main logo of samtekhoda

97-09-25-حجت الاسلام والمسلمين بهشتی- بررسی ابعاد مختلف مسأله امامت


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: بررسی ابعاد مختلف مسأله امامت
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی
تاريخ پخش: 25- 09-97

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
هوای بام تو داریم ما هوایی‌ها *** خوشا به حال شب و روز سامرایی‌ها
چه نعمتی است سر سفره‌ات نمک خوردن *** چه افتخار بزرگی است این گدایی‌ها
خداست بانی این اعتقاد نورانی *** خداست بانی اینجور آشنایی‌ها
دوباره حسرت دیدار در دل کعبه است *** چقدر کعبه دلش خون شد از جدایی‌ها
به یاد حضرت فرزندتان هر آدینه *** چه حس و حال قشنگی است همصدایی‌ها

«اللهم عجل لولیک الفرج» سلام می‌کنم به همه بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنین‌مان، عید میلاد با سعادت امام حسن عسگری(ع) را تبریک می‌گویم. به محضر امام زمانمان تبریک و شادباش عرض می‌کنیم. انشاءالله عیدی ما ظهور آقا و صاحب ما باشد. به سمت خدای امروز خوش آمدید. انشاءالله بهترین‌ها در این روز نورانی برای شما رقم بخورد. حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله. من هم خدمت شما و بینندگان و شنوندگان این برنامه سلام می‌کنم و این روز خجسته را تبریک می‌گویم. انشاءالله گره‌گشا باشد و دوستداران حضرت حاجت روا بشوند و جهان برای تشریف فرمایی فرزند عزیزش آماده و همه ما از منتظران قدومش باشیم.  
شریعتی: بحثمان در ذیل بحث تربیت اعتقادی به امامت و رهبری رسید و نکات بسیار خوبی که امروز برای ما خواهند گفت.
حاج آقای بهشتی: بسم الله الرحمن الرحیم، به نظرم بحث را با حدیثی از امام عسگری(ع) شروع کنیم، امامان ما بخشی از معارفشان را در قالب نامه به دوستانشان می‌دادند، خوشبختانه آن نامه‌ها ضبط شده و مجموعه‌ی نامه‌های پیامبر به فارسی ترجمه شده است. «مکاتیب الائمة» منتشر شده است، این بخشی از یکی از نامه‌های امام عسگری(ع) هست به دوستانشان که انتخاب کردم و به نظرم فرازی نورانی است. مطالبی است که می‌دانیم ولی نیازمند تذکرش هستیم. فرمودند: «أوصيكم‏ بتقوي الله» شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و پرهیز از مخالفت فرمان خدا «و الورع في دينكم» در دینتان مراقبت و مواظبت داشته باشید. ورع یعنی وقتی به آلودگی رسیدیم، خودمان را عقب بکشیم. «و الاجتهاد لله» برای خدا زیاد کار و کوشش کنید. از فرصتی که خدا در اختیارتان قرار داده بهره‌برداری کنید. «و صدق الحديث» سفارش می‌کنم شما را به راستی در سخن «و أداء الامانة إلي من ائتمنكم» به کسی که به شما اعتماد کرده امانت را برگردانید «من بر أو فاجر» هرکس می‌خواهد باشد. چه خوب یا بد، «و طول السجود» شما را سفارش می‌کنم به سجده‌های طولانی در پیشگاه پروردگار «و حسن الجوار» و خوب همسایه‌داری کردن، «فبهذا جاء محمد ص» پیامبر اسلام برای همین‌ها آمد «أكثروا ذكر الله» زیاد خدا را یاد کنید «و ذكر الموت» زیاد مرگ را یاد کنید. یاد مرگ بر خلاف برداشت بعضی که فکر می‌کنند افسردگی می‌آورد، برعکس انسان را فعال می‌کند و او را مصمم می‌کند برای جهان پیش رو هدایایی بفرستد و توشه‌ای آماده کند. به زندگی ما جهت می‌دهد، گناهان، جرایم را پاک می‌کند و ما را به توبه وادار می‌کند. یاد مرگ خیلی برکت دارد. «و تلاوة القرآن» زیاد قرآن تلاوت کنید «و الصلاة علي النبي ص» زیاد صلوات بفرستید. یکی از سبقه‌های برنامه‌ی سمت خدا ترویج ذکر شریف صلوات است که انسان‌ها مستمراً با شخصیت درجه یک جهان، مرتبط می‌شوند. از نورانیت آن بهره می‌گیرند. برای هر صلواتی ده حسنه است و در پایان فرمودند: «فإن الصلاة علي رسول الله عشر حسنات احفظوا ما وصيتكم به» توصیه‌هایی که کردم حفظ کنید، «و أستودعكم الله» شما را به خدا می‌سپارم «و أقرأ عليكم السلام» (تحف‏العقول، ص 487) خداحافظ!
ما در نامه‌ها اول سلام می‌دهیم، عرب‌ها هم اول و هم آخر، سلام اول به معنی سلام ورود است، سلام آخر مثل پایان نماز حالت خداحافظی دارد. این هدیه‌ای باشد به دوستداران حضرت. اما موضوعی که می‌خواهم مطرح کنم، موضوع امامت یک موضوع آشنایی است و از یک زاویه جدیدی به این موضوع نگاه می‌کنیم. از خدا می‌خواهم آنچه خیر است به زبان من جاری کند و مطرح کنم.
پیامبر اسلام شئونی داشتند، اولین شأنش پیغمبر بوده است. پیغام خدا را ابلاغ می‌کرد. در اینجا هیچ نمی‌توانست از خودش اظهار نظر کند، هرچه خدا فرمان می‌داد بی کم و کاست ابلاغ می‌کرد. قرآن هم می‌فرماید: «ما آتاكُمُ‏ الرَّسُولُ‏ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (حشر/7) آنچه پیامبر فرمان می‌دهد تن بدهید و آنچه شما را نهی می‌کند، اجتناب کنید. اینها همه از خداست. منصب دوم پیغمبر، قضاوت است. قضاوت یک امر خیلی پیچیده‌ای است، وقتی اختلاف بین آدم‌ها پیش می‌آید، هرکس حق را به جانب خودش می‌داند. ولی یک مکانیزم را خداوند به انبیاء تعلیم داده، نه در مورد پیامبر ما، پیامبران قبلی هم یکی از منصب‌هایشان همین قضاوت بوده است که کار فوق‌العاده سختی است. قضاوت کار حساسی است و نیاز به ارتباط زیاد با خدا دارد. براساس آیات قرآن یک منصب پیامبر قضاوت بین مردم است ولی این وحی نیست. براساس موازینی اختلافی که بین دو کس یا بین دو قبیله پیش آمده، براساس آن موازین پیامبر قضاوت می‌کند. یک کسی شاهد دارد. یک کسی قسم می‌خورد، یک کسی ادعا دارد. قسمت اول پیامبر پیغام آور بود و خودش هیچ دخالتی نداشت. قسمت دوم از خودش اظهار نظر می‌کند.
منصب سوم پیامبر رهبری جامعه است. جامعه نیاز به رهبر دارد. به خاطر اینکه سامان پیدا کند، قوانین و مقررات لازم دارد و کسی که قوانین و مقررات را پیاده کند. اگر کسی نافرمانی می‌کند او را تنبیه کند. بقیه را تشویق کند. بالاخره جامعه بدون رهبر نمی‌شود. به قول امیرالمؤمنین(ع) چه رهبر خوب و چه رهبر بد، جامعه نیاز به رهبری دارد. سومین منصب پیامبر رهبری جامعه است. تا زمانی که پیامبر هست این رهبری هم با اولی فرق دارد. رهبر استاندار می‌فرستد، فرمانده نظامی می‌فرستد. این به فرمان خداست؟ نه، براساس صلاحدید خودش فرمانده جنگ نصب می‌کند. یک جوانی یا پیری، یا اصلاً می‌فرماید: جنگ شود، صلح شود، اینها وحی الهی نیست. به همین دلیل در این امور مشورت می‌کنند. مثلاً جنگ احد، داخل شهر بجنگیم یا به کوهستان برویم؟ یا در جنگ احزاب چه کنیم؟ سلمان فارسی پیشنهاد داده است. در مرزهای اینها باید فرق بگذاریم. منصب اول دربست دریافت می‌کند وحی را و به مردم منتقل می‌کند. منصب دوم که قضاوت می‌کند براساس تعلیمات الهی قضاوت می‌کند ولی خودش قضاوت می‌کند. براساس موازین، رهبری جامعه را هم براساس صلاحدید خودش، مثلاً عزل و نصب افراد، فرمانهایی که می‌دهد، تصمیم‌های مهمی که می‌گیرد. سفرایی که اعزام می‌کند همه براساس صلاحدید خودش است.
تا زمانی که پیامبر هست به همین روال می‌گذرد تا اینکه پیامبر به فرمان الهی مدتش سر    می‌آید. خداوند به پیامبر اسلام می‌فرماید: «إِنَّكَ‏ مَيِّتٌ» (زمر/30) تو می‌میری! «وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» بقیه هم می‌میرند. دوره‌ای که ما در این دنیا هستیم، یک دوره آزمون است. دوره مشخصی است اجل مسمی است و مدت زمان معین است و باید برویم. جامعه که وجود دارد و مسلمین که هستند، بعد از پیامبر چه می‌شود؟ اینبار یک کلمه‌ای به صحنه آمده به نام امام، امامت، امام یعنی چه؟ پیشوا، قداستی ندارد. کلمه امام قداست ندارد. می‌تواند پیشوای خوب باشد، پیشوای بد باشد. قرآن هم در هردو مورد به کار برده است. امام نور، امام نار! پیشوا کسی است که جمعی دنبال او می‌روند. فرعون هم پیشوا است. موسی بن عمران هم پیشوا است. تا اینجا قداست ندارد. اما یک پیشوای هدایت بود، اینبار قداست پیدا می‌کند. پیشوای ضلالت بود، نه. تاریکی درونش هست. پیامبر رفته است. الآن جامعه اسلامی، وحی هم تمام شده است. آیات قرآن به صورت کامل نازل شده است. تا زمانی که پیامبر بود آیات قرآن را تفسیر می‌کرد و به پرسش‌های مردم پاسخ می‌داد. حالا جامعه 1- رهبر لازم دارد، 2- کسی را لازم دارد که دین خدا را توضیح بدهد و تبیین و تفسیر کند.
خدا شهید مطهری را رحمت کند، ایشان می‌فرماید: امامت سه مفهوم دارد. مفهوم اول که بیشتر مردم می‌دانند به معنای حکومت و اداره جامعه است. امام یعنی رئیس جامعه و رهبر جامعه، بین شیعه و سنی در این مسأله اختلاف نیست که جامعه رهبر می‌خواهد. نه بین شیعه و سنی، مسیحی و یهودی، خلائقی که در دنیا هستند فکر نمی‌کنم کسی اختلاف داشته باشد که جامعه نیاز به رهبر دارد. منتهی اختلافی که وجود دارد شیعه می‌گوید: پیامبر به فرمان خدا، در غدیر خم رهبران آینده، دوازده نفر را معرفی کرده است. نفر اولشان امیرالمؤمنین علی(ع) است، نفر دوازدهم امام مهدی(عج) است که او هم به فرمان خدا براساس حکمتی در پس پرده غیب خواهد رفت. اینها اسرار عالم است و نظر شیعه این است که پیامبر در غدیر خم، در آخرین ماه‌های عمرش نفر بعد از خود را معرفی کرده است. اهل سنت می‌گویند: مردم انتخاب کنند، یا نخبگان انتخاب کنند. شیعه می‌گوید: خدا انتخاب کرده است.
امام به معنای رهبری سیاسی جامعه، مدیریت جامعه، همه قبول دارند جامعه باید امام داشته باشد. منتهی در مصداقش اختلافی است که همه می‌دانند. یک امام به معنای دومی هست که شهید مطهری می‌گوید: این را فقط شیعه قبول دارد و اینکه پس از پیامبر یک مرجعیت دینی باید وجود داشته باشد، معصوم که آیات قرآن را تا زمانی که پیامبر بود مردم پرسش‌هایی داشتند و مسائلی پیش می‌آمد و پاسخ داده می‌شد، آیا پس از پیامبر هم کسانی هستند که مرجعیت دینی داشته باشند و معصوم باشند؟ پاسخ‌هایشان به دور از خطا و اشتباه باشد؟ ما به چنین کسی امام می‌گوییم. مرجعیت دینی، یعنی معتقد هستیم یک پیشوایی که تعلیماتی که پیامبر از خدا دریافت کرده را به علی(ع) منتقل کرده و امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبی و امام حسن به امام حسین منتقل کرده است. همینطور هر امامی به امام بعد، از آسمان آمده، شهید مطهری می‌گوید: ما کیفیتش را نمی‌دانیم، رمز و راز دارد. با چه مکانیزمی منتقل شده نمی‌دانیم ولی در اعتقادات ما هست. خداوند براساس مهرش امت اسلامی را رها نکرده که الآن مسأله‌ی نویی پیش می‌آید، دیدگاه درست اسلام در مورد آن چیست. یکسری موضوعات بوده که از پیامبر سؤال شده و جواب دادند. دهها و صدها موضوع به مرور زمان در آینده‌ها پیش می‌آید، اینها را می‌پرسند. آیا یک پاسخ دهنده‌ی معصومی پس از پیامبر وجود داشته است؟ شیعه می‌گوید: بله، دوازده نفر! این دوازده نفر حدوداً طی 250 سال در وضعیت‌های مختلف اجتماعی و سیاسی بین مردم بودند و مسائل تازه‌ای که پیش می‌آمد و پرسش‌هایی که خارج از سرزمین اسلامی، مسیحی، یهودی، بودایی، زرتشتی، منکر خدا، ملحد، درباره‌ی خدا، جهان، درباره‌ی آخرت، انبیاء، موضاعات مختلف را مطرح می‌کردند. به عنوان کارشناس درجه یک اسلام، امام رضا(ع) پاسخ می‌گفت. این امامت با آن امامت به معنی رهبری متفاوت است. شهید مطهری می‌گوید: دومی و سومی مهمتر از اولی است. امامت به این معنا که مرجعیت دینی، اسلامی که دین جاویدان هست و تا آخر عالم گره‌گشای جامعه بشری، چه در حوزه فرد، چه در اجتماع، باید شخصیت‌هایی بالای سرش باشند که به وحی الهی متصل شوند، به امامان ما وحی می‌شد؟ نه. به آن شکلی که عرض کردم، تعلیماتی که خدا به پیامبر داده، پیامبر به امیرالمؤمنین آموزش داد. با چه مکانیزمی راز آلود است ولی امیرالمؤمنین آن تعلیمات را دریافت کرد، به طریق کلاس‌های مدرسه‌ای، نه! علم لَدُنی! پیغمبر فرمود: پس از من پرسش‌هایی که برای شما پیش می‌آید از وصی من علی بپرسید. وصی پیامبر یک شأن رهبری جامعه دارد که عزل و نصب می‌کند. سفیر می‌فرستد، مالیات می‌گیرد، جنگ و صلح دارد و آن یک شأن است که علی(ع) به دنبال پیامبر است. یک شأن است که مرجعیت دینی، آیه‌هایی از قرآن هست سه پهلو و چهار پهلو است. چند معنایی است. به قول خود قرآن متشابه است. یعنی چند معنای شبیه به هم دارد. یک معنایش درست است چه بسا بقیه معانی درست نباشد. اینها امام تکلیف آیه را روشن می‌کند.
امام حسن عسگری(ع) 28 سال عمر کردند. اینها دیگر به سن ارتباط ندارد. خداوند این شخصیت را با ظرفیت تشخیص داده و حکمتش اقتضاء کرده او را پیشوا قرار بدهد. پیشوا به معنای پاسخگو و کارشناس ممتاز دین. همه علمای اهل سنت هم به لحاظ مرجعیت دینی ائمه را بالاترین تراز روزگار خودشان می‌دانستند. الآن سرگذشت ائمه را نگاه کنید. امام هفتم، امام هشتم، امام ششم، امام پنجم، علمایی که از اهل سنت در همان زمان زندگی می‌کردند. اوصاف امامان ما را نوشتند. به زهد آنها اشاره کردند. به عباداتشان که هنوز نگفتیم، اولین چیزی که اشاره کردند به علم آنهاست. در روزگار امام صادق(ع) از امام صادق عالم‌تر وجود نداشته است. کسی که آمادگی داشته باشد به هر پرسش دینی یا به لایه‌های عمیق قرآن کریم پاسخ بدهد. این معنای دوم امام است. آثاری که از امامان ما مانده است، چند صد هزار حدیثی که الآن در حوزه‌های مختلف، یک مجموعه حدیثی ما بحارالانوار است. 110 جلد است و یک مجموعه حدیثی است. سه جلدش فهرست است. فکر می‌کنم دو یا سه بار این فهرست را خواندم. انسان     شگفت زده می‌شود. امام معصوم درباره‌ی ریز و درشت مسائل مادی و معنوی، گذشته، حال و آینده، مسائل سیاسی و اقتصادی، ژنتیک، توحید و لایه‌های مختلف این جهان اظهار نظر کردند. فرض کنید بخواهیم برای صحیفه سجادیه رقیب پیدا کنیم. اینها رقیب ندارند. ما به چنین شخصیت‌هایی معتقد هستیم. وقتی می‌گوییم: امامت، منظور ما امامت به معنای اول یعنی رهبری جامعه، اداره جامعه که گاهی پیش آمده امیرالمؤمنین(ع) 25 سال پس از پیامبر امام بودند. امام به معنای دوم! لذا خلفا هم، خلیفه اول و دوم، خلیفه سوم به مشکلات علمی یا به تحیّری می‌رسیدند در یک قضاوت، به امیرالمؤمنین مراجعه می‌کردند و حضرت پاسخ می‌داد.
امام به معنای سومی هم هست. شهید مطهری در مورد معنای اول می‌فرماید: اتفاق نظر است در مصداقش اختلاف است. در معنای دوم فقط شیعه این را می‌گوید. یعنی هیچکدام از فرق دیگر چنین نظری ندارند که پس از پیامبر کسانی معصوم پا به این عرصه گذاشتند و دین خدا، کتاب خدا را تفسیر کردند و معصوم بودند. این را شیعه می‌گوید. یک معنای سوم، اینکه امام به معنای انسان کامل، یک کلمه دیگر هم که به کار می‌بریم حجت است. یک کلمه دیگر هم ولی است. وقتی می‌گوییم: امام، منظور ما کسی است که در بین جمعیت بشری در قله قرار دارد. کمالاتی که اسلام می‌خواسته انسان به آن کمالات برسد، همه را پیموده است. در اوج قرار گرفته است. معنویت، اخلاق، علم، چیزهایی که انسان عشق می‌ورزد به آنها برسد. امام به این معنا، بعضی از صوفیه کلمه قطب را به کار می‌بردند. ولی ما در مکتبمان همان کلمه امام را به کار می‌بریم. پیشوا در معنویت! اولی پیشوای سیاسی است. دومی مرجعیت دینی است. سومی مرجعیت معنوی و اخلاقی است. وقتی ما سیره ائمه را تعریف می‌کنیم بخشندگی داشتند. به ضعفا می‌رسیدند، عفو می‌کردند و مسائل اخلاقی را در زیر مجموعه سومی قرار می‌دهد. البته در دنیا آدم متخلق به اخلاق زیاد داریم و نمی‌توانیم آدم‌های اخلاقی را با ائمه زیاد داریم. معنویت‌هایی در دنیا هست، در آمریکای جنوبی هست، در هندوستان و ژاپن هست، معنویت‌هایی که وجود دارد معنویت منهای کتاب‌های آسمانی و ادیان آسمانی است. معنویتی که ادیان آسمانی و کاملترین آن قرآن مطرح می‌کند، تجلی‌اش در پیامبر اسلام است و بعد از پیامبر در این دوازده، سیزده نور پاک است.
امروز یکی از گرفتاری‌های بشر همین عرفان‌های کاذب است. این معلوم است بشر به عرفان نیاز دارد. معنویت‌های کاذب که بشر به این معنویت‌ها نیاز دارد. راه را اشتباه می‌رود. دعایی است که امام صادق(ع) فرمود: در آخرالزمان این دعا را زیاد بخوانید. مردم ما بلد هستند. «اللهم عرفنی نفسک» خدایا خودت را به من بشناسان. «فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي‏ نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ» اگر تو را نشناسم، فرستاده‌ی تو را نشناختم. «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي‏ رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ» خدایا پیامبرت را به درستی به من بشناسان، او را نشناسم جانشین او را هم به درستی نشناختم. «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ» خدایا حجتت، انسان کامل، آن کسی که روی قله همه ما را صدا می‌زند، او را به من بشناسان. «فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي»‏ (كافي، ج 1، ص 337) به بیراهه می‌روم. یک کسانی هستند نماز نمی‌خواند، روزه نمی‌گیرد، حج نمی‌رود و دنبال یک عرفانی است. این همان بیراهه است.
برای معنویت دستورالعمل‌هایی است، استادش می‌گیرد. قرآن و امام تأیید نمی‌کند، امام به معنای سوم به این معناست. دو حدیث می‌گویم که هردو حدیث را به صورت متواتر شیعه و سنی نقل کردند. حدیث اول: هرکس امام زمانش را نشناسد، «من‏ مات‏ و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة» این کدام امام است؟ امام به معنای اول است که رهبری سیاسی جامعه باشد؟ یا امام به معنای دوم مرجعیت دینی است؟ یا امام به معنای سوم، انسان کامل است. یا هر سه است؟ اینطور اگر باشد یعنی هر مسلمان باید تکاپو و تلاش و دقت کند، هم رهبری سیاسی جامعه را درست انتخاب کند.
شریعتی: پس امام یک انسان کامل که دارای مرجعیت علمی و دینی تام است که رهبری جامعه را بر عهده گرفته است.
حاج آقای بهشتی: بله، چون بعضی می‌روند آن سومی، مثلاً امام حجت خداست از ضمایر ما اطلاع دارد. ما وقتی روبروی امام رضا(ع) هستیم، زمان حیاتش یا بعد از مماتش فرقی نمی‌کند. ما مقابل امام زمان می‌ایستیم و این را می‌گوییم. «اشهد اَنَّک تسمعُ کلامی و یَرُّدُ سلامی» این یعنی از ضمایر ما اطلاع دارد. امام چنین شخصی است. یعنی نفس نورانی دارد. دل زلال دارد و از طرف خدا به او ظرفیت والا داده شده است. می‌تواند در هستی تصرف کند. از اسرار باخبر است. غیب می‌داند. اینها امام سوم است. امام به معنای حجت و ولی، بسیاری از احادیثی که در مورد امام شناسی هست، در این حوزه هست. احادث امام شناسی در سه حوزه است. آیات قرآن هم همینطور است. بعضی از آیات به آن جنبه سیاسی اجتماعی رهبری ما را راهنمایی می‌کند. بعضی از آیات به مرجعیت دینی ما و بعضی از آیات حجت بودن امام است. به اینکه الگوی تعلیم و تربیت می‌تواند باشد. هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، بر جاهلیت مرده است. دنبال معنویت هم برود، معنویت کارساز نیست. دنبال علم برود آن علم راهگشا نیست. دنبال یک جامعه سامان یافته برود آن جامعه به سراب خواهد رسید. امروز که روز تولد امام حسن عسگری(ع) هست، خواهش می‌کنم یک مقداری وارد این بحث شویم. این موضوعی که اسلام عزیز مطرح می‌کند، تا زمانی که پیامبر هست ما همه نیاز به وحی الهی داریم، در بحث نبوت زود گذر کردیم. یکی از حرف‌ها این بود که انسان برای رسیدن به سعادت به وحی الهی نیازمند است. خودش عقل دارد و با تجربه هم علم می‌آموزد اما همچنان ناکافی است.
اگر انسان را خوراک و پوشاک و مسکن بگوییم، لذت، اینها نبی نیاز ندارد. رسول نیاز ندارد، وحی نیاز ندارد. زندگی این نیست. ما با حیوان‌ها متفاوت هستیم. خدا می‌فرماید: من تمام هستی را برای تو آفریدم. تو فکر نکنی در ابعاد کوچکی تعریف می‌شوی. «أ تزعم انک جرمٌ صغیر» فکر کردی همین ابعاد کوچک هستی؟ «و فیک انطوی العالم الأکبر» جهان بزرگ در تو پیچیده شده است. پس تو برای یک منظور مهمی خلق شدی. منظور مهم را باید خدا بگوید. استاد بنده حاج آقای قرائتی، کتابی به نام امامت دارد. در آن کتاب ده دلیل آورده که چرا ما به امام نیاز داریم؟ چون بعضی می‌گویند: کتاب خدا کافی است. این مثل این است که بگوییم: یک کتاب طب و پزشکی برای مداوای بیماران کافی است. هیچکس رأی می‌دهد؟ الآن مقابل دانشگاه تهران برویم و کتاب پزشکی بخریم و در خانه به آن عمل کنیم. امکان پذیر است؟ نه کتاب لازم است، اما کنار کتاب طبیب لازم است. امام چنین نقشی را ایفا می‌کند. الآن قانون مدنی، قانون کیفری، الآن کتاب نوشته شده و دهها و دهها کتاب حقوقدانان ما نوشتند. آن کتاب ما را از قاضی و حاکم بی‌نیاز می‌کند؟ نه، قانون و حاکم لازم است. کتاب پزشکی لازم است.
یک حدیث دیگر هم هست که شیعه و سنی نقل کردند. پیامبر ما در اواخر عمرش بارها مردم را جمع کرد و فرمود: می‌خواهم چیزی بگویم که حاضران به غائبان، پدران به فرزندان، «الی یوم القیامة» منتقل کنند. آن چیست؟ «انی تارکم فیکم الثقلین» من دو چیز گرانبها برای شما به جا می‌گذارم. «کتاب الله و عترتی» البته اهل سنت هم گاهی نقل کردند «و سنتی». شهید مطهری می‌فرماید: عالم بزرگوار، آیت الله العظمی بروجردی به یکی از شاگردانش دستور داد برو در کتب اهل سنت نگاه کن و ببین این حدیث به چه شکلی آمده است؟ «کتاب الله و سنتی» است یا «کتاب الله و عترتی»؟ عالمی در قم بود به نام آیت الله وشنوه‌ای که خدا رحمتشان کند، ایشان رفت تحقیق کرد در بیش از دویست کتاب اهل سنت این تعبیر آمده است. «کتاب الله و عترتی» این مجموعه تحقیق را آیت الله العظمی بروجردی به مصر فرستاد، آنها هم چاپ کردند، منتشر کردند. البته گاهی هم به ندرت «کتاب الله و سنتی» که در پرتو عترت معنا می‌شود. پیامبر دو چیز به جا گذاشته است، قرآن که مصون از خطاست. عترت که کنار قرآن گذاشته است. آن هم مصون از خطاست. یکی از دلایل معصوم بودن ائمه همین حدیث است که تا روز قیامت که در کنار حوض شما خواهید آمد، اگر می‌خواهید «ما ان تمسكتم‏ بهما لن تضلوا أبدا» اگر می‌خواهید به بیراهه نروید، به این دو، «كتاب الله و عترتى اهل بيتى» معلوم می‌شود عترت یعنی همان دوازده نفر یا فاطمه زهرا(س)، سیزده نفر معصوم هستند.
بیان‌های کارشناسی‌شان از قرآن، از دین، دیدگاه‌هایی که از اسلام بیان می‌کنند به دور از خطا، با یک مجتهد فرق دارد. الآن یک مجتهد براساس ضوابطی که آن هم ائمه تنظیم کردند و به ما یاد دادند، در دوران غیبت چگونه حکم خدا استنباط می‌شد، ولی باز احتمال خطا هست. ولی در اظهار نظرهای امام معصوم احتمال خطا نیست. امامت به معنای پیشوای سیاسی و مرجعیت دینی و به معنای انسان کامل است.
شریعتی: اگرچه در برخی مقاطع و دوران‌ها رهبری سیاسی آنها تحت الشعاع قرار می‌گرفت، ولی مرجعیت علمی و دینی وجود داشت.
حاج آقای بهشتی: نکته‌ی تربیتی مهم مسأله الگو قرار دادن امام است. ما در هر سه جنبه، هم در جنبه سیاسی، اجتماعی، هم در جنبه علمی، هم در جنبه اخلاقی نیازمند الگو هستیم. ما در بحث نبوت هم به مسأله الگو بودن پیامبر اشاره کردیم. الگوهایی نیاز داریم که اشراف داشته باشند. راه را رفته باشند. کوه پیمایانی که پایین قله دماوند هستند، نگاه می‌کنند کسانی پرچم بالای قله زدند. آنها بلد راه می‌شوند و هم به ما امید می‌دهند، می‌گویند: شدنی است و این راه پیمودنی است و نیاز داریم. بچه ما، خانواده ما به شدت به این انوار درخشان و این دوازده امام معصوم نیاز دارد. ما باید با زندگی این دوازده امام آشنا شویم. اینها چراغ آینده راه ما هستند. در دوازده وضعیت هم خدا آنها را قرار داده است. مقام معظم رهبری کتابی به نام «انسان 250 ساله» دارند. یعنی در حقیقت گویا یک نفر طی این 250 سال راهبری جامعه را برعهده داشته است. چون در آینده‌ها وضعیت‌های مختلفی ممکن است برای جامعه مسلمان پیش بیاید، نمونه‌هایش را باید نگاه کنیم، وضعیت ما مشابه زمان امام هفتم است یا زمان امام نهم یا چهارم است. خودمان را تطبیق بدهیم و الگو بگیریم. درست است بچه‌های ما از دوره ابتدایی، راهنمایی و متوسطه، در بعضی رشته‌های دانشگاهی با بعضی از زندگانی ائمه آشنا شوند ولی به دلیل محدودیت‌های کتاب‌های درسی امکان چنین چیزی فراهم نمی‌شود. مثلاً کسی از امام عسگری(ع) تحقیق کند از اول ابتدایی تا پایان متوسطه 200 کتاب است. فارسی، مدنی، اجتماعی، علوم، انگلیسی، عربی، همه اینها را بررسی کنیم ببینیم برای امام عسگری(ع) چقدر مطلب هست؟ من فکر نمی‌کنم دو صفحه بیشتر باشد. آنوقت با دو صفحه امام شناسی رخ نمی‌دهد. نقش امام در جهان هستی چیست؟ امام در تاریخ چه تحولاتی ایجاد کرده است. چه پیغام‌هایی برای آخرالزمان داده است. از ما چه توقعاتی دارد؟ در آن دو صفحه نمی‌گنجد. ما باید از طریق رسانه، از طریق خانواده‌ها، جلساتی که در محله‌ها و مساجد وجود دارد باب امام شناسی را باز کنیم. طوری نباشد که متحیّر به هم نگاه کنیم و در مورد امام حسن عسگری ندانیم. این گناه است. ما خودمان را از یک سرچشمه برکت محروم می‌کنیم. مسأله الگو گرفتن از ائمه و معرفت نسبت به آنها را بشناسیم . در همین قدم اول ماندیم.
شریعتی: تربیت اعتقادی مسأله بسیار مهمی است که در این هفته‌ها به آن خواهیم پرداخت، هم برای والدین و هم برای فرزندان بسیار کاربردی و مفید هست. روز سه‌شنبه که روز وفات حضرت معصومه(س) است، انشاءالله در شبستان امام خمینی در حرم حضرت معصومه خدمت دوستان هستیم. امروز صفحه 535 قرآن کریم، آیات 17 تا 50 سوره مبارکه واقعه را تلاوت خواهیم کرد.
«يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ «17» بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ «18» لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ «19» وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ «20» وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ «21» وَ حُورٌ عِينٌ «22» كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ «23» جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ «24» لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً «25» إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً «26» وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ «27» فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ «28» وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ «29» وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ «30» وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ «31» وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ «32» لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ «33» وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ «34» إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً «35» فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً «36» عُرُباً أَتْراباً «37» لِأَصْحابِ الْيَمِينِ «38» ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ «39» وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ «40» وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ «41» فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ «42» وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ «43» لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ «44» إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ «45» وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ «46» وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ «47» أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ «48» قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ «49» لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ «50»
ترجمه: بر گردشان پسرانى هميشه نوجوان به خدمت مى‏گردند. با جام‏ها و آبريزها و ظرف‏هايى از (شراب و نوشيدنى‏هاى گورا و) روان (پذيرايى مى‏نمايند). از آن نوشيدنى‏ها نه سردرد مى‏گيرند و نه مست مى‏شوند. و (براى آنان) ميوه‏هايى از هر چه انتخاب كنند. و گوشت پرنده از هر نوع كه اشتها دارند. و زنانى سفيد روى، درشت چشم و زيبا، همچون مرواريد در صدف. پاداشى در برابر آنچه انجام مى‏دادند. در آنجا سخن بيهوده و نسبت گناه به ديگرى را نمى‏شنوند. سخنى جز سلام و درود نيست. و ياران راست، چه هستند ياران راست. در كنار درختان سدر بى خار. و درختان موز كه ميوه‏هايش به صورت فشرده رويهم چيده. و سايه‏اى پايدار. و آبى‏ريزان (از آبشارها). و ميوه‏اى فراوان. كه نه تمام مى‏شود و نه از مصرف آن جلوگيرى مى‏گردد. و هم خوابگانى والا قدر. كه ما آنان را به نوع خاصى آفريديم. پس آنان را دوشيزه و باكره قرار داديم. زنانى هم سن و سال و شوهر دوست. (اين نعمت‏ها) براى اصحاب يمين است. كه گروهى از امت‏هاى قبل. و گروهى از امّت‏هاى بعدى هستند. و (اما) ياران دست چپ، چه هستند ياران دست چپ (شقاوتمندان و نامه به دست چپ داده شدگان). در ميان باد سوزان و آب داغ. و سايه‏اى از دود غليظ و سياهند. كه نه خنك است و نه سودبخش. البتّه آنان پيش از اين (در دنيا) نازپرورده و خوشگذران بودند. و همواره بر گناه بزرگ پافشارى مى‏كردند. و پيوسته مى‏گفتند: آيا هنگامى كه ما مرديم و به صورت خاك و استخوان شديم. آيا حتماً ما برانگيخته مى‏شويم؟ و آيا نياكان ما (نيز برانگيخته مى‏شوند)؟ بگو: همانا پيشينيان و آيندگان. هر آينه به سوى وعدگاه روز معيّنى گردآورى خواهند شد.
شریعتی: کتاب «امامت و رهبری» از تألیفات متفکر شهید حضرت آیت الله مطهری است که بسیار مناسب برای همه دوستان عزیز، دانشجو‌ها و نوجوان‌ها و جوان‌هاست. انشاءالله با معارفی که در این کتاب هست آشنا شوند، نگذارید آثار استاد مطهری فراموش شود. این توصیه امام راحل عظیم الشأن ماست.
حاج آقای بهشتی: حاج آقای قرائتی می‌فرمودند: من خودم از آیت الله العظمی گلپایگانی شنیدم که گاهی می‌شنوم یک طلبه کم درس می‌خواند، اینقدر غصه می‌خورم که تب می‌کنم. طلبه‌ها، دانشجوها و دانش‌آموزها که وظیفه‌شان درس خواندن است. می‌فرمودند: بعضی از شب‌های زمستانی چهارده ساعت مطالعه می‌کنم. رسالت ما امروز به فرمایش مقام معظم رهبری، «العلم سلطان» بخواهیم اقتدار داشته باشیم و بیمه شویم و دشمن عقب نشینی کند، باید به علم بپردازیم.
شریعتی: «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»