main logo of samtekhoda

آشنایی از طریق نرم افزار اجتماعی

دو سال پیش از طریق یک نرم افزار اجتماعی با دختری آشنا شدم . به دلیل هم خوانی اعتقادات و باورهامون باهم همراه شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم ولی به دلیلی که میدونستم در صورت مطرح کردن مستقیم با خانواده به طور قطع با مخلافت روبرو میشم از یک واسطه استفاده کردیم که این دختر رو به خونواده من معرفی کنه متاسفانه به دلایل گوناگون تا به مرحله خواستگاری رسیدیم نزدیک به یک سال و نیم گذشت متاسفانه بعد از خواستگاری با مخالفت خونوادم روبرو شدم من که با اون شخص با ملاک دین همراه شده بودم و اون دختر هم بخاطر من بعد از مدتی چادری شد . خونواده من عدم تناسب فرهنگی را دلیل مخالفت قرار دادند . حرفشون اشتباه نیست ولی الان بعد از دوسال وابستگی چه جور به خودمون بفهمونیم که نشده . ما قبول داریم اشتباه کردیم . اصلا شروع کار اشتباه بود ادامه کار اشتباه روش کار هم اشتباه . الان چیکار کنم که دختر مردم وابسته منه . چه جور باید از هم جدا بشیم جوری که از هستی ساقط نشه و ازدواج کنه و به زندگی برگرده . من میدونم خدا توبه پذیره ولی میدونم که کفاره این گناه رو با من تو مسیر زندگی تصویه می کنه . من با این قضیه مشکلی ندارم ولی ترسم از پس از مرگه . اون هرچقدر بعد از جدایی زجر بکشه بار گناه من سنگین تر خواهد شد و عذاب من سنگین تر . متاسفانه شرایط به گونه ایه که احساس می کنم با ازدواج با منم این دختر خوشبخت نخواهد شد چون حرفها و برخوردها مطمئنا زندگی رو به کام من و اون تلخ خواهد کرد . نظرات پدرومادرم هم اصلا بیراه نیست ، دلایلشونم منطقیه . ولی خب دل یک انسان به من گره خورده . متاسفانه انگار جایی قرار گرفتم که هیچ راهی ندارم . از شما میخوام راهنمایی بکنید ان شاءالله از این برزخ خارج بشم .


نظرات 

 
0 #48 س . م کربلایی ۱۳۹۶-۰۵-۲۳ ۰۷:۰۹
Quoting ناشناس:
باعث تاسف است که برخی رابطه دختر و پسر را با دین و ارزشها احکام بی ارزش دینی محک می زنند کاش این دکان زودتر بسته شود یک عد ه مذهبی اند خوب باشند حق ندارند عقاید چرند خود را به دیگران تحمیل کنند دختران و پسران جوان ب صورت طبیعی به هم کشش دارند اینکه گفته شود گناه و عقوبت جهنم این خذعبلات فکر نمی کنم این چیزهای بی ارزش جلوی فطرت و سرشت را بگیرد با تشکر

سلام به سمت خدایی ها
به قول آقای ماندگاری از طرف ایشون استغفار کنیم.
وقتی آدم اسمش مسلمونه و هنوز نمی دونه توی قرآن برای همه ی دردهای ما درمان هست از این بهتر هم نمیشه.
امیدوارم ایشون اهل تفکر شوند.
احسنت به آقا یا خانم نادمی که پاسخ خوبی دادند.
یا علی
نقل قول
 
 
0 #47 آیدین ۱۳۹۶-۰۵-۱۵ ۱۶:۲۳
سلام
من هم ماجرایی شبیه شما داشتم.
بعد از حدود چهار سال رابطه از راه دور (اینترنت و موبایل)، رابطه رو به هم زدیم. یعنی من باعث شدم. طرف مقابلم به شدت به من وابسته بود. من هم تا حدودی بهش وابسته بودم اما چون به 1001 دلیل نمیشد ازدواج کنیم، مجبور شدم کنار بکشم. حالا بعد از دو سال هنوز هم فراموشش نکردم و هر روز به این فکر میکنم الان چه وضعیتی داره. نگرانشم. من قلبشو شکستم. بعد از قطع رابطه دیگه رنگ آرامشو ندیدم. ای کاش هیچوقت با هم آشنا نمیشدیم تا این روزا رو هم نمیدیدیم.
نقل قول
 
 
0 #46 زهرا ۱۳۹۶-۰۵-۱۵ ۱۱:۵۵
سلام خدا قوت
میشه بپرسم چرا پس پیام های منو نمیزارین ؟ نه تو سایت و نه تو برنامه تون میخونید. ازتون دلگیرم ،من نیاز شدید به راهنماییتون داشتم
باز هم مینویسم به این امید که بخوانید در برنامه :
حدود 1 سال قبل خانواده ای به خواستگاری ام امدند بعد از صحبت کردن با اقا پسر متوجه شدم با وجود داشتن اخلاق خوبشون، پدری دارن ک مخالف این ازدواجه(بدون دلیل و بدون اینکه بنده را دیده باشند)
من به خاطر خوشبختی اون پسر و اینکه با کسی بره ازدواج کنه که آرامششون را پدرش ازشون نگیره ، جواب رد دادم
در طی این یکسال بارها و بارها باز هم اقدام کردند و هر بار جواب بنده منفی بود.
تا اینکه بعد از یکسال گفتند پدرشان را راضی میکنند و مشکلی وجود ندارد. به خودم گفتم یک فرصت مجدد به هر دومون میدهم شاید این پسر بهترین مورد برایم باشد .
بعد از چندین ماه اشنایی و رفت و امد و محبت از جانب این پسر و ابراز علاقه شان، و زمانی که من کاملا به ایشان دل بسته بودم گفتند نمیخواهم تا چندسال دیگر ازدواج کنم و دلیل خوبی هم برای این کارشان نداشتند. با گذشت چند ماه از اون اتفاق من هنوز هم تمام روزها و شب هایم با گریه سپری میشه . چرا که انتظار چنین رفتاری را از یک پسر مذهبی و با اخلاق هرگز نداشتم . طوری شده ام که دیگر به هیچ پسری اعتماد ندارم حتی اونهایی که از نظر دیگران عالی هستند.
به من نگویید قسمت نبوده که حالم از این خرافات به هم میخورد
نقل قول
 
 
0 #45 زهرا ۱۳۹۶-۰۵-۰۷ ۰۶:۴۷
چرا پیام منو ثبت نکردین ؟! من ک فقط یه راهنمایی میخواستم ازتون . حرف غیرمعقولی هم نزده بودم
سمت خدا:
پیامی از شما ثبت نشده بود
نقل قول
 
 
+1 #44 نادمی ۱۳۹۶-۰۵-۰۱ ۰۲:۵۶
Quoting ناشناس:
باعث تاسف است که برخی رابطه دختر و پسر را با دین و ارزشها احکام بی ارزش دینی محک می زنند کاش این دکان زودتر بسته شود یک عد ه مذهبی اند خوب باشند حق ندارند عقاید چرند خود را به دیگران تحمیل کنند دختران و پسران جوان ب صورت طبیعی به هم کشش دارند اینکه گفته شود گناه و عقوبت جهنم این خذعبلات فکر نمی کنم این چیزهای بی ارزش جلوی فطرت و سرشت را بگیرد با تشکر

سلام
نمیدونم شما فرزند دارید؟؟شما اگر فرزندتون ب جوانی کشش پیدا کنه با10نفر دیگه هم رابطه داره، مشکلی ندارید؟؟ اگر مشکلی دارید،رو چه حسابی میگید؟؟ قوانین خودتون؟ همسایتون؟ دوستاتون؟ کی؟ اگر اینطور بخوایم درنظر بگیریم میدونید سلیقه ها چقدر متفاوته؟ پس باید یه حدودی وجود داشته باشه،و وقتی حدود شما با فرزندتون فرق داشته باشه، اینطور واقعا هیچی سرجاش نیست ارزشش از بین میره،نه همسر نه هیچ تعهدی ارزشی نداره، پس باید از ی کتاب مشترک، قانون مشترک استفاده بشه که همه تسلیم باشن دربرابرش. این چه حرفاییه؟؟ ماها مسلمونیم، میگیم مسلمونیم یعنی قرانو پذیرفتیم، میگیم مسیحی ایم دینش رو راه و روشش رو پذیرفتیم، ماها داریم به سلیقه خودمون عمل میکنیم، خدا نکنه خدا هم به خودمون واگزارمو ن کنه. به سلیقه خودمون! ما بنده ها فقط بهانه تراشی میکنیم.وقتی خدا میگه بی همسرانتونو رو همسر بدید، بخاطر همین کشش های سلیقه ایه، که انسانو از خودشم بیشتر میشناسه
نقل قول
 
 
-2 #43 ناشناس ۱۳۹۶-۰۴-۱۸ ۰۷:۳۹
باعث تاسف است که برخی رابطه دختر و پسر را با دین و ارزشها احکام بی ارزش دینی محک می زنند کاش این دکان زودتر بسته شود یک عد ه مذهبی اند خوب باشند حق ندارند عقاید چرند خود را به دیگران تحمیل کنند دختران و پسران جوان ب صورت طبیعی به هم کشش دارند اینکه گفته شود گناه و عقوبت جهنم این خذعبلات فکر نمی کنم این چیزهای بی ارزش جلوی فطرت و سرشت را بگیرد با تشکر
نقل قول
 
 
-2 #42 meysam ۱۳۹۶-۰۴-۰۶ ۰۵:۵۴
سلام
بنظرم بهترین کار اینه که برین پیش مشاور

چون بنظرم اونا بهتر میتونن تشخیص بدهند که بدرد هم میخورین یا نه
نقل قول
 
 
-3 #41 R.O ۱۳۹۶-۰۳-۱۹ ۱۲:۴۶
سلام.
دوستی 2نامحرم در هرحال، اشتباه است و موجب پشیمانی طرفین میشود. جوانها هیچوقت دنبال حرام نیستند فقط کم تجربه اند، همه جوانها اولیت اولشون پدر مادرشون هست ، به دوستی با آنها نیاز دارند، نیاز به حمایت و دلگرمی از طرف والدین و بزرگترها دارند، همیشه حمایت خانواده از بسیاری محبتها جوابگوترست. والبته درک متقابل، والدین حتی جانشون رو هم فدای فرزند میکنند،هیچوقت تحمل زمین خوردن فرزند را ندارند،قدرشناس زحماتشان باشید.
بالوالدین احسانا
اللهم صل علی محمدوآلمحمدوعجل فرجهم
نقل قول
 
 
-5 #40 جوان ۱۳۹۶-۰۳-۱۱ ۰۷:۴۳
صفحه 3 ( ادامه )
خواهشا به این فرموده ی حضرت علی (ع) توجه بفرمائید که : خیری که جز با شر به دست نیاید، خیر نیست.

بطور کلی ، به شخصه نظر مثبتی روی جستجوی اینترنتی برای پیدا کردن همسر ندارم. یک مقدار احساس می کنم گاهی با صبر و توکل بر خدا در تضاده. ولی خب روشهای سنتی هم ضعف هایی داره ، مثلا محدود بودن گزینه ها. فکر می کنم روش های ترکیبی اگر گسترش پیدا کنه بهتر باشه. مثل روشی که موسسه تبیان در بخش همسان گزینی ( در تهران ) پیش گرفته. اونها به یک مجموعه ی وسیع تری از گزینه ها دسترسی دارند ، در این زمینه علل قاعده باید کارشناس باشند ، و ضمنا مثل پسر و دختر جوان تحت تاثیر احساسات قرار نمی گیرند. ولی متاسفانه این روش خیلی فراگیر نشده و این موسسه هم جواب گوی حجم عظیم جوانان مجرد نیست.

برام دعا کنید که خداوند مرا هم از متوکلین و صابرین قرار بده.
نقل قول
 
 
-6 #39 جوان ۱۳۹۶-۰۳-۱۱ ۰۷:۴۲
صفحه 2 ( ادامه )
- ممکنه اون فرد یک پسر یا دختر قدر نشناس باشه . کسی که سالها زحمت والدینش را زیر پا می گذاره ، ممکنه بعد از ازدواج همین کارو با شما هم بکنه و بعد از سالها ، زحمات شما برای زندگی مشترک راهم بخاطر یک کس یا چیز دیگه زیر پا بگذاره.
- ممکنه او به اندازه ای از والدینش محبت ندیده یا رابطش با والدینش خوب نیست و به همین خاطر برای نظراتشون ارزش قائل نیست.
- ممکنه فردی باشه که نسبت به اوامر الهی کم توجه هست ( فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا کَرِیماً ).
- ممکنه احساسات بر او قلبه کرده و داره کور کورانه تصمیم می گیره و دلایل منطقی مخالفت والدینش را نمیشنوه و بعد از ازدواج و فروکش کردن احساساتش پشیمون بشه.
- ممکنم هست نه . ایشون آدم قدر شناسی باشه ، در خانواده ای خوب بزرگ شده باشه و به قدر کافی محبت هم دریافت کرده باشه ، تصمیمش برای ازدواج با شما هم کورکورانه و از روی احساس نباشه و دلیل مخالفتش با والدینش و اینکه می خواد خلاف میل اونها ، با شما ازدواج کنه ، معیارهای ناصحیح والدینش باشه.
درکل اگر دیدید که طرف مقابل علارغم رضایت والدینش می خواد با شما ازدواج کنه ، سریع اینطور قضاوت نکنید او خیلی فرد محکم و مستقلیه ، یا نگید که همین که او عاشق منه و حاضر بخاطر من جلوی پدر مادرش بایسته برا من کافیه و... .
نقل قول
 
 
-5 #38 جوان ۱۳۹۶-۰۳-۱۱ ۰۷:۴۱
به نام خدا
سلام. به نظر من در ابتدای امر ، مشکل از اونجا شروع میشه که بزرگترها به وظیفه ی خودشون عمل نمی کنند.
وَ أَنكِحُوا الأَيَمَى مِنكمْ وَ الصلِحِينَ مِنْ عِبَادِكمْ ...
اگر جامعه علل خصوص بزرگترها برای پیداکردن زوج مناسب برای فرزندشون به موقع اقدام کنند و ضمنه ملاکهای خودشون ، ملاکهای فرزندشون را هم مدنظر قرار بدن ، کار به اونجا نمی کشه که به فرزند فشار بیاد و خودش مجبور بشه تو این سایت و اون سایت دنبال همسر بگرده.
من فکر می کنم ازدواج بدون رضایت قلبی والدین صحیح نیست ، چه آشنایی بصورت اینترنتی باشه ، چه دانشگاه و چه با یک معرف. چون زوجین در آینده به حمایت والدین نیاز خواهند داشت. بعلاوه جبه گیری های اولیه از جانب والدین در مقابل یک وصلت ، بعدها منجر به دخالت های نابه جای اونها و مشکلاتی در زندگی میشه. از طرفی قطع ارتباط با والدین هم صحیح نیست ( در اسلام قطع ارتباط با خویشان هم صحیح نیست چه برسه به والدین ). از اینها گذشته ، جلب رضایت والدین و دعای خیر اونها ، می تونه بهترین توشه برای یک زندگی باشه و از طرف دیگه شکستن قلب اونها ...!
به نظر من اگر دیدید دخترخانم یا آقا پسری حاضره علارغم مخالفت شدید والدینش با شما ازدواج کنه. احتمال بدید ، احتمال بدید که او یکی از این حالات را داره :
نقل قول
 
 
0 #37 فاطمه ۱۳۹۶-۰۳-۰۳ ۰۸:۱۳
ببخشید پیام من رو منتشر نمیکنید؟
سمت خدا: پیامی با مضمون پیام شما در برنامه آقای ماندگاری خوانده و پاسخ داده شد.
نقل قول
 
 
+16 #36 - ۱۳۹۶-۰۱-۳۰ ۰۹:۰۸
شماره سه:
من و خانومم تو خونه فقط حرفهای قشنگ قشنگ از دل برآمده بهم میزنیم ، نه مصنوعی و کلیشه ای. تو خونه اصلا بحث علمی نداریم. و این موجب یک زندگی بسیار عالی شده. هر چند، چیزی از شاخه ی تحصیلی هم نمیفهمیم. خانومم رفته سراغ پزشکی.
من آدم بسیار خنداننده و بانمکی هستم. مثلا جهت تقریب به ذهن شما، چندین درجه با نمک تر از علی صادقی تو سریالهایی که یک مدت از تلویزیون پخش میشد. بخاطر همین هم خانومم رو همیشه میخندونم. دیروز بهم میگفت مرگ من دیگه چیزی نگو. شکمم درد گرفت از بس که خندیدم. با این وجود، هیچ موقع تو محیطهای عام شوخی نمیکنم. بخاطر همین هم اون خانومی که قبلا عاشقش بودم من رو بی نمک میدونست ولی من هر چقدر هم که برایم عزیز بود، به خودم اجازه ندادم که متوجه این بعد شخصیتم بشه. از این بابت هم خدا رو شاکرم.
همه ی این حرفها رو زدم تا بدونین میشه یک زندگی عاشقانه و عالی ای داشت. گر چه گذشته تلخ بوده باشه. من اون خانوم رو هم خیلی وقته که از ته دلم بخشیدم. این بخشیدن من به این معنا نیست که دلم از دستش شکسته بود، نه، اصلا دلم نشکسته بود. فقط بخشیدم تا اگه حقی بوده، خدا هم اونو ببخشه بخاطر چیزهایی که میدونم و هم بخاطر چیزهایی که نمیدونم. خانوم من، یاورعبادت من هست. من رو غرق در محبت های خودش کرده. شما هم میتونید مثل من و خانومم یک زندگی سرشار از شور و شوق و رمانتیک و همه چیز تموم داشته باشین.
نقل قول
 
 
+14 #35 - ۱۳۹۶-۰۱-۳۰ ۰۹:۰۶
شماره دو:
خانومی که الان باهاش زندگی میکنم، خیلی زیاد از اون کسی که قبلا عاشقش بودم، بالاتره، همه چیزش. حتی پیش پاافتاده ترین مسائل مثل قیافه. خانومم فتوکپی یک بازیگر هندی (آیشوا رای) هست. خیلی مهربونه. خیلی مودبه. خیلی باایمان و مقید. دکتری داره و عضو هیات علمی دانشگاه. نخبه به تمام معنا. خیلی تیزه تا تونسته تو مدرسه جهش داده و تو دانشگاه واحدها را زیاد برداشته، به همین دلیل خیلی زودتر دکتر شده (البته شاخه ی تحصیلیش با من خیلی متفاوت هست و چیزی از رشته ی من سرش نمیشه). عاشق پیشه. دست پخت عالی. اهل انفاق و کمک به دیگران. خانواده ی بسیار فرهنگی و همه مودب. مادر زن و پدر زنم هر دو دکتر هستند و همین یک فرزند رو دارن. از لحاظ مالی از خانواده ی من خیلی بالاتر بودن ولی چون من وضع مالی بسیار عالی ای داشتم سربلند رفتیم خواستگاری. گرچه، اونها اصلا به مسائل مادی اهمیتی ندادند. فقط پاک بودن پسر واسشون مهم بود. خدا را بسیار شاکرم بخاطر این گوهره که مادرم برایم پیدا کرد و نصیبم شد.
نقل قول
 
 
+17 #34 - ۱۳۹۶-۰۱-۳۰ ۰۹:۰۴
سلام. متن من طولانی هست. شماره بندی میکنم. اگه بخونید ضرر نمیکنید.
شماره یک:
من هم یک زمان طولانی ای درگیر این مسایل بودم. ولی بعد از این همه سال وفاداری، آخرش دیدم که ایشون من رو مسخره ی خودش کرده. ولش کردم. همه چیز رو فراموش کردم. اولش فکر میکردم که من نمیتونم فراموشش کنم و با کس دیگه ای زندگی کنم. ولی مدتی که گذشت، تونستم برای همیشه همه چیز رو از ذهنم پاک کنم. الان تو کوچه خیابون میبینمش ولی اصلا هیچ احساسی بهش ندارم و از این بابت خیلی خوشحالم. من شدیدا عاشقش بودم، ولی ایشون خودش رو از من بالاتر میدونست. هی میخواستم با خانواده ام بریم خواستگاری، ولی نمیذاشت. مضاف بر این، ایشون فکر میکرد که خانواده ی من مخالف این وصلت هستند. در حالیکه اصلا اینطور نبود. وقتی من ماجرا رو برای خانواده ام تعریف کردم، هیچ مخالفتی نکردند. گفتند اگه اون دختر خانوم هم تو رو بخواد، ما حرفی نداریم. خوشبختی تو آرزوی ماست. ولی چون اون خانوم منو نخواست، دیگه نرفتیم. اواخر سال گذشته هم با شخص دیگه ای ازدواج کردم. با همسرم زیر یک سقف زندگی میکنیم و احساس خوشبختی بسیار زیادی داریم. من الان واقعا عاشق خانومم هستم و خانومم هم عاشق من.
نقل قول
 
 
-2 #33 r.o ۱۳۹۶-۰۱-۲۱ ۰۴:۴۵
[quote name="فاطمه"]سلام .چند ماه پیش ی آقایی بمن درخواست آشنایی داد برای ازدواج.منم قبول کردم.این آقا مادرشون ام آس داشت و پدرشون هم فوت شده بود بعد از
سلام خانم فاطمه
لطفا این مدت رودفراموش کنید و به زندگیتون برسید ، خیلی خوبه که وقتی به این نتیجه رسیدید مناسب هم نیستید رها کنید این مدت رو، حالا مهم نیست که اون آقا و خونوادش ب این نتیجه رسیدن یا شما خودتم ب این نتیجه رسیدی فرقی نمیکنه،انجام مهم کار درست و قطع رفتار اشتباه از هرجا که متوجه شدید.خونواده اون فرد هم صددرصد خیر هم شما هم فرزند خودشون رو میخوان. به مرور زمان فراموش میکنید.
نقل قول
 
 
0 #32 r.o ۱۳۹۶-۰۱-۲۱ ۰۴:۳۶
Quoting فاطمه:
سلام .چند ماه پیش ی آقایی بمن درخواست آشنایی داد برای ازدواج.منم قبول کردم.این آقا مادرشون ام آس داشت و پدرشون هم فوت شده بود بعد از چند ماه آشنایی قرار بود بیاد خواستگاری اما درست ی روز گفت باید همه چیو تموم کنیم .و از زندگیم رفت .دلیلشم مخالفت خانواده اعلام کرد.بنظر شما کار درست چیه.

سلام عزیزم ببخشید ببخشید اشتباه از خودتونه، میتونستید بگید اون آقا اول با خانوادش بیان برای آشنایی چند جلسه ، بعدا اگر مناسب بودید حرف بزنید،شما اول حرف زدید بعد ب مناسبتش فکر کردید؟؟ اشتباه از شما بوده. میدونم همه جوونها وقتی شروع میکنن ب صحبت میگن خودمون مهمیم، ولی بعدا یه ذره که احساسات رو کنار بذارن و منطقی فکر کنن، میبینن که اشتباه کردن، الانم خدا پدرشو بیامرزه که وقتی فهمید متاسب نیستین به ادامه رابطه راضی نیست، بعضیا میفهمن اشتباست و از ترس اینکه دل طرف نشکنه باهاش سالها بی هدف حرف میزنن!! تا شاید دختره خسته شه بره!! که فقط نتیجش میشه خستگی و احساس گناه و جوونی رفته!
نقل قول
 
 
+1 #31 فاطمه ۱۳۹۵-۱۲-۲۵ ۱۶:۴۲
سلام .چند ماه پیش ی آقایی بمن درخواست آشنایی داد برای ازدواج.منم قبول کردم.این آقا مادرشون ام آس داشت و پدرشون هم فوت شده بود بعد از چند ماه آشنایی قرار بود بیاد خواستگاری اما درست ی روز گفت باید همه چیو تموم کنیم .و از زندگیم رفت .دلیلشم مخالفت خانواده اعلام کرد.بنظر شما کار درست چیه.
نقل قول
 
 
+6 #30 sadat ۱۳۹۵-۱۲-۰۸ ۱۷:۲۴
Quoting روانشناس:
Quoting sadat:
خوب دختر گلم، پس بذار ...

بله واقعا دوسش دارم و میخوامش
ا...

نظردادن سخت شد:) به نظر من از جانب شما واقعا مساله تمام شده است یعنی میخوام بگم که شما سنگ تموم گذاشتید. خودتون راضی، خانواده هم که راضی. پس اگه اومد که ان شاالله ازدواج میکنید و بهم میرسید ولی اگه نیومد یا اصلا دیدی که رفت و با کس دیگه ازدواج کرد، اون موقع اصلا و تحت هیچ شرایطی نباید ناراحت بشی چون گفتم که، هم شما و هم خانوادتون راضی هستید و این یعنی شما تمام تلاشتون رو کرده اید. ایشون باید از خداشم باشه که با فردی مثل شما ازدواج کنه چون تمام شرایط موافق ایشون است! چه کسی بهتر از یک عاشق برای یک زندگی موفق. لذا اگه نیومد ناراحت نباش، شما کم-کاری نکردید. الان هم فکر کنم شما بهترین کار رو میکنید: توکل. ...
ممنون بابت راهنمایی هاتون.واقعا برام دعا کنید.امیدم به خداست چون تنها خدا جونم بوده که همیشه پشتیبانم و امیدم بوده.هر چیزیم بشه بازم شاکرشم ان شاءالله
نقل قول
 
 
+10 #29 روانشناس ۱۳۹۵-۱۲-۰۷ ۰۴:۴۷
Quoting sadat:
خوب دختر گلم، پس بذار ...

بله واقعا دوسش دارم و میخوامش
ا...
نظردادن سخت شد:) به نظر من از جانب شما واقعا مساله تمام شده است یعنی میخوام بگم که شما سنگ تموم گذاشتید. خودتون راضی، خانواده هم که راضی. پس اگه اومد که ان شاالله ازدواج میکنید و بهم میرسید ولی اگه نیومد یا اصلا دیدی که رفت و با کس دیگه ازدواج کرد، اون موقع اصلا و تحت هیچ شرایطی نباید ناراحت بشی چون گفتم که، هم شما و هم خانوادتون راضی هستید و این یعنی شما تمام تلاشتون رو کرده اید. ایشون باید از خداشم باشه که با فردی مثل شما ازدواج کنه چون تمام شرایط موافق ایشون است! چه کسی بهتر از یک عاشق برای یک زندگی موفق. لذا اگه نیومد ناراحت نباش، شما کم-کاری نکردید. الان هم فکر کنم شما بهترین کار رو میکنید: توکل. اگه زمانی دیدی بهت خیلی فشار اومد البته باز تحمل کنی پخته تر میشی ولی اگه دیدی واقعا نمیتونی این فشار رو تحمل کنی پیشنهاد میکنم با پدر صحبت کنی و از ایشون کمک بخوای یا از مادر. چون نظرشون مساعده بنابراین خیلی راحت میتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی. واست دعا میکنم همانطور که برای دختران خودم هم دعا میکنم. دخترم منو ببخش که راهنمایی زیادی نمیتونم بدم. آخه کمی عجیبه: همه ی شرایط خوبه ولی ازش خبری نیست! من فکر کردم که یک سری مشکلات دیگه است! و خواستم واسه مشکلات احتمالی که به ذهنم خطور کرده بود نظر بدم. ولی واقعا مشکلی برای آمدن آن آقا برای خواستگاری نمیبینم. درباره ی اینکه چرا نیومده هم به قول شما اصلا نمیشه چیزی گفت. اگه درس میخونی فکرت رو به درس بده واسه آرامشت کمک میکنه.
نقل قول
 
 
+2 #28 نرگس ۱۳۹۵-۱۲-۰۶ ۱۶:۱۰
منم یه جوانم با همه احساسات ولی دوست دارم به همه خواهرای خوبم بگم این قدر راحت به پسر ها اعتماد نکنید و به وعده و وعیداشون گوش ندین اون موقعی که پسر میاد رسماً خواستگاری این همه مهریه میگیرند چیکار میکنند که به یک وعده شما فریب میخورید و دست از پا درازتر بر میگردیدید برای خودتون بیشتر از این حرفها ارزش قایل باشید
نقل قول
 
 
+1 #27 مهلا ۱۳۹۵-۱۲-۰۴ ۰۶:۵۲
با سلام ازتون خواهش میکنم بهم کمک کنین بدجور تو دوراهی موندم چهارسال پیش با پسری از شبکه هایش اجتماعی آشنا شدم و کم کم بهش وابسته شدم بعد از چند وقت براثر اتفاقی مجبور شدیم ازدواج کنیم البته اون میخواست بزنه زیرش و فرار کرد اما بعد اومد جلو و برام کلی شرط و شروط گذاشتن حتی مادرش بی انصافی کرد و خودش قدم جلو نزاشتم و خواست مهریه کم بگیرم بیان جلو من قبول کردم اونا همه اومدن بعد شیش ماه خواست جداشیم ولی من همیشه زندگیم نابود شده بود و همه دوسش دارم و اصلا طلاق رو دوست ندارم هر چقدر هم بهش میرسم و دوسش دارم اصلا توجه نمی‌کنه و فقط میگه جدایی من موندم واقعا نمیدونم چکار کنم بدجور موندم و دارم دیوونه میشم کمکم کنید لطفا
نقل قول
 
 
0 #26 sadat ۱۳۹۵-۱۱-۲۷ ۱۳:۲۵
خوب دختر گلم، پس بذار این مشکل شما رو ریشه ای حل کنیم. اول بهم بگو ببینم که آیا واقعا اون آقا رو از ته دل میخوای یا نه؟ ایشون چقدر شما را میخواد؟ آدم خوبیه (یعنی مومن، کاری، جوانمرد، پاکدامن و ...)؟ بعد بگو ببینم، اصلا چی شد که به ازدواج نینجامید؟ دلیل رو واضح و باجزئیات بگو. اصلا اومدن خواستگاری یا نه؟ در این ارتباطی که با هم داشتید، شخصیتش چطور بود (جلف بود یا با متانت)؟
بله واقعا دوسش دارم و میخوامش
ایشونم منو دوست داشت و میخواستم
بله هم مومن بود هم کاری، ویژگی های خوبی داشت که یه مرد ایده آل داره.پدرمم ایشون رو دید و ازش خوشش اومد.پدرم دبیره و پسرا رو خوب میشناسه و وقتی ایشون رو دید و صحبت کرد خیلی خوشش اومد
خودمم نمیدونم چی شد که نیومدن خواستگاری .البته اون آقا با پدرم صحبت کرد و پدرمم برای تحقیق رفت .همه چیز خوب بود ولی فکر میکنم پدر ایشون ناراضی بودن مطمئن نیستم بازم چون ارتباطی باهاشون ندارم دیگه
نه واقعا خیلی رفتارش خوب بود و اینکه سعی داشت منم اصلاح کنه به نظرم نشون از خوبی خودشه و نشون از دوست داشتنشه
نقل قول
 
 
+17 #25 نوا ۱۳۹۵-۱۱-۲۶ ۰۷:۲۵
سلام
به عنوان يك روانشناس مذهبي عرض مي كنم، آقاي محترم خيلي از اين تفاوت هاي فرهنگي كه ازدواج ها به خاطرش خراب ميشه هيچگونه اهميتي نداره. اگر ملاك هاي اصيل و خداپسندانه وجود داره به خدا توكل كنيد و به اين دختر چنين ظلمي نكنيد. ازدواج كنيد و بريد سر زندگيتون. شما به عنوان مردي كه در سن ازدواجه بايد بتونيد ملاك هاي خودتون رو از خانواده تون جدا كنيد وگرنه بعد ها با هر كس هم ازدواج كنيد دچار مشكل ميشيد. ولي اگر اون دختر مشكل رواني و شخصيتي و يا اعتقادي داره، اون رو نميشه ناديده گرفت. ولي اگر اختلاف فرهنگيتون بر سر طبقه اجتماعي و پول و تحصيلات و اينجور مسائله، اگر با خود دختر مي تونيد ارتباط برقرار كنيد، اينا همه اش بي اساسه. شما بايد مسئوليت ارتباطي كه آغاز كرديد بپذيريد و بدون دليل چنين ظلمي به دختر مردم نكنيد.
نقل قول
 
 
+15 #24 روانشناس ۱۳۹۵-۱۱-۲۰ ۰۷:۰۸
Quote:
سلام
شما که ازدواج نکردید، درحد آشنایی بوده، خیلی دختر پسرا باهم حرف میزنن برای آشنایی و انتخاب درست، پس حالا که متوجه شدید که مناسب نبودید،دیگر با او حرف نزنید، و سر راه هم قرار نگیرید به هیچ عنوان، تا راحت فراموش کنید، اگر به حرفهاتون ادامه بدید دیگرگناه است چون قصد ازدواجی هم نیست، حتی کمکش هم نکنید، چون فقط کار را برای خودتان سخت تر میکنید،توبه کنید،با شخص مناسب ازدواج کنید تا بخاطر تعهدتان به همسر دوباره اشتباهتان را تکرار نکنید، گناهان او هم گردن خودش هست،اگر انسان معتقدی باشه میپذیره، اگر هم نباشه بعد از مدتی که هم صحبت نباشید شما را فراموش میکند،اصلا دلیلی ندارد که نامحرمی نگران حتی ایمان کسی باشد،شماهم هیچ تعهدی به هم ندارید، این حرفها و بهانه ها و وابستگی ها شیطانی ست، فقط حسرتتان را بعدها بیشتر میکند.
موفق باشید

دختر خانوم عزیز، من با شما موافق نیستم. اینگونه نسخه پیچیدن اشتباه است. شما اصلا از شرایط این دو فرد آگاه نیستید که اینگونه تند نظر میدهید. من که یک مشاور هستم، کاملا تشخیص میدم که احتمالا این آقا پسر اصلا عاشق نیست. و خیلی مسائل دیگه ....
اما یک توصیه ی برادرانه برای شما دارم: بهتر است کمی روحیه ی خودتان را با آیین اسلامی تزکیه کنید. این نسخه ی شما فقط در موارد بسیار بسیار خاصی میتواند ثمربخش باشد. آشنایی یک ونیم سال طول میکشه؟! و خیلی اشتباهات قضاوتی دیگر شما، که بحث مفصلی میطلبد تا اشتباهاتتان را متذکر شوم، که گنجایش آن نیست که همه را عرض کنم. به همین مختصر، بسنده میکنم.
گذشته از اینها، این همه شما لایک منفی دارید! مردم هم نظر مساعدی با شما ندارند.
نقل قول
 
 
+1 #23 روانشناس ۱۳۹۵-۱۱-۲۰ ۰۶:۳۹
Quoting sadat:

سلام. به نظر من، یه عنوان یک مشاور،.....
سلام من همون کسی هستم که این نظر رو گذاشته
خبری ازشون ندارم که ببینم میان خواستگاری یا نه
و اینکه
من برادر ندارم که بخوام واسطه قرارش بدم
توکلم به خداست
و کمک ائمه و شهدا
التماس دعا همگی
خوب دختر گلم، پس بذار این مشکل شما رو ریشه ای حل کنیم. اول بهم بگو ببینم که آیا واقعا اون آقا رو از ته دل میخوای یا نه؟ ایشون چقدر شما را میخواد؟ آدم خوبیه (یعنی مومن، کاری، جوانمرد، پاکدامن و ...)؟ بعد بگو ببینم، اصلا چی شد که به ازدواج نینجامید؟ دلیل رو واضح و باجزئیات بگو. اصلا اومدن خواستگاری یا نه؟ در این ارتباطی که با هم داشتید، شخصیتش چطور بود (جلف بود یا با متانت)؟
نقل قول
 
 
+31 #22 زهرا ۱۳۹۵-۱۱-۱۷ ۰۷:۳۴
سلام به همه دوستان منم یکی از قربانیان این ماجرام پنج سال ازرگار بهم وعده وعید ازدواج داد خودم میدونستم که خونوادش مخالفن همون اول کارم بهش گفتم نمیخوام خودمو به خونوادت تحمیل کنم اما هربار بهم میگفت که تو اخرش مال خودمی اخرشم با یک توطئه از طرف عمو و مادرش بهم انواع و اقسام تهمت زد حتی موقع رفتن یک معذرت خواهی خشک وخالی نکرد چون خودشو مقصر نمیدونست همه چیزمو براش گذاشتم همه خواستگارامو بخاطرش رد کردم طوریه که الان خواستگاری ندارم فقط ی جمله بهش میگم منکه ازت نگذشتم خدای منم ازت نگذره سپردمش به خدا و عدالتش از همه اقا پسرایی که این نظرو میخونن خواهش میکنم مراقب حرفایی که به دخترا میزنین باشین شما مسئولین در برابر تک تک حرفاتون
نقل قول
 
 
+6 #21 مینا بدر ۱۳۹۵-۱۱-۱۷ ۰۵:۱۰
باسلام من وهمسرم با هم در دانشگاه آشنا شدیم اختلاف فرهنگی خانواده های ما زیاده البته من هرد والدین خودم رو ازدست دادم اما با مخالفت خانواده همسرم که نابینا هم هست ازدواج کردیم و الحمدالله زندگی خوبی داریم گرچه اونها مارو زطرد کردن ومن خود سر پرست خانوار هستم. اگه نیت خدایی باشه نه هوس خدا خودش کمک می کند. ما ده سال جنگیدیم تا با هم ازدواج کردیم . اول آشنایی ما با هم والدینم را از دست دام.
نقل قول
 
 
0 #20 sadat ۱۳۹۵-۱۱-۱۵ ۱۵:۲۳

سلام. به نظر من، یه عنوان یک مشاور،یکی از این دو راه رو انتخاب کن:1- اجازه بده اون آقا پسر با خانوادش بیان خواستگاری، یا 2- اگه برادر داری ایشون رو واسطه کن. خیلی راحت به برادرت بگو داداش میشه بری باهاش حرف بزنی ببینی بدرد هم میخوریم یا نه؟ پسر خوبیه، دوستش دارم داداش. به برادرت بگو تا به نتیجه نرسیدیم که مناسب منه، فعلا داداش به کسی چیزی نگو.
سلام من همون کسی هستم که این نظر رو گذاشته
خبری ازشون ندارم که ببینم میان خواستگاری یا نه
و اینکه
من برادر ندارم که بخوام واسطه قرارش بدم
توکلم به خداست
و کمک ائمه و شهدا
التماس دعا همگی
نقل قول
 
 
+17 #19 روانشناس ۱۳۹۵-۱۱-۰۲ ۰۴:۰۰
Quote:
سلام
منم درگیر همچین ماجرایی شدم
دقیقا همه چیز شبیه به همین داستانه فقط تنها تفاوت اینه که خانواده من هم مثل خانواده اون آقایی که باهاشون در ارتباط بودم مذهبی بودن.
منم الان متوجه شدم که راهم غلط بوده . الانم نه ارتباطی با هم داریم نه چیز دیگه ای. همینطورم که خودتون گفتید دارم به دوستام کمک میکنم که از این راه و از این جور ارتباط ها فاصله بگیرن و درمورد یکی از دوستام موفق هم شدم البته همش لطف خدا بوده و گرنه من هیچ کاره ام.
فقط یه چیزی که دوست دارم بگم اینه که الان من از اون آقا هیچ خبری ندارم و اصلا هم دوست ندارم ارتباطی باز برقرار بشه ولی یه نفر میتونه بیاد و واسطه بشه.البته فردی که عاقل باشه و مثل ما عاشق نباشه که کر و کورباشه(چرا دروغ بگم هنوزم به او آقا علاقه دارم ولی تقریبا نه ماهه که هیچ ارتباطی ندارم و خبری هم از ایشون ندارم).اگه یه فرد عاقل شرایط هر دو طرف رو ببینه و ببینه که به همدیگه میخورن چه اشکالی داره که واسطه خیر بشه؟ ولی هیچ کسی نیست که آدم بتونه راحت حرف دلشو بهش بزنه...

سلام. به نظر من، یه عنوان یک مشاور،یکی از این دو راه رو انتخاب کن:1- اجازه بده اون آقا پسر با خانوادش بیان خواستگاری، یا 2- اگه برادر داری ایشون رو واسطه کن. خیلی راحت به برادرت بگو داداش میشه بری باهاش حرف بزنی ببینی بدرد هم میخوریم یا نه؟ پسر خوبیه، دوستش دارم داداش. به برادرت بگو تا به نتیجه نرسیدیم که مناسب منه، فعلا داداش به کسی چیزی نگو.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh