main logo of samtekhoda

هشتادمین هفته ختم قرآن کریم -آیت الله سید محمد حسن حسینی (میرزای شیرازی)

alt

هشتادمین هفته ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا با گرامیداشت عالم ربانی و مرجع بیدار، آیت الله سید محمد حسن حسینی معروف به میرزای شیرازی (1194 تا 1273 هجری شمسی) و صاحب فتوای مهم تحریم تنباکو برگزار گردید .
پس از فوت شیخ مرتضی انصاری در سال ۱۲۴۳، مرجعیت عامه شیعه به مدت ۳۰ سال به عهده ایشان بود. وی در سن ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و آرامگاه او در یکی از حجرات صحن حرم علی بن ابی‌طالب در شهر نجف قرار دارد.
استاد شهید مرتضی مطهری، مطلبی را در مورد ایشان (درصفحه‌ی 507 جلد 27 از مجموعه آثار) ذکر کرده‌اند که خواندنش خالی از لطف نیست:
در یکی از شهرستانها یک آدم ملایی بوده است، بعضی از دوستان میرزا گفته بودند ما نامه ای خدمت ایشان نوشتیم و از ایشان تأیید خواستیم که این آقا در این شهرستان هست؛ در این حد عالم است، مجتهد است و خیلی هم باتقوا، شما ایشان را تأیید کنید، مثلاً اجازه به ایشان بدهید. می گوید: ما نامه نوشتیم، میرزا جواب نداد. بار دیگر نامه نوشتیم و باز تعریف کردیم که این مردی است بسیار عالم و باتقوا، باز میرزا جواب نداد.
تا بالاخره یکی از نویسندگان نامه بلند می شود می رود سامرا ، نزد میرزای شیرازی و میگوید چرا نامه های ما را جواب ندادید، آیا حرف ما را قبول ندارید که او مرد عالم و باتقوایی است؟ میرزا میفرماید: چرا، همه ی حرفهای شما را قبول کردم، اما تو همواره در نامه هایت نوشتی که این چقدر عالم است و چقدر باتقواست، در یک نامه ات ننوشتی که عقلش در چه حدی است؟ برای ملا علم و تقوا کافی نیست، عقل و فکر و دوراندیشی و هوشیاری و ادراک شرایط زمانِ خودش و شناختن مردم، اینها خودش رکن اساسی است. خیلی هم عالم و باتقوا باشد اما یک آدم ساده دل، نتیجه چیست؟ ابزاردست شیّادها می شود، یعنی ابزاری از اسلام در دست ضداسلام‌ها، ابزاری از علم و تقوا در دست فاسق و فاجرها؛ فایده اش چیست؟ من نمی توانم کسی را فقط به دلیل علم و تقوا تأیید کنم درصورتی که برای من محرز نیست که از نظر عقل و تدبیر و هوشیاری و درک شرایط زمان و درک و شناخت مردم در چه حدی است. آدم عالم و باتقوا برای خودش آدم خوبی است، اما من نمی توانم مقدّرات اسلامی مردم را در دست کسی بدهم که عقلش برای من محرز نیست.
در حدیثی هست که پیغمبر اکرم فرمود: «إنی ما أخاف علی امتی الفقر و لکن أخاف علیهم سوء التدبیر» من از فقر بر امتم هراسان و نگران نیستم، یعنی اگر امت من روزی دچار فقر اقتصادی شوند، این امر خطر ایجاد نمیکند، ولی اگر دچار فقر تدبیر و فکر و عقل بشوند، آن است که امت مرا به خطر خواهد انداخت