main logo of samtekhoda

97-05-23-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – ویژگی‌های حکومت علوی


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: ویژگی‌های حکومت علوی
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 23- 05-97
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة الهداة المهدیین.
شریعتی: سلام علیکم و رحمة الله. ایام بر شما مبارک باشد. ایامی که منور به نام امیرالمؤمنین علی(ع) است و انشاءالله همه ما مشمول نگاه پدرانه حضرت شویم. به همه بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین و گرانقدرمان سلام می‌کنیم. انشاءالله دل و جانتان مثل همیشه بهاری و سبز باشد. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان رادیو قرآن دارم. من هم این ایام را تبریک می‌گویم. در آستانه دهه ولایت و امامت هستیم، انشاءالله بر همه مردم مبارک باشد.
شریعتی: گفت: می‌خواهم از کسی بسرایم که آفتاب خلوت نشین سایه‌ای از ذوالفقار اوست آن راز گونه‌ای که در عالم هر آنچه هست یا نیست یا همیشه‌ترین وامدار اوست. امروز هم سر سفره با برکت نهج‌البلاغه شریف هستیم و سیره حکومتی علی(ع) را با هم می‌شنویم.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، عنوان سخنم در بخش اول کلماتی از نهج‌البلاغه هست که حضرت در مورد سیره‌ی حاکمان می‌فرماید: باید با مردم متواضعانه برخورد کنید و خودتان را از تشریفات دور کنید. مجموعاً پنج مورد از نهج‌البلاغه را می‌خوانم و هفت حدیث که غالباً از کافی مرحوم کلینی است. نامه 27 که حضرت به استاندارشان محمد بن ابی بکر می‌نویسند: «فَاخْفِضْ لَهُمْ‏ جَنَاحَكَ‏ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَك‏» (نهج‏البلاغه، نامه 27) استاندار من«فَاخْفِضْ لَهُمْ‏ جَنَاحَكَ‏» بال رحمت را باز کن و مردم را زیر بال رحمت خودت بگیر. این جمله حضرت اشاره به این آیه قرآن دارد که خداوند به پیامبر می‌فرماید: «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ‏ لِمَنِ‏ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (شعرا/215)پیامبر، اولیای خدا، حاکمان باید با محبت و مهربانی مردم را زیر بال رحمت بگیرند. تشبیه کردند بال رحمت، همه را زیر پر و بال خودت بگیر. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ‏ الذُّلِ‏ مِنَ الرَّحْمَة» (اسراء/24) پدر و مادر را زیر بال رحمت خودت بگیر. چطور مرغی جوجه‌هایش را با محبت نگه می‌دارد. جانش را بگیری نمی‌توانی جوجه‌ها را از زیر بال محبتش بیرون بیاوری. حاکم، استاندار، فرماندار، مسئول باید خودش را سپر بلای مردم بکند. اگر بناست آسیبی برسد بگوید: اول به من برسد. اگر بناست گرفتاری پیش بیاید اول برای من پیش بیاید. مردم زیر بال رحمت من باشند. اگر بناست آسیب برسد من آسیب ببینم. «وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ» باز می‌شود گفت که اشاره به آیه‌ی «فَبِمَا رَحْمَهٍ‏ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم‏» (آل‌عمران/159) این رحمت پروردگار بود ای پیامبر که با مردم به نرمی سخن می‌گفتی. «وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ» اگر آدم خشنی بود مردم پراکنده می‌شدند. حاکم باید چنین باشد. «وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَك‏» با چهره شاد با مردم سخن بگو. این سه جمله از نامه 27 نهج‌البلاغه بود.
امیرالمؤمنین(ع) در بخش حکمت‌ها، حکمت 37 «وَقَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِيرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِينُ الاَْنْبَارِ» حضرت وقتی به شام حرکت می‌کردند، یکی از شهرهایی که هم مرز عراق و شام است، شهر انبار است. عده‌ای از دهاقین، دهقان‌ها، کشاورزها، وقتی خبر شدند امیرالمؤمنین(ع) آمده اینها پیاده «فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَاشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ» مقابل حضرت می‌دویدند و حضرت سوار بر مرکب بودند. حضرت فرمود: «مَا هَذَا الَّذِي صَنَعْتُمُوهُ؟» این چه کاری است که می‌کنید؟ «فَقَالُوا: خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا» این رسم ماست که وقتی می‌خواهیم به بزرگان تعظیم کنیم، دنبال مرکبشان پیاده می‌دویم. «فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا يَنْـتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ!» این سودی برای حاکمان ندارد. سود ندارد و بلکه ضرر هم دارد چون موجب تکبر می‌شود. امام معصوم است ولی غیر از معصوم در معرض خطر است. «وَإِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلى أَنْفُسِكُمْ» چرا خودتان را به زحمت می‌اندازید؟ «وَتَشْقَوْنَ بِهِ فِي آخِرَتِكُمْ» بدبختی قیامتی برای خودتان درست می‌کنید. مرحوم علامه مجلسی(ره) فرمود: اگر دهاقین، کدخداها باشند، هدفشان از این کار این بود که بیایند خودشان را نزد این حاکم خوب جلوه بدهند و از خودشیرینی نزد حاکم فردا بروند پدر مردم را دربیاورند. «وَمَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ» زیانبار است اینجا به خودش مشقت بدهد، قیامت هم عقاب داشته باشد. نقطه مقابلش «وَأَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الاَْمَانُ مِنَ النَّارِ» چقدر سودآور است آرامشی که آن طرف هم آدم گرفتار عذاب نباشد. این بیان دوم امیرمؤمنان بود.
در کلمات حکمت آمیز، حکمت 313 باز شبیه همین دارد. «أَقْبَلَ حَرْبٌ يَمْشِي مَعَهُ وَ هُوَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ رَاكِبٌ» یک کسی دنبال حضرت می‌دوید. «فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اِرْجِعْ» برگرد. «فَإِنَّ مَشْيَ مِثْلِكَ مَعَ مِثْلِي» من سوار و تو پیاده دنبال من می‌آیی «فِتْنَةٌ لِلْوَالِي وَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ» خودت را ذلیل می‌کنی. خدا اجازه نداده کسی خودش را ذلیل کند. «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي فَوَّضَ إِلَي الْمُومِنِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِلا إِذْلالَ‏ نَفْسِهِ»‏ (كافي، ج 5، ص 63) خدا به هیچ مؤمنی بگوید: من راضی هستم، مؤمن باید عزیز باشد. «فِتْنَةٌ لِلْوَالِي» حاکم و والی را هم در فتنه قرار می‌دهید. در یک آزمون سخت قرار می‌دهید. گرفتار تکبر و غرور می‌شود. متأسفانه این سبک‌ها جمع نشده است.
تازگی شهری بودم، یکی از وزرا آمده بود، وزیر یک نفر است، دهها ماشین دنبالش بودند. همه مسئولین باید با ماشین دنبال این آقا بدوند و هرجا می‌رود خودشان را نشان بدهند. امام جمعه آنجا می‌گفت: ما با یک ماشین به منظقه عشایر رفتیم. فرماندار با بیست تا ماشین آمده است. خیلی کارها تشریفات است. امام(ره) خیلی مقید بود. اگر امام می‌دیدند کسی دنبالشان می‌آید، می‌ایستادند. می‌فرمودند: کاری دارید بفرمایید و کاری ندارید بروید. در نجف، در قم اگر کسی دنبال ایشان می‌رفتند، می‌ایستادند و اگر سؤالی داشتند پاسخ می‌دادند وگرنه می‌گفتند: بفرمایید بروید. روایتی در کافی مرحوم کلینی(ره) است. کسی می‌گوید: «اشْتَدَدْتُ خَلْفَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع» من دنبال امیرالمؤمنین(ع) راه می‌رفتم. حضرت فرمودند: چرا دنبال من می‌آیی؟ «فَقَالَ یَا جُوَیْرِیَةُ إِنَّهُ لَمْ یَهْلِکْ هَؤُلَاءِ الْحَمْقَی إِلَّا بِخَفْقِ النِّعَالِ خَلْفَهُمْ» این حاکمان نادان که به مردم زور گفتند و مسلط شدند و مغرور شدند و نابود شدند، سبب نابودی‌شان همین کارهای شماست. برای چه دنبال من راه می‌افتید؟ امام معصوم است ولی می‌خواهد یاد مردم بدهد. امام(ره) فرمودند: طاغوت یک شبه طاغوت نمی‌شود به مرور طاغوت می‌شود. روایت دوم باز در کافی مرحوم کلینی است. فرمود: اشرار شما چه کسانی هستند؟ کسانی که دوست دارند یک تشریفات و تجملاتی دنبالشان باشد.
ابیذر می‌گوید: من دیدم سلمان و بلال طرف رسول خدا آمدند، سلمان روی قدم پیامبر افتاد که پاهای پیامبر را ببوسد. فرمود: چرا این کار را کردی؟ پیامبر فرمود: «يَا سَلْمَانُ لاَ تَصْنَعْ بِي مَا تَصْنَعُ اَلْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اَللَّهِ آكُلُ مِمَّا يَأْكُلُ اَلْعَبْدُ وَ أَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ اَلْعَبْدُ» من یک بنده مثل همه بندگان خدا هستم، چرا این کار را می‌کنی؟ برای چه پای مرا می‌بوسی؟ در حالات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی هست. کسی گرفتاری داشت و نیازمند بود. بی هوا روی پای ایشان افتاد. به قدری مرحوم آیت الله العظمی بروجردی ناراحت می‌شوند با اینکه ایشان مجسمه اخلاق بودند. تند می‌شوند، بعد پشیمان می‌شوند که چرا تند شدند؟ از ایشان دلجویی می‌کنند و پول حسابی به ایشان می‌دهند که بقیه می‌گویند: کاش ما این کار را کرده بودیم. در أمالی صدوق است، «إذا لَقیتُمُ الْمَدّاحینَ» وقتی چاپلوس‌ها را دیدید، «فَاحْثُوا فى‏ وُجُوهِهِمُ التُّرابَ» خاک به صورتشان بپاشید. نگذارید بازار چاپلوسی گرم شود.
در مجموعه ورام از امیرالمؤمنین هست که «ما أري شيئا أضر بقلوب‏ الرجال‏ من خفق النعال وراء ظهورهم‏» (مجموعه ورام، ج 1، ص 65) چیزی برای انسان ضررش بیشتر از این نیست که صدای کفش کسی دنبالش بیاید. در کافی مرحوم کلینی هست که امام صادق فرمود: «اياکم و هولاء الروساء، الذين يترئسون» بپرهیزید از آنهایی که دنبال ریاست و ریاست پرست هستند، «فوالله ما خفقت النعال خلف رجل» صدای پای کفشی دنبال کسی نیامد، «الا هلک و اهلک» هم خودش نابود می‌شود و هم دیگران را نابود می‌کند. کسانی که همیشه لذتشان این است که با تشریفات و تجملات و جبروت، فکر می‌کنند محبتشان در دل مردم زیاد می‌شود. اتفاقاً مردم زیرک و حساس هستند. دهان باز کنید بفهمند درونش ریا است، هزار بار هم بخواهی طوری نقش بازی کنی که اخلاصش کنی، نمی‌شود. مردم زود متوجه می‌شوند.
کتابی داریم به نام «منیة المُرید» شهید ثانی، آداب معلم و شاگرد را آورده است. خیلی خوب است معلم‌ها و طلبه‌ها بخوانند. «منیة المرید فی آداب المفید و المستفید» معلم و شاگرد چه آدابی را باید رعایت کنند. ایشان سی تا ادب و وظیفه برای معلم می‌گوید. عزیزان حتماً بخوانند. ایشان فرمود: یکی از آداب معلم این است که وقتی درسش تمام شد، زود از جلسه بلند نشود. بنشیند شاگردان بروند. چرا؟ اینطور نباشد همان لحظه اول برود، بنشیند شاگردان بروند، تو راه نیافت که چند نفر شاگرد هم دنبال تو راه بیافتند. به به! این چه آقایی است. حتی اگر قصد تو این نباشد. انسان نمی‌تواند تحت تأثیر قرار نگیرد. آدم زود خودش را گم می‌کند. در سیره پیامبر هست که اجازه نمی‌دادند کسی دنبالشان بیاید. اگر سواره بود می‌فرمود: بیا سوار شو! می‌فرمود: اگر سوار نمی‌شوی فلان‌جا برو قرار بگذاریم همدیگر را ببینیم.
در بحث نامه‌های نهج‌البلاغه، نامه 56 امیرالمؤمنین(ع) «ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ‏ عِنْدَكَ» استاندار من، بهترین کسانی که دور تو باشند، چه کسانی را به عنوان مسئول انتخاب کن. مالک، چه کسانی دور تو باشند؟ «أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ» آنهایی که بیشتر حاضر هستند حرف حقِ تلخ، حرف حق همیشه شیرین نیست. آنهایی را نزد خودت قرار بده که حرف حق را بزنند ولو تلخ باشد. «وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَهً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ» یک کار بدی کردی نگویند: به به! آقا هرکاری شما بکنی عیب نیست. هرچه شما بگویی همان درست است. «هر عیب که سلطان بپسندد هنر است». ما وقتی برای خودمان جبروت درست کردیم و دائم بخواهیم دیگران بله قربان بگویند، حاضر نباشیم حرف دیگران را بپذیریم، نتیجه این است. «وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ» با اهل ورع و کسانی که صداقت دارند باش. «ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ» اولاً کاری کن اینها مدح تو را نگویند. ستایش بی جا نکنند. اگر کار بی‌خودی کردی نگویند: حاکمی بهتر از تو نیست! عادل‌تر از شما ندیدیم.
حکمت 99 نهج‌البلاغه؛ «مَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ» کسی آمد از حضرت علی(ع) مقابلش تعریف کرد. حضرت آن آدم را می‌شناخت و می‌دانست چاپلوسی می‌کند. الآن یکی از مشکلات ما نفاق است. ظاهر و باطن متفاوت است. در ظاهر دم از مردم و مردم‌داری و اسلام و مسلمانی است، در باطن پناه بر خدا. یکوقت شنیدم یکی از علمای یزد انگشتر دست نمی‌کردند. پرسیدند: چرا؟ فرمود: اگر انگشتر دست کنم مردم فکر می‌کنند من همه مستحبات را انجام دادم تا به اینجا رسیدم. نمی‌خواهم یک چنین برداشتی از زندگی من شود. مشکل ما نفاق است. امام(ره) در نوفل‌لوشاتو، خبرنگار آمد گفت: می‌خواهیم از 24 ساعت زندگی شما فیلمبرداری کنیم. خوابشان، مطالعه‌شان، سخنرانی‌شان، رسید به غذا خوردنشان، سفره پهن کردند و نان و ماستی گذاشتند و گفتند: میل کنید تا ما از غذا خوردن شما فیلم بگیریم. امام فرمود: این نفاق است. مگر من همیشه نان و ماست می‌خورم؟ غذا بیاورید فیلم بگیرید. در این چهل سال نفاق خیلی زیاد شده است. کسی آمد مدح کرد، حضرت می‌شناخت که این فرد دروغ می‌گوید. وقتی حرف‌هایش را زد «فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي» خدایا تو مرا بهتر از خودم می‌شناسی. «وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ» من خودم را بهتر از مردم می‌شناسم. «اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا يَعْلَمُونَ» خدایا ما را بهتر از آنچه مردم گمان می‌کنند قرار بده. خدایا بیامرز آن چیزهایی را که مردم نمی‌دانند. وقتی کسی تعریف و تمجید می‌کند بگوییم: «اللهم وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا يَعْلَمُونَ» خدایا مردم باطن ما را نمی‌دانند که اینها فکر می‌کنند و گمان می‌کنند.
حکمت 78 نهج البلاغه؛ کسی آمد مدح حضرت را بکند. امیرالمؤمنین(ع) به او فرمود: «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ» چاپلوسی می‌کرد، فرمود: نه، اینکه تو می‌گویی من نیستم. لابد غلوی کرده بود ولی می‌دانم در دلت این نیست و من از این بالاتر هستم که تو می‌گویی. نامه 27 نهج‌البلاغه نامه بسیار زیبایی است، نامه‌ای به محمد بن ابی بکر است، من بخش اولش را خواندم، بخش پایانی‌اش را بخوانم. جمله اول «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ‏ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَك‏» با مردم متواضع باش. نرم خو باش و از تشریفات به دور باش. «صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا» مواظب نمازت باش و سروقت بخوان. «وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ» مالک، همه کارهای تو تابع نماز توست. فکر نمی‌کنم منظور فقط همین رکوع و سجود باشد، نمادی است از کارهای دینی و فرهنگی، یعنی فرض که ما در مسائل اقتصادی اول شدیم، اگر ما در اقتصاد اروپا شدیم، همین حکومتی است که امیرالمؤمنین می‌خواست؟ در رفاه از اروپا جلوتر زدیم، همان است که امیرالمؤمنین می‌گفت. در اروپا وضع رفاهشان خوب است اما اخلاقیات چطور؟ استاندار من، اقتصاد و کشاورزی همه تابع کارهای فرهنگی است.
شریعتی: احساس می‌کنم یکوقت‌هایی ما وظیفه‌مان را قاطی می‌کنیم. یعنی این تواضع باید وظیفه حاکمان باشد اما آیا مردم وظیفه‌ای در قبال حاکمان ندارند؟ به نظر شما این شائبه را ایجاد نمی‌کند که اگر آنها وظیفه‌شان را انجام دادند ما هم نباید قدردانی بکنیم، وظیفه‌شان است.
حاج آقای حسینی قمی: بارها گفتیم در حقوق متقابل، در خطبه 216 «إِنَّ لِي‏ عَلَيْكُمْ‏ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَق‏» شما حقوقی دارید و من هم حقوقی دارم. حقوق یک طرفه نیست. اگر من باید تواضع کنم شما هم باید قدردان باشید و احترام بگذارید. اگر ما در اقتصاد اروپا شدیم، بهترین اقتصاد، آیا آن مدینه فاضله علوی درست شد؟ حضرت می‌فرماید: «وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ» در کار فرهنگی اگر موفق شدیم. عبارتی را امروز یادداشت می‌کردم، دیدم مقام معظم رهبری دیداری با مسئولین رسانه ملی در سال 1383 داشتند. عبارتشان در بحث فرهنگی این است: «یکی از ضرورت‌های جامعه لبخند است. لبخند از نیازهای زندگی انسان است. زندگی بهشتی با لبخند است. امیرالمؤمنین فرمودند: «المؤمن بشرُه فی وجهه» (حکمت 333) مؤمن باید شادی در چهره‌اش باشد. شادی خوب است منتهی این کار برنامه‌ریزی می‌خواهد مراقب باشید شادی در مردم با لودگی و ابتذال و بی بند و باری همراه نشود. شادی دادن به مردم به معنای لودگی نیست. طنز فاخر یکی از هنرهاست.» به نظرم نیازی نیست بگوییم، قطعاً مسئولین می‌دانند ما جزء دلسوزان رسانه ملی هستیم. قصد ما دلسوزی است. مچ‌گیری نیست. گاهی به تهیه کنندگان برنامه‌ها پیام می‌دهم یا تماس می‌گیرم و می‌گویم: حتماً جامعه نیاز به شادی دارد به خصوص الآن که خیلی گرفتاری دارند ولی واقعاً حضرت نفرمود: همه کارهای تو تابع کار فرهنگی است. «وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ» اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: طنز غیر از لودگی است. انصافاً بعضی از کارهایی که داریم همان لودگی است. قطعاً به بینندگان بگویم: بعضی از ترانه‌هایی که در بعضی شبکه‌ها پخش می‌شود خلاف شرع است. مقام معظم رهبری به تازکی فرمودند: من مسئول رسانه ملی را نصب می‌کنم ولی انتقاد هم دارم. چون مردم فکر می‌کنند چون از رسانه ملی پخش می‌شود صد در صد شرعی است.
تازگی با یکی از تهیه کننده‌ها صحبت کردم و گفتم: شادی حتماً لازم است ولی واقعاً همه اینطور نیست. اینکه مقام معظم رهبری فرمود: لودگی درونش نباشد. شما یک دختر بیست ساله را در برنامه بیاوری و هزار ادا در بیاورد و بداند می‌تواند نمره‌ای از مردم بگیرد و خنده‌ای بر لب مردم بیاورد؟ پشت صحنه باید یک مربی مرد با این دختر ساعت‌ها کار کند تا بتواند در این چند لحظه بخنداند. اینها الگوسازی می‌شود. تمام استان‌ها و مراکز هنری می‌گویند: رسانه ملی است و کارش الگوسازی است. شاید به ما بگویند: شما آخوندها خبر ندارید از دنیا، ما می‌خواهیم با شبکه‌های ماهواره‌ای مقابله کنیم. در همین سخنرانی مقام معظم رهبری قصه‌ای را نقل کرد. قصه‌ای را از سید قطب نقل کردند. نوشتند سید قطب می‌گوید: من در یکی از کشورهای اروپایی رفتم، دیدم بر سر در کلیسایی نوشتند امشب اینجا برنامه رقص و شادی است. گفتم: مگر می‌شود در کلیسا؟ فردا رفتم یقه کشیش را گرفتم و گفتم: اینجا کلیسا است یا رقاص خانه است؟ گفت: ما می‌خواهیم جوان‌ها را جذب کنیم. مقام معظم رهبری قصه را که نقل کردند، فرمودند: جوان‌ها به کلیسا جذب نشدند، بلکه به سالن رقص متعلق به کلیسا جذب شدند! اگر بناست برنامه‌ای پخش شود و تأثیر سویی بگذارد، چه فرقی می‌کند من پخش کنم یا رقیب من؟ این عذر پذیرفته نیست. اگر سوء است، اگر درست نیست، چه فرقی می‌کند من پخش کنم یا رقیب من؟ در هر صورت بد است. چرا من پخش کنم؟
فرمودند: «از جمله سرگرمی‌ها مسابقات است. مسابقات خوب است منتهی باید مراقب بدآموزی‌های قولی و عملی در آنها بود. یک روز دیدم در یک برنامه تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند برای اینکه به چند سؤال جواب داد. این سرگرمی جالبی نیست. ممکن است بگویند: این کار ترویج علم است. ترویج علم را از راهی بهتر انجام دهید. این راه ضرر دارد. عده‌ای که اینگونه مسابقات را نگاه می‌کنند، بی منطقی به ذهنشان می‌رسد و از این بی منطقی سوء استفاده می‌کنند. این کار منطقی ندارد که من بدانم مثلاً کلمه انجیل عربی است، یونانی یا لاتین است؟ بعد بگویند: حالا که شما پاسخ دادید این پانصد هزار تومان برای شما باشد. این معنا ندارد. بنابراین سرگرمی و تفریح یک مسأله است. با محتوا بودن و پرهیز از جهات منفی در آن هم یک مسأله هست.» امیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر همه جا موفق باشی ولی در کار فرهنگی موفق نباشی، مالک تو را قبول ندارم. رسانه در این مسأله بسیار تأثیر گذار است. در رواج دادن دعای ندبه، اعتکاف، عرفه رسانه نقش اساسی دارد. در رواج دادن اربعین رسانه ملی نقش اصلی را دارد. گزارش‌هایی که از زنجان در ایام عاشورا پخش می‌کنند، تأثیر بسیاری دارد.
شریعتی: نگاه شما این است که شبکه‌های ما باید یک نقشه راه ثابت داشته باشند و بر همین چهارچوب و اساس حرکت کنند. نکات خیلی خوبی را شنیدیم. این هفته قرار گذاشتیم از حاج آقا ضیاء عراقی(ره) یاد کنیم که از مفاخر اراک هستند و از اساتید برجسته حوزه هستند و مراجع زیادی پای مکتب ایشان تحصیل کردند و توانستند به مردم و دین خدمت کنند. امروز صفحه 411 قرآن کریم، آیات ابتدایی سوره مبارکه لقمان را تلاوت خواهیم کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الم‏ «1» تِلْكَ‏ آياتُ‏ الْكِتابِ الْحَكِيمِ «2» فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ «3» فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ «4» أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «5» وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ «6» وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «7» إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ «8» خالِدِينَ فِيها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «9» خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ «10» هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ «11»
ترجمه: به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏. الف، لام، ميم. اين، آياتِ كتابِ سراسر حكمت است. كه (مايه‏ى) هدايت و رحمت، براى نيكوكاران است. آنان كه نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند و تنها آنان به آخرت يقين دارند. آنان بر هدايتى از پروردگارشان هستند و هم آنانند رستگاران. و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است. و هرگاه آيات ما بر او خوانده شود، مستكبرانه روى برگرداند، چنان كه گويى آن را نشنيده، گويا در گوش‏هاى او سنگينى است، پس او را به عذابى دردناك بشارت ده. همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند، براى آنان باغ‏هاى پر نعمت (بهشت) است. در آن جاودانه‏اند، وعده‏ى الهى حقّ است و اوست شكست ناپذيرِ حكيم. (خداوند،) آسمان‏ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏هايى بيفكند كه زمين شما را نلرزاند، و در آن از هر جنبنده‏اى منتشر ساخت؛ و از آسمان، آبى فرو فرستاديم پس در زمين (انواع گوناگونى) از جفت‏هاى (گياهان) نيكو و پر ارزش رويانديم. اين آفرينش خداست، پس به من نشان دهيد كه (معبودان) غير او چه آفريده‏اند؟ آرى، ستمگران (مشرك) در گمراهى آشكارند.
شریعتی: کتابی که دیروز در مورد ایام دهه ولایت و مناسبت‌های ماه ذی الحجه معرفی کردیم، در سایت ما قرار دارد. برای تهیه کتاب به 20000303 پیامک بدهید. صحبت‌های پایانی حاج آقای حسینی را بشنویم.
حاج آقای حسینی قمی: آیه 6 و 7 این سوره که تلاوت شد در مورد کسانی است که مسیر باطل می‌روند، «أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ، وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ» تقریباً هرجای قرآن وعده عذاب می‌دهد، بلافاصله «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ» عزیزانی که بیشتر با قرآن کار کردند جمع بزنند، هرجای قرآن بشارت هست بلافاصله، اینکه بعضی می‌گویند: عذاب یعنی چه؟ چرا اینقدر مردم را می‌ترسانید؟ قرآن است. آنهایی که بیشتر کار کردند جمع بزنند، هرجا قرآن وعده بشارت می‌دهد «لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ».
مردم اراک می‌دانند حاج آقا ضیاء عراقی برای اراک است. اراک عالمان بسیار بزرگی دارد. آیت الله العظمی اراکی، آقا ضیاء اراکی، آقا نور الدین اراکی، فرید اراکی، علمای زیادی دارد. در زندگی عالمان دینی من کمتر کسی را دیدم اینقدر موفق به تربیت شاگردان باشند. اسامی شاگردان را بگویم. آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری، آیت الله العظمی سید احمد خوانساری، آیت الله العظمی خویی، آ سید عبدالله شیرازی، آقای میلانی، آقای حکیم، آ سید عبدالله شیرازی، آ سید عبدالهادی شیرازی، آیت الله العظمی محمد رضا گلپایگانی، از مجتهدین بزرگ شیعه شاگرد این عالم بزرگ بودند و خودش شاگرد مرحوم آخوند خراسانی، آ سید محمد کاظم طباطبایی بودند.
شریعتی: برای رسیدن عید بزرگ غدیر لحظه شماری می‌کنیم.
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین»