main logo of samtekhoda

94-10-01 - حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی - پیغمبر اکرم از زبان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: پیغمبر اکرم از زبان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 01-10-94
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
شریعتی: سلام عرض می‌کنم خدمت شما بینندگان محترم و حاج آقای حسینی خیلی خوش آمدید. سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقا حسینی: سلام علیکم و رحمة الله عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه‌ی بینندگان محترم دارم. من یک کتابی را می‌دیدم از شیخ مفید به نام شادی‌های شیعه ترجمه شده عربی اش است مسارّ الشیعه شیخ مفید از علمای هزار سال پیش ما است ایشان می‌نویسد مثل امروز که دهم ربیع الاول است روز ازدواج پیغمبر خدا با خدیجه‌ی کبری سلام الله علیها است بنابراین عید در عید است چند ولادت و امامت و ولایت است به همه‌ی عزیزان تبریک می‌گوییم. ان شاء الله ازدواج اولویت اول جوان‌های ما باشد هم پدر مادر‌ها تلاش بکنند هم دولت تلاش بکند در حل مشکلات ازدواج جوانان ما چه فصلی بهتر از این ایام برای عقد و عروسی و جشن و شادی ان شاء الله مبارک همه‌ی پیروان نبی مکرم اسلام باشد. بشارتی می‌دهم به بینندگان عزیز پیام‌ها را تماما خواندیم بدون استثناء جمعی از بینندگان پیام داده بودند مسئله‌ی طرح رد مظالم که ایام ربیع بود فراموش نشود ما هم گفتیم سمعا و طاعتا از مراجع اعظام تقلید اجازه گرفتیم برای رد مظالم توضیحش را بعد از تلاوت قرآن خواهیم گفت.
شریعتی: برنامه‌ی امروز ما رنگ و بوی نبی اکرم را خواهد داشت
حاج آقا حسینی: بسم الله الرحمن الرحیم در جلسه‌ی گذشته من دو مطلب را گفتم که تکمیل می‌کنم گفتیم می‌خواهیم جایگاه پیغمبر خدا را در نهج البلاغه ببینیم معرفی پیغمبر در کلام حضرت علی ولی ابتدا ببینیم چه کسی پیغمبر را معرفی می‌کند اشاره‌ای کردم به این کلام حضرت علی در خطبه‌ی 192 که حضرت علی می‌فرماید أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ من همراه پیغمبر بودم نور وحی و رسالت را می‌دیدم و من بوی نبوت را استشمام می‌کردم و پیغمبر به من فرمود که إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَی مَا أَرَی إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ هر چه من می‌شنوم تو می‌شنوی هر چه من می‌بینم تو می‌بینی به جز این که تو نبی نیستی وزیر هستی به مناسبت این جمله یک روایت بسیار لطیفی دیدم این کتاب کتاب فضائل الصحابه است نویسنده اش امام احمد حنبل است حتما عزیزان می‌دانند در میان اهل سنت ائمه شان می‌گویند ائمه‌ی اربعه چهار امام که فقهشان را غالبا از این‌ها می‌گیرند یا حنبلی هستند یا شافعی یا حنفی یا مالکی امام احمد حنبل از بزرگان اهل سنت است در این کتاب من خود کتاب را آوردم ولادتش سال 164 بوده یعنی تقریبا 1300 سال پیش این مال دیروز و پریروز و صد سال پیش نیست خیلی نزدیک است به آن زمان و کتابش از معتبرترین کتاب پیش اهل سنت است بسیار این کتاب معتبر است این کتاب را جامعة ام القری مال چاپ مکه است عربستان چاپ کرده همه جا چاپ می‌شود اما کتابی است که خود اهل سنت مکرر چاپ کرده اند موضوعش فضائل صحابه است وقتی به حضرت علی سلام الله علیه می‌رسد یک روایتی که نقل کرده این است از ابن عباس می‌نویسد بعضی‌ها پیش ابن عباس بدی حضرت علی را می‌گفتند اشکال و ایرادی به حضرت علی می‌گرفتند ابن عباس فرمود می‌دانید در مورد چه کسی صحبت می‌کنید إنّکم لتذکرون رجلا کان یسمع وطء جبرئیل فوق بیته فضائل صحابه صحبت درباره‌ی کسی می‌کنید که صدای پای جبرائیل را بالای خانه‌ی خودش می‌شنید مگر این جا پیغمبر نفرمود آن چه من می‌شنوم تو می‌شنوی این حدیث مال 1300 سال پیش است این کتاب که ابن عباس گفت درباره‌ی کسی صحبت می‌کنید که می‌شنید صدای پای جبرائیل را بالای خانه اش یک حدیث دیگری هم از این حدیث می‌خوانم البته دلم می‌خواست موضوع بحث را عوض بکنم بخشی از روایات را بخوانم ولی نمی‌خواهیم از موضوع فاصله بگیریم این جلد دوم است فصلش در فضائل حضرت علی است روایت 1116 راوی حدیث بانوی بزرگواری است به نام ام عطیه بانویی است که در حالاتش می‌نویسند از من کبار نساء صحابه هم مردانی صحابی پیغمبر بودند هم زنانی این بزرگوار از بزرگان زن‌هایی است که از اصحاب پیغمبر به حساب می‌آیند و با پیغمبر هم در جنگ‌ها شرکت می‌کرد اسمش نصیبه است کنیه اش ام عطیه خیلی هم روایت از پیغمبر نقل کرده می‌گوید أن رسول الله (ص) بعث علیاً فی سریة ، فرأیته رافعا یدیه خیلی حدیث لطیفی است پیغمبر خدا حضرت علی را فرستادند در یک جنگی این بانویی که می‌گوید پیداست با پیغمبر زیاد حشر و نشر داشته و روایات زیادی را نقل کرده می‌گوید حضرت علی که رفتند پیغمبر نگران بودند دستشان را به طرف آسمان بلند کرده بودند دعا می‌کردند أللَّهُمَّ لَا تُمِتْنِی حَتَّى تُرِیَنِی عَلِیًّا (فضائل الصحابة، ج 2، ص 609) خدایا من را زنده بدار تا علی برگردد یک بار دیگر علی را ببینم از این شخصیت می‌خواهیم پیغمبر را بشناسیم روایت 1098 است خیلی جالب است لم يكن أحد من الصحابة يقول (سلوني) إلاّ عليّ بن أبي طالب (فضائل الصحابة، ج 2، ص 646) هیچ کدام از اصحاب پیغمبر نمی‌گفتند سلونی هیچ کسی جرئت نمی‌کرد این ادعا که هر چه می‌خواهید از من بپرسید احدی از اصحاب پیغمبر جرئت نمی‌کرد هر چه می‌خواهید از من بپرسید مگر حضرت علی که فراوان شنیده ایم حضرت می‌فرمودند من راه‌های آسمان را از راه‌های زمین بهتر می‌دانم پس برای این که جایگاه حضرت علی و تعبیری که حضرت در نهج البلاغه دارد نگویید حضرت علی فرموده حدیث از جای دیگر نقل بکنید این کتب فضائل الصحابه‌ی احمد حنبل است حدود 1300 سال پیش مهم ترین امام به اصطلاح از علمای بزرگ اهل سنت است از این نمونه روایت زیاد دارد تمام این روایات در این کتاب است حدیث من کنت مولاه در این کتاب مفصل چند جا نقل کرده داستان غدیر را مفصل حدیث ثقلین إنِّي‌ تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِي‌ أهْلَ بَيْتِي‌. مَا إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي‌ أبَداً، فَإنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّي‌ يَرِدَا عَلُيَّ الْحَوْضَ (کافی، جلد 1، ص 294) حدیث منزلت أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى (کافی، ج 8، ص 106) آیه‌ی تطهیر و داستان حدیث کسا که پیغمبر همه را جمع کرد زیر یک عبا این را مفصل دارد حدیث داستان فتح خیبر را دارد که دیگران رفتند نتوانستند فاتح خیبر باشند پیغمبر حضرت علی را فرستاد حدیث مواخات عقد اخوت بین پیغمبر و حضرت علی است تمام این‌ها در این کتاب است
شریعتی: پس آن چه که در جلسه‌ی گذشته و این جلسه به عنوان مقدمه شنیدیم این بود که پیغمبر حضرت علی را چگونه معرفی می‌کنند و حضرت علی پیغمبر را و جایگاه نسبت حضرت علی نسبت به پیغمبر چیست
حاج آقا حسینی: نور وحی را می‌دیده پیغمبر فرمود آن چه من می‌شنوم تو می‌شنوی می‌بینم تو می‌بینی
شریعتی: و حالا این شخصیت می‌خواهد پیغمبر را وصف بکند
حاج آقا حسینی: بله نکته‌ی دومی که من آن جلسه اشاره کردم که پیغمبر خدا اصحاب فراوانی داشتند ولی این که ما بگوییم همه‌ی اصحاب پیغمبر نظریه‌ی عدالت صحابه را داشته باشیم بگوییم هر کس جزء اصحاب پیغمبر است خوب است چیزی نباید به او گفت این نظریه صحیح نیست همین که بگوییم عمل و قول همه‌ی صحابی حجت است این درست نیست حضرت علی یک خطبه‌ای دارد خطبه‌ی 210 نهج البلاغه بعضی دوستان می‌گویند شما به عجله صحبت می‌کنید خیلی مطلب زیاد است عزیزان خودشان مراجعه بکنند حضرت علی بیان مفصلی دارد در مورد روایاتی که از پیغمبر نقل شده می‌فرماید إِنَّ فِي أَيْدِي النَّاسِ حَقّاً وَ بَاطِلًا وَ صِدْقاً وَ كَذِباً وَ نَاسِخاً وَ مَنْسُوخاً وَ عَامّاً وَ خَاصّاً وَ مُحْكَماً وَ مُتَشَابِهاً وَ حِفْظاً وَ وَهْماً این روایاتی که دست مردم است نسبت به پیغمبر می‌دهند بعضی حق و باطل و راست و دروغ است بعضی اش محکم است بعضی متشابه است بعضی با دقت است بعضی از آن‌ها که نقل کردند نقلشان خیلی دقیق است بعد می‌فرماید وَ لَقَدْ كُذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) عَلَى عَهْدِهِ حَتَّى قَامَ خَطِيباً فَقَالَ: مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار پیغمبر زنده بود بعضی‌ها به پیغمبر دروغ نسبت می‌دادند در حال حیات پیغمبر پیغمبر سخنرانی کردند فرمودند هر کس به من دروغ عمدی نسبت بدهد جایگاهش آتش است بعد بیان مفصلی دارد حضرت می‌فرماید احادیثی که شما می‌بینید چهار دسته است راویان حدیث چهار دسته هستند إِنَّمَا أَتَاكَ بِالْحَدِيثِ أَرْبَعَةُ رِجَالٍ لَيْسَ لَهُمْ خَامِسٌ المنافقون رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلْإِيمَانِ مُتَصَنِّعٌ بِالْإِسْلاَمِ لاَ يَتَأَثَّمُ وَ لاَ يَتَحَرَّجُ يَكْذِبُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ‌ها که در زمان پیغمبر بودند منافق بودند تظاهر می‌کردند ساختگی بود اسلامشان نسبت دروغ به پیغمبر دادن برایش چیز مهمی نبود به آسانی دروغ نسبت می‌داد اگر مردم می‌دانستند که این منافق است کاذب است که قبول نمی‌کردند می‌گفتند این صحابی رسول الله است پیغمبر را دیده شنیده عده‌ای زمان خود حیات پیغمبر منافق بودند دروغ نسبت می‌دادند به پیغمبر این طور نیست هر کسی زمان پیغمبر بوده بگوییم صحابی است همه‌ی صحابی خوب هستند تا می‌رسد به این جا که حضرت علی یک شاهد ذکر کرده من خواهش می‌کنم بینندگان خیلی منصفانه بررسی بکنند خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبائی یک بحثی در تفسیر المیزان دارد یک سوالی را مطرح کرده جواب آن سوال را از همین خطبه‌ی 210 داده سوال کرده که آیا زمان خود پیغمبر منافقین بودند یا نبودند در مدینه منافق بوده یا نبوده فراوان بوده این قرآن است سوره‌ی مبارکه‌ی منافقون داریم غیر از این سوره ده‌ها آیه در مورد منافقین است مسجد ضرار ساختند نقشه ریختند بازی در آوردند اذیت کردند زمانی که پیغمبر بودند مرحوم علامه طباطبائی آمار عجیبی می‌دهد در مورد تعداد منافقین در زمان پیغمبر ایشان درصد بالایی می‌دهد بخواهم درصد را بگویم توضیحی می‌خواهد که نمی‌گویم عزیزان خودشان به جلد 15 المیزان مراجعه بکنند همه که ایمان واقعی ندارند مرحوم علامه می‌گوید ما از تاریخ می‌پرسیم منافقین بعد از وفات پیغمبر کجا رفتند آن‌هایی که تا روز آخر تا لحظه‌ی آخر در برابر پیغمبر کارشکنی کردند کجا رفتند این‌ها که نمردند مرگ دسته چمعی یک مرتبه بگویند هزاران نفر از دنیا رفتند یک چنین گزارشی نداریم حضرت علی این جا جواب داده می‌فرماید زمان پیغمبر نفاق بود منافق بود به پیغمبر دروغ نسبت می‌دادند پیغمبر مجبور شد خطبه بخواند وَ قَدْ أَخْبَرَكَ اَللَّهُ عَنِ اَلْمُنَافِقِينَ بِمَا أَخْبَرَكَ وَ وَصَفَهُمْ بِمَا وَصَفَهُمْ بِهِ لَكَ ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ فَتَقَرَّبُوا إِلَى أَئِمَّةِ اَلضَّلاَلَةِ وَ اَلدُّعَاةِ إِلَى اَلنَّارِ بِالزُّورِ وَ اَلْبُهْتَانِ فَوَلَّوْهُمُ اَلْأَعْمَالَ وَ جَعَلُوهُمْ حُكَّاماً عَلَى رِقَابِ اَلنَّاسِ فَأَكَلُوا بِهِمُ اَلدُّنْيَا وَ إِنَّمَا اَلنَّاسُ مَعَ اَلْمُلُوكِ وَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ مَنْ عَصَمَ اَللَّهُ خدا خبر داده از منافقین و در قرآن توصیف منافقین را گفته کجا رفتند؟ این‌ها نمردند ماندند بعد از پیغمبر توبه کردند؟ نه به پیشوایان گمراهی نزدیک شدند رفتند سراغ ائمه‌ی ضلالت و آن ائمه‌ی گمراهی از این‌ها چه استفاده‌ای کردند؟ پست به این‌ها دادند مسئولیت دادند این‌ها را برگردن مردم بر گرده‌ی مردم سوار کردند نشستند با هم دنیا را بین خودشان تقسیم کردند حضرت آخرش گلایه‌ای دارد فرمود مردم بیشتر با دنیا با شاهان و حاکمانشان هستند این جمله معروف است. اَلنَّاسُ عَلَی دِینِ مُلُوکِهِم این در ضرب المثل است مگر این که کسانی که خدا از این بلاها حفظشان بکند پس حضرت علی صریحا بیان می‌کند زمان پیغمبر عده‌ای منافق بودند بعد از پیغمبر مرگ دسته جمعی پیش نیامده برای این‌ها بعد از پیغمبر نزدیک شدند به حاکمان من می‌خواهم تاکید بکنم این نظریه‌ی عدالت که بگوییم سر بسته هر کسی پیغمبر را دید صحابی پیغمبر را دید خوب است درست نیست سوره‌ی منافقون درباره‌ی چه کسی است؟ این‌ها کجا رفتند؟ زمان خود پیغمبر هم حتی زمان پیغمبر کارشکنی می‌کردند بعد از پیغمبر هم کارشکنی نکردند برای این که وجاهتی پیدا بکنند می‌گویند ما صحابی هستیم دیگر هیچ چیزی به او نباید بگویید این آیات قرآن بعضی اش در وصف مومنین است بعضی در توصیف کفار است بعضی در توصیف منافقین است یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که تظاهر به اسلام کرده قلبش با پیغمبر نبوده پس هر کس زمان پیغمبر بود هر کس پیغمبر را درک کرد هر کس صحابی پیغمبر است ولو نفاق داشته باشد نباید بگوییم در بست خوب هستند پس آیات منافقین سوره‌ی منافقون چه کسی است مسجد ضرار را چه کسانی ساختند؟ آن‌هایی که می‌گویند عدالت صحابه یعنی هر کسی که پیغمبر را دید هر کس زمان پیغمبر بوده محضر پیغمبر بود این شد صحابی دیگر هیچ چیز به این‌ها نگویید حضرت علی می‌فرماید این طور نیست منافقین بودند یک جمله‌ی پایانی دارد حضرت می‌فرماید فکر نکنید من با دیگران یکسان بودم دیگران می‌آمدند محضر پیغمبر من هم می‌رفتم ولی وَ لَيْسَ كُلُّ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ مَنْ كَانَ يَسْأَلُهُ وَ يَسْتَفْهِمُهُ حَتَّى إِنْ كَانُوا لَيُحِبُّونَ أَنْ يَجِي‏ءَ اَلْأَعْرَابِيُّ وَ اَلطَّارِئُ فَيَسْأَلَهُ ع حَتَّى يَسْمَعُوا وَ كَانَ لاَ يَمُرُّ بِي مِنْ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ إِلاَّ سَأَلْتُهُ عَنْهُ وَ حَفِظْتُهُ فَهَذِهِ وُجُوهُ مَا عَلَيْهِ اَلنَّاسُ فِي اِخْتِلاَفِهِمْ وَ عِلَلِهِمْ فِي رِوَايَاتِهِمْ می‌گوید این‌هایی که دور پیغمبر بودند همه دنبال طلب علم از پیغمبر نبودند همه سوال نمی‌کردند مسائل را نمی‌پرسیدند بعضی‌ها منتظر بودند یک تازه واردی بیاید سوالی بکند این‌ها بشنوند اما من چه؟ من دائم از پیغمبر سوال می‌کردم الآن یک مثال می‌زنم گاهی برای خودم ما پیش می‌آید پنج نفر می‌روند محضر یک عالم دانشمندی یک نفر می‌بینید یک نفرش مهلت نمی‌دهد سوال می‌کند مسئله می‌پرسد مسائلش را یادداشت کرده از قبل که رسیدیم محضر این آقا سوال بپرسیم بعضی‌ها نه یا حرف‌های دیگری می‌زنند یا منتظرند کسی بپرسد حضرت علی می‌فرماید همه‌ی اصحاب نمی‌پرسیدند تقاضای مطلب نداشتند ولی من بودم که دائم می‌پرسیدم پس ما می‌خواهیم از کسی که دائما در محضر پیغمبر بوده و نه تنها در محضر پیغمبر بوده مهلت نمی‌داده سوال می‌کرده از پیغمبر می‌خواهیم ببینیم چنین شخصی چطور پیغمبر را معرفی می‌کند واقعا بحث پیغمبر شناسی در نهج البلاغه خیلی مفصل است ده‌ها مورد است آن هفته آدرس دادیم عزیزان اگر می‌خواهند نگاه بکنند واژه‌های ارسله بعثه را نگاه بکنند مفصل است ما به هر مقداری که برسیم اشاره می‌کنیم از خطبه‌ی 96 بخشی را می‌خوانم مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِتٍ فِي مَعَادِنِ اَلْكَرَامَةِ وَ مَمَاهِدِ اَلسَّلاَمَةِ قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ اَلْأَبْرَارِ وَ ثُنِيَتْ إِلَيْهِ أَزِمَّةُ اَلْأَبْصَارِ دَفَنَ اَللَّهُ بِهِ اَلضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ اَلثَّوَائِرَ أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً أَعَزَّ بِهِ اَلذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ اَلْعِزَّةَ كَلاَمُهُ بَيَانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ من عذرخواهی می‌کنم بعضی وقت‌ها بینندگان می‌گویند عربی کمتر بخوانید این نورانیت کلام حضرت علی است سعی می‌کنم خیلی نخوانم پیغمبر می‌فرماید استقرارش در بهترین جای بود رشدش در بهترین جای بود دیدم بعضی از شارحین نهج البلاغه تشبیه کردند گفتند شبیه همان چیزی که ما در مورد ائمه داریم در مورد امام حسین چه می‌گوییم؟ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ (زیارت وارث) پیغمبر در پاک ترین صلب در پاک ترین رحم بود تا می‌رسد به این جا قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ اَلْأَبْرَارِ دل نیکان طرف پیغمبر جذب شد یکی از عوامل مهم موفقیت پیغمبر جذب دل‌ها بود پیغمبر بر قلب‌ها حکومت می‌کرد یکی از اساتید می‌فرمود پیغمبر آن شبی که از غار حرا آمد پایین در 27 رجب در بعثتشان تنهای تنها بود هیچ کسی را نداشت چه شد که در این فرصت کوتاه توانست دل همه‌ی مردم را با این همه دشمن جذب بکند؟ می‌فرمود عامل موفقیت پیغمبر دو مسئله است یکی اخلاق پیغمبر یک منطق پیغمبر پیغمبر جذب کرده حضرت علی می‌فرماید دل مردم جذب پیغمبر شد تا می‌رسد به این جا چه کرد پیغمبر؟ دَفَنَ اَللَّهُ بِهِ اَلضَّغَائِنَ خداوند به وسیله‌ی پیغمبر کینه‌ها را از بین برد فتنه‌ها را از بین برد برادری ایجاد کرد قرآن کریم هم گزارش می‌دهد «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّـهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران/ 159) هنر پیغمبر این بود در آستانه‌ی هفته‌ی آینده ولادت پیغمبر است نمی‌خواهیم فقط تاریخی از پیغمبر بگوییم و عبور بکنیم ما مسلمان هستیم همه‌ی ما معتقد هستیم پیغمبری دارد به دنیا می‌آید که رسالتش چه بوده؟ حضرت علی می‌فرماید مهم ترین هنر پیغمبر این بود کینه‌ها را از بین برد دفن کردند زیر خاک کردند پیغمبر گفت شما همه برادر هستید دوست هستید رفیق هستید همه شنیده ایم اوس و خزرج ده‌ها سال بلکه بیش از صد سال دویست سال با هم دعوا داشتند پیغمبر آمد دعوا‌ها و کینه‌ها را از بین برد فتنه‌ها را خاموش کرد برادری ایجاد کرد الآن ما جامعه‌ی اسلامی هستیم کمی نگران هستم از شرایطی که امروز در جامعه داریم هر کسی یک سبکی دارد در صحبت من سبکم این است من بگویم همه چیز خوب است گل و بلبل هیچ چیز نگو نه واقعیت جامعه این نیست پیغمبر آمده کینه‌ها را از بین ببرد امروز در جامعه‌ی ما چقدر دعوا کینه و نفرت ایجاد می‌کنیم؟ خدا شاهد است از سر نگرانی شدید عرض می‌کنم دو ماه دیگر دو انتخابات داریم واقعا آدم غصه می‌خورد به جای این که انتخابات نتیجه اش از الآن تا آخرش نشانه‌ی همدلی صمیمیت و صفا و قدرت یک ملت باشد نشاط یک جامعه باشد از الآن خمپاره‌ها توپ خانه‌ها شروع شده جناح‌های مختلف همیشه از درجات پایین شروع شده این مرتبه از سطوح عالی شروع شده همه‌ی مردم را ما درگیر می‌کنیم می‌خواهیم نتیجه اش مهربانی قدرت صفا صمیمت عزت ما باشد این کینه‌ها چه آثاری دارد؟ دیشب شب یلدا بوده بلند ترین شب سال نشستیم بسم الله چه گفتیم در این شب‌ها تو را به خدا مواظب باشیم دیشب با امشب یک دقیقه بلند تر بوده تفاوت دیشب با امشب یک دقیقه است من می‌خواهم تقاضا بکنم اگر پیغمبر آمد کینه‌ها را از بین ببرد ما کینه زیاد نکنیم از عامه‌ی مردم می‌خواهم آن‌هایی که باید گوش بکنند به حرف ما گوش نمی‌کنند الآن حمله‌ها شروع شده ولی من و شما عزیز برادر مسلمان خواهر مسلمان من و شما دیگر چرا دینمان را به خاطر دیگری از دست بدهیم؟ بدگویی این بدگویی آن غیبت این آقا غیبت آن آقا همان طور نقل می‌کنیم فلان روزنامه گفته روزنامه حجت است؟ فلان رسانه گفته رسانه حجت است؟ همین کافی است که بگوییم فلانی چیزی گفت؟ حداقل دین خودمان را این را عرض کردم مشکل ما کمبود باورهای دینی است اگر من این قرآن را قبول داشتم باور داشتم خیلی از زندگی من بسیار متحول بود ما داریم دینمان را برای دنیای دیگری می‌فروشیم او می‌خواهد برود مجلس او می‌خواهد برود به کرسی ان شاء الله که برای خدا باشد چقدر هزینه هر چه هست ما دینمان را برای دیگری نفروشیم باور کنید این باور‌ها تضعیف شده من اگر باور می‌کردم پیغمبر فرمود شما غیبت کسی را بکنید تمام حسناتت منتقل می‌شود غیبت می‌کردم؟ نمی‌کردم واقعا دیشب که نشستیم البته من تقریبا دوازده گذشته بود از کتابخانه بیرونم کردند آمدم منزل تازه آمدیم خانه امشب و دیشب یک دقیقه فرق دارد در این جلسات که می‌نشینیم دو ماه و دو ماه و نیم دیگر داریم دیگران آتش به پا می‌کنند شما آتش بیار این معرکه نباشید شما دینتان را برای دنیای دیگری نفروشید خداوند به وسیله‌ی پیغمبر کینه‌ها را از بین برد همه را برادر کرد جامعه‌ی پیغمبر است جامعه‌ی رحمت است البته وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً عده‌ای هم از هم جدا شدند آن‌هایی که هم پیمان بودند برای نبرد با اسلام شکست خوردند ابوسفیان‌ها ابوجهل‌ها بودند بعضی‌هایی که خیلی اشراف زمان جاهلیت بودند خیلی برو بیا داشتند این‌ها با آمدند پیغمبر ذلیل شدند ابوجهل و ابوسفیان دیگر در دوران پیغمبر معنا نداشت عزت داشته باشد زمین خورده‌ها به اصطلاح امام رضوان الله علیه پا برهنه‌ها عزیز شدند سلمان فارسی بلال عزیز شد صهیب عزیز شد یکی را از روم آورد یکی را از حبشه یکی را از ایران به تعبیر یکی از اساتید پیغمبر آمد هر کسی را از یک جا آورد صهیب رومی بلال حبشی سلمان فارسی این‌ها همه آمدند زیر یک خیمه شدند مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ (بحار الانوار، ج 10، ص 121) اما ابولهب عموی پیغمبر شد «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» (مسد/ 1) عده‌ای عزیز شدند این‌هایی که غریبه‌های خوب و پاک بودند آمدند زیر خیمه‌ی اسلام یک عده‌ای هم مثل ابوسفیان‌ها ابوجهل‌ها خارهای سر راه ذلیل شدند این یک فراز کوتاه است در یک نگاه اگر بخواهیم بگوییم حضرت علی پیغمبر را مظهر وحدت مظهر محبت مظهر برادری زدن کینه‌ها از بین بردن کینه‌ها دشمنی‌ها کدورت‌ها معرفی کرده هم در مسائل سیاسی هم در مسائل خودمان دیشب بعضی‌ها حاضر نشدند گفت خانم برویم خانه‌ی برادرمان گفت نه حرفش را نزن یلدا و غیر یلدا ندارد من با خواهرت با برادرت قهر هستم تمام شد با مادر شوهر با مادر زن اختلاف داریم تمام یعنی حتی این شب‌ها که عید در عید است شما کجا دیگر می‌خواهید پیدا بکنید میلاد پیغمبر امام صادق باشد آغاز امامت امام زمان باشد سالروز ازدواج حضرت خدیجه‌ی کبری و پیغمبر بوده ایرانی اش باشد دینی اش باشد من هنوز کینه از برادر خواهرم از عموی خودم بستگان شوهرم دارم این هنوز حاضر نباشد خانم از بستگان شوهرش آقا از بستگان خانمش بگذرد دیشب آمدند خط و خطوط کشیدند باور می‌کنید هیچ جا نرفتند؟ آقا گفته برویم آن جا گفته نمی‌روم خانم گفته برویم آن جا گفته نمی‌روم گفتند پس هیچ جا نمی‌رویم بنشینیم در خانه خودمان را زمین گیر می‌کنیم اگر قبول داریم پیغمبر آمده کینه‌ها را از بین ببرد هم در سطح جامعه هم در سطح زندگی فردی ما هم یک قدم برداریم و الا از این 17 ربیع‌ها این قدر می‌آید می‌رود یکی از کارشناسان درد دل می‌کرد می‌گفت بعضی‌ها از کجا می‌فهمند هفده ربیع شده؟ الان هفته‌ی دیگر ولادت است از این که رسانه لورل هاردی پخش می‌کند می‌فهمند امشب شب مولود است هفده ربیع به یک فیلم جشن نیست هنر هفده ربیع این است کینه از بین ببریم اگر من حاضر شدم پا روی هوای نفسم بگذارم دیشب و امشب یک دقیقه فرق داشته دیشب نکردی امشب این کار را بکن امشب بگوییم چون پیغمبر را حضرت علی معرفی کرد کینه‌ها را کنار گذاشت ما هم کینه‌ها را بگذاریم دیشب نرفتیم امشب برویم هر کجا دیشب نرفتید دعوا بود امشب به احترام پیغمبر به احترام حضرت علی به احترام سالروز ازدواج حضرت خدیجه و پیغمبر و به احترام آغاز امامت حضرت ولی عصر این‌ها را انجام بدهیم
شریعتی: خیلی خوب مشرف می‌شویم محضر قرآن کریم صفحه‌ی 71 را امروز تلاوت می‌کنیم آیات 158 تا 165 سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّـهِ تُحْشَرُونَ ﴿١٥٨﴾ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّـهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ﴿١٥٩﴾ إِن يَنصُرْكُمُ اللَّـهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١٦٠﴾ وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿١٦١﴾ أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّـهِ كَمَن بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّـهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿١٦٢﴾ هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّـهِ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿١٦٣﴾ لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١٦٤﴾ أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ إِنَّ اللَّـهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٦٥﴾
ترجمه:
و اگر بمیرید یا شهید شوید، به سوی خدا محشور خواهید شد. (۱۵۸) [ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می‌شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد. (۱۵۹) اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند. (۱۶۰) هیچ پیامبری را نَسِزد که [در اموال، غنایم، سایر امور به امت خود] خیانت ورزد و هر که خیانت کند، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید؛ سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل می‌دهند، و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند. (۱۶۱) پس آیا کسی که [با طاعت و عبادت] از خشنودی خدا پیروی کرده، همانند کسی است که [بر اثر گناه] به خشمی از سوی خدا سزاوار شده؟ و جایگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است. (۱۶۲) همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلت‌هایی [متفاوت] است، و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست. (۱۶۳) یقیناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان می‌کند، و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، و به راستی که آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. (۱۶۴) آیا زمانی که [در جنگ احد] آسیبی به شما رسید که بی تردید دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] رساندید، [از روی بی صبری، جزع، ناراحتی و اضطراب] می‌گویید: این آسیب چگونه و از کجاست؟ بگو: از ناحیه خود شماست [که بر اثر سستی در جنگ، نافرمانی از پیامبر، نزاع و اختلاف، به شما رسید]. یقیناً خدا بر هر کاری تواناست. (۱۶۵)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شریعتی: اشاره‌ی قرآنی را بفرمایید
حاج آقا حسینی: دو آیه در این صفحه در مورد پیغمبر است «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّـهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» این رحمت الهی بود که تو با مردم مهربان بودی پیغمبر ما و اگر پیغمبر آدم تند خویی بود مردم پراکنده می‌شدند بگذر تو برای این‌ها طلب آمرزش بکن یکی هم آیه‌ی بعدی «لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» خدا منت گذاشته که پیغمبری را از خودشان بفرستد. ما گفتیم حضرت علی پیغمبر را چه معرفی کرده؟ شخصیتی که کینه‌ها را پیغمبر آمد کنار بزند بیاییم در آستانه‌ی ولادت پیغمبر ما هم کینه‌ها را کنار بگذاریم مگر نمی‌خواهیم حق مردم را بدیم دین ما ادا شود آن حلاوت و شیرینی و لذتی که انسان وقتی حقی را می‌دهد سبک می‌شود آن قدر این حلاوت زیاد و بالا است با هیچ چیز قابل مقایسه نیست اگر با کسی اختلاف داریم برویم سری بزنیم شیرینی اش در زندگی ما یقین داشته باشیم اثر دارد یکی هم رد مظالم است یعنی چه؟ شما به کسی بدهکار هستید ولی آن آقا را نمی‌شناسید وارث هایش را نمی‌شناسید هیچ اثری از او نیست سی سال پیش از کسی پولی گرفتی یادت رفته بدهی مدرسه بودی بچه بودی مداد پاک کنی از کسی برداشتی نمی‌شناسی از کسی جنسی خریدی پول کم دادی یا به کسی جنسی فروختی پول کم دادی همه ما گرفتار هستیم اگر ریز شویم در رد مظالم تقریبا همه گرفتار هستیم در نوجوانی جوانی به کسی زدیم در مدرسه کسی را زدیم نمی‌شناسیم اگر بشناسیم باید به خودش اگر وارث دارد به وارثش بدهیم اما هیچ شناختی نداریم نشانی از او نیست حالا می‌خواهیم دین ادا شود احتیاطش هم خوب است شاید بعضی‌ها بگویند ما یقین نداریم من می‌گویم اجمالا همه‌ی ما گرفتار رد مظالم هستیم الآن فرصت ماه ربیع است این طرح همیشه در ماه ربیع بوده ما یک بار دیگر از مراجع بزرگوار تقلید اجازه گرفتیم برای این که بینندگان نخواهند تک تک زنگ بزنند اجازه بگیرند امروز دهم است بیست روز وقت دارند تا آخر ماه ربیع ما تا مبلغ صد هزار تومان اجازه گرفتیم بیشتر از این را حتما باید اجازه بگیرند این صد هزار تومان نه به این معنا که اگر من یک میلیون بدهی هم داشتم با این پاک می‌شود به اندازه‌ی صد هزار تومان تا صد هزار تومان هر کسی می‌خواهد رد مظالم بدهد یعنی فکر می‌کند به کسی بدهکار بوده آن آقا را نمی‌شناسد اثری خبری نیست این را می‌تواند به فقیر بدهد دیگر نمی‌خواهد زنگ بزند دفتر این مرجع آن مرجع تک تک اجازه بگیرد ما اجازه را برای هم گرفتیم به هر فقیری که می‌شناسد ارحام خویشاوندان بهتر است البته در بین خویشاوندان پدر مادر نباشد اولادش نباشد چون گفتیم این‌ها واجب النفقه‌ی ما هستند اولاد و پدر مادر مادر همسر را باید از جای دیگر بدهیم ولی نه اگر غیر از پدر مادر اولاد برادر خواهری دختر عمویی دارد این‌ها مقدم هستند از مراجعی که ما اجازه گرفتیم نام می‌برم از مقام معظم رهبری آیت الله عظمی مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، سیستانی، شبیری زنجانی اجازه گرفتیم به فقیر باید بدهیم قبلا هم گفتیم تا می‌گویی فقیر می‌گوید من به فلانی یک روز کمک کردم دیدم یک کیلو گوشت خریده فقیر نباید یک کیلو گوشت بخرد؟ فقیر حتما کسی است که رو به قبله خوابیده باشد؟ فقیر هم فقیر است فقیر یعنی کسی که در آمدش کامل نیست دخلش با خرجش نمی‌خواند خرج سالش را ندارد این قدر سخت نگیریم فقیر معنایش این نیست که نباید یک کیلو گوشت به خانه اش ببرد دستش تنگ است دخل و خرجش نمی‌خواند این که می‌گویند زیر خط فقر درصدش خیلی بالاست البته باید به فقیر داد به مسجد نه به مدرسه سازی و این‌ها نه فقط باید به فقیر داد سید باشد فرق ندارد فقیر غیر سید اشکالی ندارد وقتی هم گفتیم اگر کسی زندانی است ولی فقیر است می‌شود کمک کرد تقاضا می‌کنیم از آقایان مخصوصا یک پولی هم یا در اختیار همسرانشان بگذارند که آن‌ها خودشان رد مظالم بدهند یا آقایان بزرگواری بکنند صد هزار تومان برای خودشان بدهند صد هزار تومان به نیت همسرانشان بدهند همان طور که ما نگران هستیم آن هم چنین نگرانی را دارند بدهی ممکن است داشته باشند و حرف آخر این که ما می‌توانیم هر صدقه‌ای که می‌دهیم به نیت رد مظالم بدهیم همین صدقات روزانه مان شما هر روز صدقه نمی‌دهید پانصد تومان هزار تومان پنج هزار تومان همین‌ها را اگر به نیت رد مظالم بدهد اگر واقعا رد مظالمی بدهکار باشد خود به خود جای رد مظالم حساب می‌شود اگر رد مظالم بدهکار نباشد صدقات روزانه است این صدقات روزانه دیگر اجازه نمی‌خواهد ما اجازه اش را در این محدوده مشکلی نداریم.
شریعتی: خیلی ممنون التماس دعا خدانگهدار