main logo of samtekhoda

97-11-23-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی- بررسی آسیب های انقلاب در محضر نهج البلاغه

حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – بررسی آسیب‌های انقلاب در محضر نهج‌البلاغه
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: بررسی آسیب‌های انقلاب در محضر نهج‌البلاغه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 23- 11-97
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، «اللهم صل علی محمدٍ و آل محمد و عجل فرجهم»
نگو کاری نمی‌آید به تنهایی از این مردم *** رقم خورد انقلاب ما به دستان همین مردم
اگر ویران نکرد این باغ را طوفان دلیل این بود *** درخشیدند در هر عرصه‌ای همچون نگین مردم
جوان دادند و جان دادند، اما همچنان ماندند *** به پای عزت و آزادی این سرزمین مردم
به رغم هرچه سختی خم به ابروشان نیافتاده *** نه در جنگ و نه در تحریم دشمن، بهترین مردم
میان قاب دنیا ماه بهمن نقش می‌بندد *** حضوری افتخار انگیز از این شور آفرین مردم
چهل سال ایستادیم و اگر پایش بیافتد باز *** حراست می‌کنیم از خاک میهن با همین مردم
سلام مردم ایران، سلام به خانم‌ها و آقایان، آغازین پنجمین دهه انقلاب اسلامی مبارک باشد. دیروز باز هم مردم ایران گل کاشتند. به همه شما این سرافرازی را تبریک می‌گویم. انشاءالله همه قدم‌هایی که پرشور و با انگیزه و اعتقاد در راهپیمایی 22 بهمن گام برداشتند، مهجور باشد. انشاءالله هرجا هستید بهترین‌ها برای همه شما رقم بخورد. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان عزیز و شنوندگان رادیو قرآن. با شعر زیبایی که خواندید موضوع بحث ما هم روشن می‌شود. حماسه‌ی کم نظیری که مردم آفریدند، هرکس هرجا بود، دید. نمی‌شود از این حماسه به این آسانی گذشت، مخصوصاً اینکه مردم امسال اصرار داشتند که در چشم آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها حضور خودشان را نشان بدهند، بقیه دیگر نوبت مسئولین است. امروز مهمان سفره امیرالمؤمنین(ع) هستیم و آسیب‌های انقلاب را می‌خواهم بگویم.
بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 56 نهج‌البلاغه، «لَقَدْ كُنَّا مَعَ‏ رَسُولِ اللَّهِ ص نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا» ما با پیامبر بودیم و می‌جنگیدیم، گاهی پدر این طرف بود و پسر آن طرف، یعنی پدر در لشگر اسلام و فرزند در لشگر کفر بود. «وَ إِخْوَانَنَا» گاهی برادر این طرف بود، یک برادر در لشگر اسلام بود و یک برادر در لشگر کفر بود. در کربلا هم همینطور بود، گاهی یک برادر در لشگر سیدالشهداء بود و یک برادر در لشگر کوفیان بود. «وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً» (نهج‏البلاغه، خطبه 56) چون باور داشتیم به کار خودمان، این جنگ‌ها و جهادها ولو نزدیکترین نزدیکان روبروی ما بودند، بر ایمان و تسلیم ما اضافه می‌کرد. باعث ایمان بیشتر ما می‌شد. «وَ مُضِيّاً عَلَي اللَّقَمِ» مسیر صحیحی که انتخاب کرده بودیم، مسیر را با سرعت پیش می‌رفتیم ولو طرف مقابل ما نزدیکان ما باشد. «وَ صَبْراً عَلَي مَضَضِ الالَمِ» مقاومت می‌کردیم برای سختی‌های جهاد «وَ جِدّاً فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ» ایمانی که بود ولو نزدیکان ما، باز جدیت ما برای جهاد با دشمن بیشتر می‌شد.
یکی از آموزه‌های مهم دین این است که اگر انسان مسیر را درست انتخاب کرد، مسیرش درست شد، باورش درست بود، اعتقادش درست بود، دیگر مهم نیست. یعنی ما ملاحظه اینکه کسی نزدیک ما هست، برادر ماست، پدر و پسر، پسرعمو است، نداریم. حتی بالاتر از این اگر بینندگان خاطرشان باشد به تازگی یک بحث در مورد شهادت داشتیم و آیه 135 سوره نساء را خواندیم «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ» برای خدا گواهی بدهید و قیام شما قیام عدالت باشد، «وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ» علیه خودتان و پسرتان و بستگانتان، در نظام دینی، نظام فکری اسلامی نمی‌گنجد که من به ملاحظه اینکه طرف پسرم هست و برادرم هست، بخواهم ملاحظه کنم و باجی به او بدهم، امتیازی بدهم و رانتی ایجاد کنم، چون این برادر من است، پسرعموی من است. می‌گوید: گاهی طرف مقابل ما برادر ما بود. گاهی برادر در صف مقابل بود و ما صف‌ها را جدا کرده بودیم و می‌ایستادیم. اگر انسان بخواهد ملاحظه کند که این برادر من است، نمی‌شود با برادر جنگید، معیار حق است. وای اگر ما بخواهیم باج بدهیم که طرف بستگان ما است.
عقیل آمد از امیرمؤمنان تقاضا کرد که یک مقدار به من اضافه بدهید، من گرفتار هستم. حضرت فرمود: گرفتاری برای همه مسلمان‌ها هست. صبر کن اول ماه که حقوق بیت المال را بگیریم و من سهم خودم را به شما می‌دهم. گفت: سهم شما چقدر است که صبر کنم سهم خودتان را بدهید؟ فرمودند: یک پیشنهاد دیگر داریم، بازار مسلمان‌ها الآن تعطیل است، کسی نیست یواشکی برویم بازار، مغازه کسی را بزنیم. گفت: شما قطعاً اهل این کارها نیستید! فرمود: تو به من می‌گویی: از یک مغازه سرقت نکن. آنوقت چطور سرقت از بیت المال کنم؟ مغازه طرفش یک نفر است. آن کسی که از بیت المال سرقت می‌کند طرفش همه مردم هستند. امیرمؤمنان می‌فرماید: ما اینطور می‌جنگیدیم. طرف مقابل ما برادر ما بود. خود رسول خدا مگر نبود؟ این طرف پیامبر بود و آن طرف ابولهب بود. این طرف حمزه بود و آن طرف شیبه بود. نزدیکان با هم می‌جنگیدند.
«وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الاخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ» یکی از این طرف لشگر اسلام و یکی از طرف لشگر کفر با هم می‌جنگیدند مثل دو مرد، آنها قوی بودند. «يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ» هرکدام تلاش می‌کرد دیگری را از بین ببرد. «فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا» گاهی دشمن پیروز می‌شد و گاهی ما پیروز می‌شدیم. در بدر ما پیروز شدیم و در احد آنها پیروز می‌شدند. چه شد در مجموع لشگر اسلام پیروز شد؟ «فَلَمَّا رَأَي اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْر» خدا دید ما راست می‌گوییم و صداقت داریم. خدا صداقت را یاری کرد. یعنی حتی خدا با انبیاء خودش، با مجاهدین صدر اسلام، قرار ندارد مگر اینکه صداقت را در آنها ببیند. اگر خدا صداقت را در آنها دید یاری می‌کند وگرنه یاری نمی‌کند. تا اینکه اسلام مستقر شد و پیروز شد. پس اگر بخواهیم در آسیب‌های انقلاب از امیرالمؤمنین پیام بگیریم، آسیب یک انقلاب چیست؟ عامل موفقیتش صداقت است. آسیبش چیست؟ بی صداقتی، اگر مردم ما صداقت داشته باشند پیروز می‌شوند. مردم ما در 22 بهمن سال 57 صداقت داشتند و صادقانه به میدان آمدند. رژیم پهلوی صداقت نداشت. دروغ می‌گفت و ظلم و جنایت می‌کرد. خدا دید امام و امت راست می‌گوید. خدا دید ما راست می‌گوییم و مردم ما راست می‌گویند، خدا مردم ما را پیروز کرد.
اگر امروز همان صداقت را امت و مردم و مسئولین ما داشته باشند باز پیروزی هست و اگر چنین نباشد، پیروزی نیست. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/11) خودشان دست به تغییر بزنند صادقانه، در حالات امام هست که در فرانسه بودند، هجوم خبرنگارها برای گزارش از زندگی و کارهای امام بود. یک خبرنگاری آمده بود و گفته بود: من می‌خواهم از 24 ساعت زندگی امام یک مستند درست کنم. امام موافقت کرده بودند. 24 ساعت تهییه مستند خیلی سخت بود، گفته بودند شما مثلاً یک حالت مطالعه بگیرید ما فیلم برداری می‌کنیم. یک مقدار روی تخت دراز بکشید، می‌گوییم این حالت خواب امام است. چند نفر از دوستان شما بیایند و با هم صحبت کنید. یک غذای ساده بخورید و ما بگوییم این غذا خوردن امام است. غذا نبود و یک نان و ماست گذاشته بودند این را بخورید. امام فرمود: نه، من حاضر نیستم و این دروغ است. مگر من ظهر نان و ماست می‌خورم؟ می‌خواهید این را به اسم غذای من نشان بدهید؟ این دروغ است. امامی که در زوایای زندگی مراقبت بد یک کلمه خلاف واقعیت نگوید.
گفتم: یکی از علمای یزد انگشتر دست نمی‌کرد. گفتند: مگر نمی‌گویید انگشتر اینقدر ثواب دارد؟ گفت: چرا قبول داریم ثواب دارد ولی اگر من انگشتر دست کنم می‌ترسم مردم فکر کنند، من می‌خواهم بگویم تمام مستحبات را انجام دادم، انشگتر هم دست می‌کنم، می‌ترسم چنین برداشتی شود و این دروغ است. نمی‌خواهم اینطور القاء کنم به کسی که مرا می‌بیند. امام اینطور بود. امام واقعاً صداقت داشت. امروز مردم و امت و مسئولین ما آن صداقت را دارند؟ همان صداقت درجه یک را داریم؟ مردم صداقت دارند ولی مسئولین صداقت ندارند. زندگی خودشان را وقتی با طبقات محروم مقایسه می‌کنید خیلی فاصله دارد. در انقلاب مردم ما صادقانه بودند. همه با هم بودند و دست به دست هم می‌دادند، یاری بکنند. ولی صداقت نباید کمرنگ شود و گاهی کمرنگ می‌شود. در بحث گرانی و مشکلات اقتصادی، مسئولیت‌هایی که حاکمان دارند، آنطور که باید عمل شود، عمل نمی‌شود. کسی می‌گفت: هفته گذشته بلیط مشهد 240 هزار تومان بود، این هفته 340 هزار تومان شده بود. مگر کسی نظارت بر این آژانس‌ها دارد؟ همه ما آرزوی موفقیت دولت را داریم ولی این دولت خیلی حواسش را جمع کند. باید شب و روز نداشته باشند. از چند مورد سخنرانی‌ها، چند مورد در مورد گرانی‌ها و راه‌ حل آن باشد. آیا مشکل اصلی مردم برطرف شدن فیلترینگ است؟ مشکل اصلی این است که زن‌ها ورزشگاه بروند؟ مسئولین با صداقت باشند.
مردم ما صداقت دارند؟ در 57 که همه می‌گفتند: ما نداریم عیب ندارد، شما به دیگری بده. الآن خود مردم و کسبه و تجار و صنعتگران، فقط دولت نیست، دولت یک عددی است و باید نظارت داشته باشد و قوی هم باشد، آنها کوتاهی نکنند ولی مردم چطور؟ آنهایی که ارز را هرطور بخواهند می‌فروشند، کاسبی که هرمقدار بخواهد نرخ را گران می‌کند، تولید کننده‌ای که آزاد است و هرطور بخواهد، مردم هم نقش دارند. شما کاسب جزء یک مغازه هستی، از شما تا تولید کننده درجه بالا یک مقدار انصاف داشته باشیم، از سود خودمان بزنیم. امیرمؤمنان می‌گوید: اگر راست گفتید خدا شما را پیروز می‌کند. اگر ما صداقت سال 57 را داشتیم حتماً در برابر استکبار جهانی موفق می‌شویم. هرچه صداقت کمتر باشد به همان مقدار بیشتر معطل هستی. چون صداقت نیست. کاسب سعی می‌کند زندگی خودش را حفظ کند، تولید کننده به فکر تولید خودش است. اگر روزی به اینجا برسیم که اساس صحبت ما این باشد که مخاطب بپسندد، دیگر حرف دین نمی‌شود. گاهی مخاطب می‌پسندد و گاهی نمی‌پسندد. سالهای قبل آمدند گفتند: یارانه ثبت نام کنید. تمام علما و مراجع اطلاعیه دادند که این یارانه را کسانی ثبت نام کنند که نیاز دارند و هرکس نیاز ندارد ثبت نام نکند. هشتاد میلیون ثبت نام کردند، اگر بعضی ثبت نام نکردند خیلی نادر بودند. پنج شش میلون خارج نشین‌ها بودند که آنها هم ثبت نام کردند. الآن می‌گویند: شما لازم ندارید بیایید صرف نظر کنید. مردم می‌ترسند که اگر ما برداشت نکنیم می‌رود برای دکوراسیون فلان سازمان و وزارتخانه.
هشت سال پیش در خدمت یکی از اساتید محضر آیت الله العظمی سیستانی رفتیم. به احترام آن بزرگوار، ایشان شروع کرد 45 دقیقه صحبت مفصل کردند. سه مرتبه این مرجع بزرگوار وقتی می‌خواست مثال بزند چطور انقلاب پیروز شد، از زهد امام تعریف می‌کرد. ایشان فرمود: من 56 سال است نجف هستم، من می‌دیدم تمام مردم عراق و نجف در این پانزده سال که امام در نجف بودند، خادم امام صبح از خانه بیرون می‌آمد، یک سبدی دستش بود. یک دو سیر گوشت می‌خرید و چند تا بادمجان در سبد می‌گذاشت و به خانه امام می‌برد. کل زندگی امام همین بود. ایشان می‌فرمود: با اینکه امام پول داشت، من از امام جمعه خمین شنیدم که بعد از انقلاب، امام (ره) ایشان را خواسته بودند، فرمود: اصلاً من نمی‌دانم خمین، ارث و زمین موروثی چه دارم، هرچه هست ندیده برو تقسیم کن بین نیازمندان. به امام می‌گفتند: هوا گرم است به کوفه برویم. می‌فرمود: مردم در ایران امکانات ییلاق ندارند. حتی کولر و پنکه استفاده نمی‌کرد. الآن مسئولین اینطور هستند؟ امیرالمؤمنین فرمود: «لكَيْلا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ» من ساده زندگی می‌کنم که فقیر، فقرش او را به خروش نیاورد. اگر فقیر دید بالاترین مقام کشوری ندارد، من هم ندارم، ما گوشت اینترنتی ثبت نام می‌کنیم، وزرا اینترنتی ثبت نام می‌کنند. اگر اینطور باشد ما نداریم دیگر، الآن رستوران مجلس شورای اسلامی هم پخت و پز ندارد. اگر این بود مردم می‌گویند: عیب ندارد! الآن قوه قضائیه هم بروی هیچی نیست. امام داشت ولی استفاده نمی‌کرد. آیت الله سیستانی سه بار فرمود: رمز موفقیت امام که مردم، امام را پسندیدند، زندگی امام بود.
در خاطرات امام هست که یکوقت مرحوم حاج احمد آقا(ره) به امام گفته بودند: خانه‌ی شما که مردم رفت و آمد می‌کنند فرشش کامل نیست. زیلو بود، نصف زیلو است و نصف چیزی نیست. مردم مراجعه می‌کنند. اجازه بدهید آن طرف را هم کامل کنیم. امام فرمود: نمی‌خواهد. چه خبر است؟ مگر اینجا خانه صدر اعظم است، فرش نداشته باشد. حاج احمد آقا گفت: صدر اعظم کیست، اینجا خانه امام زمان است. امام فرمود: معلوم نیست خانه امام زمان هم فرشش کامل باشد. خدا رحمت کند مرحوم قرهی پیرمردی بود اخیراً از دنیا رفت. کل مسائل مالی ما دست ایشان بود. مرحوم قرهی در خاطراتشان هست که فرموده بود: امام فرمود: هر خرجی می‌خواهید در این خانه بکنید باید به من بگویید. یک موقع کلید پنکه سقفی را بدون اجازه عوض کردیم، چون خراب شده بود. امام که فهمیدند، گفتند: تو و احمد دست به دست هم دادید مرا جهنمی کنید. چرا نگفتید و این کار را کردید؟ تا روز آخر ایشان اجازه ندادند کسی جماران را تعمیر کند. الآن مسئولین ما اینطور هستند؟ امام راست می‌گفت، مردم ما هم اگر صداقت 57 را داشتند، امیرمؤمنان فرمود: «فَلَمَّا رَأَي اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْر» حضرت آخر یک قسم می‌خورد. به اصحابش می‌فرماید: «وَ لَعَمْرِي لَوْ كُنَّا نَأْتِي مَا أَتَيْتُمْ» شما شل عمل می‌کنید، خوب به میدان نمی‌آیید. گلایه‌های امیرمؤمنان از اصحابش در نهج‌البلاغه فراوان است. شاید پنجاه مورد است «يَا أَشْبَاهَ‏ الرِّجَالِ‏ وَ لا رِجَال‏» (نهج ‏البلاغه، خطبه 27) معروفترین هست. فرمود: اگر ما می‌خواستیم مثل شما انقلاب کنیم، به جهاد برویم و با دشمن بجنگیم، «مَا قَامَ‏ لِلدِّينِ‏ عَمُودٌ وَ لَا اخْضَرَّ لِلْإِيمَانِ عُودٌ» ستون اسلام اصلاً برپا نمی‌شد. درخت اسلام سبز نمی‌شد. «وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً» اینطور که شما عمل می‌کنید، از این شتر شیر نمی‌دوشید، خون می‌دوشید. «وَ لَتُتْبِعُنَّهَا نَدَما» آخر هم پشیمانی برای شما دارد.
حضرت در نامه سوم نهج‌البلاغه می‌فرماید، اگر صداقت سال 57 و همدلی و ساده زیستی سال 57 بود، مردم ما با همه گرفتاری‌ها کم نگذاشتند و دیروز هم آمدند، خیلی‌ها دیروز آمدند ولی گفتند آمدن ما به این معنا نیست که از شما راضی هستیم، خیلی‌ها دیروز این حرف را زدیم. ما بخاطر خدا و نظام‌مان آمدیم. بخاطر شهدا و پیامبر رهبرمان آمدیم، اگر زهد 57 و گذشتی 57 و همدلی و صداقت و معنویت‌های 57 بود، امروز آن معنویت‌ها را داریم؟ یکی از قضات به حضرت علی خبر دادند که یکی از قضات شما خانه گران قیمتی خریده است. اگر مال حرام باشد بله، مال حلال باشد چه اشکالی دارد؟ اشکالی ندارد ولی همان که عرض کردم، امیرالمؤمنین فرمود: روزی که هیچکس ندارد شما هم نداشته باش. وقتی می‌بینی آقا یک پراید سوار شده که شش بار هل می‌دهد تا بتواند ببرد، لازم نیست شما با بنز میلیاردی بیایی، ولو برای خودت نیست. درد مردم را احساس کنید. سواره از پیاده خبر ندارد! وقتی شکم من سیر بود، یکبار برای پیش نیامده که بچه من روی دستم بماند و بخواهم بیمارستان بروم و پول نداشته باشم. پشت پذیرش بیمارستان بنشینم و گریه کنم! امیرمؤمنان جمله‌ای دارد خیلی عجیب است. جنگ جمل تمام شد، حضرت ناراحت بود چرا باید جنگ جمل پیش بیاید؟ صفین طرفش معاویه بود. معاویه ادعای حکومت برای خودش داشت. اما جمل چه کسانی بودند؟ امثال طلحه و زبیرهایی که ادعا داشتند. شیخ مفید(ره) می‌نویسد در جنگ جمل سی هزار نفر کشته شدند. 25 هزار نفر از جملی‌ها و 5 هزار نفر از یاران امیرمؤمنان به شهادت رسید. جنگ که تمام شد آقا با مردم بصره درد دل کرد. فرمود: «يا أهل البصرة! ما تنقمون‏ مني» می‌شود بگویید عیب و ایراد حکومت جه بود که با من جنگ کردید؟ بگویید کجایش اشکال داشت و من اصلاح کنم. «و أشار إلي قميصه‏» حضرت پیراهن کهنه بر تن داشتند، فرمود: «وَ اللَّهِ إِنَّهُمَا لَمِنْ غَزْلِ أَهْلِي مَا تَنْقِمُونَ مِنِّي» (المناقب، ج 2، ص 98) به خدا قسم این پیراهن و عبا را از بیت المال شما برنداشتم. اینقدر من از بیت المال سهم نگرفتم. این را در مدینه برایم بافتند و برای خودم است. «يَا أَهْلَ الْبَصْرَةِ وَ أَشَارَ إِلَى صُرَّةٍ فِي يَدِهِ فِيهَا نَفَقَتُهُ» صره یعنی کیسه، کیف پول حضرت بود. فرمودند: این کیسه «فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا هِيَ إِلَّا مِنْ غَلَّتِي بِالْمَدِينَةِ» به خدا خرجی را از بیت‌المال برنداشتم. این درآمد خودم هست در 25 سالی که در مدینه خانه نشین بودم، کسب و کار و زراعت کردم، از آنجا برداشت کردم. عیب حکومت امیرمؤمنان را بگویید، برای چه با من جنگ کردید؟ سی هزار نفر کشته شدند، به چه جرمی؟
فرمود: به زندگی من نگاه کنید! «فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِكُمْ بِأَكْثَرَ مِمَّا تَرَوْنَ فَأَنَا عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْخَائِنِينَ» اگر روزی که رفتم چیزی به زندگی من اضافه شد، من به شما خیانت کردم. علی به مردم خیانت نکرد! امیرمؤمنان حقوق داشت ولی آنقدر نبود که حضرت بتواند جمع کند، اگر حقوقی بود بلافاصله با گرفتاری‌هایی که می‌دید به دیگران می‌داد. اگر چنین حاکمی با این صداقت بود چرا بعضی باز مخالفت کردند؟ معروف است که وقتی طلحه و زبیر آمدند با امیرمؤمنان مذاکره کنند که می‌شود با حضرت کنار آمد یا نه، سهم خواهی کنند. وقتی نشستند امیرمؤمنان فرمود: صبر کنید، چراغ را عوض کردند. چراغی که روشن بود، عوض کردند. گفتند: چرا عوض کردید؟ فرمود: چراغ بیت المال بود و حساب بیت‌المال را می‌کردم. شما صحبت شخصی با من دارید! گفتند: ما پاسخ خودمان را گرفتیم و رفتند. الآن در خبرها می‌آید گمرک فلانجا فلان قدر اختلاس شده است. فلان بانک پنج هزار میلیارد اختلاس شده است. در خبرها به تازگی خواندم که بعضی از مسئولین گفتند: در ایران 23 هزار بانک داریم، یازده هزار تا اضافه است. بروید از مردم بپرسید: از کجا ناراضی هستید؟ اگر بخواهیم آسیب‌ها را بررسی کنیم یکی این است که مردم صداقتشان کم شود، مدیران ما همین مردم هستند. اول برج که می‌شود دولت هشت میلیون و پانصد هزار نفر حقوق بگیر دارد. لذا خودشان آمار می‌دهند تقریباً همه درآمد دولت خرج خودشان می‌شود. چهار میلیون الآن سر کار هستند، چهار و نیم میلیون بازنشسته هستند. اگر این مجموعه صداقت داشتیم، اگر مردم صداقت را در اوج داشتند، اگر کاسب و تاجر صداقت داشتند. خانم محترم که خانه‌دار هستی، شما پول داری و سهم داری، برای چه ارثت را در بانک می‌گذاری و سودش را می‌گیری؟ پولت را به یک بیچاره بده، به یک کسی وام بده، صندوق قرض الحسنه درست کن. اگر صداقت و زهد و ایمان سال 57 را داشته باشیم به نتیجه می‌رسیم.
شریعتی: دیشب وقتی تصاویر حضور با شکوه مردم را دیدم، خدا را شکر کردم که جزء مسئولین این مملکت نیستم. حق این مردم را ادا کردن خیلی کار دشواری است. انشاءالله با دعای خیر مردم، خداوند به مدیران و مسئولین ما توفیق بدهد برای خدمت به مه مردم. امروز آیات نورانی سوره مبارکه فجر را تلاوت خواهیم کرد. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای حسینی قمی: خدا را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد، این مردم را تا آخر ظهور امام زمان(عج) انشاءالله این انقلاب به دست امام زمان برسد، موفق بدارد. مسئولین را در خدمت به مردم موفق بدارد. خداوند رفع گرفتاری و پریشانی از همه بفرماید. مریض‌ها لباس عافیت بپوشاند. به مسئولین توفیق خدمت و به مردم ما توفیق همراهی بیشتر عنایت بفرماید. صداقت 57 را در مردم و مسئولین بیشتر بگرداند و قلب امام زمان را از ما راضی بفرماید.
شریعتی: انشاءالله دوم اسفند ماه در شهر مقدس مشهد اختتامیه این دوره از ختم قرآن ما برگزار خواهد شد. از همه دوستان و علاقه‌مندان دعوت می‌کنیم که انشاءالله با حضورشان بر شکوه این جلسه بیافزایند.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»