main logo of samtekhoda

97-10-04-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – سیره تربیتی امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج‌البلاغه- حکمت 252


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیره تربیتی امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج‌البلاغه- حکمت 252
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 04- 10-97

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
تو صد مدینه داغی، تو صد بقیع دردی *** یتیم می‌شود خاک اگر که برنگردی
تمام شب نیافتاد صدای گریه‌ی باد *** چه بادهای زردی، چه کوچه‌های سردی
دو قریه آنطرف‌تر بپیچ سمت لبخند *** شکوفه می‌فروشد بهار دوره گردی
کسی می‌آید از راه چه ناگهان چه ناگاه *** خدای من چه روزی، خدای من چه مردی
از آسمان چهارم، مسیح بازگشته است *** زمین ولی چه تنهاست مگر تو بازگردی

«اللهم عجل لولیک الفرج» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیز، بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین‌مان، میلاد با سعادت حضرت عیسی بن مریم(ع) را تبریک می‌گوییم خاصه به هموطنان خوب مسیحی و مخاطبین عزیزمان، انشاءالله همه زیر سایه تعالیم انبیاء به سمت خداوند متعال حرکت کنیم. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان عزیز و شنوندگان رادیو قرآن و عزیزانی که بعدها از شبکه‌های دیگر برنامه را می‌بینند.
شریعتی: امروز هم خدمت حاج آقای حسینی هستیم و مهمان سفره با برکت نهج‌البلاغه امیرمؤمنان علی(ع)، بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، حکمت 252 «فَرَضَ اللَّهُ الايمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ وَ الصِّيَامَ‏ ابْتِلاءً لاخْلاصِ الْخَلْقِ‏ وَ الْحَجَّ تَقْوِيَهً لِلدِّين» (نهج‏البلاغه، حكمت 252) این حکمت فلسفه‌‌ی یکسری از احکام اسلامی است. حضرت بیست مورد را نام بردند، بسیار شبیه تعبیراتی است که حضرت صدیقه(س) در آن خطبه‌ی نورانی فدکیه در مسجدالنبی بیان کردند. چون امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(س) یک نور هستند، کلماتشان هم مثل هم هست. البته در خطبه موارد بیشتر است، اینجا همه موارد نیامده است. حکمت بسیار نورانی و زیبایی است. قبل از آن به یکی دو سؤال پاسخ بدهم، یکی اینکه ما باید از فلسفه‌ی احکام سؤال کنیم یا نه؟ می‌دانید بعضی از فرقه‌های اسلامی هستند که می‌گویند: لزومی ندارد احکام الهی حکمتی داشته باشد. الزاماً احکام الهی معلل به غرض نیست. نباید دنبال حکمت برای آن بگردیم. بعضی می‌گویند: حکمت هم داشته باشد ما نباید دنبال حکمت‌هایش باشیم. جواب این سؤال خیلی روشن است. قرآن کریم خداوند متعال را بارها به عنوان وصف حکیم معرفی کرده است. اگر خداوند حکیم است کارهایش هم روی حکمت است و احکامش هم روی حکمت است. ثانیاً اگر بنا شد حکمت نداشته باشد خوب چرا انجام بدهیم؟ چرا ضد آن را انجام ندهیم؟ سوم اینکه چرا آیات قرآن و روایات ما به یکسری از احکام اشاره کردند؟ «وَ لَكُمْ فِي‏ الْقِصاصِ‏ حَياةٌ» (بقره/179) حکمت قصاص را بیان می‌کند. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ‏ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» (بقره/183)
ما کتابی داریم که از مهمترین کتاب‌های شیخ صدوق است، به نام «علل الشرایع» اسم کتاب این است. شیخ صدوق روایاتی که فلسفه‌ی احکام در آن بیان شده، در این کتاب جمع آوری کرده است. یا همان خطبه‌ی صدیقه طاهره، حکمت 252 اگر بنا بود ما سؤال نکنیم یا کارهای پروردگار حکمتی نداشت که نباید اینقدر آیات و روایات در کتاب مخصوص این موضوع داشته باشیم. می‌گویند: چه فایده دارد ما دنبال حکمت احکام باشیم؟ گاهی این را می‌پرسند، گاهی هم می‌گویند: آیا اگر یکجا حکمتش را ندانستیم نباید عمل کنیم؟ اولاً اینکه بیان احکام چه فایده‌ای دارد خیلی روشن است، اگر انسان بداند فلسفه احکام چیست، شوق به انجامش بیشتر است. وقتی بدانم فلسفه زکات، فلسفه روزه چیست، اگر بدانم خیلی بهتر انجام می‌دهم. وقتی بدانم آثار بد شراب‌خواری، فحشاء، فلسفه بد شراب‌خواری، فلسفه حرمت فحشاء را بدانم خیلی بیشتر بیزار می‌شود. نکته مهم این است یکوقت فکر نکنیم اگر موردی بود که حکمتش را ندانستیم بگوییم: آقا این را تا ندانیم عمل نمی‌کنیم. چرا نماز صبح دو رکعت است؟ اگر بدانیم عمل می‌کنیم.
خدا شهید آیت الله مطهری را رحمت کند، این مثال را بیان می‌کردند. می‌فرمودند: شما نزد حکیم می‌روید، این آقا را چون حکیم می‌دانی به او مراجعه می‌کنی. برای بیماری سه دارو به شما تجویز می‌کند. شما می‌گویی: تأثیر این قرص را می‌دانم چون مسکّن است.    این شربت درد گلوی مرا تسکین می‌دهد. اما این قرص تأثیرش چیست؟ تا من ندانم استفاده نمی‌کنم! ولو نمی‌دانیم ولی چون به حکیم مراجعه کردیم به او اعتماد داریم و حتماً عمل می‌کنیم. بنابراین اینطور نباشد که حتماً اگر جایی حکمت را ندانستیم، عمل نکنیم.
نکته آخر این است که ما یک علت داریم و یک حکمت داریم. غالباً مصالح و مفاسدی که در احکام گفته می‌شد، غالباً حکمت است و الزاماً نباید علت باشد. مثلاً یک خانمی وقتی از شوهرش طلاق می‌گیرد، در احکام اسلامی هست که باید سه ماهی بعد از طلاق ازدواج نکند. حکمتش چیست؟ حکمتش این است که اگر از آن شوهر، فرزندی باردار بوده، این زمان بگذرد و مشخص شود. یک کسی بگوید: مگر حکمتش این نیست؟ حالا دو سال است شوهر ما یک شهر دیگر بوده و ما در یک شهر دیگر بودیم. الآن هم طلاق گرفتیم. ما دیگر نباید این را انجام بدهیم. وقتی گفتیم: حکمت است علت نیست که بگوییم حتماً به این دلیل است. حکمت که شد دیگر الزاماً نمی‌توانم بگویم من این مورد خودم را انجام نمی‌دهم. بین حکمت و علت اشتباه نکنیم.
حکمت 252 «فَرَضَ اللَّهُ الايمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ» حکمت نماز چیست؟ اگر آدم می‌خواهد از تکبر دور باشد، بالاترین اوج تواضع انسان این است که در برابر پروردگار باشد. چقدر مذمت شده که کسی به یک پولداری فقط بخاطر پولدار بودنش احترام کند. یکوقت نه آدم دست بخیری است، احترامش می‌کنی. مدرسه ساخته، مسجد ساخته، داریم از کسانی که کار خیر کردند تجلیل کنید و تشویق کنید. «کان رسول الله(ص) یُحَسِّن الحَسن و یُقَوّیه» کار خوبی می‌دیدند تحسین می‌کردند. ولی فقط بخاطر اینکه پولدار است تجلیل کنیم، فرمودند: نه، این بخشی از دین و باورهای دینی‌اش را در حقیقت از دست داده است. اوج تواضع انسان فقط در برابر پروردگار است. روایت زیبایی است که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین نقل کردند. از وجود امام زمان(عج) است. انسان وقتی سجده می‌کند در برابر پروردگار یعنی من تسلیم خدا هستم، خدایا هرچه تو بگویی. فرق انسان با شیطان یکی همین است. او سجده نکرد، دعواها سر همین بود. شیطان گفت: خدایا تو هرچه می‌خواهی، من جای دیگر انجام می‌دهم. این یک کار را انجام نمی‌دهم. خطبه قاصعه امیرالمؤمنین، خطبه 192 را حتماً بخوانید که زیباترین خطبه حضرت در مورد تکبر است. حضرت در یک فرازی می‌فرماید: «فعدو الله امام المتعصبین و سلف المستکبرین» امام آدم‌های متکبر، هرکس قیافه می‌گیرد بداند پیشوایش شیطان است. قیافه نگیر! در برابر رفیق، همسر، فرزند، استاد، چرا قیافه می‌گیری؟ وقتی که قیافه می‌گیری، خودت را در آینه ببین، اینهایی که بداخلاقی می‌کنند و گرفتار بداخلاقی هستند، خیلی بد است. اسا تکبر را شیطان گذاشته است. حضرت می‌فرماید: خدا چطور بر سر او زد و او را کوچک کرد بخاطر اینکه تکبر می‌کرد؟ وقتی آدم قیافه می‌گیرد خودش را زمین زده است. خداوند در دنیا او را مطرود کرده است. هرکس می‌‌خواهد اعوذ بالله بگوید، می‌گوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. از این بالاتر و بدتر هست؟ آنجا هم آتش در انتظار اوست. بعد می‌فرماید: ببینید خدا با ابلیس چه کرد. «فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ‏ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ» (نهج‌البلاغه/خطبه192) حضرت می‌فرماید: خدا شش هزار سال عبادت او را از بین برد. ما داریم که طرف شصت سال آبرو جمع کرده و شما با یک کلیپ او را زمین می‌زنی! کاری می‌کنی خانه نشین شود. آبروی هفتاد ساله را بر باد می‌دهی و خدا هم حسنات هفتاد ساله تو را به او می‌دهد. این ظلم است؟ «فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَي اللَّهِ» وقتی بعد از شش هزار سال عبادت نابود شد، چه کسی دیگر سالم می‌ماند؟ ما خیلی عبادت کنیم در طول هفتاد سال عمر، پنجاه سال است. شیطان شش هزار سال عبادت کرده است. «بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا» (نهج البلاغه، خطبه 192) شیطان سجده نکرد، شما سجده کن.
در کمال الدین شیخ صدوق هست که امام زمان(عج) فرمود: «ما ارغَمَ انف الشیطان بشیء افضل من الصلاة» می‌خواهی بینی شیطان را به خاک بمالی؟ هیچ چیزی مثل نماز نیست. «فصلها و ارغَم انف الشیطان» نماز بخوان بینی شیطان را به خاک بمال. یک جمله دیگر هم که خیلی مهم است، حدیث در کافی مرحوم کلینی است و امام صادق فرمودند: «مَنْ‏ ذَهَبَ‏ يَرَى‏ أَنَّ لَهُ عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِينَ» (كافى، ج 8، ص 128) هرکس خودش را بهتر از دیگران بداند در دایره متکبرین است. اگر من گفتم: از دیگران بهتر هستم، من هم مستکبر هستم. به امام صادق گفتند: چرا اینطور می‌گویید، ما اهل نماز هستیم. مسجد می‌رویم. روزه می‌گیریم. ما از کافران بهتر نیستیم؟ حضرت فرمود: قرآن نخواندی؟ گفت: کجای قرآن؟ فرمود: در سوره مبارکه اعراف داستان ساحران و حضرت موسی، اینها آمده بودند به گمان خودشان سحر موسی را باطل کنند، ولی وقتی دیدند گفتند: نه این سحر نیست. این معجزه است. این پیامبر است و ایمان آوردند. فرعون گفت: همه شما را می‌کشم. گفتند: همه قدرت تو در دنیاست، هرکاری می‌خواهی بکن. تمام کسانی که در برابر حضرت موسی آمدند که یار فرعون شوند، گفتند: پاداش ما چیست؟ «إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ» (اعراف/113) ما غالب شدیم پاداش ما چیست؟ فرعون گفت: مقرب درگاه خودم می‌شوید. به فاصله یک ساعت بعد شهید راه حق شدند.
نماز باید این اثر را در انسان داشته باشد. اگر من از مسجد بیرون می‌آیم، همان آدم قیافه‌گیر هستم، معلوم می‌شود نماز در من تأثیر نداشته است. باید کار کنیم نماز در وجود ما اثر گذار باشد. جمله دوم فرمود: «وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ» این جمله را دو جور معنا کردند، من هردو را بگویم. اول اینکه فرمودند: زکات سبب روزی دیگران است. یعنی باعث می‌شود فقرا از زکات بهره ببرند. در حکمت 328 هست که حضرت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الاغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ‏ الْفُقَرَاءِ» غذای فقرا در مال اغنیاء است. «فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ» اگر کسی فقیر است بخاطر این است که غنی حق او را نداده است. بحث خمس و زکات که بارها گفتیم، فرمود: اگر مردم زکات مالشان را می‌دادند، «لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ‏ مُسْلِمٌ‏ فَقِيراً مُحْتَاجاً» (من‏لايحضره‏الفقيه، ج 2، ص 7) ما یک فقیر نداشتیم. اسلام می‌گوید: آقای کشاورز، زمین و گندم و آب و حیات برای من بوده است. من به شما دادم، چند دانه گندم پاشیدی هزار کیلو شده است. پنجاه کیلو را به فقیر بده! دامدار بیست تا گوسفند داشتی، زمین و دریا از خدا بوده است، بیست تا گوسفند تو الآن پانصد تا شده است. 495 تا برای تو، پنج تا را به فقیر بده. نه نیاز به مجتهد دارد، نه رسید نیاز دارد. زکات سبب روزی است و خدا واجب کرده است.
اگر مردم خمس مالشان را می‌دادند، امروز 4 دی ماه شما شروع به کسب و کار کردی و حقوق گرفتی، تا 4 دی 1398 یکسال برای تو، هرطور دوست داری زندگی کنی. مسافرت برو، خانه و ماشین بخر. ولیمه بده، جهیزیه بده، یک سال بعد نگاه کن اگر کم آوردی باید به تو کمک کنند. اگر مساوی شدی که هیچ، اگر اضافه آمد یکبار هشتاد درصد برای تو و بیست درصد خمس بده. از دو میلیون دویست هزار تومان خمس می‌شود. به چه کسی می‌توانی بدهی؟ سهم سادات را به سادات فقیر، زکات را به سادات نمی‌دهند. ایمان‌ ضعیف است. اگر دویست تومان خمس باشد، صد هزار تومان سهم سادات فقیر و صد هزار تومان هم سهم امام است. مرحوم آیت الله العظمی صافی، آیت الله العظمی سیستانی می‌گویند: خودتان بدهید. از مراجع گذشته مرحوم آیت الله العظمی خویی، آیت الله العظمی تبریزی می‌گویند: سهم سادات را خودتان بدهید. سهم امام هم نزد مجتهد بروید و بگویید    : شما می‌خواهید چه کنید؟ به من اجازه بدهید من در آن مسیر خودم مستقیم خرج کنم. فتوای آیت الله العظمی صافی و آیت الله سیستانی را گفتیم. کل سهم سادات را می‌گویند خودتان بدهید. سهم امام هم بارها گفتیم اگر دل چرکین هستید، به مجتهد و نماینده مجتهدت بگو: من کجا خرج کنم؟ مقام معظم رهبری یک لیستی دارند، یک برنامه‌ای دارند، گفتند: اگر کسی مقلد مقام معظم رهبری است، ده میلیون خمس دارد، یعنی پنجاه میلیون اضافه آمده که باید ده میلیون خمس بدهد. فرمودند: یک چهارم، دو میلیون و پانصد سهم سادات را خودت ببر و بده. از بخش سهم امام، یک سوم سهم امام را از این ده میلیون، شما می‌توانی به ارحام نیازمند خودت بدهی. واجب النفقه نباشند، پدر و مادر و اولاد نباشند. یک نفر زنگ زد و گفت: می‌شود رد مظالم را به مادرم که نیازمند است بدهم؟ گفتم: از خدا بترس. تو اینقدر مادرت فقیر است که می‌خواهی به مادرت بدهی؟ ارحام دیگر، مثل برادر، برادر زاده، یک سوم سهم امام را به آنها بده. مراجع تقلید ما مسئولیت سنگینی دارند.
یک کسی خدمت آیت الله العظمی حجت(ره) رفته بود. از راه دوری آمده بود و می‌خواست خمسش را بدهد. بلند شد برود عقب عقب می‌رفت. یک کسی گفت: چرا عقب عقب می‌روی؟ گفت: دارم خوب چهره‌اش را در ذهنم ترسیم می‌کنم که فردای قیامت در صحرای قیامت خدا و پیغمبر به من گفتند: خمست را به چه کسی دادی؟ چهره‌اش یادم باشد و بگویم: خدایا من به این دادم. اینقدر مسئولیت سنگینی است. خوب است آقایان هرسال بیایند بگویند: این مقدار وجوهات دریافت شده و این مقدار هزینه کردیم. این همه بیمارستان، درمانگاه، این همه مسجد و مدرسه، این همه کتاب. پس حوزه‌های علمیه چه می‌کند در برابر این وهابی‌ها؟ اینها باید با همین راه‌ها اداره شود. در تعلق ما به دنیا گیر هست. پس معنای زکات دو معنا شد، یک معنا «وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ» برای فقرا، یک معنا فرمودند: روزی خود ماست که زکات می‌دهیم. یعنی رشد خودش است. حدیثی در من لا یحضر شیخ صدوق است که امام رضا(ع) فرمود: «عِلَّةَ الزَّكَاةِ مِنْ أَجْلِ قُوتِ الْفُقَرَاءِ وَ تَحْصِينِ أَمْوَالِ الاغْنِيَاءِ» (لايحضره الفقيه، ج 2، ص 8) مال ثروتمند محفوظ می‌ماند. آقای پولداری که حاضر نیستی پنج تا گوسفند و پنجاه کیلو گندم بدهی و تا این مقدار به فقرا برسی، مال خودت در معرض خطر قرار می‌گیرد. یک روزی همین‌ها شورش می‌کنند و مال تو را می‌برند.اگر می‌خواهی مالت محفوظ بماند زکات بده.
«وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ‏ مَصْلَحَهً‏ لِلْعَوَامِّ» (نهج‏ البلاغه، حكمت 252) امر به معروف مصلحت عامه مردم است. چرا مصلحت عامه مردم است؟ دیدم شارحین نهج‌البلاغه نکته لطیفی گفتند. مگر امر به معروف مصلحت خواص نیست؟ فرمودند: خواص نباید کاری کنند که جامعه نیاز به امر به معروف داشته باشد. یک منکری انجام شود که بخواهیم نهی از منکر کنیم. خواص باید زمینه را طوری ایجاد کرده باشند که معروف در بین مردم عمل شود. خواص چه کسانی هستند؟ خواص آنهایی که صاحب تریبون و رسانه هستند. الآن رسانه ملی ما باید کاری کند که معروف در جامعه به خوبی خوب انجام شود. نیازی نباشد که عوام سراغ امر به معروف بروند. آنکسی که فضای مجازی و رسانه در خدمتش است اینقدر باید حجاب و نماز و عفاف را زیبا جلوه بدهند و اقامه معروف کنند. نیازی نباشد که معروف ترک شود و ما بخواهیم امر به معروف کنیم. نهی از منکر برای دوری سفها است. اگر آدم یک مقداری توجه داشته باشد این جهل انسان است که گرفتار منکر می‌شود. اگر توجه داشته باشد اصلاً دنبال منکر نمی‌رود.
شاید زیباترین تعبیر در مورد امر به معروف و نهی از منکر حکمت 364 نهج‌البلاغه است. «مَا أَعْمَالُ‏ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» تمام کارهای خیر، نماز، روزه، زکات، خمس و حج خانه خدا، حضرت می‌فرماید: همه یک طرف، «عِنْدَ الامْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍ» اگر بخواهیم با امر به معروف و نهی از منکر مقایسه کنیم، آب دهان با یک دریای خروشان است. تمام اعمال خیر مثل نماز و روزه و خمس و حج را کنار هم بگذارید به علاوه جهاد، با امر به معروف و نهی از منکر مقایسه کنید، تمام آنها آب دهان می‌شود و این دریای خروشان است. آخرین باری که امر به معروف کردیم کی بود؟ البته بارها گفتیم که آداب دارد و زمان خاص دارد و شرایط خاص دارد. حضرت می‌فرماید: از این بالاتر هم سراغ دارند، «ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ‏ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ» (نهج البلاغة، حكمت 374) حرف حق نزد یک امام ستمگر! الآن به برکت نظام اسلامی امامٍ جائر نداریم. ولی ظلم و جور داریم. بالاتر از همه اینها چه مقایسه‌ای است؟ آنجایی که باید از حق مظلوم دفاع کنی ملاحظه نکن، انقلاب در آستانه چهل سالگی است. ظلم و جور زیاد داریم.
شریعتی: خبر ارتحال حضرت آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی همه ما را متأثر کرد، انشاءالله مهمان اجداد طاهرینشان باشند. به خانواده محترمشان و مردم عزیز تسلیت می‌گویم.
حاج آقای حسینی قمی: ایشان گذشته از اینکه یک فقیه والا مقامی بود، واقعاً یک استاد و مدرس برجسته حوزه بود. شاگرد امام و مرحوم آیت الله العظمی خویی بودند، شاگرد مرحوم آیت الله شهید صدر بودند. کتاب‌های فراوان داشتند. افتخار داشتند برادر سه شهید بودند. امیدواریم خداوند روحشان را با اولیاء محشور بفرماید.
شریعتی: امروز صفحه 544 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ‏ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «12» أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ «13» أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ «14» أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «15» اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ «16» لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ «17» يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ «18» اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ «19» إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ «20» كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ «21»
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هرگاه خواستيد با رسول خدا، گفتگوى خصوصى داشته باشيد، پس قبل از نجواى خود صدقه‏اى بدهيد. اين براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است و اگر (براى صدقه دادن مالى) نيافتيد پس همانا خداوند آمرزنده و مهربان است (و مى‏توانيد بدون پرداخت صدقه گفتگوى خصوصى داشته باشيد). آيا نگران شديد از اين‏كه قبل از نجوايتان صدقه دهيد؟ پس اكنون كه صدقه نداديد و خدا هم لطف خود را بر شما بازگرداند، نماز به پا داريد و زكات بپردازيد و خدا و رسولش را اطاعت نماييد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. آيا نديدى كسانى را كه با گروهى كه مورد غضب خداوند بودند، طرح دوستى ريختند؟ آنها نه از شما هستند و نه از آنان و با اين‏كه خود مى‏دانند به دروغ سوگند مى‏خورند (كه از شما هستند). خدا براى آنان عذاب سختى آماده ساخته، زيرا كارى انجام مى‏دهند كه بسيار بد است. سوگندهايشان را سپر ساختند و مردم را از راه خدا بازداشتند، پس برايشان عذابى خوار كننده است. هرگز اموال و فرزندانشان، چيزى از خشم و غضب خدا را از آنان دفع نمى‏كند. آنان اهل آتش هستند و در آنجا ماندگار. روزى كه خداوند همگى آنان را برمى‏انگيزد و براى خداوند سوگند ياد مى‏كنند، همانطور كه براى شما سوگند ياد مى‏كنند و مى‏پندارند كه آنان بر چيزى (استوار) هستند. بدانيد كه آنان همان دروغگويانند. شيطان بر آنان چيره و مسلط شده است، پس ياد خدا را از خاطرشان برده است. آنان حزب شيطانند. آگاه باشيد كه حزب شيطان همان زيانكارانند. همانا كسانى كه در برابر خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند، آنان در زمره خوارترين مردم‏اند. خداوند حكم كرده است كه همانا من و پيامبرانم (بر كافران و منافقان) چيره خواهيم شد. همانا خداوند قدرتمند شكست ‏ناپذير است.
شریعتی: قرار هست این هفته از مرحوم علامه محقق حلی برای ما بگویند و از خدمات ارزنده ایشان بشنویم.    
حاج آقای حسینی قمی: اولاً می‌دانید محقق علی الاطلاق وقتی هیچ قیدی نداشته باشد همین محقق اول(ره) است.
هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب *** هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است
همینطور می‌گوییم محقق بدون اینکه بتوانیم اشاره‌ای بکنیم. استاد علامه حلی و سید بن طاووس بوده است. شاگردانی مثل این بزرگواران در دامن این استاد پرورش پیدا کردند. خود علامه حلی که شاگرد محقق هست در جایی می‌گوید: استاد من محقق افضل اهل زمان خودش بود. شهید ثانی گلایه کرده است که چرا فرمودی افضل زمان خودش؟ چه کسی بعد از او مثل محقق آمده است؟ بگو افضل همه زمان‌ها! کتابی به نام «شرایع» دارد که معروف است قرآن فقه است. قرآن چقدر مقدس است. شرایع دوازده هزار حکم فقهی ما را با استدلال و بیان آورده است. به مرحوم آیت الله العظمی بروجردی گفتند: اگر شما بخواهی یک چیزی مثل شرایع بنویسی، می‌توانی؟ فرمود: یک سطرش را نمی‌توانم بنویسم! شرایعی نوشته که دهها نفر از فقهای شیعه آمدند توضیح دادند و برای آن کتاب شرح نوشتند، «جواهر الکلام» شرح شرایع الاسلام است. مسالک شهید ثانی شرح شرایع الاسلام است. یعنی افتخار می‌کردند فقهای بزرگ بعد از محقق که متن شرایع، بر آن کتاب و ذیل آن کتاب یک کتاب فقهی دیگر بنویسند. این مدل نوشتن احکام برای شرایع و محقق اول است. بعدها هرکس آمده از محقق به بعد یاد گرفته است. در این هفتصد سال که فقها آمدند مهمان سفره محقق هستند. ما دو سه فقهای بزرگ داریم که کتابشان مرجع می‌شود. یکی شهید اول است، شهید اول وقتی کتاب می‌نویسد، شهید ثانی کتابش را ذیل آن می‌نویسد. یکی علامه حلی است و یکی هم محقق است. انشاءالله عزیزان به حرم امیرالمؤمنین که مشرف شدند، از صحن که وارد می‌شوند دست راست قبر این بزرگوار و دست چپ قبر مقدس اردبیلی است.
شریعتی: دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای حسینی قمی: سه مرتبه این آیه شریفه را برای شفای همه مریض‌ها بخوانیم. «أَمَّنْ يُجِيبُ‏ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ» به حق محمد و آل محمد مریض‌ها لباس عافیت بپوشان و گرفتاری‌ها برطرف بفرما. حوائج همه ملتمسین دعا برآورده بخیر بگردان.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»