main logo of samtekhoda

96-07-17-حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (علیه‌السلام)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (علیه‌السلام)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 17- 07-96

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

فراز منبر نی، قرص ماه می‌بینم *** خدای من نکند اشتباه می‌بینم
بتاب یوسف من بوی گرگ می‌شنوم *** بتاب راه دراز است و چاه می‌بینم
نظاره می‌کنم از راه دور سرها را *** جوان و پیر و سفید و سیاه می‌بینم
به آیه‌های کتاب غمت که می‌نگرم *** تمام را به کدامین گناه می‌بینم
به احترام سرت سر به مهر می‌سایم *** و قتلگاه تو را قبله‌گاه می‌بینم

شریعتی: «السلام علیک یا أبا عبدالله» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، خانم‌ها و آقایان، بیننده‌ها و شنونده‌های عزیزمان، عزاداری‌های شما قبول باشد. همچنان در حال و هوای عزای سیدالشهداء(ع) نفس می‌کشیم و انشاءالله همه ما در سپاه آن حضرت باشیم و حسینی باشیم. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آرزوی موفقیت برای همه سروران داریم. ایام اسارت اهل‌بیت و ایام عزاداری اهل‌بیت را خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می‌کنیم. انشاءالله جزء بهترین زائرین و بهترین عزاداران اهل‌بیت باشیم. انشاءالله همگی مشمول شفاعت ویژه امام حسین و اهل‌بیت قرار بگیریم.
شریعتی: «اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین(ع) فی الدنیا و الآخره» خیلی خوشحال هستیم که از صحیفه سجادیه می‌شنویم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
«السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته» عرض کردیم قبل از اینکه درباره‌ی دعای صحیفه نکته‌ای داشته باشیم، مجموعه‌ی دعاهای امام سجاد(ع) 270 دعا هست. در این صحیفه سجادیه معروف، 54 دعا به ما رسیده و ثبت شده است و خیلی هم در کتاب‌های احادیث ما و در صحیفه‌های دیگر هست که مرحوم سید محمد باقر ابطحی(ره) مؤسسه‌ای داشتند که کتاب‌های حدیثی را چاپ می‌کردند، آن پنج صحیفه کامل را چاپ کردند. ولی دعاهایی که معروف و مشهور است، همین 54 دعایی است که در صحیفه آمده است.
بخشی درباره‌ی دعا و عظمت دعا که روی آن مانور دادند این است که دعا را دست کم نگیریم. گاهی موجودی و سرمایه ما همین نیایش‌ها و گدایی‌ها و عرض ادب‌هاست. یک بزرگی فرمایش زیبایی داشت، می‌فرمودند: همه انسان‌ها چون محتاج و نیازمند هستند، کارشان به گدایی می‌افتد و نیازهایشان را باید با گدایی و التماس و تضرع برطرف کنند. منتهی آدم‌های عاقل و هوشیار می‌فهمند غنی مطلق خداست و اولیای خدا که نماینده او هستند. در خانه خدا و اولیای خدا می‌روند. بی‌نیازی و غنا را از آنجا تأمین می‌کنند. احتیاجاتشان را در خانه خدا می‌گویند. روایت داریم کسی در خانه خدا را نزند و التماس نکند و سؤال و درخواست نکند، فقیر و محتاج می‌شود. ما باید نیازهایمان را برطرف کنیم. اگر در خانه خدا نرویم و التماس نکنیم باید در خانه خلق بی مروت و بی وفا برویم. التماس کنیم آیا به ما بدهند یا ندهند. خوار و ذلیل شویم. حافظ می‌فرماید: «بر در ارباب بی مروت دنیا کم نشینید که خواجه کی به درآید» چرا در خانه خدا نرویم و نیازها را برطرف کنیم که محتاج خلق محتاج نشویم. در صحیفه سجادیه هست که امام سجاد(ع) می‌فرماید: «طَلَبَ‏ الْمُحْتَاجِ‏ إِلَي الْمُحْتَاجِ سَفَه‏» (صحیفه سجادیه/ص134) اینکه آدم محتاج در خانه گدای محتاج برود و دست دراز کند و خواهش و تمنا کند، نادانی است. نمی‌شود در خانه خلق آدم دست گدایی دراز کند. فقط مخصوص خداست که او غنی مطلق است. پرتویی از غنای او به ما می‌خورد و اینطور آدم‌ها هم می‌توانند گره خودشان را باز کنند و گره دیگران هم باز کنند. چون از غنای خدا به اولیای خدا تابیده است، به ما ایراد می‌گیرند چرا در خانه پیغمبر و اهل‌بیت را می‌زنید؟ چون اینها همه کاره و نماینده خدا هستند. کسی اینها را دوست دارد، خدا را دوست دارد. کسی به اینها عشق می‌ورزد به خدا عشق می‌ورزد. کسی اینها را صدا می‌زند در واقع خود خدا را صدا می‌زند. «مَن اعتصَمَ‏ بكم‏ فقد اعتَصَم باللّه» یعنی اینها نماینده خدا هستند. مثل اینکه طبیب واسطه درمان است. اینکه من نزد طبیب بروم ذلت نیست. این گدایی نیست. اینکه ما برویم نیاز و احتیاجمان را در خانه کسی ببریم که خودش محتاج است بد است. وهابی‌ها متأسفانهاین تهمت ناروا را به ما زدند که چرا در خانه‌ی امامان می‌روید؟
فرمود: اگر کسی در خانه خدا را نزند، محتاج و فقیر می‌شود. در خانه اولیای خدا بیاییم و نیازهایمان را برطرف کنیم. در روایات ما تعبیر به افضل اعمال شده و هم احب اعمال. یعنی «الدعاء احب الاعمال»، «الدعاء افضل الاعمال» یعنی برترین و محبوب ترین اعمال. امام باقر(ع) فرمودند: خدا خیلی دوست دارد که در خانه‌اش برویم و سؤال کنیم و التماس کنیم. با او گفتگو کنیم و صحبت داشته باشیم. در کافی شریف هست که باز امام باقر(ع) فرمود: «والله لا یلح عبد المؤمن عزّ و جل فی حاجته الا قضی له» قسم جلاله خوردند. به خدا قسم بنده مؤمن در خانه خدا اصرار و پافشاری نمی‌کند الا اینکه خدا حاجت او را برآورده می‌کند. حاجتش را برآورده می‌کند یعنی بی پاسخ نمی‌گذارد. گاهی بالاترش را می‌دهد. یعنی ممکن است عین حاجت را صلاح نداند بدهد، یا وقتش نباشد.
باز روایت داریم که هیچوقت نگویید ما دیگر به دعا احتیاج نداریم. ممکن است کسی بگوید: من دعا می‌کنم ولی تسلیم محض هستم. مثنوی می‌گوید:
می‌شناسم من گروهی ز اولیاء *** که زبانشان بسته باشد از دعا
نه اینکه دعا نمی‌کنند، دعا می‌کنند ولی می‌گویند: هرچه صلاح و رضای توست. ما همین که تو می‌خواهی، می‌خواهیم. ولی چون تو گفتی من یا رب می‌گویم. ولی خلاف رضای تو قدمی برنمی‌دارم. در روایت می‌فرماید: هیچوقت نگویید: کار از کار گذشته است. تقدیراتی است که در لوح محفوظ نوشته شده است، هرکس بنا است به هرچه برسد، خواهد رسید. نه! بعضی چیزها هست اگر دعا کنی به تو می‌رسد و دعا نکنی به تو نمی‌رسد. بعضی روایات داریم روز قیامت دو مؤمن می‌آیند و یکی درجه‌اش بالا و یکی پایین است. می‌گوید: ما هردو نماز خواندیم و روزه گرفتیم. ذکر گفتیم و کارهای خیر کردیم، فرمود: او دعا کرده و تو دعا نکردی. او در خانه خدا را زده و التماس کرده و تو نزدی. دعاها درجه و پایه و قرب ما را به خدا نزدیک می‌کند. دعا موضوعیت دارد یعنی دعا عین اجابت است. دعا بهترین عمل تقرب آور است. یعنی امام زمان(ع) ما را راه بدهد، بنشینیم با او صحبت کنیم. از این بالاتر چیزی هست که بگوییم: باید از امام زمان نخود و کشمش بخواهیم.
شریعتی: بعضی می‌گویند: از فلانی چیزی نمی‌خواهم، فقط بیاید اینجا بنشیند، دو کلام با هم درد دل کنیم.
حاج آقای فرحزاد: لذا در روایت داریم خدا آنهایی را که دوست دارد، می‌گوید: زود حاجتش را ندهید. «فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ‏ صَوْتَه‏» (کافی/ج2/ص489) من از صدای او خوشم می‌آید. مثل اینکه شما به یک اداره می‌روی، مدیر و مسئول بعد از چند وقت شما را دیده است. می‌گوید: کارش را راه نیاندازید. من می‌خواهم دو سه ساعت پیش من بنشیند، کارش را راه بیاندازید زود می‌رود. من می‌خواهم او را نگاه کنم. در روایت داریم خدا دوست دارد صدا و ناله‌ی مؤمن را بشنود. می‌گوید: دلیل نمی‌شود اگر کار کسی زود راه افتاد، دلیل بر خوب بودن او است. گاهی خدا می‌گوید: من کسی را دوست ندارم که یا رب و یا الله بگوید، زود کارش را راه می‌اندازم که برود و اسم مرا نیاورد. روایت دارم آنهایی که برای دنیا در خانه خدا را می‌زنند. اصرار و پافشاری برای دنیا دارند. خدا می‌فرماید: بترسد که من در دنیا را به رویش باز کنم و برود که بر نگردد. مثل قارون‌ها! خدا بعضی‌ها را دوست دارد و بی پاسخ نمی‌گذارد و می‌گوید: همین که نشستی با من صحبت می‌کنی، چه اجابتی از این بالاتر؟ چه خواسته‌ای از این بالاتر که با خدا همنشین هستم. دعا باعث شده که یاد خدا کنم و با خدا بنشینم. عقل و فهم ما کم است که گاهی جیب طرف را می‌خواهیم. گفت:
گر از دوست چشمت به احسان اوست *** تو در بند خویشی نه در بند دوست
انشاءالله خود صاحبخانه را بخواهیم که اگر او را بخواهیم همه چیز به ما می‌دهند. امام صادق(ع) در کافی شریف فرمودند: بعضی می‌گویند: در لوح محفوظ هرچه بوده ثبت شده است. من چقدر عمر کنم؟ سالم باشم، مریض باشم. پیر باشم. جوان باشم. بعضی امور قطعی است و با دعا و صدقه عوض شدنی نیست. ولی خیلی از تقدیرات هم هست که با صدقه و دعا کم و زیاد می‌شود. بخشی مانده است. بخشی قبول است. در لوح محفوظ ثبت است و با هیچ اسبابی هم عوض نمی‌شود. روایت داریم کسی از حادثه تلخی خیلی می‌ترسد. مثلاً سرطان نگیرد، زمین گیر نشود، اگر اصرار و التماس به خدا بکند، خدا آن بلا و مصیبت را برایش پیش نمی‌آورد. بزرگی فرمود: من از خدا خواستم که خدایا طاقت فقر را ندارم. می‌گوید: در عمرم فقر ندیدم. بعضی هستند طاقت ندارند و ممکن است در آن زمینه خدا امتحانشان نکند، اجابت کند. یک جاهایی هست که خدا با ما کنار می‌آید. لذا امام صادق فرمود: نگو امر تمام شد و همه چیز بسته شد. بعضی درجه و مقامی نزد خدا دارند که جز با سؤال و گدایی و درخواست به آن مقام نمی‌رسند. بعد فرمودند: اگر بنده‌ای دهانش را ببندد و بگوید: من نماز می‌خوانم. دعا می‌خوانم و ذکر می‌گویم ولی از خدا چیزی نمی‌خواهم. خدا آن چیزها را به او نمی‌دهد. آن قرب و درجه را به او نمی‌دهد. دعا مغز عبادت و صلاح انبیاء است. «ان ابراهیم کان اواهاً حلیما» اواه یعنی دعّا. حضرت ابراهیم خیلی دعا می‌کرد. در مورد امیرالمؤمنین داریم که خیلی دعا می‌کرد.
خضوع و خشوع و ذلت و شکستگی که در دعا هست در باقی روایت‌ها نیست. از امام پرسید: دعا افضل است یا قرائت قرآن؟ فرمودند: «هی والله افضل، هی والله افضل، هی والله افضل» سه بار قسم جلاله خوردند. بخدا قسم دعا بالاتر است. بخدا قسم دعا بالاتر است. عمل به قرآن است و مغز دعا و عبادت است. یا برای دفع بلاها روایت داریم «ادْفَعُوا أَمْوَاجَ‏ الْبَلاءِ بِالدُّعَاءِ» (نهج‏البلاغه،حكمت 146) موج بلا که می‌آید امواج هم آمده است. آیت الله بهاءالدینی را سوار ماشین کردند عیادت مریض بروند. آقا همینطور در ماشین نشسته بودند، نگاه می‌کردند. این موتوری چپ و راست می‌رود، ماشین سبقت می‌گیرد. فرمودند: می‌بینم که بلا روی سر افراد می‌آید ولی برمی‌گردد. یک دستی هست، دعای امام زمان است، دعای پدر و مادر است، صدقه هست، یعنی این رفتارهایی که داریم باید خیلی بیش از اینها باشد. ولی دستی هست که یکی همین دعاست. می‌فرماید: امواج بلا را با دعا و صدقه رفع کنید.
به یاری خدا اولین دعای صحیفه سجادیه را شروع می‌کنیم که با حمد الهی شروع شده است. عزیزان انشاءالله صحیفه سجادیه را در کنار قرآن و مفاتیح تهیه کنند. انشاءالله این صحیفه نورانی در همه خانه‌ها باشد. هفته گذشته نرم افزار مبین موبایل هم معرفی کردیم که دوستان می‌توانند در گوشی همراهشان داشته باشند. حیف است دیگران که شیعه نیستند از این صحیفه بهره ببرند و ما محروم باشیم. صحیفه کتابی است که سه امام روی آن قسم خوردند. امام صادق فرمود: والله این دعا که من تأیید می‌کنم، املاء جدم امام سجاد(ع) و انشاء پدرم امام باقر(ع) است. اولین دعای حضرت در صحیفه سجادیه، توحید و حمد و مدح و ثنای خدای متعال است. در دعاها حمد و ستایش فراوان آمده است و خیلی سفارش شده که هرکاری می‌خواهید بکنید، بعد از بسم الله، با حمد و ستایش باشد. حتی در محاورات. یعنی بنده خدمت شما می‌آیم، استاد من هستید. بگویم: آقای شریعتی الحمدلله شما موفق هستید. خوبی‌های شما را بگویم و بعد گفتگو را شروع کنم. با هرکس مراوده داریم اول حسن‌ها را بگوییم و بعد اگر خواسته و انتقادی داریم بگوییم. لذا حضرت می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الاوَّلِ‏ بِلا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ» حمد می‌کنم خدایی که اول همه موجودات است. همه موجودات به او وابسته هستند ولی خودش اول ندارد. اول کسی دارد که نبوده و بود شده است. خدا خالق اول و آخر است. خدا خالق زمان و مکان است. لذا اولیت او مثل اولیت ما نیست. اول هست نه مثل اولیت ما، آخر هست یعنی همه به او برمی‌گردند و از او جدا شدند اما نه از جنس آخر ما. «وَ الاخِرِ» آخر هست و همه به او برمی‌گردند، «بِلا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ الَّذِي قَصُرَتْ عَنْ رُويَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِينَ» محال است خدای متعال با چشم سر دیده شود. چون خدا جسم نیست. جا ندارد، مکان ندارد، اینها برای مادیات و خلق است. مخلوق است که جا دارد و مکان دارد و با چشم سر دیده می‌شود. حتی موجودات خارجی ما همه با چشم سر دیده نمی‌شوند. اکسیژنی که در فضا هست دیده نمی‌شود. جاذبه زمین را نمی‌بینیم. بعضی می‌گویند: مگر هرچه دیده نمی‌شود نیست؟ الآن شما لیوان را رها کنی، به زمین می‌افتد. صد در صد زمین جاذبه دارد ولی دیده نمی‌شود. بعضی چیزها یافتنی است. «الَّذِي قَصُرَتْ عَنْ رُويَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِينَ» چشم سر از دیدن او قاصر است. نمی‌تواند او را ببیند. «وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِينَ» تمام توهم و افکار وصف کننده‌ها جمع شود نمی‌تواند حقیقت و ذات خدا را توصیف کند.
چون در دعاها با حمد بسیار شروع شده و با حمد هم ادامه پیدا کرده است. در دعای عرفه ببینید همه حمد است. حمد می‌کنم خدایی که مرا در دولت ائمه کفر قرار نداد. حمد می‌کنم خدایی که استخوان و اندام بدنم را مرتب کرد. حمد می‌کنم خدایی که مرا هدایت کرد. جا دارد چون بخش عظیمی از صحیفه سجادیه و باقی دعاها که حمد در آن خیلی زیاد است، یکی دو جلسه در مورد کلمه حمد صحبت کنیم.
شریعتی: قرار است روزهای دوشنبه سیری در صحیفه سجادیه را داشته باشیم. قرار نیست دعا به دعا و فراز به فراز پیش برویم. کلیدهای اساسی فهم دعا را برای ما خواهند گفت.
حاج آقای فرحزاد: از هر دعایی بخشی را خواهیم گفت که به ادبیات صحیفه آشنا شویم. پای منبر امام سجاد(ع) هستیم. به قولی امروز هجدهم شهادت امام سجاد است. به یک نقلی هم 25 شهادت حضرت است. فرق بین حمد و مدح و شکر چیست؟ حمد ستایش و تعریف از مطلق خوبی‌هاست. طرف یک چیز خوب مثل کمال و جمال و زیبایی که درونش هست، حالا چه اختیاری و چه غیر اختیاری است. چه موقتی و چه دائمی است. حمد جایی اطلاق می‌شود که زیبایی است، اختیاری یا غیر اختیاری است. در مقابل نعمت باشد یا نباشد. از او به ما چیزی رسیده باشد یا نرسیده باشد. یک کسی به ما هیچ محبتی نکرده ولی حسن و جمال دارد، این حمد است. مدح در مقابل افعال اختیاری است. یعنی یک کسی کاری خوبی را با اختیار خودش کرده است. ما از او مدح و تعریف و تمجید می‌کنیم. ولی غیر اختیاری، مثلاً کسی خدادادی یک چیزی دارد. این دیگر حمد است و مدح نیست. مدح برای جایی است که با اختیار انجام داده است. شکر در مقابل نعمت است. چیزی که به ما می‌رسد شکرگزاری کنیم. ولی جامع و کاملش حمد است. در واقع حمد مدح و شکر را شامل می‌شود چه نعمت باشد و چه نباشد. حمد خیلی جامع است. بعد از بسم الله الرحمن الرحیم شاید جمله‌ای بالاتر از حمد نداشته باشیم. علی القاعده باید همین باشد چون خدا کتابش را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کرده و بعد می‌گوید: «الحمدلله رب العالمین»! خیلی جمله بلندی است.
خیلی از بیننده‌ها به ما می‌رسند و می‌گویند: این جمله‌های کوتاهی که می‌گویید ما انجام می‌دهیم. ما خوشحال می‌شویم. روایت داریم هرکس هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار می‌شود، یا برای نماز بیدار می‌شود، اول صبح چهار بار بگوید: «الحمدلله رب العالمین» شکر آن نعمت و آن شب را به جای آورده است. شب شد هنگام خواب چهار بار بگوید: «الحمدلله رب العالمین». شکر نعمت‌های آن روز را به جا آورده است. از این نمونه چیزهای کوچک و پربار است. نکته دیگر درباره حمد این است که حمد چیزی است که حتی در بهشت هم هست. چون در بهشت دیگر عبادت ساقط می‌شود، نماز و تلاوت قرآن و روزه نیست. ولی از چیزهایی که در بهشت هست سلام است. «لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً، إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً» (واقعه/25 و 26) اهل بهشت به همدیگر سلام می‌کنند. ملائکه سلام می‌دهند و ما سلام می‌دهیم. مؤمنین به همدیگر سلام می‌دهند. سلام اسم خداست.
زمانی درباره‌ی سلام که نام خداست و چه برکاتی دارد صحبت کردم. گاهی فکر می‌کنیم به خدا رسیدن، هزارها سال تلاش و کوشش نیاز دارد. حدیثی داریم که بسیار زیباست. پیغمبر فرمودند: «أَوْلَي‏ النَّاسِ‏ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلامِ»‏ (كافي،ج2،ص644) آنوقت چه پاداشی دارد. «أَوْلَي‏ النَّاسِ‏ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ» چه کسی از همه به خدا نزدیک‌تر است؟ نمی‌گوید: هزار سال نماز شب بخوانید. هزار سال سجاده بیاندازی و روزه بگیری. «أَوْلَي‏ النَّاسِ‏ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ» نزدیک‌ترین فرد به خدا و نزدیک‌ترین فرد به پیغمبر چه کسی است؟ «مَنْ بَدَأَ بِالسَّلامِ» کسی که از اول صبح تا آخر شب سر کار است و بعد به منزل می‌رود، سلام کند. به شاگردانش سلام کند. سبقت بگیرد. ریشه تمام رذایل، ریشه تمام ظلم‌ها و فسادها تکبر و غرور است. ما یک سر و گردن خودمان را بالا می‌دانیم. من از همه برتر هستم. ریشه تمام رذایل یک ذره خود را بالا گرفتن است و غرور و تکبر است. پیغمبر فرمود: «من بدأ بالسلام بریء من الکبر». انشاءالله خدا به باغبان سمت خدا و باغش و محصولش و کارگر و کافرمایش خیر و برکت بدهد. فرمود: کسی که ابتدای به سلام می‌کند، خودش را می‌شکند. می‌گوید: من کوچک هستم و شما بزرگ هستید. پا روی خودش گذاشته و تمام. «من بدأ بالسلام بریء من الکبر» از کبر و غرور نجات پیدا می‌کند. انشاءالله این عمل‌های ریزی که سرمایه بزرگ درونش است، انجام دهیم. چهار بار اول و آخر روز بگوییم: «الحمدلله رب العالمین»
در بهشت یکی سلام و یکی حمد است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَ‏ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» (فاطر/34) اهل بهشت وقتی وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند: حمد می‌کنیم خدایی که حزن و غم و افسردگی را از ما دور کرد. رنج و سختی را از ما دور کرد. حضرت زهرا(س) هم وقتی وارد بهشت می‌شوند همین آیه را می‌خوانند. در سوره مبارکه زمر داریم وقتی اهل بهشت وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ‏ الْجَنَّةِ حَيْثُ‏ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ» (زمر/74) اهل بهشت می‌گویند: الحمدلله خدا وعده‌های درستی به ما داد و رسیدیم به بهشتی که خدا وعده کرده است. ما وارث بهشت شدیم.
موضوع دیگر اینکه در روایات ما خیلی سفارش شده که دعاها را حتماً با حمد شروع کنید. یکدفعه نگو: خدایا چنین کن، چنان کن. بسم الله بگو، حمد و ستایش کن، مقدمه چینی کن. یک زمان عرض کردم یکی از اساتید بزرگ می فرمودند: صبح که از خانه می‌خواهم بیرون بروم، خانم من یک دستمال برمی‌دارد کفش مرا تمیز می‌کند. لباسم را دست می‌کشد و می‌گوید: حاج آقاجان! از شما شوهر بهتر هست؟ چه آقای خوبی! چقدر مهربان است. بعد هرچه پول است از جیب ما برمی‌دارد. چرا کارهایی که راحت می‌شود انجام داد، خدا می‌داند با درگیری و داد و دعوا بد از بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود. حدیث داریم با مدارا و نرمی و ملایمت و محبت می‌شود به هرچیزی رسید ولی با خشونت و تندی و موقتی ممکن است ولی در آینده پایدار نیست و بعد هم طرف جای دیگر تلافی می‌کند. حمد در زندگی ما پیاده شود. فقط حمد خدا منظور نیست. از همسرت قدردانی کن، دست مردی که از صبح تا شب بیرون کار می‌کند، دو تا شغل دارد، باید دستش را بوسید. بچه‌ها از پدر تشکر کنند. این حمد در همه ساری و جاری شود. همه‌جا جریان پیدا کند. لذا فرمود: «انَّ المدحة قبل المسأله» یعنی قبل از هر درخواستی باید مدح و ستایش داشته باشیم یا «إن كل‏ دعاء لا يكون‏ قبله تمجيد فهو أبتر» (مكارم‏الاخلاق، ص 308) هر دعایی که قبلش حمد و ستایش نباشد، ناقص است. یعنی بار به مقصد نمی‌رسد. خدا جوابش را نمی‌دهد. «كُلُ‏ أَمْرٍ ذِي‏ بَالٍ‏ لَمْ يُذْكَرْ فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ» (تفسير الامام العسكري، ص 25) هرکاری بدون بسم الله شروع شود، به نتیجه نمی‌رسد. فرمود: هر کار ارزشمندی بدون حمد شروع شود، مقطوع است و برکت از او برداشته می‌شود.
یک زمانی ما چهار نفر بودیم که سر درس آیت الله بهجت که خدا رحمتش کند، می‌رفتیم. ایشان قبل از درس و بعد از درس نکته‌هایی می‌گفتند که خیلی مهم بود. آقای دولابی(ره) همیشه سفارش می‌کردند فقط حرف طرف را نگاه نکن. خودش را ببین. حرفش را می‌خواهی یا خودش را، خودش و رفتارش، آمدنش، رفتنش، نشستنش، به یکی از شاگردان علامه طباطبایی فرموده بودند: خودش را می‌دیدی یا درسش را؟ بعضی هستند به تعبیر ایشان مثل سامری می‌مانند. سامری نگاه کرد پای اسبی که جبرئیل آمد فرعون را غرق کند، دید خاک‌ها پرواز می‌کند، گرفت و در گوساله ریخت و صدا می‌داد. بعضی هستند که فقط می‌خواهند از طرف بدزدند و بروند دکان و دستگاه درست کنند. بعضی عاشق استاد هستند. صاحب کلام از کلام خیلی بالاتر است. یک زمان بنده در حرم خدمت آیت الله بهجت رسیدم. ایشان هم خیلی صله رحم قوی داشتند. فرمودند: فلانی و فلانی چطور هستند؟ گفتم: خوب است. ایشان خیلی لطیف و ظریف فرمودند: بگویی الحمدلله بهتر است. سراغ کسی را می‌گیرند بگو: الحمدلله! هم آن خوبی را القاء کردی. هم شکر خدا را کردی و ذکر خدا را گفتی. اگر مریض است، بگو: الحمدلله!
شریعتی: امروز صفحه 102 قرآن کریم، آیات نورانی 148 تا 154 سوره نساء را به اتفاق تلاوت خواهیم کرد.
«لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً «148» إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً «149» إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا «150» أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً «151» وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً «152» يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى‏ سُلْطاناً مُبِيناً «153» وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «154»
ترجمه: خداوند، آشكار كردن گفتار بد را دوست نمى‏دارد، مگر از كسى كه به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست. اگر كار نيكى را آشكارا يا پنهان انجام دهيد، يا از لغزش و بدى ديگران درگذريد، بدانيد كه قطعاً خداوند بخشاينده تواناست. قطعاً كسانى كه به خداوند و پيامبرانش كفر مى‏ورزند و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش جدايى بيفكنند و مى‏گويند: به بعضى ايمان مى‏آوريم و به بعضى كافر مى‏شويم، و مى‏خواهند در اين ميانه راهى در پيش گيرند، (كه مطابق هوس باشد، نه عقل و استدلال). به حقيقت كافر همين‏هايند و ما براى كافران عذاب خواركننده آماده ساخته‏ايم. و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ يك از آنان جدايى نيفكنده‏اند، اينانند كه بزودى پاداششان را به آنان خواهد داد و خداوند، همواره بخشاينده و مهربان است. اهل‏كتاب از تو مى‏خواهند كه كتاب ونوشته‏اى از آسمان برايشان فرود آورى، بى‏گمان از موسى بزرگ‏تر از آن را خواستند كه گفتند: خدا را آشكارا به ما نشان بده! پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فراگرفت، سپس بعد از آنكه معجزه‏هاى روشن براى آنان آمد، گوساله‏پرستى را پيش گرفتند، پس (از توبه) ما از آن (گناه) هم درگذشتيم و عفو كرديم و به موسى حجّتى آشكار داديم. ما كوه طور را به خاطر پيمان گرفتن از آنان (بنى‏اسرائيل) بالاى سرشان قرار داديم و به ايشان گفتيم: سجده‏كنان از آن در وارد شويد و به آنان گفتيم: در روز شنبه (تعطيل، به احكام خدا) تعدّى نكنيد و از آنان پيمانى محكم گرفتيم.
شریعتی: نرم افزار پیام رسان سروش ما همزمان با کانال تلگرام ما در فضای مجازی فعال شده است. بعد از یک دوره کوتاه به روزرسانی شده و می‌توانید استفاده کنید. نرم افزارهایی که در مورد صحیفه سجادیه و نهج‌البلاغه و غررالحکم در مورد آن صحبت کردیم، می‌توانید در کانال ما دانلود کنید و استفاده کنید و دعای خیر کنید برای تمام کسانی که دست به دست هم دادند تا این اتفاقات به صورت بسیار ارزنده در اختیار ما قرار بگیرد که انشاءالله همه بهره ببریم. نکته صلوات و اشاره قرآنی را بفرمایید.
حاج آقای فرحزاد: روایت داریم کسی که آخرین کلامش در این دنیا ذکر صلوات باشد، اهل بهشت است. «مَنْ‏ كَانَ‏ آخِرُ كَلامِهِ‏ الصَّلاةَ عَلَيَّ وَ عَلَي عَلِيٍّ دَخَلَ الْجَنَّةَ» (عيون أخبار الرضا (ع)، ج2، ص64) انشاءالله این ذکر با وجود ما عجین شود که اول و آخر ما با صلوات باشد. آیه 148 این صفحه که خوانده شد. خدای مهربان می‌فرماید: «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً» ما حق نداریم امور دیگران، بدی‌های دیگران را برای افراد دیگر بازگو کنیم. ولی این استثناء دارد. مگر جایی که مظلوم قرار بگیرد. یعنی ظالم‌ها فکر نکنند که خدا گفته: عیوب را بپوشانید، هر ظلم و خیانتی دوست داشتید بکنید. اینجا جایی است که کسی که مظلوم مورد ستم قرار بگیرد، یکی از مواردی است که می‌شود غیبت کرد و انسان از خودش دفاع کند ولی به اندازه. آن ظلمی که به او شده بگوید. نه اینکه دوست دارد به دیگران بگوید. بگو: این خانم و این آقا به من ظلم کردند، من از حقم دفاع کنم. یا در دادگاه یا نزد افرادی که بتواند حقش را بگیرد. یکی از مواردی که خدا اجازه داده انسان از خودش دفاع کند در جایی که کسی به او ظلم کرده و مظلوم قرار گرفته است. اینجا را خدا دوست دارد و مواظب باشد زیاده روی نکند چون خدا سمیع علیم است.
شریعتی: از مرحوم طبرسی هم برای ما بگویید.
حاج آقای فرحزاد: از مرحوم طبرسی نکته‌ای عرض کنم که عالم برجسته‌ای بود که با قرآن خیلی مأنوس بود. تفسیر مجمع البیان ایشان هم ادبیات را کامل آورده است، هم اقوال را کامل آورده و قول شیعه را هم آورده است. 54 سال ایشان در شهر مشهد تألیف و تدریس داشت و شاگرد تربیت کرد و بعد هم سبزوار آمد و آنجا از دنیا رفت. جنازه‌اش را نزدیک حرم آوردند و اول خیابان طبرسی دفن است. چون در آستانه اربعین هستیم، خواهش می‌کنم عزیزان افرادی که تا به حال نرفتند کمک کنند و خودشان بفرستند یا همراه خودشان ببرند. از عزیزانی که عازم سفر اربعین امام حسین هستند خواهش می‌کنم همراهشان چند نفر از کسانی را که نرفتند ببرند.
خدایا تو را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد قلب امام زمان از ما راضی و فرجش را نزدیک بگردان. همه ما را از بهترین شیعیان قرار بده. حاجت همه حاجتمندان و گرفتارها برآورده بگردان. دفع هم و غم و افسردگی و هر نوع مرض روحی و جسمی از عزیزان دور بگردان. عاقبت بخیری و وسعت رزق به همه عنایت بفرما. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد و سلام بر امام حسن و امام حسین(ع)!
شریعتی: «السلام علی من الاجابة تحتَ قبته»