main logo of samtekhoda

95-11-11 - حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – وصایای پیامبر اکرم(ص) به حضرت امیرالمؤمنین(ع)- راه‌های رفع حزن و اندوه


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: وصایای پیامبر اکرم(ص) به حضرت امیرالمؤمنین(ع)- راه‌های رفع حزن و اندوه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 11-11- 95

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
حتی به خنده‌ای شده مهمانمان کنید *** زلفی نشان دهید و پریشانمان کنید
از ما مسافران قدم دور خود زدن *** سلمان شدن گذشت، مسلمانمان کنید
یک نور واحدید که در چهارده افق *** تکرار می‌شوید که حیرانمان کنید

شریعتی: سلام می‌کنم به همه شما دوستان عزیز و گرانقدر. انشاءالله هرجا که هستید بهترین‌ها نصیب شما شود. تنتان سالم باشد و قلبتان سلیم، حاج آقای فرحزاد سلام علیکم. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای فرحزاد: عرض سلام دارم خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز. انشاءالله هرجا که هستند سرحال و با نشاط و خرم و خندان باشند. همه‌ی غم‌ها و غصه‌ها و گرفتاری‌ها برطرف شود. انشاءالله همه عزیزان عاقبت بخیر شوند.
شریعتی: ما در ذیل بحث وصایای نبی مکرم اسلام به امیرالمؤمنین، به عوامل شادی و نشاط رسیدیم. الحمدلله مباحث این چند هفته خیلی مورد استقبال دوستان خوب ما قرار گرفته است. هفته گذشته حاج آقا قول دادند که راه‌های رسیدن به شادی و برطرف کردن غم‌ها را برای ما بگویند. امروز هم ادامه بحث را خواهیم شنید.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
همانطور که اشاره فرمودید عواملی که غم‌ها را می‌برد و نشاط و شادی را زیادی می‌کند، که گفتیم توبه و استغفار است و در رأس همه عوامل ارتباط با خدای متعال است. گفتیم: راه‌های معرفت و ارتباط خدا و هموار کردن این راه یکی این است که انسان از دنیا کنده شود. از خود محوری و خودخواهی بیرون بیاید. هرچقدر انسان پا روی خودش بگذارد به خدا نزدیک‌تر است. به یک معنا راه رسیدن به حیات موت است، موت یعنی من خودمان را بشکنیم. به قول وحدت کرمانشاهی که اشعار زیبایی دارد. می‌گوید:
خیز و رو آور به معراج یقین *** بی براق و رفرف و روح الامین
بُراق، مرکب پیغمبر در معراج بود. «نیستی معراج مردان خداست» نیستی یعنی من خودت را کنار بگذاری. خودخواهی خودت را کنار بگذاری.
نیستی معراج مردان خداست *** نیست معراج حقیقت غیر از این
دیده‌ی خود بین، خدا بین کی شود *** گفتمت رمزی برو خود را مبین
هروقت انسان خودش را ندید، غم‌ها و غصه‌ها می‌رود. خودخواهی‌ها و خودمحوری‌ها را کنار بگذارد، چون خدای متعال همه لطف محض و نور محض و عنایت محض است. همه شادی و خوشی و سرحالی است.    راه اصلی همین شکستن خودخواهی و کنده شدن از دنیاست. اشعار بزرگان مخصوصاً حافظ که لسان الغیب است و قرآن را هم با چهارده روایت حفظ داشته است، حافظ را به چشم یک عارف و عاشق و عالم و انسان برجسته نگاه کنید. نه فقط به صورت یک شاعر توانمند. حافظ می‌فرماید:
بر سر آنم که گر ز دست بر آید *** دست به کاری زنم که غصه سرآید
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار *** دیو چو بیرون رود فرشته درآید
تا وقتی شیطان و دیو و دَد و مَن و مَن‌ها در این دل هستند، این غصه و غم و استرس هست. چه می‌شود؟ چه خواهد شد؟ اینها خوف و حزن است. ولی وقتی این دیو نفس و شیطان رفت و فرشته آمد، روح و جان و قلب ما استمرار پیدا کرد و حاکم شد، دیگر غیر از خوشی و رفاه و راحتی هیچ چیز دیگر نیست.
صحبت حکام، حکام یعنی اهل دنیا، اهل دنیا ممکن است یک آدم ضعیفی باشد و دائم حرف پول را بزند. همه سرتا پا فکر وجودی‌اش دنیاست.
صحبت حکام ظلمت شب یلداست *** نور ز خورشید خواه، بو که برآید
از آدم‌هایی که تاریک هستند، ظلمانی هستند، دنیاپرست هستند، درخواست نور کردن فایده ندارد. باید با اهل نور بنشینی و نور بخواهی. با پیغمبر و امام و اولیای خدا که بر قلب ما نور بتابانند و ظلمت‌ها و غم‌ها و غصه‌ها برود. پس یکی از راه‌هایش کنده شدن از دنیاست. یاد مرگ دل را جلا می‌دهد. مصایب دنیا را سبک می‌کند. انسان بداند دنیا زودگذر است و تمام شدنی است. میلیارد میلیارد سال باید آنجا باشیم که اندازه ندارد. ولی این دنیا چشم به هم بگذاری می‌گذرد.
یکی از راه‌هایی که چه کنیم با خدا بیشتر ارتباط برقرار کنیم و به معرفت برسیم. التماس، تضرع، زاری و دعا و فوق العاده اصرار کردن است. دعاهای ما گاهی آبکی است. خیلی شل دعا می‌کنیم. خدایا این کار را بکن و این کار را نکن. ولی کسی که مضطر است، خدا هم قول نداده هر دعایی و هر خواسته‌ای را اجابت کند. «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه‏» (نمل/62) اگر انسان به اضطرار رسید، یعنی برید، در کافی شریف حدیث داریم «المعرفة صنع الله» یعنی عرفان و شناخت و معرفت واقعی، تا زمانی که خدا پرده را کنار نزند، محال است کسی به آنجا راه پیدا کند. حریم خدا جایی نیست که فقط با تلاش و جان کندن باشد. آن طرف هم باید در را باز کند. یعنی لطف و عنایت خدا شامل حال ما شود، به این پاسخ بدهد. در مناجات عارفین که بارها اشاره کردیم کسی که معرفت می‌خواهد مناجات عارفین را بخواند. «و لم تجعل للخلق طریقا الی معرفتک، الا بالعجز عن معرفتک» چه نکته‌ی بزرگی را امام العارفین بیان کردند. خدایا هیچ راهی به سوی معرفت تو نیست، و آن «الا بالعجز عن معرفتک». یعنی وقتی انسان از همه جا برید، فکرش، خیالش، دست و پایش، چشم و گوشش، همه تلاش‌ها را کرد، اما گفت: خدایا کار، کار خودت است. من نمی‌توانم! عجز و ضعف و ناتوانی را کنار گذاشتی و بیچاره بیچاره شدی، آنوقت در چشمه باز می‌شود. «الا بالعجز عن معرفتک» یعنی عاجز که شدی، می‌گویی: خدایا من اصلاً نمی‌فهمم، تو بفهمان.
شریعتی: حاج آقای عالی در مباحث امام زمان می‌فرمودند: هروقت مضطر شدیم امام زمان را نشان ما می‌دهند.
حاج آقای فرحزاد: اگر انسان واقعاً درمانده شد امامش را می‌بیند. درمانده شد، خدا را می‌بیند. می‌برند در نوک ناودان می‌گذارند معلق می‌شوی. هواپیمایت در هوا خراب می‌شود. کشتی در دریا خراب می‌شود. بی‌اختیار آنجا معرفت می‌آید و همه وجودت خدایی می‌شود. ولی مردان الهی قبل از اینکه به آنجا برسند خودشان این حالت را می‌بینند و درک می‌کنند. با اختیار به آن حالت می‌رسند. آن خیلی ارزش بالاتری دارد. فرعون هم وقتی گیر افتاد گفت: «تُبتُ الآن» این ارزش ندارد. هنگام مردن گفت: من ایمان آوردم. ولی مهم این است که الآن که در آسایش و رفاه هستیم بدانیم همه کاره خداست، همه چیز دست خداست. عاجز محض هستیم. جاهل محض هستیم. ناتوان محض هستیم.
ما عدم‌هاییم و هستی‌ها نما *** تو وجود مطلقی، هستی ما
ما هیچی نداریم. اگر کسی به عجز و ناتوانی و ضعفش حقیقتاً پی برد، دریچه معرفت باز می‌شود و خدا خودش را نشان می‌دهد. خودش کنار می‌رود. «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ‏ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم‏» (آل‌عمران/101) یک جای دیگر می‌گوید: «وَ مَنْ يُؤْمِنْ‏ بِاللَّهِ‏ يَهْدِ قَلْبَه‏» (تغابن/11) کسی که ایمان بیاورد خدا قلبش را هدایت می‌کند. ولی کسی ایمان آورد، تلاش کرد و کار کرد و زحمت کشید، یک «لا حول و لا قوه الا بالله» واقعی گفت. گفت: خدایا من بیچاره‌ام، درمانده‌ام، نه قدرت ترک گناه دارم، نه قدرت انجام طاعات دارم. توفیق من از توست. نفسم، وجودم، جانم و مالم، از خودش و از دیگران قطع امید کرد. کسی که به خدا چنگ زد، مثل کسی که در دریا گیر کرده است، یکبار دیگر در آب برود خفه می‌شود، هر وسیله‌ای که فرستادند با چنگ و دندان می‌گیرد بیرون بیاید. می‌فرماید: اگر کسی به رحمت الهی چنگ زد، «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ‏ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم‏» این هدایت یافته است. یعنی از خودت که بریدی به خدا وصل شدی. فقط باید ما از خودمان قطع امید کنیم. وقتی از خودمان حقیقتاً ناامید شدیم، آن موقع اول راهی است که خدا و اولیای خدا خودشان را نشان می‌دهند.
در دعا داریم «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ» ما اوایل بحث نشاط و شادی گفتیم که دین ما دین نشاط و شادی است. یکی از دلیل‌های محکم این است که در دعاها به خدا پناه می‌بریم از غم و غصه و حزن و اندوه، و از خدای متعال درخواست می‌کنیم «اللهم فرح قلبی» قلب مرا شاد کن. خوشی و شادی بده. پیغمبر ما فرمود: «تَعَوَّذُوا ِباللهِ مِن حُب الحُزنِ» بعضی‌ها وجودشان غم است. از غم و غصه خوششان می‌آید. دوست دارد غمگین باشد. پیغمبر ما فرمود: به خدا پناه ببرید از اینکه محبت حزن را داشته باشید. از خدا کمک بخواهید که از حب حزن و خود حزن و هم و غم بیرون بیایید. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ» یا مثلاً در تعقیب نماز ظهر در مفاتیح هست. «اللهم لا تدع لنا ذنباً إلا غفرته، ولا هماً إلا فرجته» خدایا گناهی برای من باقی نگذاری که ببخشی، هیچ غم و غصه‌ای باقی نگذاری الا آنکه ریشه‌اش را دربیاوری. در دعاها فراوان داریم که از خدا می‌خواهیم خدا ریشه غم و غصه را از ما دور کن و بخشکان و از بین ببر. یا در دعای علقمه که بعد از زیارت عاشورا است، بهتر است بعد از نماز زیارت عاشورا خوانده شود. در دعای علقمه تکرار شده «أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَ هَمِّي وَ كَرْبِي» بعد از زیارت عاشورا تکرار می‌کنیم، بعد از درود بر پیغمبر خدا، می‌گوییم: خدایا غم و غصه و کرب و کدورت‌ها را از من دور کن!
یکی از چیزهایی که غم و غصه را می‌برد و شادی می‌آورد انس با این دعاهاست. دعاهای صحیفه سجادیه، دعای هفتم صحیفه سجادیه، تنگی دل، فشار روحی و جسمی را می‌برد. خیلی پیام هم داشتیم که گفته بودند این دعای هفتم صحیفه سجادیه بسیاری از مشکلات ما را حل کرده است. «يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ» ای خدایی که می‌توانی همه گره‌ها را باز کنی. «وَ يَا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ» تیزی شدت‌ها را در هم می‌شکنی. غم و غصه‌ها را می‌بری. در مفاتیح هم چند صفحه قبل از دعای توسل همین دعا آمده است. در صحیفه سجادیه هم دعای هفتم آمده است. این دعا عجیب مؤثر است. یک بزرگی به من می‌فرمود: من مریض بودم. گرفتاری و مشکلات داشتم طوری که نمی‌توانستم از جا بلند شوم. این دعا به دست من رسید. با یک حالت خضوع و خشوع و گریه خواندم، می‌فرمودند همانطور که می‌خواندند مثل مرده‌ای که زنده می‌شود، یا کسی که اصلاً نمی‌تواند تکان بخورد، روح در او می‌دمند، همینطور درد و مرض و غصه از من رفت و تمام شد. «وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ [مَحَلِ‏] الْفَرَجِ ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُوَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ وَ جَرَى بِطَاعَتِكَ الْقَضَاءُ وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ» خیلی معانی بلندی دارد. کسی که این دعا را بخواند آنقدر با خدا مأنوس می‌شود و اینقدر درد و بلا و مریضی از او دور می‌شود کیف می‌کند و لذت می‌برد.
مرحوم آقای آ سید هاشم حداد (ره) که یکی از شاگردهای خوب مرحوم قاضی بودند، خیلی مرد وارسته و فوق العاده‌ای بودند. در قنوت نمازشان این دعا را می‌خواندند. «يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ» یکی از دعاهایی که یادم هست در ماه رمضان هم گفتیم برای دفع هم و غم و غصه، دعای مشلول است. بسیار مجرب است. بیش از دویست بار ما اسم خدا را صدا می‌زنیم. بعد از دویست بار می‌گوییم: «یا رفیقُ یا شفیق» رفیق یعنی کسی که با من خیلی مدارا می‌کند. یا دوست من است. «یا شفیق» ای مهربان، «يا شَفيقُ يا رَفيقُ فُكَّنى مِنْ حَلَقِ الْمَضيقِ     وَاصْرِفْ عَنّى كُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ وَ ضيقٍ» یعنی بعد از دویست و خرده‌ای بار خدا را صدا می‌زنیم، می‌گوییم: خدایا، ای خدایی که رفیق و شفیق و مهربان هستی، «فُكَّنى مِنْ حَلَقِ الْمَضيقِ» از این حلقه‌های ضیق و تنگنا نجاتم بده. «وَاصْرِفْ عَنّى كُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ وَ ضيقٍ» هر غمی و هر غصه‌ای داریم، هر پیچیدگی و گرفتاری را از من باز کن. ای خدایی که آدم را نجات دادی، ای خدایی که نوح را نجات دادی، ای خدایی که موسی را نجات دادی. پیغمبر را فرستادی، بر دشمنان غلبه کرد. ای خدایی که یحیی را نجات دادی، به خدا می‌گوید: خدایا تو کسی هستی که همه این کارها را کردی. در ماه رمضان یک جلسه در مورد دعای مشلول صحبت کردیم. آن جوانی که بر اثر مخالفت پدرش فلج شد، نفرینش کرد، و آه و ناله می‌زد در مسجد الحرام، امیرالمؤمنین نیمه شب به دادش رسیدند. امام حسین را فرستادند، و این دعا را حضرت به او یاد دادند. فرمودند: این دعا را حداقل ده بار بخوان. یعنی این دعا خواندنش ده بار خیلی خوب است. بعد از دعای کمیل و دعای سمات، دعای عشرات است و بعد هم دعای مشلول است. من خواهش م