main logo of samtekhoda

97-11-14-حجت الاسلام والمسلمين بهشتی- امید و امید بخشی در تعالیم دینی اسلام

حجت الاسلام والمسلمين  بهشتی- امید و امید بخشی در تعالیم دینی اسلام    
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: امید و امید بخشی در تعالیم دینی اسلام
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی
تاريخ پخش: 14- 11-97
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
دلم امروز گواه است کسی می‌آید *** حتم دارم خبری هست گمانم باید
فال حافظ هم هربار که می‌گیرم باز *** مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
باید از جاده بپرسم که چرا می‌رقصد *** مست موسیقی گامی شده باشد، شاید
ماه در دست به دنبال که اینگونه زمین *** مست می‌چرخد و یک لحظه نمی‌آساید
گله کم نیست ولی لب ز سخن خواهم بست *** اگر آن چهره به لبخند لبی بگشاید
«اللهم عجل لولیک الفرج» سلام می‌کنم به همه بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنین‌مان، ایام دهه فجر انقلاب اسلامی بر شما مبارک باشد. حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله. من هم خدمت شما و بینندگان و شنوندگان این برنامه سلام می‌کنم. دهه مبارکه فجر را تبریک می‌گویم. این پدیده‌ای که در پایان قرن بیستم به مشیعت الهی، به دست ملت ایران و با رهبری یک فقیه مجاهد صورت گرفت تهنیت عرض می‌کنم. از خداوند می‌خواهم امانتی که امام و شهیدان به ما سپردند را به درستی بتوانیم به نسل‌های بعد و ملت‌های دیگر منتقل کنیم، انشاءالله.
شریعتی: هرچقدر از یأس بگوییم که یأس بد است، نقطه مقابل آن امید است که همانقدر خوب است. امروز می‌خواهیم در مورد امید و امیدواری و امیدبخشی صحبت کنیم و نکته‌های لطیف حاج آقای بهشتی را بشنویم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای بهشتی: بسم الله الرحمن الرحیم. همین جمله‌ای که گفتیم که مسلمان‌ها در سبک زندگی مأمور هستند در همه کارهایشان «بسم الله الرحمن الرحیم» بگویند، یعنی خدایا به امید تو! خیلی از جاها بسم الله را به امید تو معنی می‌کنند و معنی درستی است. با کمک تو، با نظارت تو، خدایا کارم را، ممکن است کارم یک پروژه خیلی بزرگ باشد، ازدواج باشد، اشتغال باشد، هرکاری را، پیغمبر فرمود: کارهایتان را بزرگ یا کوچک، همه را اینطور شروع کنید: به نام الله که به همه مخلوقاتش مهر می‌ورزد و به مؤمنان برای همیشه.
انسان اندوخته‌های زیادی در وجودش دارد، دوبار در سوره مبارکه بقره می‌خوانیم «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» (بقره/45) ای انسان‌ها و مؤمنان کمک بگیرید، یکی از توانایی‌هایی که در وجودتان خدا قرار داده و اسمش را صبر گذاشته است. یکی هم از سرچشمه قدرت، الله،«وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ» خودتان را دست کم حساب نکنید. خداوند عق و عزم و اراده و فطرت و خیلی در شما توانایی قرار داده است. زود نا امید نشوید. نا امیدی از لشگر شیطان است و شیطان دوست دارد نا امید شویم. حتی کسی که می‌خواهد انفاق کند، شیطان او را وعده فقر می‌دهد. می‌گوید: خودت پیری و کوری داری، کچلی داری، مریضی داری. چه نیازی دارد؟ امید از لشگریان رحمان است. یأس از لشگریان شیطان است، ما گناهان را براساس رهنمود قرآن دو دسته می‌کنیم، کبیره و صغیره، از گناهان کبیره یکی یأس است. کسی بود پرده کعبه را گرفته بود و می‌گفت: خدایا مرا بیامرز، ولی می‌دانم نمی‌آمرزی. یعنی نا امید بود. این نا امیدی همه چیز را به هم می‌ریزد. باعث می‌شود انسان از فعالیت دست بکشد و نشاط از دست بدهد، مخصوصاً که جوانی نا امید شود. سرمایه کشور ما جوان‌ها هستند. رهبران بزرگ ما از پیامبر، پیامبران، امامان تا به رهبران روزگار ما، حضرت امام، رهبر بزرگوار انقلاب پیوسته روحیه امید را نشر می‌دهند. این معنایش این نیست که ما مشکل نداریم. روحیه‌مان را باید حفظ کنیم. سخت‌ترین جنگ زمان پیامبر جنگ احزاب است که تعبیر