main logo of samtekhoda

97-02-27- حجت الاسلام والمسلمین میرباقری - اهمیت دعا و شرح دعای پر فضیلت افتتاح


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: اهمیت دعا و شرح دعای پر فضیلت افتتاح
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين میرباقری
تاريخ پخش: 27-02-97

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.
سلام ماه مبارک، سلام ماه خدا *** سلام ماه پذیرایی خدا از ما
سلام شهر طهورایی ساکنان زمین *** سلام چشمه تنزیه عالم بالا
ببین به سوی تو قرآن بدست آمده‌ام *** سلام شهر تلاوت، سلام شهر دعا
به دعوت تو در این مهمانی آمده‌ام *** وگرنه خواب کجا و عالم بالا
چقدر سنگ به بالم زدم به دست خودم *** چقدر زخمی‌ام و پر شکسته‌ام حالا
برای اذن دخولم اجازه می‌خواهم *** اجازه از علی و یک اجازه از زهرا
به اذن دست بریده به اذن مشک و عَلَم *** به اذن روضه حضرت سقّا

شریعتی: سلام می‌کنم به همه‌ی هموطنانم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنین‌مان. حلول ماه مبارک رمضان مبارک باشد. خدا را هزار مرتبه شکر می‌کنیم که این توفیق را به ما داد تا بتوانیم امسال حال و هوای ماه مبارک رمضان را تجربه کنیم و در این حس و حال نفس بکشیم. این ضیافت بزرگ گوارای وجودتان باشد و این ضیافت با شکوه. حاج آقای میرباقری سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقای میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله. من هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. حلول ماه مبارک رمضان را تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم خداوند متعال توفیق بهره‌مندی کامل از این ماه را عنایت بفرماید.
شریعتی: انشاءالله، ماه مبارک رمضان از راه رسید، با سحرهای پرنور و لحظات ناب افطار، انشاءالله در تمام لحظات این ماه همدیگر را دعا کنیم و سیل برکات از عالم بالا به سمت ما سرازیر شود. خوشحالیم که در پنج‌شنبه‌های ماه مبارک رمضان خدمت حاج آقای میرباقری هستیم، قرار گذاشتیم در ماه مبارک رمضان که هم بهار قرآن است و هم بهار دعا و نیایش و زمزمه است، از ادعیه بسیار نورانی این ماه برای ما بگویند و خاصه دعای افتتاح که برای همه دوستان ما آشنا است. خدمت شما هستیم و با دل و جان بحث شما را خواهیم شنید.
حاج آقای میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. (قرائت دعای سلامت امام زمان)    
همینطور که فرمودند، مقرر شده که اگر خدای متعال توفیق بدهد گفتگویی در مورد دعای افتتاح داشته باشیم که شاید از بهترین و لطیف ترین دعاهای ماه رمضان است. در ماه رمضان دعا خیلی سفارش شده، دعای ابوحمزه، دعای سحر هست، دعای روزهای ماه رمضان هست ولی دعای افتتاح دعای فوق العاده‌ای است که هم مرحوم شیخ طوسی در تهذیب و مصباح المتهجد این را نقل کردند.  حدیثی که ایشان نقل می‌کنند خیلی با دیگران متفاوت است، مرحوم سید در اقبال نقل کردند با سند معتبری که از محمد بن عثمان نقل می‌کنند که نایب خاص دوم حضرت است. این دعا را ایشان در ماه رمضان می‌خواندند. مرحوم علامه مجلسی وقتی به این دعا می‌رسند هم در بحار نسبت به امام زمان می‌دهند که محمد بن عثمان نقل از حضرت کردند. هم در زاد المعاد که یک تعبیر لطیف‌تری هم دارند. از جانب امام زمان نقل شده که حضرت برای شیعیانشان نوشتند که در هر شب ماه رمضان این دعا را بخوانند و این سندی است که مرحوم علامه مجلسی ذکر کردند. مضمون این دعا بسیار بلند است و عمدتاً دعا برای وجود امام زمان(ع) هست، دعای فوق العاده‌ای است که انشاءالله خوانده شود. اگر کسی این دعا را سی شب ماه رمضان بخواند خیلی افق نگاهش به عالم عوض می‌شود. اهل انتظار و دلداده حضرت می‌شود. آماده می‌شود برای اینکه جزء اصحاب حضرت شود و خیلی ظرفیت آدم را بزرگ می‌کند.
مقدمتاً دو نکته را عرض کنم. یکی اینکه ماه رمضان یک فرصت استثنایی است که خدای متعال در اختیار ما قرار داده است. شهر الطهور است، شهر پاک شدن است. خالص شدن، شهر القیام است. شهری است که انسان می‌تواند از سر سفره دنیا برخیزد و قیام لله بکند. همه چیز در این ماه آماده است. در خطبه شعبانیه حضرت خصوصیاتی برای ماه رمضان می‌گویند. می‌فرمایند: ماهی است که «انفاسکم فیه تسبیح» یک فضای باشد که نفس کشیدن آدم تسبیح به حساب بیاید. یا مثلاً «نومُکُم فیه عباده» خواب آدم عبادت است. البته یک عده از اولیای خدا هستند که همیشه اینطور هستند. آن‌هایی که وارد بیت النور شدند، ذیل آیه مبارکه نور این را عرض کردم. آنهایی که «فِي‏ بُيُوتٍ‏ أَذِنَ‏ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» (نور/36) در بیت النور نبی اکرم، خانه‌ای که نور نبی اکرم آنجا نازل هست، وارد می‌شوند از کسانی که می‌شوند که «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ» (نور/37) هیچ تجارت و بیعی آنها را از ذکر خداوند متعال، توجه به حضرت حق و اقامه صلاة و ایتاء زکات باز نمی‌دارد. از اینکه توجه به خدای متعال داشته باشند. از خدای متعال بگیرند و به بندگان خدا هم عطا کنند. نه از ارتباطشان با خدای متعال، نه از دستگیری از عباد الله هیچ بیع و تجارتی غافلشان نمی‌کند. بازارشان هم محل عبادت و مسجدشان است و خوابشان هم محل عبادتشان هست. قرآن گاهی خواب اینها را هم بیداری به حساب آورده است. می‌فرماید: کمی از شب خواب می‌روند. اینها می‌خوابند اما خدای متعال خواب اینها را بیداری حساب کرده است چون اهل ذکر هستند. بنابراین یک عده خوابشان عبادت است.
این یک سفره عامی است. آنهایی که وارد ماه مبارک رمضان می‌شوند، خدای متعال لطف کرده، نفسشان تسبیح است. مثل نفسی که در روایت دارد، کسی که از سر غصه‌ی ظلمی که بر اهل‌بیت رفته محزون می‌شود و آهی می‌کشد این تسبیح خداست. تنزیه خداست. نفس در ماه رمضان هم چنین است. یعنی فضا مثل بیت النور است. گویا خانه امام زمان است. آدم وارد این خانه شده، فضیلت این خانه این است که نفس در آن تسبیح است و خواب در آن عبادت است. «عَمَلکُم فیه مقبول» خیلی وقت‌ها عمل ما صحیح است، نماز ما قضا نمی‌خواند ولی مقبول نیست. دو رکعت نماز مقبول بار انسان را می‌بندد. کسی غیبت کند ممکن است چهل روز نمازش قبول نشود. ربا بدهد و بخورد، ممکن است مانع قبولی عمل شود. در این ماه فضایی است که شرایط قبولی عمل در آن هست. «دعاءکم فیه مستجاب» استجابت دعا خیلی شرایط دارد. به راحتی آدم به مقام اجابت دعا نمی‌رسد. این ماه چنین است که گویا آدم مستجاب الدعوه است. البته همیشه اینطور است که دعا بدون اجابت نمی‌شود ولی در ماه رمضان گویا همه چیز آماده است. زیر قبه امام حسین(ع) دعا مستجاب است. مستجاب الدعوه نیستیم ولی آنجا که می‌رویم مستجاب الدعوه هستیم. پس فضیلت آن مکان است و قرب به حضرت است. اینجا هم فضا طوری انسان را به خدا مقرب می‌کند که «دعاءکم فیه مستجاب» این ظرف خاصی است. مثل ظرف زمانی امام زمان(ع) است که انسان مقرب می‌شود و این خاصیت آن فضاست. آدم در بازار عطرفروش‌ها بوی عطر می‌گیرد. بوی من نیست بوی عطر آنهاست! ماه رمضان یک چنین ماه عجیبی است لذا همه عبادات در آن فوق العاده است. تلاوت قرآن به خصوص چون قرآن در این ماه نازل شده است، میوه‌های ماه در دسترس ما هست و یک آیه ثواب یک ختم قرآن دارد. با تلاوت یک آیه ثمره یک ختم قرآن را می‌توانی بچینید. این سفره الهی پهن است.
عبادات فراوانی در این ماه هست، روزه‌اش، شب زنده‌داری‌اش، استغفار و توبه‌اش، ولی یکی از بهترین آنها دعا است. دعاها افضل هستند. ابوابی در روایات ما هست که در بین مستحبات دعا افضل از بقیه اعمال است. مثلاً یکی دو باب مرحوم شیخ در تهذیب دارند. تهذیب از کتب اربعه معتبر ما هست در باب تعقیبات صلاة، دو باب دارند. عنوان یک باب این است «الدعاء بعد الفریضه افضل من الصلاة تنفلاً و بذلک جرت السنة» شما نماز واجب را خواندید بلند شوید چند رکعت نماز مستحبی بخوانید یا دعا کنید. بحث نماز واجب نیست. قضاء نماز واجب دارد باید بخواند. نماز واجبش را بخواند. نماز واجب خوانیدم، نافله بخوانیم یا دعا کنیم. روایت متعددی را نقل می‌کنند که فضیلت دعا بعد از نماز واجب بیش از نماز مستحبی خواندن است. «الدعاء بعد الفریضه افضل من الصلاة تنفلاً» می‌فرماید: دعای بعد از فرضیه افضل از نوافل و نمازهای مستحبی است. سنت اهل بیت هم این بوده است.
باب دیگری دارد که عجیب است. باب ششم از باب نوافل است. «باب الاستحباب الاطالة الدعا فی الصلاة» می‌فرماید: افضل است از اطاله قرائت. مستحب است در نماز آدم دعاهای طولانی بخواند. در سجده، در رکوع و قنوتش دعاهای طولانی بخواند. بودند کسانی که کمیل را در سجده می‌خواندند. ابوحمزه را در قنوت نماز وتر می‌خواندند. مرحوم آیت الله العظمی بهجت نقل کرده بودند که استاد ما می‌گفتند: یک موقعی در حرم حضرت امیر(ع) شاید سی، چهل نفر بودند که در قنوت نافله شبشان ابوحمزه را می‌خواندند. بنابراین مستحب است طول دادن دعا در نماز و این افضل است از اطاله‌ی قرائت. روایتی را از معاویه بن عمار نقل کردند که از امام صادق(ع) سؤال کرد: دو نفر با هم وارد نماز شدند و با هم خارج شدند. طول نمازشان یک اندازه است. یکی بیشتر قرآن خوانده و یکی هم بیشتر دعا خوانده است. قنوت و سجده را طول داده است. کدام افضل است؟ حضرت فرمودند: هردو خوب است و فضیلت است. گفت: کدام بهتر است؟ حضرت چهار پنج قسم دارد، قسم می‌خورند که والله دعا افضل است. در بعضی روایات نقل شده که دعا افضل است و به این دعا استشهاد کردند. «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ‏ رَبِّي‏ لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» (فرقان/77) خدای متعال به اندازه دعای شما به شما اعتنا می‌کند. گویا در نماز هم آدم به اندازه‌ی‌ بزرگی حاجتش به او توجه می‌شود. در این روایت دارد که حضرت این آیه را خواندند، «ادْعُونِي‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ» (غافر/60) دعا کنید من اجابت می‌کنم. آنهایی که استکبار از عبادت من می‌کنند. سر باز می‌زنند و خودشان را بزرگتر از این می‌بینند که عبد من باشند، اینها را روز قیامت با خواری وارد جهنم می‌کنیم. حضرت فرمودند: در این آیه از دعا تعبیر به عبادت شده است. دعا روح عبادت است. مکرر حضرت فرمودند: افضل است. با اینکه قرآن اینقدر فضیلت دارد، اگر قرآن در نماز خوانده شود، هر حرفش در بیرون نماز ده حسنه است. در نماز نشسته پنجاه حسنه و در نماز ایستاده صد حسنه دارد. آنوقت طول دادن دعا افضل از طول دادن قرائت است.
دعا نیازهای انسان را سامان می‌دهد. بهترین وسیله تربیتی برای انسان است. قرآن کتاب خداست ولی دعا اگر دعایی باشد که از معصومین نقل شده، بهترین ابزار تربیت انسان هست. ما نیازهایی داریم و نیازهای ما طریق ارتباط ما با خدای متعال هستند. هیچ نیاز حقیقی که خدای متعال در ما قرار داده، نیازهای واقعی ما، نیازهای فطری ما هیچکدام مزاحم تقرب به خدا نیستند، بلکه طریق تقرب به خدا هستند. ما نیاز به خوراک داریم، طریق تقرب به خداست. طریق بندگی است. به شرط اینکه آدم در این نیاز وقتی گرسنه می‌شود بگوید: یا الله و وقتی سیر می‌شود بگوید: الحمدلله! یعنی خودش را فقیر خدای متعال بداند و از دست خدا بگیرد و حمد کند. این قرب می‌آورد. چه چیزی بالاتر از این؟ فرمود: یک ظرف آب بخورید سه جرعه کنید، بسم الله بگویید و بعد از هر جرعه الحمدلله رب العالمین بگویید، با استعانت از خدا بخورید و بعد هم خدا را حمد کنید اهل بهشت می‌شوید. نیازهای ما مزاحم بندگی نیستند. منتهی دستگاه شیطان سعی می‌کند نیازهای ما را مدیریت کند، یعنی نیازهای ما را به سمت نیاز به دنیا و حرص به دنیا و حسد به دنیا ببرد، احساس وابستگی به دنیا و تعلق به غیر ببرد، می‌خواهد نیازهای ما را گسترش بدهد.
الآن دستگاه مادی چه می‌کنند؟ اول کاری که می‌کنند توسعه نیاز می‌دهند. برای اینکه ما را وارد دستگاه خودشان کنند، نیازهای ما را مدیریت می‌کنند. برنامه‌ریزی می‌کنند و نیازهایی که در ما نبوده را ایجاد می‌کنند. خیلی‌هایش هم نیازهای طبیعی ما نیست. نیازهای فطری ما نیست، آدم است و می‌تواند ساخته شود. موجودی است ساخته شدنی که خودش هم در ساخت خودش سهیم است. آنها سرپرستی می‌کنند و ما هم مشارکت می‌کنیم و ساخته می‌شویم. نیازهایی در ما پیدا می‌شود که اصلاً نیاز واقعی ما نیست. شما یک آدم را به انواع اعتیاد معتاد کنید. ممکن است احتیاجاتی برای او حاصل شود و گاهی خلصه‌هایی حاصل می‌شود که می‌گوید: شما نمی‌دانید چه عالمی دارم! واقعاً این نیاز نیست. خیلی از نیازهایی که دستگاه‌های مادی ایجاد می‌کنند واقعاً اینطور است که انسان نیاز به سیصد نوع پنیر ندارد. نیاز به صدها نوع مخلفات و شکلات ندارد. سعی کردند در ژن گیاهان تصرف کنند و میوه‌هایی با رنگ‌های مختلف باشد. اینها احتیاجات ما نیست. وقتی آدم معتاد شد دنبالش می‌رود و تلاش می‌کند اگر به آن رسید خوشحال می‌شود و نرسید ناراحت می‌شود. نیازهای ما را مدیریت می‌کنند.
این نیازمندی‌هایی که ما امروز احساس می‌کنیم واقعاً نیاز عاطفی ما، نیاز غریزی ما، نیاز به خواب و خوراک، این نیازهایی که می‌گویند نیست. یعنی به نظر من نوع نیازهایی که دستگاه توسعه غرب برای انسان ایجاد می‌کند، عالبش نیازهای طبیعی انسان نیست. نیازهای مصنوعی است. البته آدم وقتی معتاد شد، وقتی می‌گویید: مگر شما محتاج به این هستی، این چیز خوبی نیست. از شما خوشش نمی‌آید. شما به یک آدمی که معتاد است به هر دلیلی بگویید مواد مخدر چیز بدی است، خیلی‌ها خوششان نمی‌آید از این حرف!  ما انواع سیگار را برای چه می‌خواهیم؟ واقعاً آدم محتاج اینهاست؟ نوع نیازهایی که در ما ایجاد می‌شود در دستگاه شیطنت شیطان نیازهایی است که ما را متعلق به دنیا می‌کند. بر محور حرص به دنیاست، برای ابتهاجات مادی و لذت جویی از دنیاست. بعد هم یک آدمی درست می‌کند که همه نیازهایش به ماده است، خودش را محتاج به عالم ماده و قوانین ماده می‌بیند و بعد هم از دست طبیعت می‌گیرد، سرش هم در دامن طبیعت می‌گذارد. رشته وصل به آسمان را پاره می‌کند و آدم را زمینی می‌کند از طریق تغییر مسیر نیاز انسان.
انبیای الهی آمدند نیازهای انسان را رشد بدهند، نیازهای ما را بزرگ می‌کنند. آدم وقتی بزرگ می‌شود که نیازش بزرگ شود. ما سراسر فقر هستیم. فقیرتر از وجود مقدس نبی اکرم در عالم نداریم. از همه فقیرتر بود. همه عالم عائله حضرت هستند. چه کسی از حضرت فقیرتر است؟ همه کائنات عائله حضرت هستند. این فقر عین عبادت است. این فقر است که فخر حضرت است. چه از این بالاتر که آدم فقیر الی الله است. ما به اندازه فقرمان در عالم قیمت داریم. منتهی یک موقع خواسته‌های ما از خدای متعال در این دستگاه عظیم کوچک است، ارزش ما کم است. پس یکی از مهمترین تربیت‌هایی که به آن نیاز داریم این است که نیازهای ما ساماندهی شود. دعا می‌آید این نیازها را جهت می‌دهد. یکسری از نیازها باید حذف شوند. بی خود در نیازهای ما آمده است و باید بیرونش کنیم. یکسری از نیازها باید کوچک شوند. یکسری از نیازها باید بزرگتر شوند. یکسری نیازها در فطرت ما هست و باید شکوفا شود و ما از آن غافل هستیم. ما نیازهایمان را باید به چه کسی بدهیم؟ باید دست معصوم بدهیم که ما را تربیت کند و نیازهای ما را سامان بدهد. دعاهایی که از معصومین می‌رسد نیازهای ما را سامان می‌دهد. ما را فقیر الی الله می‌کند. فقرهای ما را بزرگ می‌کند، افق‌هایی رو به ما باز می‌کند که قبلاً نمی‌دیدیم و بدون معصوم هم نمی‌شود ببینیم. پس دعا کارش این است، دعایی که از معصوم نقل می‌شود افق‌هایی را پیش روی ما باز می‌کند، اول یک وسعت دیدی به ما می‌دهد و بعد کم کم در ما تعلق ایجاد می‌کند. اول فضا را نشان می‌دهد و آدم خیلی چیزها را ممکن است ببیند. ممکن احساس نیاز نکند، احساس را در او ایجاد می‌کند.
یک نکته‌ای را بگویم اینکه دعا همیشه مستجاب است. فقط اشکالش این است که خیلی وقت‌ها ما دعا نمی‌کنیم چون خواسته یک لوازمی دارد که به لوازمش ملتزم نمی‌شویم. یادم هست مرحوم آیت الله خرازی زمانی می‌فرمودند: پدر ما از کسبه بسیار وارسته و متدین تهران بودند، می‌گفتند که پدر ما در س مرحوم شیخ مرتضی زاهد می‌رفتند، عالم پر نفوذ که شاید بعضی قدیمی‌ها هنوز خاطرات ایشان را به یاد داشته باشند. کلامشان خیلی نافذ بود. می‌گفتند: ایشان بحثی از مقام رضاء می‌کرد. رضاء نسبت به قضای الهی، چه مقامی است و چقدر شیرین است و ما هم شیفته شدیم و پای منبر به خدا عرض کردیم: خدایا ما هم راضی هستیم. از این به بعد هرچه تو بخواهی ما راضی هستیم. می‌گفت: به خانه رفتم و ظهر دیدم یک حادثه‌ای پیش آمده بود و مثلاً زودپزی ترکیده و خانم ما مجروح شده است. من فهمیدم حرفی که با خدا زدم باید پایش بایستم. شب دیدم آتش از اتاق بلند شده و اموال دارد می‌سوزد و باز فهمیدم با خدای متعال حرف زدم. فردا صبح از خانه بیرون می‌رفتم، دیدم شما در حوض افتادی و داشتی غرق می‌شدی. شما را از آب گرفتم و رفتم یک گوشه در پناه دیوار ایستادم و گفتم: خدایا غلط کردم حرف بزرگتر از دهانم زدم!
یک موقع آدم در دعا می‌گوید: می‌خواهم اما نمی‌خواهد. اگر بخواهی به تو می‌دهند. معصوم وقتی دعا می‌کند یک خواسته‌های بزرگی را پیش روی ما قرار می‌دهد. یک قله‌هایی را نشان می‌دهد و ما را آرام آرام به سمت آن قله سیر می‌دهد. اول ماه رمضان آدم ابوحمزه می‌خواند و خیلی نمی‌فهمد. سی شب سحرها می‌خواند، آنوقت آدم را سیر می‌دهد. امام در دعایش حاضر است. حقیقت دعا از قلب امام جاری می‌شود. دعا آن کوثر جاری از قلب امام است. دعا چشمه تسلیم است که از قلب امام جاری می‌شود و بعد ما را شستشو می‌دهد و تمیز می‌کند. افق‌هایی را پیش روی ما قرار می‌دهد و آرام آرام خواسته‌های ما را رفیع می‌کند. نیازهای ما را به خدای متعال نیاز بزرگ می‌کند. از خدا هرچه بخواهی جز آن دعاهای خاص کوچک است. نمی‌گویم کوچک‌ها را نخواهیم. آدم زمانی نیازی کوچک دارد و نیاز بزرگ هم دارد. ما نیاز به بالشت هم داریم، ولی اینکه نیاز به بهشت نیست. ما باید همه چیز از خدا بخواهیم ولی باید نیازهای ما بزرگ باشد. امام ما را به تدریج به قله‌ها می‌رساند. هم اولویت‌ها را به ما نشان می‌دهد و هم در ما آرام آرام ایجاد می‌کند. دعا اگر واقع شد، مستجاب می‌شود. ولی ما نمی‌خواهیم. اگر یک ماه رمضان هر شب در این فضای نورانی بلند شدی با بیان امام زمان، آنچنان که علامه مجلسی نقل کردند، از خدا این دعاها را خواستی، دعاهایی که آخر دعای افتتاح هست در مورد امام زمان «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ» کم کم می‌بینی آخر ماه رمضان بزرگ شدی. غصه جاهای کوچک را نمی‌خوری. از چیزهای کوچک فارغ شدی و همه برایت حقیر می‌شود. وقتی دعا را شما با معصوم می‌خوانید، خاصیتش این است که آدم را تربیت می‌کند. نیازهای انسان را رفیع می‌کند. آدم را به افق‌هایی اول آشنا می‌کند، خیلی هم دوریاب هستند. ما کجا و این خواسته‌ها کجا ولی آرام آرام می‌بینی آدم از این خواسته‌ها عبور می‌کند. دیگر همه عالم برای او کوچک می‌شود. ما که خربزه کار هستیم و الآن می‌کاریم برای اینکه شش ماه دیگر میوه‌اش را بخوریم. نمی‌توانیم درخت گردو بکاریم، کار می‌کند برای هزار سال آینده، متوقع نیستی امروز و فردا مزد بدهد. خیلی آدم بزرگ می‌شود. آدم می‌تواند برای هزار سال بعد و قرن‌ها بعد کار بکند.
شریعتی: شاید همینجاست آنهایی که در قصه‌هایشان خواندیم که مستجاب الدعوه بودند ولی با این حال فقیر بودند و از دنیا کمتر داشتند، بخاطر این بود که نگاهشان خیلی بزرگ شده بود و دیگر به این حوائج مادی مختصر توجهی نداشتند؟
حاج آقای میرباقری: نه اینکه این حوائج نیست. افق‌های بزرگتری را می‌بینی که این دنیا کوچک می‌شود.
شریعتی: سید علی آقای قاضی فقیر بوده و فقیر زندگی می‌کرده است.
حاج آقای میرباقری: این فقر را دوست داشته است. چون احساس می‌کرد که اینطور بهتر می‌شود راه خدا را رفت. امام باقر(ع) به جابر فرمودند، جابر از اصحاب پیامبر(ص) بود و پیرمرد شده بود. فرمودند: حالت چطور است؟ گفت: مرگ را بیشتر از زندگی دوست دارم و فقر را بیشتر از غناء دوست دارم و احساس می‌کنم اینها برای من کارسازتر است. حضرت فرمودند: ما اهل بیت اینطور نیستیم. ما هرچه خدا بخواهد دوست داریم! این درست است. ولی عرض من این است بالاخره آدم وقتی بزرگ شد کل دنیا از چشمش می‌افتد. همین آدمی که می‌دیدی با یک کلمه عصبانی می‌شد و با یک کلمه خوشحال می‌شد، با یک جلوه دنیا حرکت می‌کرد و با یک نسیم راه می‌رفت، بزرگ می‌شود و دیگر طوفان‌های شیطان کارگر نیست. «قُلْ مَتاعُ‏ الدُّنْيا قَلِيل‏» (نساء/77) شما بزرگ هستید و این کم است. دنیا به این بزرگی قلیل است. ما به یک گوشه آن هم راضی هستیم. ملک ری را به ما بدهند هزار کار می‌کنیم. چطور کوچک است. آدم را بزرگ می‌کنند و کل متاع دنیا قلیل می‌شود. مهم این است ما بزرگ شویم و تربیت شویم. مهمترین چیزی که در تربیت ما مؤثر است این است که افق‌های بزرگ را ببینیم و بفهمیم و بعد تعلق به آن پیدا کنیم. نیاز ما تبدیل شود. ما نیازمان را نباید دست مدیران مادی بدهیم. ما را حریص به دنیا می‌کند. ما احتیاج داریم و آنها به نیازهای ما جهت می‌دهند. بحث این نیست که ما رفاه نمی‌خواهیم. کدام رفاه در کدام وسعت و طریق؟ همه نیازهای ما باید در طریق سیر الی الله باشد. باید بزرگ شویم و برسیم به جایی که به کمتر از مقام رضوان راضی و قانع نباشیم.
شریعتی: از این منظر به دعا نگاه کردن که به نیازهای ما جهت و سامان می‌دهد، خیلی بحث خوبی بود. اینکه ما مهار دلمان را دست امام معصوم می‌دهیم و او به ما بگوید: چه می‌خواهی؟ وقتی معصوم دعا را یاد ما می‌دهد، خودش شفیع است. دائماً با دعا هست. روح ما را کنترل می‌کند. نبض ما در دست اوست. اگر با امام همراه شدید با دعا سیرمان می‌دهد، اگر با توجه و توسل خواندید، نور امام حاضر است. نور امام قلب شما را نورانی می‌کند، افق دید را باز می‌کند و پرده‌ها را کنار می‌‌زند، خواسته‌هایتان را بزرگ می‌کند. آدمی که قبل از ماه رمضان حداکثر آرمانی که داشت کله الکترونیکی تافلر بود. در یک جا بنشینیم و از طریق دولت الکترونیک معامله کنیم و خوش باشیم. بیشتر از این که نیست. بعد تبدیل به آدمی می‌شود که به کمتر از ظهور قانع نیست. یعنی همه وعده‌هایی که ترامپ در عالم می‌دهد، دل او را تکان نمی‌دهد. بزرگ می‌شود، عزیز و نفوذ ناپذیر می‌شود.
کار فرعون این است «فَاسْتَخَفَ‏ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ» (زخرف/54) آدم را کوچک می‌کند، کوچک که شد اطاعت می‌کنی. زمام تو در دست او می‌آید. قرآن تعبیری دارد که خیلی لطیف است. وقتی سحره می‌خواستند به جنگ موسای کلیم بروند، به فرعون گفتند: «إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ» (اعراف/113) اگر غلبه کردیم، به ما مزد هم می‌‌دهی؟ وقتی می‌خواهد مزدی بدهد که فوق العاده است، می‌گوید: «وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ» (اعراف/114) شما به من نزدیک می‌شود و جزء مقربان من می‌‌شوید. بعد این انگیزه تقرب به فرعون موجب می‌شود بیایند بساط پهن کنند و با پیغمبر خدا بجنگند. این آدم‌ها نفس موسای کلیم به آنها می‌خورد مؤمن می‌شوند. می‌بینن این از جنس خودشان نیست. این سر نیست، یک کار دیگری می‌کند و دستی در عالم غیب دارد. از آن عالم می‌گیرد. مؤمن می‌شوند، وقتی مؤمن شدند فرعون به آنها گفت: بدون اجازه من! شما هم با موسی همدست بودید، شما را لا به لای نخلستان‌ها می‌برم به دار می‌کشم و رد شما را هم در تاریخ گم می‌کنم. کسی نفهمد چه شدید. خیال می‌کنید من عاجز هستم؟ یک پاسخ می‌دهند «فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي‏ هذِهِ‏ الْحَياةَ الدُّنْيا» (طه/72) هرکاری می‌خواهی بکن، آنجایی که خدای متعال به تو اجازه حکمرانی داده است، «هذه الحیاة الدنیا» است. ما پایمان را از دنیا بیرون گذاشتیم، دست تو به ما نمی‌رسد، می‌خواهی چه کنی؟ همین آدمی که تا دیروز کوچک بود. فرعون گفت: تو مقرب می‌شوی. فرعون می‌گوید: شما را می‌برم و لا به لای نخلستان‌ها به دار می‌کشم. نه اینکه نمی‌ترسد، می‌گوید: اصلاً دستت به ما نمی‌رسد. خدای متعال به تو در این دنیا اجازه تصرف داده است. من دیگر در این دنیا نیستم. من با موسای کلیم همراه شدم. دل من از دنیا بیرون رفته است. من در محیط ولایت موسی هستم، تو دستت به آن محیط نمی‌رسد. «ولایة علی بن ابی طالب حصنی» کسی آنجا رفت دست شیطان به او می‌رسد. اصلاً افق ترس و امید در یک عالم دیگری می‌رود. اگر آدم اهل دعای معصوم شد، آدم معصوم را در وادی ولایت خودش می‌برد. یک امیدهای دیگری دارد، یک ترس‌های دیگری دارد. این هرچه تهدید می‌کند نمی‌ترسی. خودش هم تعجب می‌کند چرا نمی‌ترسی؟ نمی‌فهمد که تو اصلاً از افق تیر رس او بیرون رفتی که نمی‌ترسی. اصلاً تیرهای او به تو نمی‌خورد. هرچه پرتاب می‌کند به جاهای دیگری می‌خورد. آدمی که در محیط ولایت آنهاست نیازهایش را آنها اداره می‌کنند، او را می‌ترسانند، چون خودشان نیازهایش را سامان می‌دهند. یک تعلقاتی در او ایجاد می‌کنند می‌گویند: اگر به حرف ما گوش ندهی این تعلقات بی پاسخ می‌ماند.
شبکه‌هایی که افراد را در باند خودشان می‌برند و معتاد می‌کنند و بعد کنترلشان می‌کنند دیدید. می‌شود «فَاسْتَخَفَ» کوچکش کرده و نیازش دست اوست. زمام نیاز ما دست اولیای کفر افتاد، آنها مدیریت کردند که آقا چه خوب است؟ فضای توسعه را طراحی کردند و گفتند: به اینجا بیایید. ما هم دنبالشان رفتیم باید اطاعت کنیم. «فَاسْتَخَفَ‏ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ» اما اگر دنبال خدا و اولیای خدا رفتیم ما را به یک مقامی می‌رسانند که از تیررس اینها بیرون می‌رویم. در عالم اینها نیستیم. او همه تهدیدش را می‌کند و نمی‌ترسد. ملت بزرگوار ایران از تهدید آمریکا نمی‌ترسند. تهدیدها خیلی سنگین است. اینهایی که می‌ترسند و کوچک هستند خیال می‌کنند همه ملت می‌ترسند. واقعاً مردم نمی‌ترسند. این خیلی مهم است که نمی‌ترسند چون بزرگ شدند. من معتقد هستم امام بزرگوار ما، بزرگ کردند و نمی‌ترسند. یک عده که راه امام را قبول ندارند می‌ترسند. چرا نترسد؟ زمامش در دست اوست. دعای افتتاح از آن دعاهای استثنایی ماه رمضان است. پایانش دعا برای ظهور حضرت است و آدم را وارد عالم دیگری می‌کند. تعلق به دوران ظهور و اهل آن دوران شدن را در آدم ایجاد می‌کند.
شریعتی: با این مقدمه بسیار عمیق و لطیف‌تان این نیاز را در ما ایجاد کردید که فراز به فراز دعای افتتاح را یک جور دیگری بخوانیم و نگاه کنیم. مشروط به اینکه به ادبیات این دعای نورانی آشنا شویم. انشاءالله انس ما با ادعیه روزها و شب‌های این ماه بیشتر و بیشتر شود. بهار قرآن از راه رسید و انشاءالله لحظات زندگی همه ما در طول سال منور به نور قرآن کریم باشد و از ثواب و برکاتش بهره‌مند شویم. امروز آیات ابتدایی سوره مبارکه انبیاء را تلاوت خواهند کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، اقْتَرَبَ‏ لِلنَّاسِ‏ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ «1» ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ «2» لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ «3» قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ «4» بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ «5» ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ «6» وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ «7» وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ «8» ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ «9» لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ «10»
ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (زمان) حساب مردم نزديك شده است، در حالى كه آنان در بى خبرى، (از آن) روى گردانند! هيچ پند تازه‏اى از طرف پروردگارشان براى آنان نيامد، مگر اينكه آن را شنيدند و (باز) سرگرم بازى شدند. در حالى كه دلهاى آنان (از حقّ، غافل و به چيز ديگرى) سرگرم است و كسانى كه (كافر شدند و به خود) ستم كردند، مخفيانه نجوى مى‏كنند كه آيا اين (مرد) جز بشرى مثل شماست؟ آيا با اينكه مى‏بينيد به سوى سحر مى‏رويد؟! (پيامبر) گفت: پروردگار من، هر سخنى كه در آسمان و زمين باشد مى‏داند. او شنواى داناست. (كفّار) گفتند: (آنچه محمّد آورده، وحى نيست) بلكه خواب‏هاى آشفته است، بلكه آنها را به دروغ به خدا نسبت داده، بلكه او يك شاعر است، پس (اگر راست مى‏گويد) بايد همان گونه كه (پيامبران) پيشين (با معجزه) فرستاده شده بودند، او براى ما معجزه‏اى بياورد. تمام آبادى‏هايى كه پيش‏از اينها هلاكشان كرديم، (تقاضاى اين‏گونه معجزات را كردند، ولى همين كه پيشنهادشان عملى شد) ايمان نياوردند، پس آيا اينان ايمان مى‏آورند؟ و (اى پيامبر! به آنان بگو:) ما (هيچ پيامبرى را) پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه (آنها نيز) مردانى بودند كه ما به ايشان وحى مى‏كرديم، پس اگر نمى‏دانيد از اهل اطلاع (و اهل‏كتب آسمانى) بپرسيد. و (همچنين) ما آنها را پيكرهايى كه غذا نخورند قرار نداديم و آنان جاويدان نبودند (كه نميرند). سپس ما به وعده‏اى كه به آنان داده بوديم، وفا كرديم. پس آنان و هر كه را خواستيم، نجات داديم و اسراف كاران را هلاك نموديم. همانا بر شما كتابى نازل كرديم كه در آن وسيله‏ى تذكّر شماست، آيا نمى‏انديشيد؟!
شریعتی: یک التماس دعای ویژه و مخصوص به همه دخترخانم‌ها و آقا پسرهایی که امسال سال اولی است که وارد این ماه باشکوه شدند. در لحظه‌های سحر، وقت افطار و سر سجاده نماز حتماً ما را دعا کنید. این مهمانی بر شما مبارک باشد و گوارای وجود شما باشد. ادامه فرمایشات شما را می‌شنویم.
حاج آقای میرباقری: سیر این صفحه که تلاوت شد را نمی‌توانم عرض کنم، خدای متعال در آیه 7 می‌فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» اگر خودتان را عالم می‌دانید که عالم هستید ولی اگر عالم نیستید، بروید سؤال کنید و سائل شوید. اگر سائل شدید جواب شما را می‌دهند. خداوند به وجود مقدس نبی اکرم می‌فرماید: اینها سائل تو هستند. «وَ أَمَّا السَّائِلَ‏ فَلا تَنْهَرْ» (ضحی/10) اگر ما سائل شدیم آنها بلد هستند با ما چه کنند. در ما سؤال و خواسته‌ای نیست. خواسته‌ای باشد آنها رد نمی‌کنند. به چه کسی رجوع کنیم؟ شما اگر نمی‌دانید، چه چیزی را نمی‌دانید. «اهل الذکر چه کسانی هستند که ما سائل شویم، در ما سؤال پیدا شود و حالا برویم آنها به ما عنایت بکنند و به ما علم عطا کنند. اولاً این ذکر چیست که اهل الذکری هستند و ما باید سؤالاتمان را از آنها بپرسیم؟ ذکر معانی متعددی در قرآن دارد، یک معنایش وجود مقدس نبی اکرم است. «قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولا» (طلاق/10) یک معنایش خود قرآن است. در اینجا هردو معنا می‌تواند مراد باشد کما اینکه در روایت دارد، ذکر وجود مقدس نبی اکرم هست، «أهل الذکر» ما هستیم. «سلمانُ منا اهل البیت» اهل رسول هستند، بیگانه با رسول نیستند. اگر شما می‌خواهید از مقامات حضرت و علومی که در نزد حضرت بوده، وحی که به حضرت شده و قرآنی که به حضرت شده، اگر می‌دانید که می‌دانید. تقریباً احدی آن را نمی‌داند. قرآن کتابی است که تقریباً احدی نمی‌داند یعنی چه. با اینکه به لسان عربی مبین است شما مفسرین ببینید که چه کار کردند. خیلی بزرگ بودند و زحمت کشیدند ولی به تعبیر امام گویا تفسیری روی قرآن نوشته نشده چون کلام، کلام خداست و کلام وحی است. بنابراین اگر شما می‌خواهید از آنچه در نزد این وجود مقدس هست با خبر شوید، ببینید پیغمبر کیست و چه آورده است. حرفش چه بوده و طرحش برای عالم چه بوده است. اگر می‌دانید که الحمدلله! اگر نمی‌دانید بروید سائل شوید. بروید نزد آنهایی که اهل این ذکر هستند. حجاب ندارند و از اسرار آن با خبر هستند، اهل البیت می‌شوند. اینها هستند که از اسرار مقامات حضرت با خبر هستند. از کتابش با خبر هستند.
یک معنای دیگر هم این است که ذیل همین آیه 10 این سوره است «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ «10» شما باید متذکر بشوید، باید خودتان اهل ذکر شوید. ما کتابی فرستادیم که ذکر شما در اوست. شما را به مقام ذکر می‌رساند. ذاکر می شوید. بنابراین این کتاب نازل شده است. پس بنابراین کتاب ذکر الهی است. در جاهای دیگر قرآن هم ذکر به کتاب اطلاق شده است. اگر شما نمی‌دانید در این ذکر خدا چیست، ذکرتان چیست که بعد به آن متذکر شوید. آمدند ما را به چه چیزی متذکر کنند؟ این کتاب چه می‌خواهد بگوید؟
اشخاصی هستند تفسیر به قرآن نوشتند، ذره‌ای نمی‌دانند قرآن می‌خواهد به چه دعوت کند؟ همه قیل و قال است. خودشان متذکر نیستند. ذکر قرآن چیست؟ «وَ أَقِمِ‏ الصَّلاةَ لِذِكْرِي‏» (طه/14) قرآن چه ذکر می‌خواهد به ما بدهد؟ آن رفعت ذکری که قرآن می‌خواهد برای ما بیاورد چیست؟ اگر می‌دانیم خیلی خوب است که نمی‌دانیم. همه قرآن مثل «الم» و «الر» است. ظواهرش را عالم و جاهل می‌فهمند. سرش، نورش و روحش کجاست؟ اگر نمی‌دانیم باید در ما سؤال پیدا شود، سائل شدیم سراغ اهل الذکر یعنی اهل القرآن برویم. اینهایی که اسرار قرآن دستشان است. اسرار قرآن نزد چه کسی است؟ «بَلْ‏ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» (عنکبوت/49) آنها هستند که علم قرآن را به آنها دادیم. آیات قرآن در سینه آن کسانی است که علم قرآن را خدای متعال به آنها عطا کرده است. «عِنْدَهُ‏ عِلْمُ‏ الْكِتابِ» (رعد/43) کسانی که علم الکتاب نزدشان هست، اوتوا العلم می‌شوند. اینها حقیقت قرآن در قلبشان است. اگر می‌خواهید ببینید این ذکر خدا چیست، می‌خواهد ما را به چه متذکر شود. اگر این ذکر در ما آمد متذکر می‌شویم، سراغ اهل الذکر بروید. می‌گویند: استاد حقیقت ذکر را به شاگرد القاء می‌کند. آن ذکر است و الا هزار بار هم با زبانت بگویی، درست نیست. اگر نزد اهل الذکر رفتید، حقیقت نور قرآن را به قلب شما عنایت می‌کند. «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ‏ إِلَيْكَ‏ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» (ابراهیم/1) اهل الذکر کارشان این است. چون حقیقت و نورانیت قرآن در قلب آنهاست، علم قرآن نزد آنهاست، آن حقیقت را به ما القاء می‌‌کنند. به شرط اینکه ما سائل این ذکر باشیم. اگر ختم قرآن کردید و رسیدید به اینکه قرآن اینها نیست. محتاج شدید به اینکه بفهمید قرآن را، سر این سفره سیر بلند بشوید در ماه رمضان، سائل امام زمان شوید. آنوقت حضرت حقایق قرآن را به قلب شما عطا می‌کند آدم می‌فهمد تا دیروز یک حرف قرآن را هم نمی‌فهمیده است.
شریعتی: ما این هفته قرار گذاشتیم با دوستانمان که یاد کنیم از عبد صالح خدا حضرت آیت الله بهجت و نکاتی را کارشناسان گرانقدرمان اشاره کردند. دوست داریم از زبان شما هم بشنویم.
حاج آقای میرباقری: یک جمله از ایشان عرض کنم. ایشان فرموده بودند: یک کتابی است که اگر در چین هم باشد ما باید برویم پیدا کنیم و آن کتاب را بخوانیم ولی کنار ما هست. همین قرآن! «اطْلُبُوا الْعِلْمَ‏ وَ لَوْ بِالصِّينِ‏» (روضه‏الواعظين، ج 1، ص 11) کتاب خدا علم است.    بقیه چیزها در مقابل کتاب خدا علم نیست. علم الهی در اینجا تجلی پیدا کرده است. بنابراین تجلی علم خدا در اینجاست، هر علمی هست اینجاست. این کتاب در هر جای عالم بود باید می‌رفتیم پیدا می‌کردیم و از اسرار آن با خبر می‌شدیم.
شریعتی: قرار گذاشتیم که در پنج‌شنبه‌های ماه رمضان از دعای بلند و عالی افتتاح بشنویم. مقدمه بسیار خوبی فرمودند و عطش ما را زیاد کردند برای دعا خواندن و مأنوس شدن با ادعیه‌ای که در این ماه وارد شده است. انشاءالله هفته آینده از دعای افتتاح برای ما خواهند گفت. دعا بفرمایید و همه آمین بگوییم.
حاج آقای میرباقری: خدایا این ماه را ماه ظهور امام زمان و پیروزی مؤمنین و مسلمین مقرر بفرما. عموم دوستان حضرت را از برکات این ماه در هرجای عالم هستند برخوردار بفرما.
شریعتی: چند روزی هست برای رسیدن ماه مبارک رمضان لحظه شماری می‌کنیم. انشاءالله خداوند توفیق درک این شب‌ها را به ما عنایت کند و نهایت بهره را از این روزها و شب‌ها خصوصاً شب‌های نورانی قدر ببریم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین»