main logo of samtekhoda

97-05-16-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی - ویژگیهای حکومت علوی


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: ویژگی‌های حکومت علوی
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 16- 05-97
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
شریعتی: سلام می‌کنم به همه بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین و گرانقدرمان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. انشاءالله هرجا که هستید خداوند متعال پشت و پناه شما باشد و آرزو می‌کنم به حق امام رضا(ع) بهترین اتفاقات زندگی در این روزها و شب‌ها برای شما رقم بخورد. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان رادیو قرآن دارم. در همین آغاز یک درخواست هم داشته باشم، امیدوارم مردم ما با حرکت جدیدی که دولت برای حل مشکلات اقتصادی شروع کرده است، همراهی کنند. اگر مردم همراهی نکنند حتماً ما به جایی نخواهیم رسید. مشکلات ارزی و طلا را کشور همسایه ما ترکیه هم پیدا کرد. رئیس جمهورش از مردم تقاضا کرد که بیایید دلارهایتان را تبدیل به لیر ترکیه کنید. شنیدم برای این کار صف کشیدند و بعضی از مسئولین حتی رفتند طلاهایشان را فروختند که مشکل کم شود. ما برعکس عمل کردیم. وقتی دیدیم مشکلی پیش می‌آید ریالمان را تبدیل به دلار کردیم. اگر واقعاً بخواهیم مشکل حل شود باید کمک کنیم. این یک کشتی است که اگر بخشی دچار حادثه شود، همه کشتی دچار حادثه می‌شود. همه مشکلات دست دولت نیست و بخشی دست خود ما هست. در بخش خصوصی چقدر کارگر و کارمند داریم. آقای کارخانه‌دار! شما ده درصد محصولاتتان را گران کردید. بیست درصد هم به دستمزد کارگرهایتان اضافه کنید. بخش‌های خصوصی ما خیلی گسترده است. دو سه روز پیش ساعت پنج بعداز ظهر نانوایی رفتم، سؤال کردم وضعیت زندگی شما چطور است؟ گفت: پنج بعد از ظهر تا ده شب کار می‌کنم. سی هزار تومان در روز دستمزد من است. در دمای پنجاه درجه قم مقابل تنور، بالای شصت درجه گرما هست. می‌گفت: خانم من زنگ زده سر راه می‌آیی دو تا خربزه بخر، مهمان داریم. ما هم رفتیم دو تا خربزه خریدیم، ده هزار تومان روی سی هزار تومان مزد پنج ساعت کار گذاشتیم چهل هزار تومان خربزه خریدیم. خوب این بنده خدا خرج‌های دیگر هم دارد.  
شنیدم بعضی از مسئولین رده بالا وقتی جایی می‌روند سخنرانی کنند یک تیمی می‌فرستند که هوای آن فضا از هجده درجه بالا نباشد. خوب ما به داد این عزیزانی که مشاغل سخت دارند و در دمای شصت درجه کار می‌کنند برسیم. در قم یک جوانی را دیدم گفتم: چقدر درآمد داری؟ گفت: ده ساعت ماهی ششصد هزار تومان! انصاف داشته باشیم و رحم کنیم. «ارحَمُوا مَن فى الَارضَ يَرحمكُم مَن فى السّماء» به زمینی‌ها رحم کنید تا آسمانی‌ها به شما رحم کنند. فردا 25 ماه ذی‌القعده، دحو الارض است. مرحوم میرداماد از علمای بزرگ شیعه هست. کتابی دارد در مورد چهار روزی که در سال روزه‌اش ممتاز است. روزه فردا معادل هفتاد سال است. کسانی که می‌توانند حتماً روزه بگیرند. اگر روزه قضا دارند نیت روزه قضا کنند. مرحوم میرداماد می‌فرماید: با اینکه روزه‌اش معادل هفتاد سال است ولی افضل اعمال فردا زیارت امام رضا(ع) است. عزیزانی که مشرف می‌شوند حتماً نایب الزیاره ما باشند.
شریعتی: امروز قرار است از ویژگی‌های حکومت علوی بشنویم.
حاج آقای حسینی قمی: خطبه 209 نهج‌البلاغه، غیر از نهج‌البلاغه مرحوم کلینی هم در کافی شریف نقل کردند. داستانی هست اینکه «دخل علیٌ علیه‌السلام» امیرالمؤمنین عیادت یکی از اصحاب و یارانشان رفتند، بیمار بودند. به نام علاء بن زیاد حارثی، وقتی عیادت رفتند، از فرصت عیادت بیمار استفاده کردند و یک آموزه تاریخی که در نهج‌البلاغه ثبت شده، دیدند خانه خیلی بزرگی دارد، فرمودند: «مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسِعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيَا» با این خانه بزرگ در دنیا چه می‌کنی؟«وَ أَنْتَ إِلَيْهَا فِي الاخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ» تو در قیامت به چنین خانه‌ای بیشتر احتیاج داری. «وَ بَلَي إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الاخِرَةَ» اگر از این خانه بزرگ زاد و توشه آخرت جمع می‌کنی خیلی خوب است. حضرت سه مثال زدند «تَقْرِي فِيهَا الضَّيْفَ» این خانه بزرگ برای پذیرایی از مهمان‌ها هست. «وَ تَصِلُ فِيهَا الرَّحِمَ» ارحام و خویشاوندانت را دعوت می‌کنی. «وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا» حقوقش را ادا می‌کنی. «فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الاخِرَةَ» این خانه دنیا نیست، خانه آخرت است. پس خانه زمینه این باشد که انسان در آن کارهای خیر انجام بدهد، حقوق دیگران را بدهد خیلی خوب است. تا حضرت این جمله را به عباء بن زیاد فرمود که از خانه‌ات خوب استفاده کن، «فقال له العلاء یا امیرالمؤمنین» علاء بن زیاد یک مطلبی را به حضرت گفتند. الآن این سؤال مطرح است که بالاخره خانه بزرگ خوب است یا خوب نیست؟ اگر خانه برای تفاخر باشد، برای تکاثر باشد، فخرفروشی کنیم، بخواهیم ثروت جمع کنیم و بلا استفاده بگذاریم خوب نیست. بسم الله الرحمن الرحیم، «أَلْهاكُمُ التَّكاثُر،حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر» (تکاثر/1) رفتی سراغ مرده‌ها، مرده‌ها را بشمارید. اگر تفاخر و تکاثر باشد خوب نیست.
یکوقتی رسول خدا با اصحابشان نشسته بودند، برای جهاد رفتند. یک جوانی عبور می‌کرد، از مسیری رد می‌شد، قامت بلند و خوبی داشت. اصحاب رسول خدا گفتند: کاش این جوان مسلمان بود و این قدرت و زور بازویش را در مسیر جهاد صرف می‌کرد. رسول خدا این حرف را نپسندید. فرمود: باید از او بپرسید که با این زور بازو چه می‌کند؟ اگر برای زن و بچه‌اش تلاش می‌کند فی سبیل الله است. اگر کمک به پدر و مادر می‌کند فی سبیل الله است. اگر کمک برای ارحامش است این هم فی سبیل الله است. «ان کان یسعی تفاخراً و تکاثراً» اگر این زور بازو را برای فخرفروشی جمع می‌کند و ثروت جمع می‌کند این فی سبیل الله نیست. یعنی رسول خدا حتی کار یک غیر مسلمان را اگر جمع ثروتش و تلاش و کوشش     را در راه خدمت به مردم، پدر و مادر، زندگی خودش، اینها فی سبیل الله است. اما اگر مصرف تفاخر و تکاثر است، درست نیست. ذیل همین خطبه دیدن شارحین نهج‌البلاغه یک حدیثی از امام صادق نقل کردند.
روایت داریم «ذکر رجلٌ الاغنیاء فوقع فیهم» کسی محضر امام صادق رفت و یک صحبتی از ثروتمندها و پولدارها کرد. شروع به بدگویی ثروتمندان کرد. فرمود: ساکت باش! ثروتمند، اگر با ثروتش به خویشاوندان رسیدگی می‌کند، اگر به برادران ایمانی‌اش کمک می‌کند. «اضعف الله» خدا پاداش دو برابر به او می‌دهد. بعد به آیه 34 تا 37 سوره سبأ اشاره کردند. حضرت ناراحت شدند. اگر ثروت از مسیر حلال بود، به ارحامش می‌رسد، به برادران ایمانی‌اش می‌رسد چرا بد باشد. داستان دیگری هست که شارحین نهج‌البلاغه نقل کردند و مرحوم کلینی در کافی شریف دارد. امام رضا(ع) یک خانه‌ای خریدند. به یکی از دوستانشان فرمودند: من این خانه را برای تو خریدم. اثاث‌هایت را به اینجا منتقل کن. حضرت فرمود: خانه‌ات کوچک است. من یک خانه بزرگتر برایت تهیه کردم. گفت: درست است این خانه کوچک است و خیلی زندگی در آن سخت است ولی پدرم این خانه را خریده است. من نمی‌خواهم از خانه پدری‌ام بیرون بیایم. حضرت فرمود: اگر پدر تو آدم نادانی بود تو هم باید مثل او باشی؟ پدر تو بی ‌خود در این خانه کوچک زندگی کرده است. در روایات داریم یکی از نعمت‌ها خانه وسیع است. کسی به رسول خدا گفت: خانه من خیلی کوچک است. حضرت فرمود: با صدای بلند فریاد بزن و از خدا خانه بزرگ بخواه. حاجت تو این باشد. پس اهل‌بیت(ع) این نگاه را نمی‌پسندند. لذا حضرت فرمود: اگر از خانه بزرگ خوب استفاده کنی به درد آخرت می‌خورد.
در ادامه داستان در خطبه 209، گفتیم: حضرت به خانه علاء بن زیاد یکی از اصحابشان آمدند. فرمودند: اگر از خانه بزرگ اینطور استفاده کنی، خوب است. علاء بن زیاد به امیرمؤمنان عرض کرد: من خانه بزرگی دارم، نقطه مقابل من برادرم است «أَشْكُو إِلَيْكَ أَخِي عَاصِمَ بْنَ زِيَادٍ» از برادرم شکایت می‌کنند. حضرت فرمودند: چه شده؟ «قَالَ وَ مَا لَهُ قَالَ لَبِسَ الْعَبَاءَةَ» عبا به دوش سر به بیابان گذاشته و فقط دنبال عبادت و شب زنده‌داری است. حضرت فرمود: او را بیاورید. وقتی آمد «قَالَ عَلَيَّ بِهِ فَلَمَّا جَاءَ قَالَ يَا عُدَيَّ نَفْسِهِ» ای آدمی که دشمن خودت شدی. «لَقَدِ اسْتَهَامَ بِكَ الْخَبِيثُ» شیطان تو را سرگردان کرده است. «أَ مَا رَحِمْتَ أَهْلَكَ وَ وَلَدَكَ» چرا به زن و بچه‌ات رحم نکردی؟ «أَ تَرَى اللَّهَ أَحَلَّ لَكَ الطَّيِّبَاتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَنْ تَأْخُذَهَا» خدا طیبات را حلال کرده است بعد دوست ندارد تو استفاده کنی؟ «أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ ذَلِكَ» نکند می‌خواهی برای خودت یک چیزی، تو کوچکتر از این هستی که بگویی: خدا برای من اینطور خواسته است. «قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ» ما از شما یاد گرفتیم. «هَذَا أَنْتَ فِي خُشُونَةِ مَلْبَسِكَ وَ جُشُوبَةِ مَأْكَلِكَ» ما لباس‌های شما را دیدیم. لباس‌های ساده شما، غذاهای بدون خورشت، ما از شما یاد گرفتیم. شما ساده پوش هستید و ساده زیست هستید. «قَالَ وَيْحَكَ» امیرالمؤمنین فرمود: وای بر تو! من مثل تو نیستم. «إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ» خدا واجب کرده بر پیشوایان عدالت، باید مثل ضعیف‌های مردم برخورد کنند. امیرالمؤمنین در اوج ثروت بود. در 25 سال خانه‌نشینی، باغ‌ها، مزارع، نخلستان‌ها فراوان، صدقات حضرت چند هزار دینار بود ولی در عین حال وقتی به خلافت رسید فرمود: با اینکه دارم، ولی خدا بر پیشوایان عدالت واجب کرد، «أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ» تو نباید خودت را با من مقایسه کنی. فرمود: «كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ» ائمه و پیشوایان ساده زندگی کنند، تا فقرا فقرشان آنها را به شورش وا ندارد. اگر مردم دیدند پیشوایان عدل در سادگی زندگی می‌کنند با اینکه دارند، این تسکین فقرا می‌شود. می‌گویند: ما نداریم، اینها هم ندارند. الآن اینطور نیست. وکلای ما، معاونین ما، نهصد امام جمعه ما، استانداران ما، رؤسای قوای ما چنین مشکلی دارند؟ آخر ماه چه کنم چه کنم دارند؟ مشکل نان شب و ازدواج بچه‌هایشان و مریضی دارند؟ اگر دارند مثل مردم شدند ولی اگر ندارند، امیرالمؤمنین می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ» فقر فقیر او را به شورش وادار نکند. هیچکسی به اندازه امیرالمؤمنین در مدینه برای آبادانی کار نکرده و هیچکس به اندازه حضرت موقوفات و صدقات نداشته است.
در حالات وحید بهبهانی، مجدد المذهب، علامه ثانی، علامه ثالث، مرد بسیار عجیبی هست. تحولی در فقه و اصول شیعه ایجاد کرد. یک وقتی خانه آمد، عروس ایشان لباس پر زرق و برقی پوشیده بود. به آقازاده‌شان گفت: این لباس چیست:؟ گفت: پدرجان، شما دیگر چرا؟ سوره اعراف آیه 32 را خواند «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ‏ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه‏» چه کسی حرام کرده است؟ بلافاصله فرمود: این آیه که خواندی را من هم بلد هستم. ولی باید یک کاری کنیم فقرا فقرشان را به ما تسلی بدهد. ایشان مسئولیت اجرایی نداشت ولی یک مرجع عام بود. کسی که امام جمعه و عالم یک شهر است، فرمود: مردم باید فقرشان را به ما تسلی بدهند.
خطبه 160 نهج‌البلاغه خطبه مفصلی است و خیلی زیباست. حضرت زندگی زاهدانه‌ی پیامبر خدا، خودشان، حضرت عیسی و حضرت داود را مفصل بیان کرده است. فرمود: «واللّه لقد رَقَّعتُ‏ مدرعتى هذه حتى استَحيَيتُ من راقعها» به خدا قسم این لباسم را آنقدر وصله زدم، خجالت می‌کشم بروم بگویم باز هم وصله کن! امام (ره) وقتی در نجف بودند، چه منزل ساده‌ای داشتند با اینکه قطعاً می‌توانست بهترین خانه را تهیه کند. به امام می‌گویند: اجازه بدهید محلی که مردم جمع می‌شوند، گلیمش کامل نیست. اگر اجازه بدهید چند گلیم دیگر بیاوریم فرش را کامل کنیم. امام(ره) فرمودند: شما دست به دست هم دادید مرا جهنمی کنید. مگر اینجا خانه صدر اعظم است؟ نصفش فرش نباشد، چه می‌شود! حاج احمد آقا می‌گوید: صدر اعظم چیست؟ از صدر اعظم بالاتر، اینجا خانه امام زمان است. شما نایب امام زمان هستید. امام می‌فرماید: معلوم نیست خانه امام زمان هم فرشش کامل باشد! یعنی امام برای خانه‌ای که محل رفت و آمد مردم است، می‌گوید: نیاز نیست کامل فرش باشد. امام فرمود: احمد! طاغوت یک شبه طاغوت نمی‌شود، کم کم طاغوت می‌شود. برای سفید کاری حسینیه، امام فرمود: تا من زنده هستم دست به حسینیه نزنید. اگر زندگی شهید رجایی(ره) را نگاه کنیم، معلوم می‌شود زندگی امروز ما کم کم طاغوت شده یا نه.
شریعتی: اگر ما به عملکرد یک فرد و شخصی که می‌تواند مسئول باشد یا مسئول نباشد، مشکوک شدیم و احساس کردیم یک مسیری را اشتباه می‌رود، وظیفه ما چیست؟
حاج آقای حسینی قمی: معنای صحبت ما این نیست که از فردا راه بیافتیم هرجا، کشور تشکیلات دارد. امیرمؤمنان در همین نهج‌البلاغه می‌فرماید. نامه 69 نهج‌البلاغه نامه زیبا و مفصلی است. حضرت می‌فرماید: «وَ لَا تُحَدِّثِ‏ النَّاسَ‏ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً» هرچه شنیدی منعکس نکن، این برای دروغ کافی است. من یقین دارم بسیاری از همین یقین‌های ما بعداً معلوم می‌شود یقین نبود. ما چقدر مواردی یقین داشتیم بخدا من مطمئن بودم، نشانه‌هایی که دیدم، اما دستگاه قضایی رفته و به نتیجه نرسیده است. در این چند هفته چقدر گفتیم: قوه قضاییه باید انقلابی و صریح عمل کند. ولی گاهی دیدید می‌گویند: یک پرونده صد جلد است و باید رسیدگی شود. مقام معظم رهبری فرمودند: فساد غول هفت سر است. امیرالمؤمنین بلافاصله فرمودند: «لا تَرُدَّ عَلَي النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَي بِذَلِكَ‏ جَهْلا» هرچه هم شنیدی رد نکن! حضرت فرمودند: حق نقل نداری ولی حق رد هم نداری. مراجع قانونی و قضایی دارد، منتقل کن.
شریعتی: بعضی می‌گویند: اگر بخواهیم منتظر مراجع قضایی باشیم که قضاوت کنند خیلی طول می‌کشد و فساد همه جا را می‌گیرد.
حاج آقای حسینی قمی: فرض کنید من در مورد مطلبی به شما مشکوک هستم. شما راضی هستید من اول اعلام کنم بعد دستگاه قضایی بروم؟ وقتی گفتم دیگر نمی‌شود جمع کرد. گفتم: متأسفانه ما خیلی اهل کارهای طولانی نیستی. در صدقه گفتم: این صدقات را جمع کن. صبح به صبح صدقه را در صندوق صدقات می‌اندازد. می‌گوید: شما مخالف کمیته امداد هستید؟ نه، کمیته امداد از یادگارهای امام است. امام معصوم فرمود: اگر نیازمند فقیر داری «لَا صَدَقَهَ وَ ذُو رَحِمٍ‏ مُحْتَاجٌ» (من‏لايحضره‏الفقيه، ج 2، ص 68) حق نداری به بیگانه بدهی، به ارحامت بده. این روزها گفتند که آبونمان تلفن‌های ثابت غیر قانونی بود و لغو کردند. پولی که 118 برای تماس‌ها می‌گرفت، غیر قانونی بود. شما به هرکسی به عنوان خودش راضی هستید، الآن روزنامه‌ها صفحه اول تیتر بزرگ علیه کسی می‌زنند. فردا صفحه آخر تکذیبیه می‌زند تیتر دیروز دروغ بود. ما بیشتر دنبال راه‌های کوتاه هستیم. الآن در یک اداره کارمندی تخلف کرده است. داروخانه هزار تومان جنسی را گران داده است. حوصله نداریم شماره تلفن بگیریم و شکایت کنیم. به ما هزار تومان گران داد، به نفر بعدی ده هزار تومان گرانتر می‌دهد!
در هواپیما با یکی از دوستان نشسته بودم، این آقا موقعی که اعلام کردند موبایل‌ها را خاموش کنید، خاموش نکرد. یک آقای خارجی کنار من نشسته بود. یادداشتی به مهماندار داد که این خاموش نکرده است، مهماندار با او برخورد کرد. شما از شهرداری تخلف می‌بینی، از قوه قضاییه تخلف می‌بینی، از هر جایی تخلف می‌بینی، حال اینکه یک تماس بگیریم و شکایت کنیم را نداریم.
شریعتی: وظیفه ثروتمندان در این شرایط، در قبال فقرا و ضعیف‌ترها چیست؟
حاج آقای حسینی قمی: ابتدای بحث گفتم، یکی از اشکالات ما این است که هرچه می‌گوییم، دیگران را متوجه می‌کنیم. در حالات وحید بهبهانی خواندم، ایشان شاگردانی مثل علامه بحرالعلوم داشته است. میرزای قمی که قبرش در قم زیارتگاه است، شاگرد ایشان بود. مرحوم وحید بهبهانی روزه استیجاری می‌گرفته پولش را به میرزای قمی می‌داده که احتیاج داشته است. بحث مستأجرین را گفتیم که به احترام امام رضا(ع) اجاره‌ها را زیاد نکنید، به مستأجرین رحم کنید. فیش حقوقی مستأجر را ببین، بعد از اجاره چقدر برایش می‌ماند. سه تا شیعه امام رضا در مسجدالحرام نشستند با هم عقد قرارداد بستند که هرکس از دنیا رفت، آن کسی که زنده ماند در نمازها و عبادات و روزه‌ها و خیرات دو نفر دیگر را شریک کند. صفوان بن یحیی، عبدالله بن جندب، علی بن نعمان، گفتند: ما سه تا شیعه امام رضا هستیم هرکس زودتر از دنیا رفت، آن کسی که می‌ماند در خیرات دیگری را شریک کند. صفوان بن یحیی ماند و دو نفر دیگر از دنیا رفتند. صفوان نماز که می‌خواند یکی برای خودش، یکی برای عبدالله بن جندب و یکی برای علی بن نعمان می‌خواند. روزه می‌گرفت یک ماه رمضان برای خودش، بعد از ماه رمضان یک ماه برای علی بن نعمان و یک ماه برای عبدالله بن جندب روزه می‌گرفت. زکات مالش را می‌داد یکبار به نیت زکات مال خودش، یکبار به نیت آن دو نفر زکات می‌داد.
در حالات مرحوم کاشف الغطاء خواندم، استاد شیخ انصاری(ره) بود. ایشان خانه‌اش در نجف را رهن می‌گذاشت، پولش را بین فقرا تقسیم می‌کرد. برمی‌گشت به ایران می‌آمد و می‌گفت: خبر دارید من خانه‌ام را به رهن گذاشتم و پولش را به فقرا دادم. اینقدر علاقه‌مند داشت که پول می‌دادند خانه را از رهن درمی‌آورد، اگر شیخ انصاری این کار را کرد، استادش این کار را کرد، آیت الله العظمی گلپایگانی، آیت الله العطمی نجفی این کارها را کردند، مرحوم آیت الله نجفی به آقای گلپایگانی نامه نوشته بود که این آقا گرفتار است، نماز و روزه استیجاری به او بدهید. ایشان آن طرف را نمی‌شناخت و به او داده بود. بعد از مدتی به آقای مرعشی گفته بود: ما نمی‌شناختیم او را که نماز می‌خواند یا نه؟ فرمود: پول به او برسد، من خودم نمازها را می‌خوانم. من بازار رفتم سخنرانی کردم، گفتم: اگر شما می‌نالید، آن کارگر چه بگوید؟ کارمند با فیش حقوقی کم چه بگوید؟ نانوا با پنج ساعت کار چه بگوید؟ آنها خرج ندارند؟ مستأجر نیستند؟ دختر دم بخت ندارند؟ به حق امام رضا، مخصوصاً در ماه ذی‌القعده که ماه امام رضا است قسم می‌دهیم فقط انگشت را متوجه دیگران نکنید. همه ما مسئول هستیم. اگر همه ما مواظب نباشیم همه فرعون هستیم. فرعون گفت: «أنا ربکم الاعلی» من هم در خانه خودم به زن و بچه‌ام زور می‌گویم.
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم. انشاءالله همه دست به دست هم بدهیم و با همدلی و یکی شدن بر مشکلات غلبه کنیم. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای حسینی قمی: «أَمَّنْ يُجِيبُ‏ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء» خدایا به حق علی بن موسی الرضا، رفع گرفتاری و پریشانی از همه ملتمسین دعا بفرما. مریض‌ها لباس عافیت بپوشان. دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا نگردان. امر ازدواج و اشتغال جوان‌ها را مقرر بفرما.
شریعتی: «الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین»