main logo of samtekhoda

97-11-15-حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای چهاردهم (ظلم)

حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای چهاردهم (ظلم)
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای چهاردهم (ظلم)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 15- 11- 97
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
«اللهم وفقنا لما تحب و ترضی واجعل عاقبة امرنا خیرا» سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. ایام دهه فجر انقلاب اسلامی را به همه شما تبریک می‌گویم. انشاءالله جسن چهل سالگی انقلاب اسلامی با شکوه هرچه تمامتر برگزار شود و وارد چهل و یکمین سال شویم. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم. خیلی خوش آمدید.    
حاج آقای فرحزاد
: خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آرزوی موفقیت برای همه داریم، خدا را شکر می‌کنیم بر نعمت باران و برفی که در مناطق باریده است. انشاءالله در مناطقی که بی بهره بودند از این نعمت، آنها هم از این نعمت سیراب شوند. انشاءالله عزاداری‌ها مورد قبول واقع شده باشد. در آستانه فاطمیه دوم هستیم، انشاءالله خداوند توفیق بدهد بهترین عرض ادب‌ها را به محضر حضرت زهرا داشته باشیم.     
شریعتی: در محضر دعای چهاردهم از صحیفه سجادیه هستیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای فرحزاد:
بسم الله الرحمن الرحیم. «الحمد    لله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم». «يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ‏ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِما امْتَحَنَكِ‏ صابِرَةً وَ زَعَمْنا انَّا لَكِ اوْلِيآءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لَكلِّ ما اتانا ابُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اتانا بِهِ وَصِيُّهُ فَانَّا نَسْئَلُكِ انْ كُنَّا صَدَّقْناكِ الَّا الْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ انْفُسَنا بِانَّا قَد طَهُرْنا بِوَلايَتِك» این زیارتنامه در مفاتیح هم هست که عزیزان انشاءالله حفظ می‌کنند و بهترین زیارت حضرت زهرا(س) است.
دعای چهاردهم که موضوع دعا، دادخواهی است که انسان در برابر ستمی که به او شده است، چطور دادخواهی کند؟ پایان این دعا حضرت عرضه می‌دارد: خدایا اگر خیر من در این است که عقوبت و انتقام گرفتن را تأخیر بیاندازم در قیامت، بر پیغمبر و آل او درود بفرست و مرا کمک کن با نیت صادق و صبر دائم که به این مرحله برسم و بتوانم زود انتقام نگیرم. می‌فرماید: «وَ أَعِذْنِي مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ» چون انسان خیلی مواقع در احقاق حق زیاده روی می‌کند. حضرت دعا می‌کند که خدایا مرا حفظ کن که رغبت زیادی نکنم و زیاده خواهی داشته باشم. «وَ هَلَعِ أَهْلِ الْحِرْصِ» جوش و حرصی که اهل حرص دارند که زیاده خواه هستند در من نباشد. برای اینکه آرام باشم اگر نتوانستم در دنیا از دشمن انتقام بگیرم، «وَ صَوِّرْ فِي قَلْبِي مِثَالَ مَا ادَّخَرْتَ لِي مِنْ ثَوَابِكَ، وَ أَعْدَدْتَ لِخَصْمِي مِنْ جَزَائِكَ وَ عِقَابِكَ» قطعاً کسی که مظلوم واقع شده اگر در دنیا به حقش نرسید، در قیامت بدون شک به آن خواهد رسید. حضرت می‌فرماید: خدایا حالا که بناست حق ما در آخرت به ما برسد، آن ثواب‌هایی که بناست در آخرت به من بدهی به من بفهمان که به من آرامش بدهد و آن عقوبت‌هایی که به دشمن من می‌دهی، نشان من بده که آرام شوم. چون بشری که ضعیف است باید آرام شود. «وَ اجْعَلْ ذَلِكَ سَبَباً لِقَنَاعَتِي بِمَا قَضَيْتَ» اینکه به من نشان می‌دهی یک روزی ظالم به جزایش می‌رسد و من به حقم می‌رسم وسیله‌ای باشد که من قانع باشم به آنچه حکم می‌کنی. «وَ ثِقَتِي بِمَا تَخَيَّرْتَ» من اعتماد بکنم به اختیاری که تو کردی که عقوبت را در آخرت انجام بدهی، من آرام و راحت شوم. «آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ» آمین یعنی خدایا به دعاهایی که کردیم، آمین می‌گوییم که قبول شود و پذیرش شود. «إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» تو صاحب فضل بزرگ هستی «وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» و بر هر چیزی توانمند هستی.
هیچ حقی پایمال نمی‌شود، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. خدا خیلی از ظلم‌ها را سریع جا به جا می‌کند. لذا این خودش آرامش بخش است. ما سه چهار هفته در مورد مذمت ظلم صحبت کردیم اینکه مواظب باشیم ظلم نکنیم و مؤمن حتی به دشمن هم ظلم نمی‌کند. گفتیم: ظلم بدترین ظلمت‌هاست. برای گرفتن حق خودمان از ظالم، رعایت انصاف را بکنیم، عجله و شتاب نکنیم، بیش از حقمان نگیریم، درگیر نشویم، خیلی از جاها هست که مقابله به مثل همه جا نیست، در امور مالی هست، در امور خدشه جانی هست ولی اینکه کسی به ما فحش بدهد، نمی‌توانیم فحش بدهیم. تهمت زده نمی‌توانیم تهمت بزنیم. غیبت کرده نمی‌توانیم غیبت کنیم. در مسائل آبرویی اجازه ندادند. اینکه یکی از کارهای بسیار خوب این است که به خدا واگذار کنیم. او احکم الحاکمین است. بهترین وکیل است و در عالم وکیلی بهتر از او نیست. «یا نعم الوکیل، نعم الحبیب، نعم الأنیس، نعم المولی و نعم النصیر» بهترین وکیل و یاور است. وکیلی است که پول هم نمی‌گیرد. قطعاً اگر کسی خدا را وکیل کرد، خدا به بهترین نحو کارش را انجام خواهد داد. یعنی از صمیم دل به خدا واگذار کرد.
خانم یا آقایی که مظلوم است و نمی‌رود دادخواهی کند، نمی‌رود مطالبه کند و آبروداری می‌کند، می‌گویند: تو خوار و ذلیل هستی و ظلم پرور هستی، جوابش این روایت است. شخصی به امام صادق گفت: من دچار همسایه‌ای شدم که مرا آزار می‌دهم. حضرت فرمود: «اِصبر» صبر کن. ما بیش از صد مورد در قرآن واژه صبر را داریم. عرض کرد: من صبر کنم مردم می‌گویند: تو ذلیل هستی. برو طلاق بگیر و چنین کن! فرمود: «إنما الذليل‏ الظالم» (مجموعة ورام، ج 1، ص 125) این حرف‌های بی ربط را گوش نده. آن کسی که ظالم است ذلیل است و مظلوم سرافراز است. مخصوصاً مظلومی که حقش را به خدا واگذار می‌کند. صبر و تحمل می‌کند. پس مظلوم بودن، ذلت نیست. مثلاً خانمی حاضر است از حقش بگذرد اما بستگان می‌گویند: نه، برو چنین کن و تحریک می‌کنند. این خیلی بد است. عوض اینکه به مدارا و صبوری تشویق کنیم، تحریک می‌کنیم در انتقام گرفتن و کینه ورزی، این واقعاً نکته مهمی است و باید توجه داشته باشیم.
یکی از گزینه‌هایی که برای دادخواهی خوب است، صلح و عفو و آشتی است. من با طرف مصالحه کنم. صلح آیه قرآن است. «وَ الصُّلْحُ‏ خَيْر» (نساء/128) این آیه درباره‌ی زن و شوهر و خانواده هست. اگر خانمی شوهرش نشوز داشت، نفقه نمی‌داد، اذیت می‌کرد و آزار می‌داد، یا ترس اینکه حق زن را پایمال کند، خدای مهربان می‌فرماید: «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً» اگر خانمی را دیدی که شوهرش وظیفه شوهری را انجام نمی‌دهد و حق خانم را ادا نمی‌کند، یا اعراض می‌کند و گذاشته رفته، «فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً» بزرگتری بیاید اینها مصالحه کنند. شورای حل اختلاف چیز خوبی است که مرحوم هاشمی شاهرودی گذاشتند. خیلی از مسائل هست که با شورای حل اختلاف حل می‌شود.
مرحوم دولابی این داستان را نقل کردند. یک عالم بسیار برجسته‌ای در نجف بود که تمام بزرگان نجف او را قبول داشتند و به ایشان پیشنهاد دادند شما حاکم شهرش و و قاضی قضاوت‌هاش، و ایشان زیر بار نمی‌رفت و چون از ایشان عادل‌تر و باتقوا تر و با انصاف‌تر نبود. ایشان قبول کردند و مدتی قضاوت نجف را بدست گرفتند. افرادی می‌آمدند و بدون هیچ طمع و خوف قضاوت می‌کردند. روایت عجیبی در مورد قضاوت هست که برنامه دادگاه و قضاوت، دو تا عالم نزد یک جاهل می‌آیند. یک زن و شوهر بیست سال با هم زندگی کردند از زیر و بم زندگی‌شان خبر دارند و هردو عالم هستند، نزد قاضی می‌آیند که از جایی خبر ندارد. لذا قضاوت خیلی کار مشکلی است. در روایت داریم قاضی لب پرتگاه جهنم است. کسی که قابلیت ندارد از قضاوت فرار کند. نجات دادن ظالم عیب ندارد ولی اینکه بخواهد حق مظلوم از بین برود خیلی بد است. این عالم مدتی قضاوت کرد، اتفاقاً ملکی بود که شهود آمدند شهادت دادند. بعد از مدتی سند پیدا شد که اشتباه بوده است و شهادت دروغ بوده است. ایشان توبه کامل می‌کند. چه بسا حکم‌های دیگر من هم همینطور باشد. فوری استعفا نوشت که دیگر قضاوت نمی‌کنم. هرچه اصرار کردند مردم و مسئولین که بمان، گفت: بس است! تا اینکه دو نفر در نجف سر موضوعی با هم نزاع داشتند و هرچه کشاکش رفته بودند، حل نشده بود. راضی شدند به حکمیت و قضاوت، آمدند وقت گرفتند و گفتند: ما کسی را قبول نداریم، هرچه شما بگویی ما روی سر می‌گذاریم. گفت: من دیگر کنار گذاشتم. هرجا می‌رفت همراهش می‌آمدند که تو باید حکم کنی و ما فقط شما را قبول داریم. از بس ایشان را در تنگنا قرار دادند، ایشان مستأصل شد، از نجف بیرون آمد و در بیابان آمد که بروند، دید نمی‌روند. وضو داشت و رفت دو رکعت نماز خواند. در سجده به دعا و التماس افتاد که خدایا این دو نفر مرا بیچاره کردند، دوباره دست ما کج نشود و در آتش نرویم! همینطور که التماس می‌کرد آن دو نفر رحم کردند و به هم گفتند: از حقت بگذر، من هم از حقم می‌گذرم، آشتی و صلح کنیم. گفت: باشد قبول! به آقا گفتند: درست شد ما صلح کردیم. اینها را بوسید و بغل کرد. گفت: اگر در عمرم یک حکم صد در صد خدایی کرده باشم، همین است. اینکه خدا می‌فرماید: «وَ الصُّلْحُ‏ خَيْرٌ» اگر هم یک جایی زن و شوهر می‌خواهند جدا شوند، کارفرما و کارگر به تیپ هم نزنند و دعوا نکنند، مصالحه کنند. «وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ» انسان‌ها حریص و بخیل هستند، دائم می‌خواهند از دیگران بگیرند. بعد خدای متعال می‌فرماید: «وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً» اگر احسان کنید و تقوا پیشه کنید، خداوند به آنچه انجام بدهید خبیر است.
