main logo of samtekhoda

97-02-20-حجت الاسلام والمسلمين میرباقری– تکالیف ما نسبت به وجود مقدس نبی گرامی اسلام در قرآن کریم


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: تکالیف ما نسبت به وجود مقدس نبی گرامی اسلام در قرآن کریم
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين میرباقری
تاريخ پخش: 20-02-97
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.
شریعتی: سلام می‌کنم به همه شما بیننده‌های خوب و شنونده‌های نازنین‌مان. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. ماه شعبان هست و ماه نبی مکرم اسلام، همانطور که وعده داده بودیم از این هفته و هفته‌های آینده در ماه مبارک رمضان از محضر پر فیض حاج آقای میرباقری عزیزمان استفاده خواهیم کرد. سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقای میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله. من هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. امیدوارم از برکات این ماه بهره‌مند شده باشند.
شریعتی: ماه شعبان و ماه نبی مکرم اسلام است، خیلی خوشحالیم در روزهای پایانی ماه شعبان و در آستانه ورود به ماه رمضان قرار هست حاج آقای میرباقری از شخصیت نازنین پیامبر برای ما بگویند. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. (قرائت دعای سلامت امام زمان)
وجود مقدس نبی اکرم یک طرح بزرگی دارد. یا بهتر است بگوییم خدای متعال یک برنامه‌ی عظیمی برای هدایت بشر دارند که به وسیله‌ی این وجود مقدس در عالم محقق می‌شود. بار روی دوش حضرت هست برای اینکه این طرح را به انجام برسانند و اشاره کردم این طرح بزرگ حضرت همراه با سختی‌ها و دشواری‌های عظیمی است. مراحل دشواری در پیش رو هست، البته یک پیروزی‌ها و موفقیت‌های حتمی هم در انتظار این طرح هست. بله مستمراً این حرکت همراه با پیروزی است. نه اینکه حضرت مثلاً سختی‌هایی دارند و در پایان به یک پیروزی می‌رسند. پیروزی و فتوحات مستمری هست با حضرت همراه هست و حضرت در متن سختی‌ها به هدفشان نزدیک می‌شوند. «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (انشراح/6) یُسرا یعنی حضرت وقتی دارند عالم را حرکت می‌دهند، در متن این دشواری‌هایی که هست دائماً فتوحات و پیروزی همراه این حضرت هست.
اگر ما بخواهیم به مقصد برسیم تنها راه این است که در طرح حضرت قرار بگیریم و تمام زندگی و برنامه ما در درون این طرح واقع شود. بیرون طرح حضرت نباشیم. «اللهم اجعلنی مع رسول سبیلا» یعنی همین، یعنی خدایا حضرت دارند به سمت تو حرکت می‌کنند و همه عالم را سیر می‌دهند و ما هم سیرمان با حضرت باشد. در همین حلقه باشیم. این نگاهی که حضرت پیش روی ما هستند، الگو هستند و ما از روی دست ایشان یاد می‌گیریم و عمل می‌کنیم، این نگاه، نگاه کاملی نیست که ما فقط نقش حضرت را این بدانیم، حضرت جلو هستند و ما هم از روی دست ایشان عمل می‌کنیم و پیش می‌رویم. این کافی نیست که ما حضرت را صرفاً یک الگو بدانیم برای خودمان، بلکه حضرت یک وجود مقدسی هستند که برنامه الهی به دست ایشان جاری می‌شود و همه خوبان و هرکسی بخواهد در وادی خوبان باشد و درجاتی که دارند، باید در کنار حضرت سیر بکند و برای اینکه بتوانیم در این طرح بزرگ با حضرت همراه باشیم، به تعبیری مقام حضرت مقام شفاعت هست. یعنی همه ما در ذیل شفاعت حضرت داریم سیر می‌کنیم. این فقط به معنای این نیست که حضرت در قیامت واسطه می‌شوند تا ما نجات پیدا کنیم. این وساطت هم یک برنامه ظاهری که ما تلقی می‌کنیم نیست، یعنی حضرت باید سرمایه گذاری کنند برای اینکه ما وارد درجات بهشت شویم. مثل معلم، مثل استاد و پدر و مادری که سرمایه گذاری می‌کند برای اینکه طفل بزرگ و باسواد شود و زندگی یاد بگیرد، بتواند روی پای خودش بایستد، حضرت دائماً ما را سیر می‌دهند. این شفاعت معنایش همین است.
در صلوات شعبانیه که مکرر خواندیم، توصیه می‌کنم در روزهای آخر ماه مکرر خوانده شود، اینکه صرفاً ظهرها خوانده شود اکتفا نکنیم. گرچه ورودش برای ظهر است، ولی مکرر خوانده شود، در ذیلش دیدید، «هذا شهرُ نبیک سید رُسُلِک، شعبان الذی حَفَفتَهُ مِنکَ بِالرَّحمَة و الرِّضوان» این ماه، ماه وجود مقدس نبی اکرم است که سید انبیاء است. ماهی است که خدای متعال چون ماه پیامبر است، او را در پوشش رحمت و رضوان خودش قرار داده است. بنابراین انسان در این ماه می‌تواند به رحمت و رضوان برسد. اگر کسی وارد این ماه شد به رحمت و رضوان می‌رسد. خصوصیات این ماه چیست؟ «الذی کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سَلَّمَ یَدأَبُ فی صیامِهِ و قیامِه فی لَیَالیِهِ و أیَّامِه بخوعا» دَأب حضرت این بود، سیره مستمر حضرت این بود که شب‌ها را بیدار بودند و روزها را روزه می‌گرفتند که سیر دادن عالم هم اینطور است. آن کسی که پرچم دار هست و کار را پیش می‌برد، غیر از اینکه باید در روز تلاش کند، شب اوست که یک امتی را زنده نگه می‌دارد. «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلا» (مزمل/2) خودش را به زحمت می‌انداخت و رنج می‌برد. یعنی تا مرز هلاکت خودش، خودش را به رنج می‌انداخت. «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَك‏» (شعرا/3) یعنی خودت را به تلاش مضاعف وا می‌دارد. تا پایان هم همینطور بود.
«اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَی الاستنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ» ما باید کاری که نسبت به حضرت انجام بدهیم، اینکه در این مناجات آمده در این ماه، ما باید «فَأَعِنَّا عَلَی الاستنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ» کمک کن ما را تا بتوانیم سنت او را ما هم انجام بدهیم و ما مطابق با سنت او در این ماه عمل کنیم، یعنی شب و روز این ماه را متناسب با شب و روز حضرت کنیم. «فَأَعِنَّا عَلَی الاستنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ» ما دنبال سنت حضرت را بگیریم و بر طبق سنت حضرت در این ماه عمل کنیم. اگر حضرت شب‌های این ماه را برای اینکه بتوانند دستگیری کنند، برای اینکه عالم را احیاء کنند، برای اینکه ما را برسانند، با بیداری به سر می‌کردند و روزهای این ماه را روزه می‌گرفتند که ما را برسانند، ما بتوانیم این سنت را انجام بدهیم که چه شود؟ «وَ نَیلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیهِ» تا بتوانیم نایل به شفاعت حضرت شویم. نه اینکه صرفاً سنت حضرت را دنبال می‌کنیم و به مقصد رسیدیم. اگر او الگوست و یک کاری انجام می‌دهد، خود این کار ما را می‌رساند. ما نماز و روزه این ماه را مراعات می‌کنیم، شب‌هایش را با بیداری و احیاء می‌گذرانیم، روزهایش را با توجه و صوم و به مقصد می‌رسیم. این نیست! اگر این کار را انجام دادید، «وَ نَیلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیهِ» حالا نائل به شفاعت حضرت می‌شویم. وارد محیط شفاعت حضرت می‌شویم. اینکه حضرت می‌فرمود: ماه من است، مرا به روزه این ماه کمک کنید، یعنی همین. یعنی حضرت در این ماه می‌خواهند کار عالم را بسازند، احیاء کنند و ما را به مقصد برسانند. در این ماه باید پاک شویم نه اینکه بگوییم: ماه رمضان ماه توبه است. در این ماه باید پاک شد.
در دهه آخر ماه شعبان، این دعا را مکرر بخوانید. «اللَّهُمَ ان لَم تَکُن غَفَرتَ لَنا فیما مَضی من شَعبان» اگر در گذشته این ماه خدایا ما را پاک نکردی، «فَاغفِر لَنا فیما بَقیَ مِنه» تا این ماه تمام نشده ما را پاک کن! یعنی این محیط، محیط خاص مغفرت است و انسان با حسرت یاد می‌کند که نتوانسته تا الآن از مغفرت این ماه برخوردار شود. خدایا ما را از مغفرت این ماه برخوردار کن که خیلی ماه عظیمی است. ما بیرون نرفته از این ماه باید کارمان ساخته شود و به مغفرت برسیم «وَ نَیلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیهِ»
«اللَّهُم وَ اجعَلهُ لی شَفیعاً مُشَفّعاً» خدایا او را شفیع من قرار بده، شفیعی که شفاعت او مقبول است. یعنی پیامبر اگر شفاعت بکند معنا ندارد شفاعت حضرت رد شود. شفاعت حضرت قطعاً پذیرفته شده است. شافع مشفعّه دیدید، حضرت در باب قرآن این تعبیر را دارند. وقتی شفاعت کند، در یک مقامی است که وقتی دستگیری می‌کند آدم را به مقصد می‌رساند. او را شفیع مشفع من قرار بده، «وَ طریقاً الیکَ مَهیعاً» طریق گسترده و واسع، طریقی که پهن شده و گسترده شده، او را یک طریق واسع برای ما قرار بده. یعنی شفیع بودن او به این است که حضرت دارد به سمت خدای متعال می‌رود اما با آمدن حضرت یک طریق واسعه‌ای در عالم گشوده شده و ما باید در این طریق سیر کنیم. وجود مقدس نبی اکرم و پرتو انوارشان مسیر سیر ما هست. صراط ما هست. «و طریقاً الیک واسعاً حتی ألقَاکَ» اگر کسی توانست با این ماه سیر کند و با حضرت در این ماه همراه شود، وقتی انسان به لقاء الله می‌رسد در قیامت، نتیجه سیر با حضرت همین است. انسان به مقام لقاء می‌رسد «حتی ألقاکَ یوم القیامةِ» البته مقصود از لقاء الله آن لقاء حسی و جسمی و آنکه موجب تشبیه خدای متعال به مخلوق است، نیست. ولی اگر انسان با حضرت سیر کرد، حضرت ما را به لقاء الله می‌رسانند.                    
«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» (کهف/110) حضرت معلم توحید هستند. یک توحیدی را با خودشان آوردند که اگر کسی با حضرت در عالم سیر کند نتیجه‌اش این است «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ» یعنی در سیر با حضرت به مقام لقاء رب می‌رسیم. اگر کسی بتواند ماه شعبان را وارد آن فضایی شود که حضرت با عبادت خودشان در عالم ایجاد کردند، آن محیط نورانی و فضایی که خدای متعال به احترام حضرت «هذا شهرُ نبیک سید رُسُلِک، شعبان الذی حَفَفتَهُ مِنکَ بِالرَّحمَة و الرِّضوان» شعبان است یعنی شعب خیر در آن جاری است. شما می‌توانید از این شعب، از شعبه‌های مختلف خیر به طرف خدای متعال حرکت کنید و به احترام حضرت پوشیده به رحمت و رضوان است. اگر کسی توانست در این ماه با حضرت سیر کند، نتیجه‌اش این می‌شود «حتی أَلقاکَ یوم القیامةِ عَنّی راضیاً». «اللَّهُم وَ اجعَلهُ لی شَفیعاً مُشَفّعاً وَ طریقاً الیکَ مَهیعاً و اجعلنی لَهُ مُتَّبِعاً» حضرت طریق واسعی برای ما شوند. حضرت طریق واسع هست، برای ما هم طریق شود. معنی شفیع شدن این است. ما بتوانیم در این طریق سیر کنیم، حالا طریق واسع ما راه به سوی خدا می‌شود. ما چه نسبتی باید پیدا کنیم؟ «و اجعلنی لَهُ مُتَّبِعاً» ما باید تابع حضرت شویم. یعنی همه قوای ما ذیل حضرت سیر کند. دنباله رو حضرت باشیم. «حتی ألقاک» این سیر به مقام لقاء الله می‌رسد. آن هم لقاء اللهی که «عَنّی راضیاً و عن ذُنُوبی غاضیاً» گناه ما چشم پوشی شده و پاک شده و خدای متعال از ما راضی شده است. این مقام رضوان است. سیر تا مقام رضوان در ماه شعبان با حضرت حاصل می‌شود. «حتی أَلقاکَ یوم القیامةِ عَنّی راضیاً و عن ذُنُوبی غاضیاً قد أَوجبتَ لی منکَ الرحمةَ و الرَّضوان» برای من واجب کردی، در یک مقامی هستم که خدای متعال برای کسی که دنباله رو حضرت بشود و در وادی شفاعت حضرت در ماه شعبان، در این طریق واسعه سیر بکند، برای او لازم کرده رحمت و رضوان از ناحیه خودش را، «وَ أَنزَلتَنی دارَ القرارِ» انسان وارد دارالقرار می‌شود. «و مَحَّلَ الأخیار» محل حلول خوب‌ها! همه عالم دار فنا است. دار القرار مقام لقاء الله است. مقامی که فوق مقامات عادی است، معلوم نیست همه بهشتی‌ها هم به آن دارالقرار برسند.
وجود مقدس نبی اکرم اینطور نیست که فقط یک شخصیتی هستند پیش روی ما هستند، ما باید از او الگو بگیریم، عمل کنیم و خودمان به مقصد می‌رسیم. بلکه بار ما روی دوش حضرت است. اینکه همه عالم با صلوات سیر می‌کند برای این است که بار عالم روی دوش حضرت است. حضرت باید عالم را برسانند. نه فقط ما، باقی موجودات و مخلوقات هم بارشان روی دوش حضرت است. حضرت باید مراقبه کنند و دشمنان را از ما دور کنند و ما را در یک حصن خودشان سیر بدهند، کشتی هستند که در این صلوات هست، در مقابل طوفان‌ها ما را حفظ کنند و برسانند. حصن و کهفی هستند که ما را از خطرات حفظ کنند. همه اینها اتفاق می‌افتد تا ما برسیم. ما نسبت به حضرت یک تکالیفی داریم. یکی در همین‌جا ذکر شده بود که ما باید مقام اتباع داشته باشیم.
در قرآن چندین تکلیف برای ما نسبت به حضرت مشخص شده است. حضرت یک برنامه عظیمی دارد، این برنامه درگیری‌های طولانی درونش است. برای عبور به سلامت و اینکه ما کنار حضرت باشیم، یک تکالیفی را از ما خواستند، حضرت کار خودشان را انجام می‌دهند، در دستگیری از ما کوتاهی نمی‌کنند. از جمله این ماه که ماه حضرت است، عمران باطنی این ماه با حضرت است، حضرت «بخوعاً لک» خودشان را به رنج می‌اندازند تا ما برسیم. «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ‏ نَفْسَكَ‏ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا» (کهف/6) اگر ما مؤمن نشویم، حضرت تلاش می‌کنند یک طوری ما را همراه کنند. پس حضرت کار خودشان را به خوبی انجام می‌دهند، م برای اینکه از ما دستگیری کنند باید کمک کنیم و برای اینکه بتوانیم با حضرت سیر کنیم و سختی‌های راه را تحمل کنیم و به مقصد برسیم، از ما یک تکالیفی نسبت به حضرت خواسته شده است.
اولین تکلیف محبت است. یعنی از ما خواستند ما در مقام محبت حضرت باشیم. یکی این هست که در قرآن خیلی روی آن تأکید شده است. در سوره مبارکه توبه به خصوص با لحن تندی روی این مسأله تأکید کرده است. سوره مبارکه توبه سوره‌ای است که در آغاز این سوره وجود مقدس نبی اکرم مکلف به یک مرزبندی می‌شوند، برای آشکار کردن مرزبندی، «بَراءَةٌ مِنَ‏ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (توبه/1) اعلام برائت است. صف بندی‌هایشان را روشن می‌کنند و این سوره هم در مکه خوانده شده و وجود مقدس امیرالمؤمنین کسی هستند که می‌توانند در آن فضا بروند، این پیام را ابلاغ کنند و ذره‌ای تحت تأثیر قرار نگیرند. وقتی حضرت این صف بندی را اعلام می‌کنند، دیگر یک صف بندی عظیم تاریخی شروع می‌شود. پیغمبر خدا هستند و این شخصیت بزرگ وقتی وارد یک نبردی می‌شود، عالم با ایشان وارد این نبرد می‌شود. قوای عالم با حضرت صف بندی می‌کنند. از جمله تاریخ، حضرت وارد صف بندی شدند، هزار و چهارصد سال است این امر در عالم ما ادامه دارد و بعد هم ادامه خواهد داشت.
در مقابل این صف بندی جبهه مشرکین و بعد هم جبهه منافقین هست که در درون دنیای اسلام هستند. ما برای اینکه بتوانیم همراه حضرت حرکت کنیم در این صف بندی از حضرت جدا نشویم و برنامه حضرت را دنبال کنیم، در برنامه دشمنان حضرت نیافتیم که آن طرف هم یک برنامه بسیار پیچیده و تاریخی است، آنجا دستوراتی به ما داده شده، یکی همین است که خدای متعال از ما محبت می‌خواهد و الا نمی‌شود تحمل کنیم. در آیه شریفه می‌فرماید: «قُلْ‏ إِنْ‏ كانَ‏ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» (زخرف/24) متعلقات انسان را می‌شمارد. معمولاً تعلقات مهم ما همین است. اگر پدران شما، فرزندان شما، برادران شما، عشیره شما، اموالی که با زحمت آنها را گردآوری کردید، تجارتی    که از کساد آن نگران هستید، وقتی سوره برائت نازل شد، طبیعتاً تلقی این بود که رفت و آمد مشرکین دیگر قطع شد و نگران بودند معیشت و اقتصادشان به تنگی بیافتد. چون در رفت و آمدها رواج و رونق تجارت بود، احساس کردند تجارتشان کساد می‌شود، خدای متعال می‌فرماید: اگر آن تجارتی که از کساد آن می‌ترسید، نگران کساد شدن این تجارت هستید، اگر اینها در قلوب شما محبوب‌تر هستند، تعلق شما به اینها بیشتر است «من الله» از خدای متعال «و رسولِه» و رسول او، «و جهادِ فی سبیله» تلاش در راه خدای متعال و پیامبر گرامی اسلام، یعنی شما اینها را بیشتر از مجاهده در راه خدا دوست دارید، «فَتَربَّصوا» خدای متعال یک حکم سنگینی کرده و این حکم را در بوته ابهام گذاشته است، نفرموده چه معامله‌ای با شما، «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» منتظر باشید تا خدای متعال فرمانش را در باب شما صادر کند. یادم هست مرحوم فیض که از مفسرین بزرگ شیعه هستند، می‌فرمایند: خدای متعال خیلی در اینجا سخت‌گیری کرده است. کم کسی است که بتواند از این سختی خلاص شود. آنهایی که خلاصی پیدا می‌کنند خیلی اندک هستند که واقعاً خدا و رسول و مجاهده در راه خدا را.
شریعتی: روی نقطه ضعف‌های ما دست گذاشته است.
حاج آقای میرباقری: تعلقاتی که مانع همراهی است و نمی‌گذارد همراه باشیم. اگر اینها را بیشتر از خدا و رسول و مجاهده در راه خدا و رسول دوست دارید، «فَتَربَّصوا» شما نمی‌توانید همراه حضرت باشید. صبر کنید که خدای متعال حکم خودش را در باب شما صادر کند و بگوید با شما در عالم چطور رفتار می‌شود. بنابراین این یک تکلیف بسیار مهم است. ما اگر می‌خواهیم همراه حضرت باشیم و به شفاعت حضرت برسیم حضرت محتاج ما نیست. حضرت کار را جلو می‌برد، دین خدا را به مقصد می‌رساند، خوبان را به مقصد می‌رساند، ما چه باید بکنیم؟ من مکرر عرض کردم که سید الشهداء(ع) شب عاشورا وقتی به خواص اصحاب خودشان، اینهایی که همه عالم را گشتند، حضرت را پیدا کردند و تا شب عاشورا کنار حضرت آمدند، می‌فرماید: بلند شوید بروید، برای چه می‌فرماید؟ یک نکته این است که واقعاً می‌فرماید: شما باشید یا نباشید، من به شهادت می‌رسم. یعنی من کار خدا را جلو می‌برم. کسی خیال نکند امام محتاج به غیر است. ما باید کنار امام باشیم و با امام سیر کنیم. اگر با امام سیر نکنیم راهی نیست ولی خیال نکنید که امام محتاج ما هست. امام محتاج ما نیست.
در روایت دیدید فرمود: مالی که در راه خدای متعال انفاق می‌کنید، خدای متعال این مال را پرورش می‌دهد، هفتصد برابر یا بیش از هفتصد برابر به شما برمی‌گرداند ولی بهترین انفاق در راه خدا این است که مال را در مسیر امام خرج کنیم که مزدش بی نهایت است. یعنی در مسیر بسط ولایت معصوم، به امام برگردانید. خرج کردن در مسیر ولایت معصوم راه‌هایی دارد. مثل اینکه انسان برای گسترش دینش کار بکند و تلاش بکند. خمس، یک پنجم منافع یک سال انسان است، این دو قسم می‌شود. یک قسم سهم امام که خرج اموری می‌شود که مورد رضایت امام(ع) هست. این یک مصداقش است. یعنی انسان هزینه کند برای بسط نام امام، برای گسترش ولایت امام، برای گسترش دینشان، بهترین مال، مالی است که به امام برمی‌گردانیم که مزدش بی نهایت است. «وَ اللَّهُ يُضاعِفُ‏ لِمَنْ‏ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيم‏» (بقره/261) بی نهایت! ولی فرمود: اگر کسی خیال کرد که امام محتاج به اوست، مشرک می‌شود. وجود مقدس نبی اکرم کلید همه گنج‌های عالم را، جبرئیل به محضر حضرت آورد. حضرت رد کردند. بنابراین محتاج به این امکاناتی که ما خیال می‌کنیم، نیستند. محتاج به ما هم نیستند. این را باید بفهمیم! حضرت ما را سیر می‌دهند. ما اگر با حضرت باشیم برای این است که ما به مقصد برسیم. نه برای اینکه این قافله نیاز به ما دارد، برای اینکه ما در آن قافله باشیم. اگر ما نرویم، ما گم می‌شویم. نه اینکه قافله گم می‌شود، ما راه را گم می‌کنیم. البته حضرت از نرفتن ما رنج می‌برند. تحمل رنج ما برای حضرت خیلی سخت است. به خصوص اگر کسی مؤمن باشد. «بِالْمُؤْمِنِينَ‏ رَءُوفٌ‏ رَّحِيم‏» ولی این نیست که خیال کنیم اگر ما با حضرت سیر نکنیم، کاروان حضرت نقصی دارد. نه! این کاروان خود حضرت و اهل‌بیت او بروند بس است. هیچکس نرود، عالم به مقصد رسیده است. حضرت دست پر رفتند. خودشان و اهل‌بیتشان را محضر خدا ببرند، دست پر رفتند. این به معنی اهانت به مؤمنین نیست بلکه به معنی عظمت راه هست و عظمت رسول است. او چقدر بزرگ است. او با همه بزرگی‌اش آمده بار ما را بکشد و بار می‌کشد. خدای متعال سختی راه را روی دوش حضرت گذاشته است.
خدای متعال حضرت را فرستاده که ما را برساند و در این مسیر صف بندی و درگیری و سختی‌های راه است. سختی راه هم فقط برای درگیری نیست. اگر ما می‌خواهیم که از این راه جدا نشویم، اولین تکلیفی که داریم این است، باید وارد وادی محبت حضرت شویم و حضرت را بیش از تعلقات خودمان دوست بداریم. یک طوری باید این را تحصیل کرد. حالا راه تحصیل محبت چیست، این سخن دیگری است که شاید عرض کنم ولی ما مکلف هستیم و خدای متعال این را از ما می‌خواهد. می‌گوید: در این صف بندی که شده است، شما باید پیامبر گرامی اسلام را از همه تعلقات خودتان بیشتر دوست بدارید. لذا در یک حدیث نورانی در مجمع البیان نقل کرده که حضرت ذیل آن حدیث این جمله را فرمودند. فرمودند: «و الذی نفسی بیده» قسم به آن کسی که جان من در دست اوست، «لا یؤمنَّن احدٌ» هیچ احدی وارد وادی ایمان نمی‌شود. مؤمن حقیقی نمی‌شود. «حتی أکون أحبَّ الیه» تا اینکه من در نزد او محبوب‌تر باشم. «من نفسه» دیگر غیر از اینها ما تعلقات جدی نداریم. از خودش، این خیلی کار دشواری هست. بعضی خیال کردند که آدم خدا را هم که دوست می‌دارد، ریشه‌اش در حبّ النفس است. این درست نیست. یعنی آدم خودش را دوست می‌دارد که خدا را دوست می‌دارد. یعنی خدا را هم آدم آخر کار برای خودش می‌خواهد. بعضی می‌گویند، حتی در سیر هم گفتند که آدم آخر کار حبّ خود هست که مبدأ حبّ به خدای متعال و حبّ به بندگی می‌شود. آدم خیر خودش را می‌خواهد که بندگی می‌کند. این نیست!  انسان ظرفیتی دارد که می‌تواند از خودش بزرگتر شود و بزرگترها را دوست بدارد. یعنی نور خدای متعال در وجود انسان بیاید. نور محبت نبی بیاید. ما می‌توانیم به اینجا برسیم. فرمود: احدی مؤمن نمی‌شود، «والذّى نفسى‏ بيده‏ لا يؤمن احدكم حتّى اكون احَبَّ اليه من نفسه و والدیه و اهله و ولده والناس اجمعين» خودش و پدر و مادرش و فرزندانش و همسرش و اهلش و همه مردم، مرا بیشتر دوست بدارد. کسی به اینجا نرسد مؤمن نیست. ایمان کامل همین است. مگر حقیقت ایمان چیزی جز حبّ نبی اکرم است؟ «علیٌ حُبُّه ایمان» این را فریقین نقل کردند.
مؤمنین همه نبی اکرم را دوست دارند. چه کسی حضرت را دوست ندارد؟ به اندازه محبتشان در عالم بهره می‌برند، بهره‌مندی از حقایق در عالم به اندازه محبت است. یکی از راه‌های کسب محبت صلوات است. ما در مقابل حضرت وظایفی داریم. تکلیف اول محبت است. اگر می‌خواهیم همراه حضرت باشیم و در وادی سیر از حضرت جدا نشویم، بیرون از وادی نورانیت حضرت، در بیرون از میدان جاذبه حضرت و شعاع نورانی حضرت حرکت نکنیم باید وارد محبت شویم. محبت آن چیزی است که ما را در این وادی می‌آورد. انسانی که محبت ندارد بیرون این وادی است. «الْمَرْءُ مَعَ‏ مَنْ أَحَبَّ» (علل‌الشرائع، ج 1، ص 139) این حدیث را در سفینة البحار دیدم. یک کسی از بیابانی‌ها آمد وارد مسجد حضرت شد و به حضرت عرض کرد: قیامت کی به پا می‌شود؟ حضرت نماز را خواندند، وقت نماز بود. بعد فرمودند: چه کسی این سؤال را کرد؟ گفت: من! حضرت فرمودند: شما برای قیامت چه آماده کردی؟ یعنی آنچه برای ما مهم است این است. چون گاهی ما یک سؤال‌هایی می‌کنیم که آن سؤال‌ها به درد ما نمی‌خورد. یعنی اینها دغدغه ما شود چیزی را حل نمی‌کند. رشد برای ما نمی‌آورد و باید دغدغه‌مان را عوض کنیم. عرض کرد: من خیلی اهل روزه و نماز شب نیستم، واجباتم را انجام می‌دهم. ولی شما را دوست می دارم! حضرت فرمودند: «الْمَرْءُ مَعَ‏ مَنْ أَحَبَّ» آدم با کسی سیر می‌کند که او را دوست دارد بنابراین به اندازه محبت‌مان می‌توانیم با حضرت سیر کنیم. حضرت ما را پیش می‌برند، آن مغناطیسی که عالم را می‌برد حضرت هست. ما به اندازه محبتمان وارد میدان جاذبه حضرت می‌شویم. تعلق دو طرفه هست. حضرت سیر می‌دهند اما آنچه ما را در میدان جاذبه وجودی حضرت می‌برد و ما را با شعاع حضرت سیر می‌دهد، محبت است. به اندازه‌ای هم محبت ما کامل شود، سیرمان در وادی ولایت حضرت در مقامات باطنی‌تری است. یعنی حضرت وقتی دارند سیر می‌دهند، اینطور نیست که همه را در یک درجه سیر بدهند. مؤمنین همه با حضرت سیر می‌کنند. هرکسی در یک عالم هست. این عوالم همه ذیل حضرت هستند. سلمان در یک عالمی سیر می‌کند که ما اصلاً کف پای سلمان را هم نمی‌بینیم! پس سیری که با حضرت اتفاق می‌افتد، مدارجی دارد. حضرت همه را در مدارج خودشان سیر می‌دهند. هرکسی هم یک درجه‌ای بهره‌مند است. درجات ولایت حضرت درجات بهشت است.
مدار اینکه ما در کدام درجه باشیم، چیست؟ شدت محبت است، یعنی شدت ایمان. سرعت را بیشتر می‌کند. عالم سیر ما را عوض می‌کند. اصلاً کسی که در عالم پایین نیست، از آن عالم بی خبر است. توحید در آن عالم یعنی چه، اسرار توحید در آن عالم چیست؟ بهشت آن عالم چه بهشتی است؟ بله همه در محیط نورانیت حضرت، در سیر نورانی هستند. به تعبیری حجب نور است. مقامات نورانی است. ما باید با حضرت که سیر می‌کنیم حجوب نور را پشت سر بگذاریم و به سرچشمه برسیم. شاید معدن العظمه برای ما همان حقیقت نورانیت حضرت است. حجب نور یعنی درجات ایمان، درجاتی که همه مؤمنین با حضرت سیر می‌کنند. کسی وارد وادی ولایت شد، وارد بیت النور حضرت شد، وارد وادی نور شده و دارد سیر می‌کند. اما سیر در کدام درجه هست.
بنابراین وقتی ما با حضرت سیر می‌کنیم، میزان اینکه کجای عالم هستیم، محبت است. شدت محبت حضرت، علامت شدت است. قرب به حضرت علامت این است که در کدام مدار داریم با حضرت سیر می‌کنیم. سیر با حضرت مدارهایی دارد. حضرت قطب عالم هستند، همه عالم با ایشان سیر می‌کنند و مدارهای مختلفی دارد. پس این با محبت پیدا می‌شود. راه رسیدن به محبت هم راه‌های متعددی است که یکی از بهترین راه‌های آن صلوات است و مکرر عرض کردیم صلوات یک امر بسیار عظیمی است. برای انسان تحمل ولایت می‌آورد. یک روایتی را مرحوم مجلسی در لا به لای بحث‌های جلد 27 بحار آوردند، از مشارق الانوار الیقین نقل می‌کنند. ایشان همه احادیث مشارق را نقل نمی‌کند. آنهایی که نقل می‌کند پیداست به لحاظ مضمون مورد تأیید ایشان هست. آنجا یک روایتی را نقل کردند که وقتی خدای متعال عرش را آفرید، هفتاد هزار ملک را آفرید که اینها حمله‌ی عرش باشند. فرمود: مرا تسبیح کنید تا بتوانید بار عرش را بکشید. حمله‌ی عرش شوید، تحمل کنید این بار را، عرش مستقر فرماندهی عالم است. اینها تسبیح کردند و نتوانستند بار را بردارند. خدای متعال آنها را ارشاد کرد. فرمود: بر نور جلال من، وجود مقدس نبی اکرم(ص) و اهل‌بیت گرامی‌ایشان صلوات بفرستید.    اینها تبعیت کردند و صلوات فرستادند و راه باز شد و توانستند حمل عرش کنند. بار عرش را بردارند. یعنی اگر انسان بخواهد در ظرف خودش، قلبش عرش الرحمان باشد، یعنی تحت فرمان خدا باشد. قلب ما مرکز فرماندهی ماست. قلب ما قوای ما را کنترل می‌کند. می‌تواند مستقر شیطان باشد، می‌تواند مستقر نبی اکرم باشد. اگر مستقر شیطان شد، قوای ما برای شیطان کار می‌کند، اگر مستقر نبی اکرم شد و قلب ما نورانی به نور حضرت شد، قوای ما تحت فرمان حضرت می‌رود. قلب ما عرش الهی می‌شود. این مستقر فرماندهی اگر بخواهد تحمل کند و محل فرماندهی خدای متعال شود، یعنی هیچ فرمانی از این قلب صادر نشود الا فرمان الهی، ممکن است یک کسی محدود شود، یک کسی ممکن است فرمانده کشوری باشد، یک کسی ممکن است فرمانده قوای عظیمی در تاریخ باشد، ما یک فرماندهی داریم به قوای خودمان، کم کم می‌بینیم متعلقات پیدا می‌کنیم. مثلاً فرمانده یک ارتش می‌شود. یک نیروهایی تحت اختیارش است. اگر می‌خواهید از این قلب هیچ فرمانی صادر نشود الا فرمان الهی، یعنی تحمل ولایت الله را بکند، این چطور با قلب آدم به اینجا می‌رسد که نورانی شود؟ راهش همین است، فرمود: وقتی بر حضرت صلوات فرستادند. بعد آنوقت توانستند عرش الهی را حمل کنند، خدای متعال فرمود: تسبیحی که من می‌گفتم یعنی این. تسبیح من، تحلیل من، تنزیه من جز از طریق صلوات واقع نمی‌شود.
صلوات یعنی چه؟ یعنی خضوع، یعنی اینکه انسان بفهمد که محور عالم اوست و بار عالم را او می‌کشد و بقیه هم مهمان او هستند. رنج پذیرایی عالم با اوست. چون به راحتی یک مهمانی که به پا نمی‌شود. مهمان می‌آید می‌خورد و دستش را می‌شوید و می‌رود. کسی بخواهد به وسعت بهشت خدای متعال سفره بیاندازد، سفره نبی اکرم است، درجات مختلف ایمان را ببرد پذیرایی کند، آنوقت ملائکه‌ای که آنجا کار می‌کنند، مهمان حضرت هستند. مزدش را باید حضرت بدهد. یعنی کل دستگاه عالم بارش روی دوش حضرت است و حضرت بار عالم را با محبت می‌کشند. صلوات یعنی آدم از خودش می‌گذرد، ما که در عالم چیزی به حساب نمی‌آییم. خدایا به آن بزرگی که همه عالم مهمانش هستند، هرچه می‌دهی به او بده. این تواضع و خشوع از سر حبّ انسان را از نفس خودش عبور می‌دهد. انسان را متعلق به حضرت می‌کند. محبت می‌آید، وقتی آمد آنوقت بار ولایت به حضرت را می‌توانی بکشی. انسان تا به مقام محبت نرسد نمی‌تواند بار بکشد. ما نسبت به حضرت تکالیفی داریم اولین تکلیف این است که ماه شعبان که ماه حضرت است، ماه رسیدن به این مقام هست. رجب ماه امیرالمؤمنین است، آدم می‌خواهد آخر ماه برآورد کند ببیند بهره‌ای داشته یا نه؟ یک موقع آدم خیلی دچار کَسَرات می‌شود، هی می‌خواهد محاسبه جزئیات را بکند، برایش سخت می‌شود. شاخص اصلی این است. اگر کسی از ماه رجب بیرون می‌رود، به دل خودش نگاه کرد و دید حضرت امیر را بیشتر از اول ماه رجب دوست دارد، پیداست رجب او مقبول است و از رجبیون است.
اگر کسی از ماه شعبان بیرون می‌رود، در این ماه می‌گویند: خیلی صلوات بفرستید. برای این است. اگر کسی از این ماه بیرون رفت، آخر شعبان دید محبتش به نبی اکرم بیشتر شده است. بداند ماه شعبان را با موفقیت پشت سر گذاشته است. بداند وارد وادی شفاعت شده است. بداند سیر او با حضرت کامل شده چون این محبت ایمان است. این محبت ما را در مدار حضرت می‌آورد. شدت حبّ حضرت، شدت تقرب به خدای متعال می‌آورد. «مَنْ أَحَبَّكُمْ‏ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ» (من لايحضره‏الفقيه، ج 2، ص 613) بنابراین اول تکلیف این است، این ما را همراه می‌کند در برنامه حضرت می‌آییم، حالا ما می‌توانیم با برنامه حضرت راه برویم. به اندازه‌ای هم که به حضرت نزدیک می‌شویم و در طرح حضرت راه پیدا می‌کنیم اسرار عالم برای ما گشوده می‌شود و می‌فهمیم که حضرت چطور عالم را اداره می‌کنند و قوانین عالم چیست و الا تا بیرون هستیم هیچ نمی‌فهمیم و درجات پایین هم به اندازه خودمان. این تکلیف اول است.
شریعتی: برای تهیه کتاب‌ها به ما پیامک ارسال کنید، به 20000303 و هم در نمایشگاه راهروی بیست، انتشارات عطش و طوبای محبت محصولات فرهنگی برنامه سمت خدا را به شما تقدیم می‌کنند. دعا بفرمایید و خداحافظی کنیم.
حاج آقای میرباقری: خدایا این ماه را ماه پیروزی جبهه مؤمنین و دوستان حضرت قرار بده. یکایک دوستان وجود مقدس نبی اکرم، مؤمنین را به مقام محبت و ولایت کامل حضرت در این ماه و به شفاعت کامل حضرت برسان.
شریعتی: تا اولین شب قدر فقط 24 روز باقی مانده است.