قرآن این است «وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً» (احزاب/11) همه احزاب علیه مسلمان‌ها، قرآن می‌فرماید: از شمال شهر گروهی از دشمنان وارد شدند. از جنوب شهر وارد شدند. مسلمان‌ها را محاصره کردند. یک وضع سختی پیش آمد. همان‌جا خداوند پیامبر را مطرح می‌کند که از او الگو بگیرید. ما آیه الگو گرفتن از پیامبر را زیاد می‌خوانیم. «لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (احزاب/21) این آیه در سوره احزاب است. در قصه‌ی جنگ احزاب است. یعنی وقتی آیه را منها می‌کنیم یک معنا دارد، وقتی در دل حادثه می‌رویم، یعنی در سخت‌ترین شرایط که مسلمان‌ها غذا نداشتند بخورند که خندق بکنند. خیلی سخت بود. دشمن هم همه دشمنی‌هایش را متمرکز کرده علیه مسلمان‌ها، چند جبهه هم حمله کرده است. آنجا خداوند می‌فرماید: پیغمبر را الگو قرار بده. چنین شخصیتی که از دشمن نترسید و خودش را به خاطر کمبودها نباخت. مسلط ایستاد و خداوند هم امکانات غیبی را فرستاد. طوفان و باد را فرستاد، رعب به دل دشمن انداخت، خود دشمن بعد از برخوردی که بین امیرالمؤمنین(ع) و پهلوان آنها رخ داد و مولای متقیان آن پهلوان را به زمین زد و او را کشت، یک ولوله‌ای آن طرف خندق پیش آمد و شبانه تصمیم گرفتند مدینه را ترک کنند. جنگ خندق کشته‌های زیادی ندارد و از دو طرف کمتر از بیست نفر کشته شدند. ولی تاریخ که می‌خوانیم می‌گوییم: یک جنگ بزرگ. دشمن خودش عقب نشینی کرد. مسلمان‌ها خیلی ایستادگی کردند و بعضی هم خودشان را باختند و مرخصی می‌گرفتند که فرار کنند. به پیغمبر می‌گفتند: خانه‌های ما در و پیکر درست ندارد، قرآن پاسخ می‌دهد: بی‌خود می‌گویند. خانه‌هایشان محکم است و «إِنْ يُرِيدُونَ‏ إِلَّا فِراراً» (احزاب/13) فقط قصدشان فرار کردن است. ولی خیلی‌ها ایستادگی کردند و مقاومت کردند و پیامبر اخباری را از غیب برای آنها تعریف کرد که ما در آینده‌های نزدیک به کاخ‌های امپراطور روم و پادشاه ایران ورود پیدا خواهیم کرد. آنجایی که پیغمبر کلنگی را زد و جرقه‌ای جهید، فرمود: جبرئیل نازل شد و تصاویری از کاخ‌های شاه ایران و امپراطور روم را دید. منافقین همانجا می‌خندیدند که شما اگر مرد هستید همین مدینه را نگهدار. اما چه آنهایی که ایمان قوی یا ضعیف داشتند همه با چشمانشان دیدند و شاید در کمتر از پنجاه سال، اسلام رفت تا قفقاز، از این طرف تا شمال آفریقا و جنوب اروپا، در مدت زمان کوتاهی بدون سلاح، بخاطر عقلانیتی که در اسلام بود. عواطفی که در آیات قرآن بود. سیره‌ای که از پیامبر نقل می‌شد. مثل یک آب زلال رفت و خودش را نشان داد.
مصادیقی از آیات قرآن را عرض کنم، امید که می‌گوییم هم در زندگی فردی است، یک دانش‌آموز باید امید داشته باشد که موفق می‌شوم. یک کشاورز، یک دانشجو، یک کسی که کسب و کاری شروع کرده و نمی‌داند چشم‌اندازش چه خواهد بود. با امید باید همه کار کرد. دیپلماسی و ارتباط ما با جهان خارج، با امید باید قدم برداریم، انقلاب اسلامی ایران هم وقتی به چهل سال قبل برمی‌گردیم، خیلی‌ها رویکردشان نا امیدی بود. می‌گفتند: نمی‌شود با شاه در افتاد. با آمریکا و انگلیس نمی‌شود در افتاد. آنها چند صد سال از نظر تکنولوژی و رسانه‌ها از ما جلوتر هستند. امام عزیز می‌فرمود: ما خودمان کسی هستیم. مکتبی مثل اسلام داریم. مسلمان‌ها جمعیت زیادی هستند. هرکدام یک سطل آب بردارند و به اسرائیل بریزند، اسرائیل غرق می‌شود. در فرمایشات حضرت امام چند هزار بار در طی سالهای رهبری‌شان کلمه امید هست. چه وقت این کلمات را به کار می‌بردند؟ گاهی در اوج ناهنجاری‌های جبهه‌ها، در یک عملیاتی ما شکست خوردیم، باز امام می‌فرمود: من امید دارم. در اوج تحریم‌ها و تهدیدها، می‌فرمودند: من امید دارم. ملت ما امید دارد. ملت ما توانایی دارد. ما می‌توانیم. این کلید واژه‌ها وقتی جمع می‌شود، می‌بینیم همین‌ها باعث شده ملت ایران ایستادگی کردند. امام می‌فرمود: امیدوارم این پرچم به دست صاحب اصلی‌اش امام زمان(ع) برسد.
مقام معظم رهبری، در سایت ایشان یا سایت‌هایی که در مورد بیانات ایشان تحقیق کردند، به شدت به عنوان یک سرفصل مهم مسأله امید و امیدبخشی را مطرح می‌کنند. مخصوصاً در مورد جوان‌ها، در حوزه اقتصاد، سیاست، علم که ما می‌توانیم چشم‌انداز امیدبخشی برای کشورمان و برای امت اسلامی رقم بزنیم. در دعا می‌خوانیم «إِذَا رَأَيْتُ مَوْلَاىَ ذُنُوبِى فَزِعْتُ» چون بعضی فکر می‌کنند ما معتقد هستیم اشکالات نداریم. حضرت امام در وصیت‌نامه‌شان فرمود: این فکر غلط است. چه کسی گفته ما ایراد نداریم؟ چرا داریم، اما سمت و سو درست است و مقصدی که انتخاب کردیم درست است. آرمان‌ها درست است. در دعا می‌خوانیم«إِذَا رَأَيْتُ مَوْلَاىَ ذُنُوبِى فَزِعْتُ» پروردگارا گناهانم را نگاه می‌کنم جزع و فزع می‌کنم. «وَ إِذَا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ» (مصباح‏المتهجد/ ص 582) کرم تو را می‌بینم، امیدوار می‌شوم. ما هم در حوزه سیاسی وقتی نقائص و عیب‌ها را می‌بینیم دلخور و رنجیده خاطر می‌شویم. گاهی تصمیم می‌گیریم سکوت کنیم. اما وقتی محسنات انقلاب و پیشرفت‌های انقلاب را می‌بینیم، این بار محکم می‌گوییم باید کمربندها را ببندیم و این امانت را به نسل‌های بعد بسپاریم. اگر رزمندگان اسلام امیدوار نباشند، روحیه نداشته باشند، حتی اگر تجهیزات داشته باشند. قرآن کریم می‌فرماید: مسلمان‌ها باید کاری کنند که پیکر دشمن را بشکنند. «لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ‏ الَّذِينَ‏ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِين‏» (آل‌عمران/127) «طرفاً» یعنی بخشی از پیکر او را باید قطع کنند. دشمن را با ذلت به عقب نشینی وا دارند، دشمن را نا امید کنند. خودشان امیدوار و دشمن نا امید.
در سوره نساء آیه 104 می‌فرماید: «وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ» در تعقیب کردن دشمن سستی به خرج ندهید. بعضی از مسلمان‌ها ضعیف بودند. الآن هم اینطور است. مردم متنوع و متفاوت هستند. می‌گفتند: ما آسیب زیاد دیدیم. جنگی که شده در کشور ما، هشت سال جنگ بوده است. شهرهای ما خراب شده و جوان‌های ما کشته شدند، خانواده‌های ما داغدار شدند. این آیه می‌فرماید: اگر شما آسیب دیدید، دشمن شما هم آسیب دیده است. بزرگترین دشمن من آمریکاست که در این چهل ساله او هم از ما خیلی سیلی خورده است. کسانی که زیاد اهل مطالعه هستند یا مقالات انگلیسی می‌خوانند. من از آقای نادر طالب زاده مباحثی را شنیدم. ضربه‌هایی که آمریکایی‌ها از ما خوردند را لیست می‌کند و انسان چقدر خوشحال می‌شود. اگر شما آسیب دیدید، آنها هم آسیب دیدند منتهی یک چیزی شما بر آنها اضافه دارید. «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ» ألم به معنی درد و آسیب، اگر شما درد کشیدید و رنج بردید، آسیب دیدید، آنها هم آسیب دیدند. مثل اینکه شما آسیب دیدید. اما آنچه شما دارید و آنها ندارند، «وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ» شما یک امیدی به خدا دارید که آنها بخاطر نداشتن این اعتقاد ندارند، «وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً» و خداوند دانای حکیم است.
در آیه 121 سوره بقره می‌فرماید: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ‏ الْكِتابَ» آنهایی که به آنها قرآن دادیم، «يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ» قرآن را آنگونه که حقش هست، می‌خوانند. «أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ» اینها به قرآن ایمان دارند. حق تلاوت یعنی چه؟ ما الآن هستیم. امام صادق(ع) هفت ویژگی را شمردند و فرمودند: مجموعه اینها حق تلاوت است. یکی این است «برجون وعده» قرآن می‌خواند به وعده‌های خدا می‌رسد امیدوار باشد. «وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ‏ يَنْصُرُهُ‏» (حج/40) این وعده خداست. حتماً حتماً خداوند کسانی که دین او را یاری می‌کنند، یاری می‌کند. «لَنُهْلِكَنَ‏ الظَّالِمِينَ» (ابراهیم/13) حتماً تبهکاران و ستمگران و جباران را نابود می‌کنیم. یا مؤمنان صالح را به خلافت زمین می‌رسانیم. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» (انبیاء/105) مؤمنان صالح، قرآن وعده می‌دهد «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏» (اعراف/128) این وعده خداست. پایان، سرانجام به دست پرهیزگاران خواهد افتاد. موضوع مهدویت امید است. موضوع امید یک موضوع بسیار مهمی است.
