main logo of samtekhoda

97-06-20-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی - سیره حضرت سیدالشهداء علیه السلام


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیره حضرت سیدالشهداء (ع)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 20- 06-97

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
گرد هم آوردند ماتم‌های عالم را *** وقتی جدا کردند همدم‌های عالم را
از عطر یاسم بادهای ساحل غربی *** از یاد بردند مریم‌های عالم را
تا صبح بر گلبرگ زردش اشک خواهم ریخت *** شرمنده خواهم ساخت شبنم‌های عالم را
انگار یک جا بر سرم آوار می‌کردند *** تیغ تمام ابن ملجم‌های عالم را
من پشت پرچین بهشت کوچکم دیدم *** هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را
ماه هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ *** می‌دیدم آغاز محرم‌های عالم را

«صلی الله علیک یا أباعبدالله» سلام می‌کنم به همه شما، شما که دلتان و قلبتان سرشار از محبت امام حسین(ع) است. محبتی که هرگز سرد نمی‌شود. در آغازین روز ماه محرم با سمت خدا مهمان لحظات ناب شما و در محضر حاج آقای حسینی عزیز هستیم. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. ایام عزای سید مظلومان و سالار شهیدان را تسلیت می‌گویم. شعر بسیار زیبایی خواندید. اشعاری که این شب‌ها و روزها زینت بخش همه مجالس است و شما هم نصب کردید،

باز این چه شورش است که در خلق عالم است *** باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست *** سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان گریه می‌کنند *** گویا عزای اشرف اولاد آدم است
از آب هم مضایقه کردند کوفیان *** خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید *** خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
فردا دوم محرم است و ورود حضرت سیدالشهداء به سرزمین مقدس کربلاست.
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین *** روی دل با کاروان نینوا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست *** مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

خدا مرحوم آیت الله احمدی میانجی را رحمت کند. یادم هست هنگام خواندن اشعار، وقتی به اینجا می‌رسیدند، گریه امانشان نمی‌داد.

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب *** ورنه این بی حرمتی‌ها کی روا دارد حسین
می‌برد همراه خود هفتاد و دو ذبح عظیم *** بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

آنچه می‌توانم در آغاز بگویم این است که خیلی باید ممنون پروردگار باشیم که محرم دیگری رسید. خیلی‌ها قبل از محرم عمرشان به آخر رسید. باید ممنون پروردگار باشیم که به محرم دیگری رسیدیم. در قم یک منبری بود مرحوم آقا عباس حسینی، پیرمرد باصفایی بود. فرمودند: یکوقتی منبر بودم این روایت را می‌خواندم که بهشت هشت در دارد و هر گروهی از یک در وارد بهشت می‌شوند. وسط منبر این روایت را توضیح می‌دادم، پیرمردی از پای منبر گفت: آقای حسینی این روایتی که خواندید و این درهای بهشت خیلی سخت است. یک دری نیست آسانتر که برای ما از آن در وارد    بهشت شویم؟ جوابی نداشتم بدهم. شب به خانه آمدم، در فکر بودم چه جواب این پیرمرد را بدهم. کتاب سفینة البحار محدث قمی کنار دستم بود. گفتم ببینم حدیثی، مطلبی هست بگویم. این کتاب دو جلد است و حدود 1400 صفحه است. تا باز کردم اول صفحه این حدیث آمد. پیامبر خدا فرمود: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» روایتی که جواب آن پیرمرد بود، این است «الا و انَّ الحسین بابٌ من ابواب الجنه» او دنبال در بهشت آسانتری می‌گشت. حدیث را منابع خاصه و عامه نقل کردند. پیامبر فرمود: «ان الحسین بابٌ من ابواب الجنة من عاداه حرم الله علیه الریح الجنه» اشتباه نشود نه اینکه سیدالشهداء(ع) یک دستگاه جداگانه‌ای برای خودش دارد. نه! همان جمله معروف که فرمودند: «کلهم سفن النجاة و سفینة الحسین اسرع و اوسع» همه اهل‌بیت کشتی نجات هستند. ولی این کشتی خیلی سریعتر و گسترده‌تر است. در طول سال ما عرفه داریم، رمضان داریم، شب‌های جمعه داریم، مناسبت‌های مذهبی فراوان داریم ولی کجا مردم اینطور به خدا و مناجات و اشک و دعا و معارف دین اقبال دارند و چقدر مردم جذب می شوند، چقدر جوا‌ن‌ها برمی‌گردند.
خدا مرحوم آقای مروی را رحمت کند که این قصه را نقل می‌کردند. می‌فرمودند: در اراک یک آقایی می‌گفت: من دهه اول محرم در هیأتی سخنران بودم. یک شب آمدم منبر بروم، یک جوانی که مست بود و حال خوبی نداشت، مرا دید و با حالت خودش گفت: آ شیخ کجا می‌روی؟ گفتم: هیأت سیدالشهداء (ع) می‌روم. گفت: می‌خواهی یک شعر برایت بخوانم؟ گفتم: خدایا با این جوان چه کنم، مجلس ما را به هم نزند. بخوان! این شعر را خواند:
بردند ذره ذره مه پیکران دلم را *** یک ذره دگر ماند تا قسمت که باشد
باز در حالت مستی یکبار دیگر این شعر را خواند. دستی به صورتش کشیدم و گفتم: جوان پیشنهادی دارم. مگر نمی‌گویی: بردند ذره ذره مه پیکران دلم را؟ آن ذره آخر را وقف سیدالشهداء(ع) کن. آنهایی که در زندگی‌شان تحول ایجاد می‌شود لازم نیست صدها ساعت مطلب بشنوند، گاهی یک لحظه است. چنان این کلام روی او اثر گذاشت که منقلب شد و روی زمین نشست. از فردا آمد و توبه کرد و عوض شد.
ابن عساکر یک تاریخی دارد به نام تاریخ دمشق، ابن عساکر برای قرن ششم است. یعنی حدود هشتصد سال پیش یک عالم و مورخ اهل سنت در تاریخش نوشته: شب عاشورا وقتی عمر سعد کار را تمام کرده بود و جنگ با سیدالشهداء قطعی شد، سی نفر از سپاهیان عمر سعد گفتند: خجالت نمی‌کشی پسر پیغمبر خدا اینجا در بیابان کربلا دارد شما را به حرف خدا و سنت جدش دعوت می‌کند، شما نمی‌پذیرید؟ شب عاشورا سی نفر از لشگر عمر سعد به سپاه امام حسین ملحق شدند. دهه محرم تعظیم و تکریمش برای این است که ما ملحق شویم. ما همه فاصله گرفتیم. به برکت اشک و سینه زدن بر سیدالشهداء، به برکت شرکت در مجالس امام حسین فاصله‌مان را کم کنیم و نزدیک شویم.
این حدیث در عیون الاخبار الرضا شیخ صدوق هست. شخصی می‌گوید: «دخلتُ علی رسول الله» خدمت پیامبر شرفیاب شدم. أُبی بن کَعب از اصحاب پیامبر خدمت حضرت بود. سید الشهداء(ع) در آن مجلس بودند. رسول خدا به امام حسین فرمودند: «مرحباً بک یا أبا عبدالله» پیامبر به امام حسین شش، هفت ساله فرمود: «یا زین السماوات و الارضین» زینت آسمان‌ها و زمین، أبی بن کعب از اصحاب پیامبر است. عرض کرد: یا رسول الله! «کیف یکون یا رسول الله» مگر کسی غیر از شما زینت آسمان‌ها و زمین است؟ رسول خدا فرمود: «والذی بعثنی بالحق» قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، «ان لحسین فی السماء اکبر منه فی الارض» حسین در آسمان‌ها خیلی با عظمت‌‌تر از حسین در زمین است. خدا علامه امینی(ره) را رحمت کند. فرمود: این مجالس را برگزار کنید و عزاداری کنید ولی با اینها حق سیدالشهداء ادا نمی‌شود. قیامت باید مجلس امام حسین آنجا برگزار شود. باید در محشر عزای سیدالشهداء برگزار شود. «و انه لمکتوبٌ عن یمین عرش الله» رسول خدا فرمود: بر سمت راست عرش الهی نوشته شده: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة»
شریعتی: مقدمه خیلی خوب و پرباری بود. دوباره محرم از راه رسید و مساجد سیاه پوش شد. تکیه‌ها و حسینیه‌ها و دسته‌های عزا برپا شد. خوشا به حال کسانی که قدر این محرم را خواهند دانست، انشاءالله امام حسین کمک کند که یک محرم پرباری را تجربه کنیم و بتوانیم دستمان را به دست امام حسین بسپاریم و به سمت خدا حرکت کنیم و از همه این کثرات و مشکلات و گرفتاری‌ها فرار کنیم. قطعاً بحث محرم ما با حضور کارشناسان عزیز متفاوت خواهد بود. حاج آقای حسینی در ایام محرم قرار هست در مورد چه مباحثی صحبت کنیم؟
حاج آقای حسینی قمی: در مورد سیره‌ی اصحاب سیدالشهداء(ع) خیلی مطالعه کردم. در این سالها به زندگی امام حسین و خطبه‌های سیدالشهداء فراوان پرداختیم. من نگاه کردم و دیدم زوایای فراوانی از زندگی اصحاب امام حسین(ع) هست که کمتر گفته شده و به درد زندگی امروز ما می‌خورد. امروز می‌خواهم یک آموزه‌هایی از زندگی سیدالشهداء که به درد مجالس این روزها و شب‌های ما می‌خورد را بگویم. همین بحثی که در مقدمه اشاره کردم، اینکه ما بتوانیم بهتر چهره‌های جدید را جذب کنیم. هر شب سعی کنیم تا دیر نشده افرادی را با امام حسین آشنا کنیم. شما این افراد را سوار کشتی کنید، رساندن اینها به ساحل با سیدالشهداء(ع) است. دستشان را بگیرید و در عزای سیدالشهداء بیاورید. طعم بسیار شیرین درک معارف سیدالشهداء را به اینها بچشانیم، اینها دیگر از امام حسین جدا نمی‌شوند.
مطلب اول در مورد امام حسین(ع) اینکه ما سعه صدر را از امام حسین یاد بگیریم. خیلی حوصله‌هایمان کم شده است، یک داستانی را می‌گویم که این داستان در دو منبع قدیمی هست، یکی توحید شیخ صدوق، هزار و صد سال پیش، یکی هم تاریخ دمشق ابن عساکر که برای هشتصد سال پیش است. ابن عباس صحابه پیامبر شاگرد امیرالمؤمنین(ع) در مسجدالنبی نشسته بوده و برای مردم حدیث می‌گفت. شاگرد خوب امیرمؤمنان بود و تا روز آخر هم پایبند به همین راه بود. روزی که می‌خواست از دنیا برود، در طائف آخرین جمله‌ای که گفت و از دنیا رفت این بود: «اللهم انی اتقرب الیک بحبّ علی بن ابی طالب» این آخرین سخن ابن عباس بود. ابن عباس در مسجدالنبی نشسته بود، درس و حدیث می‌گفت. یک کسی در گوشه‌ی مسجد نشسته بود و مجلس ابن عباس را با جمله‌ای به هم زد. این جزء مخالفین اهل‌بیت(ع) بود. به ابن عباس گفت: این مسائل ساده چیست که برای مردم می‌گویی؟ اگر راست می‌گویی در مورد توحید یک سخن بگو. مجلس به هم خورد. ابن عباس سرش را پایین انداخت. امام حسین(ع) در گوشه مسجدالنبی حضور داشتند، برخورد این شخص را با ابن عباس دید که مجلس ابن عباس را به هم زد. سیدالشهداء(س) فرمود: با حدیث او کار نداشته باش، او بحث خودش را می‌کند «الیَّ» نزد من بیا از توحید برای تو بگویم! گفت: نمی‌خواستم از شما بپرسم! اگر شما را قبول داشتم که از شما می‌پرسیدم. ابن عباس تا این سخن را شنید پا درمیانی کرد و گفت: «یأبن الازرق انه من اهل بیت نبوة و هم ورثة العلم» ما هرچه داریم از اینها یاد گرفتیم و اینها اهل‌بیت پیامبر هستند. من شاگرد این مکتب هستم.    آنقدر گفت و به هر قیمتی بود نافع بن ازرق، کسی که از نظر فکری انحراف داشت و با مکتب اهل‌بیت فاصله داشت را جذب کرد و نزد امام حسین(ع) نشست.
علت اینکه این داستان در توحید صدوق آمده برای همین است. یک بیان زیبایی حضرت در مورد توحید دارد. به قدری این بیان جذاب بود، امام حسین می‌خواست از توحید سخن بگوید. روایت هست که به گریه افتاد. گفت: «یا حسین! ما أحسن کلامک» چقدر زیبا سخن می‌گویی! اینجا باید طبیب حاذق از فرصت استفاده کند. این شب‌ها دل هرکس می‌شکند و نرم می‌شود، آمادگی پذیرش هر حرف حقی را دارد. من بارها از ذاکرین و مداحان اهل‌بیت خواهش کردم و گفتم: وقتی شما داری روضه می‌خوانی، در اوج روضه که اشک جاری شده و دل شکسته، آنجا یک موعظه دینی بکن. چیزی در مورد خدا و پیغمبر بگو، مخصوصاً به جوان‌ها که خیلی اثر دارد. امام حسین فرمود: «بَلَغنی» به من خبری رسیده است. چون این آدم از باقی مانده‌های خوارج بود. خوارج امیرالمؤمنین(ع) را کافر می‌دانستند. می‌گفتند: حکمیت را پذیرفته، حکمیت کفر است پس کافر شده است. حضرت فرمودند: حکمیت را شما بر من تحمیل کردید. ثانیاً کفر نیست! حضرت به این فرد فرمود: «بَلَغَنی انک تشهدُ علی علیٍ و علی أخی و علیَّ بالکفر» من شنیدم که تو ما را کافر می‌دانی، پدرم علی را کافر می‌دانی، کسی از ما زیباتر توحید را بیان می‌کند؟ به سیدالشهداء عرض کرد: «أنتم مَنار الاسلام، نجوم الاحکام» اگر من چنین اشتباهی کردم، شما نور هستید، شما ستاره و خورشید هستید، همه نور از شماست. من اشتباه کردم! امام حسین(ع) به زیبایی او را جذب کرد و در مسیر توحید اشک او را جاری کرد. خواهش می‌کنم در این شب‌ها جوانان را بخواهید که برای سیدالشهداء اشک بریزند و معارف را بشنوند. دستشان را در دست امام حسین بگذارید. در این کشتی سوار کنید، آنوقت دیگر از این کشتی پیاده می‌شوند؟
این روایت را شیخ مفید در أمالی از امام صادق(ع) دارد. «ان الحسین بن علی (ع)، عند ربّه ینظُر الی زوارهٍ و هو اعرف بهم و بأسمائهم و بأسماء آبائهم و بدَرجاتهم و مَنزلتِهِم و انّه لیَری من» هرکسی بر سیدالشهداء گریه می‌کند، امام صادق فرمود: امام حسین به زائرینش نگاه می‌کند. به گریه کنندگانش، «فَیَستَغفِر لَه» این شب‌ها امام حسین برای ما استغفار کن تمام است. علت اینکه در محرم اینقدر افراد برمی‌گردند و جذب می‌شوند، چون یک طرف هم لطف خود سیدالشهداء است. «و یسأل آبائه» از پدرش امیرمؤمنان و اجدادش می‌خواهد که بری گریه کنان سیدالشهداء، طلب آمرزش کنند.
یکی از اصحاب امام صادق، نامش زید شَهّام است. حدیث در رجال الکشی است. می‌گوید: محضر امام صادق(ع) بودیم. یک جمعی از کوفی‌ها بودیم. شخصی به نام جعفر بن عفوان وارد مجلس شد، حضرت خیلی تحویلش گرفت. فرمود: نزد من بنشین! حضرت فرمود: «بَلَغَنی» به من خبر رسید برای امام حسین(ع) شعر می‌گویی. من گاهی به مداحان می‌گویم که شما در یک قصیده، یک غزل می‌توانید کل یک منبر را برسانید. خدا رحمت کند، یاد کنم از مرحوم آیت الله تبریزی مرجع بزرگوار، سر درس یکی از شاگردان اشکالی کرد. ایشان جواب داد. شاگرد یک جمله‌ای گفت که نباید می‌گفت. گفت: این جواب اشکال من نبود، به من جواب علمی بدهید! داری روضه خوانی می‌کنی!! مرحوم آیت الله تبریزی زیر گریه زد. گفت: کاش من روضه خوان بودم، من آرزو داشتم روضه‌خوان سیدالشهداء باشم! همه انبیاء و اولیاء روضه خوان سیدالشهداء(ع) بودند. در حالات مرحوم آیت الله العظمی حائری، مؤسس حوزه علمیه قم هست که ایشان روضه خوان دسته عزاداری امام حسین در سامرا بوده است. آرزو می‌کردند روضه‌خوان سیدالشهداء باشند. یکوقت به آیت الله العظمی حائری گفته بودند: رضاخان روضه خوانی را ممنوع کرده بود. ایشان خیلی ناراحت بود. گفتند: چرا اینقدر ناراحت هستید. طوری نشده است، جلوی یک مستحبی را گرفتند! فرمود: مستحبی است که هزار واجب از آن بیرون می‌آید. قدیم مرسوم بود یک قصیده پند آموز زیبا می‌خواندند. الآن ما کتاب‌های زیبا کم نداریم، آقای سازگار که خدا ایشان را سلامت بدارد، شش هفت جلد پند زیبا دارند. اول منبر موعظه کنیم دل آماده شود.
امام صادق(ع) خیلی جعفر بن عفوان را تحویل گرفت. فرمود: شنیدم شعر می‌گویی؟ گفت: بله، فرمود: شعری برای ما بگو! شعر را گفت حضرت به گریه افتادند. کسانی که محضر حضرت بودند گریه کردند. اشک حضرت همینطور به گونه و محاسنش جاری بود، فرمود: «والله لقد شهدت ملائکة الله المقربون» به خدا قسم فرشتگان آسمان در این جلسه حضور داشتند. «یسمعون قولک فی الحسین» روضه‌ای که برای سیدالشهداء خواندی فرشته‌ها شنیدند، فرشته‌ها بیش از ما گریه کردند. جن و ملک بر آدمیان گریه می‌کنند. گویا عزای اشرف اولاد آدم است! ر کامل الزیارات ابن قولویه قمی هست که «ما ذکر الحسین علیه السلام» اگر به مناسبتی نام سیدالشهداء در محضر امام صادق برده می‌شد آن روز امام صادق تا شب متبسم دیده نمی‌شد. بنابراین قدر بدانیم مخصوصاً با سعه صدر و حوصله، مردم را سوار این کشتی کنیم. همه را بیاوریم. وقتی آنها آمدند در این کشتی نشستند، اینهایی که متصدی این کشتی هستند، خوب نگهداری کنند و خوب تحویل بگیرند و تحویل ناخدای کشتی سیدالشهداء بدهند.
خدا مرحوم محدث قمی را رحمت کند، کتابی نوشته به نام «نفس المهموم»، امام صادق فرمود: «نفس المهموم لظُلمنا تسبیح» این ایام نفس میزنی و نگران ظلمی هستی که به سیدالشهداء(ع) شده است. فرمود: ثواب سبحان الله دارد. محرم شد و همه مهموم سیدالشهداء هستند. امام صادق فرمود: «یجبَ الیُکتب» این حدیث را باید با طلا نوشت. یکوقت ما می‌گوییم، یکوقت امام می‌گوید. «نفس المهمومِ لظلمنا تسبیح و هَمُّهُ لنا عباده» نفس می‌زنی خدا برایت ثواب عبادت می‌نویسد. غصه‌دار سیدالشهداء(ع) هستی، خدا برایت عبادت می‌نویسد. یک سنت پسندیده در مجالس سیدالشهداء(ع) دیدم که خیلی خوب است، خود سیدالشهداء(ع) چقدر نگران گرفتارها بود. یکی از برکات مجالس سیدالشهداء(ع) این باشد، در بعضی هیأت‌ها می‌گویند: ما می‌خواهیم تا آخر این دهه همینطور که برای سیدالشهداء عزاداری می‌کنند، برای امور خیریه کمک کنند. برای جهیزیه‌ها، برای بی بضاعت‌ها، برای مستمندها، من آمار دارم از مساجدی که به همت امام جماعت‌ها و مردم هر ماه دهها جهیزیه می‌دهند. امام حسین(ع) در روایتی از جد بزرگوارشان رسول خدا فرمودند: «أَفْضَلُ‏ الاعْمَالِ‏ بَعْدَ الصَّلاةِ إِدْخَالُ السُّرُورِ فِي قَلْبِ الْمُومِنِ بِمَا لا إِثْمَ فِيه»‏ (المناقب، ج 4، ص 75) شاد کردن دل دیگران از نماز بالاتر است.
خوارزمی مقتلی دارد که مفصل نوشته است، این حدیث از رسول خداست «لو کان سخاء رجلاً لکان حسین» اگر بخواهیم سخاوت را در قالب یک شخصیت مجسم کنیم، حسین است. وقتی امام سجاد(ع) خواستند بدن امام حسین را به خاک بسپارند، شیخ صدوق می‌نویسد بیش از سیصد زخم شمشیر و نیزه بود ولی یک زخم کهنه دیدم. فرمود: این زخم اثر آن کیسه‌ای است که پدرم شب‌ها به دوش می‌کشید. شعر زیبایی هست که برای سیدالشهداء است. فرمود: «اذا جادت الدنیا علیک فجُد بها» اگر دنیا به تو رو آورد، از این دنیا برای دیگران استفاده کن. قبل از اینکه تمام شود به مردم کمک کن. موقعیتی داری، آبرو و اعتباری داری، هرچه داری وقتی دنیا به تو رو کرد تو هم خرج مردم کن. آبرو و مال و ثروت، حافظه امانت خداست.
مرحوم آیت الله العظمی غروی اصفهانی استاد آیت الله العظمی خویی و استاد آیت الله العظمی بهجت بوده است. استاد آیت الله العظمی شیخ محمد نجفی بروجردی بوده است. استاد علامه مظفر بوده است. در حالات ایشان هست از ایشان سؤال کردند: اگر بدانی نیم ساعت آخر عمرت هست، چه کار می کنی؟ گفت: جلوی در می‌نشینم ببینم گرفتار و بیچاره‌ای رد می‌شود، مشکلش را حل کنم. مرحوم آیت الله بهجت می‌فرمود: ایشان سر درس آمد درس را تکراری گفت. شاگردها چیزی نگفتند. روز دوم و روز سوم تکراری گفت. روز سوم گفتیم: بحث شما تکراری است. فرمود: می‌دانم ولی سه روز است هرچه به ذهنم فشار می‌آورم، هیچ چیز یادم نمی‌آید. خدا خواست به ما بگوید: حافظه تو برای ماست، از تو بگیریم چیزی نداری. امام حسین فرمود: جود و سخاوت مال تو را از بین نمی‌برد. نگو برای پیری و کوری خودم، خدا به تو می‌دهد. با بخل ثروت تو از بین می‌رود!     
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم. امروز صفحه 439 قرآن کریم، آیات 39 تا 44 سوره مبارکه فاطر را تلاوت خواهیم کرد. چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را به روح بلند سیدالشهداء(ع) هدیه کنیم و از ثواب و برکاتش بهره‌مند شویم.
«هُوَ الَّذِي‏ جَعَلَكُمْ‏ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتاً وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً «39» قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً «40» إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً «41» وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى‏ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً «42» اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا «43» أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً «44»
ترجمه: او كسى است كه شما را در زمين جانشينان (پيشينيان) قرار داد؛ پس هر كس كفر ورزد بر ضررش خواهد بود و كافران را كفرشان جز دشمنى و خشم نزد پروردگارشان نمى‏افزايد، و كافران را كفرشان جز خسارت نمى‏افزايد. بگو: آيا شريكان خويش را كه به جاى خداوند مى‏خوانيد ديده‏ايد؟ به من نشان دهيد كه چه چيزى را از زمين آفريده‏اند، يا براى آنان در (آفرينش) آسمان‏ها مشاركتى است؟ يا به آنان كتابى داده‏ايم كه ايشان، دليل و حجّتى از آن بر شرك خود دارند؟ (نه، هيچ كدام نيست،) بلكه ستمكاران تنها بر اساس وعده‏اى (دروغى) كه بعضى‏شان به بعضى ديگر (در مورد شفاعت) مى‏دهند يكديگر را فريب مى‏دهند. همانا خداوند آسمان‏ها و زمين را از زوال (و سقوط و خروج از مدار) نگاه مى‏دارد، و اگر زوال پذيرند (و از مدار خارج شوند) احدى جز او نمى‏تواند آنها را نگاه دارد؛ البتّه او بردبار و آمرزنده است. و (مشركان) با سخت‏ترين سوگندها، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر هشدار دهنده‏اى به سراغشان بيايد از هر يك از امّت‏هاى ديگر هدايت يافته‏تر شوند؛ پس همين كه هشدار دهنده‏اى برايشان آمد، جز نفرت (از حقّ) چيزى بر آنان نيفزود. (نفرت آنان از حقّ) به خاطر استكبار در زمين و نيرنگ بدشان بود، و نيرنگ بد جز اهلش را فرا نگيرد، پس آيا آنان جز سنّت (خداوند را در مورد قلع و قمع) پيشينيان انتظار دارند؟ با آنكه براى سنّت و قانون الهى هرگز جايگزينى نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نخواهى يافت. آيا در زمين سير نكردند تا ببينند كه سرانجام كسانى كه قبل از ايشان بودند و قدرتشان بيش از آنان بود چه شد؟ و هيچ چيز در آسمان‏ها و زمين نيست كه خداوند را به عجز در آورد (و از حيطه‏ى قدرت او خارج باشد.) البتّه او بس آگاه و تواناست.
شریعتی: در این روزها و شب‌ها برای همدیگر دعا کنیم، خیلی‌ها التماس دعای ویژه گفتند. انشاءالله به برکت سیدالشهداء(ع) گره از کار فرو بسته آنها باز شود. نکات پایانی بحث شما را خواهیم شنید.    
حاج آقای حسینی قمی: ابن عساکر در تاریخ دمشق این قصه را در مورد امام حسین(ع) می‌نویسد. کسی می‌گوید: من کربلا آمدم، دیدم جایی چند خیمه زدند. سؤال کردم خیمه کیست؟ گفتند: برای سیدالشهداء(ع) است. رفتم دیدم سیدالشهداء(ع) اشکش جاری است و در خیمه نشسته قرآن می‌خواند. گفتم: آقاجان در این بیابان‌ها چه می‌کنی؟ وسط این بیابان‌ها کسی نیست. حضرت فرمود: «هذه الکتب اهل الکوفه» اشاره کردند به نامه‌هایی که مردم کوفه برای سیدالشهداء نوشته بودند. این ایام انس بیشتری با قرآن داشته باشیم، الحمدلله امروز مجالس ما همه با قرآن شروع می‌شود و این سنت خوبی است. ولی اینطور نباشد که به قاری قرآن بگوییم: بخوان تا سخنران ما بیاید.
در مورد آیاتی که تلاوت شد، «أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ» معاویه کجا رفت؟ یزید کجا رفت؟ «فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً» کجا رفتند آنهایی که ظلم کردند. چه کسی می‌تواند آمار بگیرد که امشب چند مجلس برای سیدالشهداء برگزار هست؟ امشب و دیشب چند نفر برای امام حسین سینه زدند؟ خدا را قسم می‌دهیم به سیدالشهداء به همه ما قابلیت حضور و درک حضور عزای سیدالشهداء را عنایت کند. تقاضا دارم هم طهارت ظاهری و طهارت باطنی داشته باشیم و با وضو وارد مجلس امام حسین شویم. روزها مراقبت‌هایمان را بیشتر کنیم و شب‌ها از مجالس امام حسین(ع) بیشتر استفاده کنیم. خدا را قسم می‌دهیم به حق سیدالشهداء به همه ما قابلیت دریافت حداکثری از عزای سیدالشهداء(ع)، بهره معنوی از اشک سفره سیدالشهداء(ع) و عزای امام حسین عنایت بفرماید.
شریعتی: چقدر نام تو زیباست أبا عبدالله! «السلام علیک یا أبا عبدالله»