main logo of samtekhoda

90-09-13-حجت الاسلام والمسلمین عالی-قیامت

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام والمسلمین عالی

-قیامت

90-09-13
در مشک تشنه جرعه ی آبی هنوز هست اما به خیمه ها برسد با کدام دست ؟ برخاست با تلاوت خون بانگ یا اخاه وقتی در کنار درک تو کوه از کمر شکست، تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت سنگی زدند و کوزه ی لب تشنگان شکست، شد شعله های العطش تشنگان بلند باران تیری روی چشمها نشست، ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد پیمانه پر کنید هلا عاشقان مست، باران می گرفت و سبوح ها که پر شدند در موج تشنگی چه صدف ها که دُر شدند.
سوال – در مورد حوادثی که بعد از نفخ صور اتفاق می افتد توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – دوتا نفخ صور توسط حضرت اسرافیل دمیده می شود ک
ه نفخ اول نفخ مرگ است. یا این نفس رحمانی تمام کسانی که در این عالم هستند و همه ی موجودات اعم از ملائکه و جن می میرند. اولین حادثه ای که بعد از نفخ صور اتفاق می افتد همان هراس و ترسی است که درموجودات ایجاد می شود. جز ده گروه که از فزع و ترس قیامت در امان هستند ولی بقیه باوحشتی می میرند البته کسانی هم که از فزع قیامت در امان هستند هم می میرند. حادثه ی بعدی بعد از نفخ اول این است که نظام کائنات و عالم ماده بهم می خورد. وقتی کرات و سیارات ازمدار خارج می شوند، برخوردهای شدیدی بین آنها رخ می دهد و بر کل عالم لرزه ای می افتد. هنگامی که خورشید تاریک می شود، ستاره ها می ریزند یعنی اجرام آسمانی از بین می روند. زمین بشدت کوبیده می شود بصورتی که کوههای از جا در می آیند و به حرکت در می آیند و در اثر کوبیده شدن کوهها مثل پنبه حلاجی شده می شوند. به این شکل نظام دنیا برچیده می شود. در صیحه ی آسمانی همه انسانها می میرند و به برزخ می روند. بعد نفخ صور اول شروع می شود. در این نفخ همه ی موجودات عالم می میرند. منظور از مُردن جن و ملائک چیست ؟ آیا آنها معدوم می شوند ؟ به تعبیر علامه طباطبایی حقیقت مطلب خیلی برای ما روشن نیست. چیزی که از قرآن و روایات برمی آید این است که در نفخ اول که همه می میرند یعنی وجه ی ظاهری موجودات که وجه استقلال و بی ربط بودن با خداست فانی می شود. تمام موجوداتی که اطراف ما هستند، با اینکه همه مخلوق خدا هستند و با خدا ارتباط دارند و هستی و کمالاتی که دارند را از خدا می گیرند، وجود و خاصیت هایی دارند. آتش وجودی دارد و خاصیت آن سوزاندن است. غذا وجودی دارد و خاصیت آن سیرکنندگی است. ما می بینیم که آب رفع عطش می کند و دوا است که شفا می دهد ولی در واقع این طور نیست. ما می بینیم که دیوار یک تکیه گاه است و این دیورا پشت ما را گرفته است که به آن تکیه می دهیم یعنی تمام موجودات این طور نشان می دهند که مستقل هستند و متکی به خودشان هستند. حقیقت این است که تمام عالم فقر محض است و از خودش چیزی ندارد، لا حول ولاقوة الا بالله. هیچ چیز کمال وزیبایی و اثر و وجودش برای خودش نیست اما اینها ظهور ندارد و چیزی که الان در موجودات ظهور دارد. قرآن می فرماید: شما فقیر هستید و چیزی از خودتان ندارید. خدا صمد است. مرحوم میرداماد استاد مرحوم ملاصدرا نقل می کند که در جمعه ای نشسته بودم و ذکر یا غنی ( ای بی نیاز ) و یا مغنی ( ای بی نیاز کننده ) می گفتم. یک مرتبه دیدم تمام عالم وجود می گویند یا غنی نو یا مغنی. این برای فردی که صاحب چشم بود لحظه ای نمود پیدا کرد. پس در نفخ اول وجه ظاهری از بین می رود. در نفخ دوم چهره ی دیگر موجودات نمود پیدا می کند. نفخ دوم احیا موجودات بصورت چهره ی واقعی شان است. چیزی که الان ظهور ندارد ظهور پیدا می کند. پس نفخ دوم همان حیات اول نیست و باطن موجودات است. زمین و آسمان جور دیگری می شود و خدا نما بودن همه موجودات نشان داده می شود. بعد شما می بینید که زمین و آسمان و درخت و. .. همه ذکر می گویند. الان شما ذکر موجودات را نمی شنوید ولی در آن موقع که باطن موجودات ظاهر بشود شما می بینید که همه خدانما هستند و ذکر می گویند. البته الان هم این طور هستند ولی چشم می خواهد که بتواند اینها را ببیند. آیت الله کاشی که استاد آیت الله بروجردی و آیت الله قوچانی بود. یکی از طلبه هایی که در محضر آیت الله کاشی بود گفت که شبی از کنار اتاق استادم رد شدم و یک لحظه متوجه شدم که ایشان در سجده ذکر می گوید و یک مرتبه دیدم که تمام عالم ذکر می گوید. چون اولین بار بود که گوشم این را شنیده بود وحشتی به من دست داد ولی لذتی هم به من دست داد. فردا صبح به آیت الله کاشی گفتم که من شنیدم که همه ی عالم ذکرمی گفتند. ایشان فرمودند: ذکر گفتن عالم که تعجب ندارد، تعجب این است که گوش شما باز شده است. پس در نفخ دوم موجودات با باطن به محضر قیامت می آیند و اولین اثر نفخ دوم این است که همه با چهره خدانما به عرصه ی محشر می آیند. در قیامت که همه جمع می شوند و روز جمع است و در آن روز همه احساس غبن می کنند و آن روز، روز تغابن است اما نظام قیامت فردی است. نظام برزخ و قیامت فردی است. داریم که همه شما تنها می آیید. در قیامت همه جمع می شوند ولی کسی به کسی کمک نمی کند و زندگی اجتماعی نیست. در آنجا هر کس میهمان اعمال و اخلاق خودش است. از این جهت نظام آخرت فردی است حتی اگر با جمع هم همراه باشیم اما کسی به کسی کمک نمی دهد و کاری ندارد. فرد یک حشری با امام، رهبر و کسانی که در دنیا از آنها تبعیت می کرد دارد زیرا از نظر سرنوشت با هم شریک هستند و با هم محشور می شوند. تیپ ها و گروهها در کنار هم قرار می گیرند. کسانی که در دنیا طرفدار امام حق یا باطل بودند با آنها محشور می شوند. مولوی می گوید: ذره ذره کاندر این ارض و سماست/ جنس خود را همچو کاه و کهرباست/ نوریان مر نوریان را جاذبند/ ناریان مر ناریان را طالبند.

پس هر کسی به سمت هم سنخ خودش می رود. زیرا کسی که از رهبری تبعیت کرده است یک سنخیتی بین محب و محبوب برقرار شده است که باعث شده اینها یک تیپ را تشکیل بدهند. در واقع آن پیشوا و محبوب، جزئی از هویت ما می شود. شخصی وقت ظهر نزد پیامبر آمد و پرسید قیامت چه وقت برپا می شود. پیامبر نماز را خواندند. بعد پیامبر به آن فرد فرمودند: تو برای قیامت چه چیزی آماده کرده ای ؟ او گفت که من خیلی اعمال ندارم و اهل مستحبات نیستم ولی خدا و رسول را دوست دارم. پیامبر فرمود: هر کسی با محبوبش همراه است. کسی که دل من را برده است کم کم جزئی از وجود من می شود. فرهنگ، اخلاق و رفتار محبوب جزئی از هویت محب می شود. امام رضا (ع) فرمود: اگر کسی هر چیزی را دوست داشته باشد با او محشور می شود حتی اگر سنگی باشد. یکی از دوستان رجبعلی خیاط می گوید که ما منزل را عوض کردیم و میزی در این منزل جدید جا نشد. در هنگام نماز، این میز در ذهن من بود که آنرا جایی جای بدهم. بعد از نماز رجبعلی خیاط به او گفت که این چیست که من در گوشه ی دلت می بینم. من گفتم: میزی در اتاق جا نشدم و من آنرا در دلم جای دادم. اینها هستم که تعلقات قلبی انسان را می سازند. گاهی انسان به انگشتر که سنگی بیش نیست چنان دل می بندد که سلیمان به ملکش دل نمی بندد. پس لازم نیست که ما برای دل بستن یک ثروت انبوه داشته باشیم. گاهی انسان به تسبیح خودش دل می بندد. محشور شدن هر فردی با امام و محبوبش است. هزار سال از شهادت اباعبدالله می گذرد ولی این سوز در مومنین هنوز از بین نرفته است و ما باید خدا را شکر بکنیم. پیامبر فرمود: سوزی از شهادت حسین در قلب مومن است که خنک نمی شود. کسی که این سوز را دارد نشانه ی ایمان او است. ائمه اول محرم غمناک می شدند. امام رضا (ع) می فرمود: از اول محرم غم بر پدرم غالب می شد تا روز عاشورا. امام زمان (عج) در مرم چنان عزادار است که در زیارت ناحیه می فرماید: صبح و شب بر تو گریه می کنم. اگر اشک چشم من خشک شدن خون گریه می کنم. پس هر کس سوز بیشتری دارد شباهت بیشتری با امام خودش دارد و طبیعی است که این پیوندها باعث محشور شدن با هم می شوند.
سوال – آیات آخر سوره سبأ و اول سوره ی فاطر را توضیح بفرمایید.
پاسخ – آیه دوم سوره فاطر می فرماید: اگر خدا در رحمتی را به سوی فردی باز کند، دیگر کسی نمی تواند آنرا ببندد و اگر دری بسته بشود کسی نمی تواند آنرا باز بکند. دادن یا محرومیت تحت دو تا اسم است. یکی اینکه خدا عزیز است و کسی نمی تواند بر آن غالب بشود و دیگر اینکه کار خدا حکیمانه است. این حکیمانه بودن بدون ارتباط با اعمال ما نیست. یعنی ما هستیم که ظرفی فراهم می کنیم که خدا به ما می دهد. و ما خودمان هستیم که می توانیم خودمان را محروم کنیم. وقتی کسی لیاقت را ازخودش سلب کرد رحمت از او گرفته می شود و این حکیمانه است. پس دادن یا پس گرفتن خدا مستبدانه نیست زیرا او حکیم است.
سوال – در ادامه اتفاقاتی که بعد از نفخ صور می افتد توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – پیامبر فرمود: یکی از چشمهایی که در آخرت خندان است چشمی است که بر حسین گریه کند. او خوشحال و مسرور است. پس دراین شبها باید بگرییم. مرحوم ملکی تبریزی در کتاب المراقبات می گوید: من فرزند خردسالی داشتم که در ایام محرم خودبخود محزون می شد و حتی غذای او کم می شد. مومنین در روز عاشورا می توانند سنخیت خودشان را دریابند. کسی که می خواهد در عزاداری و مراسم عاشورا باشد سنخیت دارد ولی این سنخیت درجاتی دارد. امام صادق (ع) به یکی از اصحابشان فرمود: جدم اباعبدالله حسین را زیارت می کنی ؟ گفت: من خیلی نمی توانم زیرا خطرناک است. امام فرمود: مصیبت های جدم را یاد می کنی ؟ گفت: بله. گاهی بخاطر مصیبت های آن حضرت کاملا بهم می ریزم و اهل و عیال هم متوجه ی این مطلب می شوند. اما فرمود: تو از شیعیان ما هستی. تو از کسانی هستی که آنجایی که ما در امنیت هستیم تو هم در امنیت هستی و آنجایی که ما خوف داریم تو هم خوف داری. وقتی در قیامت ائمه امنیت دارند شیعیان و کسانی که با آنها سنخیت دارند در امنیت هستند. شخصی از انصار نزد پیامبر آمد و گفت که من بقدری شما را دوست دارم که وفتی شما را نمی بینم دل تنگ می شوم و دوست دارم که یک جوری شما را ببینم و ناراحتی من از این است که وقتی شما را در اعلی علیین می برند من را به آنجا نمی برند و من شما را نمی بینم. پیامبر فرمود: اگر کسی تابع خدا و رسول باشد روز قیامت با اینکه او از دسته ی آل الله نیست ولی او را به انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین ملحق می کنند.
سوال – در مورد کسانی که در روز قیامت از هول و ترس در امان هستند توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – کسانی که صحنه ی شهوت و حرامی برایشان پیش می آید و از آن دست  می کشند از کسانی هستند که از هول و ترس قیامت در امان هستند. دسته ی دوم کسانی هستند که آتش خشم خودشان را مهار می کنند. دسته ی سوم کسانی هستند که به سالخورده ها تکریم و احترام می کنند. دسته ی چهارم کسانی که گره گشا و خدمت رسان به مومنین باشند. دسته پنجم کسانی که در نمازهایشان سوره ی والعصر یا دخان  را می خوانند و کسانی که سوره ی یوسف را در شب می خوانند. دسته ی ششم کسانی هستند که سر قبر مومنین هفت مرتبه انا انزلناه را می خوانند. دسته ی هفتم کسانی هستند که شبی در راه خدا بیدار بمانند یا اشکی برای حسین بریزند.
سوال – در مورد علی اکبر امام حسین (ع) توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – در زیارت ناحیه داریم که سلام بر اولین کشته و شهید از نسل اهل بیت. وقتی همه ی افراد امام حسین (ع) به میدان رفتند، اولین فردی که از خاندان امام به میدان رفتند حضرت علی اکبر بود. امام حضرت علی اکبر را بسیار دوست داشت ولی تا ایشان اجازه ی میدان گرفتند امام به او اجازه داد. عاطفه های اهل بیت به فرزندانشان بیشتر از افراد عادی است ولی این تعلق ایجاد نمی کند که باعث مانع بشود. وقتی حضرت علی اکبر به میدان رفت امام بلند بلند پشت سر ایشان گریه کرد. فرمود: خدا قطع بکند نسل تو را که نسل من را قطع کردی. ما کسی را فرستادیم که شبیه پیامبر بود و هر وقت ما دلمان برای پیامبر تنگ می شد به اونگاه می کردیم هم چهره و اخلاقش شبیه پیامبر بود. شیخ جعفر شوشتری فرمود: امام حسین (ع) در روز عاشورا هم مسموم شد، هم شهید شد و هم مُرد. مسموم شدن ایشان وقتی بود که تیر سمی هرمله به سینه ی امام نشست. شهید شدن امام وقتی بود که از اسب به زیر افتاد. امام وقتی مُرد که صورتش را بر صورت خونی علی اکبر گذاشت. امام فرمود: خاک بر دنیایی که تو در آن نباشی.