اسرائیلی‌ها در سال 76 کنفرانسی که در تلاویب به راه انداختند و از هند و پاکستان و ایران و عراق و چنین کشورهای عربی افرادی را دعوت کردند که عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بقاء شیعه چه بوده که هفت عامل را به انگلیسی و آلمانی و فارسی چاپ کردند، اول مسأله عاشورا و دوم مسأله انتظار است. چون در انتظار امید هست. این روزنه امید هرگز خاموش نمی‌شود. هرچه شکست هم هست، نابسامانی هست می‌گوید: درست می‌شود و آینده خوشی در انتظار مؤمنان صالح است. پس یکی از ویژگی‌های حق تلاوت امیدواری است. شش ویژگی دیگر هم هست که قرآن را شمرده بخوانند. به دنبال فهم قرآن باشند. به وعده‌های خدا امید ببندند، از وعیدها و هشدارهای خدا بترسند. به امرهای خدا عمل کنند. از نهی‌های خدا فاصله بگیرند و از قصه‌های قرآن الهام بگیرند. این هفت نکته کنار هم جمع شود، از دیدگاه امام صادق(ع) حق تلاوت قرآن را ادا کرده است. یکی امید است. یعنی وقتی آیه قرآن را می‌خواند، خدا وعده داده، «وَعَدَ اللَّهُ‏ الَّذِينَ‏ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» (نور/55) خداوند به مؤمنان صالح وعده داده، خداوند هم «لَنْ يُخْلِفَ‏ اللَّهُ‏ وَعْدَهُ» (حج/47) خلف وعده نمی‌کند. این جزء درست خواندن قرآن است.
شریعتی: حضرت یعقوب در دل بلا، تمام امیدوار به برگشتن یوسف بود و این یعنی امید.
حاج آقای بهشتی:
پدری که بیست سال است پسرش را ندیده است. بچه‌ها هم نا امید هستند اما پدر امیدوار است. حضرت یوسف(ع) در ته چاه یک پیامی از غیب به او می‌رسد و امیدوارش می‌کند. در زندان می‌رود باز امیدوار است. یعنی اگر بنا بود حضرت یوسف در چاه نا امید شود، همانجا قلبش از تپش می‌افتاد یا در زندان پروردگارا، مرا که پاک بودم، خدمت کردم و عبادت کردم جای من اینجاست؟ ولی امیدوار سراغ ارشاد زندانی‌ها می‌رود و به آینده چشم می‌دوزد. جوان امروز ما برای ازدواج و اشتغالش، درست است مشکلات زیاد داریم اما نقطه‌های امید بخش هم کم نداریم. به رحمت پروردگار دل ببندیم برای ازدواج، برای اشتغال، ایجاد یک پروژه جدید، علیرغم تحریم‌ها با امید جلو می‌رویم همینطور که در این چهل ساله، الآن شبکه‌های مختلف گزارش می‌دهند ما در زمینه‌های علوم مختلف چه پیشرفت‌هایی داشتیم و گاهی وقت‌ها اساتید دانشگاه باور نمی‌کنند و این گزارش معلوم نیست ریشه داشته باشد مگر اینکه با چشمانش ببیند که ما کجا بودیم، در مسائل پزشکی کجا بودیم و در مسائل نانو کجا بودیم. در مسائل کشاورزی کجا هستیم. بسیاری هم با تحریم روبرو بودیم اما خود جوان‌های کشور، تلاش کردند و به جایی رسیدند که باید برسند.
انقلابیونی که دنبال موسی بن عمران از شهر خارج شدند. به لب دریا رسیدند. یکوقت نگاه کردند پشت سرشان ارتش فرعون می‌آید. بعضی از ضعیف‌ها گفتند: جلو دریاست و پشت سر هم لشگر فرعون است. این چه می‌شود؟ آمدند به موسی بن عمران گفتند: «أُوذِينا مِنْ‏ قَبْلِ‏ أَنْ‏ تَأْتِيَنا» (اعراف/129) قبل از اینکه شما سراغ ما بیایی ما اذیت می‌شدیم. «وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا» حالا هم تو آمدی به رهبر انقلاب می‌گفتند. نفس در سینه ما گرفته است. موسی بن عمران فرمود: «قالَ عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ» امید است پروردگار شما دشمن شما را نابود کند. به اذن پروردگار همان عصای خودش را به آب زد، آب کنار رفت، یک جاده‌ای درست شد و خداپرستان از جاده گذر کردند و به خشکی رسیدند، لشگر فرعون دیدند یک اتوبانی تازه آماده است، آنها گفتند: ما هم برویم داخل. داخل آمدند وقتی تا نفر آخر داخل آمدند به اذن پروردگار این آب‌ها به هم پیوست و فرعون و فرعونیان نابود شدند. امید به کجا، به سرچشمه‌ای که داناست، تواناست و مهربان است. این را انبیاء به ما یاد دادند. در هر زمینه‌ای می‌توانیم از خدا کمک بگیریم. منتهی خواهیم گفت: امید بدون عمل نه! بنشینیم فیلم تماشا کنیم و تلویزیون تماشا کنیم و تخمه بشکنیم و میوه بخوریم و بعد بگوییم: خدا همه کارها را ردیف می‌کند. نه، آیاتی که کلمه امید به کار رفته، جهاد لازم دارد. امید، وقتی جهاد، هجرت، انفاق، دست به جیب کردی و به فقرا کمک کردی. لباس رزم پوشیدی و در میدان حاضر شدی. حاضر شدی از خانه و کاشانه‌ات دست بکشی، «أُولئِكَ يَرْجُون‏» (بقره/218) اینها امیدوار هستند.
مگر می‌شود یک کوهپیمایی از همین تهران حرکت کند و نیت کند قله دماوند را و در نوبت اول به دماوند برسد؟ نه، آن باید چقدر نفسش بسوزد و چه دوره‌هایی باید ببیند، چه آموزش‌هایی باید ببیند، تکرار و تمرین، اینبار آنها را که داشت با امیدواری به سمت قله حرکت می‌کند. ممکن است یکی دو سه بار به قله نرسد. بگوید: ما امیدوار بودیم، نشد. در این مسابقه فکر می‌کردیم اول می‌شویم، نشد. بار دیگر، به امید بیشتر. امید بدون عمل، امیرالمؤمنین فرمود: نباش از کسانی که «لا تَكُنْ‏ مِمَّنْ‏ يَرْجُو الاخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ» یعنی یک آینده‌ای را امیدوار است اما فعالیت نمی‌کند. همینطور چشم انتظار نشسته که خود آن آینده رخ بدهد. نمی‌شود. یک کاسب باید تلاش و تدبیر کند. چه بسا دوران‌هایی را باید با درآمد و بهره کم و سود کم بگذراند. یک دانشجو، چقدر باید زحمت بکشد و بی خوابی بکشد. هرکسی در هر رشته‌ای، امید همراه با عمل است.
این سؤال اینجا مطرح است که امیرالمؤمنین در جمع دوستانش پرسید: چه کسی می‌داند امیدبخش ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ اساساً سؤال یک سبکی است از تبلیغ، یازده سوره قرآن یا بیشتر با سؤال شروع می‌شود. سؤال ما را به فکر وا می‌دارد. جواب این سؤال چیست؟ خود پیامبر خیلی وقت‌ها تبلیغاتش را با سؤال آغاز می‌کرد. در کتاب آسمانی ما قرآن، 888 جمله پرسشی و 129 بار واژه «سئل» و هم خانواده‌هایش آمده است. این باعث می‌شود ذهن مخاطب درگیر شود و در بحث مشارکت کند. به نظرم من جواب این سؤال چیست. پیامبر زیاد از این روش استفاده می‌کرد. امیرالمؤمنین(ع) یک هیجانی به وجود آورده و اصحاب نشستند و به نظر شما امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است. بعضی این آیه را گفتند، سوره نساء آیه 48، «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ‏ بِهِ‏» خداوند مشرک را نمی‌آمرزد. «وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ» زیر گناه شرک را می‌بخشد. بعضی گفتند: این امیدبخش ترین آیه است. یک نفر دیگر دست بلند کرده، سوره نساء آیه 110 را خواند. «وَ مَنْ يَعْمَلْ‏ سُوءاً» هرکس کار بدی کند، «أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ» یا به خودش بدی کند، «ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ» برایش توبه و استغفار کند، «يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً» خداوند را آمرزنده و مهربان می‌بیند یعنی بخشیده می‌شود و این امیدبخش ترین آیه است. نفر سوم سوره زمر آیه 53 را خواند. «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» ای پیامبر بگو، ای بندگانی که به خودتان افراط و زیاده روی کردید، «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» از رحمت خدا مأیوس نشوید. «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً». امیرالمؤمنین فرمود: همه اینها آیات امیدبخشی است ولی من از حبیبم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: امیدبخش ترین آیه این ایه است. سوره هود آیه 114، «وَ أَقِمِ‏ الصَّلاةَ» نماز را به پا دار، «طَرَفَيِ النَّهارِ» دو طرف روز، صبح و شب، «وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ» بخشی از شب، «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» همانا خوبی‌ها بدی‌ها را می‌شوید. سپس پیغمبر فرمود: سوگند به خدایی که مرا بشیر و نذیر قرار داد، وقتی انسان برای نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته می‌شود. وقتی به سمت قبله می‌ایستد، پاک می‌شود. یا علی مثل نمازهای شبانه روزی مثل کسی است که نهری جلوی خانه اوست و شبانه روز پنج بار خودش را در آن نهر می‌شوید. فرمود: این آیه در مورد نماز است.
بعضی متأسفانه غافل هستند. ما بی نماز لجباز کم داریم. مثلاً یک چیزی از من دیده و می‌گوید: من دیگر نماز نمی‌خوانم ولی همچنان به نماز دلبسته است. دوستانی را می‌بینم می‌گویند: من گاهی نماز می‌خوانم و گاهی نمی‌خوانم، به پیغمبر که چنین می‌گفتند: حضرت می‌فرمود: همان را بخوان. این رشته ارتباط با خدا را قطع نکن. این امیدبخش ترین آیه است. با سرچشمه دارایی، توانایی و رحمت وقتی مرتبط می‌شویم امیدوار می‌شویم دست ما را بگیرد. انشاءالله در چند برنامه در مورد نماز خواهیم گفت. جایگاه نماز در جغرافیای دین، روش‌های دعوت به نماز، چرا نمازخوان‌ها نماز می‌خوانند؟ نمازنخوان‌ها در ایران سیزده دلیل دارند که به این دلایل نماز نمی‌خوانند که به ده مورد اشاره می‌کنیم. موضوع نماز در دستور کار همه انبیاء هست. از حضرت نوح و ابراهیم و موسی تا آخرین پیامبر، همه مردم را به رابطه معنادار و عاشقانه با خدا دعوت کردند.
خدا رحمت کند آقای مرتضایی فر تعریف کرده که روز 21 بهمن ماه که حکومت نظامی 24 ساعته شد، می‌خواستند جمع زیادی از مردم را بکشند، حضرت امام رفتند دو رکعت نماز خواندند و آمدند این پیام را دادند. بروید به مردم اطلاع بدهید بیایند در خیابان‌ها بریزند. یعنی «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» (بقره/45) برای یک مسأله شخصی تنها نیست. برای مریضی نیست. برای رزق و روزی تنها نیست. همه مسائل کلان و شخصی می‌تواند با ارتباط با خدا گره از آن باز شود و فرجی حاصل شود و این موضوع مهمی است. در سوره کهف آیه 110 می‌فرماید: امیدوار باید اهل عمل باشد. «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ» هرکس امید دارد به دیدار خدا، دیدار رحمت خدا و کرم خدا، باید عمل کند. «عَمَلًا صالِحاً» خدمت خوبی باید بکند. امید منهای عمل مردود است. ما باید اقدام کنیم، رزمندگان تا خط اول جبهه آمدند و حالا دست به دعا برداشتند. «رَبَّنا أَفْرِغْ‏ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِين‏» (بقره/250) یکبار دیگر به سمت انقلاب موسی بن عمران برگردیم.
یک خاطره از شهید مطهری بگویم. شهید مطهری قبل از انقلاب وارد کاشان شدند یک دهه منبر بروند. جوان‌های کاشان دیدن ایشان رفتند قبل از اولین منبر، ایشان خسته راه بودند و تازه از مشهد رسیده بودند. صاحبخانه گفت: آقا را اذیت نکنید. دوستان گفتند: موعظه‌ای کنید و ما رفع زحمت کنیم. ایشان فرمود: مشهد بودم منزل آیت الله العظمی میلانی، صحبت این بود که یک فیلمی در سوریه برای پیامبر اسلام می‌خواهد ساخته شود. مراجع شیعه چه موضعی نشان بدهند؟ شهید مطهری می‌فرمود: من یک ساعت آنجا از ساخت این فیلم دفاع کردم و گفتم: اگر این فیلم ساخته شود تا صد سال بیننده خواهد داشت. بعدها آن فیلم ساخته شد. در قصه موسی بن عمران دارد که «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعِيهِ» (قصص/7) مادر موسی این بچه را به دنیا آورد. «فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ» مأمورها در خانه می‌ریختند و بچه‌هایی که به دنیا می‌آمدند را می‌کشتند. اگر ترسیدی «فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ» در صندوقی بگذار و در رودخانه بیانداز. خداوند به مادر موسی امید داد «وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ» ما این بچه را به تو برمی‌گردانیم «وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ» او رهبری را به عهده خواهد گرفت. یک مادری که اقیانوس مهر است، چقدر باید روحیه داشت باشد، به اذن پروردگار بچه را به رودخانه خروشان می‌سپارد و با امیدی که از خدا گرفته بود، به کاخ فرعون دعوت می‌شود و بچه را شیر می‌دهد. چرا خدا این قصه‌ها را برای ما تعریف کرده است؟ تا دستگاه فکری ما را به سمتی ببرد که در این جهان به غیر از محاسبات مادی خبرهای دیگری هست. من فکر می‌کنم چند روزی که ایام دهه فجر هست مهمترین پیام انقلاب اسلامی اعتقاد به خداست. ماجرایی که در ایران رخ داد، مهم‌ترین نکته‌اش این است که مردم فهمیدند دستی در کار است. بالاتر از دست اسرائیلی‌ها، این مهم است. این نکته که خدایی وجود دارد زمام امور جهان به دست اوست. ملت ایران همه یکدست شدند و امام فرمود: همه کار خدا بود. ما این پیروزی را نمی‌دانستیم. مسئولین باید اینطور فکر کنند که امانتی     که به آنها سپرده شده چند صد هزار خون شهید است. چند صد هزار خانواده‌ای که آسیب دیدند و اینها باید روی دوش مسئولین سنگینی کند. هرکس به هر نسبتی مسئولیت دارد. یعنی وصیت‌نامه حضرت امام را مرور کنیم. دیدگاه‌های امام چه بود؟ امام می‌دانست مشکلات پیش روی ما هست اما با وعده‌های خدا دل خوش می‌کرد. خدا را هم تجربه کرده است. اگر ما درست بندگی کنیم و عمل کنیم، امدادهای خدا می‌رسد.
