main logo of samtekhoda

97-03-17-حجت الاسلام والمسلمين میرباقری– نگاه عمیق به حقیقت شب قدر


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: نگاه عمیق به حقیقت شب قدر
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين میرباقری
تاريخ پخش: 17-03-97

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.
کو شب قدر که قرآن به سر از دلتنگی *** هی بگویم بعلیٍ بعلیٍ بعلی
مطلع الفجر شب قدر سلام تو خوش است *** ادخلوها بسلامٍ ازلیٍ ابدی
اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس *** تا الستانه و مستانه بگویم که بلی
همه قد قامتیان را به تماشا بنشان *** تا مؤذن بدهد مژده خیر العملی
ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث *** خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی
کسی آن سوی حسینیه نشسته است هنوز *** همه رفتند شب قدر تمام است ولی
باز قرآن به سرش دارد و هی می‌گوید *** به حسین بن علیٍ به حسین بن علی

شریعتی: سلام می‌کنم به همه‌ی دوستان عزیزم، بیننده‌ها و شنونده‌های بسیار گرانقدرمان، به سمت خدای امروز خوش آمدید. ایام شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) را تسلیت می‌گویم. یک شب قدر دیگری پیش روی ماست. انشاءالله امشب را قدر بدانیم که شب قدر مجرای برکات و رحمت‌های خدای متعال است. در خدمت حاج آقای میرباقری عزیز هستیم. سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقای میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله. من هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. امیدوارم از برکات این ماه برخوردار بوده باشند.
شریعتی: انشاءالله، حاج آقای میرباقری علی رغم کسالت مختصری که داشتند دعوت ما را پذیرفتند و در استودیو حضور پیدا کردند تا انشاءالله برای درک بیشتر امشب ما را راهنمایی کنند. شبی است که نه از یکی دو ماه، بلکه از هزار ماه برتر است. قرار ما با حاج آقای میرباقری این بود که از فرازهای ناب دعای افتتاح برای ما بگویند. منتهی به دلیل اینکه یک شب بی نظیر پیش روی ماست، از ایشان درخواست کردیم به ما بگویند که امشب چه کار بکنیم می‌توانیم بیشتر بهره‌مند شویم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. (قرائت دعای سلامت امام زمان)
نکاتی را درباره شب قدر عرض می‌کنم و در پایان جمع‌بندی خواهم کرد. نکته اول اینکه از روایات استفاده می‌شود که چند معنا برای شب قدر داریم. گاهی شب قدر در روایات به عنوان شب قدر کل هستی در روایات مطرح شده است که تقدیر کل عالم در آن واقع می‌شود. گاهی برای امم شب قدر ذکر شده است، شب قدر یک امت که گویا تقدیر آن امت بسته می‌شود. چون امت‌ها آغاز و پایانی دارند. یک شب قدری داریم شب قدر مؤمنین و آحاد و امثال اینهاست. نکته دوم اینکه این شب قدر    از روایات اهل‌بیت استفاده می‌شود که در هر سال تکرار می‌شود شب قدری که تقدیرات در آن واقع می‌شود و آن هم براساس روایات شب بیست و سوم ماه رمضان است. بعضی روایات هم دلالت می‌کند که شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم هرسه شب قدر هستند. به معنای اینکه یک مرحله از تقدیر در هرکدام از اینها واقع می‌شود و در شب بیست و سوم تقدیرات قطعی و حتمی می‌شود.
نکته سوم اینکه براساس سوره مبارکه قدر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏، إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ، لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ، سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» استفاده می‌شود که شب قدر ظرف نزول قرآن است. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ» ظاهر اول آیه این است که یک شب قدری بوده که قرآن در آن نازل شده است. در روایت دارد در شب قدر قرآن به بیت المعمور نازل شد که بیت المعمور چه مقامی است، از مقامات قلب وجود مقدس نبی اکرم است، به تدریج به عالم ما نازل شد. از ذیل سوره استفاده می‌شود این شب تکرار می‌شود. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» لذا در روایت هست که برای اثبات امر امامت به این سوره احتجاج کنید. چون در این سوره اثبات می‌شود که هر سال شب قدر تکرار می‌شود و ملائکه و روح برای تدبیر امور تنزل پیدا می‌کنند. باید یک شخصی باشد که بر او تنزل پیدا کند که محور نزول ملائکه بر روح هست که اعظم از ملائکه است. بمنابراین در عین اینکه شب قدر یک شب قدر بوده و آن هم شب نزول قرآن، این در هر سال تکرار می‌شود.
نسبت بین این شب بیست و سومی که هر سال تکرار می‌شود با شبی که نزول قرآن در آن واقع شده چیست؟ یک نکته را باید توجه داشت آنکه ما یک شب قدری داریم که خورشید غروب می‌کند و طلوع می‌کند مثل شب‌های دیگر، این شب قدر محسوس است و همه درک می‌کنند. مؤمن و غیر مؤمن به این معنا شب قدر را درک می‌کنند. شبی است که خورشید غروب می‌کند بعد ساعت‌ها می‌گذرد و خورشید طلوع می‌کند. ولی اگر ما شب را در این حد شناختیم آنوقت از حقایق آن محروم می‌شویم. این شب یک باطنی دارد «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» حقیقت شب اوست. آن ظرفی که ملائکه و روح در آن تنزل پیدا می‌کنند و محضر امام می‌آیند، برنامه خودشان را به امضای حضرت و تثبیت حضرت می‌رسانند. آن زمان شب قدر است. لذا در روایت ملاحظه فرمودید به حضرت عرض کرد: شب قدر چه شبی از شب‌های ماه رمضان است؟ حضرت فرمودند: سوره دخان را صد بار در هر شب بخوانید وقتی شب بیست و سوم شد، خودتان متوجه می‌شوید. اگر کسی موفق شود و با شرایطش این کار را انجام بدهد، شب قدر ممکن است به یک درکی از حقیقت شب قدر برسد و ورود به باطن شب قدر پیدا کند. پس همانطور که شب بیست و سوم یک ظاهر و یک باطنی دارد، لیلة القدری هم که قرآن در آن نازل شده، «إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ» آن هم شبی است که ظاهر و باطنی دارد. ظاهرش همین شب بیست سوم بوده که قرآن نازل شده ولی باطنش ظرف نزول قرآن است. قرآن با همه ظرفیتی که دارد رشته متصل بین ما و خداست «وَ حَبْلا مُتَّصِلا فِيمَا بَيْنَكَ‏ وَ بَيْنَ‏ عِبَادِك‏» (بحارالانوار/ج89/ص206) با مقاماتی که دارد، هفتاد بطن دارد. با مقاماتی که دارد روح نور است. آن حقایقی که در باب قرآن هست، این کتاب تنزل پیدا کرده است. مقاماتی دارد که مقامات قرآن درجات بهشت است، با این صفات قرآن تنزل پیدا کرده پس ظرفی است که ظرف تنزل قرآن است، شاید شب قدر که در آن تقدیر و قرآن واقع می‌شود احاطه‌ای به این مظروف خودش داشته باشد. پس هم شب قدر شب نزول قرآن است یک باطن حقیقی دارد و همین شب قدر که شب بیست و سوم ماه است، غیر از ظاهر خودش یک باطنی دارد که در آنجا یک اتفاقاتی می‌افتد و یک تقدیراتی واقع می‌شود.
نسبت بین این دو شب چیست؟ نسبت بین شب نزول قرآن که یکبار هم بوده که در آن شب براساس روایات قرآن به بیت المعمور نازل شده است با این شبی که تکرار می‌شود چیست؟ بعید نیست نسبتشان این باشد که آن شب قدر که شاید تقدیر کل عالم در آن واقع می‌شود آن شب قدر در هر شب بیست و سوم ماه رمضان یک تکرار و تجلی دارد. مثل خورشید که در منظومه شمسی یک خورشید است ولی هر صبح یک طلوع جدیدی دارد که این طلوع غیر از طلوع روز قبل و بعد است که در آن این خورشید ظهور پیدا می‌کند. شب قدر در هر سال که تکرار می‌شود آن حقیقت، آن شب قدر واحد در آن یک ظهور و تجلی پیدا می‌کند. این شب قدر به معنای تقدیر هم می‌تواند باشد. شب ارزشمندی که شب تقدیر است. اولاً تقدیر چیست؟ چه نسبتی بین تقدیر و قرآن وجود دارد؟ دوم اینکه این شب بیست و سوم که شب تقدیر است چه نسبتی بین نزول قرآن در این شب و تقدیر وجود دارد؟
در مورد تقدیر شاید زمانی عرض کرده باشم که هر اتفاقی در عالم می‌افتد، از مسیر خلقت الهی عبور می‌کند، در روایت هست هفت مرتبه شاید دارد. مرتبه مشیعت و قضا و قدر تا مرتبه تحقق قطعی، این مراتب کجا واقع می‌شوند؟ هیچ مخلوقی خلق نمی‌شود، اتفاقی نمی‌افتد که این مراتب در آن هست. این مراتب در کجا واقع می‌شود؟ یک زمانی تشبیه می‌کردم، شما می‌خواهید کتابی بنویسید. این کتاب در ظرف وجودی شما تقدیر می‌شود. از آنجایی که تعلق خاطر پیدا می‌کنید که یک کتاب بنویسید، کتابی که مثلاً شرح صحیفه سجادیه باشد. تفسیر نهج‌البلاغه باشد، تفسیر قرآن باشد یا کتاب دیگری که ممکن است ارزش دیگری داشته باشد. اول انسان یک تعلقی پیدا می‌کند به اینکه یک چنین اثری خلق می‌کند. این تعلقی که در ما پیدا می‌شود یک مرتبه‌ای از تقدیر این شیء دارد واقع می‌شود. محقق می‌شود در ظرف وجودی شما و بعد کم کم این تعلق خاطری که پیدا می‌شود شروع می‌کند کم کم یک طرح کلی و بعد یک طرح تفسیری، نقشه‌ای در ذهن شما محقق می‌شود. متناسب با این نقشه شروع به مطالعه کردن و اطلاعات را جمع بندی می‌کنید و دست به قلم می‌برید و شروع به نوشتن می‌کنید. یک کتابی محقق می‌شود.     این کتاب یکباره محقق نشده است. از یک مراتبی از تقدیر و اندازه‌گیری و نقشه عبور کرده است. یک سیری را طی کرده است. مراتب تقدیرش در مراتب وجود شماست. گویی ظرف وجودی شما به یک معنا ظرف تقدیر این کتاب است. حدود و مقدراتش در ظرف وجودی شما رقم می‌خورد. اگر خوب نگاه کنید، این کسی که تقدیر می‌کند کتاب بنویسد یک موجود بی روح و بی حرکت و بدون ادراک نیست، روح دارد. اراده دارد و فاعل است. فاعلیت نسبت به این تقدیر می‌کند. ممکن است حتی خدای متعال به او اجازه بدهد نقشه‌اش را جا به جا کند. این تقدیر از اراده شما می‌گذرد. مراتبی هم دارد و یکباره محقق نمی‌شود. شما اول یک تعلق خاطری پیدا می‌کنید. این خودش یک عقبه‌ای دارد. که من یک کتابی بنویسم، چه کتابی بنویسم؟ این هم در تعلق شما معین می‌شود. ممکن است مردد باشد و کم کم به یک تصمیمی برسد. مثلاً شرح نهج‌البلاغه بهتر است. می‌خواهم شرح نهج‌البلاغه بنویسم، تصمیم می‌گیرید. بعد از تصمیم شروع به طراحی کردن می‌کنید. طراحی هم مراتبی دارد. طرح که روشن شد کار را شروع می‌کنید. اقدامات شما اتفاق می‌افتد تا یک کتابی محقق می‌شود، این کتاب یک مراتبی از تقدیر دارد.
فرض کنید کسی نقشه معماری یک بنا را می‌کشد. فرض کنید تعلق خاطر پیدا می‌کند مسجد بسازد. یک حسینیه بسازد، یک کتابخانه تأسیس کند. بیمارستان بسازد. اگر تعلق خاطرش به این سمت رفت که اموالش را وقف برای بیمارستان کند، یک بنایی اتفاق می‌افتد و یک دانشگاه و مسجد بخواهد بسازد یک بناء دیگر، تعلق آن فرق می‌کند. یک آدمی تعلق خاطر پیدا می‌کند که خدای ناکرده میکده‌ای بسازد. ظرف وجود او تعلق به یک مرکز فسق و فجور است. یک کسی هم تعلق خاطر پیدا می‌کند مسجدی بنا کند در یک محل غریبی که مردم بتوانند آنجا یاد خدا کنند. از این تعلق خاطر تا جایی که نقشه می‌دهد مهندسین مطالعه می‌کنند و انتخاب محل می‌کنند و تا یک مسجد بنا می‌شود، اینها مراتب تقدیر دارد و یکباره درست نمی‌شود. یکجا ممکن است این آدم که تصمیم می‌گیرد بعد بدهد به زیردستانش کار کنند. یک مهندس و یک مجموعه با او ‌کار می‌کنند و یک شبکه‌ای هستند با هم کار می‌کنند. مثلاً دهها نفر با هم کار می‌کنند. بعد نقشه بناء بزرگی بیرون می‌آید. این از اراده جمعی اینها عبور می‌کند تا اینکه تبدیل به مسجد می‌شود. محورش یک اراده‌ای است که آنجا تصمیم گرفته و بعد کم کم برایش روشن شده، مثلاً یک بیمارستان است با این نقطه مختصات. این تقدیر یک امری نیست که یکباره روی کف واقع شود، اندازه‌گیری و تقدیر مراحلی دارد. تا آن مرحله‌ای که نقشه نهایی پیاده می‌شود و بعد کم کم امکانات تهیه می‌شود، همه آنها هم باز یک تقدیر و برنامه‌ای دارد، با برنامه خرید می‌کنند و می‌سازند. یک برنامه مستمری پیدا می‌شود تا اینکه بیمارستانی بناء می‌شود. اگر یک مسجد، بیمارستان، کتاب تقدیر دارد، حتی غذایی که خانم می‌پزد همینطور است. از تصمیمی که می‌گیرد امشب چه غذایی تهیه کند، تقدیر این در ظرف اراده انسان واقع می‌شود. فعالیت هم دارد. می‌تواند امروز غذا را با یک شکل دیگری بپزد. چیزی را اضافه یا کم کند.
تقدیر عالم امری است که خیلی پیچیده‌تر است، مراحی که در روایات هست که برای تحقق یک شیء اتفاق می‌افتد که به تفصیل باید وصل کرد. پس یک ظرفی است که تقدیر می‌شود. حالا شب قدری داریم که کل تقدیرات عالم در آن واقع می‌شود. شب قدری که کل تقدیر عالم در آن واقع می‌شود، وسیع و عظیم است. شاید اگر گفتید: طرح کلی عالم کتاب الهی و قرآن است، این هم ظرف نزول قرآن است و هم ظف تقدیر کل عالم هستی است. لذا به این معنا ممکن است بگویید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ» فرات بن ابراهیم فرمود: وجود مقدس حضرت زهرا(س) لیلة القدر است. لیلة القدر یک لیلة القدر در عالم است و تکرار هم ندارد. در روایات دارد امر ولایت در این شب تقدیر می‌شود. این تقدیری که در شب قدر واقع می‌شود و یک تقدیر کلی برای عالم هست چه نسبتی با شب بیست و سوم دارد؟ آن شبی که شب نزول قرآن و تقدیر است یک ارتباطی با این شب دارد. درست است این شب هرسال تکرار می‌شود، ولی شب قدر است. در هر سال تفصیل پیدا می‌کند. مثل اینکه یک نقشه دارید، این نقشه تفصیل پیدا می‌کند و  تبدیل به اجزاء برنامه می‌شود. گاهی تشبیه‌ها مزاحم فهم آن حقایقی است که در روایات و قرآن در مورد نزول حقایق از عالم است.
پس در این شب یک مرحله از آن نقشه تفصیل پیدا می‌کند. امام(ع) می‌خواهند یک اقدامی در عالم بکنند، امام تقدیر می‌کند. امام برنامه را رقم می‌زنند. این برنامه که امام رقم می‌زنند، یک منزلتی از شب قدر است که دارد هر سال تفصیل پیدا می‌کند که امسال چه تحققی پیدا کند. پس امام یک تقدیر برای کل عالم می‌کنند. حتی گاهی به نظرم می‌آید جا به جایی جبهه‌ها را حضرت تقدیر می‌کنند. حضرت معین می‌کنند که صف حق و باطل امسال چطور می‌شود؟ وضعیت کل دستگاه ابلیس تقدیر می‌شود. امسال برای ابلیس چه اتفاقی باید بیافتد. کل دستگاه شیاطین و انس! ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها کارشان از دست امام بیرون نیست. ما خیال می‌کنیم زمام دست اینهاست. اینها از دست خدا خارج نیستند. در همان تقدیر، تقدیر اینها هم واقع می‌شود. پیروز شوند، شکست بخورند، کجا بروند. جا به جایی جبهه‌ها که خطوط چطور جا به جا شود. خط جبهه حق کجا جلو برود. کجا یک شکستی بخورد به خاطر کوتاهی‌ها. تقدیرات کل جبهه حق و باطل که در امسال چه مرزبندی دارد و چه اتفاقی می‌افتد؟ آنوقت در این تقدیر کلی که برای عالم می‌شود، که بر محور امام هست، یعنی نقشه‌ای است که امام بر عالم دارند. همه ملائکه و روح برنامه‌شان را برای انسان می‌آورند که امسال این اتفاقات می‌خواهد بیافتد. وضع رزق چنین است، ملک رزق می‌آید، ملک قبض روح می‌آید. امام تقدیری می‌کنند که صف بندی جبهه‌ها روشن می‌شود، آنوقت ما اینجا چه کاره هستیم؟     به یک معنا تقدیر ما هم واقع می‌‌شود. در ضمن این تقدیر ما هم جایی داریم.
این نکته مهمی است که ما توجه داشته باشیم ما در عین اینکه تقدیرمان ضمن یک نقشه کلی واقع می‌شود، در آن نقشه کلی جای ما هم معلوم می‌شود. آن نقشه کلی که امام ترسیم می‌کنند جای تک تک مؤمنین هم، عباد الله و دشمنان هم معلوم می‌شود. معلوم می‌شود ما چه کاره هستیم، تقدیر ما مشخص می‌شود. این تقدیر را اگر بخواهم تشبیه کنم، یک مرحله مثل اینکه فرض کنید جنس وجودی انسان معلوم می‌شود که جنس وجود این چه باشد. ممکن است یک فلزی طلا شود، یک فلزی مس شود، یک فلزی روی شود. هرکدام هم یک جایی قرار می‌گیرند. هیچوقت مس تبدیل به زینت آلات نمی‌شود که به گردن‌ها آویزان شود. اینکه حقیقت وجودی انسان چه شود. این طلا کجا قرار بگیرد؟ در دندان قرار بگیرد. گوشواره شود، جای این طلا مشخص می‌شود که کجا باید باشد. اینکه این طلا روی گنبد امام حسین قرار بگیرد یا به عکس شود. اینکه ما چه بشویم و کجا قرار بگیریم معین می‌شود.
شب قدر به یک معنا شب تقدیر است. به یک معنا شب قدر و اندازه ما هم هست. وقتی حضرت تقدیر می‌کند حد ما معین می‌شود. وقتی یک نقشه بزرگ برای ساختمان می‌کشند معلوم می‌شود این تیر آهن کجای ساختمان باید واقع شود. هیچوقت با تیرآهن در و پنجره ساخته نمی‌شود. باید یک جنس خاصی باشد تا در و پنجره شود.
هرکدام یک جایی پیدا می‌کنند. استحکامی که یک ساختمان باید داشته باشد، باید مواد خاصی باشد. آدم‌هایی که می‌خواهند زیر بنای استحکام جامعه مؤمنین باشند باید با یک آدم‌های با استحکام و اراده خاصی باشند که تربیت شده باشند، حضرت در نقشه تقدیر کنند و یک جایی به اینها می‌دهند. کسی که می‌خواهد فرمانده لشگر شود، باید ظرفیت داشته باشد که اراده‌های یک لشگر را دور خودش جمع کند. یک استحکام اراده و استحکام خاص می‌خواهد. این تقدیر واقع می‌شود، آنوقت اول اتفاقی که ما باید نگران آن باشیم که شب قدر می‌افتد، این است که معلوم می‌شود ما در جبهه حضرت هستیم یا در جبهه مقابل حضرت. رزق ما را کجا قرار می‌دهند؟ رزق حلال و حرام داریم. رزق ظاهری و باطنی داریم. عیش‌های ظاهری ما رزق‌های ما هستند. اینکه این رزق اولین در کدام دو دستگاه تقدیر شود. من از سر سفره شیطان رزقم را بگیرم یا از سر سفره امام؟ کجا باشم؟ در دستگاه امام باشم یا شیطان؟ در دستگاه بنی امیه باشم یا دستگاه امام صادق؟ این معین می‌شود. اینکه انسان طلا شود یا یک کوزه شکسته شود. این معین می‌شود. اول مسأله این است که جبهه انسان مشخص شود. حضرت معین می‌کند در این نقشه که این آدم با این ظرفیت کجای عالم باید قرار بگیرد؟ این ظرفیت هم خودش یک تقدیری است. خود ما هم در این تقدیر یک سهمی داریم. مثلاً می‌گویم: شما این یکسال چه کردید. کسی که این یکسال خوب فعالیت کرده فرض کنید او را فرمانده گردان می‌کنند. کسی که یکسال در این لشگر بوده و ظرفیت داشته فرمانده لشگر شود ولی کار نکرده است، همانجا می‌ماند. چطور می‌شود یک نفر را ارزیابی می‌کنند، برنامه سالش را جایی می‌بینند و ارتقاء می‌دهند یا پایین‌تر می‌برند. مگر در برنامه‌ریزی‌های ما اینطور نیست؟ یک کسی می‌بینی اصلاً جایگاهش عوض می‌شود. در جبهه حق بود، امسال یک طوری عمل کرده آن طرف می‌رود.
اینکه ما شب قدر چه چیزهایی بخواهیم هم مهم است. یک دعای مخصوصی در دعاهای شب قدر هست که مکرر تکرار می‌شود. اینکه یکی از خواسته‌های مکرر شب قدر این است که خدایا ما را از آتش نجات بده. مثل دعای جوشن کبیری که می‌خوانید و در هر فرازی از خدای متعال می‌خواهید «خلصنا من النار یا رب» یعنی گویی آدم گرفتار آتش است. باید یک خلاصی از این آتش پیدا کند. این نار چیست؟ مکرر عرض کردم که باطن جنت ولایت امام است و باطن نار ولایت ائمه جور هست. «النار ولایة عدو آل محمد» ممکن است ما گرفتار باشیم. این گرفتاری‌ها فرق می‌کند. یک کسی اینقدر در این فضا رفته که جنس او آتش شده است. جهنم یک آتشی دارد «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ‏ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ» (تحریم/6) خودتان و اهلتان را ا آتشی که آتش گیران آن آدم‌ها هستند. یعنی نه فقط آتش است، سوخت جهنم است یعنی جهنم را شعله‌ور تر می‌کند. شب قدر شبی است که تقدیر ما معین می‌شود یعنی متناسب با کاری که امسال کردیم معین می‌شود در سال جدید چه اتفاقی باید برای ما بیافتد. باید کجا باشیم؟ زنده باشیم یا پرونده ما بسته شود. بسته شدنش خوب باشد یا بد باشد. این اتفاقاتی که می‌افتد که شب قدر است، همه این تقدیرات در ظرف وجودی امام اتفاق می‌افتد، بعد هم این نقشه دست ملائکه قرار می‌گیرد و بعد آنها باید بروند کار کنند.
یک نکته مهمی که در باب تقدیر هست این است که این تقدیری که اتفاق می‌افتد، تقدیر برای جمع است اما تک تک ما در آن تقدیر موقفی داریم. لذا در عین اینکه تقدیر برای جمع اتفاق می‌افتد، کاملاً ما تحت نظر هستیم، تحت اشراف هستیم، هیچکس در این تقدیر پنهان نیست. خدای متعال اینطور است،امام هم به اذن الله اینطور است، اینطور نیست که سماواتی‌ها او را از زمینی‌ها غافل کنند. با اینکه عروج و فرود سماواتی‌‌ها را می‌بیند، به زمینی‌ها هم کاملاً توجه دارد. بهشتی‌ها را می‌بیند، جهنمی‌ها را هم می‌بیند. خوب‌ها و بدها را و هرکسی هم سر جای خودش، گویا امام رعیتی غیر از او ندارد. در عین اینکه کل امور عالم را تدبیر می‌کند نسبت به تک تک بندگان اینقدر دقیق است، گویا همین یک رعیت را دارد. برای تک تک ما دقیق حساب و کتاب می‌کنند. دستگاه حضرت هم خیلی گسترده است. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» یک چنین اتفاقاتی می‌افتد. حضرت نسبت به تک تک افراد اشراف دارند. بنابراین آن قدری که برای ما واقع می‌شود که جایگاه ما در جبهه جهنمی باشد، بهشتی باشد، یا بینابین باشیم. کجای این جبهه قرار بگیریم، این معین می‌شود.
یک نکته قابل توجه این است که اساس ارزش و قدر به نسبت انسان به امام است. قدر حقیقی خود امام است. جایگاهی که ما نسبت به امام پیدا می‌کنیم، ربطی که با امام پیدا می‌کنیم، به اندازه‌ای که محبت امام در وجود ما می‌آید، نور امام در وجود ما تنزل پیدا می‌کند، قیمت و قدر دارد. قدر یعنی چه؟ اینکه ما قدر پیدا می‌کنیم. ارزش به چه چیزی بستگی دارد؟ ترازویی که با آن پیاز می‌کشید تا ترازویی که ارزش‌های اجتماعی، مثلاً اینجا این آدم باید وزیر شود. آنوقت  دستگاه‌ها متفاوت است. در یک دستگاه یک کسی را وزیر می‌کنند، در یک دستگاه کسی را خارج می‌کنند. آن طرف می‌رود وزیر می‌شود ولی این طرف یک شغل عادی هم به او نمی‌دهند. آن ترازوی حقی که عالم با او اندازه‌گیری می‌شود، چیست؟ هر چیزی در عالم قدری دارد، در این عالم به این بزرگی که خدای متعال تقدیر می‌کند، هر چیزی یک وزنی دارد متناسب با وزن و قیمت و ارزش آن جایگاه می‌دهند. فرض کنید در دستگاه طب سنتی به کسی که مدارج علمی طی کرده است قدر می‌دهند، می‌گویند: این آقا حق دارد طبابت کند. در منصب بنشیند و پزشک شود و مطب بزند. در دستگاه طب سلولی ممکن است به این آقا منصب ندهند بگویند: اینها به درد نمی‌خورد. این عالم که خدای متعال ذرات را در جای خود می‌نشاند، هر چیزی در مدار خودش قرار می‌گیرد. «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبان‏» (الرحمن/5) از ماه و ستاره‌ها که در مدار خودشان حرکت می‌کنند تا آدم‌ها، این مدارهایی که برای حرکت ذرات تا کیهان معین شده، معیار اینکه کسی را اینجا قرار بدهند کجاست؟ این ارزش و قدر چیست؟ ترازو چیست؟ ترازویی که در عالم گذاشته می‌شود، «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُ‏» (اعراف/8) ترازوی حق چیست؟ امام نیست. «علیٌ میزان الاعمال» یعنی به اندازه‌ای که تعلق به امام در یک موجودی هست وزن پیدا می‌کند. هرچه به امام نزدیک‌تر شود، مقصود نزدیکی ظاهری نیست، یعنی نزول روح حقایق امام در وجود انسان. مثل اینکه اتصال روح مؤمن به روح الهی از اتصال شعاع خورشید به خورشید بیشتر است. به اندازه‌ای که حقیقت وجودی امام تنزل پیدا می‌کند، آن قدر حقیقی یک معنای لیلة القدر همین است. تقدیرات براساس او در عالم اتفاق می‌افتد. در لیلة القدر عالم که لیلة القدر است هرچیزی یک موقفی پیدا می‌کند. آن موقفی که پیدا می‌کند متناسب با نسبتش با لیلة القدر است. آن لیله اندازه و قدر و ارزش‌هاست. همه ارزش‌ها براساس آن سنجیده می‌شود. به اندازه‌ای که از او برخوردار باشند، در عالم جا پیدا می‌کنند.
اگر حضرت زهرا(س) لیلة القدر هستند، یعنی هر موجودی در این عالم، در این مدار کلی نظام خلقت کجا قرار می‌گیرد، بستگی دارد که نسبتش با حضرت چه باشد. ترازوی منزل به درد وزن کردن ماشینی که سی تن وزن دارد نمی‌خورد. وزنه‌ای که با آن کل عالم را وزن می‌کنند، هرچیزی را سر جای خودش می‌نشانند و در مدار کل خلقت کجا باید باشد، این شب قدر اصلی می‌شود و آن وجود مقدس فاطمه زهرا(س) است. لذا به اندازه‌ای که انسان به امام نزدیک می‌شود قدر حقیقی پیدا می‌کند. اینکه ما مس شویم یا طلا شویم بستگی دارد جایگاه ما نسبت به امام کجا باشد. در عالم مس هستیم یا طلا هستیم. آن میزان حقیقی چقدر در ما تحقق پیدا کرده است؟ دو طبیب طبابت می‌کنند. در دستگاه خدا دو قیمت دارد. چقدر برای خداست؟ چقدر اخلاص درونش است؟ چقدر محبت خدا در عمل هست؟ دو طبیب کنار هم طبابت می‌کنند و دو جور مزد می‌دهند. دو تقدیر برایشان می‌کنند. دو قدر برایشان معین می‌کنند.
عزیزی به من فرمود: آقایی که از هم دوره‌های مرحوم کافی بودند، حضرت را در رؤیای صادقه دیده بود و گلایه کرده بود که ما با مرحوم کافی هم دوره بودیم. به ایشان اینقدر توفیق دادی/. فرمود: بله ایشان منبر می‌روند، با پول‌هایشان مهدیه می‌سازند، حسینیه می‌سازند، شما زندگی را اداره می‌کنید، این تفاوت پیدا می‌کند. این جایگاه را تغییر می‌دهد، دو جایگاه و خاصیت و اثر می‌شود. بعد در فضای سال 55 ده هزار نفر می‌آیند از شهرستان‌های مختلف، شب در مهدیه می‌خوابند که صبح یک دعای ندبه گوش کنند و بروند. این قدر، قدری است که خدا می‌دهد و حضرت معین می‌کنند. برای همه همینطور است. به اندازه‌ای که اخلاص در عمل هست و تعلق به حضرت حق که تعلق به ولی خدا می‌شود. کار در برنامه او انجام می‌شود، برای او انجام می‌شود، در طرح امام انجام می‌شود، کار ارزش پیدا می‌کند و آدم ارزش پیدا می‌کند.    این یک فضای اجمالی از شب قدر است که نسبت آن با تقدیر و قرآن در جای خودش محفوظ است.        
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم. یک پنجره‌ای نسبت به امشب که شب قدر هست برای ما گشودند. خدا کند دستمان را به دست امام بسپاریم و سیر کنیم این مسیر را که امروز برای ما ترسیم کردند. انشاءالله امشب یکی از شب‌هایی باشد که مقدرات یک سال ما به بهترین شکل ممکن تقدیر شود و آنچه خداوند برای بنده‌های صالح در نظر می‌گیرند، برای ما هم در نظر بگیرند. امروز صفحه 343 قرآن کریم، آیات 18 تا 27 سوره مبارکه مؤمنون در سمت خدا تلاوت خواهد شد.
«وَ أَنْزَلْنا مِنَ‏ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلى‏ ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ «18» فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ لَكُمْ فِيها فَواكِهُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ «19» وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ «20» وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِها وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ «21» وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ «22» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ «23» فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ «24» إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ «25» قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ «26» فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ «27»
ترجمه: و از آسمان، آبى به اندازه‏ى (معين) فرو فرستاديم، و آن را در زمين جاى داديم و همانا ما بر بردن آن قادريم. پس به وسيله‏ى آن (آب) براى شما باغ‏هايى از خرما و انگور پديد آورديم كه در آن باغها براى شما ميوه‏هاى فراوانى است و از آنها مى‏خوريد. و (نيز) درختى كه از طور سينا مى‏رويد، (و) روغن و نان خورش براى خورندگان به بار مى‏آورد. و همانا براى شما در چهارپايان عبرتى است، از آنچه در شكم آنهاست (شير) به شما مى‏نوشانيم و براى شما در آنها منافع زيادى است و از (گوشت) آنها مى‏خوريد. و بر آنها و بر كشتى‏ها سوار مى‏شويد. و همانا نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس (به آنها) گفت: اى قوم من! خداوند (يكتا) را بپرستيد. جز او هيچ خدايى براى شما نيست، آيا پروا نمى‏كنيد؟ پس اشراف قوم او كه كافر شدند، گفتند: اين نوح جز انسانى همانند شما نيست، او مى‏خواهد بر شما برترى جويد، اگر خداوند مى‏خواست (براى ما پيامبرى بفرستد) قطعاً فرشتگانى مى‏فرستاد. ما اين (دعوت نوح) را در ميان (تاريخ) پدران قبلى خود نشنيده‏ايم. او نيست جز مردى كه در او نوعى جنون است، پس تا مدّتى درباره‏ى او صبر كنيد. (تا از جنون نجات يابد يا بميرد يا ما تكليف خود را با او روشن كنيم). نوح گفت: پروردگارا! مرا در برابر تكذيب آنان يارى فرما. پس ما به نوح وحى كرديم: زير نظر ما (مطابق دستور وآموزش) و وحى ما كشتى بساز. پس همين كه فرمان (قهر) ما آمد و (آب از) تنور جوشيد، از تمام حيوانات يك جفت (نر و ماده) و (نيز) اهل خود را در كشتى وارد كن، مگر كسى از آنان را كه قبلًا درباره او سخن به ميان آمده (و وعده هلاكتش داده شده) و درباره ستمگران با من سخن مگو (و نزد من از آنان شفاعت مكن) كه قطعاً آنان غرق خواهند شد.
شریعتی: نکات خیلی خوبی را شنیدیم. حالا برای اینکه امشب عیار و ارزش ما بالا برود و در آن نقشه‌ای که امام ترسیم می‌کنند جای گرانقدری باشد و همنشین اولیاء و صالحان شویم، امشب چه کار کنیم بهتر است؟
حاج آقای میرباقری: برای شب قدر اعمال زیادی گفتند و مرحوم محدث قمی هم در مفاتیح این را آوردند. مفاتیح کتاب فاخری است و ایشان جمع بین ادعیه و زیارت را کرده است. اعمالی که در مفاتیح هست خوب است انجام شود. از قرآن به سر گرفتن که همه انجام می‌دهند. البته ورود این اعمال برای شب قدر است ولی در غیر شب قدر هم می‌شود انجام داد. وقتی مشکلی دارد قرآن سر بگیرد، در یک خلوتی بنشیند و قرآن را روی سرش بگذارد. امشب اعمال متعددی دارد. سوره عنکبوت، روم و دخان امشب خوانده شود. این سه سوره مربوط به شب قدر و وقایع کلی است که در عالم اتفاق می‌افتد. سوره دخان که بحث شب قدر در این سوره هست، مضمون این سوره چیست؟ این مضمون مربوط به شب قدر است. اگر آدم این سه سوره را خوب تأمل کند، تقدیرات و مقدرات و صف بندی‌های تاریخی حق و باطل، اینکه خدای متعال این صف‌ها را چطور جمع می‌کند و بعد چطور یک عده جهنمی و یک عده بهشتی می‌شوند، این تقدیر و تدبیر است. خدای متعال عالم را رها نکرده که هرکس خواست هر کاری بکند. یک آزادی و اختیاراتی داده و دستگاه باطل کمک می‌کند و دستگاه حق هم امداد می‌کند ولی در مجموع عالم را اداره می‌کند و به مقصدی می‌برد که خودش می‌خواهد. «وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ‏» (انعام/134) هیچکس نمی‌تواند دست خدای متعال را ببندد ولو اختیاراتی هم به او بدهند. دعاهای مخصوص دهه آخر ماه رمضان است که مرحوم محدث قمی در مفاتیح آوردند، حتماً دعای خاصی که برای شب بیست و سوم است، خواسته‌های مخصوص شب قدر است، تکرار شود.
در بین همه اینها آنچه من تأکید می‌کنم دعا برای وجود مقدس امام زمان است. هیچ عبادتی به اندازه دعا قیمت ندارد. هیچ دعایی به اندازه دعا برای معصوم ارزش ندارد. نه از باب اینکه معصوم محتاج به دعای ماست، از باب اینکه خواسته‌های ما بزرگ شود. لذا مکرر دستور هست در همه احوال دعای «اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن» خوانده شود. آدم اگر بفهمد شب بیست و سوم شبی استثنایی است و در این شب استثنایی می‌گویند: مکرر این دعا را بخوان، دیگر این دعا را در قنوت نمازهایش ترک نمی‌کند. چون اگر دعایی بهتر از این بود دستور داده می‌شد آن را بخوانید. آدم به اندازه‌ای که خواسته‌هایش بزرگ می‌شود عظمت پیدا می‌کند. این دعاهایی که در باب حضرت هست و در شرح دعای افتتاح عرض خواهم کرد، این دعاها آدم را بزرگ می‌کند. به خصوص دعاهایی که از معصوم نقل شده برای امام زمان(ع)، این را حتماً در شب قدر بخوانند. از جمله دعا در عصر غیبت که از خود امام زمان نقل شده و شاید محدث قمی در اواخر مفاتیح ذکر کردند. دعایی که از امام رضا(ع) نقل شده برای امام زمان(ع) که یونس بن عبدالرحمان از امام رضا نقل می‌کنند و این دعا را مرحوم محدث قمی در مفاتیح بلافاصله بعد از دعای عهد آوردند. این دعا حتماً در این شب خوانده شود، در همه سال انسان باید این دعا را بخواند تا روحش بزرگ شود و نزدیک شود به خواسته‌هایی که حضرت در عالم دارند تا بتواند به جبهه حضرت نزدیک شود. من اگر ندانم تقدیر حضرت برای عالم چیست، نمی‌توانم در این تقدیر قرار بگیرم. این دعا ما را به تقدیر حضرت نزدیک می‌کند که حضرت برنامه‌شان در عالم این است و بعد تعلق به این برنامه در روح انسان می‌آید در اثر مداومت در دعا و آنوقت می‌تواند کنار حضرت بیاید. انشاءالله شب قدر اگر خدای متعال توفیق داد این اتفاق بیافتد. عده‌ای خودشان را از سال قبل آماده کردند. عده‌ای از اول ماه رمضان، عده‌ای از ماه رجب و شعبان، سه ماه مراقبه کردند. امثال بنده که دیگر هیچ کدام از اینها را نداشتیم و یکباره با شب بیست و سوم مواجه شدیم، استفاده کردن از این شب خیلی سخت می‌شود. فقط یک راه می‌ماند و آن التماس به درگاه خدای متعال و وجود مقدس معصومین(س) است که واسطه فیض و اسماء حسنی الهی هستند. اینکه ما امشب خدا را به چهارده معصوم قسم می‌دهیم «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ‏ بِها» (اعراف/180) امشب می‌خواهیم از خدا چیز بخواهیم. شب مهمی است. هم برای کل جامعه مؤمنین و هم برای خودمان، این شب را تلاش کنیم که دست کسی که زحمت‌های قبلی را نکشیده خیلی کوتاه است. مثل محصلی که یک سال درس نخوانده است. امشب تنها راهی که وجود دارد این است که انسان به فضل خدا امیدوار باشد و به وجود مقدس امام زمان التجا کند که حضرت یک فکری به حال ما بکنند. شب قدر یک مرکب سریع است. خدای متعال شب قدر را به ما داده در مقابل عمرهای طولانی امم گذشته، شب قدر یک چیز فوق العاده‌ای است.
شریعتی: برای من که دیر رسیده‌ام فکر می‌کنم سفینة الحسین اسرع!
حاج آقای میرباقری: لذا یکی از اعمال شب‌های قدر زیارت سید الشهداء(ع) است. خودتان را در کشتی امام حسین بیاندازید و به حضرت قول بدهید که دیگر از حضرت جدا نشویم. انشاءالله حضرت ما را بپذیرند و بر شب قدر سوار شویم. شب قدر ما همین باشد که در کشتی حضرت سوار شویم و عمرمان را در این دریای طوفانی که هست، به خصوص فتنه‌های آخرالزمان و شروع شیطان و شیاطین انس، بدی‌هایی که در عالم منتشر می‌شود، در این کشتی امن باشیم.
شریعتی: انشاءالله هفته آینده شرح دعای افتتاح را از زبان حاج آقای میرباقری خواهیم شنید. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.     
حاج آقای میرباقری: خدایا به حق محمد و آل محمد این شب قدر را شب تقدیر ظهور حضرت قرار بده. ما را کنار حضرت و در جبهه حضرت جزء یاران حضرت در عالم قرار بده. جبهه طرفداران حضرت را در عالم پیروز بفرما. به محمد و آل محمد آنچه به همه خوبان عنایت می‌کنی به یکایک مؤمنین از خزانه غیب خودت عنایت بفرما.
شریعتی: صحبت از قدر و ارزش ما و ارزش گذاری در این شب‌ها و صحبت از میزان اعمال شد، امیرالمؤمنین علی(ع). راهی مسجد کوفه شویم، مسجدی که شاهد ضربت خوردن امیرمؤمنان علی(ع) در این شب‌ها بود. مسجدی که کنج دنج مناجات‌های امیرالمؤمنین علی(ع) بود. ما هم همنوا شویم با امیرالمؤمنین و بگوییم: «اللهم انی اسألک الامان یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون»
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین»