main logo of samtekhoda

95-04-28-حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – وصیت پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی(ع)

حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد – وصیت پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی(ع)
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: وصیت پیامبر گرامی اسلامی به حضرت علی(ع)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 28-04-95

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
شریعتی: سلام می‌کنم به همه شما هموطنان عزیز. آرزو می‌کنم در هر کجا که هستید خداوند متعال بهترین برکاتش را به سمت شما نازل کند و بهترین‌ها نصیب شما شود. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم خیلی خوش آمدید.
حاج آقا فرحزاد: عرض سلام دارم خدمت جنابعالی و بینندگان عزیز. آرزوی موفقیت برای همه عزیزان داریم.
شریعتی: یکی از برکاتی که روزهاش دوشنبه دارد شنیدن وصایای پیامبر اسلام به امام علی(ع) است. انشاءالله توفیق عمل به این آموزه‌ها را هم داشته باشیم.
حاج آقای فرحزاد: دنباله‌ی وصایایی که پیامبر عظیم الشأن به مولا امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند، هشت نکته مهم اخلاقی هست که این بخش وصیت غیر از اینکه در وصایای مفصل آمده است، این بند در کافی شریف، خصال شیخ صدوق، من لا یحضر و کتاب‌های متعدد دیگر هم آمده است. پیغمبر عظیم‌الشأن به مولا علی(ع) فرمودند: «ثَمَانِيَةٌ إِنْ أُهِينُوا فَلا يَلُومُوا إِلا أَنْفُسَهُمْ» (من لایحضر الفقیه/ج4/ص352) هشت دسته و گروه هستند که اگر مورد اهانت و ملامت قرار بگیرند جز خودشان کس دیگری را ملامت نکنند. خودشان یک کاری می‌کنند که می‌گویند: از ماست که بر ماست. مواظب باشند این هشت کار را انجام ندهند. هشت کاری است که نهی شده و این اثر وضعی دارد که گریبان‌گیر خودشان می‌شود. اولین عمل را فرمود: «الذَّاهِبُ إِلَي مَائِدَةٍ لَمْ يُدْعَ إِلَيْهَا» کسی که مهمانی می‌رود که دعوت نشده است. این نکته مهمی است. مواظب باشیم بدون دعوت جایی نرویم. خودمان را خوار و پست نکنیم. روایاتی هم داریم که می‌فرماید: «مَنْ أَكَلَ طَعَاماً لَمْ يُدْعَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا أَكَلَ قِطْعَةً مِنَ‏ النَّارِ» (كافي/ج6/ ص270) نه تنها جایز نیست بلکه حرام است. البته جز موارد استثناء، مثلاً پدر و مادر و فامیل نزدیک اگر بچه‌هایمان را هم ببریم ناراحت نمی‌شوند. خودی هستند. ولی دعوت‌های عمومی که خیلی یگانه و خودمانی نیستیم، بدون دعوت نباید برویم و همراه با خودمان ببریم. این مثل این است که مال حرام خورده است.
روایت داریم که یکی از یاران پیغمبر، پیغمبر را به همراه عده‌ای دعوت کرد. حضرت طبق قرار و وعده آن سه نفر را هم خبر کردند، با هم حرکت کردند. در بین راه یک نفر همراه شد. فرمودند: ما و این عزیزان دعوت هستیم. شما برای چه همراه ما می‌آیی؟ گفت: من هم می‌خواهم بیایم. فرمودند: نه، شما دعوت نیستی. اگر می‌خواهی بیایی، تا جلوی در بیا من اجازه بگیرم. اگر اجازه نداد باید برگردی.
شریعتی: اگر در خانه بنشینیم و منتظر دعوت طرف باشیم صله رحم کم نمی‌شود؟
حاج آقای فرحزاد: نه صله رحم فرق دارد. صله رحم را باید دید و بازدید کرد و رفت و آمد کرد. ولی اگر یک فامیلی ما را برای افطار دعوت کرده، کسانی که دعوت ندارند، نباید بروند.
نکته دوم موردی که اگر کسی خلافی انجام داد، خودش را ملامت کند این است که فرمود: «وَ الْمُتَأَمِّرُ عَلَي رَبِّ الْبَيْتِ» مهمان عبد صاحبخانه است. باید تسلیم صاحبخانه باشد. وقتی مهمان شدیم صاحبخانه به همه وضع خانه و پذیرایی خانه و امکاناتش آگاهی دارد. امر نکنیم این کار را بکن و این کار را نکن. هرکجا می‌گوید: بنشین، بنشیند. هرکجا می‌گوید: بخواب، بخوابد. یکی از علما وارد منزل شد. خیلی از مهمان‌ها گفتند: بفرما اینجا. گفت: نه! من همین‌جا پایین مجلس می‌نشینم. صاحبخانه آمد گفت: بفرما، گفت: چشم! گفت: من وظیفه ندارم حرف اینها را گوش بدهم. وظیفه دارم حرف صاحبخانه را گوش بدهم.
استادی داشتیم می‌فرمود: شخصی دائم مهمانداری می‌کرد. خانه‌اش برای مهمان‌ها باز بود. غریبه و آشنا از شهرهای دور می‌آمدند و سفره‌اش همیشه پهن بود. می‌گفت: آقایی در آن شهر آمد. می‌خواست مهمانی برود، گفت: من جا ندارم. گفتند: فلان کس مهمان‌خانه‌ای دارد همیشه پذیرایی می‌کند ولی مهمان‌هایش را کتک می‌زند. اگر پوستت کلفت است و طاقت داری برو. این هم گرسنه بود و گفت: می‌روم. رفت چند روزی ماند و هر روز منتظر بود این صاحبخانه چوبی بیاورد و کتکی بزند. دید نه اینطور نیست. یک هفته ماند و دید خبری نشد. آمد و به صاحبخانه گفت: آقا من شایعه شنیدم که شما گاهی مهمان‌ها را کتک می‌زنی. ولی من چیزی ندیدم؟ گفت: درست است. مهمان‌هایی که حرف شنوی دارند، هرکجا بگویم می‌نشینند و هرکجا بگویم می‌خوابند. تسلیم صاحبخانه هستند روی سر من جا دارند. یکسال هم بمانند کاری ندارم. ولی مهمان‌هایی که حرف گوش نمی‌دهند از اینها پذیرایی می‌کنم اما یک کتک سیری هم می‌زنم. مرحوم دولابی می فرمودند: بیاییم در دنیا خودمان را مهمان خدا حساب کنیم. صاحبخانه در هزار فکر و خیال است که مهمان یک ذره فکر و خیال ندارد. رزق ما با خداست. دنیای ما با خداست. آخرت ما با خداست. پذیرایی ما با فرشته‌هاست. فقط ما باید حرف گوش بدهیم. آنطور که خدا می‌گوید: بنشینیم و آنطور خدا می‌گوید: بلند شویم. جهانگردها مهمان هستند. از همه زیبایی‌های یک مملکت استفاده می‌کند، در کار صاحبخانه دخالت نمی‌کند.
یکی از پدرها به خانواده‌اش می‌گفت: من پدر مهمان شما هستم. چند وقتی مرا تحمل کنید. پدر و مادرها و اولاد و خواهر و برادرها همه مهمان ما هستند. چند صباحی در این دنیا مهمان همدیگر هستیم و تمام می‌شود. میگذرد و می‌رود. اگر ما خودمان را به شکل مهمان دیدیم توقعات و تکلفات و امر و نهی‌های ما کم می‌شود و زندگی راحتی خواهیم داشت.
نکته سوم فرمود: «وَ طَالِبُ الْخَيْرِ مِنْ أَعْدَائِهِ» هیچ وقت از دشمن توقع خیر و نیکی نداشته باشید. کسی می‌دانیم دشمن ما است، انتظار خوبی و خیر از او نداشته باشیم. وقتی آدم توقع‌اش را از دشمن برداشت، راحت می‌شود. البته نه اینکه با دشمن درگیر شویم. گفت:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است *** با دوستان مروت با دشمنان مدارا
فرمایش پیامبر(ص) این است که: شما توقع خیرخواهی و دوستی و محبت را از دشمن نداشته باش. وقتی توقعت کنار رفت، من از دشمن، دشمنی انتظار دارم. چون تکیه به دشمن ضربه‌های عظیمی در پی دارد. این دشمن شناسی خیلی مهم است.
نکته چهارم «وَ طَالِبُ الْفَضْلِ مِنَ اللِّئَامِ» پیامبر فرمودند: هیچوقت از افرادی که پست مایه و فرومایه هستند، نو کیسه و خسیس و بخیل هستند، هیچوقت طلب کمک و خیر و برکت نداشته باشید. این دشمن نیست، ممکن است دوست هم باشد، ولی دوستی است که بخیل است. امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَي‏ غَيْرِ أَهْلِهَا» (نهج‏البلاغه/حكمت66) همیشه حاجت‌ها و خواسته‌هایی که داریم نزد انسان‌های کریم برویم. آدم‌های بزرگوار و سخی و آبرومند، آدم‌های با گذشت و با کرامت و ریشه‌دار. نه کسانی که منت می‌گذارند. همه‌جا می‌گویند. می‌فرماید: اگر حاجت‌های ما فوت شود و به خواسته‌هایمان نرسیم. بهتر از این است که نزد آدم‌های پست فطرت برویم و دست دراز کنیم و آبرویمان را ببریم. «وَ لا تَدَعَنَّ صُحْبَةَ الْكَرِيمِ‏» با انسان‌های کریم و بزرگوار همراهی و صحبت را کم نگذار. ولی از انسان‌های نفهم و احمق و نوکیسه چیزی نخواه. به قول حافظ می‌گوید:
بر در ارباب بی مروت دنیا *** چند نشینی که خواجه کی به در آید
مرحوم آقای قاضی فرمودند: اگر از گرسنگی مردی، دست گدایی و نیاز را به کسی دراز نکن. آبرو و عزت خودت را حفظ کن.
نکته پنجم فرمود: «وَ الدَّاخِلُ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِي سِرٍّ لَمْ يُدْخِلاهُ فِيهِ» هرکسی ممکن است با کسی اسراری داشته باشد، البته سفارش شده جلوی جمع محدود، مثلاً اینجا دو نفر در گوشی با هم حرف بزنند. این خوب نیست. انسان سعی کند در جمع در گوشی با کسی حرف نزند که باعث کدورت کسی نشود. اگر در جمعی مثلاً دو خواهر اسراری با هم داشتند. می‌فرماید: ما نباید سرک بکشیم و کنجکاوی کنیم. ما حق نداریم نسبت به کسی جستجو کنیم و در اسرار کسی سرک بکشیم. حضرت می‌فرماید: یکی از کسانی که اگر تحقیر شد باید خودش را ملامت کند، کسی است که بین اسرار افرادی سرک می‌کشد که نمی‌خواهند کسی متوجه شود.
نکته ششم «وَ الْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلْطَانِ» کسی که با سلطان زمان و حاکم زمانش درگیر می‌شود و او را استخفاف می‌کند. حکام ما یا حاکم عادل هستند یا حاکم جاهل هستند. اگر حاکم عادل است که ما وظیفه تبعیت داریم. اگر هم جاهل است فعلاً زور و قدرت دستش است، اینجا اگر طبق وظیفه دینی و عقلی خودمان مواردی هست که باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم، حرف حقی را باید بزنیم، یا دفاع از مظلومی از روی وظیفه شرعی کنیم، خوب اگر اینها را طبق وظیفه انجام دهیم اشکالی ندارد. ولی اگر بیرون از وظیفه شرعی برویم درگیر شویم، روایت داریم تا جایی که می‌شود انسان همنشین سلاطین نشود. فراوان داریم که معاشرت با سلاطین فتنه است. اگر هم نزدیک شدید خیلی مواظب باشید چون زور و قدرت دارد و با کمترین توهین و حرف تند مال و جانت به غارت می‌رود.
نکته هفتم «وَ الْجَالِسُ فِي مَجْلِسٍ لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ» هرکسی یک جایگاهی را خدا برای او قرار داده است. در جایگاه خودش بنشیند و پایش را فراتر از جایگاه خودش نگذارد. مثلاً بنده اگر کارشناس نیستم، نباید این جایگاه بنشینم. یک کسی معلم خوبی نیست، نباید خودش را در جایگاه معلمی قرار بدهد. اگر کسی در جایگاهی بالاتر از جایگاه خودش بنشیند که حس کند برای خودش نیست، اگر مورد اهانت و توبیخ قرار گرفت باید پاسخگو باشد و خودش را ملامت کند. حافظ می‌گوید:
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف *** مگر اسباب بزرگی همه آماده کنند
در روایت هم داریم حضرت علی(ع) فرمودند: «لا يَجْلِسُ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ إِلا رَجُلٌ فِيهِ ثَلاثُ‏ خِصَالٍ» (تحف العقول/ص387) در جلساتی که وارد می‌شویم کسی حق ندارد بالای مجلس بنشیند. یکوقت صاحبخانه می‌گوید و مردم می‌گویند که بالای مجلس بنشیند، خوب آن موردی ندارد. روایت داریم به هر مجلسی وارد می‌شود انتهای مجلس هرکجا هست بنشیند. صدر نشینی نهی شده است. بعضی‌ها هستند که یک هیبتی برای خود قائل هستند که فقط می‌روند بالای مجلس می‌نشینند. آیت الله بهجت و آیت الله بهاءالدینی بین مردم در مجلس می‌نشستند. «شرف‏ المكان‏ بالمكين» شرافت در وجود انسان با بالانشستن بزرگ نمی‌شود. حضرت علی فرمود: کسی نباید بالای مجلس بنشیند مگر اینکه در او سه خصلت باشد. 1- «يُجِيبُ إِذَا سُئِلَ» پاسخگو باشد. بتواند به سؤال‌هایی که از او می‌کنند جواب بدهد. 2- «وَ يَنْطِقُ إِذَا عَجَزَ الْقَوْمُ» هروقت مردم سکوت کردند و نتوانستند حرف بزنند، بتواند پاسخگو باشد  مجلس را اداره کند. «وَ يُشِيرُ بِالرَّأْيِ الَّذِي فِيهِ صَلاحُ أَهْلِهِ» سوم اینکه به رأی و نظری که به صلاح مردم است آگاهی داشته باشد. که این جمعیت را چطور اداره کند و به کدام راه رهنمون کند. اگر این سه خصلت را دارد، برود بالای مجلس بنشیند. و الا «فَمَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ شَيْ‏ءٌ مِنْهُنَّ فَجَلَسَ فَهُوَ أَحْمَقُ‏» (تحف‏العقول/ص387) اگر این سه خصلت را ندارد، اگر بالای مجلس برود انسان احمقی است.
دایره این در مسائل اجتماعی خیلی گسترده است. یعنی اگر هرکسی آن منصبی که به او سپردند را شایستگی ندارد، منصب وزارت و مدیریت و قضاوت، اگر نمی‌تواند در آن جایگاه باشد، خودش اعلام کند. روایتی دیدم که می‌گفت: اگر در امتی کسی بیاید متولی و سرپرست امت شود، در حالی که اعلم‌تر از او هم باشد و من بدانم که فلان کس از من اعلم‌تر هست که مدیریتش از من هم بهتر است، می‌فرماید: آن امت امرش به پایین می‌رود و به پستی می‌رسد مگر اینکه ترک کنند. مشکل و بحران عالم الآن همین است. کسانی که شایستگی ندارند. الآن مشکل مدیریت هست. مدیریت باید به دست با کفایت امام معصوم و یا نماینده امام معصوم باشد. به دست کسانی است که ظلم می‌کنند و زور می‌گویند و قابلیت ندارند. «مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَي نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌ‏» (تحف‏العقول/ص375) کسی که مردم را به خودش دعوت می‌کند، در حالی که در آن جمعیت انسان اعلم‌تر از او و داناتر از او هست، این آدم مبتدع یعنی بدعت گزار است، و انسان متکلفی است.
شریعتی: امروز صفحه 280 قرآن را با هم تلاوت می‌کنیم.
«يَوْمَ تَأْتِي‏ كُلُ‏ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ «111» وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ «112» وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ «113» فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ «114»إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «115» وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ «116» مَتاعٌ قَلِيلٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ «117» وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ «118»
ترجمه: روزى بيايد كه هركس تنها به جدال و دفاع از خويشتن بپردازد وبه هركس آنچه را انجام داده جزاى كامل داده مى‏شود و آنان مورد ظلم قرار نمى‏گيرند.و خداوند (براى شما) قريه‏اى را مثال مى‏زند كه امن و آرام بود، روزيش از هر سو فراوان مى‏رسيد، امّا (مردم آن قريه) نعمت‏هاى خدا را ناسپاسى كردند، پس خداوند به (سزاى) آنچه انجام مى‏دادند، پوشش فراگير گرسنگى و ترس را بر آنان چشانيد. البتّه پيامبرى از ميان خودشان به سراغشان آمد، امّا او را تكذيب كردند، پس ايشان را در حالى كه ستمكار بودند، عذاب فراگرفت. پس، از آن چيزهاى حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند روزى شما كرده بخوريد، و اگر تنها او را مى‏پرستيد نعمت خدا را شكرگزاريد. جز اين نيست كه (خداوند) مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن برده شده، بر شما حرام كرده است، پس هر كس (به خوردن اينها) ناچار شود، بدون آنكه (قصد) تجاوز و تعدى (به حكم خداوند) داشته باشد و يا (از نياز ضرورى) تجاوز كند، (مانعى براى خوردنش نيست) زيرا كه خداوند بخشنده مهربان است. وبا هر دروغى كه به زبانتان مى‏آيد نگوييد: اين حلال است وآن حرام، تا بر خدا دروغ بسته باشيد. زيرا كسانى كه بر خداوند دروغ مى‏بندند رستگار نمى‏شوند. (سرچشمه‏ى همه افتراها رسيدن به دنيايى است كه) بهره‏اى اندك است، در حالى كه براى آنان (در آخرت) عذابى دردناك است. و بر كسانى‏كه يهودى بودند آنچه را كه پيش از اين بر تو نقل كرديم حرام كرديم، (در سوره انعام كه قبل از نحل نازل شده، علاوه بر مردار و خون، چيزهاى ديگرى بخاطر گوشمالى يهوديان، حرام شده است.) و (لى ما با تحريم) ظلمى بر آنان نكرديم، وليكن (تحريم ما كيفر) ستمى بود كه آنان بر خويش رواداشته بودند.
شریعتی: از فضیلت ذکر صلوات بر محمد و آل محمد خواهیم شنید و بعد اشاره قرآنی را می‌شنویم.
حاج آقای فرحزاد: روایت بسیار مهمی در فضیلت ذکر شریف صلوات بر محمد و آل محمد وارد شده که خیلی زیباست. در روایت داریم خدای متعال به حضرت موسی وحی فرمود: ای موسی اگر دوست داری من از کلام بر زبانت به تو نزدیک‌تر باشم، و از آنچه می‌بینی به تو نزدیک‌تر باشم و از روح به بدن و از فکر و اندیشه به قلب و جانت به تو نزدیک تر باشم، ای موسی اگر قرب اعلی را می‌خواهی زیاد بر حبیب من محمد مصطفی صلوات بفرست. چرا؟ چون پیغمبر و آل او در قرب اعلای الهی هستند. «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» (قمر/55) با خدا بودند و هستند و خواهند بود. چون جان و روح موسی و پیامبران گذشته از قبل ما خلق الله بوده و خلق شده است. اینها سر عالم هستند و از اول روح و جانشان بوده و خواهد بود. و تمام انبیاء و فرشتگان از سفره جان اینها استفاده کردند. حضرت ابراهیم با گفتن این ذکر خلیل خدا شد. بعد هم در ادامه خداوند متعال به حضرت موسی سه نکته مهم در مورد صلوات فرمود. فرمود: زیرا که صلوات بر حبیب من نور و رحمت و هدایت است. سه امتیاز و واژه مهمی که تک تک آن برای نجات انسان‌ها کافی است. حدیث داریم کسی که نور داشته باشد در آتش جهنم نمی‌رود. بنده اگر چراغ روشن باشد در چاله نمی‌روم ولی اگر تاریک باشد می‌روم. دلم روشن باشد گناه نمی‌کنم. دروغ مثل خوردن آتش است، هیچوقت دروغ نمی‌گویم. صلوات نور دل را روشن می کند. صلوات نور است. دوم رحمت است. پیغمبر مظهر رحمت است. با صلوات پیوند با رحمت برقرار می‌شود. همه انسان‌هایی که از دنیا می‌روند یا مرحوم هستند یا مغموم هستند. چه کنیم مرحوم شویم؟ با تکرار صلوات. با صلوات به سرچشمه رحمت پیغمبر(ص) وصل شویم. سوم هم هدایت است، «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود: «صراط محمد و آل محمد» و این صلوات‌ها ما را به هدایت اصلی که محمد و آل محمد است می‌رساند.
آیه 112 سوره مبارکه نحل خدای متعال برای افرادی که کفران نعمت کردند مثال می‌زند. می‌فرماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ» یکی از سنت‌های خدا شکرگزاری خدا نعمت‌ها را زیاد می‌کند. «ْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ‏ لَأَزِيدَنَّكُم‏» (ابراهیم/7) خاطرم هست در باب برکت در زندگی چند ماه در مورد شکر نعمت و کیفیت شکرگزاری و برکات شکرگزاری صحبت کردیم و کتاب برکت در زندگی را نوشتیم. خدای مهربان یکی از نمونه‌هایی که مثال می‌زند، می‌فرماید: در یک قریه و شهری آب فراوان و زندگی راحت و امنیت و آسایش کامل بود، ولی به جای اینکه شکرگزاری و قدردانی کنند، کفران نعمت کردند. یعنی نعمت را در جایش مصرف نکردند و در حرام مصرف کردند. الحمدلله نگفتند. دائم گلایه و شکایت کردند.گاهی شکایت مردم گوش فلک را کر می‌کند. قریه و محلی بود که «آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً» هم آرامش داشت و امن بود. «يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ» به وفور از همه جای دنیا نعمت به آنجا سرازیر می‌شد. ولی «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ» به نعمت‌های خدا ناسپاسی و کفران کردند، خدای مهربان «فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ» هم آرامش را از آنها برد، ناامنی ایجاد شد و هم قحطی و گرسنگی شد. اینکه تعبیر به لباس شده، چون لباس هم همیشه تن انسان است، گرسنگی و ناامنی دائم همراه اینها بود. هم زجر گرسنگی می‌کشیدند و هم زجر ناامنی. «بِما كانُوا يَصْنَعُونَ» سنت خدا بر این است که اگر کفران کنی عذاب شدید دارد. قدر دان خوبی‌هایی که خدا به ما داده است باشیم.
نکته هشتم «وَ الْمُقْبِلُ بِالْحَدِيثِ عَلَي مَنْ لا يَسْمَعُ مِنْهُ» بعضی هستند سخنرانی می‌روند و کسی حرفش را گوش نمی‌دهد. یعنی قدردان نیست. سر کلاسی که اصلاً حرف استاد را گوش نمی‌دهند. چرا من خودم را ضایع کنم.
خواهی که جهان بر کف اقبال تو باشد *** خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
اگر بنده می‌بینم شما حرف مرا گوش نمی‌دهی، من برای چه حرف بزنم. ولی وقتی می‌بینم خوب گوش می‌دهی می‌گویم. حضرت عیسی فرمودند: حکمت را به اهلش بدهید. اگر به اهلش ندهید به آنها ظلم کردید. و حکمت و کلام حق را به نااهل ندهید که در حق حکمت ظلم کردید. بعضی هستند که به حرف همسرشان گوش نمی‌دهند. وقتی گوش نمی‌دهد با او حرف نزن. بگذارید به وقتش که مستعد و آماده هست بگویید. اگر به حرف من گوش ندادند، مورد توبیخ و اهانت قرار گرفتم، خودم را ملامت کنم. به کسی که تشنه نیست بی‌خود آب ندهید.
شریعتی: دعا بفرمایید.
حاج آقای فرحزاد: خدایا تو را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد مشکلات را حل بفرما. قلب امام زمان از ما راضی و فرجش را نزدیک بگردان. آنهایی که امتحان دارند موفق شوند. آنهایی که مریض دارند، قرض دارند، فرزند ندارند، خانه و شغل ندارند، وسایل خیر را برای همه فراهم بفرما. شر و آفات آخرت و دنیا را از ما دور بگردان.
شریعتی:الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین.