عاصم آمد حضرت با او تند صحبت کرد. فرمود: «يا عدى‏ نفسه‏» ای دشمن، «لقد استهام بك الخبيث» شیطان تو را فریب داده است. مؤمن و مسلمان کسب و کار را کنار بگذارد و عبا به دوش بگیرد و سر به بیابان و کوه بگذاری و نماز و عبادت کنی. کی انبیاء اینطور بودند و اولیاء اینطور بودند؟ همان امیر مؤمنانی که مناجات شب داشت، نخلستان‌ها را آباد می‌کرد. پیامبر همینطور بود. حضرت فرمود: ای دشمن خود، چرا اینطور کردی؟ چرا ترک دنیا کردی؟ از دنیا خوب استفاده کنید. حقوق را ادا کنید. چرا به زن و بچه‌ات رحم نکردی؟ «اترى الله احل لك الطيبات و هو يكره ان تأخذها» تو فکر می‌کنی خدا طیبات را حلال کرده، آنوقت دوست نداری از آن استفاده کنی؟ یکوقت یکی از اساتید فرمود: دنیایی که مذمت شده، اشتباه نکنیم، سه تا معنا دارد. آیا دنیایی که مذمت شده، آسمان و زمین و دریا، خدایا این را خودت خلق کردی، «سَخَّر لکم، خلق لکم» 2- کسب و کار و تجارت را خودش فرمود: «الکاسب حبیب الله». معنای سوم اینکه ما فریب دنیا را بخوریم، برده دنیا شویم و حلال و حرام سرمان نشود. خویشاوند و ارحام را نفهمیم، دنیا سوار بر ما باشد. «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ‏ الرِّزْقِ» (اعراف/32) خدا این روزی‌های پاکیزه را حرام نکرده است.
عاصم بن زیاد وقتی این جملات را از حضرت شنید، گفت: اتفاقاً من کار خوبی کرده‌ام. چرا؟ مگر شما امام ما نیستی؟ ما از شما یاد گرفتیم. این لباسی که شما می پوشی و غذایی که شما می‌خوری، در نامه45 به عثمان بن حنیف فرمود: «أَلا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَي‏ مِنْ‏ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ» از همه دنیا دو قرص نان، دو جامه، من کار خوبی کردم. شما امیرالمؤمنین و امام متقین هستی، من هم می‌خواهم مثل شما زندگی کنم. امیرمؤمنان از این برداشت غلط او ناراحت شد و فرمود: وای بر تو! برای چه مرا با خودت مقایسه کردی؟ من مثل تو نیستم. من امام هستم، حاکم هستم. «انّ اللّه فَرَض‏ على‏ ائمة العدل ان يُقدّروا انفسهم بِضعَفَةِ الناس» اینها جزء محکمات نهج‌البلاغه است. خدا واجب کرده «علی ائمة العدل» اگر شما می‌خواهی حاکم عادل باشی،    شما رئیس جمهور عادل هستی، نماینده عادل هستی، رئیس قوه قضاییه عادل هستی، شما استاندار عادل هستی، امام جمعه عادل هستی، اگر می‌خواهی عادل باشی، زندگی‌تان مثل طبقات ضعیف مردم باشد. من دارم، از حلال هم دارم، ولی نمی‌توانی پیشوا باشی. چرا؟ حضرت فرمود: تا فقیر فقرش او را به شورش وا ندارد. فقیر اگر دید ائمه العدل هم ندارند، ثروت دارند ولی استفاده نمی‌کنند و می‌گویند: با مردم همدردی کنیم، مردم مشکلات دارند، ما این مشکلات را درک کنیم.    
وحید بهبهانی از علمای بزرگ شیعه، می‌گویند: یکوقت ایشان دید عروس خانمش یک لباس پر زرق و برقی پوشیده است. پسرش هم بود. گفت: این لباس چیست عروس خانم پوشیده است؟ پسر گفت: قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ‏ لِعِبادِهِ‏ وَ الطَّيِّباتِ» (اعراف/32) چه کسی حرام کرده است؟ حلال خداست، خدا راضی است. وحید بهبهانی گفت: آن آیه‌ای که خواندی، من هم خواندم، ولی ما الآن پیشوای مردم هستیم و فقرا باید فقرشان را به ما تسلی بدهند.
الآن بیننده‌ها می‌گویند: عجب خطبه‌ای ایشان خواند و چه برداشت خوبی کرد، ولی خدا یک چیزی را برای پیشوایان واجب کرد و یک چیزی برای عموم مردم، آنچه مردم حواسشان باشد، این حکمت 328 است. «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ‏ فِي‏ أَمْوَالِ‏ الاغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ» خدا قوت فقرا را در مال ثروتمندان قرار داده است. «فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ» اگر یک فقیری در جامعه هست، آن غنی حق این را ندارد. «وَ اللَّهُ تَعَالَي سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ‏» خدای متعال فردای قیامت سؤال می‌کند. اگر امروز جامعه دینی ما، متدینین ما، همه مردم ما خمس مالشان را درست می‌دادند، زکات واجب و مستحبی‌شان را درست می‌دادند، صله رحم واجبی که بارها گفتیم، پدر و مادر و اولاد واجب است، خویشاوندان صله رحم به معنی رفع گرفتاری، نه فقط سر بزنید، اگر جامعه دینی ما همین را عمل می‌کرد، اگر واجبات مالی، خمس و زکات را می‌دادیم، صله رحم را انجام می‌دادیم، مستحبات را انجام می‌دادیم، امیرمؤمنین می‌فرماید: فقیری در جامعه نبود، فردای قیامت خداوند سؤال می‌کند. در تاریخ داریم همین امیرالمؤمنین وقتی فقیر آمد گفت: به من کمک کنید، زمخشری در کتاب خود «ربیع الابرار» نوشته است. حضرت گفت: ندارم، اوایل که حضرت به مدینه آمده بود دستش خالی بود. تا گفت: ندارم، فقیر گفت: علی فردای قیامت جواب خدا را چه می‌دهی؟ خدا قیامت از تو می‌پرسد که من از تو کمک خواستم و تو کمک نکردی. روایت است که امیرالمؤمنین شروع کرد به گریه کردن، فقیر رفت، حضرت فرمود: او را بیاورید. فرمود: دوباره بگو و حضرت دوباره گریه کرد. به قنبر فرمود: چه داریم؟ گفت: هیچ! فرمود: زره مرا به او بده. گفت: زره قیمتی است! فرمود: نمی‌خواهم تمام عالم برای من باشد و فردای قیامت یک نفر بگوید: علی من آنجا نگهت می‌دارم!
انشاءالله خدا به حق حضرت زهرا(س)، خداوند حوائج خیریه همه کسانی که التماس دعا گفتند را برآورده به خیر بفرماید.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»