main logo of samtekhoda

97-03-10-حجت الاسلام والمسلمين میرباقری– شرح دعای پر فضیلت افتتاح


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: شرح دعای پر فضیلت افتتاح
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين میرباقری
تاريخ پخش: 10-03-97

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.
از حسن نبی دو جهان محشری آمد *** آغازگر فوت و فن دلبری آمد
ماه رمضان عطر امام حسن آورد *** با آمدنش رایحه‌ی قمصری آمد
همچون پدر و مادر خود یکسره نور است *** قرص قمر فاطمی و حیدری آمد
عالم همه مات رخ زیبای حسن شد *** در عرصه آن یوسف زیباتری آمد
بخشید همه ملک سلیمانی خود را *** در دست کریمش اگر انگشتری آمد
یک مست میان فقرا آمده امشب *** در راه بگشا ساقی بی ساغری آمد

شریعتی: سلام می‌کنم به همه‌ی شما، عید میلاد امام حسن مجتبی(ع) را تبریک می‌گویم. انشاءالله همه ما مشمول نگاه کریمانه این امام نازنین شویم. به سمت خدای امروز خوش آمدید. طاعات و عبادات شما قبول باشد، انشاءالله. امروز هم همراه شما و در خدمت حاج آقای میرباقری عزیز هستیم. سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید. عید شما مبارک باشد.
حاج آقای میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله. من هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. میلاد مسعود وجود مقدس امام حسن مجتبی را تبریک می‌گویم. انشاءالله این تقارن عید با ماه رمضان، موجب برخورداری بیشتر از برکات این ماه ضیافت خدا باشد.
شریعتی: انشاءالله به برکت امام حسن مجتبی(ع) خداوند به دستهای خالی کا نگاه کند و یک قطره از دریای بی‌انتهایش را در دست ما بریزد برای طراوت یک عمر ما کفایت می‌کند. جلسه قبل در مورد دعای افتتاح صحبت کردیم، قرار گذاشتیم فرازهای ناب و نورانی این دعا را مرور کنیم. نکات بسیار خوبی را شنیدیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. (قرائت دعای سلامت امام زمان)    
در دو جلسه گذشته اشاره کردیم دعای افتتاح را مرحوم شیخ طوسی و سید بن طاووس هردو نقل کردند. مرحوم علامه مجلسی هم اضافه‌ای دارند که برای ما روشن نیست این اضافه را از کجا آوردند. ایشان در زاد المعاد می‌گویند: این دعا را امام زمان(ع) مکتوب فرمودند که شیعیان بخوانند. این سند دعاست منتهی هم سید بن طاووس از محمد بن عثمان که نایب خاص دوم حضرت است عرض کرده است. نکته دوم اینکه در دعاها، در روایت داریم قبل از ورود به دعا چند مقدمه انجام بگیرد. ثنای خدای متعال، مدح خدای متعال، حمد و تسبیح خدای متعال، اقرار به ذنوب و استغفار و بعد صلوات و بعد انسان وارد دعا شود. گفتیم: مدح برای این است که اگر انسان به صفات جمال الهی توجه نکند، زبانش به دعا باز نمی‌شود. حتی اگر ما مدح کنیم و خدا نشنود باز دعایی اتفاق نمی‌افتد. این مدح و سمع اوست. وقتی این دو با هم جمع می‌شوند «فَاسْمَعْ يا سَمِيعُ مِدْحَتِي» اگر خدای متعال نشنود اتفاقی نمی‌افتد. باید طوری حمد کرد که در معرض سمع الهی قرار بگیرد و خدای متعال بشنود، وقتی شنید کار تمام می‌شود. دوم اینکه حمد و تسبیح برای این است که وقتی انسان از خدای متعال مطلبی را می‌خواهد، اگر در ناحیه او نقصی ببیند و او را متناسب با آنچه خودش می‌شناسد، بخواهد توصیف بکند، عیب‌ها را گردن او بگذارد، اگر او را کوچک ببینی، امکان اینکه از او بخواهی نیست. اگر او را مبدأ بدی‌ها ببینی و بدی‌ها را به او برگردانی، توقع و امیدی نیست. بنابراین باید تسبیح شود از نقص و از تعریفی که ما می‌کنیم که در قرآن عمدتاً تسبیح که گفته می‌شود «سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُون‏» (صافات/180)، «سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يَقُولُون‏» (اسراء/43) تسبیح از آنچه ما می‌گوییم و مدح‌های ما هست. اگر این تسبیح‌ها نباشد و خدای متعال را در مقام عظمتش نبینیم، اینکه انسان لسان دعا پیدا کند و دعا کند فراهم نمی‌شود. عیب را هم گردن خدا بگذارید، باز همینطور است.
بعد از حمد و تسبیح، اقرار به ذنوب، برای این نیست که خدای متعال خوشش می‌آید از اینکه ما اقرار کنیم. نه! بحث این است که اگر ما عیوب خودمان را نپذیریم، اصلاح نمی‌شود. کسی که احساس می‌کند مریض نیست به نسخه عمل نمی‌کند. معنی ندارد برایش نسخه بنویسید. وقتی فهمید بیمار است، آمادگی پیدا می‌کند یک نسخه‌ای برایش بنویسند، یک جایی جراحی‌اش کنند و خودش را در اختیار قرار بدهد. نسخه‌هایی می‌نویسند آدم باید عمل کند. یک نسخه‌هایی است خدای متعال عمل می‌کند، جراحی و شستشو می‌دهد. هیچکدام را انسان تا اعتراف نکند، اصلاً آماده نیست. این جزء لطف خداست، انسانی که اعتراف نمی‌کند زیر تیغ جراحی نمی‌برند. چون نمی‌فهمد چرا او را زیر تیغ جراحی برد و نتیجه هم نمی‌دهد.
اما صلوات، صلوات را قبلاً در این برنامه بحث کردیم. صلوات تواضع و خشوع در مقابل وجود مقدس نبی اکرم است. حکم سجده‌ای را دارد که ملائکه در مقابل حضرت آدم کردند و این باب معارف را روی قلب انسان باز می‌کند. انسان را تطهیر می‌کند و شستشو می‌دهد. اقرار به مقامات آنهاست، تجدید عهد و میثاق با وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت است که همه قرب ما در همان میثاق‌ها و عهدهایی است که بستیم. چون وقتی با خدا عهد می‌بندی، خدا در این عهد نفعی نمی‌برد. هر عهدی که بنده با خدا می‌بندد اگر دو طرفه باشد برد با بنده است. بنده چه دارد به خدا بدهد؟! بیع با خدای متعال برای خدای متعال منفعت دارد. «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ‏ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (توبه/111) اگر ما یک بیعتی با وجود مقدس نبی خاتم(ص) کردیم، بیعت دو طرفه هست. در این بیعت و تجدید عهد برنده ما هستیم و او چه احتیاجی به ما دارد. این تجدید عهد همه به نفع ماست، بنابراین صلوات تجدید عهد و میثاق است و در ما یک ظرفیت‌هایی ایجاد می‌کند برای تحمل حقایق، آنوقت حقایق بر ما جاری می‌شود. ما به اندازه تواضع‌مان در عالم بهره‌مند می‌شویم. وقتی تواضع می‌کنی حقایق از آن طرف جاری می‌شود.
روایتی در همین زمینه بخوانم، این روایت را مرحوم علامه مجلسی در جلد 27 بحار از مشارق الانوار الیقین نقل می‌کنند. مشارق یک کتابی است که محل بحث و اختلاف است. مرحوم علامه شاید همه مشارق را در بحار نقل نمی‌کند. این حدیث را ایشان نقل کرده است. پیداست با مبانی خودش آن را پذیرفته بود. آنجا دارد وقتی خدای متعال عرش را آفرید. مقام عرش چیست؟ «يَحْمِلُ‏ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» (حاقه/17) هشت نفر هستند که ملک مقرب هستند، یا چهار نفر ملک مقرب هستند. این عرش را حمل می‌کنند، اینها در جای خودش باید بحث شود. اداره کائنات از عرش واقع می‌شود. عرش را آفرید و هفتاد هزار ملک آفرید که حمله عرش باشند. برای اینکه ظرفیت پیدا کنند و بتوانند عرش الهی را حمل کنند، به آنها دستور تسبیح داده شد. تسبیح الهی در انسان یک ظرفیتی ایجاد می‌کند که حامل ولایت می‌شود. می‌تواند اسرار را تحمل کند. انسان اهل تسبیح اینطور است. اینها تسبیح گفتند و متوجه نشدند تسبیح چیست. خدای متعال فرمود: به نور جلال من، وجود مقدس نبی اکرم و طبیعتاً اهل‌بیت حضرت صلوات بفرستید. این هم بحث لطیفی است که نور جلال و تجلی جلال الهی در اوست و صلوات یعنی تواضع در مقابل این مقام جلال وجود مقدس حضرت، صلوات فرستادند و خشوع در مقابل این نور با     عظمت کردند. وقتی خشوع کردند قدرت حمل عرش پیدا کردند. به خدای متعال عرض کردند: تو به ما گفتی: تسبیح بگو، ما هرچه تسبیح گفتیم، این ظرفیت در ما پیدا نکند. حضرت حق فرمودند: تسبیح من همین است! آنوقت ظرفیت تحمل عرش در انسان ایجاد می‌کند.
اگر انسان می‌خواهد حامل ولایت شود، سر الهی، صعب مستصعب برداشت این بار کار انبیای مرسل است، پیغمبرانی که رسول هم بودند. کار عباد ممتحنه است، عبدی که خدا بعد از بندگی امتحان‌های سخت را از او گرفته، ریاضت قلب به او داده، این می‌تواند ظرف اسرار الهی باشد. ظرفیتی در ما ایجاد می شود که می‌توانیم حامل حقیقت ولایت باشیم. این خاصیت صلوات است. اما این جهت صلوات مقصود بحث من نیست. جهت دوم اینکه چرا می‌گویند که در آغاز و پیش روی دعایتان بر حضرت صلوات بفرستید؟ چرا حضرت می‌گویند: قبل از ورود به دعا بر من صلوات بفرستید؟ یعنی قصد دارند از ما باج بگیرند؟ یا نه یک حقیقتی است؟
به نظر می‌آید که اولاً هر فیضی به عالم می‌رسد از برکت وجود حضرت است. حقایق از عالم بالا جاری می‌شود. «وَ أَنْزَلَ‏ مِنَ‏ السَّماءِ ماء فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها» (رعد/17) نهرها و رودخانه‌هایی راه افتاد و هر رودخانه به اندازه ظرفیت خودش از این برخوردار شده است. ما باید سر این چشمه‌ها بنشینیم و بنوشیم. امام صادق فرمودند: مردم این آب‌های برکه را با ولع می‌نوشند ولی نهر عظیم را رها کردند. گفتند: نهر عظیم چیست؟ فرمود: وجود مقدس رسول الله(ص). همه حقایق و فیوضات در ایشان جاری است. همه معارف در وجود ایشان هست. بعد ایشان به امیرالمؤمنین و ائمه بعد دادند. اگر می‌خواهیم فیض ببریم باید سر چشمه بنشینیم. اگر می‌خواهی آبی بنوشی، رفع عطش کنی و خودت را تطهیر کنی باید ببینی این آب از عالم بالا آمده است. رودخانه‌ها به اندازه ظرف خودشان حامل این آب هستند و باید بروی از این آب بیاشامی و از این آب شستشو کنی و تطهیر شوی. بنابراین فیض از آنجا جاری می‌شود. خیر و برکتی که در عالم تقسیم می‌شود از آنجا تقسیم می‌شود. لذا هر فیضی به ما می‌رسد در پرتو صلوات است. خدای متعال به حضرت صلوات می‌فرستد و آثار این صلوات جاری می‌شود. هرگاه بخواهد به بندگان چیزی بدهد از مجرای صلوات عطا می‌شود.
در صلوات امام حسن عسکری(ع) که چهارده صلوات است، در صلوات وجود مقدس نبی اکرم یک فرازهایی دارد. «اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ کَمَا حَمَلَ وَحْیَکَ وَ بَلَّغَ رِسَالاتِکَ» خدایا همانطور که او وحی تو را حمل کرد، این امر ثقیل و سنگین را به ما رساند، خدایا تو بر او صلوات بفرست. کما اینکه آن مأموریت‌ها و رسالت‌ها را ابلاغ کرد، به وظیفه عمل کرد تو بر او صلوات بفرست. از خود این استفاده می‌شود این ابلاغ رسالت اثر صلوات است. آن تحمل اثر صلوات است. ممکن است به عنوان مزد باشد. خدا این کار را کرده ولی گمان می‌کنم صلوات تو موجب شده که او بتواند بار رسالت را بردارد ولی از این فراز می‌گذریم به نقطه‌ای می‌رسیم که لحن عوض می‌شود. «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ کَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ» خدایا همینطور که به وسیله او همه گناهان را پاک کردی، واسطه مغفرت هستی. اگر او نبود هیچکس در عالم پاک نمی‌شد. «وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُیُوبَ» عیب‌ها را با او پوشانده‌ای. الآن اگر عیب‌های هرکدام از ما پوشیده است، این نور حضرت است که نمی‌گذارد دیگران عیوب ما را ببینند و حجاب شده است. اگر پرده کنار برود، روز قیامت آدم همه چیزش رو می‌شود. آنجا هم یک پوشش‌هایی هست. صلوات این است «کَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُیُوبَ وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْکُرُوبَ» غصه‌ها را، تنگی دل را با آن گشاده کردیم. گشادگی‌ها با اوست. خدای متعال اگر بخواهد گناه را بیامرزد، بر او صلوات می‌فرستد. فیضی که بر او نازل می‌شود موجب مغفرت می‌شود. مغفرت اثر صلوات است. خدای متعال بر او صلوات می‌فرستد و گناه عالم پاک می‌شود. بر او صلوات می‌فرستد، پرده روی پنهانی‌های ما می‌افتد و از همدیگر عیوب ما پنهان می‌شود.
شریعتی: اگر بخواهیم عظیم‌تر نگاه کنیم، مقام محمود و شفاعت حضرت هم از صلوات خدای متعال است.
حاج آقای میرباقری: هرچه به ما می‌رسد از شفاعت ایشان است. شفاعت ایشان فقط برای قیامت نیست. تمام درجات بهشت با شفاعت مستمر ایشان به ما می‌رسد. هرکسی در بهشت لقمه‌ای در دهانش می‌گذارد، شفاعت است. در این دنیا به شفاعت او نفس می‌کشیم. «بيمنه رزق‏ الوري‏ و بوجوده ثبتت الارض و السّماء» (بحارالانوار،ج46،ص 47) همه چیز را خدا بر او می‌آفریند. این فیضی که به ما می‌رسد با رنج اوست. مثل پدری که خدای متعال محبت فرزندان را در دل او می‌گذارد، از صبح تا شب رنج می‌برد. دهها سال رنج می‌برد که این فرزندها به بار بنشینند. رنج برایش شیرین است و منت هم نمی‌گذارد. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً، إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» (انسان/8 و9) محبت الهی در دل این پیغمبر یک شخصیتی از او ساخته که بار همه عالم را می‌کشد. خیلی باید بزرگ باشد «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِيَّهُ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- عَلَى مَحَبَّتِهِ، فَقَالَ: «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ» بار عالم را با محبت خدا می‌کشد. خدای متعال هرچه بخواهد بدهد از طریق او می‌دهد. این فرزندانی که پدر کفیل رزقشان هست، فرزندان خردسالی که خودشان به سن رشد نرسیدند، بزرگ که می‌شوند خیال می‌کنند بزرگ شدند، حضرت فرمودند: بزرگ هم که می‌شوی، خودت و مالت متعلق به پدرت هستی. آدم بزرگ که می‌شود یک مقدار یادش می‌رود. نسبت به خدا هم که بزرگ می‌شویم یادمان می‌رود. یک خرده فکر می‌کنیم خبری شده است. تحت تکفل هستند یعنی او رنج می‌برد، خدای متعال یک محبتی به او داده، با محبت می‌رود رنج می‌برد، مادر با محبت ثمره جان خودش را به طفل می‌دهد، خدای متعال اگر بخواهد رزق بدهد، باید به این مادر بدهد. این مادر باید غذا بخورد که طفل شیر بخورد. محال است بچه‌ای شیر بخورد بدون اینکه مادر رزق داشته باشد. این رزق از آن مسیر می‌گذرد. البته در این روزی دادن مادر لذت می‌برد، خدای متعال برایش مزد گذاشته است. وقتی حضرت بار ما را می‌کشند، خدای متعال هم لطف به حضرت می‌کنند ولی هرچه بخواهد به ما برسد از طریق صلوات است. خبری در عالم نیست. خدای متعال آب را نازل می‌کند اما هر رودخانه‌ای به اندازه ظرفیتش آب در آن جریان پیدا می‌کند. بقیه باید سر چشمه‌ها و نهرها بنشینند.
شریعتی: یعنی آنهایی که بدون صلوات زندگی می‌کنند، خیال می‌کنند که زندگی می‌کنند؟
حاج آقای میرباقری: اینکه قاچاقی زنده هستند هم به برکت صلوات است منتهی خدای متعال هم به کسانی که از او می‌خواهند عطا می‌کند، «يا من يعطي‏ من‏ لم يسأله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمة» از باب رحمت و محبت می‌دهد. وجود مقدس نبی اکرم اینطور است، کسی هم صلوات نفرستد به او می‌رسد. ولی اگر بخواهی فیض کامل به تو برسد باید این را درک کنی، این نعمت را شکر کنی، شکر آن صلوات است. صلوات شکر نعمت حضرت است و فیض را بر انسان جاری می‌کند.
بنده خدایی محضر امام صادق آمد، حضرت انگور می‌خوردند. حضرت به او یک خوشه دادند، گفت: الحمدلله! حضرت یک خوشه دیگر دادند. هرچه خدا را حمد کرد حضرت فیضشان را اضافه کردند. این صلوات شکر خدای متعال است در مقابل این نعمت عظیمی که خدا به ما داده و به واسطه شفاعت ایشان ما سر پا هستیم. سیر معنوی و مادی ما با شفاعت حضرت است. با صلوات خدای متعال بر حضرت است. صلوات الهی این است. «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ کَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْیَیْتَ بِهِ الْبِلادَ وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَ أَهْلَکْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَةَ» هلاک همه فراعنه با صلوات خدا بر حضرت است. سرکوب شدن همه جبارهای عالم با صلوات خدا بر حضرت است. رحمتی که به عباد می‌رسد صلوات خدا بر حضرت است. احیای همه سرزمین‌ها صلوات بر حضرت است. هیچ سرزمینی، هیچ وجودی زنده نمی‌شود الا اینکه خدای متعال بر او صلوات فرستاده است. پرتوی صلواتش حیات قلب ما می‌شود. شما هرچه می‌خواهید ذیل صلوات است. حاجت‌های بزرگ و کوچک! این دعا مقدمه دعا برای امام زمان است. صلواتش هم متناسب با اوست. اگر می‌خواهید آن امر عظیم واقع شود با صلوات واقع می‌شود.
در زیارت امام رضا که از امام هادی(ع) است، آغازش یک صلوات چهارده معصوم است. صلوات‌های امام زمان را بخوانم. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی حُجَّتِکَ وَ وَلِیِّکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ» بر حجت خودت و آن ولی قائم، آنکه ایستاده و همه عالم به تبع او می‌ایستند. یک کسی باید بایستد تا بقیه بایستند، او قیام لله می‌کند همه عالم به تبع او قیام لله می‌کنند. او ایستاده که عالم سر پا می‌شود. بر او صلوات بفرست «صَلاةً تَامَّةً نَامِیَةً بَاقِیَةً» صلواتی که تام است و دارای نمو و رشد است. صلواتی که باقی است. این صلوات «تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ» سرعت سیر عالم به سمت ظهور با این صلوات واقع می‌شود. تعجیل در فرج یعنی همین، یعنی ظهور حضرت که عالم را متحول می‌کند، این سیر عالم باید واقع شود. این میوه باید برسد که بِکنند. این صلوات سرعت رسیدن میوه کائنات که ظهور است را نزدیک می‌کند. تعجیل فرج یعنی سیر عالم به سمت ثمره حرکت همه انبیاء، وعده‌ای که به همه انبیاء داده است، آنهایی که به کائنات اعتنا نمی‌کردند، این دنیا را کف پایشان هم حساب نمی‌کردند منتظر آن روز هستند. این حرکت عالم به سمت آن قله با صلوات تعجیل می‌شود. سرعت سیر عالم تسریع می‌شود. «وَ تَنْصُرُهُ بِهَا» غلبه حضرت با نصرت الهی است. این صلوات الهی است. «وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ» همراهی دوستان حضرت با حضرت که با حضرت حرکت کنند، هم در سیر دنیایی‌شان با حضرت باشند، هم در سیر آخرت، جمع محبین دور حضرت باشند، با صلوات بر حضرت است. خدا بر حضرت صلوات می‌فرستد ما گرد حضرت جمع می‌شویم. پس ما وقتی درخواست صلوات می‌کنیم، درخواست چنین امری را می‌کنیم. صلوات تو همه غصه‌ها را دفع می‌کند، پوشش همه عیب‌ها، مغفرت همه گناه‌ها، رحمت‌هایی که نازل می‌شود. بساط ظلمی که جمع می‌شود، همه اینها صلوات بر حضرت است. صلوات یعنی درخواست یک چنین امری، یک جای دیگر توضیح دادند خدایا بر امام زمان صلواتی بفرست که نتیجه‌اش این است سیر عالم به سمت ظهور سریع می‌شود. نتیجه‌اش این است که نصرت تو نازل می‌شود. صلواتی که ما را در سیر همراه حضرت می‌کند. هم سرعت حرکت عالم و همراهی ما در این سیر می‌شود صلوات.
این صلوات در صلوالت معروف حضرت موسی بن جعفر است و در زیارتشان خواندیم. در ذیل صلوات دارد: «صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً» اینها صفات صلوات است. صلوات عالی و بالنده و رشد دهنده، «تُوجِبُ لَهُ بِهَا» با این صلوات برای او لازم می‌کنی «شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ» دستگیری امت‌هایی از بندگانت «وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاكَ» نسل‌هایی از مخلوقاتت را دستگیری می‌کنی. خدای متعال بر حضرت صلوات می‌فرستد، صلوات حضرت حاصلش دستگیری از یک امت تاریخی است. اگر خدای متعال بر ما صلوات بفرستد، خاصیتش این است که ممکن است مثلاً به این گیاهی که ما آبیاری می‌کنیم رزقی برسد. چون خدای متعال رزق این گیاه را دست ما گذاشته است. یا اینکه یک حیوانی است در اختیار ما هست، صلوات ما موجب می‌شود رزق او تأمین شود. یک امم تاریخی با این صلوات دستگیری می‌شوند. چقدر باید افق آدم بزرگ باشد که این را بتواند از خدا بخواهد. دعا تعلق است، احساس نیاز به غناء حضرت حق است. یک میل و رغبت است. رغبت به ما عند الله است. آنچه ما می‌خواهیم این است که خدایا لباسم نو باشد، خانه‌ام بزرگ باشد. موقعیت من بهتر شود، باسوادتر شوم. طرف تعلق ما در آن خزائن بی منتهای خدا همین‌هاست. خدای متعال هم اینقدر به ما توجه می‌کند که کفش ما را نو می‌کند. یعنی آن خزائن بی منتها را ببینی و در آن خزائن این برکات و صلوات‌ها را ببینی و بعد همین صلوات‌ها را به اهلش بخواهی.
اول کار در صلوات ممکن است آدم خودش را ببیند، بگوید: خدایا باید به او بدهی که به من بدهد. مثل فرزندی که می‌گوید: خدایا به پدرم پول بده تا برای من لباس بخرد. مشکل مالی مرا حل کند. به معلم من سواد بده تا مرا تعلیم کند. شرح صدر بده تا سختی تعلیم به من را تحمل کند. ولی یک زمانی آدم عبور می‌کند. وقتی آن فیض و پیغمبر را می‌بیند، خودش را فراموش می‌کند. فقط صلوات می‌فرستد. آدم یک موقعی برای خودش می‌خواهد و صلوات را واسطه می‌کند. حالا صلوات را خوب می‌فهمد. می‌گوید: صلوات تواضع و اقرار است تا اقرار نکنی چیزی به تو نمی‌دهند. صلوات یعنی از خدا می‌خواهی که به او بدهد که به من فیض برسد. فیض من از طریق اوست. باید خدا به پدرم حقوق بیشتری بدهد تا زندگی من راحت‌تر شود. ولی یک موقع وقتی آن فضا را می‌بیند دیگر خودش را فراموش می‌کند. آنوقت به این اندازه خدا به آدم عنایت می‌کند. وقتی در خزائن بی منتهای خدای متعال خودت را می‌بینی به اندازه خودت به تو می‌دهند. ولی وقتی آن رحمت بی منتهایی که خدا بر پیامبر می‌فرستد و تعلق به آن فیض پیدا می‌کنی و می‌خواهی. دعا یعنی این، این تعلق و خواسته است و الا زبان آدم بگوید و دلش نخواهد که دعا نیست. این تعلق به فیض عظیم و تنزل آن فیض بر ساحت مقدس حضرت صلوات است. همه دعاها ذیل صلوات است. یک موقع آدم مشغول صلوات می‌شود و دعای دیگر یادش می‌رود و همه تعلق او به صلوات می‌شود. این بهترین آدم است.
یک کسی به حضرت عرض کرد: همه دعا خواندند و من هیچی بلد نبودم. فقط صلوات فرستادم. حضرت فرمود: تو چیزی از آنها کم نداری. سایه‌اش ما را هم می‌گیرد. یک حدیث هست در تحف العقول، امیرالمؤمنین(ع) به کمیل یک بیانی دارند. در آغاز می‌گویند: کمیل هر روز به نام تک تک ما معصومین را یاد کن و صلوات بفرست و بعد خودت و همه تعلقاتت را در حرز صلوات قرار بده. یعنی خدای متعال اگر بخواهد تو را از مخاطرات محفوظ کند در پرتو صلوات است. صلوات بهترین حرز است. یعنی اگر خدای متعال بخواهد دفع خطر کند، همه دفع خطرات با صلوات بر حضرت است. غصه‌ها را با صلوات بر حضرت برمی‌دارد. بخواهد مال مرا زیاد کند، خدایا اگر ثروت‌ها افزون شده و هرکسی در عالم مالش اضافه می‌شود، صلوات بر حضرت است. دارایی‌ها را اضافه می‌کند، دارایی‌های ظاهری و باطنی آدم‌ها، هرکسی از خطرات حفظ می‌شود با صلوات بر حضرت است. «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ کَمَا أَضْعَفْتَ بِهِ الْأَمْوَالَ وَ أَحْرَزْتَ بِهِ مِنَ الْأَهْوَالِ وَ کَسَرْتَ بِهِ الْأَصْنَامَ» اگر خدای متعال بخواهد بتکده‌ها را ویران کند با صلوات بر حضرت است. در تاریخ هرچه بتکده ویران شده خدا بر حضرت صلوات فرستاده است. «وَ رَحِمْتَ بِهِ الْأَنَامَ» به هر آدمی در طول تاریخ رحمتی رسیده، صلوات بر حضرت است. اگر صلوات این است پس هر فیضی را می‌خواهید با ذکر صلوات است.
صلوات باید متناسب با دعا باشد. یک موقع می‌خواهی بگویی: خدایا رزق مرا بده، صلوات می‌فرستی، باید یک جور صلوات بفرستی. یکبار می‌خواهی دعا کنی برای ظهور خواسته‌های با عظمت، صلواتش باید متناسب با خواسته باشد. لذا صلوات دعای افتتاح هم متناسب با آن خواسته بعدی است. فرودگاه دعا، دعا برای امام زمان است. دعای افتتاح، دعا برای حضرت است. حمد و ثناء و تسبیح و اقرار همه در این حمدها هست. صلوات می‌خواهد ما را سیر بدهد به طرف آن دعاهایی که حاصل آن صلوات‌های با عظمت است.
شریعتی: در سالروز میلاد امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل‌بیت همراه شما هستیم. امروز صفحه 336 قرآن کریم، آیات 31 تا 38 سوره مبارکه حج در سمت خدا تلاوت خواهد شد. چقدر خوب است ثواب تلاوت آیات را هدیه کنیم به روح بلند امام مجتبی(ع) و از ثواب و برکاتش بهره‌مند شویم.
«حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ‏ بِاللَّهِ‏ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ «31» ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ «32» لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ «33» وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ «34» الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِينَ عَلى‏ ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ «35» وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «36» لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ «37» إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ «38»
ترجمه: (مراسم حج را انجام دهيد) در حالى كه همگى خالص براى خدا باشيد و هيچ گونه شركى به خداوند نورزيد، و هر كس به خدا شرك ورزد، گويى از آسمان سقوط كرده و پرنده‏اى در فضا او را مى‏ربايد، يا باد او را به مكانى دور پرتاب مى‏كند. اين است (دستورات خداوند درباره‏ى حج) و هر كس شعائر خدا را گرامى بدارد، پس اين از تقواى دل‏هاست. در آن (حيوانات قربانى) براى شما تا رسيدن زمان معيّن (عيد قربان) منافعى است، سپس جايگاه آن (قربانى) به سوى آن خانه قديمى و آزاد (كعبه) است. و (شما تنها امّتى نيستيد كه تكليف قربانى دارد، زيرا) ما براى هر امّتى آئينى قرار داديم، تا هنگام قربانى نام خدا را بر حيواناتى كه خداوند روزى آنان كرده ببرند، خداى شما معبود يكتاست، پس فقط تسليم او باشيد، و به بندگان خالص بشارت ده. (مُخبتين) كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود دل‏هايشان از خوف (خداوند) مى‏لرزد و بر آنچه (از سختى‏ها) به آنان مى‏رسد مقاومند و برپاكنندگان نمازند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند. و (قربانى كردن) شترهاى چاق را براى شما از شعائر الهى قرار داديم، در آنها براى شما خير است، پس (هنگام قربانى) نام خدا را بر شتران در حالى كه ايستاده‏اند ببريد، پس چون به پهلو افتادند (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخوريد و به فقير قانع و فقيرى كه روى سؤال ندارد اطعام كنيد، بدين گونه حيوانات قربانى را براى شما (رام و) مسخّر كرديم، تا شايد شكرگزارى كنيد. هرگز گوشت و خون حيوانات قربانى، به خداوند نمى‏رسد، بلكه آنچه از طرف شما به او مى‏رسد تقواست، اين گونه خداوند حيوانات را براى شما مسخّر نمود، تا خدا را به خاطر آن كه شما را هدايت كرده است به بزرگى ياد كنيد، و به نيكوكاران بشارت ده. قطعاً خداوند از كسانى كه ايمان آورده‏اند دفاع مى‏كند، بى‏شك خداوند هيچ خيانتكار ناسپاسى را دوست ندارد.
شریعتی:
نام حَسن یعنی تمام حُسن دنیا *** حالا من و دست کریم آل طاها
انشاءالله همه ما مشمول شفاعت و دستگیری امام حسن مجتبی بشویم. امامی که خیلی غریب و مظلوم است و الحمدلله امروز با این شور و حالی که در سطح کشور ما برپا است، انشاءالله حضرت از غربت دربیایند و حضرت یک عنایت و نگاهی بکنند که گره از مشکلات همه ما باز شود. داریم فرازهای دعای افتتاح را مرور می‌کنیم. ادامه فرمایشات شما را خواهیم شنید.
حاج آقای میرباقری: البته حضرت خیلی هم بزرگ است و ما خیلی غریب هستیم. بعد از این بحث که مقدمات دعا هست وارد حمدها می‌شویم. یک نکته که در باب حمد باید عرض کنم این است که ما در عالم چششمان که باز می‌شود، ذرات را می‌بینیم، آنهایی که دانشمند می‌شوند نظام کیهانی و انفجارات عظیم عالم را می‌بینند. ریز بین که باشیم ذرات اتم را می‌بینیم. آثار و فعل آنها را می‌بینیم. یک مورچه‌ دانه‌ای برمی‌دارد و می‌رود را می‌بینیم. از سخت‌کوشی آن لذت می‌بریم. حمدش می‌کنیم، وقتی گلی شکوفا می‌شود زیبایی‌اش را می‌بینیم. تمجید می‌کنیم. بارش باران و نسیم بهار را می‌بینیم و حمد هم می‌کنیم. ولی دیدن فعل خدای متعال در عالم که همه عالم پر از فعل اوست و دیدن صفات جلال و جمال او چشم دیگری می‌خواهد. انسان تا سماواتی نشود و از افق بالاتری به عالم نگاه نکند همین‌ها را می‌بیند. تا چراغ روشن نشده ما هستیم و مخلوقات، ما هستیم و آنها هم هستند. حد یعنی زندان، تا از این رها نشویم از زندان رها نمی‌شویم. این گلی که روبروی من است به من حد می‌زند. اگر من اینها را دیدم، این میز به من حد می‌زند. این زمین به من حد می‌زند. همه اینها به من حد می‌زنند. زندان می‌شوند. حد آنهاست و من حق ندارم پایم را آنجا بگذارم. بعد این حدود تا درون من هم می‌آید. نسیم که می‌وزد تا من خنک می‌شوم یا سردم می‌شود! با من بازی می‌کنند. وارد نظام کیهانی شویم، نظام کیهانی با ما بازی می‌کند.
وقتی چراغ روشن شد و تاریکی تمام شد، همه اینها محو می‌شود. آدم می‌بیند همه آیات خدا بودند. اصلاً این خبرها نبود. نه من آن آدم هستم، من یک موجود ضعیف و محتاج و فقیر هستم. «من عرف‏ نفسه‏ فقد عرف ربه‏» (عوالي اللالي، ج 4، ص 102) چطور خودم را بشناسم، تا چراغ روشن نشود خودم را نمی‌شناسم. این آیه ظلمات را مکرر خواندیم. وقتی داستان ظلمات اولیای طاغوت، بنی عباس و بنی امیه را توضیح می‌دهد، می‌فرماید: مؤمن وقتی دستش را بیرون می‌آورد، دست خودش را نمی‌بیند. «إِذا أَخْرَجَ‏ يَدَهُ‏ لَمْ يَكَدْ يَراها» (نور/40) در این ظلمات، ته دریای عمیق، «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي‏» (نور/40) امام صادق در کافی فرمودند: مؤمن نمی‌تواند در ظلمت فتنه‌های آنها دست خودش را ببیند. دستش را از آستین بیرون می‌آورد نمی‌بیند. آنوقت چطور به معرفت النفس برسد؟ اینکه می‌گویند: معرفت النفس طریق معرفت الرب است، معرفت النفس چطور پیدا می‌شود؟ تا چراغ روشن نشود، حضرت فرمود: «إِذا أَخْرَجَ‏ يَدَهُ‏ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ» در این ظلمات خدای متعال باید نوری قرار بدهد و الا دست خودت را هم نمی‌بینی. اگر این نور نبود، دیگر چراغ دیگری نیست. حضرت فرمود: حتی تا قیامت! بعد حضرت آیات مبارکه سوره حدید را خواندند که منافقین وقتی در قیامت می‌آیند در تاریکی هستند. مؤمنین در سایه نور می‌روند. بعد فرمود: این نور چیست؟ «اماماً من ولدٍ فاطمه» تا نور امام روشن نشود در این ظلمات تو دستت را نمی‌توانی ببینی. معرفت النفس چیست؟ حضرت فرمودند: «من عرف‏ نفسه‏ فقد عرف ربه‏» چطور نفست را بشناسی؟ جز با امام می‌شود نفست را بشناسی؟ روانشناسی امروز معرفت النفس است؟ یک نفسی از ما تعریف می‌کند که خصلت ماده است و ماده لطیف شده و خواص فیزیکی دارد و می‌شود با دارو جا‌بجا کرد. داروی شیمیایی صفات نفس را جا‌بجا می‌کند. این نفس شناسی است؟ باید یک چراغی روشن شود، خودت را ذیل آن چراغ ببینی که هرچه هست اوست. «سَنُرِيهِمْ‏ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (فصلت/53) چطور آیات در درون ما دیده می‌شود. درون خودمان آیه شود. باید چراغی روشن شود و الا در تاریکی که خودمان حجاب خودمان هستیم. معرفت النفس جز در پرتو امام حاصل نمی‌شود. یعنی تا نور امام در عالم روشن نشود، نمی‌شود. پس اگر کسی با چراغ امام، با افق دید امام، آنطور که امام عالم را می‌بینند، در ظرف خودش نورانی شد و دید، آنوقت در عالم صنع خدا را می‌بیند، اسماء و صفات الهی را می‌بیند، جمال و جلال الهی را مدح می‌کند. در زیارت امین الله آن سیزده صفت یا چهارده صفت را ذیل زیارت حضرت، از خدا برای خودمان بخواهیم. می‌گوییم: نفس ما را اینطور قرار بده. نفس وقتی به امام می‌رسد اینطور می‌شود. وقتی لقاء و زیارت پیدا می‌کند، می‌شود «مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ‏ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مشغولة عن الدنیا بحمدکَ و ثنائک» و الا مشغول به دنیاست. آدمی که چراغ برایش روشن نشده چرا گل را مدح نکند؟ چرا قطرات باران را مدح نکند؟ ولی وقتی چراغ روشن شد، همین‌ها را مدح می‌کند ولی یک طور دیگری مدح می‌کند. صنع او را مدح می‌کند. این آدم باید بزرگ شود و باید چراغی نزد او روشن شود.
چه وقت آدم در آثار صنع حیران می‌شود؟ از لفاظی بیرون می‌آید. «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ‏ اللَّيْلِ‏ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب‏» (آل‌عمران/190) آنها چه کسی هستند «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ» (آل‌عمران/191) آنهایی که وارد وادی ذکر می‌شوند، به کلمه تامه ذکر الهی که وجود مقدس معصوم است متصل می‌شوند. هستی‌شان ذکر می‌شود و آنوقت این ذکر عالم را وقتی با این نگاه دیدی، همه عالم با تو حرف می‌زنند. «يُسَبِّحُ‏ لِلَّهِ‏ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» (جمعه/1) با تو تسبیح می‌گویند. «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ» (انبیاء/79) کوه‌ها با حضرت داود وقتی ذکر می‌گفت، ذکر می‌گفتند.
علامه طباطبایی فرموده بود: من از امام رضا خیلی چیزها دیدم. یکی این است که حضرت به من لطف کردند، وقتی من شب‌ها می‌خوابم صدای تسبیح موجودات را می‌شنوم. باید امام رضا بدهد. از درون کتاب که چیزی درنمی‌آید. یعنی کلمه نور آیه خداست. وقتی به آیات الهی نرسیدیم، آنها آیات هستند. اگر به امام رسیدی همه عالم آیه می‌شود. به امام نرسیدی، همه عالم حیرت و ظلمات است. اصلاً امام عالم را آیه می‌کند. معنی امام همین است. آیه 40 سوره مبارکه اعراف می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها» آنهایی که آیات ما را تکذیب کردند و استکبار از آیات کردند، یعنی با استکبار از آیات رو برگرداندند، در خودشان یک کبریایی دیدند و گفتند: این آیه چیست؟ رویشان را از آیه برگرداندند. خودشان را دیدند به جای اینکه آیه را ببینند. این آیه چیست؟ این حتماً امام است. مصداق اَتّم آن امام است که می‌شود در مقابلش استکبار کنی. امام آمده، شما خودت را می‌بینی. می‌گویی: امیرالمؤمنین کیست؟ من خودم خان هستم. رویت را برمی‌گردانی، همین که استکبار کردی، «لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ» دیگر درهای آسمان به رویت باز نمی‌شود. باید زمینی زندگی کنی. وقتی استکبار در مقابل امام می‌کنی نتیجه‌اش این می‌شود. اگر می‌خواهی آسمانی شوی، درهای آسمان باز شود، باید در مقابل این آیه تواضع کنی، رویت را برنگردانی، دنبال نور امیرالمؤمنین حرکت کن، تو را سیر می‌دهد و عوالم را نشان می‌دهد. رویت را برگردانی درهای آسمان به روی تو بسته می‌شود. «وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» وارد بهشت هم نمی‌شوند. درهای آسمان بسته می‌شود، وادی جنت به رویشان بسته می‌شود، بعد از جنت نار است. باید در وادی نار زندگی کنند. یا بین جهنم و نار شاید یک وادی باشد.
«حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ» (اعراف/40) تا اینکه شتر از سوراخ سوزن رد شود. تعبیر کنایی است و معنایش این است که هیچوقت آدم‌هایی که در مقابل امام استکبار می‌کنند، هیچوقت وارد بهشت نمی‌شوند. همیشه در ارض هستند. کیهان شناسی و گیاه شناسی و زیست شناسی می‌کند. زمین شناسی و باستان شناسی می‌کند و به اینها مشغول است. هزاران رشته علمی که هیچ خبری نیست. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» (تکاثر/1و2) این تکاثر است. بحث ما مخالفت با علم نیست. بحث نوع نگاه به عالم است. بعضی تا حرفی می‌زنیم، آیه معنا می‌کنند. شاید این آدمی که در مقابل امام تکبر می‌کند تا این شتر کوچک نشود و از سوراخ سوزن رد نشود، به سماوات راه پیدا نمی‌کند. همه کبریایی او باید بریزد. اینقدر این شتر باید کوچک شود که از سوراخ سوزن رد شود. اگر اینطور شدی راه پیدا می‌کنی و الا اگر فربه شدی و با استکبار برای خودت کسی شدی، آنوقت تعبیر جمل هم می‌شود خیلی خوب است. یک شتر بزرگی برای خودش است.
این حمدهایی که در دعا آمده است استثنایی است چون دعا هم استثنایی است و حمد باید متناسب با خواسته باشد و متناسب با خواسته‌ها معنا شود. چون دعا استثنایی است حمدها هم استثنایی است. باید با امام همراه شوی، اول آدم نمی‌فهمد. گاهی به نظر من آن امامی که این دعا از ناحیه اوست، باید خیلی التماس کنی که اینها را گفتی یک تابشی به دل ما داشته باش بفهمیم چه می‌گویی. اگر آدم از آن زاویه دید امام با آن عینک و نور به عالم نگاه کرد، این حمدها معنی دار می‌شود و آنوقت مقدمه آن خواسته‌ها و دعاهای بزرگ است.
شریعتی: انشاءالله هفته آینده ادامه بحث را خواهیم شنید. در سالروز میلاد امام حسن مجتبی(ع) هستیم، حاج آقا نکته‌ی درستی فرمودند: که ما غریب هستیم و انشاءالله ما از این غربت دربیاییم. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.     
حاج آقای میرباقری: خدایا به حق محمد و آل محمد پیروزی را نصیب اسلام و مسلمین بفرما. این ماه را ماه پیروزی مؤمنین قرار بده. مؤمنین در هرجای عالم هستند را عزیز و سربلند کن. مستکبرین و دشمنان خودت را ریشه کن کن. این سال را سال ظهور امام زمان قرار بده. ما را از کسانی قرار بده که در این ماه مورد رحمت و عنایت تو قرار گرفتند. خدایا برکاتی که در شب قدر به اولیائت عنایت می‌کنی به ما عنایت بفرما. ما را اهل شب قدر و اهل ماه رمضان و انس با خودت، با کتابت و اولیائت قرار بده. خدایا هرجای عالم دوستی از دوستان وجود مقدس امام حسن مجتبی به هر نحوی گرفتار هستند، از آنها رفع غم و اندوه و پریشانی بفرما.
شریعتی: انشاءالله زیارت مدینه منوره نصیب همه شما شود.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین»