main logo of samtekhoda

97-03-09-حجت الاسلام والمسلمين لقمانی – زندگی هوشمندانه و راه‌های دوری از اشتباه(مشورت)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: زندگی هوشمندانه و راه‌های دوری از اشتباه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين لقمانی
تاريخ پخش: 09-03-97

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
بخوان که اشک بریزم کمی به حال خودم *** دل شکسته من ای شکسته بال خودم
بخوان به لهجه اشک و بخوان به لحن سکوت *** چقدر خسته‌ام از لحن قیل و قال خودم
اگر رسید صدایت به شور عشق، بگو *** مرا رها نکند لحظه‌ای به حال خودم
شب معاشقه قرآن به سر بگیر و بخوان *** که رزق گریه بگیرم برای سال خودم
قرار بود من و تو به آسمان برسیم *** مرا ببخش که اینگونه خود وبال خودم
شبی به لطف علی می‌رسم به صحن نجف *** تمام عمر خوشم با همین خیال خودم    

شریعتی: سلام به روی ماهتان، سلام به دلهای آسمانی‌تان، سلام به نمازها و روزه‌هایتان، سلام به رکوع‌ها و سجده‌هایتان، سلام به لحظات ناب و افطارهای پرنورتان. بیننده‌ها و شنونده‌های عزیزمان، به سمت خدای امروز خوش آمدید. حاج آقای لقمانی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای لقمانی: سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام دارم. عزیزان روزه‌دار و شب زنده‌دار برنامه سمت خدا، انشاءالله اعمالشان به احسن وجه قبول باشد و ذخیره برای آخرت و ابدیت باشد.
شریعتی: یک تبریک ویژه و مخصوص می‌گویم به مناسبت میلاد با سعادت امام حسن مجتبی(ع) که امشب شب میلاد کریم اهل‌بیت امام مجتبی است که بر همه شما مبارک باشد. بحث ما با حاج آقای لقمانی زندگی هوشمندانه و بدون اشتباه است. در ذیل موضوع کلی که قرار شد هنرمندانه زندگی کنیم و راه و رسم زندگی را یاد بگیریم، هنر خوب زیستن. منتهی قبل از ورود به بحث مسأله امروز را بشنویم و بعد وارد بحث شویم.
حاج آقای لقمانی: بسم الله الرحمن الرحیم، مسأله شرعی یک مسأله بسیار مورد نیاز است، جرم یا رنگ که روی اعضای وضو هست. بعضی از دست‌ها را دیدید، رنگرزها دست‌هایشان مثل نقشه جغرافیایی است. بعضی از خانم‌ها گردو می‌شکنند، دست‌هایشان سیاه می‌شود. بعضی‌ها توت سیاه می‌خورند. سؤال می‌کنند: با این دست می‌شود وضو گرفت، غسل کرد یا نه؟ یک کلید دارد، اجتهادی! گاهی رنگ است و گاهی جرم است. اگر رنگ باشد، رنگ خودکار باشد، دست که می‌مالم زیرش حالت لغزندگی ندارد، این رنگ است. ولی گاهی خودکار پس می‌زند. پر از جوهر است، این جرم است. این باید برود، ولی آن خطی که دست می‌زنیم برجستگی زیر پوست احساس نمی‌کنیم.
شخصی در خانه دارد رنگ به در و دیوار می‌زند. گاهی از سر قلمو یک ذره رنگ به دماغ می‌ریزد. دست می‌گذارد حالت برجستگی دارد، این باید حتماً برطرف شود. ولی اگر حنا، رنگ‌های معمولی، پوست گردو باشد اشکالی ندارد. ولی لاک ناخن، لوازم آرایشی که پوست را برجسته می‌کند، اینها حتماً باید برطرف شود. یا زیر ناخن اگر تیرگی باشد غسل و وضو اشکال دارد. باید حتماً برطرف شود. بعضی کرم‌ها وقتی روی پوست می‌زنیم، آب که می‌ریزیم حباب حباب نمی‌شود. دست پس نمی‌زند و جذب می‌شود. آن اشکالی ندارد ولی گاهی اینقدر غلیظ است یا کرم زیاد خالص نیست آب جمع می‌شود. این را حتماً باید برطرف کنیم. مثل چسب زخم که می‌زنیم، جای آن می‌ماند. آن باید برطرف شود و جرم است.
شریعتی: از زیرکی و کیاست مؤمن در جلسه گذشته فرمودید، قرار شد هوشمندانه زندگی کنیم، با احتیاط زندگی کنیم و کمتر اشتباه کنیم تا اشتباهات ما به صفر برسد.
حاج آقای لقمانی:
مشورت ادراک و هوشیاری دهد *** عقل‌ها مر عقل را یاری دهد
عامل دیگری که باعث لغزش و خطا و حتی گناه انسان می‌شود، مشورت نکردن با دیگران است. انسان عادت کند با دیگران مشورت کند. یک جمله که رکن بحث ما هست، «دِعَامَةُ الانْسَانِ الْعَقْلُ‏» (كافي، ج 1، ص 25) ستون وجود انسان عقل است. انسانیت انسان با عقل و خرد اوست. اگر این ضعیف شود، ریزش پیدا کند، انسانیت انسان خدشه دار می‌شود. عقل دو گونه هست. یک بحث کلیدی شصت هفتاد ساله و کاربردی است.
در آموزه‌های دینی می‌گویند: عقل دو گونه هست. یک عقل متصل و یک عقل منفصل، عقل متصل آن چیزی است که من و شما داریم و با آن به دنیا می‌آییم. مقدار ضریب هوشی، استعداد، عقل و درایت در این فضا چه مقدار هست؟ عقل منفصل این است که انسان‌های عاقل از عقول منفصله، عقل‌های جدا که انسان می‌تواند پیوند بزند. در مشاوره، رأی گرفتن دیگران، مشورت با دیگران این عقول منفصله هست. لذا افراد عاقل خیلی دنبال این عقل هستند. حتی پیغمبر که عقل کل بودند، در اصول پیامبر وظیفه نداشتند با مردم مشورت کنند. مثال، یک سؤالی که در ذهن‌ها هست: اگر یک روز در ایران همه پرسی بگذاریم برای نماز صبح، فرض که همه بگویند: نخوانیم، اینجا جایگاهی ندارد. حجاب مشخص است، امر به معروف و نهی از منکر مشخص است. اینها اصول است اما در اجرا همانطور که پیغمبر در جنگ خندق یا احزاب آمدند با اصحاب مشورت کردند، نظر خودشان این بود که داخل شهر باشید، زنان بالای خانه‌ها دامنشان را پر کنند به دشمن بزنند و مردان هم پایین باشند. سلمان پیشنهاد کرد خندقی دور شهر حفر کنیم. پیامبر پذیرفتند. «وَ شاوِرْهُمْ‏ فِي‏ الْأَمْرِ» (آل‌عمران/159)
در مشورت وقتی ما اهل مشورت باشیم، عقل دیگران را به عقل خودمان پیوند بزنیم، گویا به جای یک نفر ده نفر هستیم. اتاق فکر، بنشینید در مورد این قضیه گفتگو کنیم تا اینکه بیرون منزل رفت و داخل شد و گفت: خانه را فروختم. قیمت‌ها بالا رفت و دیگر نتوانست خانه بخرد. پنجاه سال در به دری کشید. مشورت نکردن! در این امور می‌فرمایند: مؤمن اهل مشورت است. عاقل اهل مشورت است. با اینکه می‌گوید: من عقل دارم اما مشورت می‌کند. هرمقدار هم ما عقل داشته باشیم یک نفر هستیم. عقل‌های دیگر را که به عقل خودمان سنجاق می‌زنیم، زوایای پیدا و پنهان را هم می‌توانیم ببینیم. یکی از بلاهایی که اسیر بسیاری از ما می‌شود، خودشیفتگی و خورأی بودن است. خودپسندی است. مثلاً فکر می‌کنیم چون مدرک داریم، درک هم داریم. چون ثروت داریم، عقل هم داریم. چون شهرت داریم، فهم هم داریم. در حالی که برعکس است. افراد جاهل همینطور هستند. امیرالمؤمنین فرمودند: افراد جاهل کسی را که نصیحتشان می‌کند، متهم می‌کنند. من نیاز به مشاوره ندارم. خودم همه چیز را می‌فهمم! در حالی که اگر انسان عاقل به معنای واقعی باشد، به دنبال نظرات مختلف است. خودشیفتگی، بعضی به یک جایگاهی که رسیدند فکر می‌کردند دانای کل هستند. گاهی لطمه‌هایی می‌زنند که غیر قابل جبران هست. لذا لقمان حکیم به فرزندش فرمود: «شاور» با بزرگان مشاوره کن. «و لا تستحیی من مشاورة الصغیر» خجالت نکش و با فرد کم سن و سال مشورت کن! همه تجربه داریم، نسل جدیدی که در همه زندگی‌ها هست، گاهی یک دختر خانم، آقا پسر ده دوازده ساله آنچنان نظرات خوبی می‌دهد، پدر و مادر از این نظرات استفاده می‌کنند. یک ابهامی که سالها در ذهن من بود، بعضی از مشاورها در گره گشایی در زندگی دیگران بیست هستند، ولی نمی‌توانند گره‌های زندگی خودشان را باز کنند. بعضی از کسانی که در زندگی خانوادگی نظر می‌دهند، خودشان به بن بست رسیدند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: علت این است که در مسائل زندگی دچار عاطفه هستیم. یک چیزهایی دست و پای ما را می‌بندد. ولی برای زندگی دیگران چون این طناب نیست، راحت نظر می‌دهند.
فردا روز میلاد آقا امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل بیت است. پیامبر فرمودند: کسی که می‌خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند و خوشحال و خرسند شود، به حسن من نگاه کند! امروز یکی از صلوات‌های خوش طعم و معطر مدینه‌ای را به پیشگاه امام حسن مجتبی(ع) تقدیم کنیم. حضرت امام حسن مجتبی فرمودند: در عقل فردی باید شک کرد که نسبت به کلمات حکیمانه، خردمندانه روی خودش نشان نمی‌دهد. هر مقدار انسان اعقل باشد، اعقل العقلا باشد، بیشتر سراغ مشورت می‌رود. مشورت بسیار مفید است و به ما دستور دادند اهل مشاوره باشید. لقمان فرمود: با بزرگان مشورت کن و حیاء و خجالت نکش. با افراد کم سن و سال‌تر از خودت هم مشورت کن و خجالت نکش. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «اعقل الناس من عطاء العقلاء» عاقل‌ترین افراد کسانی هستند که پیروی می‌کنند از عاقلان و خردمندان. خدا نکند دچار خودشیفتگی و خودرأیی و مستبد بودن شویم. بعضی‌ها در داخل خانه می‌گویند: هرچه من می‌گویم. بعضی یک مهمانی می‌خواهند بروند سؤال می‌کنند که کجا برویم؟ شخصیت می‌دهد. یک حالت بالندگی به شخص می‌دهد. خودش هم احترام خاصی پیدا می‌کند. می‌فرمایند: اگر در کاری که می‌خواهید انجام بدهید، اهل مشاوره باشید، مشورت بکنید، اگر خدای نا کرده شکست خوردید، کسانی که اطراف شما هستند غصه‌دار شما می‌شوند. اگر پیروز شدید حسادت نمی‌کنند. خوشحال می‌شوند و تبریک می‌گویند و قدم‌هایی برای موفقیت بیشتر ما برمی‌دارند. خوب است انسان یک حالتی داشته باشد و به حرف دیگران گوش بدهد ما فقط می‌خواهیم حرف بزنیم. شنیدن حرف دیگران، امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: هیچگاه انسان عاقل از مشورت بی‌نیاز نیست ولو عاقل باشد. بعد فرمودند: کسی که اهل مشورت هست، گمراه نمی‌شود. بهترین پدر کسی است که انسان با او مشورت می‌کند.
پیامبر فرمودند: «أنا و علىّ‏ ابوا هذه الامّة» (بحار، ج16، ص 95) گاهی یک روایت از معصوم راهگشا است. پای منبر نشسته در ماه رمضان، پای سخنان حکیمانه نشسته است. آنچنان زندگی انسان را متحول می‌کند، می‌گوید: سی سال است به ذهن خودم نرسیده بود و در این جمله بود. لذا افرادی که پای منبر بزرگ شدند، هیأتی هستند، عاقل هستند، بیشترین بهره را از عمر می‌برند. حتی بیشترین لذت ظاهری را دارند چون اهل فهمیدن هستند. فرمودند: هیچ تنهایی وحشتناک‌تر از خودپسندی و هیچ همکاری بهتر از مشورت نیست. مقابل مشورت کردن، مشورت نکردن یا استبداد به رأی است. امیرالمؤمنین فرمودند: «إِعْجَابُ‏ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلِيلٌ عَلَي ضَعْفِ عَقْلِهِ‏» (كافي، ج1، ص27) خودپسندی انسان دلیل بر ضعف عقل اوست. کم عقل است و الا می‌رفت مشورت می‌کرد. شتابزده و عجولانه عمل کردن، گاهی انسان در یک ورطه‌ای می‌افتد که نمی‌تواند کاری بکند.
یک داستان شیرین تقدیم کنم که گاهی مشورت با انسان چه می‌کند. یک ابدیت آباد برای انسان فراهم می‌کند. یکی از دوستان عزیزی که از مسئولان ارشد عمره دانشجویی و عتبات دانشجویی هست تعریف می‌کرد و می‌گفت: من هفده سالم بود که ما را به حج بردند. آنجا مسئول کارهایی بودیم که کمک زائران ایرانی باشیم، خدا رحمت کند آیت الله شهید بهشتی را دیدیم. با ایشان برای آینده‌ای که دارم مشورت کردم. ایشان گفتند: سعی کن کمک کار امام زمان باشی. گفتم: یعنی چه؟ گفت: شما الآن کشاف هستی، گمشده‌ها را پیدا می‌کنی. سعی کن از خدا بخواهی تا آخر عمر بیایی، گمشده‌ها را پیدا کنی که بازوی امام زمان باشی چون حضرت مهدی(عج) مأموریتی که دارند این است که گمشده‌ها را به خیمه‌هایشان می‌رسانند. ایشان می‌گفتند: من چند سفر بعد که آمدم، یکبار در صحرای منا یک هندی را دیدم که سرش را به دیوار گذاشته و بدجور گریه می‌کند. چون تجربه داشتم و طبق توصیه آیت الله بهشتی دنبال این بودم که بتوانم کشاف را پیدا کنم، حدس زدم این همسرش را گم کرده است. رفتم جویا شدم و گفت: بله، او را به هتلی که بود بردم. اعمال که تمام شد پذیرایی کردم و یک جایی از هندی‌ها پیدا کردم که اینها می‌توانند با ایشان گفتگو کنند. یک محله‌ای را پیدا کردم، گفتند: گمشده‌های ما اینجا هستند. سه نفر را داریم! آقا را بردم، تا خانمش را دید یک حالت عجیبی پیدا کردند، سر روی شانه هم گذاشتند و گریه کردند. من از گریه اینها گریه کردم و گفتم: اینها را تنها بگذارم. آمدم خارج شوم این آقا متوجه شد. سرش را از شانه همسرش برداشت و مرا صدا زد. گفت: آقا، کاری که تو کردی من در دلم نگه می‌دارم، روز قیامت در صحنه محشر الهی که همه نیازمند هستند، من به خدا می‌گویم که او چنین لطفی در حق من کرد. من دیگر شما را نمی‌بینم. برو به سلامت! برو در امان خدا، من برای آن زمان ذخیره می‌کنم. چرا انسان خودش را محروم کند؟ لذا امیرالمؤمنین می‌فرمایند: کسی که مستبد هست و مشورت نمی‌کند، بی‌باک در اشتباه و خطا است. «المستبد متهور في الخطاء و الغلط» (غررالحكم، ص65) اشتباه کاری! فرمودند: جان خودش را به خطر می‌اندازد. گاهی یک اشتباه ضرر مادی دارد، گاهی ضرر جانی دارد. مورد بعد فرمودند: باعث لغزش و بی فکری، هلاکت و نابودی انسان است. انسان یک عمری که می‌تواند به عنوان سرمایه، شصت سال، هفتاد سال استفاده کند، به باد می‌دهد. فرمودند: «فاقِدُ البَصَرِ فاسِدُ النَّظَرِ» کسی که فاقد البصر، فاسد النظر است. نظرش هم فاسد است. به درد نمی‌خورد. مراقبت در این زمینه!
با چه کسانی انسان مشورت کند؟ می‌فرماید: «مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ‏ النَّاصِحِ» (المحاسن، ج2، ص602) مشورت کردن با انسانی که عاقل و ناصح است. 1- خردمند، 2- دلسوز، یک نظرات بی‌خودی بدهد که خدای نکرده خانواده را به جدایی برساند. امام کاظم (ع) فرمودند: کسی که با انسان عاقل و ناصح مشورت کند، «رُشْدٌ وَ يُمْنٌ وَ تَوْفِيقٌ مِنَ اللَّهِ» باعث رشد و برکات است. از آن طرف آثار بسیار زیاد مادی و معنوی دارد و رشد و توفیق من الله دارد. اگر انسان مقابل چشمش چنین مشاوری بیاید. مورد بعد فرمودند: کسی که با انسان دور اندیش مشورت کند، نظری که می‌دهد یک افق دور و درازی دارد، همین الآن را نبیند. خدای نکرده جدایی و طلاق اولین راه نیست، آخرین راه است. عاقل، ناصح، دلسوز، کسی که تعهد داشته باشد. مقید باشد، می‌گویند: ذوی العقول، امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: مشورت کردن با درو اندیش مهربان سبب پیروزی است. انسان سربلند می‌شود. بحران‌هایی را پشت سر می‌گذارد ولی از آن طرف می‌تواند احساس افتخار بکند. بعد فرمودند: دور اندیشی و نگاه به عاقبت هرکاری باعث فلاح و رستگاری انسان می‌شود. اگر این ویژگی‌ها را آدم داشته باشد، حضرت فرمودند: با عاقل فرزانه مشورت کنید. راز مشورت محکم‌کاری و آینده نگری است. از آن طرف فرمودند: دستیابی به صواب و کار پسندیده، بارورسازی عقل انسان با مشاوره است. سعی کنید اهل مشاوره باشید. شنیده‌اید که ابرها را بارور می‌کنند، باران می‌بارد. انسان می‌تواند عقلش را هم بارور کند. سخنان حکیمانه، تقوا و خویشتن داری، قرائت قرآن، روزه گرفتن، انسان عصرهای ماه رمضان چه حس و حال خوبی دارد. بعد از افطار می‌گوید: دوباره سنگین شدیم. چقدر لذت می‌برد با قرائت قرآن، همین باعث می‌شود عقل انسان شکوفا شود و بارور شود، نه تنها خود بلکه دیگران را هم به ساحل نجات برساند. انشاءالله...
شریعتی: یک تشکر ویژه و مخصوص از همه بانیان خانه‌های نورانی داریم، روایت داریم خانه‌هایی که در آن قرآن تلاوت شود، برای اهل آسمان مثل ستاره‌ها که برای اهل زمین می‌درخشند، خواهند درخشید. امروز صفحه 335 قرآن کریم، آیات 24 تا 30 سوره مبارکه حج از جزء هفدهم را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ هُدُوا إِلَى‏ الطَّيِّبِ‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِيدِ «24» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ «25» وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ «26» وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ «27» لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ «28» ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ «29» ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ إِلَّا ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ «30»
ترجمه: و (اهل بهشت) به سخنان پاك (و دلنشين) هدايت مى‏شوند، و به راه خداوندى كه شايسته‏ى ستايش است رهبرى مى‏گردند. همانا كسانى كه كفر ورزيدند و (مؤمنان را) از راه خدا و مسجدالحرامى كه آن را براى همه‏ى مردم، ساكنان مكّه و يا (مسافران) باديه‏نشين مساوى قرار داديم بازمى‏دارند (گرفتار قهر ما خواهند بود) وهر كس در مسجدالحرام اراده انحراف وظلم كند، ما به او عذاب دردناك مى‏چشانيم. و (به يادآور) آنگاه كه مكان كعبه را براى ابراهيم آماده ساختيم (به او گفتيم:) هيچ گونه شركى نسبت به من روا مدار و خانه‏ى مرا براى طواف كنندگان وقيام كنندگان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاكيزه دار. و در ميان مردم بانگ حج برآور تاآنان، پياده و سوار بر مركب‏هاى چابك از هر راه دورى به سراغ تو بيايند. (مردم از هر منطقه‏اى به حج خواهند آمد) تا شاهد منافع گوناگون خويش باشند و در ايام مخصوص حج خدا را ياد كنند، به خاطر چهار پايان زبان بسته‏اى كه رزقشان شده؛ پس از گوشت آنها بخوريد و بينواى فقير را اطعام كنيد. (زائران خانه خدا در روز عيد قربان كه قربانى كردند) سپس بايد آلودگى خود را بر طرف سازند وبه نذرهاى خود وفا كنند و بر گرد خانه‏ى كهن و آزاد (كعبه) طواف نمايند. اين است (مناسك حج) وهر كس آنچه را خداوند محترم شمرده گرامى بدارد، قطعاً براى او نزد پروردگارش بهتر است، و چهار پايان براى شما حلال شده است، مگر آنچه (حرام بودنش) بر شما خوانده شده باشد پس، از پليدى بت‏ها دورى كنيد و از كلام باطل اجتناب ورزيد.
شریعتی:
بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را *** با بوسه بر لب حسن افطار می‌کند
شب میلاد با سعادت کریم اهل‌بیت امام مجتبی(ع) بر شما مبارک باشد. انشاءالله به حق امام حسن، از دستان مبارک حضرت بهترین‌ها نصیب شما و رزق و روزی شما شود. اشاره قرآنی را بفرمایید.
حاج آقای لقمانی: ویژگی‌های بهشتیان چیست و ما چگونه برای بهشتی شدن آماده شویم؟ از همین الآن تمرین کنیم که هم سنخ و هم جنس بهشتیان شویم. آیه 24 سوره حج «وَ هُدُوا إِلَى‏ الطَّيِّبِ‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِيدِ» اهل بهشت به سوی سخنان پاکیزه و دلنشین هدایت می‌شوند. نشان می‌دهد ما باید حواسمان به همدیگر باشد و یکدیگر را به زیبایی هدایت کنیم. سخنان دلنشین بگوییم. شکر به واژه‌ها بپاشیم نه فلفل، زیبا حرف بزنیم. بهشتیان همینطور هستند، چهره باز دارند، کلام نرم و روی گشاده دارند. طیب چیست؟ «الطَّيِّبِ‏ مِنَ الْقَوْلِ» طیب یکی از آرمان‌های زندگی مؤمنانه است. حیات طیبّه، حیاتی بدون درگیری، بدون گیر و گرفت، بدون دلواپسی و سراسر آرامش، افراد خانه و خانواده قربان همدیگر می‌روند، فدای همدیگر می‌شوند. جهنمی‌ها مرتب به هم تیر می‌زنند، نیش می‌زنند. تحقیر می‌کنند.
«الطَّيِّبِ‏ مِنَ الْقَوْلِ» در گفتار انسان زیبا سخن بگوید. دلنشین باشد، «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِين‏» (زمر/73) طیّب، سلام بر شما مورد پسند خدا قرار گرفتید. خدا به بهشتیان می‌گوید. در همین دنیا انسان می‌تواند؟ بله. «وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ‏ مِنْ‏ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهار» (اعراف/43) ما کینه‌ها را از دل بهشتیان گرفتیم. «عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ» (حجر/47) چهره به چهره با هم می‌گویند و می‌خندند و لذت می‌برند. کینه‌ها را گرفتیم، خدا نکند انسان در مسائل زندگی زیاد ناخن بزند و به افراد گیر بدهد. این بد است و حالت جهنمیان است. یک آیه زیبایی هست که برای زندگی همه ما مفید است مخصوصاً وقتی اهل بلند پروازی می‌شویم، «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي‏ الْأَرْضِ‏ حَلالًا طَيِّباً» (بقره/168) ای مردم از آنچه در زمین هست، بخورید حلال و طیب، حلال چیست؟ حق دیگران در آن نباشد. طیب چیست؟ دلچسب، گوارا و دلنشین. بسیاری از افراد هستند از نظر ثروت قوی هستند ولی از نظر دلچسب و گوارا بودن ضعیف هستند. مراجعه کننده داشتم می‌گفت: در یک روز حقوق یک ماه یک کارمند درآمد دارم. ولی در زندگی کیف نمی‌کنم. گوارا نیست.
گاهی یک حوضی در یک خانه حیاط‌دار هست، همین الآن شستم و آب ریختم، می‌گوییم: آبش مثل اشک چشم است. کسی که تشنه هست از حوض آب می‌خورد یا شیر را باز می‌کند یک لیوان می‌آورد؟ آب حوض حلال است، پاک است ولی آب شیر طیب است. دلچسب و گوارا است. نشان می‌دهد در زندگی انسان باید سقف آرزوهایش بالاتر باشد. طیب و گوارا بودن! بسیاری از ما فکر می‌کنیم داشتن مساوی با لذت بردن است در حالی که خیلی از عوامل باید دخیل باشد که انسان از زندگی لذت ببرد. لذا در ادامه آیه می‌فرماید: می‌خواهید حلال و طیب داشته باشید، «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» نشان می‌دهد پای شیطان که به زندگی وارد شد، من یک سلسله وسایلی دارم، می‌خواهم صبح تا شب چیزهایی را ببینم. امکاناتی، لذت‌هایی را ببرم. می‌خواهم خوش باشم. زندگی تیره و تار می‌شود و از حالت طیب بودن خارج می‌شود.
در بهشت چه خبر است؟ می‌فرماید: در بهشت، بهشتیان علاوه بر زیبایی ظاهری که لباسشان حریر هست، نعمت‌های معنوی هم دارند. «الطَّيِّبِ‏ مِنَ الْقَوْلِ» دل صاف و شفاف، زبان بدون خار، تیزی و تیر، صادقانه. دوم اینکه می‌فرمایند: زیبا سخن و شیرین سخن هستند و این نشان هدایت آدمی است. بعضی‌ها تکیه کلامشان پسرم، گلم، است. دخترم، عزیزم، به همه تکیه کلامشان همین است. مثل دریا آرام هستند. سوم اینکه می‌فرمایند: پیمودن راه خدا نشان دهنده این است که اگر کسی بخواهد در مسیر خدا باشد، غیر از حالت ظاهری باید به باطن هم بپردازد. خدا نکند انسان باطنش بدتر از ظاهرش باشد. زندگی‌شان تئاتر است. مدام نقاب به چهره دارد. نکته دیگر می‌فرماید: بهشتی‌ها سخن خوب دارند، دلسوز و مهربان هستند. ناصحانه هستند، انشاءالله خدا تمام این ویژگی‌ها را نصیب عزیزان سمت خدا بکند.
شریعتی: چقدر خوب است که زندگی ما هم یک ماکت کوچکی از بهشت شود که اینها را در زندگی پیاده کنیم. این هفته قرار گذاشتیم از مبلغ بسیار توانا، خطیب شهیر، زبان گویای اسلام، مرحوم آیت الله فلسفی یاد کنیم. انشاءالله خداوند رحمتشان کند.
حاج آقای لقمانی: یکی از چهره‌های به نام و دلسوز و تأثیر گذار در انقلاب و نظام، مرحوم فلسفی بودند. منبرهایی که ایشان در رژیم قبل داشتند، شاید بعضی عزیزان جوان ندانند. یکی از ویژگی‌هایشان بلند همتی است. عزیزانی که می‌خواهند با شخصیت علمی ایشان آشنا شوند، منبرهایشان را تبدیل به کتاب کردند. در مورد کودک، در مورد جوان، یعنی پر مغز است. یک مطلبی که از ایشان یاد گرفتم، این بود که فرموده بودند: من برای سخنرانی‌هایم چند مطالعه می‌کنم. 1- مطالعه مطلب و محتوا 2- مطالعه عقب و جلو، کجا چه چیزی بگویم. انسان مسلسل‌وار مطالب را بگوید، خواننده یا شنونده پس می‌زند. چه چیزی را کجا بگویم داستان را کجا بگویم. مطلب را کجا بگویم. مطلب مثل آجیل است. هرکسی هرچه خواست بردارد، یکی مغز بادام، یکی پسته، یکی کشمش، وقتی سخنرانی پر مغز باشد از سه سالگی تا 103 سالگی همه استفاده می‌کنیم. همه جذب می‌شوند. ویژگی ایشان این بوده است. فوق العاده همت بلند، در سخنرانی‌هایشان نمی‌گفتند امشب و الآن، برای همیشه، این نشان می‌دهد ما در کارهایمان یک نگاه بلند مدت داشته باشیم که بتوانیم مفید باشیم و خدمت رسان به دیگران باشیم. انشاءالله...
شریعتی: چقدر خوب است آدم به گونه‌ای زندگی کند که برکات وجودی‌اش همینطور استمرار داشته باشد و نسل‌های آینده بتوانند از آن استفاده کنند. نمونه‌هایش مرحوم حاج آقای فلسفی بود که این کتاب‌های گفتار فلسفی بسیار کتاب‌های خوبی است. برای تهیه کتاب‌ها 20000303 پیامک ارسال کنید. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای لقمانی: خدایا به حق کریم اهل‌بیت کرامت واقعی نصیب ما بگردان. به حق امام حسن مجتبی(ع) عیدی ما را آمرزش گناهان پیش از عید فطر نصیب ما بگردان. به حق محمد و آل محمد هرگونه گرفتاری در هر خانه و خانواده‌ای و در هر جمعی هست، در کل کره زمین برطرف بگردان. پیش از عید فطر ما را ببخش، تنفر از گناه، عشق به عبادات نصیب ما بگردان. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی:
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست *** که در این بحر کرم غرق گناه آمده‌ایم
شب میلاد امام مجتبی بر شما مبارک باشد. کم‌کم به شب‌های قدر نزدیک می‌شویم و صدای پای شب‌های قدر را می‌شنویم. شاید چهار روز تا اولین شب قدر فرصت باقی‌است. انشاءالله قدر تمام این لحظات را بدانیم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین»