main logo of samtekhoda

دل نوشته ها


دلنوشته ها جایی است برای کسانی که فکر می کنند گفتگو درباره مسائل معنوی با دوستانی که آنها را ندیده و نشنیده اند و تنها در اینکه  سمت خدایی هستند مشترکند می تواند به آنها برای رسیدنی عاشقانه تر و درکی زیباتر از دوستی با خدا کمک کند . مسئولین این صفحه با کمال علاقه و اشتیاق پیامهای دریافتی تک تک شما عزیزان را خوانده و پیامهایی که به تحقق این هدف الهی کمک کند را منتشر می کنند و برای همه کسانی که خالصانه مطلبی را درج میکنند آرزوی توفیق و سربلندی میکنند .
در راستای رسیدن به اهدافی که برای این صفحه در نظر داشته ایم از انتشار پیامهایی که حاوی معرفی سایتها و وبلاگهای شخصی ، درخواست و یا ارائه ایمیل و تلفن ،در خواست کمک های مادی ومطالبی که به سایر بخش های سایت مربوط می شود معذوریم .
دوستان قدیمی سپاس ودوستان جدید خوشامد گویی مارا پذیرا باشید


دوستان گرامی:برای گذاشتن پیام ،از گزینه افزودن نظر در پایین صفحه استفاده کنید.


نظرات 

 
+3 #3695 محمد حسین ۱۳۹۶-۰۱-۰۵ ۱۶:۰۰
حيا و ازدواج دو عامل اساسی در ایجاد خانواده است هر کدام نباشد خانه و فامیل و خانواده شکل نمی گیرد یا مختل می شود برای احیای هر چه بهتر آن تلاش کنیم که کاری است اجتماعی نه فردی محض رضای خداوند کریم
نقل قول
 
 
+4 #3694 N ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ ۱۶:۲۴
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

لحظه ها در تپش تاب تب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج
که نگاهم نگران منتظر آن روزاست
نقل قول
 
 
+1 #3693 آلما ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ ۱۵:۰۷
سلام
هرچند وقت میام نوشته هاتونو میخونم و سخت درگیرم میکنه وان شا الله که همه مشکلاتشون حل بشه
شده تا حالا یه خلا در زندگیتون ایجاد بشه؟در وجودتون...اینکه حس کنید یه چیزی کم دارین و ندونین چیه؟
من یه دختر مذهبی هستم ولی اونجور ک میخوام خدارو داشته باشم نداشتم
اون آرامش قلبی رو ندارم
یه گمشده دارم که نمیدونم چیه؟
بی قرارم کرده و هیچ کس حال منو درک نمیکنه
حتی نمیتونم از عبادتم لذت ببرم...خیلی دنبال بودم تا کسی کمکم کنه ولی کمک نکردن یا اولش امیدوارم کردن و بعدش تنهام گذاشتن
بچه ها اگه راهکار دارین کمکم کنید
واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
نقل قول
 
 
+4 #3692 یا رسول الله ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ ۰۵:۵۸
پیامبر اکرم ( ص ): دعای کودکان از امت من تا زمانی که مرتکب گناه نشده اند مستجاب میشود. بحارالانوار ج93-ص357

ازتون خواهش میکنم اگه کوچولویی اطرافتون هست، واسه همه و من که واقعا محتاج دعام دعا کنه
نقل قول
 
 
0 #3691 حدیث ۱۳۹۶-۰۱-۰۳ ۱۶:۱۴
Quoting مهتاب:
سلام من 25 سالمه همه عمرم به پدرم احترام گذاشتم و به حرفش گوش دادم ولی همیشه بهم فحش میده من تاحالا دوست پسر نداشتم کار بد نکردم برخلاف دیگه خواهرام .جواب شو ندادم ازمون استخدامی دادم نمیدونم بعد یه ماه ردم کردن بدون مصاحبه بابام میگه چون پول نداری من باهات این طوری رفتار میکنم میگه شوهر بکنی مثل سگ میای دم خونم با بچه هات تا نون جلوت بندازم و تو که بلدی قرآن بخونی برو تو قبرستون بخون تا مردم بهت پول بدن ویا میریم تو دهنت به خدا من جوابی بهش نمیدادم .خواهرم بزرگم کارمند و از وقتی بچه اش به دنیا اومد من بزرگش کردم بابام مجبورم میرد تا نگاهش دارم به سختی درس خوندم یه دستم بچه بود یه دستم غذا درست میکردم بعد چند سال که بچه خواهرم 6 سالشه خواهرم میگه بدبخت یه عمرم خدا خدا کردی خدات کمکت نکرد بیچاره بین بچه منو بزرگ کن تازه از خونش بیرونم هم کرده ولی بابام مجبورم کرد بچشو نگه دارم از امام حسین خواستم از امام رضا کمکم نکرد هر کس این میخونه برام دعا کنه دارم از اول کنکور میدم شاید قبول بشم میگم خوب نیست برم قبرستون قرآن بخونم بهتر نیست راستی بابام خیلی پولداره

چقدر ناراحت شدم غصه نخور به من هم گفتند بدبخت به من هم گفتند برو به خدات بگو کمکت کنه
بم گفتند خسته نشدی این همه خدا رو صدا میزنی و به دادت نمیرسه و خیلی چیزای دیگه. من استخدام شدم به این شغل خیلی نیاز داشتم من وارد۳۲ سالگی شدم سالهاست که بم میگن هرگز ازدواج نمیکنی اما من همچنان امیدوارم
نقل قول
 
 
+2 #3690 منم کنکوریم ۱۳۹۶-۰۱-۰۲ ۱۲:۳۷
Quoting MHT:
Quoting سلام:
سلام
من پشت کنکوریم،روحا خیلی بهم ریختم.تو رو خدا واسم دعا کنید اون رشته ای میخوام اگه صلاحمه ان شاءالله قبول شم.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام داداش منم کنوری تجربیم ان شاالله که هردو تهران قبول خواهسم شد

سلام منم کنکوریم لطفا واسم دعا کنین خیلی دااغونم
نقل قول
 
 
+1 #3689 محب ۱۳۹۶-۰۱-۰۲ ۰۵:۱۵
Quoting مهتاب:
سلام من 25 سالمه همه عمرم به پدرم احترام گذاشتم و به حرفش گوش دادم ولی همیشه بهم فحش میده من تاحالا دوست پسر نداشتم کار بد نکردم برخلاف دیگه خواهرام .جواب شو ندادم ازمون استخدامی دادم نمیدونم بعد یه ماه ردم کردن بدون مصاحبه بابام میگه چون پول نداری من باهات این طوری رفتار میکنم میگه شوهر بکنی مثل سگ میای دم خونم با بچه هات تا نون جلوت بندازم و تو که بلدی قرآن بخونی برو تو قبرستون بخون تا مردم بهت پول بدن ویا میریم تو دهنت به خدا من جوابی بهش نمیدادم .خواهرم بزرگم کارمند و از وقتی بچه اش به دنیا اومد من بزرگش کردم بابام مجبورم میرد تا نگاهش دارم به سختی درس خوندم یه دستم بچه بود یه دستم غذا درست میکردم بعد چند سال که بچه خواهرم 6 سالشه خواهرم میگه بدبخت یه عمرم خدا خدا کردی خدات کمکت نکرد بیچاره بین بچه منو بزرگ کن تازه از خونش بیرونم هم کرده ولی بابام مجبورم کرد بچشو نگه دارم از امام حسین خواستم از امام رضا کمکم نکرد هر کس این میخونه برام دعا کنه دارم از اول کنکور میدم شاید قبول بشم میگم خوب نیست برم قبرستون قرآن بخونم بهتر نیست راستی بابام خیلی پولداره

سلام .یه سر به سایت بیان معنوی بزن و بحث تنها مسیر رو گوش کن انشاءالله به درت بخوره . هر روز چند دقیقه خودمونی با حضرت زهرا سلام الله علیها حرف بزن و از ایشون بخواه کمکت کنه.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+1 #3688 علی ۱۳۹۶-۰۱-۰۱ ۱۳:۴۴
Quoting مهتاب:
سلام من 25 سالمه همه عمرم به پدرم احترام گذاشتم و به حرفش گوش دادم ولی همیشه بهم فحش میده من تاحالا دوست پسر نداشتم کار بد نکردم برخلاف دیگه خواهرام .جواب شو ندادم ازمون استخدامی دادم نمیدونم بعد یه ماه ردم کردن بدون مصاحبه بابام میگه چون پول نداری من باهات این طوری رفتار میکنم میگه شوهر بکنی مثل سگ میای دم خونم با بچه هات تا نون جلوت بندازم و تو که بلدی قرآن بخونی برو تو قبرستون بخون تا مردم بهت پول بدن ویا میریم تو دهنت به خدا من جوابی بهش نمیدادم .خواهرم بزرگم کارمند و از وقتی بچه اش به دنیا اومد من بزرگش کردم بابام مجبورم میرد تا نگاهش دارم به سختی درس خوندم یه دستم بچه بود یه دستم غذا درست میکردم بعد چند سال که بچه خواهرم 6 سالشه خواهرم میگه بدبخت یه عمرم خدا خدا کردی خدات کمکت نکرد بیچاره بین بچه منو بزرگ کن تازه از خونش بیرونم هم کرده ولی بابام مجبورم کرد بچشو نگه دارم از امام حسین خواستم از امام رضا کمکم نکرد هر کس این میخونه برام دعا کنه دارم از اول کنکور میدم شاید قبول بشم میگم خوب نیست برم قبرستون قرآن بخونم بهتر نیست راستی بابام خیلی پولداره




والا چی بگم ....


خداوند پدرتون رو به راه راست هدایت کنه


وشما هم به هر چی میخاین برسین



ان شاء الله
نقل قول
 
 
+1 #3687 علی ۱۳۹۵-۱۲-۳۰ ۰۷:۲۱
سلام


تبریک میگم سال نود و شش را به شما دوستان عزیز و گرامی

ان شاء الله سال خوبی داشته باشی


سایه سار مقام معظم رهبری مستدام باد



❤❤
نقل قول
 
 
0 #3686 Atiye ۱۳۹۵-۱۲-۳۰ ۰۶:۱۴
باسلام
ولادت خانم فاطمه زهرا(س) وسال جديد را براي همه مسلمانان جهان وهموتنان گرامي تبريك عرض مينمايم
باتشكر از عوامل برنامه و كارشناسان واساتيد محترم .
دنيا مانند رحم مادر است وما مانند جنيني در رحم مادر.
نقل قول
 
 
+2 #3685 حدیث ۱۳۹۵-۱۲-۲۹ ۱۶:۵۹
سال جدید همه به هرچی میخوان برسن هرکی شغل ازدواج فرزند خونه و... میخواد به بهترین شکل برسه. همه مریضا شفا پیداکنن بدهکارا بدهیشونو بده خلاصه هرکی هرچی میخواد. خدا رو شکر من دو هفته میشه مشغول به کار شدم بعد از چهار سال دوندگی بالاخره موفق شدم استخدام شن. دلم میخواد سال جدید وضعیت زندگیم روبراه بشه و یک ازدواج خوب کنم و به آرامش برسم. دوستان خوبم سال جدید رو به همتون تبریک میگم. دقایق پایانی روز 29 اسفند سال 1395تمام سال را به خدا میسپارم.برای برآورده شدن تمام آرروهامون یه صلوات بفرستید.
نقل قول
 
 
+3 #3684 حدیث ۱۳۹۵-۱۲-۲۹ ۱۶:۵۲
سلام به تمام دوستانی که در اینجا پیدا کردم دوستانی که بران دعا کردن برام آرزوهای خوب داشتن بی آنکه منو بشناسن بی آنکه بشناسمشون انا همه رو دوست دارم همه سمت خدایی ها رو. خدای عزیزم بخاطر امسال سپاسگزارم بخاطر داشته و نداشته هایم. از اینکه گذاشتی یک سال دیگه بزرگ شم یک سال دیگه بهار عزیز رو به چشم ببینم. خدای عزیزم ازت ممنونم که با غم و شادی مرا رشد دادی. خدای عزیزم دلم می خواد همه شاد باشن و به آرامش برسن
نقل قول
 
 
0 #3683 آشیل ۱۳۹۵-۱۲-۲۹ ۱۳:۰۴
سلام


به کارشناسان برنامه خوبتون( الکی مثلا ) بگین در مورد عاشقی

قرآن یا احادث راهکاری یا چیز خاصی نگفتن


ما که خیری ندیدیم تو این سن کم البته میدونم فان مع العسره یسرا


ولی ..... بی‌خیال .......


فکر و خیالات از بین برد ما رو


مشکل همه ی این توانایی کع پیام میفرستن به مدله خودتونم


میدونین



فقط دعا میکنم امام زمانی که میگین بیاد



حیف شد خیلی دوس داشتم برم سوریه ولی نتونستم یا شایدم


ترسیدم


...



التماس دعا
نقل قول
 
 
+3 #3682 مهتاب ۱۳۹۵-۱۲-۲۷ ۰۸:۳۴
سلام من 25 سالمه همه عمرم به پدرم احترام گذاشتم و به حرفش گوش دادم ولی همیشه بهم فحش میده من تاحالا دوست پسر نداشتم کار بد نکردم برخلاف دیگه خواهرام .جواب شو ندادم ازمون استخدامی دادم نمیدونم بعد یه ماه ردم کردن بدون مصاحبه بابام میگه چون پول نداری من باهات این طوری رفتار میکنم میگه شوهر بکنی مثل سگ میای دم خونم با بچه هات تا نون جلوت بندازم و تو که بلدی قرآن بخونی برو تو قبرستون بخون تا مردم بهت پول بدن ویا میریم تو دهنت به خدا من جوابی بهش نمیدادم .خواهرم بزرگم کارمند و از وقتی بچه اش به دنیا اومد من بزرگش کردم بابام مجبورم میرد تا نگاهش دارم به سختی درس خوندم یه دستم بچه بود یه دستم غذا درست میکردم بعد چند سال که بچه خواهرم 6 سالشه خواهرم میگه بدبخت یه عمرم خدا خدا کردی خدات کمکت نکرد بیچاره بین بچه منو بزرگ کن تازه از خونش بیرونم هم کرده ولی بابام مجبورم کرد بچشو نگه دارم از امام حسین خواستم از امام رضا کمکم نکرد هر کس این میخونه برام دعا کنه دارم از اول کنکور میدم شاید قبول بشم میگم خوب نیست برم قبرستون قرآن بخونم بهتر نیست راستی بابام خیلی پولداره
نقل قول
 
 
+2 #3681 MHT ۱۳۹۵-۱۲-۲۷ ۰۵:۳۷
Quoting سلام:
سلام
من پشت کنکوریم،روحا خیلی بهم ریختم.تو رو خدا واسم دعا کنید اون رشته ای میخوام اگه صلاحمه ان شاءالله قبول شم.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام داداش منم کنوری تجربیم ان شاالله که هردو تهران قبول خواهسم شد
نقل قول
 
 
0 #3680 لاله ۱۳۹۵-۱۲-۲۴ ۰۵:۵۷
Quoting فهیمی:
Quoting لاله:
ببخشید پیامم چند قسمت شد امیدوارم پیامم منتشر بشه کسی بهم پاسخ بده

سلام
دوست عزیزم احساس خستگی گاهی وقتها به آدم دست میده ولی شما تا اونجایی که میتونی به اونها محبت کن و اگه دیدی سر چیزای کوچیک درگیر میشن با رفتار محبت آمیز و نرم و گذر کردن خودت متوجه شون که اون چیزی نیست یا اگه اتفاقی افتاده خواست خدا بوده اگه خدا نخواد برگی از درخت نمی افته.
دوستم این چیزی بود که از دستم برمیومد

سلام ممنون از راهنماییتون
نقل قول
 
 
+4 #3679 سلام ۱۳۹۵-۱۲-۲۳ ۱۲:۰۰
Quote:
دوستان عزیز سمت خدایی
بیاین از صمیم وجودمون یه استغفرالله ربی و اتوب الیه بگیم و برای ظهور امام زمانمون، رفع غم ها و گرفتاری های خودمون وهمه ی کسایی ک التماس دعادارن بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم. امیدوارم خداوند بخشنده ی مهربان به برکت صلوات بر خاتم انبیا محمد مصطفی ص دعاهامون رو در حق هم مستجاب کنه.هرکی صلوات رو فرستاد لایک کنه تا دلگرمی باشه واسه هممون تا بفهمیم همینجا چندین و چند دعای خیر همراهمونه. "...لا تقنطوا من رحمه الله..." التماس دعا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام دوستان هممون حاجاتی داریم.بیاین واسه هم دعا کنیم
نقل قول
 
 
+1 #3678 خیلی خستم ۱۳۹۵-۱۲-۲۳ ۱۱:۵۷
سلام، ای سمت خدایی ها داااااااغوووووو ونم ....
تورو خدا واسم دعا کنین.... :(((((
به خصوص سال تحویل التماس دعا

مهدی جان!
تو بیایی بهار می آید ....
"اللهم عجل لولیک الفرج"
نقل قول
 
 
+3 #3677 حسین رضائیان مشهد ۱۳۹۵-۱۲-۲۳ ۰۷:۱۲
سلام... ممنون بابت برنامه زیبایی که تولید میکنید.... شنیدم آقای شریعتی میخوان برن کربلا... التماس دعای شدید داریم ازین مجری و انسان بسیار دوست داشتنی... یاعلی
نقل قول
 
 
0 #3676 مهدیه ۱۳۹۵-۱۲-۲۲ ۱۸:۴۷
شب ازشدت ناراحتی از خدا خواستم آروم بشم خواب دیدم زیر یه پرچم هستم که روش نوشته حرم مطهر بعد یه نوشته دیدم یا حسین ویه سقف پوشیده ازکفن که احتمالا هفتادوتن بودن الان خیلی ارومم چون حتما تعبیر خوبی داره.امسال تونستم برم زیارت امام حسین از وقتی برگشتم خیلی خواب توسل و زیارت رو میبینم اما جوابی نگرفتم یه شب گفتم من یه نشونه از حاجتم رو میخوام خواب دیدم موکب امام زمان من وصدا میزنن که از طرف موکب به من هدیه ای دادن جالب اینه که به موکب امام زمان که رسیدم خیلی دلم شکست پر بغض بودم برا بار اول احساس کردم چقدر امام زمانم غریبه چقدر من غافل بودم فکر نکنم امام زمانمون هیشکی رو ناامید کنه ازدر خونش.دلم به این نشونه ها خوشه برای سلامتی وظهورش دعا کنیم تا همه مشکلاتمون حل بشه باظهور آقا. اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم
نقل قول
 
