main logo of samtekhoda

97-10-11-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – بیان فلسفه و احکام خمس


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: بیان فلسفه و احکام خمس
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 11- 10-
97
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
از میان تمام سالنامه‌های قمری و میلادی، تقویم دل من و این سرزمین تا ابد شمسی است وقتی نام تو خورشید است. السلام علیک یا شمس الشموس. روزهای سه‌شنبه روزهایی است که مزین و منور به نام امام رئوف، امام رضا(ع) است. سلام می‌کنم به همه دوستان عزیز و نازنینم، بیننده‌ها و شنونده‌های گرانقدرمان، انشاءالله هرجا هستید زیر سایه امام رئوف باشید. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان عزیز و شنوندگان رادیو قرآن و عزیزانی که بعدها از شبکه‌های دیگر برنامه را می‌بینند.
شریعتی: مهمان سفره ناب و وسیع نهج‌البلاغه هستیم با کلام نورانی امیرالمؤمنین علی(ع)، هفته گذشته خطبه 252 نهج‌البلاغه را مرور کردیم و خیلی مورد استقبال قرار گرفت. خدمت شما هستیم و بحث امروز شما را می‌شنویم.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، در بخش حکمت‌ها، حکمت 252 را شروع کردیم. «فَرَضَ اللَّهُ الايمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ وَ الصِّيَامَ‏ ابْتِلاءً لاخْلاصِ الْخَلْقِ‏» گفتیم در این حکمت حضرت به بیست مورد از فلسفه‌ی احکام اشاره می‌فرماید. شبیه همین بیان نورانی امیرمؤمنان(ع) در خطبه‌ی نورانی صدیقه طاهره(س) هست و چند موردی است که حتی اینجا نیامده است. به همین مناسبت گفتیم: اینکه حضرت به فلسفه‌ی احکام اشاره می‌فرماید نشان از این است که ما می‌توانیم سؤال کنیم از فلسفه‌‌ی احکام و اینکه بعضی گفتند: احکام الهی معلل به غرض نیست. کارهای خدا الزاماً نباید حکمتی داشته باشد، اینطور نیست و شاهدش همین روایات و آیات قرآن است که حکمت بعضی از احکام را بیان کردند. شاهدش کتابی به نام علل الشرایع شیخ صدوق است و یک کتاب است و علل احکام در آن آمده است. ولی به این معنا نیست که اگر فلسفه‌ی حکمی را ندانستیم حکم را معطل بگذاریم. مثل اینکه آدم به طبیبی مراجعه می‌کند و ممکن است نداند حکمت این قرص چیست ولی چون به آن طبیب به عنوان یک حکیم اعتماد دارد می‌پذیرد و عمل می‌کند. باز اشاره کردیم بین حکمت و علت تفاوت است. اینطور نیست همه اینها علت احکام باشد و گاهی حکمت است. مثال زدیم و گفتیم: مثلاً خانم اگر از شوهرش جدا شد و طلاق گرفت، عده‌ای دارد و باید عده را نگه دارد. مثلاً حدود سه ماه باید عده نگه دارد. علت این نیست که طلاق گرفتند، نمی‌دانیم علت حقیقی چیست. لذا یک خانم نمی‌تواند بگوید: من دو سال با شوهرم جدا بودیم، من یک شهر دیگر بودم و او یک شهر دیگر بود. چون ما طلاق گرفتیم دیگر آن عده را نمی‌خواهد. شما عده را برای این می‌گفتید که یکوقت فرزندی اگر از ازدواج قبلی هست معلوم شود. اما ما دو سال از هم جدا بودیم، پس نیازی نداریم. اینها علت نیست و بعضی حکمت است.
به این مناسبت لازم است به این مسأله که گاهی آدم گوشه و کنار می‌بیند اشاره کنم. خانم‌های بزرگوار توجه داشته باشند، خانمی آمده برای ازدواج، سؤال کردم: شما ازدواج سابق نداشتی؟ گفت: چرا داشتم ولی شما نگران نباشید ما الآن دو سال است از هم جدا هستیم. شما عقد را بخوانید. فکر می‌کند چون دو سال از شوهرش جدا بوده دیگر طلاق است. من نمی‌دانم بعضی از حرف‌ها بین مردم شایع می‌شود که هیچ اساسی ندارد. خیلی از خانم‌ها می‌گویند: اینکه زن و مرد شش ماه از هم جدا باشند طلاق است؟ گفتم: طلاق گرفتی؟ گفت: زن و مرد شش ماه از هم جدا باشند طلاق است. ما دو سال است از هم جدا هستیم. طبق حکم دین اسلام شش ماه که هیچ، اگر شش سال، شصت سال زن و شوهری از هم جدا باشند، تا صیغه طلاق با شرایط کاملش اجرا نشود این زن و شوهر مثل روز اول هستند. زن و شوهری برقرار است. خانم محترم مواظب باش، نکند اینطور بروی ازدواج کنی. اگر این کار را کنی یک زن شوهردار ازدواج کرده است. حتماً برای ازدواج باید صیغه طلاق جاری شود و بعد عده نگهدارید. صیغه طلاق با شرایط جاری شود و نیاز به دو شاهد عادل دارد. خانم در شرایط خاصی باشد. متأسفانه بعضی توجه نمی‌کنند و کار از کار گذشته و خانم رفته ازدواج کرده است. گاهی این ازدواج‌ها حُرمت مُعبد می‌آورد، یعنی راهی برای ازدواج وجود ندارد و کلاً باید از هم جدا شوند. سر بسته بگویم و خانم‌ها یادشان باشد تا طلاق انجام نشود، اگر بیست سال هم زن و شوهر از هم جدا باشند، تا صیغه طلاق با شرایط خودش اجرا نشود اینها زن و شوهر هستند. اگر ده سال هم از هم جدا بودید، طلاق با شرایطش طلاق خوانده شود. شرایطش باشد و عده کامل نگه داشته شود.
پس این حکمت با علت فرق می‌کند. اینکه امیرالمؤمنین دارند بیست مورد فلسفه احکام را بیان می‌فرمایند علت احکام داریم، یک حکمت داریم و یک بحث دقیق علمی است و نیازی نیست مطرح کنیم. سراغ موارد رفتیم و یکی را خواندیم. «فَرَضَ اللَّهُ» خداوند واجب کرده «وَ الصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ» نماز انسان را از تکبر دور می‌کند. این را مفصل توضیح دادیم. «وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ» زکات را خدا واجب کرد و سبب روزی است. شارحین نهج‌البلاغه دو جور معنا کردند. «تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ» یکی روزی است برای نیازمندان، زکات به فقرای غیر سید تعلق می‌گیرد. گاهی در پیام‌ها می‌گویند: سادات چه امتیازی دارند که شما می‌گویی: سهم سادات برای سادات فقیر؟ خوب قطعاً از این زکات نمی‌شود به سادات داد. پس زکات سبب روزی فقرا است. یکی هم برکت زندگی خودشان و روزی خود زکات دهنده است. کسی که زکات می‌دهد با دادن زکات مال خودش را حفظ کرده است و به مال خودش برکت داده است.
گفتیم اگر جامعه ما به همین دستور اسلامی عمل می‌کرد، که چند درصد کشاورزان ما، دامداران ما زکات می‌دهد؟ الآن می‌گویند: به هر مقداری زکات بدهند، همین مقدار را دولت رویش می‌گذارد و خرج آبادانی همان منطقه می‌کند. در قرآن هست «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ» (توبه/60) ما این مشکل را داریم که از مال دل نمی‌کنیم. آقای کشاورز و آقای دامدار در زکات نمی‌خواهد به دفتر مرجع مراجعه کنی و نیاز به محاسبه ندارد، خودت حساب کن با مثال‌هایی که زدیم، برو یک فقیر را پیدا کن. تازه دولت می‌گوید: من دو برابر روی این پول می‌گذارم تا خرج فقرای همین محل شود. برای همین روستا یک درمانگاه بسازید یا مسجد بسازید. اگر خمس را در جامعه ما، همه می‌دادند، شما امروز شروع کنید از دوازدهم دی ماه سال 97 یک کسب و کاری شروع می‌کنید یا یک حقوقی را دریافت می‌کنید، یک سال تمام ده ماه دی سال آینده هرکاری که می‌خواهید انجام بدهید. خانه بخر، جهیزیه بده، مسافرت برو، لباس بخر و آبرومندانه زندگی کن و کم نگذار. هرکاری در شأنت هست انجام بده. آخر سال بعد از دوازده ماه، ده دی ماه حساب می‌کنی اگر چیزی اضافه نیامد که هیچ، گفتیم: حتی اگر کم داشت باید به شما کمک کنند. اگر اضافه نیامد و مساوی بود که باز هم می‌گیری، اگر اضافه آمد هشتاد درصد برای شما و بیست درصد خمسش می‌شود. «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ‏» (انفال/41) یکبار که عرض کردم به این معنا که اگر هشتاد درصد همین پول تا سال آینده ماند، سال آینده این پول دیگر خمس ندارد. اگر اضافه شد آن اضافه خمس دارد. چیزی که خمسش داده شده دیگر خمس داده نمی‌شود. از این بیست درصد ده درصد به سادات فقیر می‌رسد. ده درصد بقیه سهم امام است که خرج دین و تبلیغ دین می‌شود.
بعضی بزرگان فرمودند: همین سهم امام(ع) هم فقط خرج حوزه‌های علمیه نمی‌شود، نه، با همین سهم امام تا الآن این همه بیمارستان‌‌هایی که ساخته شده، مدارس دولتی که ساخته شده، هزاران هزار جهیزیه که داده شده، تمام اینها را مردم از سهم امام اجازه می‌گیرند. یا خودشان می‌دهند یا از مرجع تقلیدشان اجازه می‌گیرند. خرج دین فقط حوزه علمیه نیست. فقط کمک هزینه تحصیلی طلبه نیست. بیمارستان هست، مدرسه هست، جهیزیه و درمانگاه هست. چقدر هستند از علما و بزرگانی که در قم و تهران بیمارستان و درمانگاه دارند. در قم مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی بیمارستان مهمی دارند. مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی چقدر در این راه کمک کردند. آیت الله العظمی تبریزی درمانگاهی که دارند، مرحوم آیت الله العظمی خویی دارند. سهم امام را فکر نکنید که فقط خرج حوزه‌های علمیه می‌شود. هفته گذشته گفتم پیرمردی که وقتی آمد خمسش را به آیت الله حجت داد، عقب عقب رفت. حضرت آیت الله حجت از لحاظ مقام‌های علمی و معنوی فوق العاده بودند. بعضی‌ها بین ایشان و آیت الله العظمی بروجردی قائل به تساوی بودند، می‌گفتند: معلوم نیست بگوییم حتماً باید از آیت العظمی بروجردی تقلید کرد. ایشان و آقای حجت در ردیف هم بودند. این مرد وقتی خمسش را داد، عقب عقب برگشت. علت را پرسیدند. گفت: دارم قیافه این آقا را در نظر می‌گیرم که فردای قیامت بگویم: یا رسول الله! من پولم را دست این آقا دادم.
هفته گذشته یکی از نوادگان آیت الله العظمی حجت قصه دیگری گفتند که من تنم بیشتر لرزید. ایشان نقل کردند از قول پدرشان که داماد مرحوم آیت الله العظمی حجت بودند، مرحوم آیت الله العظمی حجت که اسمشان سید محمد حجت کوه کمره‌ای بود. دامادشان نقل کردند یکوقت خادم خانه خدمت می‌کرد و چای می‌داد، یک وقتی نزد داماد آقای حجت گلایه می‌کند که به آقا بگو: چه زندگی است برای ما درست کردی؟ شب به شب آقای حجت مرا می‌خواهد و می‌گوید: امشب چقدر چای مصرف کردی؟ چقدر قند مصرف کردی؟ مرحوم آیت الله العظمی حجت می‌فرمایند: عجب، این آقا از من گلایه کرد. به این خادم بگویید: محمد همانطور از شما حسابرسی می‌کند که فردای قیامت خدا از او حسابرسی می‌کند! در دفتر یک مرجع تقلید یک قند و چای می‌خواهد به آقای حجت بدهد اینطور می‌ترسد و می‌لرزد و حسابرسی می‌کند، مسئولیت سنگین است. گفتم که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اواخر عمر ناراحت بود و فرمود: آخر عمر صراف شدم. بعد از این همه علم و دانش صراف شدم.
در داستان خمس مفاتیح الجنان را باز کنید، زیارت کاظمین امام کاظم و امام جواد(ع)، در داستان زیارت مرحوم محدث قمی یک قصه‌ای را نقل کردند. این قصه را از کتاب استادم حاجی نوری در نجم الثاقب نقل می‌کنم که اگر نبود در این کتاب جز همین داستان برای ارزش این کتاب کافی است. داستان مرحوم حاج علی بغدادی، یک پیرمردی است که وقتی خمسش را پرداخت می‌کند، به مراجع نجف و کاظمین پرداخت می‌کند، عصر پنجشنبه می‌خواهد برگردد برود به کارگرهایش مزد بدهد، در مسیر راه آقا امام زمان را زیارت می‌کند. امام زمان به او سلام می‌کند: سلام علیکم حاج علی! کجا می‌روی؟ می‌گوید: آقا دارم می‌روم مزد کارگرهایم را بدهم. می‌فرمایند: برگرد، شب جمعه است زیارت برویم. امام زمان دستش را می‌گیرد و به زیارت می‌برد. امام زمان برایش اذن دخول می‌خواند. می‌گوید: سلام بده. می‌گوید: من سواد ندارم و حضرت برایش می‌خواند. یک یک ائمه را سلام می‌دهد. به امام عسکری می‌رسد، سلام که تمام می‌شود حضرت متوقف می‌شود. به حاج علی می‌فرماید: حاج علی به امام زمانت سلام بده.«السلام علیک یا صاحب الزمان» حضرت با یک تبسمی جوابش را می‌دهد «و علیکم السلام» حواسش نیست چه خبر است. امام برایش زیارتنامه و دعا می‌خواند و آخر متوجه می‌شود چه کسی را دیده و نشناخته است. همه این مقامات حاج علی در دادن خمس است. حضرت می‌فرماید: آنچه دادی به وکلای ما به ما رسید. رفت به شیخ انصاری داد و رفت کاظمین به چند نفر داده است. شیخ انصاری را وکیل ما می‌گوید؟ این سید کیست که می‌گوید: شیخ انصاری وکیل ماست؟ باز پیش خودم گفتم: لابد این سید است و سهم سادات می‌خواهد. باز هم نشناخت. نمی‌شود ما هی برای امام زمان دعا کنیم و جمکران هم برویم و از امام زمان دم بزنیم ولی وقتی به سهم امام زمان می‌رسیم، می‌لرزیم.
شریعتی: آنهایی که بدهکار هستند و وام دارند، چه کنند؟
حاج آقای حسینی قمی: حتماً مراجعه کنند و یک حساب سال نزد مرجع تقلید داشته باشند. ممکن است اصلاً بدهکار نباشیم و اگر بدهکار بودیم به مرور زمان بپردازیم. مرحوم محدث قمی می‌گوید: اگر نبود در کتاب نجم الثاقب جز همین داستان، برای عظمت این کتاب کافی بود. امام زمان به حاج علی بغدادی سلام می‌دهد و او را تحویل می‌گیرد و مصافحه می‌کند و در آغوش می‌گیرد و دعا برایش می‌خواند و زیارتنامه می‌خواند. چرا؟ چون از مال گذشته است. بعضی وقت‌ها ما نماز حاضر هستیم بخوانیم، روزه حاضر هستیم بگیریم اما پای مال که می‌رسد شبهه علمی نیست که بگوییم: کجای قرآن. کجای قرآن گفته من خمس مالم را می‌دهم؟ زکات که در قرآن هست چند درصد زکات می‌دهند؟ خمس هم در قرآن هست. نکته‌ای که تأکید می‌کنم، اینکه گفتم این مسئولیتی است که بر دوش مراجع تقلید است. آنها اشرافشان بیشتر است و بهتر می‌دانند چه مقدار نیاز است و مدرسه چقدر می‌خواهند. تبلیغ چقدر می‌خواهند. کتاب چقدر می‌خواهد. کجا نیاز سادات فقیر بیشتر است. ولی در عین حال گفتم یک بخشی از این مسئولیت را گفتند: خودتان انجام بدهید. در مثال ده میلیون تومان، به ترتیب همه مراجع را عرض می‌کنم. فتوای آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، ایشان می‌فرماید. مثال می‌گویم اگر پنجاه میلیون اضافه آوردم، ده میلیون باید خمس بدهم. پنج میلیون سهم سادات و پنج میلیون سهم امام زمان است. فتوای آیت الله العظمی صافی گلپایگانی این است که سهم سادات را خودت بده. اگر اینجا آوردید من مجبور هستم بدهم ولی یک باری به دوش من است. اگر خودت می‌شناسی به سادات فقیر بده. در سهم امام ایشان می‌فرماید: یک سوم سهم امام را هم خودت بده. پنج میلیون دوم، یک سوم را خودت بده. برای جهیزیه، مدرسه، درمانگاه، بیمارستان، حسینیه، یتیم، زلزله زده، هرچه سراغ داری خودت بده.
مقلد آیت الله العظمی سیستانی هستید، باز پنج میلیون تومان سهم سادات را خودت بده. سهم امام را هم گفتند: تا یک سوم را راحت اجازه می‌دهیم که خودشان پرداخت کنند. آنهایی که مقلد مقام معظم رهبری هستند، جدولی که هفته گذشته نشان دادم. فرمودند: از ده میلیون پنج میلیون سهم سادات است. در این سهم سادات نصفش را، دو میلیون و نیم خودت سهم سادات را بده. در سهم امام هم یک سوم را به ارحام فقیر بده. ارحام یعنی خویشاوندان، یادمان باشد اولاد نه، فرزند و پدر و مادر نه، همسر نه. واجب النفقه نباشند. برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله، دایی اینها خویشاوندان هستند. من نفقه همسرم را پرداخت کردم، اضافه آمد، به پدر و مادر و اولادت بده. اگر نیاز مالی و گرفتاری دارند، واجب النفقه هستند و باید بدهیم. من به دخترم نمی‌توانم بدهم، دخترم واجب النفقه‌ام است ولی به دامادم می‌توانم بدهم. داماد واجب النفقه من نیست.
فتوای آیت الله مکارم شیرازی هست که در سهم سادات و سهم امام، یک سوم را می‌توانید بدهید. یک سوم سهم سادات را به سادات فقیر بدهید. یک سوم سهم امام را به مصرف برسانید. مسجد، بیمارستان، نیازمند، خویشاوند و غیر خویشاوند، واجب النفقه نباشد. فتوای آیت الله العظمی وحید خراسانی این است یک سوم از سهم سادات و یک سوم از سهم امام، خودتان می‌توانید به فقیر متدین بدهید. فتوای آیت الله العظمی شبیری زنجانی، فرمودند: یک سوم از مجموع ده میلیون تومان را می‌توانید به مصرف برسانید. اینها را برای این گفتم که بینندگان بدانند این مرجع تقلید یک مسئولیت سنگین به دوش دارد. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی خویی، مرحوم آیت الله العظمی تبریزی مثل آیت الله صافی و آیت الله سیستانی کل سهم سادات را می‌گویند: خودتان بدهید. حتی در عراق آیت الله العظمی سیستانی تمام سهم امام را گفتند: مردم خودشان به مصرف برسانند. چون عراق خیلی گرفتاری زیاد است. ما به خانه آیت الله العظمی سیستانی در عراق رفتیم، یک مأمور با تیربار نشسته که یکوقت یک حادثه‌ای اتفاق نیافتد. کل زندگی ایشان را جمع بزنید، تمام خانه و فرش و زندگی را جمع کنید، ده میلیون هم نیست. ایشان با این زهدشان از زهد امام تعریف می‌کردند. امام می‌فرمودند: من پنجاه سال است نجف هستم، اگر مردم ایران عاشق امام شدند، مرید امام شدند بخاطر زهد امام بود.
بعضی نوشتند: ما اهل خمس نیستیم ولی اینقدر کار خیر می‌کنیم که حساب ندارد. خدا از شما قبول کند ولی نظام دارد. شما همین کار را در قالب یک نظام قرار بدهید. به دفتر مرجع مراجعه کنید و بگویید: مثلاً من سالی پنجاه میلیون بدهکار هستم، اینقدر هم خودم به فقرا کمک می‌کنم. می‌گویند: این را بابت سهم امام بده. اما اگر در این نظام نبریم و بگوییم خودمان همینطور کمک می‌کنیم، در این چهارچوب نیاید فایده ندارد. کسی نوشته: ما اهل خمس نیستیم ولی پولمان را قرض می‌دهیم. این کافی است؟ نه قرض دادن کافی نیست. یک میلیارد هم به فقرا قرض بدهید کافی نیست. گفتند: باید به طرف بگوییم این خمس است؟ نباید بگویید و باید آبرومندانه باشد. وقتی شما از مرجع تقلیدت اجازه گرفتی، آبرومندانه باشد. لازم نیست دیگر به آن آقا بگویی.
مسأله آخر اینکه خیلی‌ها گفتند: اگر اینطور باشد ما نمی‌توانیم جهیزیه تأمین کنیم. همه فقها فرمودند: اگر مرسوم است جهیزیه تهیه شود، شما وقتی جهیزیه تهیه کردی در کل سال، امسال پول داری یخچال برای عروس بخر. پول داری یک پتو بخر، فرش بخر. این اشکال ندارد و متعلق به خمس نیست. اگر عرف است که اینطور تهیه کنند قطعاً اشکال ندارد.
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم. برای اعزام زائر اولی‌ها به مشهدالرضا امسال قرار گذاشتیم که ائمه محترم جماعات و مبلغین در این طرح سهیم شوند و علیرغم اینکه همه هزینه‌ها توسط بانیان خیر انجام می‌شود، کار مدیریت اجرایی این کاروان را به عهده بگیرند، دوستان عزیزمان که تا به حال توفیق تشرف به آستان قدس امام رضا را نداشتند، به ائمه محترم جماعات مراجعه کنند و ثبت نام کنند و انشاءالله طبق برنامه‌ و زمان‌بندی که داریم انشاءالله چشمشان به بارگاه امام رضا(ع) منور شود. امروز صفحه 551 قرآن کریم، آیات پایانی سوره کبارکه ممتحنه و آیات ابتدایی سوره مبارکه صف را تلاوت خواهیم کرد.
«يا أَيُّهَا النَّبِيُ‏ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى‏ أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنِينَ وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «12» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ «13»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «1» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ «2» كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ «3» إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ «4» وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ «5»
ترجمه: اى پيامبر! هنگامى كه زنان با ايمان نزد تو آمدند تا با تو بيعت كنند كه چيزى را شريك خدا نگيرند و دزدى نكنند و مرتكب زنا نشوند و فرزندانِ خود را نكشند و در ميان دست و پاى خود، مرتكب هيچ گونه نسبت‏ ناروايى نشوند (و فرزندى را به ديگرى به ناحق نسبت ندهند) و در هيچ كار خيرى تو را نافرمانى نكنند، پس با آنان بيعت كن و براى آنان از خداوند آمرزش بخواه كه خداوند آمرزنده و مهربان است. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! گروهى را كه خداوند بر آنان غضب كرده به سرپرستى (يا دوستى و يارى) نگيريد، آنان از آخرت مأيوسند همان گونه كه كفّار از (بازگشت) اهل قبور مأيوسند.
به نام خداوند بخشنده مهربان. آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، براى خدا تسبيح گويند و اوست شكست‏ناپذير حكيم. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا چيزى مى‏گوييد كه عمل نمى‏كنيد؟ نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزى را بگوئيد كه عمل نمى‏كنيد. همانا خداوند كسانى را دوست دارد كه صف بسته در راه او پيكار كنند، چنانكه گويى بناى بسيار مستحكم سربى هستند.و آنگاه كه موسى‏ به قوم خود گفت: اى قوم من! با اين كه مى‏دانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم، چرا اذيّتم مى‏كنيد؟ پس چون منحرف شدند، خداوند دل‏هاى آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمى‏كند.
شریعتی: دوستانی که اهل مطالعه هستند حتماً کتاب «سیاحت غرب و سیاحت شرق» آقا نجفی قوچانی، شخصیت بزرگ و ارزشمند را بخوانند. کتاب سیاحت غرب یک ویژگی دارد اینکه بسیار روان و در قالب یک داستان و رمان نوشته شده و می‌تواند کمک بکند و ما را با عالم پس از مرگ آشنا کند. سیاحت غرب سرنوشت عجیب پس از مرگ در عالم برزخ است. برای تهیه کتاب به 20000303 پیامک بزنید، دوستان من شما را راهنمایی خواهند کرد.
حاج آقای حسینی قمی: یکی از نمونه‌های تلاش فراوان و تحمل سختی‌ها مرحوم آقا نجفی(ره) است. ایشان پیاده از مشهد به یزد می‌آید. پیاده از یزد به عراق می‌رود برای تحصیل علم، اوج تحمل سختی‌ها و بیماری و اوج فقر بودند ولی درس خواندند و عالم شدند. با همه سختی‌هایی که ما داریم، گرفتاری‌های ما قابل قیاس با این بزرگان نیست.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»