main logo of samtekhoda

97-10-02-حجت الاسلام والمسلمين بهشتی- امامان معصوم چه انتظاراتی از ما دارند؟


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: امامان معصوم چه انتظاراتی از ما دارند؟
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی
تاريخ پخش: 02- 10-97
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنین‌مان، خیلی خوشحالیم که امروز هم با سمت خدا مهمان لحظات ناب و نورانی شما هستیم. انشاءالله هرجا هستید خداوند متعال پشت و پناه شما باشد و بهترین‌ها برای شما رقم بخورد. حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله. من هم خدمت شما و بینندگان و شنوندگان این برنامه سلام می‌کنم و از خداوند می‌خواهم این گفتگوها را با خیر و نور و رشد و به دور از هر آفت و اسیب و اشتباهی تقدیر بفرماید.
شریعتی: بحث ما در ذل بحث تربیت اعتقادی به بحث امامت رسیدیم. نکات بسیار خوبی را شنیدیم، امروز هم ادامه فرمایشات شما را خواهیم شنید.
حاج آقای بهشتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اولین جلسه که توفیق شد خدمت بینندگان آمدیم این موضوع را مطرح کردیم، انتظارات قرآن از ما مسلمان‌ها، آنجا گفتیم: پیامبر عزیز ما در ماه‌های آخر عمرش بارها مسلمان‌ها را جمع می‌کردند و می‌فرمودند: می‌خواهم حرفی بزنم که مخصوص شما نیست. حاضران به غائبان، پدران به فرزندان تا روز قیامت این حرف سینه به سینه زنده بماند و آن این هست که من دو میراث گرانبها بین شما گذاشتیم، یکی سنگین‌تر کتاب خدا و دیگری عترت و اهل‌بیت من و امامان و پیشوایان، من در روز قیامت از این دو سؤال خواهم کرد که شما با قرآن و اهل‌بیت چه کار کردید؟ در آن برنامه ده انتظار را گفتیم که قرآن از ما انتظار دارد بخوانیم، پیوسته بخوانیم، با دقت بخوانیم، روی آیه‌ها تدبر و فکر کنیم. گهگاهی استماع کنیم و گوش کنیم، این کتاب را به کسانی که بلد نیستند یاد بدهیم. از آیات قرآن تأثیر بپذیریم و به فرامین قرآن عمل کنیم. اوامر و نواهی، این کتاب را تبلیغ کنیم و دهمین انتظار این بود که ایمان خودمان را به قرآن تقویت کنیم، چرا که دشمنانی هستند که هدفشان این است که ایمان ما را تضعیف کنند. ده انتظار از قرآن نسبت به ما. اما ائمه ما، پس از پیامبر دوازده نور پاک و یک معصوم دیگر صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) حجت‌های خدا بر روی زمین هستند. آنها انتظاراتی دارند. من حساب کردم و فکر می‌کنیم به پنج مورد برسیم اشاره کنیم.
پنج موردی که می‌گوییم: محبت، معرفت، اطاعت، زیارت، شباهت است. من فکر می‌کنیم دیروز چهارصد حدیث خواندم. می‌خواستم نکته‌هایی را گلچین کنم. چون بحث امامت خیلی دامنه دارد. کتابی است از مؤسسه دارالحدیث که اهل‌بیت در قرآن و حدیث، فکر می‌کنم هزار و چند صد حدیث در این کتاب آمده است. کسانی که اهل تحقیق هستند دیدند و به فارسی هم ترجمه شده است. امامان ما که همه ناظر بر کارهای ما هستند، از ما چه می‌خواهند؟ در قرآن کریم هم اشاراتی هست. اول از محبت شروع کنیم. قرآن می‌فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» (شوری/23) ای پیامبر به امت بگو: من از شما مزد نمی‌خواهم برای زحماتی که کشیدم و آسیب‌هایی که دیدم، 23 سال بین شما بودم. هدایت شما را بر عهده گرفتم، مزد نمی‌خواهم. چرا یک مزد می‌خواهم! البته همه انبیاء گفتند: مزد نمی‌خواهیم اما تنها پیامبری که گفته مزد می‌خواهم، پیامبر اسلام است. هردو مزد هم در قرآن مطرح شده است. یکجا فرمود: مزد من این است که با خدا رابطه داشته باشیم. یکجا فرمود: مزد من این است که به جانشینان من محبت کنید. یکجای دیگر هم توجیه این است، چون ممکن است سؤال شود چرا موسی بن عمران از خداوند مزد نخواسته و پیامبر اسلام مزد خواسته است؟ با اینکه پیامبر اسلام کاملتر است. قرآن جواب داده و می‌فرماید: همان مزدی که از شما خواستم به نفع خودتان است. من اینطور مثال می‌زنم، مثل معلمی که دوره تدریسش به پایان رسیده و به دانش آموزان می‌گوید: خیلی برای شما زحمت کشیدم. چقدر مطالعه کردم و شب‌ها بیدار ماندم، مزد از شما می‌خواهم. مزد من این است که خوب درس بخوانید. یک مزد دیگر هم می‌خواهم که به معلمان بعد از من احترام کنید. این هم نه از مزدهای پولی باشد، منفعت شخصی نیست. به رهبران پس از من که از طرف خدا معرفی شدند، محبت کنید.
محبت چیست؟ یک اکسیری است که به ما حرکت می‌دهد. ما کارهایمان را براساس انگیزه‌ای انجام می‌دهیم. آن جاذبه و اکسیر و کیمیا، محبت است. حبّ به خدا، حبّ به پیامبران، حبّ به امامان، حبّ به فرزند، محبت به والدین، اینها انگیزه ایجاد می‌کند حرکت کنیم. گاهی آدم تعجب می‌کند مثلاً محبت به اهل‌بیت ثواب شهید دارد. شهید خیلی باید به تکاپو بیافتد و ایثار کند و از خانواده گذشت کند و جان بدهد. معلوم است محبت آمده همسنگ شهادت شده است. بزرگان ما خیلی وقت‌ها به پدر و مادرشان دعا می‌کنند. خدا رحمت کند پدر ما را که محبت به اهل‌بیت را در وجود ما بذرش را پاشیدند. سرمایه مهمی است. از کجا شروع می‌شود؟ محبت نشانه‌هایی دارد. اسامی یکی از بچه‌هایمان را اسامی رهبرانمان بگذاریم. احادیثی داریم که برای نامگذاری است. نامگذاری نشان دهنده جهت گیری فکری ماست. روز قیامت با همین اسم‌ها ما را صدا می‌زنند.
بسیاری هستند روز قیامت به خدا می‌گویند: خدایا من از پدر و مادرم بخاطر اسمی که روی من گذاشتند تشکر می‌کنم. شخصی از امام صادق پرسید: اینکه ما اسامی شما را روی بچه‌هایمان می‌گذاریم، این فایده دارد؟ حضرت تعجب کردند و فرمودند: «هل الدین الا الحبّ» اصلاً دین چیزی جز عشق است؟ همینکه ما اسم بچه‌هایمان را علی می‌گذاریم. حسن می‌گذاریم، حسین می‌گذاریم، تمامش محبت و عشق است. هروقت این بچه را صدا می‌زنیم یاد امیرالمؤمنین می‌افتیم. اسم بچه‌ها را صادق می‌گذاریم، کاظم می‌گذاریم، مهدی می‌گذاریم. خدا رحمت کند شهید بهشتی، آقای راستگو یک جایی بودند، همین اسم راستگو تأثیر تربیتی دارد. یک کسی را روزی صدبار راستگو صدا بزنند. راستگو! خودش شرم می‌کند که دروغ بگوید. یا صدا می‌زنند مهدی، هدایت شده. هادی، هدایت کننده. صادق، راستگو، غیر از این معانی ما را به شخصیت‌هایی منتقل می‌کند که در تاریخ نقش آفرین بودند.
ما در مکتبمان چیزی داریم به نام بزرگداشت‌ها، یعنی در ولادت اهل‌بیت جشن می‌گیریم، شیرینی می‌دهیم و شعرخوانی می‌کنیم. این پسندیده است و برای تقویت محبت است. یا در عزای آنها به سر و سینه می‌زنیم و محزون می‌شویم. اینها نمادهای محبت است. به دلمان مراجعه می‌کنیم و می‌بینیم این انسان‌های بزرگ را که در قله‌ها ایستادند، چون ما به طور اتوماتیک کسانی که کمال دارند را دوست داریم. دانایی، توانایی، دارایی، زیبایی، پاکی. اینها یک چیزهایی هستند که ما را به طور اتوماتیک به سمت خودشان می‌برند. مثلاً کسی که دانا است، اطلاعات دارد و از هر علمی بلد است. شیمی بلد است. فیزیک بلد است. ستاره شناسی بلد است. پزشکی بلد است. کاری به زمان نداریم. این دانشمند برای هزار سال قبل است. یا برای اروپا هست، از چین است، از ژاپن است، خود اینکه دانایی یک جا جمع شده، ناخودآگاه به سمتش کشیده می‌شود. توانایی همینطور است. یک کسی قدرت دارد، قدرت جسمی و قدرت روحی، قدرت در تصمیم‌گیری، قدرت مدیریت، بدنش قوی است. ورزشکار تراز اولی است. ما را جذب می‌کنند.
سوم پاکی است، پاکی هم به طور خودجوش، یک محیط پاک، لباس پاک، بدن پاک، چشم پاک، زبان پاک ما را جذب می‌کند. یکوقتی خواندم فیلمساز آلمانی خواست برای حضرت مریم(س) فیلم بسازد. دنبال یک دختری بود که نقش حضرت مریم را بازی کند. شاید دو سال فیلمش را به تأخیر انداخت تا چهره‌ی معصومی را پیدا کند که هرکس این فیلم را می‌بیند به یاد معصومیت حضرت مریم بیافتد. پاکی را همه دوست دارند. به قول حاج آقای قرائتی ناپاک‌ها هم وقتی می‌خواهند ازدواج کنند به مادرشان می‌گویند: یک دختر پاک برای من پیدا کن. معلوم است به صورت خودجوش اینها برای ما جاذبه دارد. دانایی، توانایی، پاکی، دارایی، دارایی یک چیزی است که برای ما جاذبه دارد. هرچه پول زیادتر، مال زیادتر، ملک زیادتر جاذبه دارد. ادیان آسمانی گفتند: سرچشمه همین کمالات الله است. یعنی شما اگر دانایی می‌خواهی «و الله علی کل شیء علیم» توانایی می‌خواهی «الله علی کل شیء قدیر» پاکی می‌خواهی، طهارت نزد خداست. دارایی می‌خواهی؟ «لَهُ ما فِي‏ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضِ» (بقره/116) همه املاک زمین و آسمان‌ها، نزد خدا برو. خدا هم ما را به پیغمبر حواله داده است. پیامبر هم آدرس داده است، دوازده نفر را به ما آدرس داده که اینها سرچشمه پاکی و توانایی و دانایی هستند، با اینها چفت شوید. پس این اولین انتظار ائمه از ما که محبت است.
از من اگر بپرسند: ما در زمینه محبت کم و کسر داریم؟ به نظرم می‌رسد نه، خوشبختانه جامعه ما در زمینه محبت به اهل بیت خیلی خوب تربیت شده است. اما به انتظار دوم یعنی معرفت می‌رسیم که کسری داریم، کم کاری داریم. یعنی این نورهای پاک که الگوهای ما هستند باید از آنها راه پیدا کنیم و انرژی بگیریم، می‌شناسیم ولی کم می‌شناسیم. معرفت به معنای شناخت، شناخت چه؟ خود آنها را بشناسیم، منزلتش را نزد خدا بشناسیم. چه درجه‌ای نزد خدا دارند؟ سیره آنها را بدانیم. در خانواده چگونه بودند؟ با دشمن چگونه بودند؟ به سیاست چطور نگاه می‌کردند؟ با بچه‌ها چطور بودند؟ با مردم چطور بودند؟ چه تحولاتی ایجاد کردند به لحاظ علمی، چون همه کسانی که در مورد اهل‌بیت کتاب نوشتند، همان فصل‌های اول یکی علم است و یکی عبادت است. ما در صد سال اول متأسفانه تألیف کتاب زیاد نداریم. دلایلی دارد که الآن در این برنامه نمی‌شود گفت. شاید بیست کتاب در صد سال اول داریم. کسانی که تاریخ ادبیات اسلام را نوشتند، مسلمان، مسیحی، یهودی، کمونیست، آن بیست کتاب تمامش برای اهل‌بیت است. یعنی در تولید علم اما در صد سال دوم اهل‌بیت و شاگردانشان بیش از شش هزار کتاب و مقاله دارند. در قرن دوم از زمان امام هفتم تا غیبت صغری، در علوم مختلف شنیده‌ایم که امام صادق(ع) چهار هزار شاگرد داشتند. خدا رحمت کند شیخ مفید(ره) می‌گوید: کسانی در آینده‌ها فکر نکنند این مبالغه آمیز است. واقعاً شاگردان حضرت چهار هزار نفر بودند. ما باید اینها را بشناسیم. آرزوهای امامان ما چه بوده است؟ آرمان‌هایشان چه بوده است؟ معرفت یعنی همه این ابعاد را باید بشناسیم. تا امروز تصمیم بگیریم در حوزه سیاست، در حوزه تعلیم و تربیت، در حوزه هنر، در مسائل اجتماعی، در مسأله خانواده، مقدمه‌اش همین معرفت است. خوشبختانه در سالهای گذشته تولید کتاب برای سطوح مختلف شده است منتهی خانواده‌ها خیلی اهل کتاب خواندن نیستیم. میلاد یک امام می‌شود، ما چه کار می‌کنیم؟ نهایت یک شیرینی بخریم یا یک شعری بخوانیم. برای معرفت حتی به رسانه نگاه می‌کنیم، دستمان خالی است. تولید فیلم، نمایش. امامان ما مناظرات داشتند. مناظرات می‌تواند به صورت نمایشنامه دربیاید. کارهای هنری و فاخر انجام شود. امام صادق، امام رضا و امیرالمؤمنین(ع) بیشترین مناظرات را داشتند. با مسیحی و یهودی و زرتشتی و بودایی و ملحد و منکر خدا بیشترین مناظره را داشتند. در یک فضایی نشستند و بحث کردند. الآن هم آن مسائل هست، بحثی از شناخت امام رضا مناظرات امام رضاست. احتجاجاتی که با مخالفین می‌کردند. الآن هم این مسائل در قالب شبهات هست.
ممکن است کسی بگوید: من نمی‌رسم کتابفروشی بروم. شما چه پیشنهادی دارید؟ همین زیارت جامعه را بخوانید. همراه با ترجمه بخوانید. اگر هم طولانی است چند قسمت کنیم. یعنی یک دوره امام شناسی از زبان امام معصوم، چون یک کسی به امام هادی(ع) گفته: ما پیروان شما وقتی می‌خواهیم به زیارت شما بیاییم، چطور با شما حرف بزنیم؟ بعد هم در سؤالش این را گنجانده است. یک متن جامع و پرسشگر، در یک متن جامعی به ما یاد بدهید که بعد اسمش زیارت جامعه شده است. امام هادی(ع) این متن را یاد داده است، مثلاً پیامبر فرمودند: هرکس منت بگذارد خدا بر او، و این امام شناسی را فرا بگیرد، تمام خیر در او جمع شده است. محبت هم یک اکسیری است که خوشبختی می‌آورد اما معرفت و محبت وقتی با هم می‌شود، عمق پیدا می‌کند. پیامبر فرمود: «معرفة آل محمد برائة من النار» شناخت این خاندان، این شخصیت‌ها ما را از آتش جدا می‌کند «و حبّ آل محمد جوازٌ علی الصراط» محبت آنها به ما اجازه عبور از پل صراط و ورود به بهشت را می‌دهد.
سلمان فارسی می‌گوید: من از پیغمبر پرسیدم: پیامبران قبلی، اوصیاء داشتند. شما اوصیاء ندارید؟ پیامبر فرمودند: چرا من اوصیاء دارم. وصی موسی بن عمران که بود؟ سلمان جواب داد: یوشع بن نون وصی موسی بن عمران بود. پیغمبر پرسید: ای سلمان به نظر تو چرا او انتخاب شده است؟ سلمان گفت: بخاطر اینکه اعلم بوده است. پیغمبر فرمود: بعد از من اعلم از همه علی بن ابی طالب است. او وصی من است. پس از او فرزندش حسن بن علی، پس از او فرزند دیگرش حسین بن علی و پس از او نه فرزند از نسل حسین که اینها را خداوند براساس حکمتی چیده است. در قرآن کلمه‌ای داریم «اصطفاء» یعنی سوا کرد. خداوند به همه ما یک نظری انداخت، پیامبران را از بین جمع با ظرفیت بیشتر، با قلب زلال‌تر، با دانش بیشتر، اینها می‌توانند راهبری جامعه بشری را به عهده بگیرند. خداوند براساس علم و حکمتش این کار را کرده است.
امیرالمؤمنین فرمود: «اسعد الناس من عرف فضلنا» خوشبخت‌ترین مردم کسی است که فضایل ما را بشناسد «و تقرب الی الله بنا» وقتی ما را شناخت به خدا نزدیک کند خود را، «و اخلص حبّنا» عشقش به ما خالص و ناب باشد. «و عمل بما الیه ندبنا» کارهای خوبی که ما دعوت می‌کنیم انجام بدهد. از کارهای بدی که نهی می‌کنیم دوری کند، چنین کسی از ماست. این «منا» که پیامبر در مورد سلمان فارسی فرموده است در مورد کسانی هم که نسبت به اهل‌بیت محبت دارند، فرمود: آنها هم از ما هستند. می‌فرماید: «السلام علی محال معرفة الله و مساکن برکة الله» یعنی وقتی انسان اینها را از نظر دانش، معنویت، عقل و قلب در چه ترازی هستند و ما انسان‌ها برای یک منظوری آفریده شدیم که آنها می‌توانند آن آدرس‌ها را به ما بدهند. معلمان این کلاس‌ها، یک شاعری است که مردم ما می‌شناسند. دعبل که بیشتر عمرش تحت تعقیب بود و زندان بود، با اجازه امام رضا قصیده‌ای گفته بود و با اجازه امام رضا از خوزستان به خراسان آمد. خدمت امام رسید و اجازه گرفت: اجازه می‌دهید قصیده‌ام را بخوانم. قصیده‌اش به نامی شهرت پیدا کرده است «مدارس آیاتٍ قد خلت من تلاوة» در کاشی‌کاری‌های حرم امام رضا(ع) این قصیده نوشت شده است. یعنی مدرسه‌ها هستند و استادها نیستند. این همان جمله‌ای است که امام رضا(ع) برای مردم نیشابور فرمود: «کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و أنا من شروطها» یعنی وقتی یک چهره‌ای که خدا به او نظر دارد، خدا به او تعلیم داده می‌آید راهبری ما را به عهده می‌گیرد، توحید معنا می‌شود. سلام بر محال معرفة الله، یعنی پایگاه‌های شناخت خدا. بهترین راه‌های شناخت خدا را امامان معصوم به ما یاد دادند. وقتی می‌گوییم: معرفت یعنی رابطه ما با نهج‌البلاغه باید گرم باشد.
نهج‌البلاغه کتاب غریبی است. در خانه بعضی از ما هست و یک کسی هدیه آورده است. اما اگر بپرسند: نهج‌البلاغه چند خطبه دارد؟ تعدادش را نمی‌دانیم. بیاییم از آخر نهج‌البلاغه به اول، چون آسانترینش حکمت‌هاست. کلمات قصار را بخوانیم. این معرفت است. یادم هست دانش‌آموز بودم یک کتابچه دستم افتاد صد حکمت امیرالمؤمنین به زبان فارسی بود. چند دانش آموز گفتیم: اینها را حفظ کنیم. صد جمله را حفظ کرده بودیم، هروقت معلم انشاء، انشاء می‌گفت چند تا از آنها را لا به لای انشاء می‌گفتیم. بچه‌ها می‌پرسیدند: شما از کجا مطلب می‌آورید که همیشه انشای شما بیست است؟ یک نهج‌البلاغه بود که مرحوم جواد فاضل ترجمه کرده بود و با ادبیات فارسی مسلط بود. امامان ما فرمودند: هرکس چهل سخن از سخنان ما را حفظ کند که به کار مردم می‌آید روز قیامت فقیه محشور می‌شود. بچه‌هایمان را تشویق کنیم کنار حفظ قرآن حدیث حفظ کنند. منظور از معرفت این است که سخنان آنها را بشناسیم، سیره آنها را بدانیم. نقش آفرینی آنها را بدانیم. با حکام و جباران زمان خودشان چگونه بودند که ما امروز با حکام و جباران جهان همانطور برخورد کنیم؟ سیره سیاسی، سیره اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و اخلاقی، مثلاً فرهنگ کار، یادم هست وزارت کار چهارده جلد کتاب نوشت مثلاً فرهنگ کار در سیره‌ی پیامبر. فرهنگ کار در سیره‌ی امیرالمؤمنین، فرهنگ کار در سیره‌ی فاطمه زهرا، فرهنگ کار در سیره‌ی امام حسن تا امام زمان(ع). یک کار پژوهشی خیلی قشنگی کرده بود. صدا و سیما، یا آموزش و پرورش در کتاب‌های درسی، امامان ما چقدر کار می‌کردند؟ چه نوع کارهایی انجام می‌دادند؟ درآمدی که کسی می‌کردند چطور هزینه می‌کردند؟ با افراد بیکار چطور برخورد می‌کردند؟ معرفت مجموعه اینهاست. رابطه آنها با خدا، با خودشان، با مردم، در خانواده، دیدگاهی که به جهان و آینده داشتند. چند صد هزار حدیث الآن در اختیار ما هست. خوشبختانه طی هزار و چند صد سال هم اینها پردازش شده است. بسیاری به زبان فارسی درآمده است. به زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی تبدیل شده است.
شریعتی: یکوقت‌هایی از حجم کتاب‌ها می‌ترسیم.
حاج آقای بهشتی: به پیشنهاد حاج آقای قرائتی بیاییم خیلی از کتاب‌ها را خلاصه نویسی کنیم. بعضی از مؤلفین دو نوع کتاب دارند. همین «شرح زندگانی ائمه» از آیت الله رسولی محلاتی از انتشارات دفتر نشر فرهنگستان هم پر صفحه و هم خلاصه شده هست. آقای قرائتی می‌فرمایند: کتاب سه جور است. بعضی از کتاب‌ها برای افراد پر حوصله است. بعضی کتاب‌ها برای افراد کم حوصله است. بعضی برای افراد بی حوصله است. ما باید محصول داشته باشیم. یک کسی هست حوصله ندارد بیش از بیست دقیقه مطالعه کند. یا در مترو و اتوبوس می‌خواهد مطالعه کند. ما به قالب‌های مختلف، در قالب شعر و نمایش و قصه و رمان، این معرفت‌ها را هم برای خودمان و هم برای دیگران نیاز داریم.
بخش سوم اطاعت است. حالا به رهبرانمان عشق می‌ورزیم، آنها را هم شناختیم، گام سوم این است که اطاعت کنیم. آنها برای ما فرمان‌هایی صادر کردند، عدالتخواهی، یکی از فرمان‌هایشان است که به عدالت رفتار کنید یا ظلم نکنید. یا فرمودند: با هم باشید و اتحاد داشته باشید. در قرآن 1800 امر و نهی وجود دارد. 1400 امر و 400 نهی، پیامبر و معصومین امر و نهی دارند. ما شیعیان آنها هستیم. پیروان آنها هستیم. دوستان آنها هستیم. این دوستی ما کی مصداق پیدا می‌کند؟ وقتی مطیع باشیم. وقتی می‌گویم: فلانی را دوست دارم، خوب فلانی هم می‌گوید: تمیز باش. اگر یک جمعی را دیدم نا مرتب و کثیف هستند، این چطور دوستی است؟ دوستی باید همراه با اطاعت باشد. قرآن می‌فرماید: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء/59) امام رضا فرمود: نگاه کنید سه نفر را، بعد فرمود: منظور از اولی الامر ما هستیم. عصمت ائمه هم یکی از دلایلش همین آیه است. چون وقتی می‌گوییم: اطاعت از خدا یعنی اطاعت بی چون و چرا، اطاعت از پیامبر، اطاعت بی چون و چرا، اطاعت از کسی دنبال پیامبر آمده، می‌فهمیم او هم باید معصوم باشد. چون اگر اطاعت مثل اطاعت از والدین باشد آن مشروط است. از والدین تا زمانی اطاعت می‌کنیم که به مرز خدا طعنه نزنند. «وَ إِنْ جاهَداكَ‏ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» (لقمان/15) همان پدر و مادری که گفتیم: خیلی عزیز و خوب هستند اگر تلاش کردند تو را به سمت شرک ببرند، به سمت گناه ببرند اطاعت نکن. اطاعت از بعضی‌ها مشروط است. اما اولی الامر مشروط نیست. از همین می‌فهمیم امامان ما عصمت دارند. معصوم هستند. اطاعت کنیم.
ما در زمینه اطاعت هم کم و کسری داریم، فقر داریم. امام فرموده که این درآمد را اینطور هزینه کن. این خوشایند ما نیست. این معامله حرام است، به آن نزدیک نشو. از طرفی به آن معامله و سود طمع می‌کنیم. مدیران ما باید نگاه کنند مثلاً نامه امام به مالک اشتر را باید چند بار بخوانند. مدیر در قوه اجرایی است، یا در قوه تقنین است، یا در قوه قضاییه است. در آن نامه مالک اشتر همه این مسائل و فرماندهان نظامی تکالیفشان روشن شده است. این مدیر در هر سیطحی که هست شب که خانه می‌آید، نهج‌البلاغه را بردارد ببیند امام چه فرمانی به من داده است. این فرمان مخصوص مالک اشتر نیست. به من هم مربوط می‌شود. من یک قاضی هستم، یک بخشی مخصوص قضات است. قاضی چه تکالیفی دارد؟ امام صادق(ع) برای فرماندار اهواز نامه نوشته است. دستوراتی داده است. ائمه ما نامه‌هایی دارند و فرامینشان مشخص است. برویم جستجو کنیم. من پیرو پیغمبر هستم و باید ببینم فرامین پیغمبر چیست و اطاعت کنم. اگر دیدم ناخوشایند من است خودم را زیر پا بگذارم. هوسم را زیر پا بگذارم.
مثلاً قرآن فرموده که ارث اینطور تقسیم شود. ما تن می‌دهیم؟ فرض کنید یک خانواده‌ای هستند که عزیزی از آن خانواده از دست رفته و یک دارایی مانده است. گاهی وقت‌ها به زبان جاری می‌کنیم، گاهی اصلاً گوش نمی‌کنیم خدا چه گفته است. قرآن چه گفته است. گاهی می‌دانیم حرف درست چیست و تن نمی‌دهیم. گاهی مخالفت می‌کنیم. اطاعت، فرمودند: این ارث اینطور تقسیم شود. حکمت‌هایی پشتش هست. می‌گوید: چرا باید ارث زن و مرد متفاوت باشد؟ مگر مردها خونشان رنگی تر است؟ یا جانشان شیرین‌تر است؟ این آقا و خانم از اول این بندگی را قبول کرده است. می‌گوید: من بنده‌ی خدایی هستم که به بندگی من نیازی ندارد. برای خوشبختی من این برنامه را طراحی کرده است. ارث هم بعضی جاها بین زن و مرد فرق نگذاشته است. مثلاً پدر و مادر، جنسیتشان مختلف است و سهم الارثشان یکی است. یا مثلاً بعضی جاها خواهر و برادر، بعضی جاها زن دو برابر مرد ارث می‌برد. مواردی در ارث داریم چون کسی که می‌خواهد زهرش را بریزد، مسموم کند فضای فکری ما را، می‌رود بعضی از مسائل را برمی‌دارد و جنجال ایجاد می‌کند. این چه دین و چه عدالتی است؟ اما از اول ما باور کردیم خدای عادل و مهربان ما را آفریده است و برای زندگی ما مقرراتی قرار داده است. مطمئن هستیم خیر ما در آن مقدرات است، اطاعت کنیم. به این تسلیم می‌گویند.
قصه مسلمان تنوری را شنیده‌ایم. مرد خراسانی که خدمت امام صادق رسید و مژده داد ای پسر رسول خدا در سرزمین ما شما چقدر طرفدار دارید و چقدر شیعه در خراسان است. امام به او فرمود: یک تنور روشن است، در تنور برو. تعجب کرد و گفت: ای پسر رسول خدا من گناهی نکردم. جرمی مرتکب نشدم و نرفت. ابوبصیر وارد شد. ابوبصیر نمی‌دانست قصه چیست. امام فرمود: ابوبصیر در تنور برو، گفت: چشم! مرد خراسانی دلش شور می‌زد و امام می‌پرسید: احوال شیعیان ما چطور است؟ او هم عصبانی بود. بعد بالای تنور آمدند و دیدند ابوبصیر بیرون آمد. امام پرسید: ای مرد خراسانی ما چند مسلمان تنوری داریم؟ ابوبصیر گفت: اگر امام صادق بفرماید: این سیب نصفش حلال است و نصفش حرام است قبول می‌کنم. یک چنین روحیه‌ای داشت. چون و چرا نمی‌کنم، مثل اینکه در مورد خدا و پیامبر چون و چرا نمی‌کنم، در مورد اهل‌بیت هم چون و چرا نمی‌کنم. پیامبر فرمود: «أنا سید النبیین» من آقای پیامبران هستم «و علی بن ابی طالب سید الوصیین» علی هم آقای امامان است. «والحسن و الحسین سید الشباب اهل الجنة» حسن و حسین هم آقای جوانان بهشت هستند، «و الائمة بعدهما» امامان بعد از این دو امام «سادات المتقین» سروران پرهیزگارانند. «ولینا ولی الله» دوست ما دوست خداست. «و عدوّنا عدّو الله» دشمن ما دشمن خداست. «و طاعتنا طاعة الله» اطاعت از ما اطاعت از خداست. یعنی پیامبر ائمه را با خودش جمع زده است. «و معصیتنا معصیة الله» نافرمانی ما نافرمانی خداست. «و حسبنا الله و نعم الوکیل».
زیارت، کتاب‌های پر صفحه‌ای درمورد زیارت انبیاء و پیامبر به ما رسیده است. طراح زیارت خود پیامبر است. پیامبر یک تدبیری برای سعادت و کمال مسلمان‌ها کرده است و به مسلمان‌ها فرموده: تا من هستم به زیارت من بیایید. این رفت و آمد صورت بگیرد. پیامبر سفارش می‌کرد که بلند شوید و برای دیدن من بیایید. فرمود: وقتی از میان شما رفتم، به زیارت قبرم بیایید. به زیارت قبر پیامبر که می‌رویم گذشته‌ها را مرور می‌کنیم، بُعد محبتی، در فراق پیامبر اشک می‌ریزیم. پرس و جو می‌کنیم این شخصیت که بوده، چه کرده و از ما چه می‌خواهد؟ بعد فرمود: پس از من به دیدن علی بروید. پس از علی به دیدن قبر او بروید. این زیارتی که به معنی دیدار هست، دیدار در دوره حضور آنها و دیدار پس از شهادتشان، قبور اهل‌بیت باید پایگاه‌های معرفت باشد. پایگاه‌های معنویت باشد. ایستگاه‌هایی باشد که آدم‌ها بیایند توبه کنند و دلهایشان را شستشو بدهند و حاجاتشان را بگیرند و بروند. طراح این پدیده کیست؟ خدا، در احادیث داریم خداوند واجب کرده زیارت هر امامی را بر پیروانش، یعنی ما هزینه و خرج کنیم، وقت بگذاریم. از تهران به مشهد برویم، به کربلا برویم، برای چه؟ برای رشد و پاکی خودمان، برای گرفتن حاجات خودمان، در زیارت جامعه می‌خوانیم این درودی که ما بر شما می‌فرستیم اخلاق ما را خوب می‌کند. حاجات ما را روا می‌کند. مشکلات ما را کم می‌کند و غم و غصه ما را برطرف می‌کند. خدایی که تمام زمام عالم به دست اوست در این شخصیت‌ها یک چنین تأثیراتی گذاشته است. این هزینه‌هایی که می‌شود سودش به خود ما برمی‌گردد.
احادیث زیارت را که می‌بینیم، به تعداد که نگاه می‌کنیم می‌بینیم ائمه ما روی زیارت امام حسین تمرکز پیدا کردند. امام صادق(ع) فرمود: مزدی که خداوند به جد ما حسین(ع) داد، این بود که مهرش را در دل جهانیان قرار داد. قلب‌ها به این نقطه کشیده می‌شوند. همین زیارت اولی‌ها که توسط برنامه شما تشویق به زیارت می‌شوند، اینها ریشه دارد. یعنی همین اندازه که کسی بینوا بوده و نتوانسته بیاید، برای اولین بار چشمش به گنبد امام رضا(ع) می‌خورد. شروع می‌کند با امام رضا حرف زدن و مطمئن است که امام رضا او را می‌بیند، به اندازه معرفتش از امام رضا چیزی می‌خواهد. امام رضا هم او را به خدا متصل می‌کند. یکی از اسم‌های ائمه باب الله است. احادیث زیادی داریم که شما درهای خدا هستید. شما ابواب الله هستید. کسی می‌خواهد به سمت خدا برود از طرف شما زود امکان پذیر است. پیامبر فرمود: «مثل اهل‌بیتی کمثل سفینة نوح» حکایت اهل‌بیت من حکایت کشتی نوح است، «من رکبها نجی و من ترکها غرق» هرکس این خاندان را ترک کند غرق خواهد شد. اینقدر وسایس شیطانی و تهاجم فرهنگی زیاد است که ما توانایی نداریم خودمان را حفظ کنیم. باید سوار این کشتی شویم و مطمئن و خودمان را نجات بدهیم.
شباهت؛ پیامبر و امامان از ما خواستند شما شبیه امام شوید. بعد هم فرمودند: به هر اندازه می‌توانید. ما وفای به عهد داریم، خوش اخلاق هستیم. امانتدار هستیم، به یاد ضعفا هستیم، ارتباط ما با خدا زیاد است. شما شبیه ما شوید. شباهت یعنی به ما امر کردند. فرمودند: کاری کنید که وقتی دیگران شما را می‌بینند یاد ما بیافتند. با خلق و خوی شما و منش شما، بیایید شبیه ما شوید و زینت ما شوید که وقتی کار شما را می‌بینند از ما ستایش کنند.
شریعتی: امروز صفحه 542 قرآن کریم آیات ابتدایی سوره مبارکه مجادله را تلاوت خواهیم کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، قَدْ سَمِعَ‏ اللَّهُ‏ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ «1» الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ «2» وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «3» فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ «4» إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ كُبِتُوا كَما كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ بَيِّناتٍ وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ «5» يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ «6»
ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان‏، همانا خداوند سخن آن زنى كه درباره همسرش با تو مجادله كرده و به سوى خدا شكوه و گلايه مى‏كرد، شنيد و خداوند گفتگوى شما دو نفر را مى‏شنود، همانا خداوند شنواى بيناست. كسانى از شما (مردان) كه نسبت به همسرانشان ظهار مى‏كنند، (بدانند كه) آنها مادرانشان (نمى‏شوند و) نيستند. مادرانشان كسانى هستند كه آنها را متولّد كرده‏اند و آنان (بر اساس عادت جاهلى) سخن ناپسند و باطل مى‏گويند و البتّه خداوند بسيار با گذشت و آمرزنده است. و كسانى كه نسبت به همسران خود ظهار مى‏كنند، سپس از آنچه گفته‏اند (پشيمان شده) و برمى‏گردند، كفاره آن قبل از آنكه با هم تماس گيرند، آزاد كردن برده است. اين (دستورى) است كه به آن پند داده مى‏شويد و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، به خوبى آگاه است. پس كسى كه (برده‏اى براى آزاد كردن) نيافت، بايد قبل از آميزش با همسر، دو ماه پى در پى روزه بگيرد و كسى كه نمى‏تواند بايد شصت مسكين را طعام دهد. اين براى آن است كه به خدا و رسولش ايمان آوريد و اين قوانين الهى است و براى كافران (كه اهل عمل به احكام الهى نيستند)، عذابى دردناك است. همانا كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند، سركوب شده‏اند همان گونه كه پيشينيانشان سرنگون شدند و همانا ما نشانه‏هاى روشنى نازل كرديم و براى كافران عذابى خوار كننده است. روزى كه خداوند همه آنان را برانگيزد تا به آنچه انجام داده‏اند، آگاه سازد. (اعمالى كه) خداوند تماماً شمارش كرده و آنها فراموش نموده‏اند و خدا بر هر چيز شاهد و گواه است.