شریعتی: انشاءالله همه امیدوار باشیم و به سمت ظهور و جامعه ایده‌آل که قرآن کریم و اهل‌بیت و نبی مکرم اسلام وعده دادند حرکت کنیم و این انقلاب اسلامی وصل به عصر ظهور شود و چشم ما به جمال حضرت مهدی(عج) روشن شود. امروز صفحه 584 قرآن کریم، آیات پایانی سوره مبارکه نازعات را تلاوت خواهیم کرد.
«إِذْ ناداهُ‏ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً «16» اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ «17» فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى‏ أَنْ تَزَكَّى «18» وَ أَهْدِيَكَ إِلى‏ رَبِّكَ فَتَخْشى‏ «19» فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى‏ «20» فَكَذَّبَ وَ عَصى‏ «21» ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى‏ «22» فَحَشَرَ فَنادى‏ «23» فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏ «24» فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى‏ «25» إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى‏ «26» أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها «27» رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها «28» وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها «29» وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها «30» أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها «31» وَ الْجِبالَ أَرْساها «32» مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ «33» فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى‏ «34» يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى‏ «35» وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى‏ «36» فَأَمَّا مَنْ طَغى‏ «37» وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا «38» فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى‏ «39» وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ «40» فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏ «41» ونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها «42» فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها «43» إِلى‏ رَبِّكَ مُنْتَهاها «44» إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها «45» كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها «46»
ترجمه: آنگاه كه پروردگارش او را در سرزمين مقدّس طُوى‏ ندا داد: به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است. پس به او بگو: آيا مى‏خواهى كه (از پليدى‏ها) پاك شوى؟ و ترا به سوى پروردگارت هدايت كنم تا بترسى (و سركشى نكنى). پس معجزه بزرگ را به او نشان داد. امّا او تكذيب كرد و نافرمانى نمود. آنگاه پشت كرد، در حالى كه (براى خاموشى اين دعوت) تلاش مى‏نمود. پس (ساحران را) جمع كرد و ندا داد. و گفت: من پروردگار برتر شما هستم. آنگاه خداوند او را به كيفر دنيا و آخرت گرفتار كرد. همانا در اين ماجرا براى هر كس‏كه (از سوء عاقبت) بترسد، درس عبرتى است. آيا آفرينش شما سخت‏تر است يا آسمانى كه او بنا كرده؟ سقفش را برافراشت و آن را استوار ساخت. شبش را تيره و روزش را روشن گرداند. بعد از آن، زمين را گسترش داد. و از آن آب و چراگاه بيرون آورد. و كوهها را استوار و پابرجا گردانيد. تا وسيله برخوردارى شما و چارپايان شما باشد. آنگاه كه آن حادثه بزرگ فرارسد. در آن روز، انسان آنچه تلاش كرده، به يادآورد. و جهنم براى هر بيننده‏اى آشكار شود. امّا هركه سركشى كرده، و زندگى پست دنيا را (بر آخرت) برگزيده، بى شك، دوزخ جايگاه اوست. و اما كسى كه از مقام پروردگارش ترسيد و نفسش را از هوس بازداشت. بى‏شك، بهشت جايگاه اوست. از تو درباره قيامت مى‏پرسند كه چه وقت بر پا مى‏شود. تو را به گفتگو درباره آن چه كار؟ پايان و سرانجام آن با پروردگار توست. وظيفه تو هشدار كسى است كه از آن مى‏ترسد. روزى كه آن را مى‏بينند، گويى جز شبى يا روزى (در دنيا و برزخ) درنگ نكرده‏اند.
شریعتی: این هفته قرار گذاشتیم از شخصیت آیت الله احمدی میانجی صحبت کنیم. حاج آقای بهشتی یک از افرادی بودند که سالها توفیق داشتند از محضر ایشان استفاده کنند، نکات ایشان را در مورد این شخصیت می‌شنویم.
حاج آقای بهشتی: خدا رحمت کند شهید قدوسی چقدر اصرار داشتند طلبه‌ها درس اخلاق ایشان را حتماً گوش کنند. مسجد بسیار کوچکی هم بود که در سه راه بازار قم بود و ایشان امام جماعت بود. ما اصرار داشتیم در آن مسجد نماز بخوانیم. انقلاب که شد یکی از شاگردان حضرت امام خمینی حضور فعال در انقلاب و مجلس خبرگان، پدر شهید، به دلیل اعتقادشان به مبانی انقلاب شروع کردند مقالاتی را در زمینه حکومت‌داری نوشتند که برای حکومت نیاز است. مثل وزارت اطلاعات یا اموری که حکومت باید در آن ورود کند با جزئیات، در زمینه شیعه چند کتاب به نام «التبرک» مسأله تبرک و شفاعت و توسل. رحمت خدا بر روح بلند ایشان.
بخشی از نا امیدی‌هایی که وجود دارد برای خود ماست، کم کاری می‌کنیم، بد کاری می‌کنیم، بی تدبیری می‌کنیم، این را هم نمی‌توانیم انکار کنیم که بخش بزرگی از نا امیدی چیزی است که از طرف دشمن القاء می‌شود. یعنی بیداران، امیرالمؤمنین(ع) وقتی با پیروان خودش سخن می‌گوید، می‌گوید: از دشمن غافل نشوید. دشمن بیدار است و شما خواب هستید. ما اگر خواب برویم چه بسا یک شایعه‌ای که دشمن می‌فرستد، از رسانه خودش یک موضوعی را در یک شبانه روز هشتصد بار تکرار می‌کند تا ما را به همان سمت ببرد. از این نباید غافل شویم. این بیداری لازم است تا در روز رستاخیز در پیشگاه شهیدان بگوییم: امانت شما را دریافت کردیم، چه مناظری را خداوند به ما نشان داد و این زیبایی‌ها را دیدیم و به نسل‌های بعد سپردیم. این مأموریت ماست که باید انجام بدهیم. دوست طلبه‌ای دارم، قبل از انقلاب ایشان را دیدم، گفتم: کجا بودی؟ گفت: تبلیغ بودم در روستاهای نجف آباد. پانزده سال گذشت اتفاقی در خیابان انقلاب ایشان را دیدم. گفتم: کجا هستی؟ گفت: قاره آفریقا تبلیغ بودم. یعنی انقلاب کاری کرد طلبه‌ای که روستاهای نجف آباد تبلیغ می‌کرد حالا یک قاره دست او افتاده است. پرسیدم: شیرین‌ترین خاطره شما در این شصت هفتاد روزی که تبلیغ بودی چیست؟ گفت: نیجریه! در و دیوار نیجریه مثل قم شده بود. سر در دانشگاه عکس حضرت امام و شهیدان ایران، گفتم: چه شده؟ گفتند: یک گروهی دانشجو یک هفته دهه فجر به تهران آمدند و برگشتند. گفتند: می‌خواهیم رهبر گروه را ببینیم. گفتند: شهید شده است. گفتند: نفر دوم، گفتند: یک شهری است هفتصد کیلومتر فاصله دارد. رفتم و آن دانشجو را دیدم و پرسیدم: شما از تهران چه آوردید؟ گفت: اولین سوغات ما از تهران عشق به شهادت بود. ما را به دبستانی بردند، دانش‌آموزان سرود می‌خواندند. چند کلمه را تکرار می‌کردند، کربلا و حسین و شهادت! رهبر ما، ما را نشاند و گفت: کلید نجات قاره آفریقا عشق به شهادت است. دومین سوغات علاقه به فاطمه زهراست. رفتیم نماز جمعه و خطیب نماز جمعه گفت: فاطمه، من دیدم نفر سمت راست من گریه می‌کند. نمی‌دانستم فاطمه کیست. مجدداً بعد از چند دقیقه گفت: فاطمه، دیدم خودش هم گریه می‌کند. بعد از نماز جمعه از یک ایرانی پرسیدم: این فاطمه کیست که وقتی نامش آمد همه منقلب شدند. یک کتابی دست من داد، فاطمه بانوی نمونه اسلام! ایشان می‌گفت: کمترین دانشجویی در  نیجریه هست که فاطمه زهرا را نشناسد. این دستاورد انقلاب اسلامی است.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»