در جنگ احد که شاید مثل احد جنگی نداشته باشیم که اصحابش اینقدر شهید شده باشند و صدمه خورده باشند. پیغمبر سخت‌ترین جنگها برایش احد بود. پیشانی و دندانش را شکاندند، حضرت حمزه را شهید کردند. 70 نفر از عزیزان پیغمبر را به شهادت رساندند. وقتی جریان بدن قطعه قطعه حضرت حمزه پیش آمد، حضرت فرمود: من هم تلافی می‌کنم. «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ‏ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ» (نحل/126) خدا می‌فرماید: اگر هم خواستید عقوبت کنید، همان مقدار که آنها عقوبت کردند، باز شما صبر کنید. پیامبر فرمود: من در موقفی بدتر از این نبودم که بدن عموی مرا چنین کنند و خیلی گریه کردند. ولی خدا فرمود: پیغمبر، اگر صبر کنید، صبر برای صابرین خیلی بهتر است. پیغمبر بلافاصله فرمود: من صبر می‌کنم و گذشت کردم. «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ‏ إِلَّا بِاللَّه‏» (نحل/127) صبرت را هم از خدا بخواه. برای کسانی که به آنها ستم شده نگران نباش، «وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ» (نحل/127) آنچه آنها توطئه می‌کنند و نقشه می‌کشند، تو در تنگنا قرار نگیر که خدا کمک می‌کند.
در سوره مبارکه شوری هست «فَمَنْ‏ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» (شوری/40) هرکس در معاشرت با دیگران و حوادثی که پیش آمد، اگر کسی عفو کند و صلح کند و آشتی کند، اجرش با خداست. یعنی خدا می‌گوید: مزدت با من است. کسی از خدا طلب ندارد. خدا به همه منت دارد و ما باید منت پذیر باشیم. خدا چک سفید می‌دهد به آنهایی که اهل عفو هستند. می‌گوید: تو حساب من ذخیره داری و هروقت خواستی من به تو می‌دهم. «فَمَنْ‏ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» ذیل این آیه مبارکه روایت زیبایی است، امام صادق فرمود: روز قیامت که می‌شود، همه درگیر هستند و شلوغ‌ترین موقف‌ها حق الناس است. خداوند می‌فرماید: کجا هستند آنهایی که بر من خدا حق دارند؟ خدا می‌گوید: بعضی هستند که بر من حق دارند و من به آنها بدهکار هستم. «العافون‏ عن الناس‏» کجا هستند آنهایی که سیره آنها عفو و گذشت بود؟ به ما می‌گویند: مملکت را با بارش می‌برند، اختلاس می‌کنند و رشوه می‌گیرند. بحث ما بین خودمان است، فامیل و دوست و آشنا، برای آنها اولاً دادگاه و حکومت هست، خدایی هست، در آخرت حق کسانی مثل صدام باید ادا شود. کسی که پای ما را لگد کرده، ما می‌خواهیم مثل آنهایی که مثلاً مملکت را از بین بردند، حکم صدام را روی آن پیاده کنیم. هرطور که خدا با ما رفتار کرده است، خدا می‌گوید: شما هم با بنده‌های من همانطور رفتار کن. خدا گذشت کرده شما هم گذشت کن.
یک آقایی در صحن امام هشتم به من رسید، خیلی ناراحت بود. گفت: خانم من با کسی رابطه داشت و من خیلی بهم ریخته هستم. من یک مقدار ایشان را دلداری دادم و گفتم: حق با شماست و گناه خیلی بزرگی است، گفتم: اگر این مسأله برعکس شده بود. یعنی خانم شما متوجه رابطه شما با کسی می‌شد. شما دوست داشتی خانم شما چطور رفتار کند؟ یک کسی خدمت امام زمان شرفیاب شده بود. در زمان غیبت زیارت و دیدار حضرت خلاف قاعده است. بعضی انکار می‌کنند که نمی‌شود ولی ما می‌گوییم: می‌شود. این آقا بعد از اینکه جستجو کرده بود، فهمید این آقا شب عروسی ازدواج مشترک را شروع کرده و این خانم از قبل مشکل داشته است. می‌توانسته حق شرعی و قانونی داشته طلاق بدهد. قهراً آبروی این خانم و خانواده او می‌رود، فردا کسی از خانواده این خانم دختر نمی‌گیرد. این مرد با خدا معامله می‌کند و می‌گوید: تو ستار هستی و عیب‌های مرا پوشاندی. من هم عیب خانم خود را می‌پوشانم و این باعث می‌شود خدمت حضرت شرفیاب شود. این خیلی مهم است. خداوند می‌فرماید: «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ‏ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (نور/22) اگر شما ظالم بودی و او مظلوم بود، آیا شما دوست داشتی پدرت را دربیاورند و شما را زندان کنند؟ یا اینکه مدارا کنند و گذشت کنند؟
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «قلة العفو أقبح‏ العيوب‏ و التسرع إلي الانتقام أعظم الذنوب‏» (غرر الحكم، ص 465) کم گذشت کردن، بزرگی به من گفت: شما بهترین راننده هم باشی و در مسیر خودت بروی، بقیه رعایت نمی‌کنند و به شما می‌زنند. اگر گذشت نکنی دائم باید درگیر شوی. اگر در بله برون سر مهر گذشت نکنند، هیچکس ازدواج نمی‌کند. گذشت خیلی مهم است و اگر گذشت نباشد نمی‌شود زندگی کرد. مرحوم دولابی می‌فرمود: وقتی گذشت می‌کنی چقدر بزرگ می‌شوی و به آرامش می‌رسی. با گذشت انسان واقعاً بزرگ می‌شود و اعصابش راحت است. انشاءالله خداوند توفیق بدهد، موضوع عفو یک موضوع بسیار مهمی است. در قصه حضرت یوسف، عفو حضرت یوسف در مورد برادران با آن همه سختی‌هایی که کشید، به چاه افتاد، به زندان افتاد، ولی حضرت یوسف گذشت کرد. گذشتی که با آن یک مملکت را نجات داد و اصلاح شدند. در گذشت و عفو یک خیرات و برکاتی است که اگر نبود خدا امر نمی‌کرد.
شریعتی: دوستان قدیمی ما می‌دانند که وقتی به جزء سی قرآن کریم می‌رسیم، یک اختتامیه‌ای برای ختم قرآن کریم در راه است. این بشارت را بدهم که انشاءالله روز دوم یا سوم اسفند ماه در حرم امام رضا(ع) میزبان شما خواهیم بود با حضور کارشناسان عزیز و مخاطبین برنامه و انشاءالله ختم قرآن کریم را در آستانه ولادت حضرت زهرا خواهیم داشت. قرعه کشی کربلای معلی هم همانجا انجام خواهیم داد.
حاج آقای فرحزاد: از جناب آقای سعیدی، تولیت آستان قدس حضرت فاطمه معصومه تشکر ویژه دارم، ایشان موکب حضرت معصومه را که امکانات خوبی دارد در طول سال در اختیار زوار قرار دادند. انشاءالله برای زوار به خصوص زوار اولی‌ها کمک ویژه‌ای باشد. موکب هفده کیلومتری کربلا هست و امکانات خوبی دارد.
شریعتی: امروز صفحه 585 قرآن کریم آیات نورانی سوره مبارکه عبس را تلاوت خواهیم کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، عَبَسَ‏ وَ تَوَلَّى‏ «1» أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏ «2» وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى «3» أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى‏ «4» أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى‏ «5» فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى «6» وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى «7» وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى‏ «8» وَ هُوَ يَخْشى‏ «9» فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى «10» كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ «11» فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ «12» فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ «13» مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ «14» بِأَيْدِي سَفَرَةٍ «15» كِرامٍ بَرَرَةٍ «16» قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ «17» مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ «18» مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ «19» ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ «20» ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ «21» ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ «22» كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ «23» فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ «24» أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا «25» ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا «26» فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا «27» وَ عِنَباً وَ قَضْباً «28» وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا «29» وَ حَدائِقَ غُلْباً «30» وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا «31» مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ «32» فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ «33» يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ «34» وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ «35» وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ «36» لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ «37» وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ «38» ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ «39» وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ «40» تَرْهَقُها قَتَرَةٌ «41» أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ «42»
ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان‏، چهره درهم كشيد و روى بر تافت. از اينكه نابينايى به سراغ او آمد. و تو چه دانى، شايد او در پى پاكى و پارسايى باشد. يا پند گيرد و آن پند سودش بخشد. امّا كسى كه خود را بى‏نياز مى‏بيند. پس تو به او مى‏پردازى. با آنكه اگر پاك نگردد، بر تو چيزى نيست. و امّا كسى كه شتابان نزد تو آمد، در حالى كه از خدا مى‏ترسد، تو از او تغافل مى‏كنى و به ديگرى مى‏پردازى. چنين نيست (كه آنها مى‏پندارند)، همانا قرآن وسيله تذكّر است. پس هر كس بخواهد، آن را ياد كند و از آن پند گيرد. در ميان صحيفه‏هايى ارجمند است. كه بلند مرتبه و پاكيزه است. به دست سفيرانى بزرگوار و نيكوكار. مرگ بر اين انسان (سركش) كه چه ناسپاس است. (مگر خداوند) او را از چه چيز آفريده است. از نطفه‏اى ناچيز آفريدش و سامانش بخشيد. سپس راه (سعادت) را براى او آسان و فراهم نمود. آنگاه او را ميراند و در گورش نهاد. پس هر زمان كه بخواهد او را برانگيزد. هرگز (چنين نيست) كه هنوز آنچه را كه خدا به او فرمان داده، انجام نداده است. پس بايد انسان به غذاى خود بنگرد. ما آب را آن گونه كه بايد، (از آسمان) فرو ريختيم. سپس زمين را به خوبى شكافتيم. و در آن، دانه رويانديم. و نيز انگور و سبزيجات، و زيتون و نخل خرما، و باغهاى پردرخت، و ميوه و چراگاه، براى برخوردارى شما و چهارپايانتان. پس زمانى كه آن صداى هولناك در آيد. روزى كه انسان از برادرش بگريزد و از مادر و پدرش و همسر و فرزندانش. در آن روز براى هر يك از آنان كار و گرفتارى است كه او را (از پرداختن به كار ديگران) بازدارد. چهره‏هايى در آن روز درخشانند، خندان و شادمانند، و چهره هايى در آن روز، غبار (غم) بر آنها نشسته. و تيرگى و سياهى، چهره آنان را پوشانده است. اينان همان كافران بدكردارند.
شریعتی: نکات پایانی شما را می‌شنویم.
حاج آقای فرحزاد: خیلی سفارش شده در دعاها صلوات را فراموش نکنید. پیغمبر خدا فرمود: «كل دعاء محجوب‏ حتي‏ يصلي علي محمد و آل محمد» (بحار الانوار، ج 27، ص 260) هیچ دعایی به اجابت نمی‌رسد و بالا نمی‌رود مگر اینکه ذکر صلوات فرستاده شود. چون این هفته گرامیداشت مرحوم آیت الله احمدی میانجی است، ایشان شخصیت فوق العاده‌ای در علم و ادب و تواضع بودند. ایشان در مسجد منبر اخلاقی می‌رفتند و اهل روضه و گریه بودند و بیشتر از مستمعین گریه می‌کردند. با افراد پایین می‌نشستند و پاسخ به سؤالات می‌دادند. گره گشایی از کار بندگان خدا داشتند. داریم که کار علما خیر رساندن است در کنار درس و بحث، ایشان موقعی از طرف بعث مقام معظم رهبری دعوت شدند برای حج، ولی فرمود: نمی‌توانم بروم. گفتند: چرا؟ گفت: خانم من مریض است. گفتند: عروس‌ها و دخترهایتان هستند. فرمودند: نه، کاری که از من ساخته است از بقیه ساخته نیست. از حج تمتع بخاطر خدمت به خانواده صرف نظر کردند.
خدایا تو را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد همه ما را به بهترین عرض ادب و عزاداری برای صدیقه کبری موفق بفرما. شفاعت حضرت زهرا نصیب همه ما بگردان. قلب امام زمان را از ما راضی و فرجش را نزدیک بفرما. آنهایی که شغل ندارند، مسکن ندارند، همسر ندارند، اولاد ندارند، به حق حضرت زهرا به آنها مرحمت بفرما. مریض‌های روحی و جسمی شفا عنایت بفرما. آنهایی که به زیارت عتبات و مشاهد مشرفه نرفتند، توفیق زیارت با معرفت به زودی نصیب همه بگردان. انشاءالله کاری کنیم که امام زمان از عزاداری‌های ما برای مادرش خشنود شود و دعای ویژه برای ما بفرمایند.
شریعتی: آن روز که به داغ غمت مبتلا شدیم *** دلخون‌تر از شقایق دشت بلا شدیم