main logo of samtekhoda

هفته هجدهم ختم قرآن - سید محمّدحسن طباطبائی میرجهانی

علامه سید محمّدحسن طباطبائی میرجهانیهجدهمین هفته ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا با یاد عالم ربانی و محدث پرهیزکار ، علامه سید محمد حسن میرجهانی اصفهانی برگزار میگردد

 سید محمّدحسن طباطبائی میرجهانی در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی در قریه محمد آباد جرقویه از توابع اصفهان دیده به جهان گشود. ایشان از شاگردان آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در نجف بود.

 از وی بیش از ۵۰ اثر در موضوعات مختلف به یادگار مانده که کتاب جنة العاصمه درباره زندگانی حضرت زهرا (س) و البکاء للحسین علیه السلام  و نوائب الدهور درباره امام عصر از مشهورترین آنان است.

 علامه میرجهانی عشق و علاقه خاصی نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ‌ویژه نسبت به حضرت مهدی (عج) داشتند و داستان تشرف ایشان به محضر حضرت حجت (عج) مشهور است .

 ایشان فرموده اند : " به دستور استادم آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره) برای اصلاح برخی از امور و کارها از نجف اشرف  به سامرا  رفتم و پول هم زیاد با خود برده بودم. اول پول ها را بین اهل علم و خدام حرم عسکریین(ع) تقسیم کردم. مخصوصاً برای آسایش و امنیت بیشتر زائران، به خدمه حرم و سرداب مقدس پول بیشتری دادم. به همین دلیل آنها برای من احترام بیشتری قائل بودند.
یک بار کلیددار حرم گفت : آقا اگر در این مدت که اینجا تشریف دارید، امری داشتید، من در خدمت حاضرم. من هم از او خواهش کردم که اجازه بدهد شب ها در حرم عسکریین(ع) بمانم و دعا کنم. آنها هم قبول کردند. ده شب در حرم مطهر عسکریین(ع) می ماندم و آنها در را به روی من می بستند و می رفتند. اذان صبح می آمدند و در را باز می کردند.
شب دهم شب جمعه بود. در حرم خیلی دعا کردم و زیارت و تشرف به خدمت مولایم حضرت صاحب الامر(عج) را خواستم. موقع صبح که در را باز کردند، بعد از خواندن نماز صبح به سرداب مقدس مشرف شدم. چون هنوز آفتاب نزده بود و هوا تاریک بود، شمعی در دست گرفتم و از پله های سرداب پایین رفتم. وقتی به صحن سرداب رسیدم، دیدم بدون اینکه چراغی باشد آنجا روشن است. آقای بزرگواری هم نزدیک سکوی مخصوص نشسته بود و ذکر می گفت. از جلوی او گذشتم. سلام کردم و مقابل سکو ایستادم. زیارت آل یاسین را خواندم و ایستادم به نماز و زیارت، در حالی که جلوتر از آن آقا بودم. بعد از نماز «دعای ندبه» را خواندم وقتی به جمله «و عرجت بروحه إلی سمائک» رسیدم، آن آقا گفتند : این جمله از ما نرسیده بگویید «و عرجت به إلی سمائک» بعد گفتند:«هیچ وقت بر امامت تقدم نکن».
دعا را تمام کرده و به سجده رفتم. در سجده بود که چیزهای دیگری به ذهنم آمد. اینکه سرداب بدون چراغ روشن بود، اینکه آن آقا گفت این جمله دعای ندبه از ما نرسیده، اینکه تذکر داد چرا بر امامت مقدم شده ای؟ فهمیدم چیزی که در حرم مطهر از خدا خواستم، نصیبم شده بود. از سجده که سر برداشتم، خواستم دامن حضرت را بگیرم و با ایشان صحبت کنم، حاجاتم را بخواهم، اما دیگر دیر شده بود. سرداب تاریک بود و هیچ کس هم جز من آنجا نبود ."


 تشرف به محضر مقدس حضرت صاحب الامر (ع) اگر چه آسان نیست اما در تاریخ سیر و سلوک بزرگان شیعه نادر هم نیست. بوده اند بزرگانی که به محضر مبارک حضرت صاحب الزمان (ع) راه یافته اند و یا در اثر زهد، تقوی و خلوص الهی که داشته اند، چشم دلشان چیزهایی را دیده که با چشم سر قابل دیدن نیست. علامه میرجهانی از این دسته مردان خدا بوده است.

 سرانجام این مرد الهی و عالم آل محمد در  سال ۱۳۷۱ شمسی در اصفهان دیده از جهان فرو بست و در کنار آرامگاه علامه مجلسی  به خاک سپرده شد. خداوند او را با اولیایش محشور فرماید.