 
0 #3675 مهدیه ۱۳۹۵-۱۲-۲۲ ۱۸:۳۳
سلام خدمت دوستان خوبم
یادمه اولین بار که اومدم پیام دادم چقدر ناراحت وناامید بودم بخاطر اینکه بعد کلی انتظار وسه سال به پای کسی نشستن واز همه چی گذشتن همه چی بهم خورد وخیلی شکسته شدم وکسی که لیاقت نداشت محبتم وعشق پاکم رو نثارش کنم از زندگیم حذف شد خیلی شب وروز گریه کردم دوسال از اون روزها میگذره اما الان خیلی شاکرم که با همچین فردی زندگی نکردم که فقط مایه عذابم بود کسی که هيچوقت نخواست من به بودنش دلگرم بشم کسی که کارت عروسیش رو واسه همکارم فرستاد تا من وعذاب بده وقتی شب خوابیدم ازشدت ناراحتی بخاطر اون همه محبت وگذشت بخاطر اینکه بهترین موقعیتهام رو بخاطرش ازدست دادم
نقل قول
 
 
+1 #3674 Atiye ۱۳۹۵-۱۲-۲۲ ۱۵:۳۱
با نام آنکه آموخت نوشتن به قلم را : تمام انسانها یک وجود است انا اله وانا اله راجعون . شعاعها بیشمار" حلقه ها بیشمار "مرکز جمال الهی و کسی که بداند از خودش چیزی ندارد. هر چیر از آن اوست. وعین حال به نفس خودش غلبه کند وپیروز شود دیگر یکی از این حلقه ها است. نخ الهی که آ ویزان است به آن چنگ زده است.: عدد صفر خودش ارزش ندارد. ولی قبل از خودش رقمی داشته باشد ارزش پیدا میکند ( 0) یعنی حلقه ها هر چقدر بیشتر باشد ارزشش زیاد میشود و حلقه توحیدی اراده وحدت افزایش پیدا میکند. من +من=0 من-من=0 من/من=0 من*من=0 فطرت انسان.خداوند انسان را اینگونه آفریده که او میتواند در وجود خودش صراط المسطقیم را پیدا کند . او میتواند به کمالات برسد .تنها فرمول این کار انجام کار -- منفعت انسان. میزان در فطرت انسان مثلا :خودباوری و عظت انسان. خود باوری برای انجام کارها برای انسان لازم است. (میزان) عظت انسان برای اینکه ماهیت فطرتش را حفظ کند (میزان) دراینجا آسیب هایی که به فطرت انسان صدمه می زند و وظایفی که انسان نسبت به فطرت خود دارد آشنا نمیشه؟ و وظایف هایی که نسبت به دیگران و به خدا دارد میشود گفت:خود باوری وعظت نفس انسان میزان است ولازمه ولی میزانش زیاد شود .خود خواهی " خودپسندي خودنمایی" تکبر" وغیره ایجاد میکند .که این ظلم کردن به فطرت خویش است. آیا نخی که اویزان است چنگ زدن به ان با استفاده ازفطرت انسان است.
نقل قول
 
 
0 #3673 Atiye ۱۳۹۵-۱۲-۲۲ ۱۵:۱۱
باسلاام
داشتم فكر ميكردم توحيد چيست؟ آيت چيست؟ روح چسيت؟فطرت چيست؟ نفس چيست؟ خدا پلك زدن مارا ميشمارد نفسهاي مارا ميشمارد اينهمه مارادوست دارد چرا اين نفس را آففريده است.؟ اشراف چيست ؟ تصوف چيسست؟ فكر چيست؟ وجدان چيست؟ كارايي فكر چيست؟ عالم مادي چيست؟ عالم معنوي چيست؟ چرا خدا مارا آفريده است؟ حدف از آفرينش چيست؟براي چي هستم .وضيفيي من چيسست.از كجا آمدم به كجا ميروم. اين سوالهارا از خودم مپرسيدم .. از درونم هرچي ميگزشت همين طوركه هست مينوشتم.
يك شب ميخواستم بت هاي خودم را بشكنم نميدانستم چطور.....گفتم اي بت شكن تاريخ در تاريكي شب كمكم ميكني....آخه تو تا نمرود بفهمد بجز بت بزرگ همه بت هارا شكسته بودي... تنها خودت بودي وخداي خودت توبودي با خدا خدابود با تو
خدايا اين چه زلزله است وجودم برپا كردي روز قيامت رسيد1 جايگاهم بيرون انداختي مانند كوه ها متلاشيم كردي مثل كوه افشانها زجانم حقيقت افشا كردي. جز تماشا .عقل كاري نيست بيقراري دل. مهرت انتهايي نيست.
مطالب هاي بلند را نميتوان در اينجا نوشت كجا بنويسيم
نقل قول
 
 
+7 #3672 علی ۱۳۹۵-۱۲-۲۰ ۱۳:۳۹
Quoting چی بگم؟! :|:
سلام دوستای عزیزم :) میشه لطفا یه صلوات از ته دل بفرستین♥♥♥
بعدش واسه همه ی اونایی ک امیدشون دعاهای شماس، مثه من، دعا کنین.....♥♥♥


اللـــهـــــم صل آل محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یا الله عاجزانه ازت التماس میکنم بحق پنج تن آل عبا

همه ی دوستان سمت خدایی رو هر کس هر حاجتی داره

برآورده کن آمین یا رب العالمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+12 #3671 علی ۱۳۹۵-۱۲-۲۰ ۰۶:۳۵
یا رب یا رب یا رب

پروردگارا شرمندتم


حلالم من


بنده ی خوبی واست نبودم


ولی همیشه بهم لطف داشتی


الـــحمدلله رب العالمین
نقل قول
 
 
+8 #3670 ... ۱۳۹۵-۱۲-۱۸ ۱۶:۱۱
خدایاخودت مراقب جوونایی که تو این زمونه دلشون میخواد سالم زندگی کنن باش. خدایا گناهان مارا ببخش.کمکمون کن به راه خطا نریم اگرم رفتم هیچ گناهی رو کوچک نشماریم ،بهمون توفیق توبه را بده.نگذار اگر از گناهی خلاص شدیم ب گناه دیگر روی بیاریم.سلامت و کیفیت زندگیامون رو بالا ببریم. بیشتر به خودمون بپردازیم، از خودمون بخاطر غفلتهامون عذرخواهی کنیم.همدیگه رو ببخشیم.آمین
نقل قول
 
 
0 #3669 فهیمی ۱۳۹۵-۱۲-۱۸ ۱۵:۲۶
Quote:
سلام به همه...من دوباره اومدم...ولی بایه دلی ک ارامش داره چندماه پیش درمورد شکم تو چادرو درستی راهمون شک کرده بودم و خانوم شاید من خطاکار باشم و اقا کاظمو خانم یا اقای نزدیک خدا خعلی کمکم کردن واقعن ممنونم.....من الان ازدانشگاه قبول شدم و دارم از خوابگاه دانشکده پزشکی تبریز پیام میدم....خداجون شکرت واسه این حال خوبم....انشالله امسال همه ب ارامش برسن و شاد باشنن....دعام کنید حالاک باهزار زحمت قبول شدم بتونم ادامه بدم ویه پزشک منصفی باشم و هچ وقت مغرور نشم بخودم.وتاجایی ک متونم به این واون کمک کنم.....امیدتونو ازدس ندین ...من پارسال یه فرد ناامید بودم و حتی از خداهم فاصلهگرفته بودم ولی اون منو ول نکرد....خداجون عاشقتم مهسا ..

الحمدلله
نقل قول
 
 
+1 #3668 فهیمی ۱۳۹۵-۱۲-۱۸ ۱۵:۱۵
Quoting لاله:
ببخشید پیامم چند قسمت شد امیدوارم پیامم منتشر بشه کسی بهم پاسخ بده

سلام عزیزم به نظرم با توکل بخدا و یاری خواستن دلی از خدا سعی کن به دستورات دینی مون عمل کنی. بهشون محبت کن پیش هر دوشون بهشون بگو که شما چقدر هر دوتون خوبین و حیفین و چرا دنیا که انقدر کوتاهه و ارزشش رو نداره برای هم تلخش میکنید. با وجود اینکه ما (منظور شما و برادرتون) هستید ولی پدر و مادر برای هم یه چیز دیگه هستید و هیچ وقت بودن فرزندان در کنار پدر و مادر، جای مونس بودن پدر و مادر رو برای هم نمیگیره. به نظر من سعی کنید اونا رو با معنویات بیشتر و بیشتر تر از قبل آشنا کنید و به اون سمت سوق بدید بهشون بگید که راضی باشن به اون چیزی که خدا خواسته و صبر و سکوت کنن در مقابل ناملایمات. دوست عزیز وقتی این کارارو انجام میدید قلبا نیت خیر خدمت و احسان به پدر و مادر که وظیفه شرعی ما هست رو بین خودتون و خدا در نظر داشته باشید و از خدا کمک بخواید به ائمه توسل کنید خسته نشید شما نمیتونید بعضی از اخلاق اونها رو که در طی سالیان دراز مثل آجر سخت و پخته شده تغییر بدید شاید بتونید فضا رو تلطیف کنید با تلقین محبت به اونها.
دوست عزیزم احساس خستگی گاهی وقتها به آدم دست میده ولی شما تا اونجایی که میتونی به اونها محبت کن و اگه دیدی سر چیزای کوچیک درگیر میشن با رفتار محبت آمیز و نرم و گذر کردن خودت متوجه شون که اون چیزی نیست یا اگه اتفاقی افتاده خواست خدا بوده اگه خدا نخواد برگی از درخت نمی افته.
دوستم این چیزی بود که از دستم برمیومد
نقل قول
 
 
-2 #3667 امیرحسین ۱۳۹۵-۱۲-۱۸ ۱۰:۵۶
سلام چندی پیش حضرت فاطمه زهرا بهم قول داده منو به عشقم برسونه ولی الان میترسم که فراموش کرده باشه .
من بابت قولی که گرفتم هیچ سندی ندارم که بتونم حق مو بگیرم
چرا حضرت به وعده ش نمیکنه
بخدا قسم تمام فکرم این شده حضرت میخواد منو بازی بده
من نمیخوام با کسی اونا میخوان از ازدواج کنم اونا بهم با شرافتشون قول دادن .
نقل قول
 
 
0 #3666 بنده خدا ۱۳۹۵-۱۲-۱۷ ۰۱:۱۶
باسلام

تنها افتخاري كه دارم اينه كه "بنده خدا" هستم
و همين كافيست...
نقل قول
 
 
+7 #3665 آیاتای ۱۳۹۵-۱۲-۱۶ ۱۳:۳۲
سلام ...میشه یه خاهشی کنم....میشه دعام کنید؟؟؟حال دلم اصنخوب نیس...
نه اینک عاشق باشم یا شکست عشقی بخورم یا درگیری عاطفی داشته باشم..
یه دختر 19سالم ک حال دلم خیلی بده ....برای شادشدن دلم کمک کنید.....
نقل قول
 
 
+4 #3664 چی بگم؟! :| ۱۳۹۵-۱۲-۱۶ ۱۳:۲۴
Quoting چی بگم؟! :|:
سلام دوستای عزیزم :) میشه لطفا یه صلوات از ته دل بفرستین♥♥♥
بعدش واسه همه ی اونایی ک امیدشون دعاهای شماس، مثه من، دعا کنین.....♥♥♥

ان شاء الله خداوند مشکل همه رو حل کنه ...
نقل قول
 
 
+6 #3663 علی ۱۳۹۵-۱۲-۱۶ ۰۸:۵۴
سلام به همه


نجف اشرف


حرم امیرالمومنین علی علیه السلام



دعا گویتان

نقل قول
 
 
0 #3662 عاطفه عالی نسب ۱۳۹۵-۱۲-۱۶ ۰۷:۴۲
Quoting امین:
سلام
دلم گرفته
دلم گرفته ک چرا من قدر کسانی ک واسی آرامش من شهید میشوند
به والله شرمندتونم

آفرین به غیرتت...منم شرمنده ام...خدا نیاره اون روزیو که توی روز حسرت از فرط گناه و قدر نشناسی نتونیم به چشمای شهدامون نگاه کنیم...
باید یه کاری کرد...ولی........خدا کمکمون کنه ایشالله به حق همون شهدا.
نقل قول
 
 
0 #3661 عاطفه عالی نسب ۱۳۹۵-۱۲-۱۶ ۰۷:۳۴
Quoting نزدیک خدا:
Quoting عاطفه عالی نسب:
سلام دوستان سمت خدایی. من یه سوال و شبهه ای توی ذهنم بود که چون ایمیل نداشتم نتونستم با کارشناسان مطرح کنم. الانم چون طولانیه نمیتونم پیامک بزنم.سوالم اینه : توی مفاتیح الجنان ابتدای دعای عهد از امام صادق ع

سلام من کارشناس نیستم ولی به نطر من اولا 40 دعای عهد جز یاران امام زمان میشوی ولی نه لزوما 313 نفر. در واقع 313 نفر فرمانده اند و بقبه یاران سربازان امام محسوب میشوند پس 40 بار خونون باعث میشه جز سربازان امام باشیم البته همه کس توفیق خوندن پیدا نمیکنه یعنی فکر نکنید که ظلم کنیم بعد عهد بخونیم دیگه سربار محسوب میشیم نه اصلا تو این مواقع گناه توفیق خیلی از کارها را از ما میگیرد و دیگه نمیتونیم عهد بخونیم.

ممنون از پاسخ دهی تون متشکرم
نقل قول
 
 
+4 #3660 Ema ۱۳۹۵-۱۲-۱۵ ۲۰:۳۶
سلام
خیلی خییییییییلی ب دعتون محتاجم سمت خدایی ها
برام دعا کنین نجات پیدا کنم از زندونی ک واس خودم ساختم دعا کنی ک خدا دستمو بگیره حتی اگ من شیطونی کردم و خواستم دستشو ول کنم اون منو ول نکنه قسمتون میدم ب دستای بریده ی آقام ابوالفضل از خدا بخواین نجاتم بده خسته شدم... ب دل های پاک و دستای شما وقتی رو ب آسمون بلند میشه پناه آوردم بخدا خیییییییییلی نیاز دارم ک سفارشمو ب خدا بکنین آخه منه گناهکار بی لیاقت صدام نمیرسه قسمتون دادم دعام کنین...
نقل قول
 
 
0 #3659 مهدیه ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۱۹:۱۱
سلام خدمت همه دوستانم .زیارتتون قبول باشه علی آقا حتما دعا کنید برا حاجت روایی همه .دلم یه کربلا میخواد کاش توفیقی نصیبم بشه دوباره برم اربعين امسال که رفتم اصلا انگار خودم نبودم اصلا متوجه نبودم چطور رفتم واومدم خدایا شکرت بابت همه داده ها ، نداده ها ، گرفته ها هزار مرتبه شکر
نقل قول
 
 
+2 #3658 نزدیک خدا ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۱۶:۱۴
Quoting عاطفه عالی نسب:
سلام دوستان سمت خدایی. من یه سوال و شبهه ای توی ذهنم بود که چون ایمیل نداشتم نتونستم با کارشناسان مطرح کنم. الانم چون طولانیه نمیتونم پیامک بزنم.سوالم اینه : توی مفاتیح الجنان ابتدای دعای عهد از امام صادق علیه السلام نقل شده که:هرکس 40 صبح بخواند از یاوران

سلام من کارشناس نیستم ولی به نطر من اولا 40 دعای عهد جز یاران امام زمان میشوی ولی نه لزوما 313 نفر. در واقع 313 نفر فرمانده اند و بقبه یاران سربازان امام محسوب میشوند پس 40 بار خونون باعث میشه جز سربازان امام باشیم البته همه کس توفیق خوندن پیدا نمیکنه یعنی فکر نکنید که ظلم کنیم بعد عهد بخونیم دیگه سربار محسوب میشیم نه اصلا تو این مواقع گناه توفیق خیلی از کارها را از ما میگیرد و دیگه نمیتونیم عهد بخونیم.
نقل قول
 
 
0 #3657 سمیه ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۱۴:۵۲
Quoting امین:
سلام
دلم گرفته
دلم گرفته ک چرا من قدر کسانی ک واسی آرامش من شهید میشوند
به والله شرمندتونم

منم...
نقل قول
 
 
+2 #3656 سمیه ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۱۴:۵۰
Quoting علی:
سلام دوستان عزیز

کربلا
بین الحرمین


دعا گوی شما هستم



همین الان یهویی

خدا خیرتون بده.از این بهتر نمیشه.ممنونم که یاد ما بودین.اجرتون با آقام امام حسین(ع)
نقل قول
 
 
0 #3655 لاله ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۰۹:۳۵
ببخشید پیامم چند قسمت شد امیدوارم پیامم منتشر بشه کسی بهم پاسخ بده
نقل قول
 
 
0 #3654 لاله ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۰۹:۳۴
مادرم هم قبلا سکته کرده تا باهاش صحبت میکنم قلبش رو میگیره، دیگه نمیدونم کی راست میگه حالش بده کی دروغ؟؟؟
نقل قول
 
 
0 #3653 لاله ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۰۸:۵۸
من یک خواهر کوچکتر هم داشتم با برادرم 2قلو بودن خیلی به هم وابسته بودن، به خاطر سروصدای پدرمادرم ازخونه زد بیرون و تصادف کرد، 2سال تو کما بود و عین این 2سال بازم من و برادرم درگیربیمارستان بودیم بخاطر اینکه مادر پدرم مساله رو گردن همدیگه مینداختن!! دلم میخواد برادرم ازدواج کنه، ولی از ازدواج متنفره، هیچی کم نداره از اخلاق و زیبایی و کارو...حتی بودن دخترایی که دوسش داشتن اما اون از ازدواج متنفر شده! خسته م نمیدونم باید چیکار کنم
نقل قول
 
 
0 #3652 لاله ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ ۰۸:۲۸
سلام
من از وقتی یادمه پدر و مادرم با هم دعوا دارن، به هم توهین میکنن انقد همدیگه رو جلوجمع ضایع میکنن توهین میکنن به هم ، همه تقصیرا رو گردن هم میندازن، همشم به من و بدادرم میگن که فقط بخاطر شما 2تا همدیگه رو تحمل میکحیم، و ازدواج نکردنمون رو به رخمون میکشن!وقتی هم تک تک باهاشون صحبت میکنم طوری حرف میزنن که حق رو به هر دو میدم، ولی من و برادرم واقعا خسته شدیم ، همش منو برادرم اشتباهات اونارو گردن میگیریم تا دوباره سروصدا نشه! من32سالمه و برادرم 28،بارها خواستیم بریم جدا از خانواده زندگی کنیم، از لحاظ مالی هم مشکلی نداریم، ولی مجردی هم مشکلات خودش رو داره و اینکه اگر بخوایم ازدواج کنیم طرف و خونوادش نمیگن خونوادتون کوو بازم ماجرا؟؟؟خسته شدم از دستشون، هر دوشون عین هم هستن ،همدیگه رو هم خیلی دوست دارن ولی غرورشون خیلی زیاده، فامیلامونم که بدتر چون با ازدواجشون از اول مخالف بودن از خداشونه زندگیمون بپاشه، فقط میان دنبال اختلاف بگردن!! کسی کمک کنه
نقل قول
 
 
+5 #3651 حدیث ۱۳۹۵-۱۲-۱۳ ۱۷:۲۲
و بلا بالا گرفت و امیدها قطع گشت و زمین با تمام فراخی اش و آسمان با تمام عظمتش بر ما تنگ گشت مهربان خدای من به همه ما نظری بیفکن.
نقل قول
 
 
+4 #3650 چی بگم؟! :| ۱۳۹۵-۱۲-۱۳ ۱۱:۱۱
سلام دوستای عزیزم :) میشه لطفا یه صلوات از ته دل بفرستین♥♥♥
بعدش واسه همه ی اونایی ک امیدشون دعاهای شماس، مثه من، دعا کنین.....♥♥♥
نقل قول
 
 
+2 #3649 عاطفه عالی نسب ۱۳۹۵-۱۲-۱۳ ۰۸:۳۹
Quoting خسته:
سلام واقعا خوش به حال کسایی که تو خونواده های اصیل و مومن و با فرهنگ بزرگ شدن خونواده منم تا حدودی مذهبی اند ولی خیلی از نظر فرهنگ خانوادگی پایینیم من خودم خیلی دوس دارم خودمو بالا بکشم ولی نمیشه مثلا ما تو خونواده اصلا به پدر و مادر زیاد احترام نمیزاریم مثلا من دوس دارم وقتی بابام میاد خونه پاشم بهش سلام بدم و...ولی این جور چیزا بینمون باب نیست منم خجالت میکشم این کارا رو انجام بدم تو خونه همه هم دیگه رو مسخره میکنن به هم فوش میدن حالا تو این فضا آدم میتونه با ادب و با فرهنگ باشه؟؟؟؟!!!!!!! یا مثلا اصلا بلد نیستم خوب حرف بزنم با فامیلامونم فقط عید نوروز رفت و آمد داریم و باهاشون اصلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم آدم خجالتیم تو ارتباطات اجتماعی مشکل دارم حتی یه دوست صمیمی ندارم چون با هر کی میخام دوست شم درباره خونوادم میپرسن منم دوست ندارم دربارشون حرف بزنم چون بیکارن و.....اگه کسی راه چاره ای چیزی به نظرش میرسه لطفا دریغ نکنه.مگه نه اینکه یه مسلمان باید تو همه ابعاد رشد کرده باشه وقتی آدم نتونه با مردم ارتباط بگیره یا تو جمع از حق دفاع کنه و....به چه دردی میخوره؟؟؟؟!!!!! !!مثلا دیشب رفته بودیم مسجد من به پشتی تکیه داده بودم یه خانم تقریبا میانسال وارد شدن جا برا تکیه دادن

سلام آبجی...میدونی هر حرفی که از دل براید بر دل نشیند.کاری با ادبیات نداشته باش. احساس واقعیتو بیان کن.از رو صندلی پاشو و به خانوم مسن بگو بفرمایید بشینید.همین.نه کمتر و نه بیشتر.یه لبخندم کنارش باشه بد نیست.
نقل قول
 
 
+4 #3648 علی ۱۳۹۵-۱۲-۱۲ ۰۷:۴۵
سلام دوستان عزیز

کربلا
بین الحرمین


دعا گوی شما هستم



همین الان یهویی
نقل قول
 
 
+2 #3647 امین ۱۳۹۵-۱۲-۱۲ ۰۵:۱۷
سلام
دلم گرفته
دلم گرفته ک چرا من قدر کسانی ک واسی آرامش من شهید میشوند
به والله شرمندتونم
نقل قول
 
 
0 #3646 عاطفه عالی نسب ۱۳۹۵-۱۲-۱۱ ۰۸:۲۵
سلام دوستان سمت خدایی. من یه سوال و شبهه ای توی ذهنم بود که چون ایمیل نداشتم نتونستم با کارشناسان مطرح کنم. الانم چون طولانیه نمیتونم پیامک بزنم.سوالم اینه : توی مفاتیح الجنان ابتدای دعای عهد از امام صادق علیه السلام نقل شده که:هرکس 40 صبح بخواند از یاوران حضرت مهدی عج باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا اورا از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد. الان من موندم کسی که گناه هم میکنه و صلاحیت یاوری آن حضرت رو نداره چطور با خوندن این دعا میتونه جزو یاران محدود و به عبارتی 313 نفر باشه؟؟؟؟ مگه ممکنه؟ چرا شرطی رو مطرح نکردند؟ یا مثلا در جاهای دیگه از معصومین گفته شده هر کس سوره ی اعلی را بخواند در روز قیامت از هر دری از درهایی که میخواهد وارد بهشت شود.اگه کسی علم پاسخگویی داره ممنون میشم پاسخ بدن. الهم صل علی محمد و آل محمد
نقل قول
 
 
+8 #3645 یه وسواسی رها شده ۱۳۹۵-۱۲-۰۸ ۱۴:۲۱
بیخیال و رها باشید شک نکنید خدا راضی به سخت گرفتن به خودتون نیست. زندگی کنید عشق بورزید با کودکان بازی کنید.موسیقی گوش بدید و اصلا اصلا تنها نباشید. مندر اوج وسواس کتابهای قدرت ذهن رو خوندم عالین.دوستون دارم و برای همه کسانیکه گرفتار وسواس شدن دعا میکنن. بخدا هیچی بدتر از وسواس فکری نیست به یاری خدا این هم در من داره کم میشه. امام رضا قبل از رفتن به دستشویی پاهاشونوخیس میکردن که اگه نجاستی به پاشون برخورد کرد متوجه نشن ما که دیگه از ایشون بالاتر نیستبم. سلامتی همه مریضاصلوات
نقل قول
 
 
+7 #3644 یه وسوایی رها شده ۱۳۹۵-۱۲-۰۸ ۱۴:۱۵
سلام بر همه. وسواس کاملا قابل درمانه. من به شدت وسواس داشتن وسواس طهارت وسواس عملی فکری. وسواس توی دین نماز هر چی که فکر کنید. جهنمی برام دست و پاشده بود که تصورشم نمیکنید. اول خودم رو بیکار و تنها نذاشتم. بعد دقیقا کار جناب روانشناس رو انجام دادم یعنی دست خیسم روبه همه جام میزدم. بی خیال نماز خوندم. بی خیال وضومیگرفتم قبلش باید یکی کنار دستم میبود و وضو گرفتن منو نگاه میکرد. اصلا یه وضعی بود که قابل گفتن نیست. دوستان وسواسی عزیزم فقط باید بخواید
نقل قول
 
 
+1 #3643 سعیده ۱۳۹۵-۱۲-۰۷ ۱۵:۲۰
سلام
پیشنهادی داشتم این که هر هفته موضوعی رو در نظر بگیریم و هر کی اطلاعاتی داره با منبع یا نظری داره درمورد اون موضوع با تایید مدیر محترم به اشتراک گذاشته بشه. تا وقتی که سوالی در ذهن کسی درون مورد نمونده باشه.البته به قول خانم شمیم قبلا اینطور بود.
نقل قول
 
 
+15 #3642 روانشناس ۱۳۹۵-۱۲-۰۷ ۰۵:۴۲
Quoting علی:
من یه پسری هستم که 5 ...

متن دوم: همه ی ما ملزم به رعایت قوانین اسلام هستیم و اسلام میگه نجاست فقط مختص یازده چیز است که تو رساله ها اومده. راههای اثبات نجاست چیزهای دیگر هم اومده. خوب حالا چرا شما از خودت قانون درمیاری؟! کاملا باید نسبت به وسوسهایی که ذهنت رو مشغول میکنه بی تفاوت باشی. پس فردا که ازدواج کردی، همین وسواس زندگیت رو میترکونه! فرض کن دستت نجس شده و میخوای اون رو پاک کنی. کاملا برطبق رساله عمل کن یعنی بعد از اینکه عین نجاست رو از دستت پاک کردی فقط یکبار با آب کر دستت رو آب بکش. ولی احتمالا شما وسوسه میشی که چندبار این کار رو بکنی. اون موقع شما این کاری که من میگم رو بکن: وقتی یک بار آب کشیدن با آب شیر تموم شد فورا دستت رو عقب بکش و شیر رو ببند و دستت رو بمالون به لباسات و سر و صورتت و بگو آآآآآهااااان ن. اگه فکر میکنم نجسه پس بذارتمام لباسامم نجس بشه مگه چی میشه؟! بعدش میبینی که داری وسوسه میشی و در یک برزخ طهارت نجاست هستی، اون موقع میشینی با خودت عین این که با یک آدم صحبت میکنی قوانین اسلام رو میگی و میگی که من برطبق آن دستورات عمل کردم و خدا گفته که پاکه. مدتی بگذره، کم کم خوب میشی. البته باز احتمال برگشت هست پس همواره به اون چیزی عمل کنی که تو رساله ها اومده، نه قوانین آیت الله خودم! خودت رو ملعبه ی دست شیطون قرار نده پسرم. وگرنه بدبخت میشی. تو که ترک کردی، حالا برگرد به آغوش گرم خانواده. این تنهایی ای که به خودت اعمال کردی تشدید کننده ی این وسواسه. در مورد فرشها و ... که نجس شده، اگه میدونی که بعدا شستن، که هیچ. اما اگه نشستن به بهانه ی همین عید به کمک خانواده بشورین. البته نظر یک روحانی رو هم بپرس.
نقل قول
 
 
+15 #3641 روانشناس ۱۳۹۵-۱۲-۰۷ ۰۵:۳۴
Quoting علی:
من یه پسری هستم که 5 سال پیش دچار بیماری خودارضایی بودم و...

متن اول: اولا خدا رو خیلی شکر کن که ترک کردی. ان شالله صدماتش رو خدا از فضل خودش از بین ببره. چون صدمات خودارضایی رو تنها خود فرد نمیبینه، بلکه بعد ازدواج هم مشکلاتی در ارگاسم که همان اوج لذت جنسی است هم ایجاد میکنه. اگه خود ارضایی داشته باشی و بدون ترک این عادت، با اون وضع ازدواج کنی، خانومت هم به ارضا نمیشه. اون موقع هی بهش بگو خانوم چرا شما به بی حجابی علاقه ی وافری داری! درحالیکه این از خود مرد سرچشمه میگیره به سه دلیل: 1- آقایی که خودارضایی میکنه خیلی راحت به خانومهای دیگه نگاه میکنه و خانوم که این رفتار رو میبینه خودش رو عین زنانی میکنه که آقاش داره نگاه میکنه. 2- خودارضایی غیرت رو هم میبره. 3- چون آقا زود ارضا میشه (در اثر خودارضایی)، خانوم ارضا نمیشه و یک احساس خاصی که تمایل به جلب توجه دیگران و خوشگل دیده شدن در درونش ظاهر میشه و باعث کم حجابی و بی حجابی خانوم میشه. اما در مورد وسواس که زندگیت رو مختل کرده خوب قضیه واضحه: شیطون میگه این جوان از خودارضایی آزاده پس برم از راه دیگه منحرفش کنم. چه چیزی بهتر از وسواس برای داغون کردن اعصاب و زندگی یک فرد؟ برای ترک وسواس شما باید به این مسئله توجه کنید که این طهارت و نجاست رو شما از کجا گرفتید؟ اگه خدا نمیگفت متوجه میشدی؟ نه. پس یک رساله را مطالعه بکن و به اون چیزی عمل کن که تو رساله اومده، نه قوانین من-در-آوردی خودت! مگه شما مرجع تقلید هستید که تونستید کشف کنید که سایر مراجع اشتباه میکنن: نجاست 110 تا است نه 11 تا!!! ادامه در متن بعدی.
نقل قول
 
 
+3 #3640 ...... ۱۳۹۵-۱۲-۰۶ ۱۶:۲۸
Quote:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ


سلام.من کاملا شما رو درک میکنم چون خودم هم تو همین جهنم هستم نه میتونی دردت رو به اطرافیانت بگی و نه کمک بگیری فقط تنهایی تو این جهنم میسوزی.برامون دعا کنید خدا کمکون کنه
نقل قول
 
 
+1 #3639 سمیه ۱۳۹۵-۱۲-۰۶ ۱۶:۱۳
Quoting محمد شریعتی:
سلام
حرفامو سریع میزنم که سرتون درد نیاد
و حوصله کنید بخونید
هر کاری میکنم نمیشه
هر کاری میکنم مشتری ندارم
هر کاریا
زودم جا نمیزنم
و یه فکری به حال ما بکنن که تحصیل کرده ایم و مجبور به شروع کردن شغل آزادیم...
ولی زهی خیال باطل ...

دوست عزیز یکم سعی کن امید داشته باشی.روحیت و روشتو تغییر بده.نمیگم الکی خوشحالی کنی ها.ببین تا موج مثبت نفرستی خیر و برکت به سمتت نمیان.این یه قانونه.باید از ته دل باور داشته باشی لیافت موفق شدنو داری و مدام جملات مثبت به زبون بیاری.شاید برای خودت هم پیش اومده باشه ولی حالت خوبه بیشتر خوش شانسی میاری.امیدوارم راهکارم به کارت بیاد و نتیجه خوبتو بهمون بگی.حتی میتونی از کسی که دستش خوبه و واقعا قبولش داری اول صبح دشت بگیری.از قدیمم اینا بوده.
نقل قول
 
 
+3 #3638 شمیم ۱۳۹۵-۱۲-۰۶ ۱۱:۰۹
به نام خدا
سلام به همگی و همه زحمت کشان برنامه دوست داشتنی سمت خدا
خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم،الان یهویی دلم هوای اینجارو کرد.یادش بخیر،حدودا سه چهار سال پیش فک کنم،مدام و هر روز به اینجا سر میزدم و با دوستانی که اینجا داشتم در تماس و تبادل نظر بودیم و به هم کمک میکردیم
نمیدونم بچه های قدیمی هنوز هستن یا نه،فافا سمت خدا با۱۴ محب حدیث کسا دخترک پاییز و....دلم برای همه تنگ شده،چقد خوب بود اون موقع و حالی که با بودن در اینجا داشتم‌.
الان توی امام زاده شهرمون هستم،دعاگوی همه دوستان و عوامل برنامه هستم.
راستی نمیدونم هنوزم اقای رکنی تهیه کننده برنامه هستن یا نه؟!دعاگوتون هستم.و اون هدیه ای که برامون فرستادین رو با تمام عشق نگهداری میکنم.الان حدیث کسا نفیسی که بهم هدیه دادین رو با خودم اوردم اینجا و خوندم.دستتون درد نکنه.
دوستان برام دعا کنید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
(یه دوستی،داشتیم اینجا اون بهمون یاد داد آخر کامنتمون صلوات بنویسیم.تنش سلامت هرجاهست )
نقل قول
 
 
+1 #3637 پرواز ۱۳۹۵-۱۲-۰۵ ۰۷:۳۰
Quote:
سلام میدونم بازم.مثه قبل دلنوشتم ثبت نمیشه ولی بازمینویسم حدقل به خاطراینکه خالی بشم,خدامیگی احترام پدرمادرواجبه ولی نمیگی پدرمادرهم بایدزندگی بچروتباه نکنن۲۷سالمه تواین۲۷سال همیشه بدنم لرزبده چرا؟چون بابای پستم بابای حیوونم زندگی روبراماتباه کرده خداچن وفته ماهی دلم میخادولی نمیگم چوم پولنداریم نه ازپول تورغاهیم نه ازمحبت پس برای چی احترام پدرمونگه دارم؟اگه یه روزازدواج کنم منوبااین اعصاب خراب کی قبول میکنه؟پدرم همیشه توجمع مامانموخراب کرده برامادرم برابچه هاش ارزش قایل نبوده ازگشنگی نمیمیریم ولی خوبم نبستیم ,ازبچگی همش دعوا,کتک انگاردشمن هم هستیم خدامگه قرارچقدزندگی کنیم که اینطورعذاب میکشیم؟چرابابام ونمیکشی؟به امام زمان قسم نمیخام حتی باباصداش بزنم ازش متنفرم ای کاش بمیره کل فامیل راحت شیم خدامیترسم تیمارستانی بشم خودت وضع اعصابمومیبینی توروقران سایه پدرموازروسرمون بردارتوروحضرت محمدقسمت میدم بی پدرم کن
اخ نگو چطور دلت میاد پدرته ...... حتما اونم مشکلاتی داره وگرنه قطعا واسه شما جون میده...
نقل قول
 
 
+5 #3636 پرواز ۱۳۹۵-۱۲-۰۵ ۰۷:۲۷
Quoting زهرا:
سلام من سوم دبیرستان هستم مطمئنم که شرایط ازدواج رو دارم چون هم به مشاور مراجعه کردم و هم از بعضی از اطرافیانم . حالا مشکل اینجاست که پدر و مادرم با ازدواج الان مخالفن همش رو کنکور زوم کردن ولی بخدا منم دارم اذیت میشم از یه طرف به درسم فکر میکنم و از طرفی هم به این فکر میکنم که اصلا چی باعث شده تا من الان به فکر ازدواج بیفتم فقط اینو میدونم که الان حصور یه نفر از جنس مخالف رو احتیاج دارم البته این رو هم بگم که من کسی رو دوست ندارم و از خواستگارام هم خبر ندارم یعنی دست و پا شکسته از اطرافیان میشنوم پدر و مادرم هیچی راجع به این چیزا به من نمیگن..

دوست عزیز منم همسن شما بودم و همچین حسایی داشتم ولی فقط یه حس گذارس که درست میشه خیلی خودتو درگیرش نکن و تمرکزتو رو درس بذارمن با وجود اینکه الان ازدواج نکردم ولی هرگز پشیمون نیستم که چرا تو سن دبیرستان ازدواج نکردم .هر چیزی زمانی داره الان حال کن با دنیای خودت با دنیای کتابو مشقو مدرسه که یه روز ی دلت تنگ میشه واسه همشون....موفق باشی
نقل قول
 
 
+1 #3635 محمد شریعتی ۱۳۹۵-۱۲-۰۴ ۰۲:۴۵
سلام
حرفامو سریع میزنم که سرتون درد نیاد
و حوصله کنید بخونید
هر کاری میکنم نمیشه
هر کاری میکنم مشتری ندارم
هر کاریا
زودم جا نمیزنم.1 کاره تغییرش ندادم.ولی توسعه دادم بهش
ولی اصلا مشتری ندارم،نمیدونم تقاصه چیه،ولی واقعا دیگه داره باورم میشه که خدا نمیبینتم..
نمیدونم به چه امیدی میام اینجا پیام میزارم
ههه،پیش خودم خیال باطل میکنم که شاید مسئولین محترم اینارو بخونن :)
و یه فکری به حال ما بکنن که تحصیل کرده ایم و مجبور به شروع کردن شغل آزادیم...
ولی زهی خیال باطل ...
نقل قول
 
 
+1 #3634 سپـیـ - - - ده ۱۳۹۵-۱۲-۰۳ ۱۲:۵۳
من ی دختر نو جوونم , ی دوستی داشتم خیلی دختر خوبی بود من خیلی دوسش داشتم واقعن مثل خواهرم بود اما ب خاطر ی خطای کوچولو قید منو زد ینی دیگه با من ...امروز مثل روزای دیگه داشتم برنامه سمت خدا رو نگا میکردم ,آقای قمی 10 شیوه محبت نام بردند...دیدم من تو رفاقتمون همه این کارو کردم همه رو خیللی زیاد اما چرا اینطوری شد؟؟؟؟!!!!
بعضی وقتا فک میکنم خدا نمیخواد من دوست خوب داشته باشم...
نقل قول
 
 
+1 #3633 هیوا ۱۳۹۵-۱۲-۰۲ ۰۹:۵۶
از بیکاری همسرم خسته ام از بیپولی خسته ام همه میگن توکل کن به خدا برو دنبالش .هر جا ی پارتی میخواد وام میخوام ضامن ندارم پس چیکار کنم زندگی با ی بچه خیلی سخته هر روز خونه مامانمم چون پول وسایل و مواد غذایی ندارم دم عیده خسته ام دعا کنید خدا به منم نگاه کن گناهی کردم و توبه کردم یعنی خدا تقاص اونو دارم سرم درمیاره خسته ام
نقل قول
 
 
+1 #3632 هیوا ۱۳۹۵-۱۲-۰۲ ۰۹:۱۵
سلام وقتی21 سالم بود با وجود سرباز بودن و بیکاری همسرم با ایشون ازدواج کردم به امید اینکه خدا بزرگه وهمه چی رو حل میکنه اخرای سربازی همسرم دخترمم به دنیا اومد گفتم دختر برکته و روزی ..الان 26 سالمه همسرم لیسانیس معماریه از بس کار نیس تو شرکت کارگری میکرد حقوقشم هر سه ماه ی بار بود مثل خونه به دوشا از این شهر به اون شهریم الان سه ماهه بیکاره خرجا بالاس میخوام کوچ کنم برم تهران دعا کنید کار پیدا کنیم که حقوقش ثابت باشه
نقل قول
 
 
+5 #3631 سپیده ۱۳۹۵-۱۲-۰۲ ۰۷:۳۵
Quoting محمد حسین:
اگر زنان محترما محترم نیاز به محبت دائمی کسي دارند این درسته که بعضی از جاهاشون رو تحت اختیار یا تماشای همه میگذارن اگه دوست داري زيبا باشي خب چادر زیبا و رنگی بپوش که مورد پسندتون باشه نه اینکه یک کارهای زشتی بکنن همه بگن آره این قشنگه که همین که حالی از تو ببرند می رن تو می مانی سوزان سوزان

سلام.این عمومیت به تمام زنان نداردپس ای کاش میگفتی بعضی از زنان. مشکل دید جامعه است من خودم چادری هستم و حدود رو رعایت میکنم اما از طرف هیچ مردی مورد پسندقرار نمیگیرم حتی خواستگاران مذهبی هن که داشتم به دنبال زیبا هستند خب منم یه دخترم و دلم می خواد ازدواج کنم من 32سالمه اما چه میشه کرد وقتی در مملکت اسلامی ملاک ازدواج مال و جمال است. زنان به دنبال جلب آقایون هستند پس بعضی از آقایون مقصرند و البته خانمها نیز من و امثال من نمیتونیم تن به ازدواج موقت بدیم چون این موضوع بنفع أقایونه. نمیدونم آیا در اسلام و احادیث چیزی بنام ازدواج موقت هست و به آن سفارش شده یا نه اما پیگیرش میشم.فقط میدونم پیامبر فرمودند جوانانتان را به ازدواج درآوریدکاری که اصلا نمیشه.
نقل قول
 
 
0 #3630 علی ۱۳۹۵-۱۱-۲۹ ۱۲:۵۳
من یه پسری هستم که 5 سال پیش دچار بیماری خودارضایی بودم و متاسفانه چند جایی از خونه مون نجس شد اما چون خانواده مون خیلی مذهبی هست نتونستم اینکه چند جا از خونه مون نجس شده رو به مامان بابام بگم و نتیجه اش این شد که کم کم دچار وسواس شستشو شدم و در نهایت مجبور شدم به خاطر اینکه راحت باشم جدا از مامان بابام زندگی کنم
نمی تونم خونه هیچ کدوم از فامیل هامون برم و کلا ادم تنهایی شدم
3 سالی هست که خودارضایی رو واقعا ترک کردم اما سوالم اینه که این اسلامی که میگن خیلی انعطاف پذیره چرا باید منو به خاطر یه اشتباه انقدر اذیت و محدود کنه؟!
من که توبه هم کردم
الان واقعا موندم چی کار کنم
بارها فکر کردم اگه خودکشی کنم بهتره اما هر بار پشیمون شدم
به نظرتون چی کار کنم
نقل قول
 
 
+1 #3629 محمد حسین ۱۳۹۵-۱۱-۲۸ ۰۷:۵۶
اگر زنان محترما محترم نیاز به محبت دائمی کسي دارند این درسته که بعضی از جاهاشون رو تحت اختیار یا تماشای همه میگذارن اگه دوست داري زيبا باشي خب چادر زیبا و رنگی بپوش که مورد پسندتون باشه نه اینکه یک کارهای زشتی بکنن همه بگن آره این قشنگه که همین که حالی از تو ببرند می رن تو می مانی سوزان سوزان
نقل قول
 
 
+4 #3628 لیلی ۱۳۹۵-۱۱-۲۷ ۱۸:۵۹
سلام خیلی خیلی میخوام تشکر کنم از همه عوامل سمت خدا و بخصوص حاج آقا فرحزاد حرف های شما درمورد راه های از بین بردن غم و اندوه زندگی منو هم از نظر مادی و هم معنوی تغییر داد دوساله که با مریضی ای دست و پنجه نرم می کنم اولش تشخیص بیماری خطرناکی بود که منجر میشد به از دست دادن بینایی و باور کنید هر شب که میخوابیدم فکر میکردم شاید فردا صبح نتونم بقیه رو ببینم ...نتونم پدرم مادرم خونمون و هیچیی هیچی رو ببینم ...به درگاه خدا پناه اوردم میدونم ناچیز بود میدونم بنده گناهکاریم و در حد توانم تلاش کردم استغفار کردم گریه کردم بابت گناهایی که کردم سعی کردم با بقیه با اخلاق خوش رفتار کنم
قبلا با پدر و مادرم تندبرخورد میکردم ولی عوض شدم باهاشون باا خوبی رفتار کردم
و دیروز وقتی رفتم پیش دکتر آخرین تشخیص نهایی دکتر این بود که قصیه ی این بیماری خطرناک منتفیه و همه چیز فقط یه میگرن ساده بوده
فقط همینننن...اینقدر خوشحالم که نمیتونم گریه کنم
و شکرگزارم شکرگزاررررم و چقدر زبان من قاصره از شکر خدارو گفتن
و اینکه بعضی وقتا یه بلا هایی سرمون میاد که به خودمون بیایم دقیقا و اگر دقیقا خودمون رو تو نقطه های تاریک وجودمون اصلاح کنیم و از خدا کمک بخوایم دعامون اجابت میشه
باز هم متشکرم از حاج آقا فرحزاد و همه عوامل سمت خدا
یا علی
نقل قول
 
 
-6 #3627 محمد حسین ۱۳۹۵-۱۱-۲۷ ۱۰:۴۷
هر کاری را عاقبتی است ازدواج موقت به طور قطع مشکلاتی دارد و البته ازدواج دائم هم که به راحتی نمی توانی از آن خارج شوی باید پا هزینه ی آن باشی جدایی یا بودن در معرکه ، اگر مناسب نباشند
می توان تلاشی کرد که مثلا قبل ازدواج دائم صیغه را انتخاب کرد که محتوای درونی هر خانواده و خود فرد در آن مشخص می شود نه اینکه بعد از تحقیقات یا وعده و وعید بعد بفهمی هیچی و یه کی که باید بزرگ بشه ضمنا تلاش کنيم بدانيم حضرت محمد (ص) و آلش چه می گویند که آنها هم بالاخره یک چیزی می دانند که یک چیزی می گویند بالاخره آنها هم بنده های خدا هستند با تشکر
نقل قول
 
 
+11 #3626 پرواز ۱۳۹۵-۱۱-۲۷ ۰۶:۰۳
سلام .دختری 23 ساله هستم و خواستگارای زیادی که همه به دلایلی رد شدن چند وقت پیش خواستکاری داشتم که از نظر تحصیلات و بهم نمیخوردیم و حتی گذشته خیلی خوبی نداشت ولی الان پسر خوبی بود و همه چیز مال گذشته بود . از نظر عقلی با توجه که خواستکاری قبلیم که بهتر بودن شاید جاب بله خیلی عقلایی نبود ولی به دلم نشسته بود ولی من به خاطر کار و ارشد خوندن خیلی گیر دادم و واقعا گیر الکی هم دادم وگرنه اولویت اصلی من خانوادس نه کارو درس .اونم موافق کارنبود و به هر حال نشد .الان که مدتی گذشته من هنوز به طرف فکر میکنم و خودمو تقصیر کار یمدونم که زیاده روی کردم تو حرفام با طرف....
از طرفی من همه چیو به خدا سپردم و ازش خواستم کمکم کنه .
الان موندم بین احساسم و اینکه شاید بخت خوبی بوده که از دست دادم و از طرفی من که همه جیو به خدا سپردم اگه ارامش و خوشبختی من با اون نیس که مهرشو از دلم بیرون کنه خود خدا و گرنه که قسمت بشه و به هم برسیم ( البته فک میکنم طرف اصلا دیگه به من فکر نمیکنه ...)
برام دعا کنید چون الان دارم مثلا درس میخونم ولی به خاطر همین موضوع اصلا تمرکز ندارم /
به امید رفع مشکلات جووونا
اللهم صل علی محمد و ال محمد
نقل قول
 
 
+5 #3625 خسته ۱۳۹۵-۱۱-۲۶ ۰۵:۵۰
Quoting سلام:
سلام
من پشت کنکوریم،روحا خیلی بهم ریختم.تو رو خدا واسم دعا کنید اون رشته ای میخوام اگه صلاحمه ان شاءالله قبول شم.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام منم چن سال پیش پشت کنکور بود انقد به خودم فشار میاوردم البته نه از جهت مطالعه بلکه از نظر نگرانی و استرس افسرده شده بودم قبولی تو کنکور ورود به دانشگاه برام یه آرزو شده بود خدا شکر قبول شدم ولی ارزش این همه است سو نداشت الان که به اون روزا فک میکنم میبینم چه روز ای خوبی رو بیخود از دست دادم انشاالله شمام یه رشته خوب قبول میشی سعی کن اصلا نگران نباشی از زنگی لذت ببری بعدا او نقد شرایط سخت تری برا آدم پیش میاد که حسرت اون روزا رو میخوره موفق باشی
نقل قول
 
 
0 #3624 خسته ۱۳۹۵-۱۱-۲۵ ۱۲:۴۹
سلام واقعا خوش به حال کسایی که تو خونواده های اصیل و مومن و با فرهنگ بزرگ شدن خونواده منم تا حدودی مذهبی اند ولی خیلی از نظر فرهنگ خانوادگی پایینیم من خودم خیلی دوس دارم خودمو بالا بکشم ولی نمیشه مثلا ما تو خونواده اصلا به پدر و مادر زیاد احترام نمیزاریم مثلا من دوس دارم وقتی بابام میاد خونه پاشم بهش سلام بدم و...ولی این جور چیزا بینمون باب نیست منم خجالت میکشم این کارا رو انجام بدم تو خونه همه هم دیگه رو مسخره میکنن به هم فوش میدن حالا تو این فضا آدم میتونه با ادب و با فرهنگ باشه؟؟؟؟!!!!!!! یا مثلا اصلا بلد نیستم خوب حرف بزنم با فامیلامونم فقط عید نوروز رفت و آمد داریم و باهاشون اصلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم آدم خجالتیم تو ارتباطات اجتماعی مشکل دارم حتی یه دوست صمیمی ندارم چون با هر کی میخام دوست شم درباره خونوادم میپرسن منم دوست ندارم دربارشون حرف بزنم چون بیکارن و.....اگه کسی راه چاره ای چیزی به نظرش میرسه لطفا دریغ نکنه.مگه نه اینکه یه مسلمان باید تو همه ابعاد رشد کرده باشه وقتی آدم نتونه با مردم ارتباط بگیره یا تو جمع از حق دفاع کنه و....به چه دردی میخوره؟؟؟؟!!!!! !!مثلا دیشب رفته بودیم مسجد من به پشتی تکیه داده بودم یه خانم تقریبا میانسال وارد شدن جا برا تکیه دادن نبود وسط نشستن من خجالت کشیدم و نتونستم جای خودمو به ایشون بدم نمیدونستم باید از چه ادبیاتی استفاده کنم منم نمیتونم پیش بقیه چنین تعارفی به کسی بکنم احساس میکنم همه دارن به من نگا میکنن و در موردم یه فکرایی میکنن یا مثلا نمیتونم تو اتوبوس جامو به یه خانم مسن بدم راستی خودم دختر جوونم و مجرد
نقل قول
 
 
+3 #3623 زهرا ۱۳۹۵-۱۱-۲۵ ۰۷:۰۱
سلام من سوم دبیرستان هستم مطمئنم که شرایط ازدواج رو دارم چون هم به مشاور مراجعه کردم و هم از بعضی از اطرافیانم . حالا مشکل اینجاست که پدر و مادرم با ازدواج الان مخالفن همش رو کنکور زوم کردن ولی بخدا منم دارم اذیت میشم از یه طرف به درسم فکر میکنم و از طرفی هم به این فکر میکنم که اصلا چی باعث شده تا من الان به فکر ازدواج بیفتم فقط اینو میدونم که الان حصور یه نفر از جنس مخالف رو احتیاج دارم البته این رو هم بگم که من کسی رو دوست ندارم و از خواستگارام هم خبر ندارم یعنی دست و پا شکسته از اطرافیان میشنوم پدر و مادرم هیچی راجع به این چیزا به من نمیگن..
نقل قول
 
 
0 #3622 باران ۱۳۹۵-۱۱-۲۳ ۱۳:۴۹
چرا پیام منو نذاشتین /فقط یه درد دل بود چیزی خلاف عقلو شرع و قانون ک نگفتم اخه
سمت خدا
سلام پیامی با نام کاربری شما نداشتیم
نقل قول
 
 
+7 #3621 alireza ۱۳۹۵-۱۱-۲۲ ۱۶:۱۹
امشب گمان کنم نرود سمت کربلا

حالش بد است مادرمان رو به قبله است


ایام فاطمیه تسلیت


یـــــــا فاطمه زًهـــــرا سًلـام الله علیها
نقل قول
 
 
+4 #3620 ثمین ۱۳۹۵-۱۱-۲۰ ۱۷:۴۸
Quoting یاعلی:
عرض سلام و خسته نباشید
لطفا درباره ی برخورد خانواده ها با فرزندان بیشتر صحبت کنید.
جوانی هستم اهل خدا و پیغمبر و نماز و روزه همینطور خانواده ی من.eامان از وقتی که خانواده ها با خبر بشند که فرزندشون خطایی رو مرتکب شده. مثلا اگه متوجه شده باشند که شما در فضای مجازی مرتکب خطایی شدید هر بار که ببینند شما به اینترنت وصل شدید شروع میکنند به سرزنش کردن و یادآوری خطای شما و به قدری تکرار میکنند که آدم کنترل خودش رو از دست میده و دوباره گناه رو تکرار میکنه.یه مدت برای آرام شدن در چنین مواقعی از منزل بیرون میزدم و اونجا بود که گرفتار سیگار شدم و خودم رو اینطور آرام میکردم. من قبلا ورزشکار بودم و اهل این کارها نبودم. هر بار کلاه خودم رو قاضی میکردم و میگفتم نه من اهل اینکار ها نیستم هرچقدر هم که مشکل داشته باشم باید ترک کنم.بارها شد که چند روزی پاک بودم از هر دو گناه.. اما با یک برخورد نادرست دیگه اعصبانی میشدم و دوباره شروع میکردم.چند وقت پیش در مسجد با شخصی دوست شدم. الان یک هفته ای میشه که پاک پاک هستم. من توبه کردم اما امروز دوباره خانواده زود قضاوت کردند و رفتار همیشگی رو انجام دادند و بازهم به من فشار اومد اما این بار اشتباه گذشته رو نکردم و نمیکنم ان شاالله. تنها توکل به خداوند و کمک گرفتن از چهارده معصوم هست که آرومم میکنه و اینکه یه دوست خوب دارم...یاعلی

سلام برادر بزرگوار
تبریک به خاطر پاک بودنتون. یادتون باشه شیطون نقطه ضعفتون را پیدا کرده
ولی شما با اراده ای که دارین حتما میتونید همچنان پاک بمونید. خدا بهتون توانایی و ارادش را بده التماس دعا
نقل قول
 
 
+7 #3619 سپیده ۱۳۹۵-۱۱-۲۰ ۱۶:۵۹
Quoting محمد حسين:
به شما و خودم توصیه می کنم برای ازدواج و ازدواج دادن برای حفظ عفت نياز است به هر دو نوع ازدواج است دائم و موقت به حضرت محمد(ص) متوسل شویم که او عبدالله و مورد کرامت همه است

کاملا با شما مخالفم. ازدواج موقت فقط به نفع مرداست برای خانم ها که علاوه بر نیازجنسی به محبت بیشتر نیاز داره ازدواج موقت یک رفع نیاز زجراوره. امیدوارم هیچوقت ازدواج موقت باب نسه. مردان تا سرایط ازدواج براشون فراهم نشه برن دنبال ازدواج موقت شرایط دائمش که فراهم شد برن ازدواج دائم کنن
نقل قول
 
 
0 #3618 یاسمین ۱۳۹۵-۱۱-۱۹ ۱۴:۳۶
سلام حدیث گلم خوشحال شدم که حال پدرت بهترشده ان شالله بهترم.میشه
نقل قول
 
 
-10 #3617 محمد حسين ۱۳۹۵-۱۱-۱۹ ۰۸:۰۲
به شما و خودم توصیه می کنم برای ازدواج و ازدواج دادن برای حفظ عفت نياز است به هر دو نوع ازدواج است دائم و موقت به حضرت محمد(ص) متوسل شویم که او عبدالله و مورد کرامت همه است
نقل قول
 
 
+4 #3616 بهنام ۱۳۹۵-۱۱-۱۸ ۲۰:۲۸
سلام
اونایی که وسواس هستند، شش جلسه صحبتهای آقای فرحزاد که تو همین برنامه سمت خدا داشتند خیلی میتونه بهشون کمک کنه. تاریخ شیش جلسه صحبتای آقای فرحزاد درباره وسواس: 92/5/28 و 92/6/4 و 92/6/18 و 92/6/25 و 92/7/1 و 92/7/8 هست.
ان شاءالله که همه اونایی که وسواس دارن، از این گرفتاری نجات پیدا کنن
نقل قول
 
 
+5 #3615 سمیه ۱۳۹۵-۱۱-۱۸ ۱۵:۲۳
بچه ها من در حال حاضر یه مشکلی دارم.یه چیزی میخوام.میخوام برای پدر و مادرم که سنشون بالاست خونه بخرم.البته فکر نکنید با پول خودم.تنها کمکی که من میتونم بکنم اینه که طلامو بفروشم براشون.خودشون یکم دارن ولی کمه.برای مسکن مهر.ولی بازم یکم کم دارن.اگه الان نتونن بخرن از بعدش هیچی نمیدونم.فقط میخوام دعا کنید.تو این اوضاع هر روز بدتر از دیروزی که برامون دارن رقم میزنن دعا کنید همه مستأجرا و همچنین ما خونه دار شیم.راستش دارم کم میارم.اگه من کنار بکشم و بیخیال شم اونا چون سنشون رفته بالا ترسشون زیاد شده ریسک نمیکنن.فقط دعا میخوام بقیشو خدا میده میدونم
نقل قول
 
 
+3 #3614 یاعلی ۱۳۹۵-۱۱-۱۸ ۰۱:۰۰
عرض سلام و خسته نباشید
لطفا درباره ی برخورد خانواده ها با فرزندان بیشتر صحبت کنید.
جوانی هستم اهل خدا و پیغمبر و نماز و روزه همینطور خانواده ی من.eامان از وقتی که خانواده ها با خبر بشند که فرزندشون خطایی رو مرتکب شده. مثلا اگه متوجه شده باشند که شما در فضای مجازی مرتکب خطایی شدید هر بار که ببینند شما به اینترنت وصل شدید شروع میکنند به سرزنش کردن و یادآوری خطای شما و به قدری تکرار میکنند که آدم کنترل خودش رو از دست میده و دوباره گناه رو تکرار میکنه.یه مدت برای آرام شدن در چنین مواقعی از منزل بیرون میزدم و اونجا بود که گرفتار سیگار شدم و خودم رو اینطور آرام میکردم. من قبلا ورزشکار بودم و اهل این کارها نبودم. هر بار کلاه خودم رو قاضی میکردم و میگفتم نه من اهل اینکار ها نیستم هرچقدر هم که مشکل داشته باشم باید ترک کنم.بارها شد که چند روزی پاک بودم از هر دو گناه.. اما با یک برخورد نادرست دیگه اعصبانی میشدم و دوباره شروع میکردم.چند وقت پیش در مسجد با شخصی دوست شدم. الان یک هفته ای میشه که پاک پاک هستم. من توبه کردم اما امروز دوباره خانواده زود قضاوت کردند و رفتار همیشگی رو انجام دادند و بازهم به من فشار اومد اما این بار اشتباه گذشته رو نکردم و نمیکنم ان شاالله. تنها توکل به خداوند و کمک گرفتن از چهارده معصوم هست که آرومم میکنه و اینکه یه دوست خوب دارم...یاعلی
نقل قول
 
 
+3 #3613 حدیث ۱۳۹۵-۱۱-۱۲ ۱۵:۰۵
Quoting ای کاش بمیرم:
سلام حدیث عزیزخیلی ناراحت شدم ان شالله حال پدرت خوب میشه نگران نباش خدابزرگه ماهممون براسلامتی پدرت دعامیکنیم,

سلام یاسمین عزیزم. ممنون از شما و فاطمه مهربان. توکل بر خدا دارم سعی میکنم که استرسم رو کم کنم حال پدرم هم بهتر شده. مرسی دوستان عزیزم. خدایا به فریاددل همه ما برس. خداوندا کنارم باش یارم باش جهان تاریکی محض است میترسم کنارم باش
نقل قول
 
 
+6 #3612 سلام ۱۳۹۵-۱۱-۱۱ ۰۷:۵۴
سلام
من پشت کنکوریم،روحا خیلی بهم ریختم.تو رو خدا واسم دعا کنید اون رشته ای میخوام اگه صلاحمه ان شاءالله قبول شم.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+4 #3611 ای کاش بمیرم ۱۳۹۵-۱۱-۰۷ ۰۶:۲۱
سلام حدیث عزیزخیلی ناراحت شدم ان شالله حال پدرت خوب میشه نگران نباش خدابزرگه ماهممون براسلامتی پدرت دعامیکنیم,
نقل قول
 
 
+1 #3610 فاطمه ۱۳۹۵-۱۱-۰۶ ۱۶:۵۹
Quoting حدیث:
سلام دوستان عزیزم برام دعا کنید پدرم خیلی حالش بده و من پر از استرس شدم. ببخشید قرار بود بیام و خبرای خوب بدم اما ... .دعاکنید اروم شم

ابجی جونم بخدا استرس خیلی بده میفهممت من خپدم وسواس و اظطراب شدید دارم یکساله زجر میکشم و عمر با ارزشمو هدر دادم ....تنها خداست ک میتونه ارامش بده به هرچی مقدساته قسم راه دیگه ای نیست من تموم راه هارو رفتم دکتر روانشناس..روان پزشک ..قرص..دارو گیاهی...انگار ن انگار اما وقتی خدا رو‌حس میکنم و‌بهش نزدیکم دوتا بال دارم و پرواز میکنم اما بضی‌وقتا بازم ایمانم ضعیف میشه و‌استرسم زیاد ...اگه ارامش میخوای بخدا نزدیک شو فقط همین راهشه ...ایشالا ب‌امید خدا ی مهربان پردت خوب میشه توکلت بخدا باشه ...
نقل قول
 
 
+1 #3609 F.a18 ۱۳۹۵-۱۱-۰۶ ۱۲:۱۰
Quoting ستایش:
سلام دوست عزیزی که دچار وسواس هستی سلام به نظرم اولین راهکار اینه که ناامید نشو اینو کسی داره میگه یه یک سال زیر بار وسواس روحش نابود شد صبح تا شب آرزوی مرگ میکردم روزی چنددبار بدنمو آب میکشیدم گاهی روزی 2بار غسل میکردم بقیه اوقات هم هر روز 1بار دائم دستامو میشستم اصلا باور نداشتم یه روزی خلاص بشم ولی اون روزا با لطف خدا گذشت و من الان بعد 4سال تونستم با کمک خدا تا 90درصد رفتارهای وسواسی رو کنار بذارم صدقه یادت نره خیلب کمک میکنه به رهایی از مریضی و مشکلات نیت کن به نیابت از امام زمان یه صدقه ای بدی به افراد نیازمند واقعا راهگشاست یه چیز دیگه رشته اتصال تو با خدا قطع نکن حتی اگه فکر میکنی لباست نجس هست نمازتو بخون قرآن بخون و دائم دعا کن و التماس کن به خدا که نجاتت بده نجات فقط به دست خداست لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
اینم ذکر خوبیه برای رفع گرفتاری و غصه.بعد هم سعی کن احکام طهارتو یاد بگیری و به شک عمل نکنی من میفهمم سخته اما با کمک خدا شدنیه فقطامیدوار باش به لطف خدا و امام زمان که قطعا برای نجات تو دعا میکنه
سعط کن وقتتو پر کنی چون بیکاری عامل مشکل زاست
سخنرانی تنها مسیر استاد پناهیان رو از سایت بیان معنوی بگیرید و گوش بدبد دوستان عالیه
برای هم دعا کنیم
ابجی جون وسواسم فکریه وسواس طهارت‌نیست...برام‌دعا کن توروخدا
نقل قول
 
 
+2 #3608 حدیث ۱۳۹۵-۱۱-۰۵ ۱۱:۰۶
سلام دوستان عزیزم برام دعا کنید پدرم خیلی حالش بده و من پر از استرس شدم. ببخشید قرار بود بیام و خبرای خوب بدم اما ... .دعاکنید اروم شم
نقل قول
 
 
+12 #3607 مهسا دختر تنها ۱۳۹۵-۱۱-۰۵ ۰۴:۴۰
Quote:
سلام به همه ی خدایی هامن ۲۰سالمه ،و الان ۱سالو ۴ماهه ازدواج کردم ،بدون گرفتن عروسی ،،،ویا حتی عقد دسته جمعی ،با بردن آرزوی لباس عروس به گور..خونه زندانی بودم ،در اتاق روم قفل بود همیشه ،چون یکی بهم تهمت زده بود ،حتی وقتی ثابت کردم باور نکردن ،بابام خیلیییی سخت گیر بول ۳سال زندگی مشترکه داره ...
بهش که گفتم اینا کین ...گذشتت چرا اینطوریه قاطی کرد ...کلی کتک خوردم ،فرداش دخترشو اورد ...پیش اون بازم کتکم زد،،،،
با د بندازتش بیرون و اون یکی ژنشو بیاره ،پدرمم که گفته من بیوه نمیخوام بیاد خونم ،،،،بخدا تعریف نباشه اما از قیافه خیلی عالیم ،اما حس میکنم ۴۰سال بیشتر دارم

سلام امیدوارم حالت خوب باشه ....بعله بعده طلاق میتونید ب بهزیستی زنان مراجعه کرده و اون ها ب عنوان مدد کار اجتماعی بهت شغل میدن....ویا میتونیی خودتون شغل پیدا کنید بع عنوان منشی فروشندگی ویا....هر کاری ک در توان دارید ...گاهی اوقات ادامه دادن بعضی از زندگی ها فقط فلاکت بیشتر میاره...قبل اینک بیش از حد خسته بشی و دست ب کارای بدتر بزنی جداشو....فقط نزار بچه ای ب وجود بیاد ک بشهه قوز بالاقوز ک دیگ بشه ی طناب دوره پات ک ن بتونی بری نه بتونی بمونی ک جهنم بعده طلاق بهتر از برزخ اون موقعس...امیدوارم خدا کمکت کنع....
نقل قول
 
 
+22 #3606 مهسا دختر تنها ۱۳۹۵-۱۱-۰۵ ۰۴:۳۰
Quote:
.....نمیدونم چه مرضیه بخدا خسته شدم داروهامم فقط گیج ترم کردن...وسواسم با خدا و قیاما و دنیای دیگس ..همش شک میکنم و این شک منو میخوره اسم خدا میاد سرم درد میگیره ..من خیلی عاشقش یودم الانم نمازمو میخونم اما بزور...وقتی صحبت از دین و اخرت و اینا میشه شدیدتر میشه نوزده سالمه پشت کنکوریم اما درسمو ول کردم و رفتم سراغ علاقم نقاشی شاید خوب شم..مذهبم تشیع و اطلاعاتم تقریبا خیلی بالا..کمکم کن توروخدا

سلام دوست گلم ...مادر من هم ب وسواس مبتلا بود و خیلی زجر میکشید زیر نظر بهترین روانپزشک شهرمون بود اما الان دوساله ک کاملا خوب شده ... چون یکی از دوستای بابام پیشنهاد کرده بود ک مامانمو ببریم طب سنتی ومابردیم وبا کارایی ک اون گفت ماامانم شش ماهه خوب شد....داروهای اعصاب فقط مامانمو خواب میکرد.....امیدوارم ب طب سنتی مراجعه کنی البته ب پزشک متخصص طب سنتی نه کسی که باتجربیاتش یه عطاری باز کرده.....امیدوارم خوب بشی وسال دیگه پزشکی تبریز قبول شی و بیای پیش خودم:)
نقل قول
 
 
0 #3605 ستایش ۱۳۹۵-۱۱-۰۴ ۱۵:۵۸
سلام دوست عزیزی که دچار وسواس هستی سلام به نظرم اولین راهکار اینه که ناامید نشو اینو کسی داره میگه یه یک سال زیر بار وسواس روحش نابود شد صبح تا شب آرزوی مرگ میکردم روزی چنددبار بدنمو آب میکشیدم گاهی روزی 2بار غسل میکردم بقیه اوقات هم هر روز 1بار دائم دستامو میشستم اصلا باور نداشتم یه روزی خلاص بشم ولی اون روزا با لطف خدا گذشت و من الان بعد 4سال تونستم با کمک خدا تا 90درصد رفتارهای وسواسی رو کنار بذارم صدقه یادت نره خیلب کمک میکنه به رهایی از مریضی و مشکلات نیت کن به نیابت از امام زمان یه صدقه ای بدی به افراد نیازمند واقعا راهگشاست یه چیز دیگه رشته اتصال تو با خدا قطع نکن حتی اگه فکر میکنی لباست نجس هست نمازتو بخون قرآن بخون و دائم دعا کن و التماس کن به خدا که نجاتت بده نجات فقط به دست خداست لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
اینم ذکر خوبیه برای رفع گرفتاری و غصه.بعد هم سعی کن احکام طهارتو یاد بگیری و به شک عمل نکنی من میفهمم سخته اما با کمک خدا شدنیه فقطامیدوار باش به لطف خدا و امام زمان که قطعا برای نجات تو دعا میکنه
سعط کن وقتتو پر کنی چون بیکاری عامل مشکل زاست
سخنرانی تنها مسیر استاد پناهیان رو از سایت بیان معنوی بگیرید و گوش بدبد دوستان عالیه
برای هم دعا کنیم
نقل قول
 
 
+1 #3604 محب امام حسین علیه ا ۱۳۹۵-۱۱-۰۳ ۲۱:۲۰
Quote:
تورو به قرآن دعام کنید، به خدا قسم داغونم. خییلی به دعاتون نیاز دارم
....اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+2 #3603 یک دوست ۱۳۹۵-۱۱-۰۳ ۱۷:۰۲
سلام به همه دوستان سمت خدایی از وقتی خبر جانفشانی اتش نشانهای قهرمان کشورمونو شنیدم همه غصه هام یادم رفت واز خودم خجالت میکشم دوستان خوبم من به عنوان یک زن ایرانی مسلمان افتخارمیکنم به چنین دلاورای قهرمانی شهادت لیاقت میخواد چه کنار حرم حضرت زینب س باشی چه درساختمان پلاسکو چه درکربلا وهرجای دنیا که به خاطر اعتقادوناموس شرفت جان بدی برای ادای دینی که نسبت به این عزیزان داریم من دعوت میکنم هرکس که راضیه 14صلوات نثارارواح طیبشون کنیم بسم الله
نقل قول
 
 
0 #3602 صدف ۱۳۹۵-۱۱-۰۲ ۱۱:۵۸
سلام.پیام هایی که اینجا مینویسیم برای کارشناسان سمت خدا توی برنامه خونده میشه؟
سمت خدا: سلام.خیر
با ایمیل برنامه ارتباط برقرار کنید.
نقل قول
 
 
0 #3601 محب امام حسین علیه ا ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۱۹:۴۵
سلام خواهر گلم .کی گفته شما جایی رو ندارین .دختر شیعه تازه وقتی از همه جا نا امید میشه تازه اول امید واریشه،اونم آغوش گرم حضرت مادرسلام الله علیها . هر روز چند دقیقه خودمونی با مادر جان حرف بزن و از ایشون بخواه که مشکلاتت رو حل کنه.یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها.به سایت (بیان معنوی )و (صلوات دات کام )هم یه سر بزن.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+1 #3600 محب امام حسین علیه ا ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۱۹:۰۱
سلام به سایت صلوات دات کام هم یه سر بزن. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
0 #3599 محب امام حسین علیه ا ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۱۸:۴۷
سلام .به سایت (بیان معنوی )یه سر بزن و سخنرانی (تنها مسیر )رو گوش کن (سایت حاج آقا پناهیان). به سایت (صلوات دات کام )هم یه سر بزن.
نقل قول
 
 
0 #3598 محب امام حسین علیه ا ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۱۸:۴۲
سلام به سایت صلوات دات کام یه سر بزن .اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
+13 #3597 روانشناس ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۰۸:۴۵
Quote:
.....نمیدونم چه مرضیه بخدا خسته شدم داروهامم فقط گیج ترم کردن...وسواسم با خدا و قیاما و دنیای دیگس ..همش شک میکنم و این شک منو میخوره اسم خدا میاد سرم درد میگیره ..من خیلی عاشقش یودم الانم نمازمو میخونم اما بزور...وقتی صحبت از دین و اخرت و اینا میشه شدیدتر میشه نوزده سالمه پشت کنکوریم اما درسمو ول کردم و رفتم سراغ علاقم نقاشی شاید خوب شم..مذهبم تشیع و اطلاعاتم تقریبا خیلی بالا..کمکم کن توروخدا

متن سوم: ادامه: دختر گلم، کمتر از شش ساعت و بیشتر از هشت ساعت نخواب. اگر کمتر از شش ساعت خوابیدی روزها جبران کن. مثلا میتونی روزی که خوابت کم بوده روز ساعت مثلا یازده، یک ساعتی چرت بزنی. شبها زود بخواب که بتونی صبح زود بیدارشی. ورزش صبحگاهی هم یادت نره. یک اسمی هم واسه خودت انتخاب کن که من بفهمم شمایی. من اسم شما رو میذارم "نقاش". با این اسم پیام بذاری میفهمم شمایی.
نقل قول
 
 
+13 #3596 ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۰۵:۵۵
Quoting F.a18:
.....نمیدونم چه مرضیه بخدا خسته شدم داروهامم فقط گیج ترم کردن...وسواسم با خدا و قیاما و دنیای دیگس ..همش شک میکنم و این شک منو میخوره اسم خدا میاد سرم درد میگیره ..من خیلی عاشقش یودم الانم نمازمو میخونم اما بزور...وقتی صحبت از دین و اخرت و اینا میشه شدیدتر میشه نوزده سالمه پشت کنکوریم اما درسمو ول کردم و رفتم سراغ علاقم نقاشی شاید خوب شم..مذهبم تشیع و اطلاعاتم تقریبا خیلی بالا..کمکم کن توروخدا

متن شماره دو: ادامهی قبلی : دختر گلم در این دنیا هر کسی در یک شاخه نابغه است. و هر کسی یک تقدیر دارد. تو فامیل ما کسی بود که چند سال واسه کنکور خوند، همه یقین داشتند که رتبه برتر میشه. اما شب کنکور خواب موند و نتونست بره کنکور بده. اگه جای اون بودی چیکار میکردی؟! خیلی راحت با تقدیرش کنار اومد. برو دنبال کاری که عشق میکنی وقتی انجامش میدی. دو سه هفته بعد احوالت رو بهم گزارش کن. پیش یک متخصص مغز و اعصاب یا روانپزشک خوب هم برو و داروهات رو بخور. اگه داروهات گیجت میکنه به دکترت بگو. فعلا پای منبر نشین. فقط انجام واجبات مثل نماز و ... . والسلام. توی جمع زیاد باش. چی میشه با مادرت مثلا زیاد برین مهمونی یا پارک و... و خوش بگذرونین. اما در مورد شک کردنت اصلا نباید شک باشه، دلیلش اینه که این چیزها تماما با برهان نظم که کمترین برهانهاست هم اثبات شده اند. ببین انسان توسط خدا آفریده شد سپس آمد به این دنیا، زندگی میکنه بعد میره دنیای دیگه دوباره زندگی میکنه البته اونجا زیاد خوش میگذرونه . فقط نور و زیبایی. حساب کتاب هم هست که جاش مشخص بشه. فعلا تا این حد بدنی کافیه. شک معنا نداره. هر موقع شک اومد بگو برو شیطان برو.
نقل قول
 
 
+13 #3595 ۱۳۹۵-۱۰-۲۹ ۰۵:۵۳
Quoting F.a18:
.....نمیدونم چه مرضیه بخدا خسته شدم داروهامم فقط گیج ترم کردن...وسواسم با خدا و قیاما و دنیای دیگس ..همش شک میکنم و این شک منو میخوره اسم خدا میاد سرم درد میگیره ..من خیلی عاشقش یودم الانم نمازمو میخونم اما بزور...وقتی صحبت از دین و اخرت و اینا میشه شدیدتر میشه نوزده سالمه پشت کنکوریم اما درسمو ول کردم و رفتم سراغ علاقم نقاشی شاید خوب شم..مذهبم تشیع و اطلاعاتم تقریبا خیلی بالا..کمکم کن توروخدا

متن شماره یک: یک سوال مهم: طرف علوم غریبه و اینجور انحرافات رفتی که اینطور شدی؟ یا مثلا به مستحبات زیاد عمل میکردی؟ اگه به سمت این چیزها رفته باشی، فورا بذار کنار. علوم غریبه که شدیدا مخرب اند و انحرافات. یک مسلمون نباید سراغ علوم غریبه بره. هدف ما در این دنیا بندگی است نه چیز دیگه. اگه بنده باشیم خدا خودش بنده نوازی میکنه. اگه به انجام مستحبات علاقه ی زیادی داشتی، ترک کن و فقط و فقط انجام واجبات، همین و بس. نمازت رو طولانی نکن. مستحبات رو فعلا کاملا حذف کن. هر نوع فکری که اومد به سرت فورا ردش کن، مثلا پاشو با مادرت برو بیرون یا با دوستانت برو. اصلا تنها نمون. هر دو روز یک بار دوش بگیر با آب ولرم. روزی سه چهار با استنشاق (کشیدن آب به بینی و بیرون دادن آن آب) بکن. محکم آب رو بکش بره به بینیت و احساس سوزش کنی بعد بریز بیرون. بین الطلوعین نخواب و سعی کن آفتاب نزده صبحانه ات رو کامل بخوری. ادامه در متن بعدی .
نقل قول
 
 
+1 #3594 ۱۳۹۵-۱۰-۲۸ ۱۱:۵۳
سلام، التماسا موقع نمازتون منو دعا كنيد ازتون خواهش ميكنم به دعاتون خيلي احتياج دارم.فقط همين
نقل قول
 
 
+17 #3593 ۱۳۹۵-۱۰-۲۸ ۰۷:۳۶
سلام تازه پدرم فوت شده 16سالمه 4تا خواهرم دارم اول تو کار خدا شک کردم اما الآن خودم و خانوادم رو بخدا سپردم .الآن تازه حکمت کار خدا رو خدا رو فهمیدم و دارم بخدا نزدیک تر میشم .کارامو بهش می‌سپارم و مطمءنم که حل میشه .وقتی دلم می گیره تو خفا گریه میکنم که مبادا مادرم و خواهرام احساس کنن که پشتشان خالیه .درهر صورت جلوی بقیه خودمو با صلابتها حفظ می کنم حرفهای زیادی رو از بقیه می‌شنوم و ناراحت میشم .خدا میدونه که بعد از مرگ پدرم بخاطر این حرفها چندبار آرزوی مرگ کردم .ازکسایی که شرایط منو دارن برادرانه خواهش میکنم که فقط و فقط بخدا توکل کنند.الذین اذا اصابتها مصیبه قالبا انا لله و انا الیه راجعون.
نقل قول
 
 
+1 #3592 ۱۳۹۵-۱۰-۲۸ ۰۵:۲۹
سال دوست عزی(زای کاش کسیوداشتم)به قران وقتی دلنوشتتوخوندم سردردشدم قربون خدابشم این چه سرنوشتی براتورقم زده ,عزیزم بهترین راه طلاق چرامیترسی؟کارپی دامیکنی فروشندگی,منشی نمیدونم تحصیلاتت چقدوتوکدوم شهری اگع توشهربزرگ باشی کارپیداکردن اسونه به نظرمن ۱سالت حروم شده بیشترازاین زندگیتوتباه نکن سعی کن روپای خودت بایستی میدونم گفتنش اسونه ولی تلاشتوبکن ازخدامیخام مشکل همروبه حق امام زمان حل کنهمخصوصاتو
نقل قول
 
 
+2 #3591 ۱۳۹۵-۱۰-۲۸ ۰۴:۱۷
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت؟
گفتا نشان چه پرسی؟آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم از آتش روانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانه ی تو جان است.
اللهم عجل لولیک الفرج...
نقل قول
 
 
+1 #3590 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۱۷:۳۹
التماس دعا
نقل قول
 
 
0 #3589 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۱۷:۲۰
.....نمیدونم چه مرضیه بخدا خسته شدم داروهامم فقط گیج ترم کردن...وسواسم با خدا و قیاما و دنیای دیگس ..همش شک میکنم و این شک منو میخوره اسم خدا میاد سرم درد میگیره ..من خیلی عاشقش یودم الانم نمازمو میخونم اما بزور...وقتی صحبت از دین و اخرت و اینا میشه شدیدتر میشه نوزده سالمه پشت کنکوریم اما درسمو ول کردم و رفتم سراغ علاقم نقاشی شاید خوب شم..مذهبم تشیع و اطلاعاتم تقریبا خیلی بالا..کمکم کن توروخدا
نقل قول
 
 
+2 #3588 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۱۷:۰۰
رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً، وَبِالإِسْلامِ‏ ديناً
راضى و خشنودم كه پروردگارم خدا است و محمد صلى الله عليه و آله پيغمبرم هست و اسلام‏ دینم
وَبِالْقُرآنِ كِتاباً، وَبِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً، وَبِعَلِىٍّ وَلِيّاً وَاِماماً، وَبِالْحَسَنِ‏ وَالْحُسَيْنِ
و قرآن كتابم و كعبه قبله‏ ام و على صاحب اختيار و امام من است و حسن و حسین
وَعَلِىِ‏ بْنِ‏ الْحُسَيْنِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسى‏ بْنِ‏ جَعْفَرٍ
و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن‏ جعفر
وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى‏، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ‏ عَلِیٍّ
و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن‏ علی
وَالْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةً
و حجة بن الحسن صلوات الله عليهم امامان و پيشوايان منند خدايا من به پيشوايى ايشان‏
اَللّهُمَّ اِنّى‏ رَضيتُ بِهِمْ اَئِمَّةً، فَارْضَنى‏ لَهُمْ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ
خشنودم مرا هم مورد خشنودى آنان گردان كه تو بر هر چيز توانايى‏
نقل قول
 
 
+1 #3587 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۱۶:۴۱
Quoting ناظر:
سلام. انشالله که همسر دلخواهتون رو پیدا کنید. من نمیخوام انتقاد کنم از کارتون. ولی شاید دلیل اینکه دخترای سی ساله مجرد میمونن این باشه که تو بیست و پنج بیست و شش ندیده یا خودشون یا خونوادشون خواستگار رد میکنن. انشالله که اینطور نباشه. حالا بعضی دوستان میگن وضعیتشون خوبه ولی سنشون رفته بالا و خواستگار ندارند. اما من بعید میدونم کسی که سنش رفته بالا خدا هیچ موقعیتی برای ازدواج براش قرار نداده باشه. فک کنم اشکال از خودشونم هست. انشالله اونا هم ازدواج کنند.

سلام. باور نمیکنید که‌خواستکار نداشتم. گفتم بهتون جایکاه اجتماعی خوبی دارم خداراشکر. قیافه ام هم خوبه.خانواده مذهبی و تحصیلکرده دارم. تو فعالیتهای مسجد و .. شرکت میکنم. خیلی خوش مشرب هستم . از نظر مالی در سطح متوسط هستیم. قد بلند، تحصیلکرده و شاغل هستم.
ولی دریغ از یه خواستگار خوب
خوب منظورم مال و‌خونه و .. نیست. منظورم ایمان و اعتقاذ هست. منظورم یه لقمه نون خلال سر سفره آوردن هست. طرف اومده سیکاری و بیکار، طرف اومده مستندساز و..... ولی ظاهر خیلی براش مهم بود که آرایش کرده و ... باشه خلاصه که دعا کنید و باور کنید که دختران مذهبی ما متاسفانه از چشم افتاده اند و اولویتها در انتخابها عوض شده است.
البته خداراشاکرم بابت این همه نعمت خوبی که بهم داده و از خدا عفت چشم و صبر و دامن پاک خواستم
نقل قول
 
 
+3 #3586 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۱۶:۴۰
تورو به قرآن دعام کنید، به خدا قسم داغونم. خییلی به دعاتون نیاز دارم
نقل قول
 
 
+1 #3585 ۱۳۹۵-۱۰-۲۶ ۰۸:۱۵
Quoting F.a18:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ


سلام علیکم
به خداوند متعال توکل کنید
شما تنها نفری نیستین که مشکل دارید همه ما انسان ها
مشکلاتی در زندگی داریم که شاید از طرف خدا به صورت امتحان و ازمایش باشد یا تقیر خودمان است
مهم این است که با صبر و بردباری و توکل به خداوند متعال مشکل رو حل کنیم
و این هم به یاد داشته باشید اگر انسان نتونه یه مشکل رو برطرف کنه که اصلا انسان نیست
موفق و موید باشید
اجرکم عند الله
نقل قول
 
 
+2 #3584 ۱۳۹۵-۱۰-۲۵ ۰۹:۲۸
تم ،کل بدن همسرم زخم و خود زنی های خیلییی بزرگه ،کل بدنش ،ترسناکه ،من دوسش دارم ،هم نمیخام جدا شم ،هم میگم جدا شم جایی زو ندارم برم ،تنها ....بی پول ...مهریه هم ندارم که بخام ...موندم چیکار کنم ،به من از خدا میگه میگه نذار نمازت قضا شه ،دعاتو بکن ...اما تو یخچال مطبش مشروب هست و نزدیک به ۳۰تا فقط دوست دختر داره ،تو مطبش یه اتاق خواب داره که تو گوشیش یه عکس دیدم که دختره رو تختش دراز کشیده و با گوشی همسر من از خودش عکس گرفته ،همسرم پدرش کله گنده شهره و توی اداره هم کار میکنه ،با پارتی ،و اونجا هم با همه دخترای اداره به طور عجیبی عاشقانه حرف میزنه ،خستم ،۱ساله تحمل کردم ،اما واقعا خستم ،جایی هست برای امثال ما که بعد جدا شدن و بی کس شدن ونجا زندگی کنن؟
نقل قول
 
 
+2 #3583 ۱۳۹۵-۱۰-۲۵ ۰۹:۱۷
سلام به همه ی خدایی هامن ۲۰سالمه ،و الان ۱سالو ۴ماهه ازدواج کردم ،بدون گرفتن عروسی ،،،ویا حتی عقد دسته جمعی ،با بردن آرزوی لباس عروس به گور..خونه زندانی بودم ،در اتاق روم قفل بود همیشه ،چون یکی بهم تهمت زده بود ،حتی وقتی ثابت کردم باور نکردن ،بابام خیلیییی سخت گیر بود،حبسم کردن،پناه بردم به اینترنت و آشنایی با همسرم ،،بعد ۲ماه از خونه فرار کردم ،پیدام کردن،منم دیدم اگه برگردم باز حبس میشم گفتم باید عقدم کنید با ایشون ،عقد کردیم ...چقدر خوب بود همه چی ،عاشقش شده بودم ،دکتر دندانپزشک بود ،بعد ۴ماه گوشیشو دیدم ...پیاماشو دیدم ... با چندیدن نفر رابطه داشت،بعد مدتی تو خوری و گریه فهمیدم معتاد قرص متادون و ترامادله ،داغونتر شدم که فهمیدم قبلا ازدواج کرده و یه دختر ۵ساله که حاصل ۳سال زندگی مشترکه داره ...
بهش که گفتم اینا کین ...گذشتت چرا اینطوریه قاطی کرد ...کلی کتک خوردم ،فرداش دخترشو اورد ...پیش اون بازم کتکم زد،،،،
با د دردو دل با یه دختر دیگه کرد ،،،،
میگه بخاطر اینه که مریض پیدا کنم سرشونو شیله میمالم .ولی بعدا فهمیدم که مدرک پزشکی نداره هییییچ ،،،بلکه سوادش دیپلمه و ....
تازه فهمیدم مشروبم میخوره و گذشته ا اینا یه نفرو ۱۰سال پیش کشته ،اما هیچی درین مورد نمیدونم ،چون میدونه جایی ندارم برم همیشه تهدید به طلاق میکنه و پرونده باز کرده ،نمیتونم چیزی بگم ،۲۰سالمه کجا برم ؟خونوادم که مادرم خودش امروز فرداست پدرم بندازتش بیرون و اون یکی ژنشو بیاره ،پدرمم که گفته من بیوه نمیخوام بیاد خونم ،،،،بخدا تعریف نباشه اما از قیافه خیلی عالیم ،اما حس میکنم ۴۰سال بیشتر دارم
نقل قول
 
 
+3 #3582 ۱۳۹۵-۱۰-۲۵ ۰۸:۲۳
برای زهرا :خواهرخوبم سلام اصلا ناراحت نباش خوشبختی هیچربطی به ظاهرادمها نداره به خدا صبور باش خدا به موقعش سرراهت یه ادم خوب میذاره من خودم به خاطر داشتن چهره خوب دارم عذاب میکشم چند3سال ازدواج کردم ولی شوهرم حتی اجازه دکتر رفتنم بهم نمیده حجاب نجابت وخانواده خوب دارم ولی الکی بهم شک میکنه شما الن از من خیلی خوشبخت تری من اصلا بیرون نمیرم مگه با خودش اونم اینقدر بد نگاه مردم میکنه که من خجالت میکشم بعضی وقتها دعوا میکنه متاسفانه هم مومن هم خوشتیب وورزشکار وهم زیبا ولی فاقد اخلاق خواهرم برو خدارو شکر کن که مثل من نشدی زیبایی برای من جز بدبختی هیچی نداشته
نقل قول
 
 
+1 #3581 ۱۳۹۵-۱۰-۲۵ ۰۷:۵۷
خواستم ازدلم بگویم یادم سردردم به یاد اورد دیشب به خلوت دل نشسته بودم ,اه که دگر اهی هم برایم نمانده گفتن ز هرجا دل خرابت ویران گشت سراغ دخت پیغمبر مصفی(ص) زهرا رو بگیر@ صدایش زدم هیچ نیفاتم گویند شما گویید مگر بدان دل ندارن دل ویران شده به سامانی زهرای مریضیه ندارد@اه که من غم غسار عشقم, اه که من دست رده کردهی زهرام ,چو امیدم زهر بندی گسستس شنو امد که اری ز دخت پیغمیر زهرای مریضیه گرفتن دارد دربیابان بلا…یاس
نقل قول
 
 
+1 #3580 ۱۳۹۵-۱۰-۲۴ ۱۰:۴۵
Quoting F.a18:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ

سلام عاطفه هستم...
بابا منم وسواسی بودم نگران نباش...مامانم میگه گاهی انسانها در یک مقطعی از عمرشون ممکنه اینجوری وسواسی بشن
یکم که بگذره درست میشی...من روزی 32 بار دستامو میشستم و به بقیه میگفتم شما ها منبع باکتری و ویروس هستید از من دور شید...هر روز دل مامانمو سر همین حرفام میشکوندم....خدا منو ببخشه..
وسواس واقعا یه بیماریه ها...خدارو شکر الان دیگه درمان شدم...بدون اینکه به دکتر برم
موفق باشی...خدانگهدار.
نقل قول
 
 
0 #3579 ۱۳۹۵-۱۰-۲۳ ۱۲:۱۱
Quoting یاسمین:
سلام.حدیث عزیزمن همونیم که بااسم ای کاش بمیرم دلنوشتخ میزاشتم به خاطرحرف شمااسمموعوض کردم,نمیدونم مشکلت چیه فقط میتونم بگم ان شالله مشکلت حل بشه وبرات حتمادعامیکنم درسته خودم خیلی وقتهاازخداناامی دشدم کفرگفتم ولی خدایه جایی دستموگرفت خوشحالم کردای کاش تااخردستموول نکنه نه تنهامن بلکه همه بنده هاش

سلام عزیزم ممنون که ایمتو عوض کردی. همینکه برام دعا میکنی برام کافبه منم حتما دعات میکنم. همه سمت خدایی ها رو دوست دارم
نقل قول
 
 
+2 #3578 ۱۳۹۵-۱۰-۲۳ ۰۲:۴۱
ببینید این بانک ها با مردم چه می کنند
فرض کنید بنگاه تولیدی یا نه یه جائی کوچیکتر مثل یه مغازه رو در نظر بگیرید کالائی رو میخره، جائی رو اجاره می کنه کارگر میگیره معلوم نیست اونجا بیمه داره یا نه و حتی ممکنه که مشتریش هم پیدا نشه و ورشکست بشه حالا اون کالا رو به فرض 11000تومن خریده می خواد بفروشه درصد عرف بازار چقدره؟ من که تو فروشگاه کار می کنم نهایتا 6-7 درصد می کشیم رو کالا حالا نه می گیم 20درصد میشه 11000*20%=2200+11000=13200 قیمت فروش کالا .
حالا بانک رو در نظر بگیرید: بانک کالای رو به نام وام تولید کرده که تا 10سال خراب نمیشه و بیمه حوادث و آتش سوزی هم شده که پولش رو هم مشتری داده حتی کرایه حمل وبار هزینه های جانبیشم (در قرارداد وام ذکر شده که بیمه و تمامی هزینه ها و کارمزدها به پای وام گیرنده می باشد)از مشتری گرفته چی بهتر ازین ؟ این که کالای 10سال خراب نمیشه پشتیبانی داره که فروش میره و مشتریش هم هست
حالا این وام رو اگه تقسیم کنیم به تعداد روزها ، می گیریم بانک به ما قرض الحسنه داد باید روزی 11000تومن به بانک برگردونیم ما دلمون می سوزه می گیم نه یه درصدی بگیرند که ضرر نکنند چند درصد باید از مشتری بگیره 10درصد 20درصد 50درصد نه چقدر؟ ما برای این 11000 تومن باید 24600 تومن پرداخت کنیم می تونید خودتون حساب کنید 40میلون وام ماهی 740 هزار تومن قسطشه که 330هزار تومن اصل پول و410 تومن سود اون پول هست که باید به بانک برگردونم و اگر یک روز دیر پرداخت کنیم، باید جریمشم رو هم بپردازیم.چرا؟ من خودم گرفتار این بانکها شدم ببینید نظام سرمایه داری یعنی این......
نقل قول
 
 
+4 #3577 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۱۶:۱۴
Quoting یاعلی:
دوستان عزیز سمت خدایی
بیاین از صمیم وجودمون یه استغفرالله ربی و اتوب الیه بگیم و برای ظهور امام زمانمون، رفع غم ها و گرفتاری های خودمون وهمه ی کسایی ک التماس دعادارن بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم. امیدوارم خداوند بخشنده ی مهربان به برکت صلوات بر خاتم انبیا محمد مصطفی ص دعاهامون رو در حق هم مستجاب کنه.هرکی صلوات رو فرستاد لایک کنه تا دلگرمی باشه واسه هممون تا بفهمیم همینجا چندین و چند دعای خیر همراهمونه. "...لا تقنطوا من رحمه الله..." التماس دعا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


سلام به همه، به نظرم طرح خوبیه، بیاین ادامه ش بدیم،هرکی موافقه پسبسم الله...
نقل قول
 
 
+1 #3576 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۱۶:۰۵
Quoting F.a18:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ


دوست عزیز هیچ وقت ناامید نشو، حتما هنوز هم راه حلی هست به نظر من کانال تلگرام @samtekhoda3_vasvas که ماله همین برنامس میتونه تا حد زیادی کمک کننده باشه. منم اگه قابل بدونی حتما واست دعا میکنم.که هم ان شاءالله از این مشکل رهایی پیدا کنی وهم به آرزوهات برسی.
نقل قول
 
 
0 #3575 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۱۵:۲۱
Quoting F.a18:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ

سلام. لطفا وسواستان را کامل توضیح دهید و احوالتان را، تا حدالمقدور کمکتان کنم. واضح بگید دقیقا به چه چیز وسواس هستید و کی شدیدتر میشید و جنسیت و سن وسال و همه چی رو بگید. الان به چه کاری مشغول هستید ؟ نوع مذهب و میزان عمق اعتقادات؟ همه چی رو بگو تا در حدتوانم بهت کمک کنم.
نقل قول
 
 
0 #3574 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۱۴:۵۶
سلام من سال ۹۲ ازدواج کردم بدلیل مشکلات که همسرم داشت در سال ۹۵ از هم جدا شدیم من در دوره عقد که بودم مبلغ چهار میلیون به خانومم دادم که به حسابم بریزد اون هم داد به پدرش به حسابم ریخت و نام پرداخت کننده را در فیش بانکی به نام خودش یعنی همون پدر خانومم نوشت حالا بعد از ۳سال که گذشته ما از هم جدا شدیم رفته شکایت کرده که من این پول را بعنوان قرض بهش دادم دادگاه تشکیل شد و یکی از پسراش و زنش امدند دادگاه قسم دروغ خوردند که شاهد هستند پول به من قرض داده ولی من قبول نکردم قاضی گفت قران را قبول داری گفتم گفتم بله گفتم که پدر خانومم دست روی قرآن بزاره اون هم به ناحق دست روی قران گذاشت از اون زمان تا حالا من دیدم به قرآن پیامبر و امام و هستی و آخرت عوض شده من یه کارگرم با حقوق یک میلیون همه میگند خدا جوابش را میدد من میگم خدا حاضره من با این حقوق اذیت بشم که پرداخت کنم من از اون روز تا حالا نه نماز میخونم نه هیئت میرم نه به این چیزا دیگه اعتقاد دارم


حاج اقااسماعیل دولابی می فرمایند:
دعابکن ولی اگه اجابت نشدباخدادعوامکن .
میانه ات با اوبهم نخورد..
چون توجاهلی واوعالم وخبیر...!
نقل قول
 
 
0 #3573 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۰۹:۴۴
باسلام و خسته نباشید.از برنامه ی خوبتون مچکرم.لطفن پیامم رو منتقل کنید...بعضی ها دارن از اون ور بوم میافتن...برام خاستگار اومده بود..توی همه ی موارد تفاهم کامل داشتیم...به قول خودشون بیش از 90درصد کارحل بود...بعد از چند جلسه صحبت هر دوی ما این رضایت رو اعلام کردیم...فقط تنها مسیله این بود که آقا داماد نمی خواستند فعالیت های مذهبی و فرهنگی شون رو بعد از ازدواج کم کنن...یعنی بخاطر همین مسئله اون همه تفاهم رو کنار گذاستن واز طرف خانواده ی داماد قصیه منتفی سد...حالا اون صربه ای من خوردم و جلوی پدر و مادرم باید تطاهر کنم هیچیم نیس به کنار....سما بگید...آخه این درسته..همه چی باید در حد تعادل باسه...حتی کارای خوب...بعد از ازدواج که نمیسه مثل قبل آدم واسه خودس هر کاری خواس بکنه....یا مثل دوران مجردیس تو هر فعالیتی حالا از همون نوع خوبس سر کت کنه....خلاصه که مورد من از این بوم افتاد...از خدا خواستم که کمکم کنه ببخسمس....لطفن خطاب به جوونای خوب بسیجی تو برنامه بگید که هر چیزی اندازه داره...حتی فعالیت های خوب....باید بدونن که بعد از ازدواج اولویت خانواده باید باسه....یعنی باید زندگی کنن در کنارس از این مدل فعالیت ها...نه اینکه در کنار اون فعالیت هاسون حالا یه زندگیی هم بیان تسکیل بدن.
نقل قول
 
 
+2 #3572 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۰۸:۵۶
سلام .هر روز چند دقیقه با حضرت مادر خودمونی صحبت کن و به ایشون بگو که از پس این مشکل برنمیایی و ازشون بخواه که مشکلت رو حل کنه به حق شهدای کربلا.یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها به حق محمد و آا محمد مشکلش رو حل کن.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.زیاد صلوات بفرست
نقل قول
 
 
+1 #3571 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۰۵:۵۸
Quoting سودابه:
من دختری26ساله که تحصیل کرده و با خانواده ای خوب و مذهبی هسام و خواستگارهای خوبی هم دارم اما نمیشه یا خودم ندیده ردشون میکنم و یا خانواده و مورد آخری هم که چند هفته پیش بود و ما سه ماه با هم صحبت میکردیم

سلام. انشالله که همسر دلخواهتون رو پیدا کنید. من نمیخوام انتقاد کنم از کارتون. ولی شاید دلیل اینکه دخترای سی ساله مجرد میمونن این باشه که تو بیست و پنج بیست و شش ندیده یا خودشون یا خونوادشون خواستگار رد میکنن. انشالله که اینطور نباشه. حالا بعضی دوستان میگن وضعیتشون خوبه ولی سنشون رفته بالا و خواستگار ندارند. اما من بعید میدونم کسی که سنش رفته بالا خدا هیچ موقعیتی برای ازدواج براش قرار نداده باشه. فک کنم اشکال از خودشونم هست. انشالله اونا هم ازدواج کنند.
نقل قول
 
 
0 #3570 ۱۳۹۵-۱۰-۲۱ ۰۵:۴۹
Quoting F.a18:
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد

آقای فرحزاد کارشناس برنامه برای درمان وسواس خیلی راهکار دادند. تو کانال تلگرام سمت خدا میتونید ببینید. عمل کنید انشالله درست میشه.
نقل قول
 
 
+4 #3569 ۱۳۹۵-۱۰-۲۰ ۱۳:۲۳
اینقدر دلم پره نمیدونم از کجا بگم ..یکساله با وسواس میجنگم ..درس،تفریح،شادی، تعطیللللل....فقط گریه زجر عذاب...سهم من از زندگی شد از دست دادن ارزوهام...از‌راهنمایی برای پزشک شدن تلاش کردم شانس گندم پیش دانشگاهی به این درد بی درمون دچار شدم ...مخم داره میترکه به جون بابام نمیدونم‌کیم!!نم یدونم زندگی‌چیه ...شاید بخندین اما بخدا اینقدر اظطراب‌داشتم و‌فکر‌کردم اینطور‌شدم...چندین دکتر‌و‌روانش شناس رفتم..حتی حوزه هم رفتم و صحبت کردم اما همش موقتی بود ...خدا روشو‌برگردنده ازم‌...نمیدونم چ گناهیدمرتکب شدم اما تاوان بدیه....شما برام دعا کنین شاید خدا دعای شمارو‌براورده‌ک رد ...به قران بربدم ...فقط کسایی که این بیماری وسواس رو‌دارن‌میدونن‌ چی‌میکشم....شبا تا صب زجر‌میکشم...حتی تو خوابمم عذاب‌میکشم...خلاصه بگم اگه نمیدونین جهنم کجاس و‌چیه یک‌لحظه جای من قذار بگیرین میفهمین........خداحافظ
نقل قول
 
 
0 #3568 ۱۳۹۵-۱۰-۱۹ ۱۶:۳۶
(mostafa)
سلام من 22 سالمه خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی فرد مورد نظرمو پیدا نمیکنم دنبال شخصی مثل شما هستم چون خودمم تا حالا دنبال ناموس مردم نبودم و با کسی دوست نشدم . من از خصوصیات شما خوشم اومده...


سلام ممنون شما لطف دارید انشاءالله خدا اون همسری که دوست دارید
وباب میلتونه سرراهتون قراربده وانشاءالله شماوهمه ی
سمت خدایی هاخوشبخت بشید..
نقل قول
 
 
0 #3567 ۱۳۹۵-۱۰-۱۹ ۱۳:۴۱
سلام.حدیث عزیزمن همونیم که بااسم ای کاش بمیرم دلنوشتخ میزاشتم به خاطرحرف شمااسمموعوض کردم,نمیدونم مشکلت چیه فقط میتونم بگم ان شالله مشکلت حل بشه وبرات حتمادعامیکنم درسته خودم خیلی وقتهاازخداناامی دشدم کفرگفتم ولی خدایه جایی دستموگرفت خوشحالم کردای کاش تااخردستموول نکنه نه تنهامن بلکه همه بنده هاش
نقل قول
 
 
+2 #3566 ۱۳۹۵-۱۰-۱۹ ۰۴:۰۰
من دختری26ساله که تحصیل کرده و با خانواده ای خوب و مذهبی هسام و خواستگارهای خوبی هم دارم اما نمیشه یا خودم ندیده ردشون میکنم و یا خانواده و مورد آخری هم که چند هفته پیش بود و ما سه ماه با هم صحبت میکردیم با حضور خانواده و تا بله برون هم پیش رفتیم اما خدا را شکر که خدا هوانو داشت و بهمش زدیم چون هر چی که مول و کار خوب که نمیشه اخلاق و شخصیت هم هست،و الانم منتظر هستم که خدا بهترین را از لحاظ اخلاق و ایمان نصیبم کنه، امیدتون به الله باشه و عاقبت بخیر و بهترین ازدواج داشته باشید خدایا شکرت
نقل قول
 
 
+3 #3565 ۱۳۹۵-۱۰-۱۸ ۱۰:۲۸
سلام علیکم
خدا دل هممون رو به ایمان شاد کنه، هرجا با هر شرایطی،ان شاءالله
عمر مفید و با عزت به همه مومنین بده ان شاءالله
به همدیگر رحم کنیم تا خدا به ما رحم کنه،ان شاءالله
کمکمون کن کسی اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام داد، حرف حق رو همیشه بپذیریم،غرورمون مانع نشه، من که پذیرفتم، ضررم نکردم،خدامارا هدایت کند،ان شاءالله
نقل قول
 
 
+1 #3564 ۱۳۹۵-۱۰-۱۸ ۱۰:۰۱
Quoting خوب باشیم:
[quote name="احسان"]سلام من سال ۹۲ ازدواج کردم بدلیل مشکلات که همسرم داشت در سال ۹۵ از هم جدا شدیم من در دوره عقد که بودم مبلغ چهار میلیون به خانومم دادم که به حسابم بریزد اون هم داد به پدرش به حسابم ریخت و نام پرداخت کننده را در فیش بانکی به نام خودش یعنی همون پدر خانومم نوشت حالا بعد از ۳سال که گذشته ما از هم جدا شدیم رفته شکایت کرده که من این پول را بعنوان قرض بهش دادم دادگاه تشکیل شد و یکی از پسراش و زنش امدند دادگاه قسم دروغ خوردند که شاهد هستند پول به من قرض داده ولی من قبول نکردم قاضی گفت قران را قبول داری گفتم گفتم بله گفتم که پدر خانومم دست روی قرآن بزاره اون هم به ناحق دست روی قران گذاشت از اون زمان تا حالا من دیدم به قرآن پیامبر و امام و هستی و آخرت عوض شده من یه کارگرم با حقوق یک میلیون همه میگند خدا جوابش را میدد من میگم خدا حاضره من با این حقوق اذیت بشم که پرداخت کنم من از اون روز تا حالا نه نماز میخونم نه هیئت میرم نه به این چیزا دیگه اعتقاد دارم

سلام. چه کار بدی کردن شما واقعا حق داری، خیلی متاسف شدم. چند وقته با خدا قهر کردید؟ آخه خدا خودشم حتما داره برات غصه میخوره چقدر خدا مظلومه اما هیچی نمیگه دم نمیزنه میذاره ماها هرچی دوست داریم سرش خالی کنیم. برادرم دقیقا میدونم منظورت چیه و با شما همدردی میکنم، برادر بزرگوار خدا مقصر نیست امیدوارم اونایی که قسم دروغ خوردم متوجه بشن چه کار زشتی کردن. امیدوارم با خدای مهربون و عزیز آشتی کنی.
نقل قول
 
 
+2 #3563 ۱۳۹۵-۱۰-۱۸ ۰۹:۰۰
Quoting ...:
سلام علیکم
اینجا مرکز مشاوره خانواده ست؟؟
اولا اینجا دلنوشته بود دعا ونیایش برای خدا، من بیشتر میومدم جملات زیبا رو میدیدم انرژی میگرفتم،همه حرفتون با خدا ایناست؟؟دلنوشته اصلا اسمش مثبته
مدیر محترم یه بخشی رو طراحی کنن واسه درددل یا مشاوره
،و1کارشناس، کارشناس، روانشناس، مشاور،متخصص راهنمایی کنن، ارزش کارشون کم میشه، فردا میگن همه بچه مذهبیا درب و داغونن!!! یا که آدمای درب و داغون ب مذهب رو میارن!!همینه دیگه دید مردم به مذهب بد میشه دیگه، شما 1دور پیامها رو مرور کنید...

سلام. کمی با شما موافقم اما ببنید گاهی آدم دوست داره با کسی که نمیشناسش راحت درددل کنه. شاید حق با شماست شایدم اسم این بخش عوض شه بهتر باشه!!بچه مذهبیا درب و داغونن چه اشکالی داره؟! وقتی یه دختری نمی تونه به خانواده اش از نیاز به ازدواجش صحبت کنه وقتی هیچ دوست پسری نداره قبول کنید درب و داغون میشه، قبول کنید سرکوب نیاز جنسی چه لطمه هایی به وجود یه دختر میزنه چون باید منتظر باشه خواستگار براش بیاد و نمیتونه خودش اقدام کنه.اینا همه روح آدم رو خسته نمیکنه. نگید چون مذهبیه نباید اینطور باشه قبل از دیانت این دختر یک انسانه با تمامه نیازهای غریزیش. و البته پسرها هم وضع بهتری ندارن. اما گناه خودارضایی که آقای روانشناس در موردش حرف زدن میدونم خیلی بد و عوارض داره اما بیایید باور کنیم نیاز جنسی خیلی به جوونا فشار میاره همه از مضراتش میگن از جوونا انتظار کنترل خود خیلی سخته بجای سرزنش پیشنهادی بدید. یه دختر و پسر 30 ساله که شرایط ازدواج ندارن چطور خودشونو کنترل کنن. همه متاهلا رابطه نداشته باشن عصبی نمیشن؟ پس بدونید مجردا چی میکشن
نقل قول
 
 
0 #3562 ۱۳۹۵-۱۰-۱۸ ۰۸:۳۷
Quoting ای کاش بمیرم:
سلام حدیث عزیزم ازخدامیخام هرمشکلی داری حل بشه وبرات دعامیکنم.ازته دلم.امیدوارم یه روزبه همین زودی اینجاشاهدخبرای خوبت باشیم امین

سلام دوست من. میشه اسمتو عوض کنی یه چیز خوب بذار یا اسم واقعی خودتوبذار. چقدر خوبه یکی بی آنکه بشناسیش، بشناست برات دعا کنه اونم از ته دل. مطمئنم به خاطر دعای شما همین روزا خبرای خوب میدم.خواهر عزیزم ممنونم. چقدر آدم های خوب حال آدمو عوض میکنن.خداوندا پناهم باش یارم باش جهان تاریکی محض است می ترسم کنارم باش.
نقل قول
 
 
+1 #3561 ۱۳۹۵-۱۰-۱۷ ۱۷:۴۴
ناراحت نباش ما اصلا سنمون بالا نرفته کمی دیر شده اما کیفیت ازدواجمون تاخیر رو جبران میکنه.منم دعا کن
سلام خواهر عزیزم
ممنون از دلداریت و دعای قشنگت
انشاالله که به حق این شب ولادت پدر بزرگوار امام هادی، خیلی زود بیایید و اعلام‌کنید که مشکلاتتون حل شده و خداراشکر خوشبخت خوشبخت شدید اون هم با یه فرد کاملی که مدنظرتون بوده انشاالله
نقل قول
 
 
0 #3560 ۱۳۹۵-۱۰-۱۷ ۱۷:۳۶
Quoting ناظر:
Quoting ثمین:

من که میگم دنبال یه کیس مناسب باش
ببین اینقدر دختر عفیف و خوب دور و بر ادم هست که خیلی وقتها ادم ازشون غافل میشه و میره دنبال کیسهایی که ...
من خودم به شخصه درامد طرف اصلا برام مهم نیست
من خونه و ماشین و .. نمیخام
من فقط یه درامد حلال با یه ایمان قوی میخام
تحصیلات عالیه دارم
خداراشکر

من واقعا باورش برام سخته. پس مردم دنبال چجور دخترایی هستن.
باور کن خواهر یا برادر بزرگوار.
دعا کن‌که انشاالله عاقبت بخیر بشیم
انشاالله که هیچ‌کس دشمن به شاد نشود که زخم زبان‌خیلی سخته...
التماس دعای فرج
نقل قول
 
 
+1 #3559 ۱۳۹۵-۱۰-۱۷ ۱۵:۲۵
سلام حدیث عزیزم ازخدامیخام هرمشکلی داری حل بشه وبرات دعامیکنم.ازته دلم.امیدوارم یه روزبه همین زودی اینجاشاهدخبرای خوبت باشیم امین
نقل قول
 
 
0 #3558 ۱۳۹۵-۱۰-۱۷ ۱۴:۲۵
Quoting احسان:
سلام من سال ۹۲ ازدواج کردم بدلیل مشکلات که همسرم داشت در سال ۹۵ از هم جدا شدیم من در دوره عقد که بودم مبلغ چهار میلیون به خانومم دادم که به حسابم بریزد اون هم داد به پدرش به حسابم ریخت و نام پرداخت کننده را در فیش بانکی به نام خودش یعنی همون پدر خانومم نوشت حالا بعد از ۳سال که گذشته ما از هم جدا شدیم رفته شکایت کرده که من این پول را بعنوان قرض بهش دادم دادگاه تشکیل شد و یکی از پسراش و زنش امدند دادگاه قسم دروغ خوردند که شاهد هستند پول به من قرض داده ولی من قبول نکردم قاضی گفت قران را قبول داری گفتم گفتم بله گفتم که پدر خانومم دست روی قرآن بزاره اون هم به ناحق دست روی قران گذاشت از اون زمان تا حالا من دیدم به قرآن پیامبر و امام و هستی و آخرت عوض شده من یه کارگرم با حقوق یک میلیون همه میگند خدا جوابش را میدد من میگم خدا حاضره من با این حقوق اذیت بشم که پرداخت کنم من از اون روز تا حالا نه نماز میخونم نه هیئت میرم نه به این چیزا دیگه اعتقاد دارم

شمابایه امتحان ب این کوچیکی پاپس کشیدین؟؟؟مگه خدا خودش بهتون روزی نمیده مگه چهار میلیون هم خدابهتون نداده خب الانم ازت پس گرفته مطمئن باشید اگر نمیخاس نه تنها چهار ملیون بلکه یه قرونم بهتون نمیرسید....الان اونا قسم الکی خوردن ب خودشون و خدای خودشون مربوطه ایما ن این نیس ک توروزای خوب وهمه چی ظاهرا ایده آل خدارو بپرستید هنر ایمان ب اینه ک شما توروزایی ک سختن ب یاد خدا وپیغمبرش باشی.........انسان مگه از خدا قهر مکنه؟توبه کنید و از خدا بخاید ک روزیتون رو افزایش بده و دیگ اصن چهار ملیون ب چشتون نیاد برای اون خانواده هم طلب مغفرت کنید ک انشالله ب راه راس برگردن
نقل قول
 
 
+1 #3557 ۱۳۹۵-۱۰-۱۷ ۱۰:۲۸
سلام علیکم
اینجا مرکز مشاوره خانواده ست؟؟
اولا اینجا دلنوشته بود دعا ونیایش برای خدا، من بیشتر میومدم جملات زیبا رو میدیدم انرژی میگرفتم،همه حرفتون با خدا ایناست؟؟دلنوشته اصلا اسمش مثبته
مدیر محترم یه بخشی رو طراحی کنن واسه درددل یا مشاوره
،و1کارشناس، کارشناس، روانشناس، مشاور،متخصص راهنمایی کنن، ارزش کارشون کم میشه، فردا میگن همه بچه مذهبیا درب و داغونن!!! یا که آدمای درب و داغون ب مذهب رو میارن!!همینه دیگه دید مردم به مذهب بد میشه دیگه، شما 1دور پیامها رو مرور کنید...
نقل قول
 
 
0 #3556 ۱۳۹۵-۱۰-۱۶ ۰۷:۰۷
سلام من سال ۹۲ ازدواج کردم بدلیل مشکلات که همسرم داشت در سال ۹۵ از هم جدا شدیم من در دوره عقد که بودم مبلغ چهار میلیون به خانومم دادم که به حسابم بریزد اون هم داد به پدرش به حسابم ریخت و نام پرداخت کننده را در فیش بانکی به نام خودش یعنی همون پدر خانومم نوشت حالا بعد از ۳سال که گذشته ما از هم جدا شدیم رفته شکایت کرده که من این پول را بعنوان قرض بهش دادم دادگاه تشکیل شد و یکی از پسراش و زنش امدند دادگاه قسم دروغ خوردند که شاهد هستند پول به من قرض داده ولی من قبول نکردم قاضی گفت قران را قبول داری گفتم گفتم بله گفتم که پدر خانومم دست روی قرآن بزاره اون هم به ناحق دست روی قران گذاشت از اون زمان تا حالا من دیدم به قرآن پیامبر و امام و هستی و آخرت عوض شده من یه کارگرم با حقوق یک میلیون همه میگند خدا جوابش را میدد من میگم خدا حاضره من با این حقوق اذیت بشم که پرداخت کنم من از اون روز تا حالا نه نماز میخونم نه هیئت میرم نه به این چیزا دیگه اعتقاد دارم
نقل قول
 
 
0 #3555 ۱۳۹۵-۱۰-۱۶ ۰۲:۰۵
سلام علیکم
خسته نباشید
خداوند به شما جزای خیر بدهد
اگر بشود غیر از جلسه به جلسه گذاشتن فایل های صوتی و متنی اساتید و بزرگواران
اگه بشود فایلهای صوتی و متنی هر بزرگوار را در یک بخش با هم بگذارید تا دانلود کردن آنها راحت تر باشد

باز هم امیدوارم ائمه اطهار علیهم الصلاة و السلام خیر دنیا و آخرت را به شما و همه دست انکاران این برنامه خیلی مفید بدهد
باز هم ممنونم
نقل قول
 
 
+1 #3554 ۱۳۹۵-۱۰-۱۵ ۰۵:۰۹
Quoting الف:
Quote:
Quoting هادی:
کولیت روده دارم و این بیماری اصلا وب بشو نیست دکترا میگن باید باهاش زندگی کنم میدونین دیگه یعنی چی اره .. 3 ساله این ممریضیو دارم چیکار کنم دکترو دوا جواب نمیده برا همه ی بیماری ها حتی سرطان را هست اما واسه این هه نه ... به خدا و اعمه هم خیلی متوسل شدم تنها راه درمان معجزه شاید بباشه وقتی بع گزشته و سالم بودن خودم فکر میکنم یا افراد سالم خیلی ناراحتم میکه من چیکار کنم برام دعا کنید خستم خیلی خسته کاش سرطان داشنمو خلاص میشدم اینجوری ذره ذره نابود میشم :)
برادرم ناراحت نباش منم ده ساله این مشکلو دارم از سن نوجوانی 17 همیشه یاد خدا باش الهی به حق امام حسین همه مریض ها شفا پیدا کنند

سلام. به شدت پیشنهاد می کنم به یک متخصص طب سنتی مراجعه کنید. اونها حتما درمانی برای بیماری شما دارن. انشالله که سلامتی تونو ب دست بیارید.

من هم پیشنهاد می کنم به یک متخصص طب سنتی مراجعه کنید در اسلام و دین هیچ گونه دردی نیست که درمان نداشته باشه .توکلت هم به خدا باشه که درمان همه دردها در دستان اوست.ذکر خدا را فراموش نکن که آرامش بخش همه دردهاست.
نقل قول
 
 
0 #3553 ۱۳۹۵-۱۰-۱۴ ۱۵:۳۴
Quoting ثمین:

من که میگم دنبال یه کیس مناسب باش
ببین اینقدر دختر عفیف و خوب دور و بر ادم هست که خیلی وقتها ادم ازشون غافل میشه و میره دنبال کیسهایی که ...
من خودم به شخصه درامد طرف اصلا برام مهم نیست
من خونه و ماشین و .. نمیخام
من فقط یه درامد حلال با یه ایمان قوی میخام
تحصیلات عالیه دارم
خداراشکر جایگاه اجتماعی خوبی دارم
خانواده متوسطی از لحاظ مالی دارم
همه تحصیلکرده
خانواده مذهبی و ساده زیست

من واقعا باورش برام سخته. پس مردم دنبال چجور دخترایی هستن.
نقل قول
 
 
+1 #3552 ۱۳۹۵-۱۰-۱۴ ۱۱:۰۷
سلام ....
خسته نباشید
عجب برنامه ای دارید خدا خیرتون بده
وقتی از مشکلاتی که بالا اشاره شد با خبر میشم خدارو شکرمیکنم که شرایط خوبی نسبت به دیگران دارم!!!!!!!
مادر من 49سال داره و آرزو داره بره کربلا ولی هنوز از طرف امام حسین علیه السلام دعوت نشده...
آرزو دارم ببرمش کربلا...امسال کنکور دارم...امیدوارم اگه از رشته ی مورد نظرم قبول نشدم سرزنش نشم... منو هم دعا کنید.
و توی مشکلاتتون روی اون بالایی حساب کنید
همانا خدا توبه پذیر و مهربان است.
کمال تشکر را از کارشناسان کارآشنای سمت خدا مخصوصا آقای ماندگاری دارم.چهارشنبه ها روز بسیار زیبایی است.
در پناه حق
نقل قول
 
 
0 #3551 ۱۳۹۵-۱۰-۱۴ ۰۹:۰۳
Quoting ثمین:

من که میگم دنبال یه کیس مناسب باش
ببین اینقدر دختر عفیف و خوب دور و بر ادم هست که خیلی وقتها ادم ازشون غافل میشه و میره دنبال کیسهایی که ...
من خودم به شخصه درامد طرف اصلا برام مهم نیست
من خونه و ماشین و .. نمیخام
من فقط یه درامد حلال با یه ایمان قوی میخام
تحصیلات عالیه دارم
خداراشکر جایگاه اجتماعی خوبی دارم
خانواده متوسطی از لحاظ مالی دارم
همه تحصیلکرده
خانواده مذهبی و ساده زیست
مهریه ام را در نظر دارم 14 بگیرم
ولی دریغ از یه خواستکار
سنم 31 ساله هست
خدلیا فقط ظهور اقا را برسون
التماس دعا
دوستان
خدارشکر همین که سالمم خداراشکر همین که مشکل مالی ندارم خداراشکر بابت همه نعمتها
خدایا خودت بهمون عفت چشم دامن عفیف و صبر عنایت بفرما
سلام ثمین جان. منم همسن شما هستم. شنیدم که برای ازدواج خوبه به امام هادی متوسل شد. بیا به ایشون چیزی هدیه بده، ختم قرآن، غذای نذری، صلوات هرچی برای خودت راحت تره. دعا میکنم تمام دختران و پسران بخصوص اونایی که 30 رو رد کردن هر چه زودتر ازدواج کنن.کار این واسطه خیلی زشت بوده منم یکی و دو نفر رو بم معرفی کردن چون فکر کردن سنم بالا رفته(بنظر اونا) بهشون جواب مثبت میدم و چقدر دردناکه این طرز فکر:.(
ناراحت نباش ما اصلا سنمون بالا نرفته کمی دیر شده اما کیفیت ازدواجمون تاخیر رو جبران میکنه.منم دعا کن
نقل قول
 
 
-3 #3550 ۱۳۹۵-۱۰-۱۳ ۱۶:۴۶
با نامحرمی از طریق پیامک دوست بودم سالها، قصد دوستی نداشتم در ابتدا ولی کاملا تصادفی پیش آمد1روز 2روز .... انقد گذشت و شد عادت!!یکدفعه به خودم امدم دیدم3ساله با نامحرم ارتباط دارم! 1سال است که امروز توبه میکنم فردا میشکنم! او هم با قطع رابطه موافق است.نمیدونم خدا توبه من را میپذیرد؟؟؟ چطور میتوانم با کسی ازدواج کنم که من را فردی مذهبی و با حیا میداند؟آیا باید به طرفم بگم که دوست بودم؟؟ آیا فقط توبه کافیست؟آیا من نباید از خدا همسری پاک بخواهم بخاطر گناهانم؟؟
نقل قول
 
 
+4 #3549 ۱۳۹۵-۱۰-۱۳ ۱۲:۴۶
باسلام به سمت خداییهای عزیز
من مشکلات خیلی زیادی دارم واسه همین نمیدونم از کجا شروع کنم
من یه دختر 30 ساله هستم که اصلا چهره خوبی ندارم این موضوع قبلا زیاد اذیتم نمیکرد ولی وقتی مسخره کردن مردم شروع شد فهمیدم که من خیلی با بقیه فرق دارم.میدونین رفتار بد مردم و مسخره کردنشون با زندگی من چیکار کرده؟ انقدر ناراحتی اعصاب گرفتم که باعث شده انواع و اقسام بیماریهای جسمی رو هم بگیرم مثل التهاب معده و روده ی تحریک پذیر و درد های مفصلی و...از همه بدتر گردن درد شدیده که بخاطر چهره م دو ساله که نمیتونم برم فیزیوتراپی واسه همین حتی کارای شخصیمم نمیتونم انجام بدم چون گردن دردم بدتر میشه البته وضع مالی خانواده م هم اصلا خوب نیست که اگرم بخوام بتونم برم دکتر.اگر چهره ی خوبی داشتم و به قول امروزیا خوش تیپ بودم حداقل میتونستم برم سرکارو کمک خرج پدر و مادرم باشم.یه وقتایی میشه که بخاطر چهره م ماهها از خونه بیرون نمیرم که همین باعث میشه وضعیت روحی و جسمیم بدتر بشه.خیلی وقتا دعا میکنم ولی نه جسمم بهتر شده نه روحیه م بهتر شده.نمیدونم چیکار کنم.در حال حاضر من زندگی نمیکنم فقط رنج میکشم.در ضمن بخاطر چهره م خواستگارم ندارم حتی یک نفر...ای کاش مردم میدونستن با مسخره کردنشون حق زندگی و سلامتی رو از من گرفتن.کاش دست از سر من بردارن و دیگه مسخره م نکنن.ای کاش آقای فرحزاد صدای منو بشنون ویه راه چاره جلوی پام بذارن.ای کاش خدا منو و گریه هامو ببینه و نجاتم بده از این برزخ یا بهتره بگم از این جهنم.دیگه خسته شدم خسته...کمکم کنین
نقل قول
 
 
0 #3548 ۱۳۹۵-۱۰-۱۳ ۰۹:۵۹
Quoting ای کاش بمیرم:
سلام حدیث عزیزممنون که دلداریم دادی برام دعاکردی,من قبلایه جامنشی بودم۵ماه بیکازم وامروزازهمون جای قبلی زنگ زدن ازفردایرم سرکارممنون که ازته دل برام دعاکردی حتماخداصداتوشنی ده,من اگه میگم بابام بمیره بچه بدی نیستم فقط رفتاراش بعضی وقتهاسرافکندم میکنه که امروزبازم بایه شیرین کاری منوخجالت زده کردکه حتی نتونستم درموردحقوقم باصاب کارم صحبت کنم.من ازبابام نخاستم دنیاروزیرپامون بریزه فقط خواستم بدنم لرزه نیفته هواستم بارفتاراش توجمع سرافکندمون نکنه عرچی باشه پدرمه کسی چیزی بگه بهم برمیخوره هرچقدم بدباشه,ولی بارفتاراش اتیشم میزنه.بابام یه بارباچوب عین سگ منوزدفقط گفتم بروبه بابابزرگ سربزن بابام منوخیلی زده ولی اشکال تداره اخرش مرگ من حلالش نمیکنم

سلام عزیزم.خواهش میکنم خوشحال شدم حداقل یه کاری برات فراهم شد. خیلیا مثل تو هستند با شرایط خانوادگی مشابه و حتی بدتر. زیاد دعا کن خیلی خیلی و برای من هم این روزها خیلی به دعا نیازمندم. برای مشکلاتم خیلی دعا کردم چند وقت پیش خواهرم بم گفت خسته نشدی این همه دعا میکنی قرآن میخونی اما هر روز مشکلاتت بیشتر میشه! دلم شکست چند روز به خودم گفتم پس خدا قراره کی مشکلات منو حل کنه .الان آروم شدم و می خوام دوباره دعا کنم می خوام قرآن بخونم خواهرم درست گفت خسته شدم اما کسی جز خدا ندارم و اینقدر به در خونش خواهم رفت و در خواهم زد تا در رو به روم باز کنه. تاخیر استجابت دعاهامو هم بم فهموند دعا کنید خالص شم.همین روزها میام و همین جا اعلام میکنم که خدا به یکباره تمام مشکلاتم رو حل کرد. دوستان عزیزم ناامید نشید، وقتی همه چیز درست شد بهتون میگم من چه شرایطی داشتم و نذاشتم زیاد ناامید شد. همه سمت خدایی ها رو دوست دارم.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh