main logo of samtekhoda

97-01-29-حجت الاسلام والمسلمين لقمانی – زندگی هوشمندانه و راه‌های دوری از اشتباه


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: زندگی هوشمندانه و راه‌های دوری از اشتباه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين لقمانی
تاريخ پخش: 29-01-97
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
شریعتی: سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، به همه‌ی بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین‌مان، خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز. حلول ماه شعبان المعظم را به همه شما تبریک می‌گویم. انشاءالله بهترین‌ها در این ایام نصیب شما شود. حاج آقای لقمانی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای لقمانی: سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام دارم. ایام و اعیاد بسیار خجسته و مبارک را از صمیم دل و جان تبریک عرض می‌کنم. انشاءالله روزهای خوب و خوشی پیش رو داشته باشید.
شریعتی: ببینیم امروز برای ما چه به ارمغان آوردند و قرار است چه نکات لطیفی را بشنویم.
حاج آقای لقمانی: بسم الله الرحمن الرحیم
غافلم اشتباه کردم من *** عمر خود را تباه کردم من
اشتباه، اشتباه می‌آرد *** پشت هم اشتباه کردم من
در ره عشق بی سرم جانی *** عمر خود را تباه کردم من  
یکی از پدیده‌های زندگی، در زندگی همه ما که از کودکی و نوجوانی و جوانی تجربه‌اش را داریم، چه در دفتر خاطراتمان و چه در کتاب زندگی دیگران موضوع اشتباه است. از امروز انشاءالله وارد بحث زندگی بدون اشتباه و هوشمندانه می‌شویم.
شریعتی: یعنی در ذیل بحث هنر خوب زیستن، می‌خواهیم زندگی بدون اشتباه را تجربه کنیم.
حاج آقای لقمانی: همه ما قصه‌ها، غصه‌ها، اندوه‌ها و گریه‌هایی در مورد اشتباه خودمان داشتیم. جملاتی هم هست مرتب بر زبان جاری کردیم. از سالهای قبل و سالیان قبل که ای کاش این اشتباه را نمی‌کردم. بدترین اشتباه من این بود. اشتباه بی جبران من این بود. مرتب اینها را می‌گوییم. مخصوصاً خدای نا کرده اگر عزیزی به بن بست برسد و دچار تلاطم و شکست شود، مرتب اشتباهات خودش را مرور می‌كند. گاهی در صفحه حوادث می‌بینیم یک اشتباه تمام زندگی مرا به باد داد. خیلی گفته می‌شود. یک زندگی آرام و روانی داشتم ولی وسوسه شدم. چنین کاری کردم تمام از دست رفت. یا جملات دیگری هست، این کاش چنین اشتباهی را مرتکب نمی‌شدم که به این روز مبتلا شوم. یک جمله‌ای امیرالمؤمنین(ع) دارند که «أَكْثَرُ مَصَارِعِ‏ الْعُقُولِ‏ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ‏» (نهج‏البلاغه، حكمت 219) اگر همه ما، همه ما که به حضرت ارادت داریم این جمله را مرتب مرور کنیم، بسیاری از زمین خوردن‌های عقل انسان بخاطر چشمک زدن‌های زیاده خواهی است. برق طمع ما را می‌گیرد. دنبالش می‌رویم و بعد اشتباه مرتکب می‌شویم. جمله دیگری هست اگر این خطا و اشتباه لعنتی را انجام نمی‌دادم، زندگی من اینطور نمی‌شد! یا جمله‌ای که معروف است، اولین اشتباه، آخرین اشتباه! واقعاً در زندگی ما گاهی اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. خطا! چه بکنیم در زندگی دچار این خطاها نشویم.
موضوع بحث ما این ات که یک زندگی هوشمندانه داشته باشیم. هر روز استفاده کنیم. جمله‌ای که یکی از بزرگان فرمود: تاریخ استمرار خطاهای بشری در زندگی است. تا انسان تاریخ را مرور می‌کند می‌بیند مرتب اشتباه‌ها موجب سقوط بعضی از ملت‌ها شده است. جایی که نباید کاری می‌کردند، انجام دادند اینطور شده است. یا جمله دیگری هست که ما اشتباهات جدیدی مرتکب نمی‌شویم، اشتباهات دیگران را تکرار می‌کنیم. واقعاً همینطور است. همین الآن مرور کنیم ده سال گذشته، بیست سال گذشته زندگی‌مان را، بعضی‌ها هستند متأسفانه برادرش، دوستش، همکلاسی‌اش این اشتباه را انجام داده، این هم عین این را انجام داده است. گاهی بی جبران هست. به لطف خداوند الحمدلله امروز وارد ماه شعبان المعظم شدیم. من یک اشاره کنم به اشتباهات بی جبران، بحث مفصلی داریم به مناسبت امروز. ما مرتب گفتیم که گاهی در شصت هفتاد سال زندگی انسان بتواند ششصد سال، عمر کند و زندگی کند. مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان به مناسبت ماه شعبان خیلی فراتر از این را بیان می‌کنند. این هم هدیه‌اش شود به مناسبت این اعیاد و ایام، خدمت همه عزیزان سمت خدایی گفته شود. بسیاری هستند بهتر از من و امثال من عمل می‌کنند. اعمال ماه شعبان را که انسان در مفاتیح الجنان ورق می‌زند. موارد مختلفی هست، یکی از آنها این است، مرحوم شیخ عباس فرمود: اگر کسی این یک سطر دعا را در ماه شعبان هزار بار بگوید گویا هزار سال عبادت خدا را کرده است. عمر و عبادتت برکت پیدا می‌کند. انسان می‌تواند؟ بله.ژ
یک روز خدمت آیت الله ناصری بودم، یک مطلبی بودند در مورد اعمالی که انسان شب‌ها به جا می‌آورد. من گفتم: حاج آقا اگر کسی گذشته انجام نداده، الآن می‌تواند جبران مافات کند؟ گفتند: بله، خدا ارحم الراحمین است. حالا گاهی بعضی از دوستان با شنیدن و فهمیدن این عبارت می‌خواهند جبران کنند. بنده اعتقاد دارم خداوند مرتب بهانه‌ای جور می‌کنند بندگانش بیایند.
وحشی دشت معاصی تا کجا خواهد دوید *** تا کجا خواهد رمید، آخر شکار رحمت است
این شعر را آدم باید در کنج خلوت بخواند و اشک بریزد. خیلی زیباست. خداوند در ماه شعبان یک فرصت به ما داده است، عمر، ما را شکار رحمت کند. هزار بار کسی در ماه     شعبان بگوید: «لا اله الا الله و لا نعبدُ الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون» بنویسیم در جا نمازمان باشد. صبح و ظهر و شب بگوییم. اولاً ذهن انسان منور و روشن می‌شود. ثانیاً انسان تشویق می‌شود که به آن عمل کند. «لا اله الا الله» موحد باشد «و لا نعبد الا ایاه» به کسی رو نزند تا جایی که می‌تواند. فراتر از توکل، تفویض، خدایا همه چیز را به تو واگذار کردم. آنوقت ببینید چه می‌شود. گره‌ها یک یک باز می‌شود. قلب روشن می‌شود. چشم باز می‌شود. انسان می‌تواند؟ بله. «لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون» در مفاتیح هست. ذهن انسان که به این مطالب آغشته شد، یواش یواش با مطالب دیگر بیگانه می‌شود. من که می‌توانم این جملات را بگویم. هزار بار که هیچ، ده هزار بار بگویم. رحمت خدا در زندگی انسان جاری می‌شود.
بنده اعتقاد دارم از وقتی صدا و سیمای ایران این ذکر صلوات قبل از اخبار را عزیزان خبر بیان می‌کنند، چند میلیون صلوات فرستاده می‌شود و چند میلیون بلا دور می‌شود. دیو چو بیرون رود، فرشته درآید! انسان صبح تا شب عادت کند. یک جمله‌ای است روی من خیلی تأثیر گذاشت. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: زبانت عاده کرده است به آنچه برای گفته‌ای می‌دهی و قلبت الفت گرفته‌ است به آنچه به او داده‌ای. عادت را عوض کند، الفت را هم عوض کن ببین چه می‌شود. انسان می‌تواند؟ بله. گاهی 45 سال از سن تکلیف گذشته، نامه عمل را 45 می‌بینی 45 هزار سال عبادت است. اینها راه است. انسان می‌تواند عمل کند؟ بله.
یکی از اشتباهات انسان اشتباهات بی جبران است. تلف شدن عمر، «رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّي أَعْمَلُ‏ صالِحاً فِيما تَرَكْت‏» (مؤمنون/100) تقریباً همه می‌گویند: خدایا مرا برگردان. فرصت‌های از دست رفته، بین الطلوعین‌ها، دیدنی‌ها را جبران کنم. خوردنی‌ها، پوشیدنی‌ها، شنیدنی‌ها را جبران کنم. اینها اشتباهات انسان است. همین الآن مطلبی که یکبار اشاره کردیم. کسی بود خیلی علیه السلام نبود. یک ولی خدا برای تشییع کنار او می‌رفتند. گفت: ببخشید اگر این بنده خدا که از دنیا رفته، به او بگویند: می‌خواهی تو را برگردانیم، چه کار می‌کند و چه کار نمی‌کند؟ گفت: دیگر دروغ نمی‌گوید. دیگر مال حرام نمی‌خورد. ایشان فرمود: شما فرض کن یکبار دیگر به شما این فرصت را دادند. او منقلب شد. گاهی این جرقه‌ها به وجود انسان می‌خورد، منقلب می‌شود. اشتباهات بی جبران، یک جمله آیت الله بهاءالدینی دارند در کتاب آیات بصیرت، خیلی زیباست. ایشان یک بابی باز می‌کنند، اشتباهات من در زندگی! اولیای الهی را ببینید. یک قسمتش این است خیلی من لذت بردم.
می‌گفتند: وقتی نوجوان بودم هیأت رفتم. ساعت یازده و نیم آمدم، مادرم بیدار بود. مادرم گفت: من خوابم نبرد. چرا اینقدر دیر کردی؟ یک اشتباه همینجا بود. به مادرم گفتم: می‌خواستی بخوابی؟ من هم رفتم خوابیدم. از این پشیمان هستم که چرا اینطور حرف زدم. گاهی انسان این چیزها را مرور کند، می‌تواند همین‌جا جبران کند. می‌گوید: اولین خطایی که کردی اشتباه بود ولی اگر دوباره انجام دادی، اشتباه نیست. انتخاب است! اشتباه را افراد عاقل انجام می‌دهند ولی تکرار اشتباه را افراد احمق و نادان! بیاییم یک مقدار بحث را عالمانه و واژه شناسی کنیم. واژه اشتباه چیست؟ چون خیلی از طلاب و روحانیون بحث را دنبال می‌کنند و گاهی به ما می‌گویند: خود واژه شناسی خیلی از شبهات انسان را برطرف می‌کند. برای مثال، واژه استخاره یعنی چه؟ طلب خیر کردن. بسیاری از افراد فکر می‌کنند طلب نفع است. حاج آقا ما استخاره کردیم و خوب هم آمد، انجام دادیم و ضرر کردیم. نمی‌داند واژه چیست؟ طلب خیر است. گاهی خیر انسان در ضرر است. گاهی خیر انسان در پس رفت است نه پیشرفت. انشاءالله یک بحثی در مورد استخاره خواهیم داشت. پانزده سؤال هست که پاسخ می‌دهیم و اگر عزیزان هم سؤال دارند به ما بگویند که مطرح کنیم.
اشتباه یعنی چه؟ اشتباه یعنی شبیه بودن، شباهت حق و باطل، خوب و خوب‌تر، بد و بدتر، در عرص‌های مختلف زندگی صبح تا شب در حال تردید و تصمیم هستیم. گاهی ریزترین مسائل مثل کیف و کفش هست و گاهی نه، انتخاب همسر است. رشته تحصیلی است. اینها با عمر انسان سر و کار دارد. نگاه بکنم یا نکنم؟ امضاء کنم یا نکنم؟ بروم یا نروم؟ دائم این دو راهی هست. اگر اینجا اشتباه کنیم گاهی مواقع همان که گفتیم، اشتباه بی جبران پیش می‌آید. دیگر نمی‌توانیم جبران کنیم. پس اشتباه چیست؟ شبیه بودن حق و باطل است. وقتی انسان به دیده اعتماد می‌کند و از دل و اندیشه غافل می‌شود، اشتباه رخ می‌دهد. هوس کردم، دلم خواست، نتوانستم دست بکشم. چون دیدم خوش تیپ است گفتم: این مرد زندگی است. دیدم اصلاً به درد نمی‌خورد. اینجا هست که اشتباه رخ می‌دهد. ولی اگر کسی باشد دل می‌خواهد ولی عقل را حاکم می‌کند. مشورت می‌کند، نادانی نمی‌کند. دانایی می‌کند. چرا ما اشتباه می‌کنیم؟ چه کنیم اشتباه نکنیم؟ پس ریشه اشتباه همین است.
شریعتی: اگر در زندگی یک اصولی داشته باشیم و طبق آن اصول حرکت کنیم، اشتباهات ما کم می‌شود.
حاج آقای لقمانی: و گاهی به صفر می‌رسد. من کسانی را می‌شناسم حجت الاسلام و المسلمین هستند، آیت الله یا استاد دانشگاه هستند ولی گاهی هفته‌ها می‌گذرد یک اشتباه نمی‌کنند. علتش این است یا عقل و دانایی و تجربه دارند یا نورانیت دارند. «اتَّقُوا اللَّهَ‏ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» (بقره/282) تقوا، پاکدامنی، پاکی چشم داشته باشید، خدا در بزنگاه‌ها یاد شما است. بسیار شده صبح وقتی خواستیم از خانه بیرون بیاییم، می‌دانستیم این کار انجام نمی‌شود یا انجام می‌شود، بعد هم به همان نتیجه رسیدیم. این همان تقواست. پاکی چشم و پاکی دل داشته باشد، طرف حرف می‌زند می‌فهمد راست می‌گوید یا دروغ. برای بسیاری از افراد پیش آمده است. احساس می‌کند با یک چشم دیگری دارد نگاه می‌کند. نیاز هم ندارد پرسه بزند و سؤال کند. همین که می‌گوییم: به دلم ننشست، خیلی مهم است. ما چه کنیم در زندگی اشتباهات ما کمتر شود. یکی از این عوامل این است. پس اصل اشتباه این است که انسان گاهی اسیر هوس می‌شود. اسیر احساس می‌شود و نمی‌تواند دست بردارد. همان طمعی که گفتیم. همان دوری از عصمت و تقوا و عدالت و پاکدامنی که گفتیم. چه بکنیم این اشتباهات را مرتکب نشویم. اینها را باید دنبال کنیم که انشاءالله کمتر و کمتر باشد.
یکی از آن موارد همین بحث نورانیت است. هم کوششی، تجریه و نشست و برخاست با افرادی که دانا هستند. هم جوششی، اینکه علما و بزرگان ما می‌فرمایند: پرهیز، پرهیز! پزشکان هم می‌گویند: پرهیز! هم در مسائل جسمانی و هم در مسائل روحانی، پرهیز! انسان در هر کاری سرک نکشد. در حد و مرز خودش باشد. از آسیب‌ها در امان می‌ماند. مشکل ما این است که می‌خواهیم راه را میانبر بزنیم. زود هم برسیم و اذیت هم نشویم. بعضی می‌گویند: تا جوان هستم باید وضعم توپ شود. خانه چه و ماشین چه... بعد یک اشتباه می‌کند تمام این مسائل برایش پیش می‌آید. می‌فرمایند: اگر بازیگر زندگی خود نباشی، بازیچه می‌شوی! یک اشتباه گاهی چهل سال، پنجاه سال انسان را بازیچه می‌کند. در مسائل خانوادگی با همسرش اسیر است. در مسائل اجتماعی با شریکش، در مسائل اقتصادی و اخلاقی.
اگر امروز جلوی اشتباهات خود را نگیرید، فردا اشتباهات جلوی شما را خواهد گرفت. مرد آخر بین مبارک بنده‌ای است! کسی که پایان کار را ببیند، لذا در روایت فرمودند: اگر می‌خواهید کاری را شروع کنید، در ابتدا به انتهای کار بیاندیشید. آبرومندی و آبروداری است یا آبروریزی است. گاهی همین است. اول کار خیلی خوب است، ولی پایان کار، اگر امروز جلوی اشتباهات خود را نگیرید، اشتباهات جلوی ما را خواهند گرفت. گفت: بنده خدایی از نظر مالی کم آورد. بعضی از دلسوزان و دانایان کار، کار بلدها با او صحبت کردند. اعلام کن این چند نفر که پول نزد تو گذاشتند بیایند، همین‌جا قطع کن. گفت: نه، نگاه را ببینید. فلانی در بازار چون پول دارد همه به او سلام می‌کنند. برادرش چون پول ندارد سلام می‌کند، جواب سلامش را نمی‌دهند. رفت، رفت! دیدید می‌گوید: تا تهش باید بروم! چشم باز کرد، چندین میلیارد، هیچی هم ندارد! ولی اگر امروز جلوی اشتباهات خود را بگیرد. گاهی مواقع انسان در کار می‌ماند. مگر چند سال می‌خواهی زندگی کنی؟ مگر در طول روز چند دست لباس می پوشی؟ چقدر غذا می‌خوری؟ چقدر جا برای خواب می‌خواهی؟ جلو می‌رود، بعد خود و خانواده و همه را دچار تلاطم می‌کند. در این لحظه‌ها انسان باید مراقب باشد. هرکس دیر جنبید، زندگی او را می‌جنباند. اگر اول کار به آخر کار فکر نکنی، آخر کار مجبور می‌شوی به اول کار فکر کنی. «اتَّقُوا اللَّهَ‏ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» کسی که تقوا داشته باشد، خداوند فرقان به او می‌دهد. فرق بین حق و باطل را می‌فهمد. خیلی تفاوت هست که انسان انجام بدهد و بعد هم مرتکب اشتباه و بعد هم یک عمر تاوان بدهد. بخاطر یک اشتباه!
موضوع بعدی ما کل اشتباه نکردن خوب است یا بعضی از اشتباهات خوب است؟ می‌فرمایند: گاهی مواقع انسان به اشتباه از یک روزنه تنگ و تاریک نگاه می‌کند. همین نقطه را می‌گوید: اشتباه بد است. ولی گاهی مواقع یک دشت وسیعی را می‌بیند. همینطور که همه ما، مرتکب اشتباه شدیم و بعد تجربه گرفتیم و دیگر انجام ندادیم و انسان پخته شده است. پس یک دسته از اشتباهات باعث رشد و شکوفایی انسان می‌شود. باعث پیشرفت انسان می‌شود. تمام کسانی که به جایی رسیدند، زیاد اشتباه کردند. جمله‌ای است: تمام مدادها بالایشان پاک کن هست!
اشتباه یک سری آثار و برکاتی دارد. 1- اشتباه کلید فهم بسیاری از دانستنی‌هاست. کسانی بودند که با اشتباه توانستند طریق صحیح را بفهمند. همین که می‌گوییم: خطا و آزمون. به بچه‌هایتان فرصت بدهید خطا و اشتباه کنند، خوب است. انجام بدهند بهتر از بیکاری و بی حالی است. انجام بدهد ولو اشتباه کند. به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل! فرمودند: اشتباهات و خطا و شکست‌ها بهترین آموزگاران ما هستند ولو اشتباه انجام بدهیم. گاهی مواقع انسان، مخصوصاً زن و شوهر به همدیگر فرصت بدهند. خدا حضرت امام را رحمت کند. وقتی ایشان خطبه عقد عروس و دامادها را می‌خواندند، ردیف آیات و روایات و چند صفحه نصیحت، یک جمله کوتاه می‌فرمودند: با هم بسازید! چکیده تمام آیات و روایات است. دختر و پسر کم تجربه وارد زندگی مشترک شدند. مرتکب اشتباه می‌شوند. در گذشته انسان خیلی اشتباه داشته ولی به مرور کمتر و کمتر می‌شود. انسان به یک مرحله‌ای می‌رسد دیگر برای زندگی مطلوب هست. به آن پختگی می‌رسد. مخصوصاً سن چهل سالگی! سن هم تأثیر دارد.
اشتباهات آموزگاران ما هستند. گاهی مواقع پدر و مادر اجازه بدهند، بچه‌هایشان اشتباه بکنند. اشکالی ندارد. در ذوقشان نزنند. می‌فرمایند: خطاهایی که برنده‌ها انجام می‌دهند بسیار بیشتر از بازنده‌هاست. اینکه الآن برنده شده و به این مقام رسیده، می‌گوید: اینقدر من اشتباه کردم و شکست خوردم که به اینجا رسیدم. یا می‌گویند: ما پس از هر پیروزی فقط جشن می‌گیریم و شادی می‌کنیم ولی بعد از هر شکست می‌نشینیم تأمل می‌کنیم. گذشته را مرور می‌کنیم. ریشه‌ها و عوامل را بدست می‌آوریم و یک نوع شکوفایی پیدا می‌کنیم. مهم آن نگاه است که انسان برای دیگران زندگی می‌کند، مرتب تجربه هست ولی درس هم نمی‌گیرد. تظاهر و تفاخر و تجمل! انسان عمرش را هدر می‌دهد بدون اینکه کوچکترین پند و اندرز و نصیحت یا حرکت به جلو داشته باشد. می‌فرماید: هر خطایی و اشتباهی که انسان می‌کند مقدمه است برای کارهای بزرگ و بزرگتر! پس اشتباه به طور مطلق بد نیست. بعضی از اشتباهات باعث پیشرفت انسان می‌شود.
نکته دوم می‌فرمایند: اشتباهات به ما می‌آموزند ما بخشنده باشیم. چیزی به کسی دادیم، زد شکست، معیوب و ناقص کرد، اشتباهی کرد، انسان به حالت حلم، یواش یواش انسان ظرفیت و تحمل و گذشت پیدا می‌کند. دلیلش این است که قبل از اینکه انسان اشتباه کند، این گذشت را ندارد. بعد که ازدواج کرد، قبل از بچه دار شدن این تحمل و طاقت را ندارد. بعد از اینکه بچه‌دار شد، به مرور انسان یک ظرفیتی پیدا می‌کند. در شکستنی‌ها هم همینطور است.
در خانه گاهی یک لیوان می‌شکند. گاهی پدر می‌شکند، گاهی مادر، گاهی فرزند کوچک می‌شکند. عکس‌العمل‌ها چیست؟ یک لیوان با یک قیمت هست. وقتی پدر می‌شکند، اولین جمله پدر چیست؟ چه کسی این لیوان را اینجا گذاشت؟ نمی‌گوید: من حواسم نبود. اگر مادر لیوان را بشکند، اولین جمله این است که قضا و بلا بوده است. الحمدلله! بچه بشکند، پدر و مادر می‌گویند: مگر کوری بچه! یک لیوان است ولی با سه نگاه است. از طرف سه نفر است. اشتباهات به انسان می‌آموزند که انسان بخشنده باشند، حلیم باشد، بردبار باشد.
داستانی را دیدم خیلی تلخ بود ولی در عین حال پر تجربه بود. گفت: یک نفر یک ماشین نو خرید. اولین ماشین او بود. دورش طواف می‌کرد، می‌بوسید و می‌بویید و خیلی به آن می‌رسید. به همه پز می‌داد من چنین ماشینی دارم. یکبار داشت با آچاری پیچ‌هایش را سفت می‌کرد، دید فرزند خردسالش آن طرف ماشین دارد چیزی به ماشین می‌نویسد. تا نگاه کرد فکر دارد به ماشین خط می‌کشد. ناراحت شد و یک لحظه نفهمید و آچار را پرت کرد، به سر این بچه خورد. نقش بر زمین شد! بالای سرش آمد و دید خیلی حالش بد است. به ماشین نگاه کرد دید فرزندش نوشته: پدرجان متشکرم از اینکه برای من ماشین خریدی؟ یک تصمیم اشتباه! انسان باید ظرفیت و تحمل داشته باشد، صبور باشد که به مرور هم تمرین کنیم این مسائل برای ما پیش نیاید و بتوانیم یک زندگی آرام داشته باشیم. یکی از چیزهایی که به انسان آرامش می‌دهد، به جهنم است. تا شکست است بگوید: چه کنم؟ شکست.
مورد بعدی که فوق العاده مهم است. با اشتباه ما از شر ترسمان خلاص می‌شویم و قدمی به جلو برمی‌داریم. خدا نکند انسان ترسو شود. همه چیز را خاکستری ببیند. سیاه ببیند. ادیسون یک جمله دارد، می‌گوید: من هفتصد بار اشتباه نکردم، یکبار هم اشتباه نکردم. هفتصد بار موفق شدم بفهمم راه درست اختراع من این نیست. نگاه را ببینید. انسان فرصت پیدا می‌کند، یک حرکت به جلو بردارد. این نگاه خیلی زیباست. منتهی تفاوت انسان و حیوان را می‌فرمایند: هردو مرتکب اشتباه می‌شوند. ولی انسان اشتباهی که انجام داد، همان اشتباه را دوباره انجام نمی‌دهد. یک قدم به جلوتر برمی‌دارد چون عقل و خرد دارد.
چهارمین چیز می‌فرماید: اشتباهات فرد دروازه‌ای به سوی اکتشافات اوست. کسانی که اهل اشتباه هستند، علوم، اطلاعات، دانش تازه‌ای پیدا می‌کنند، برای همین می‌گویند: همیشه خطا مقدم بر ثواب هست. اول اشتباه می‌کند، بعد راه درست را پیدا می‌کند. سخنی از یکی از اندیشمندان هست، موفقیت یک درصد کار است ولی 99 درصد خطای اصلاح شده است. برای انسان خیلی خوب است. گاهی انسان یک ضرری می‌دهد اما دنیا به آخر نرسیده است. در روایت داریم که خیلی زیباست. خداوند دشمن می‌دارد بطال، اکول و نوام! بطال کیست؟ بیهوده صبح تا شب می‌چرخد. ما خوش هستیم، الکی خوش هستیم. مخصوصاً دوره جوانی و نوجوانی، اخباری که می‌بیند بیهوده است. اکول پرخور است. نوام پر خواب است. گفتیم: یکی از ناسپاس‌ترین اعضای بدن چشم است. هرچه انسان بخوابد، باز هم می‌خواهد. مگر اینکه خودش را مدیریت کند. باید تلاش کند و کوشش کند. چقدر هم تأکید شده کسانی که ازدواج کردند صبح‌ها زودتر سر کار بروند و بیشتر درآمد پیدا کنند و رفاه زن و بچه را فراهم کنند و به دیگران کمک کنند. این بهار زندگی است. پس مطلق اشتباه بد نیست.
پنجم اینکه اشتباهات باعث رشد آدمی می‌شود که تجربه بیاموزد. تجربیات فردی، اجتماعی، از تجربیات دیگران هم استفاده کند. من چقدر دوست دارم عزیزان نوجوان و جوان دست به کتاب باشند، کتاب‌های سنگین نمی‌خواهد. زندگی‌نامه، تاریخ زندگی افراد، تاریخ سرگذشت افراد، ملت‌ها، گاهی یک داستان به قدری در زندگی انسان مؤثر است، تجربیات دیگران را انسان در ده دقیقه و یک ربع می‌گوید. لذا می‌فرمایند: تجربه معلمی است که اول امتحان می‌کند و بعد درس می‌دهد. طبیبی است که اول سر بالین مریض می‌آید. تجربه آموختن، انسان در مسیر زندگی از تجربیات دیگران استفاده کند. خودش دوباره همان اشتباه را مرتکب نشود. وقتی مسیر زندگی چنین شد، تجربه از دیروز، استفاده از امروز و امید به فردا خواهد داشت. انشاءالله!
شریعتی: انشاءالله زندگی ما کم اشتباه باشد و به جایی برسیم که با نکاتی که حاج آقای لقمانی فرمودند، اشتباهات ما کمتر و کمتر شود و به صفر برسد. انشاءالله یاد بگیریم خوب زندگی کنیم و هنر خوب زیستن را در ذیل آموختن این نکات در زندگی به کار ببندیم و هنرمندانه زندگی کنیم. امروز صفحه 293 قرآن کریم، آیات پایانی سوره مبارکه اسراء و آیات ابتدایی سوره مبارکه کهف را تلاوت خواهند کرد. با توجه به اینکه در اولین روز ماه شعبان المعظم قرار داریم صدقه و نماز اول ماه فراموش نشود. این هفته یاد می‌کنیم از عالم مجاهد فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی صاحب کتاب شریف عروة الوثقی که انشاءالله همه علمای ما سر سفره اهل‌بیت(ع) متنعم باشند.
«وَ بِالْحَقِ‏ أَنْزَلْناهُ‏ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً «105» وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا «106» قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً «107» وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا «108» وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً «109» قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا «110» وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً «111»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى‏ عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً «1» قَيِّماً لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً «2» ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً «3» وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً «4»
ترجمه: و ما قرآن را به حقّ نازل كرديم و به حقّ نازل شد و ماتورا جز به عنوان بشارت دهنده و بيم‏رسان نفرستاديم. و قرآنى كه آن را بخش بخش كرديم تا آن را با تأنّى ودرنگ بر مردم بخوانى و آن را آنگونه كه بايد به تدريج نازل كرديم. بگو: به قرآن ايمان آوريد يا ايمان نياوريد (براى خداوند فرقى ندارد)، قطعاً آنان كه پيش از اين علم داده شده‏اند، هرگاه برآنان تلاوت مى‏شود، سجده‏كنان بر چانه‏ها به زمين مى‏افتند. و مى‏گويند: پروردگارمان منزّه است، همانا وعده پروردگار ما انجام‏شدنى است. و گريه‏كنان بر چانه‏ها (به سجده) مى‏افتند و همواره بر خشوعشان افزوده مى‏شود. بگو: نام اللّه را بخوانيد يا نام رحمان را، هر كدام را بخوانيد، پس بهترين نامها از آن اوست. ونمازت را خيلى بلند يا خيلى آهسته نخوان وميان اين دو، راهِ (معتدلى) را انتخاب كن. و بگو: ستايش از آنِ خداوندى است كه نه فرزندى براى خود گرفته است، و نه در حاكميّت، شريكى براى او بوده و نه هرگز به خاطر ذلّت و ضعف، ياورى گرفته است. و او را به طور شايسته، بزرگ بشمار.
به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان. ستايش مخصوص خدايى است كه كتاب (آسمانى قرآن را) بر بنده‏ى خود نازل كرد و براى آن هيچ گونه انحرافى قرار نداد. (كتابى كه) استوار و نگهبانِ (كتاب‏هاى آسمانى ديگر) است، تا از عذاب شديدى كه از سوى اوست بترساند و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، بشارت دهد كه براى آنان پاداشى نيكوست. براى هميشه در آن (اجر الهى و بهشت) ماندگارند. و تا (كتاب الهى و پيامبر) به آنان كه گويند: خداوند براى خود فرزندى گرفته است، هشدار دهد. آنان و پدرانشان هيچ علمى به اين سخن (يا به خداوند) ندارند.
شریعتی: باز هم حلول ماه شعبان را به همه شما تبریک می‌گویم. عید میلاد امام حسین، عید میلاد حضرت ابالفضل، عید میلاد امام سجاد، عید میلاد حضرت ولی‌عصر(عج) بر همه شما مبارک باشد. انشاءالله همه این اعیاد مقدمه‌ای شود برای اینکه راهمان را طی بکنیم و انشاءالله برسیم به رمضان المبارک. اشاره قرآنی را بفرمایید و اگر نکته‌ای از مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی یزدی هست بفرمایید.
حاج آقای لقمانی: آیه 106 سوره اسراء را انتخاب کردم. هشت کلمه هست. ولی هشتاد سال انسان را اداره می‌کند و مدیریت می‌کند. شیوه تربیتی در قرآن، «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ» قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم برای اینکه مردم بخوانند. «لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ» با درنگ و آرام آرام، «وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا» قرآن را به تدریج نازل کردیم.
چون که با کودک سر و کارت فتاد *** پس زبان کودکی باید گشاد
که برو تا  مرغت خرم *** یا مویز و جوز و پسته آورم
یکی از راه‌هایی که ما اشتباه می‌کنیم در تربیت فرزندان، بار را سنگین می‌کنیم. قرآن این را به ما یاد می‌دهد، کم و آرام. با مکث! اولاً آیه با قرآن آغاز می‌شود، کتاب خواندنی، در امور تربیتی از چیزی که فرزند دوست دارد ما شروع می‌کنیم. «برو تا مرغت خرم» چیزی که او دوست دارد نه ما دوست داریم. با سلیقه او پایان به دست ما باشد. «فرقناهُ» جدا جدا، ذره ذره و آرام آرام! گاهی ما خیلی عجله داریم. کودکی خودمان را یادمان رفته است. احساسات و هیجان خودمان را یادمان رفته است. آرام آرام، حرم امام هشتم بچه‌ها را می‌بریم، نمی‌خواهد زیارت بخوانیم. دور بزنید! عشقش بیشتر با کبوترهایش هست آنجا بروید. ولی در این فضا بیاید و تنفس کند کافی است. بعد می‌فرماید: در شنیدن قرآن لذت بسیاری است. در شنیدنی‌های بچه‌ها چیزی که مورد طبعشان باشد اصلاً معروف چیست؟ مورد طبع انسان باشد و لذت ببرد. یکی از پدران عزیز، فرهنگی و فرهیخته، می‌گفت: یک مدتی با بچه‌ام کلکسیون جمع می‌کردم که بتوانم همراه خودم بکنم. گاهی از این طریق، مورد بعد می‌فرماید: با درنگ، توقف، ته نشین شود مطلب، دیدید بعضی پشت سر هم سخن می‌گویند. با آرامش     باشد و نکته پایانی آیه این است که به تدریج نازل کردیم. یعنی کارهای تربیتی و تعلیمی، آرام و تدریج لازم هست. فشار بیاید اثر معکوس می‌دهد. گاهی مواقع طرف اصلاً زده می‌شود.
من یک نکته در مورد قرآن بیان کنم. پیامبر فرمودند: قاری قرآن، خداوند بلای دنیا را از او برمی‌دارد. مستمع قرآن را بلای آخرت! یعنی در شنیدنی‌ها فوق العاده فضیلت هست. خیلی نکته هست. نوه یک پدربزرگی گفت: پدر بزرگ تو که سواد نداری قرآن می‌خوانی، چرا می‌خوانی؟ آدم قرآن می‌خواند که بفهمد. کل قرآن را دستور بدهد انسان بخواند. پدربزرگ دید نمی‌تواند علمی و با استعداد جواب بدهد، گفت: یک سبدی هست در زیرزمین زغال درونش است. گفت: برو زغال‌‌هایش را خالی کن و سبد را بیاور. رفت آورد. گفت: از حوض آب بیاور و به من بده. یکبار آورد دید چیزی نماند. بار دوم و بار سوم، بار چندم که آورد گفت: حالا که آب نمانده، ولی چقدر این سبد سیاه بود. تیره بود، الآن دیگر تمیز شد. اثر قرآن این است که انسان روح و روانش را تمیز می‌کند. برای همین امیرالمؤمنین خطاب به همه ما فرمودند: حق فرزند بر گردن پدر سه چیز هست، 1- اسم و نام نیک انتخاب کند. 2- خوب ادبش کند. 3- قرآن به او یاد بدهد. زبان برود، ریاضی بخواند، ولی وقتی انسان قرآن خواند روح و روانش نورانی می‌شود و در مسیر زندگی بهتر از دیگران می‌تواند تصمیم بگیرد.
خدا مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی یزدی را رحمت کند. ایشان حق به گردن بسیاری از علما و بزرگان ما دارند در فقه و امور مختلف، بسیار تلاش کردند. ما عالم سخت کوش کم داریم. افرادی که تمام عمر صرف فقه کردند. در خدمت اهل بیت باشند. اینطور افراد با وضو و رو به قبله، توجه دارند چه می‌نویسند، کسی که مسائل فقهی را یاد بگیرد، لذت فوق العاده‌ای می‌برد. این کتاب لمعه‌ای که طلاب در حوزه می‌خوانند به قدری به انسان نشاط می‌دهد، یعنی فهم، لذت علم از چیزهایی که خداوند به همه کس نمی‌دهد. خدا به ایشان داده است. شاگردان بسیار والایی تربیت کرده بود. آثار خیلی خوبی، انشاءالله خدا همه ما را با ایشان و با اولیاء خودش محشور بگرداند.
شریعتی: چهارشنبه است و چهارشنبه‌ها کبوتر دل ما خراسانی می‌شود. از همین‌جا به امام رضا سلام کنیم و دلمان را راهی مشهد کنیم و انشاءالله زیارت با معرفت حضرت نصیب ما شود. بهترین‌ها را برای همه شما آرزو می‌کنم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین»