main logo of samtekhoda

هفته سی و چهارم ختم قرآن کریم - آیت الله العظمی حاج شیخ جواد تبریزی


سی و چهارمین هفته ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا با یاد مرجع عالیقدر جهان تشیع و محب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و احیاگر فاطمیه آیت الله العظمی حاج شیخ جواد تبریزی برگزار میگردد (۱۳۰۵ تا ۱۳۸۵ هجری شمسی)
مرحوم حاج شیخ جواد تبریزی در سال ۱۳۰۵ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود و دوران ابتدایی و مقداری از دبیرستان را با موفقیت چشمگیری گذراند و پس از آن شوق تحصیل علوم دینیه باعث شد که دبیرستان را رها کند و راهی حوزه علمیه گردد
والدین مرحوم میرزا (ره) در ابتدا با طلبه شدن ایشان موافق نبودند ، مرحوم آشیخ جواد تبریزی شنیده بود که شیخ هدایت غروی (ره) از اشخاصی است که استخاره او مجرّب است و در میان مردم شهر تبریز مشهور بود که مضمون استخاره را شرح می دهد، به نزد مرحوم شیخ هدایت‌ (ره) رفته و استخاره طلب می‌کند، شیخ هدایت‌ (ره) به محض آنکه استخاره را می گیرد چهره‌اش برافروخته می‌شود، مرحوم میرزا (ره) می‌گوید: یك لحظه با نگاه به چهره شیخ، ترسیدم، ناگهان رو به من كرد و گفت: چکار می‌خواهی بکنی پسر، می‌خواهی نبی (پیامبر) بشوی و پا در جای انبیاء بگذاری، من جایگاه تو را در نزد ائمه (علیهم‌السلام) می‌بینم!!
بعد از آنکه استخاره را گرفتند، تصمیم ‌می‌گیرند با جدّیت به درس حوزه ادامه دهند و از طرفی پدر و مادر خود را راضی کنند، که بعدها این رضایت حاصل شد، و پدر و مادر به داشتن چنین فرزندی افتخار ‌می‌کرده و همیشه دعا‌گوی او بودند. ایشان در مدرسه طالبیه تبریز سكونت گزید و با مرحوم علامه شیخ محمد تقی جعفری‌ (ره) هم حجره ‌می‌گردد و با جدّیت شروع به درس خواندن ‌می‌نماید.
ایشان بعدها از تبریز به نجف اشرف رفتند و مورد توجه ویژه مرحوم آیت الله خویی قرار گرفتند و از شاگردان برجسته و عضو جلسه استفتاء ایشان شدند .
ایشان با روی کار آمدن حکومت بعث راهی ایران شدند و محفل درسشان را در قم برپا کردند . عشق وعلاقه وافر ایشان به اهلبیت علیهم السلام باعث شد که ضمن برگزاری محافل روضه ، هر ساله نیز با پای برهنه در جمع عزاداران فاطمی حضور یابند(تصویر بالا)
دست نوشته زیر که به خط خود ایشان منتشر شده حاکی از عشق و علاقه وافر ایشان به اهلبیت عصمت و طهارت است :
این حقیر رو سیاه آن وقت که در نجف اشرف به فکرم رسید عملی که عمل لله حساب شود ندارم و از وحشت تنهایی در قبرم خوف دارم خوب است آنچه گریه برای اهل بیت و مصائب آنها و غیر ذلک میکنم اینها را در دستمالی سیاه که همیشه در جیبم بود نگهداشته با خودم دفن شود.
خدا میداند که من از کودکی در مصائب آنها گریه میکردم.