main logo of samtekhoda

97-09-27-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – ویژه برنامه وفات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: ویژه برنامه وفات حضرت معصومه(سلام الله علیها)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 27- 09-97
شریعتی:

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد *** شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد
نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است *** قلبم از اشتیاق زیارت بایستد
بانو سلام، کاش زمان با همین سلام *** در آستانه‌ی در ساعت بایستد
و گردش نگاه تو در بین زائران *** روی من فتاده به لکنت بایستد
تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام *** در محضر شما دو سه رکعت بایستد
در این حرم هزار هزار آیه‌ی عذاب *** هموزن با یک آیه‌ی رحمت بایستد
شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید *** طاقت نداشت تا به قیامت بایستد
آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است *** در روز حشر هم به شفاعت بایستد

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیز، بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین‌مان، اینجا شهر مقدس قم است که در سالروز وفات کریمه‌ی اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه(س) از حرم مطهر حضرت و در شبستان حضرت امام خمینی در خدمت شما هستیم. نائب الزیاره همه شما هستیم، انشاءالله زیارت حضرت معصومه رزق و روزی همیشگی شما شود. اینجا جمع زیادی از زائرین و مجاورین حضور دارند و جمع ما را با حضورشان منور کردند. انشاءالله برنامه را با حضور حاج آقای حسینی قمی و جمعی از کارشناسان عزیز تقدیم شما خواهیم کرد. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه بینندگان عزیز و شنوندگان رادیو قرآن و زائران و مجاورینی که در مجلس حضور دارند. به نیابت از همه عزیزانی که برنامه را می‌بینند و آرزو داشتند الآن اینجا بودند، این سلام را تقدیم می‌کنم. «السلام علیک یا بنت رسول الله، السلام علیک یا بنت فاطمه و خدیجه، السلام علیک یا بنت امیرالمؤمنین، السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر، السلام علیک یا بنت ولی الله، السلام علیک یا أخت ولی الله، السلام علیک یا عمة ولی الله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته»
شریعتی: همین ابتدای برنامه از همه دوستان عزیز آستانه کریمه‌ی حضرت فاطمه معصومه(س)، تولیت محترم حرم، حضرت آیت الله سعیدی و همه دوستان در صدا و سیمای مرکز قم تشکر می‌کنم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، یکی از ظلم‌هایی که تاریخ به اهل‌بیت(ع) کرده است، این است که ما بسیاری از جزئیات زندگی اهل‌بیت(ع) را نمی‌دانیم. چرا؟ چون در دوران بنی امیه و بنی عباس، برای مورخین و اهل تاریخ جزئیات زندگی اهل‌بیت مهم نبود. جزئیات زندگی خلفای ظلم و جور بنی امیه و بنی عباس مهم بود. مثلاً خلفای بنی عباس و بنی امیه جزئیات می‌گساری و شهوترانی‌شان، فلان خلیفه عباسی چند کنیز داشت و کنیزها را به چه قیمتی خریداری کرد؟ فلان کنیز وقتی مرد، خلیفه عباسی پانزده روز از خانه بیرون نیامد تا آخر دق کرد و مرد. این جزئیات شهوترانی و می‌گساری خلفای بنی امیه و بنی عباس ثبت شد ولی زندگی اهل‌بیت برای آنها مهم نبود. اینکه اهل‌بیت چه روزی به دنیا آمدند و چه روزی به شهادت رسیدند. نزدیک به سی قوم در مورد ولادت و شهادت امام عسگری، چه ماه و چه سالی و کجا بوده، اینها برای اهل تاریخ مهم نبود. چون اهل‌بیت(ع) جبهه مخالف جبهه حکومت بودند. لذا اینها در انزوا بودند.
اگر زندگی اهل‌بیت(ع) این مقدار ابهام دارد به خاطر ظلم تاریخ و مظلومیت اهل‌بیت(ع)، شما چه انتظاری دارید که زندگی امامزادگانشان بدون ابهام باشد. تاریخ ولادت و تاریخ وفاتشان، زندگی‌شان، تاریخ آمدن و سفرهایشان، ولی در عین حال تعبیری که بعضی از مراجع بزرگوار دارند که ما حتماً باید روزی را به عنوان وفات کریمه اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه(س) تعظیم کنیم. قبل از اینکه محضر شما شرفیاب شوم، به زیارت حضرت مشرف شدم. در اثر ازدحام جمعیت نتوانستم کنار ضریح بروم، ترسیدم به برنامه نرسم. حتماً باید ما روزی این احترام و تجلیل را از این بانوی با عظمت داشته باشیم. از همه کسانی که این برنامه‌ها را ترویج می‌کنند دارم. یک مطلب دیگر هم اینکه از دیروز، دیشب، امروز در شهر قم چند موکب به پا شده است. چقدر اطعام، چقدر مجلس و دسته‌جات عزاداری، در قم برگزار است. دیروز ظهر به اطراف حرم آمدم باور کنید یک جمعیت زیادی داشتند اطعام می‌کردند. یک تقاضایی هم دارم که به این موکب‌ها و اطعام‌ها بیافزایید ولی یادمان باشد در شهادت اهل‌بیت(ع) خیلی باید بیش از این سرمایه‌گذاری کنیم. دخت امام، خواهر امام، عمه امام است. یک ماه و دو روز پیش شهادت امام عسگری(س) بود. از الآن برنامه‌ریزی کنیم. موکب‌ها را زیاد کنیم ولی شهادت ولی خدا و حجت خدا خیلی بیشتر، در آستانه‌ی فاطمیه هستیم. حدود یک ماه دیگر ولادت حضرت زینب را داریم و بعد ایام فاطمیه است. برای شهادت اهل‌بیت خیلی بیشتر باید سرمایه‌گذاری کنیم.
به نظرم رسید برای اینکه همه بینندگان و زائران و مجاورین عظمت این بانوی بزرگوار را بیشتر درک کنند، سه مطلب را اشاره کنم. مطلب اول اینکه اگر بخواهیم امامزادگان را به چند دسته تقسیم کنیم، کریمه اهل‌بیت در این تقسیم‌بندی در اوج عظمت است. دسته اول امامزادگانی که فرزند امام بودند ولی هیچ جلالت قدری ندارند. الآن تا بگوییم: جعفر، همه می‌گویند: جعفر کذاب، فرزند امام بود ولی جلالتی ندارد. مرحوم شیخ مفید می‌نویسد، جعفر کذاب پسر امام است، برادر امام است. نزد وزیر معتمد عباسی رفت و گفت: با همه معامله‌ای کنیم، من سالی 20 هزار دینار به شما می‌دهم و شما از امامت من حمایت کنید. فکر می‌کرد امامت حمایتی است. او هم گفت: بیچاره! ا سالهاست شمشیر را از رو بستیم برای مبارزه با اهل‌بیت و نتوانستیم. اگر تو امام باشی، به حمایت ما کاری نداری. امام هم نباشی حمایت ما اثر نداری. دسته دوم امامزادگانی که بسیار جلیل القدر هستند ولی صد حیف که نمی‌دانیم مزارشان کجاست. علی بن جعفر فرزند امام صادق، برادر آقا موسی بن جعفر(س)، عموی این بانوی با کرامت که بسیار جلیل القدر است. در سند دهها روایت است که حدود هشتاد، نود سال داشت و در مسجد النبی درس می‌گفت. امام جواد(ع) وارد مسجد النبی شدند، این پیرمرد دوید، بدون عبا و کفش دست امام را بوسید و تواضع کرد. آقا فرمودند: عموجان بنشین! گفت: نه تا شما ایستادید من نمی‌نشینم. امام که رفتند، نزد شاگردانش آمد. گفتند: چقدر احترام کردی؟ دستی به محاسنش کشید و گفت: اگر خداوند من پیرمرد را شایسته نداند ولی این آقا را شایسته بداند، من منکر باشم! صد حیف که نمی‌دانیم مزارش کجاست.
دسته سوم امامزادگان جلیل القدری که هم جلالت قدرشان معلوم است و هم مزارشان معلوم است و این نعمت بزرگی است. عزیزانی که به کربلا و سامرا مشرف شدند، بعد از سامرا شما را به زیارت حضرت سید محمد می‌برند. بسیار جلیل القدر است. حضرت عبدالعظیم اگر مشرف شده باشید، روبروی ضریح حضرت حرم سید حمزه فرزند آقا موسی بن جعفر است، جلالت قدر و مزارش معلوم است. این دسته سوم هستند. دسته چهارم از این بالاتر است، هم جلیل‌القدر هستند و جلالت قدرشان معلوم است، هم مزارشان معلوم و مسلم است و هم بالاتر، ولی و حجت خدا فرمود: بروید زیارت کنید. مثل حضرت عبدالعظیم(س)! چه مقامی است که امام بفرماید: «أنت ولینا حقاً» امام بفرماید: اگر قبر حضرت عبدالعظیم را زیارت کنید مثل زیارت سیدالشهداء بود. دسته پنجم هم داریم که در اوج و عظمت است، این بانوی با کرامت جز این دسته است. هم جلالت قدر دارد و بحثی نیست، هنوز فاطمه معصومه(س) به دنیا نیامده بودند که امام صادق بشارت بهشت به زائرین کریمه‌ی اهل‌بیت می‌دادند. 1- جلالت قدرش معلوم است. 2- مزارشان مسلم است. 3- ولی خدا و سه حجت خدا سفارش کردند به زیارتشان و فرمودند: ثواب بهشت دارد. 4- این امتیازی که مقدم بر همه هست و در اوج قله هست، زیارتنامه‌ای دارند که حجت خدا به ما فرمودند: اینطور زیارت کن. زیارتنامه مخصوص دارند. چند تا امامزاده اینطور داریم؟ مثلاً قمر بنی هاشم، حضرت علی اکبر(ع). قبل از زیارتنامه حضرت معصومه در مفاتیح، خود مرحوم محدث قمی(ره) نوشتند: این یک امتیاز بزرگ است که ما امامزاده‌ای داشته باشیم که جلالت قدرش معلوم و مسلم باشد. ولی خدا سفارش به زیارت کرده باشند. بالاتر اینکه امام و حجت خدا بگویند: اینطور باید زیارت کنید. مدل زیارتنامه‌شان را گفته باشند. خیلی باید قدر بدانیم و قدرشناس باشیم.
مطلب دوم که نشانه بزرگی است از عظمت کریمه اهل‌بیت، همین‌جا از همه تقاضا می‌کنم مواظب باشید حتماً در برنامه‌ها و سفرهایتان، برنامه را طوری تنظیم کنید که به بارگاه ملکوتی کریمه اهل‌بیت شرفیاب شوید. آنهایی که قم مشرف می‌شوند، خدا نکند کسی قم بیاید و مسجد جمکران مشرف شود و یادش برود زیارت کریمه‌ی اهل‌بیت بیاید. حکیم ثنایی می‌گوید:
آفتاب اندر فلک آنگه کسی گوید سهی *** مصطفی اندر جهان، آنگه کسی گوید که عقل
تا پیامبر هست کسی می گوید: آقا عقل من چه می‌گوید؟ تا آفتاب در آسمان است کسی می‌گوید: سهی کجاست؟ ما آفتاب عالم تاب داریم، سهی کیست؟ می‌دانید در این قم چه اختران درخشانی آرمیده‌اند ولی همه تحت الشعاع آفتاب عالم تاب فاطمه معصومه(س) هستند. در اهواز مزار علی بن مهزیار است. چه حرمی دارد. چه گنبد و ضریح و صحنی دارد و خیلی جلیل القدر است، ولی علی بن مهزیار کجا و زکریا بن آدم که در قبرستان شیخان است. از مدینه تا مکه هم‌کجاوه امام رضا بود. زکریا بن آدم گفت: می‌خواهم از قم بروم. امام رضا به او فرمود: نه بمان! «ان الله یدفع» خدا به برکت تو بلا را از قم دور می‌کند. همانطور که خدا به برکت پدرم موسی بن جعفر بلا را از مجاورین حرم پدرم دور می‌کند. ولی خدا دارد او را با موسی بن جعفر(ع) مقایسه می‌کند. این چه آفتابی است که زکریا بن آدم تحت الشعاع قرار گرفته است. آن طرف علی بن بابوی قمی پدر شیخ صدوق کم شخصیتی است؟ آن طرف علی بن ابراهیم در سند نه هزار حدیث حضور دارد، کم شخصیتی است؟ ابن قولویه قمی، جای جای این حرم و اطراف حرم محدثین و علما هستند. آیت الله العظمی حائری، آیت الله العظمی بروجردی، اگر زکریا بن آدم قبرش در هر شهر دیگری بود شاید مثل حضرت معصومه بارگاهی داشت. اگر قبر آیت الله العظمی بروجردی در یک شهر دیگری بود، زیارتگاه بود. ولی آفتاب اندر فلک آنگه کسی گوید سهی؟!
چرا آیت الله العظمی بروجردی را اینجا خاک کردند؟ در وصیت‌نامه ایشان هست که فرمودند: دوست دارم جایی به خاک سپرده شوم که زیر پای زائرین حضرت معصومه باشد. این چه شخصیتی است که عالمان بزرگ ما تحت الشعاع نور هستند و افتخار می‌کنند جارو کش حرم حضرت معصومه هستند. مرحوم محدث قمی فرمودند: آرزو دارم کفشدار حرم حضرت معصومه باشم. نکته سوم که باید اشاره کنم اینکه این بانوی اهل‌بیت فضایلشان و کمالاتشان دو دسته است، یک دسته تفضلی است. خدا تفضل کرده است. دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. ولی به نظرم این زیبا نیست که ما فقط به کمالات تفضلی اهل‌بیت اشاره کنیم. این بانوی با کرامت یکسری کمالات اکتسابی داشتند یعنی خودشان به دست آوردند. 1- صبر این بانوی بزرگوار؛ خانم‌های بزرگوار که در این مجلس حضور دارید، این بانوی بزرگوار صبر در زندگی‌اش الگوی ماست. اینها اکتسابی است و خودشان به دست آوردند. دختری که پدرش سالیان سال در زندان بود و آخر هم خبر شهادت پدر را برایش آوردند. برادرش در خراسان بود، از مدینه راه افتاد تنها با چند نفر، در ساوه بیمار شدند سراغ قم را گرفتند، به قم آمدند و هفده روز در این شهر غریب بودند. اگرچه مردم قم خیلی پذیرایی کردند، غریبانه از دنیا رفتند. یک مَحرم نبود که این جنازه را به خاک بسپارد. صبر بر این مصائب، این برای ما الگو است.
امروز دختران و زنان ما باید یاد بگیرند. امروز از خجالت مردم کمتر از خانه بیرون می‌آییم و مسئولین ما باید تدبیر کنند. یکی از عزیزان می‌گفت: رفتم جنسی بخرم، رویش نوشته بود 150 هزار تومان، خواستم مبلغ را بدهم، گفتند: صبر کن! ماشین حساب آوردند 150 ضربدر سه، 450 هزار تومان! گفتم: رویش این قیمت نوشته است! گفتند: نه سه برابر شده است. ما باید به هم رحم داشته باشیم. دشمن به ما رحم نمی‌کند، خودمان به هم رحم کنیم. مگر حقوق مردم در این چند ماه ضربدر سه شده است؟ حرفم این است که این بانوی با کرامت الگوی ماست در صبر بر سختی‌ها و گرفتاری‌ها. چه کسی می‌تواند ادعا کند گرفتاری‌هایش به اندازه این بانو بوده است؟ این همه بلا و مصیبت باشد و صبر کند. زندگی‌نامه علامه طباطبایی را ببینید. خودشان نوشتند: من نجف درس می‌خواندم و بهترین دوران زندگی من با بهترین اساتیدی که در نجف داشتم، به خاطر فقر مالی مجبور شدم از نجف برگردم به تبریز، آنجا دنبال کشاورزی رفتم. علامه طباطبایی که الآن همه دانشمندان جهان حسرت یک ساعت درسش را داشتند، می‌گوید: ده سال سیاهترین دوران من این بود که بخاطر فقر رفتم کشاورزی کردم و درس و علم را کنار گذاشتم.
مسأله دوم عفاف این بانو؛ دختران موسی بن جعفر(ع) هیچکدام ازدواج نکردند. مرحوم کلینی در کافی شریف دارد. آقا موسی بن جعفر فرمودند: «لا یزوّجُ بناتی الا برأیه» اگر می‌خواهند ازدواج کنند با رأی و نظر امام رضا(ع) باشد. امر ازدواج اینها را به امام رضا واگذار کردند. چرا؟ چون کسی جرأت نمی‌کرد برود. آقا می‌خواهیم خواستگاری این دختر برویم. پدرش کیست؟ پدرش را در زندان کشتند. برادرش کیست؟ برادرش هم بردند. چه کسی جرأت می‌کرد نزدیک شود؟ اینها ازدواج نکردند ولی در اوج عفاف و پاکی و پاکدامنی بودند. این بانوی بزرگوار 28 سال داشتند. امروز آدم از خجالت آب می‌شود وقتی آمار می‌دهند که 12 میلیون دختر و پسر وقت ازدواجشان است و نمی‌توانند ازدواج کنند. ولی در عین حال بگوییم: کریمه اهل‌بیت و خواهرانشان در این سن و سال در اوج سختی و گرفتاری نتوانستند ازدواج کنند ولی مجسمه پاکی بودند. ایشان هفده روز مهمان مردم قم بودند. محل عبادت فاطمه معصومه بیت النور است. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمودند: اگر مردم می‌دانستند این جایگاه چه عظمتی دارد مثل حرم آنجا را زیارت می‌کردند. شانزده روز و هفده روز ایشان عبادت کرد و این چه عبادتی است که محل عبادت بیت النور شده است؟
کتاب‌های زیادی در مورد حضرت نوشتند، خود آستان مقدسه یک موسوعه‌ای در مورد کریمه اهل بیت دارد، از جمله اینکه تمام علما و بزرگان، یک دخترخانم 28 ساله، عابده، صابره، اوج حجاب و عفاف، پاکی و پاکدامنی، محدثه، در سند چند حدیث حضور دارد، ما الآن زیارت برویم و یک زیارت به نیابت خاص بینندگانی که هنوز بعضی مشرف نشدند زیارت کنیم، وقتی زیارت می‌کنیم چه می‌گوییم؟ «یا فاطمه اشفعی» حق شفاعت تمام مردم، نه فقط مردم قم! چه عظمتی است برای این بانو که تمام عالمان ما وقتی خواستند تقرب پیدا کنند از طریق این بانو بوده است. چرا آیت الله العظمی بروجردی به قم آمدند؟ ایشان بیمار بودند، از بروجرد به سمت تهران می‌رفتند. در همین شهر قم یک لحظه به هوش می‌آیند. نگاهشان به گنبد و بارگاه حضرت معصومه(س) می‌افتد. نذر می‌کنند اگر خوب شدم دعوت علما را اجابت کنم و بیایم در قم مقیم شوم. بعد هم وصیت می‌کند زیر پای زائرین حضرت معصومه(س) دفن شود. این چه عظمتی است؟ همه می‌خواستند به این بانوی با کرامت تقرب پیدا کنند و دلشان می‌خواست جاروکش حرم باشند. افتخار می‌کردند جایی به آنها بدهند و در همین حرم به خاک سپرده شوند.
امام یک خطابی دارد، وقتی می‌خواهد خطاب کند به این بانوی بزرگوار می‌فرماید:
ای ازلیت به تربت تو مخمّر *** وی ابدیت به طلعت تو مُقرر
آیت رحمت ز جلوه تو هویدا *** آیت قدرت در آستین تو مُضمر
وین نه عجب زان که نور اوست ز زهرا *** نور وی از حیدر است و او ز پیامبر
گرکه نگفتی امام هستم بر خلق *** موسی جعفر ولی حضرت داور
فاش بگفتم که این رسول خدای است *** معجزه‌اش نی بود همانا دختر
لم یلدم بسته لب وگرنه بگفتم *** دخت خدایند این دو نور مطهر
یک شعری یادداشت کردم از آیت الله العظمی وحید است. امروز در دفتر علما و مراجع، همه‌جا مجلس سوگواری بود.
ای دختر عقل و خواهر دین *** وی گوهر دُرج و عزّ تمکین
عصمت شده پایبند مویت *** ای علم و عمل مقیم کویت
ای میوه‌ی شاخسار توحید *** همشیره‌ی ماه و دخت خورشید
وی گوهر تاج آدمیت *** فرخنده نگین خاتمیت
شیطان به خطاب قم براندند *** پس تخت تو را به قم نشاندند
اندر حرم تو عقل مات است *** زین خاک که چشمه‌ی حیات است
جسمی که در این زمین نهان است *** جانی است که در تن جهان است
این ماه منیر و مهر تابان *** عکسی بود از قم و خراسان
گفت: گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست! ما گدایی بلد نیستیم. باور می‌کنید بزرگان ما در سخت‌ترین گرفتاری‌ها متوسل به این بانو می‌شدند. مرحوم آیت الله العظمی صدر که قبرشان اینجاست، پدر امام موسی صدر، پدر آیت الله رضا صدر، از مراجعه تقلید، سه مرجعی بودند که بعد از وفات آیت الله العظمی حائری حوزه را اداره می‌کردند. فرمودند: بعد از وفات آیت الله العظمی حائری اوضاع برای ما سخت شد. به حدی که ما سه مرجع خواستیم برای آیت الله العظمی حائری در مسجد امام حسن عسگری فاتحه بگیریم، دستگاه رضاخان نگذاشت. رئیس شهربانی مجلس را به هم زد و گفت: اجازه ندارید! عزیزان اگر امروز نام دین زنده است، مرجعیت زنده است، نام اهل‌بیت زنده است به برکت این نظام مقدس است. سه مرجع نتوانستند برای مؤسس حوزه فاتحه بگیرند. بعد فرمودند: من یک کمک هزینه تحصیلی به طلبه‌ها می‌دادم. چند ماه این کمک هزینه که باید از وجوهات مردم می‌رسید، نرسید. من دوازده هزار تومان، هفتاد سال پیش، بدهکار شدم. آیت الله العظمی صدر به طلبه‌ها اعلام کردند که من از این ماه شهریه نمی‌دهم! فرمودند: طلبه‌ها در خانه من جمع شدند، یک کسی شروع به درد و دل کردن کرد، روزها مخفی می‌شویم و شب‌ها درس می‌خوانیم. از شر رضاخان و مأمورین رضاخان در امان نیستیم. این کمک هزینه را هم شما تعطیل می‌کنید؟ طلبه به گریه افتاد، ایشان فرمود: من هم به گریه افتادم. گفتم: بروید تا فردا به شما خبر دهم. طلبه‌ها رفتند، غم عالم به قلب من نشست. شب شد، سحر به حرم حضرت معصومه(س) آمدم. ایشان فرمودند وقتی به حرم آمدم، هیچکس در حرم نبود. آمدم زیارت و مناجات کردم، گفتم: بی بی جان به داد ما برس! من چند ماه بدهکار هستم. اگر نمی‌خواهید قال الصادق و قال الباقر گفته شود، تکلف ما را معلوم کنید. به قدری ناراحت شدم که گفتم: ای فاطمه معصومه اگر قدرت نداری از برادرت امام رضا کمک بگیر. از جدت امیرمؤمنان کمک بگیر! قهر کردم و گفتم: تا این مشکل برطرف نشود دیگر به زیارت نمی‌آیم. آمدم خانه بین الطلوعین بود، در خانه نشسته بودم که چه جوابی به طلبه‌ها بدهم. خادم آمد گفت: کسی جلوی در با شما کار دارد. ترسیدم در را باز کنم، گفتم: نکند قصد جان شما را دارند. یک قیافه‌ی عجیبی دارد! آیت الله العظمی صدر فرمودند: باشد، در را باز کن. اگر قصد جان مرا هم دارد، مرا راحت کند. یک مرجع تقلید که مظهر صبر امیرالمؤمنان بود به مرگ خود راضی     شده بود. در را باز کردند و این مرد داخل شد، تا نشست، گفت: ببخشید این وقت آمدم، دست آقا را بوسید و گفت: از اصفهان به تهران می‌رفتم. به این تپه که از اینجا به حرم حضرت معصومه اشراف دارد، نگاهم به گنبد فاطمه معصومه افتاد. با خودم گفتم: کجا می‌روی؟ مگر بدهی و وجوهات نداری؟ مگر خمس بدهکار نیستی؟ همین الآن برو، شاید تهران رفتی و دیگر زنده نماندی؟ حساب کرده بود و خمسش را داده بود. آیت الله العظمی صدر فرمود: با پول بین الطلوعین نه تنها بدهی چند ماهه را دادم، بالای یک سال کمک هزینه تحصیلی طلبه‌ها را دادم. در گدایی این در کوتاهی نکنیم. دوباره آقا قبایش را پوشید و به حرم رفت. گفت: می‌روم از فاطمه معصومه عذرخواهی و تشکر کنم! بی‌بی‌جان ببخشید اگر گفتم: اگر نمی‌توانید از برادرتان کمک بگیرید. اگر نمی‌توانید از جدتان بخواهید. آمدم عذرخواهی کنم! مردم قم، وقتی خواستید بدن فاطمه معصومه را دفن کنید، متحیر ماندند. گفتند: چه کسی این بدن را دفن کند؟ همه نامحرم هستند و این بانو در قم غریب است. دو نفر از راه رسیدند، دو سواره آمدند، اینها بدن فاطمه معصومه را دفن کردند. چند روز دیگر امیرمؤمنان هم متحیر می‌شود که این بدن صدیقه طاهره فاطمه زهرا را چه کند؟ داخل قبر برود، چه کسی بدن بی‌بی را تحویل بدهد؟ بیرون قبر بماند، بدن را به چه کسی تحویل بدهد؟ دستانی شبیه دستان پیامبر صدا زد علی جان امانت را به من برگردان!
شریعتی:  

ما اشک می‌شویم که بارانمان کنی *** ما درد می‌شویم که درمانمان کنی
ما را غریب و بی کس و بی خانمان کنی *** تا شب نشین صحن شبستانمان کنی
دیگر نگرد مادر ما در همین قم است *** آنجا که آب هست، چه جای تیمم هست

نکات بسیار خوبی را شنیدیم به برکت بانوی با کرامت، حضرت فاطمه معصومه(س) که طبق روایت نورانی از امام صادق(ع)، تمام شیعیان با شفاعت حضرت وارد بهشت می‌شوند. خیلی‌ها التماس دعا گفتند، خیلی‌ها مشکلات مالی دارند، قرض دارند، خیلی‌ها دوست دارند صاحب خانه شوند، خیلی‌ها دلشان فرزند می‌خواهد، انشاءالله خداوند به حق فاطمه معصومه به همه آنها فرزندان صالحی عنایت کند. دعا می‌کنیم برای عاقبت بخیری همه جوانان سرزمین‌مان. امروز صفحه 537 قرآن کریم، آیات پایانی سوره مبارکه واقعه و آیات ابتدایی سوره مبارکه حدید را تلاوت خواهیم کرد.
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ‏ كَرِيمٌ‏ «77» فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ «78» لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ «79» تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ «80» أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ «81» وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ «82» فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ «83» وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ «84» وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ «85» فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ «86» تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «87» فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ «88» فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ «89» وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ «90» فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ «91» وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ «92» فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ «93» وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ «94» إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ «95» فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ «96»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «1» لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ «2» هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ «3»
ترجمه: همانا آن قرآن كريم است. كه در كتاب محفوظى جاى دارد. جز پاكيزگان به آن دست نزنند. فرو آمده از سوى پروردگار جهانيان است. آيا شما با اين سخن (الهى)، با سبكى و سستى برخورد مى‏كنيد؟ و (سهم و) رزق خود را تكذيب آن قرار مى‏دهيد؟ پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه رسد. و شما در آن هنگام نظاره مى‏كنيد. و ما از شما به آن (محتضر) نزديك‏تريم، ولى نمى‏بينيد. پس اگر شما (در برابر اعمالتان) مجازات شدنى نيستيد، چرا آن جان را (در حال احتضار به بدن خود) بر نمى‏گردانيد اگر راست مى‏گوييد؟ پس اگر او (محتضر) از مقرّبان باشد. راحت و رحمت و بهشت پر نعمت، روزى او خواهد بود. و امّا اگر از اصحاب يمين باشد، (به او گفته مى‏شود:) از طرف اصحاب يمين (كه هم فكران تو هستند) به تو سلام باد. و امّا اگر از تكذيب كنندگان گمراه باشد، با آبى جوشان پذيرايى مى‏شود. و ورود به دوزخ (جزاى اوست). همانا اين مطلب، حق و يقينى است. پس به نام پروردگار بزرگوارت تسبيح كن.
به نام خداوند بخشنده مهربان. آنچه در آسمان‏ها و زمين است براى خداوند تسبيح گويند و اوست عزيز حكيم. حكومت آسمان‏ها و زمين براى اوست، زنده مى‏كند و مى‏ميراند و او بر هر چيزى تواناست. اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى آگاه است.
شریعتی:

هرکس به احترام مقام تو خم نشد *** آقا نشد، بزرگ نشد، محترم نشد
دل خسته بود و راهی این آستانه شد *** دل خسته بود و راهی باغ ارم نشد
گفتند: مرقدت حرم آل فاطمه است *** با این حساب هیچکسی بی حرم نشد
باز این چه لطفی است که در حق ما شده *** ما شاعرت شدیم ولی محتشم نشد

در سالروز وفات کریمه اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه با سمت خدا در کنار شما و در محضر کارشناسان عزیز و گرانقدرمان هستیم. از حاج آقای فرحزاد و دیگر کارشناسان خواهش می‌کنم که لحظاتی ما را مستفیض کنند.
حاج آقای فرحزاد: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. به نیابت از همه بینندگان و شنوندگان که نتوانستند به زیارت بیایند، عرض سلام داریم و زیارتنامه می‌خوانیم و دعا می‌کنیم. بزرگی کلام زیبایی دارد که در این مکان مقدس زیر زمین قبور مطهر حضرت معصومه و امامزاده‌هایی که از فرزندان امام جواد و باقی امامزاده‌ها، سادات فراوانی که دفن هستند و علما و شخصیت‌هایی که به فرموده حاج آقای حسینی هرکدام اگر در هر شهری بودند، یک زیارتگاه مخصوص داشتند. شطیطه خانم شیعه ناب حضرت امام هفتم در نیشابور گنبد و بارگاه دارد. روی زمین 24 ساعت در اینجا یا دعا یا زیارت، نماز، تلاوت قرآن، درس و تعلیم است. بالای سر ما تا آسمان به فرموده آیت الله بهجت است که به آیت الله مسعودی فرمودند: به خدمتگزارها بگویید خیلی با ادب اینجا برخورد کنند. اینجا مختلف الملائکه است. یعنی محل رفت و شد ملائکه است. ما هنوز میلیون‌ها زائر داریم که توفیق زیارت مشهد و قم را پیدا نکردند، انشاءالله خداوند توفیق زیارت این بارگاه ملکوتی را به آنها عطا کند.
حاج آقای نظری منفرد: من هم به همه بینندگان و شنوندگان محترم سلام می‌کنم. قم حرم اهل‌بیت است. در یک روایتی هست سه در از بهشت در قم باز می‌شود. شاید اشاره به این باشد که یک در همین حضرت معصومه(س) است که شفیع است و ایشان باعث می‌شود به بهشت برود. یک در هم شاید حوزه مقدسه قم باشد که شخصیت‌هایی مثل حضرت امام(ره) از این حوزه برخاستند. یک در هم محدثین بزرگی که اشاره کردند، در قم آنطور که مرحوم محدث قمی در فواید الرضویه نقل کردند، صد هزار محدث در این شهر بوده و علوم اهل‌بیت را از این شهر نشر دادند. هم فضا، فضای مقدسی است. زمین، زمین مقدسی است. امیدوارم که قدردان باشیم و این فضا را حفظ کنیم و آلوده نکنیم. همه مسئول هستیم و همه باید دقت کنیم.
شریعتی: خیلی خوشحالیم که شما را بعد از مدت‌ها زیارت کردیم. ما هر هفته در برنامه از یکی از علما و مراجع بزرگ یاد می‌کنیم. همین‌جا از مرحوم مهندسی یاد کنیم که رحمت و رضوان خدا بر ایشان باد. انشاءالله اگر شما توانستید کنار قبر شهید مفتح که روز وحدت حوزه و دانشگاه هم هست، این هفته قرار گذاشتیم که از آیت الله العظمی گلپایگانی یاد کنیم و از خدمات ارزنده ایشان تجلیل کنیم. برای ما از شخصیت آیت الله العظمی گلپایگانی بفرمایید.
حاج آقای نظری منفرد: ایشان یک شخصیت و فقیه بزرگواری بود. انسان واقعاً متدینی بود. مأنوس با قرآن بود. گاهی در جلسات بنده با ایشان بودیم. ایشان می‌فرمودند: ما در زمان مرحوم آیت الله مؤسس، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری که فضا خیلی فضای بسته‌ای بود، رضاخان اجازه نمی‌داد، تصمیم داشت حوزه را از بین ببرد، ایشان می‌فرمودند: ما گاهی که در مدرسه فیضیه حجره داشتیم و می‌نشستیم با یکدیگر صحبت می‌کردیم، بین خودمان می‌گفتیم: اگر رضاخان از دنیا برود و حاج شیخ بماند، حوزه می‌ماند و اما اگر حاج شیخ از دنیا برود و رضاخان بعد از ایشان بماند، حوزه را از بین خواهد برد. مانع سر راه ایشان بود. ایشان فرمودند: اتفاقاً مرحوم حاج شیخ زودتر از رضاخان از دنیا رفت و ما حوزه را بهتر دیدیم. این نشانه‌ی این بود که نگهدارنده‌ی حوزه کسی دیگر است. همینطور که اشاره کردند که شهریه را تأمین کردند و آیت الله العظمی صدر دادند.
حاج آقای عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ادب خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز داریم. اگر انسان باور کند وقتی به زیارت می‌آید، آن حقیقت حی و حاضر است و انسان در محضر است که در اذن ورودی که برای امام رضا می‌خوانیم، ما شهادت می‌دهیم غائب شما مثل حاضر شماست. شما می‌بینید، «یرون مقامی، یسمعون کلامی و یردّون سلامی» اگر انسان با این نگاه وقتی در این امامزاده‌های جلیل القدر حاضر می‌شود، می‌داند وقتی گفتگو می‌کند با یک حالت مخاطب و تخاطب است، گفتگوی زنده است. تمام کسانی که از ابتدا و امروز به زیارت حضرت تشریف آوردند و اینجا مشرف شدند، اثر وجودی‌شان باقی است. همه ارواح تعلق دارند، لذا وقتی انسان وارد می‌شود همه آنها در محضر آنها قرار گرفته است. حضرت آیت الله بهاء الدینی فرمودند: امام وقتی وارد فیضیه شد، همه ارواحی که متعلق به فیضیه بودند خوشحال شدند. این نشان می‌دهد اینها توجه دارند. اگر انسان وارد می‌شود با عظمتی که از علمای قم مطرح شد، محضر حضرت معصومه که وارد می‌شود احساس کند همه آنها در کنار حضرت برای انسان دعا می‌کنند و توجه ایجاد می‌کنند، این نگاه باعث می‌شود مراقبه شدیدتر باشد.
حاج آقای لقمانی: بسم الله الرحمن الرحیم، خدمت همه عرض سلام دارم. یک نکته خیلی کوتاهی که این فراز زیارتنامه حضرت معصومه را در قنوت نماز و در سجده‌ها می‌خوانم و لذت می‌برم، زیارتنامه‌ی اهل‌بیت و امامزادگان مبانی تفکر شیعی است. فراز زیارتنامه فاطمه معصومه (س) که از دو لب مبارک امام رضا(ع) بیان شده است « اللهم انی اسألک ان تختم لی بالسعادة فلا تسلُب منی ما أنا فیه» خدایا از تو می‌خواهم عاقبت مرا ختم بخیر کنی. ختم بخیر سیاسی، اخلاقی، اقتصادی، این لحظاتی که در حرم بودید و قطرات اشکی که از چشم‌ها ریخته شد، رواق چشمان آینه کاری شد، چقدر ارزش دارد؟ نعمت ولایت و نعمت محبت، عشق به حرم اهل‌بیت، اهل‌بیت یک حرم دارند و یک حریم دارند. حرم اینجاست و حریم کجاست؟ هرجایی که ما هستیم، گوشی موبایل دستمان است. پای کامپیوتر هستیم. اینجا حریم حضرت معصومه است. «و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» خدایا این محبت و ولایت را در وجود همه ما به ویژه شیعیان علی بن ابی طالب روز افزون بگردان.
شریعتی: دعا بفرمایید و دوستان آمین بگویند.
حاج آقای حسینی قمی: یک تشکر مجدد داشته باشم از تولیت و خادمین حرم مطهر، از تهیه کننده محترم برنامه، مخاطبین عزیز و زائرین و مجاورین تشکر می‌کنم. کسی از مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی سؤال کرد: می‌بینم که شما دائماً ذکر می‌گویید. این چه ذکری است که تمام نمی‌شود؟ فرمودند: من بالاترین ذکر را می‌گویم. ایشان فرمود: ذکر دائمی من که بالاترین ذکر است صلوات بر محمد و آل محمد است. «أَمَّنْ‏ يُجِيبُ‏ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ» خدایا به حق محمد و آل محمد ما را ببخش و بیامرز. پدرها، مادرها و گذشتگان، شهداء و امام شهیدان، مراجع و علمای بزرگ که در این حرم آرمیده‌اند، روح مرحوم آیت الله العظمی حائری، آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله العظمی گلپایگانی غریق رحمتت بگردان. علما و مراجع حوزه‌های علمیه، رهبر معظم ما را مؤید و منصور بدار. به حق‌ صدیقه طاهره(س) و کریمه اهل‌بیت، مریض‌ها لباس عافیت بپوشان. به حق محمد و آل محمد رفع هم و غم و گرفتاری و پریشانی از همه شیعیان امیرمؤمنان بفرما. مسلمان‌ها در سراسر عالم بر دشمنان پیروز بگردان. شر استکبار جهانی و شجره خبیثه آل سعود و صهیونیست‌ها را به خودشان برگردان. ملت ما را در همه آزمون‌ها و گرفتاری‌ها سربلند و پیروز بگردان. دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا نگردان. آنچه خواستیم و نخواستیم، خیر و صلاح ما در آن است و رضای تو در آن است را به همه ما کرامت بفرما.
شریعتی: والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.