main logo of samtekhoda

هفتاد و یکمین هفته ختم قرآن کریم-آیت الله مرعشی نجفی

alt

هفتاد و یکمین هفته ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا با گرامیداشت یاد عالم وارسته و مرجع شیعیان ، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی (۱۲۷۶ تا ۱۳۶۹ هجری شمسی) برگزار گردید.

با هم مطالبی را از زبان فرزند ایشان ، دکتر سید محمود مرعشی می‌خوانیم :

ایشان هر آنچه به دست می آوردند، در راه رفع حوایج مردم مصرف نموده، یا وقف می کردند و هیچ گاه مالی را به خودشان اختصاص نداده اند. می‌فرمودند: «من شب که می خوابم هیچ پولی، هیچ اندوخته ای در جیب من نباشد، چون ما عامل هستیم. ما باید از این دست بگیریم و با دست دیگر بدهیم به فقرا، ایتام، نیازمندان و کمک کنیم به مراکز علمی، دینی و فرهنگی، اینها مال ما نیست!» و تا آخر عمر نیز چنین بودند. شب آخری که ایشان رحلت فرمودند، همان شب به بنده می فرمودند: «من خیلی بارم سبک است و هیچ نگرانی ندارم، تنها یک چیز مرا زجر می دهد و آن این است که می ترسم در ایام زندگیم نوشته من یا صحبتهای من در هر موردی باعث شده باشد که حقی ناحق شود، یا در همسایگی ما گرسنه ای بوده باشد و ما غذای سیر خورده باشیم که و الله و بالله و تالله اگر چنین چیزی بوده من آگاهی نداشته ام»

می فرمودند: «من از روز اولی که خودم را شناختم و روی پای خودم ایستادم، از البسه خارجی استفاده نکرده ام.» و تا آخر عمرشان هم همینطور بودند و می فرمودند: «این یک راه مبارزه با استعمار و استعمارگران است.» حتی یک وقتی من هنوز کوچک بودم، خیاط آمد و به ایشان گفت:
آقا دکمه از خارج می آید و برای قبا ناچاریم از آن استفاده کنیم، ایشان اجازه ندادند و مدتی در این فکر بودند که چه بکنند، بعد یکی گفت بعضی از خانمها در خانه از این قیطانهایی که به لب عبا می دوزند، شبیه دگمه درست می کنند و شما می توانید این را به خیاط بدهید و لذا لباسهای ایشان هیچ وقت دگمه نداشت و از همین قیطانهایی که در داخل تولید می شد استفاده می کردند.

ایشان می فرمودند از روزی که خودم روی پای خودم ایستادم، هرگاه لباس نویی می‌دوختم، نخستین بار می‌بردم در حرمهای ائمه (ع) و با مالیدن به ضریح، آن را متبرک نموده، بعد از آن استفاده می کردم.
ایشان از روی عشق و علاقه خاصی که به ائمه معصومین (ع) داشتند، همیشه در پایان دستنوشته هایشان مرقوم می کردند:«خادم علوم آل محمد (ص)»، «خادم اهلبیت عصمت و طهارت ».

مزارایشان در شهر قم و در راهروی ورودی کتابخانه ایشان است که بسیاری از کتابهای این کتابخانه را با زحمت شخصی و حتی نماز و روزه استیجاری خریداری کرده بودند. برای شادی روحشان فاتحه ای بخوانیم.