main logo of samtekhoda

گرفتار حسادت شدم !‎

سلام خواهش میکنم من رو کمکم کنید باور کنید خیلی عذاب میکشم من قبل ازازدواج و حتی اوایل ازدواجم اصلا  نمیفهمیدم حسادت یعنی چه ؟ولی متاسفانه اخیرا به اطرافیانم حسادت میکنم البته که نميدونم بگم خوشبختانه یا بدبختانه اطرافیانم اکثرا وضع مالی خوبی دارن و من با وجود سه بچه وضعیت مالی زیاد خوبی ندارم و خانواده ام کمکم میکنن و بچه های خواهرم که هم سن بچه های من هستند تو رفاه و بچه های من همیشه فقط خریده های اونا رو نگاه میکنن و البته اونا هم رعایت نمیکنن و درک نمیکنن که من چه عذابی میکشم وقتی نمیتوانم برای بچه هام تهیه کنم و باعث حسادت من میشه و عذاب میبرم باید چه کار کنم؟


نظرات 

 
+2 #17 ۱۳۹۵-۰۶-۳۰ ۱۹:۵۳
سلام
شبیه این دست حالت ها که بهتره بگیم ناشکری از وضع خودمونه تا حسادت به دیگران را تجربه کردم.
راه حلش هم نگاه کردن به کسایی هست که نسبت به ما کمتر برخوردارن
مثلا گاهی فکر می کردم بچه های من که دوقلو پسرن چرا این قدر شلوغن زندگی رو برام خیلی سخت کردن اما رفقیم که 4 تا دختر داره راحت زندگیشو می کنه! اخه خدا چرا اینقدر تفاوت. رفیق دیگه رو صاحب خونه بخاطر بدهی از خونه انداخت بیرون. همون جا گفتم خدایا شکرت
دوباره شیطان نفسم رو روسوه کرد همون بنده خدا باباش مرد بیمارستان جسدشو بخاطر بدهی بهش نمیداد. باز گفتم خدا خیلی بهمون حال می دی ببخش خیلی ناشکریم
و ...
اخرین اتفاقی هم که براش افتاد این که تو گیرو دار رهن خونه جور نشدنش دختر بچه 4 سالش یه نوع سرطان خوش خیم گرفت. دردی که تمام دردای امثال من با درد بی پولیی ها خودش کنار او هیچه !
خلاصه برادر جان داده های خدا را ببین که وظیفه شکر را می یاره و وقتی نمی ده صبر و صد البته در کنارش شکر که اونم از حکمتش بوده.
نقل قول
 
 
0 #16 ۱۳۹۵-۰۴-۱۱ ۰۹:۳۵
کتاب "از حال بد به حال خوب" را بخوانید و تمرین‌هایش را با دقت انجام دهید.
نقل قول
 
 
-1 #15 ۱۳۹۵-۰۴-۰۵ ۲۳:۳۵
با سلام
حسادت شما ریشه در نیازهای مادی و دنیوی داره و برای این موضوع باید به این نکته توجه کنید که آیا نسبت به درجات معنوی آدم ها هم احساس حسادت می کنید که چرا فلاتی حال خوبی داره و من ندارم؟...پیامبر خدا و اولیا خدا حاضر نشدند برای ثانیه ای نشستن و برخواستن با فقرا را با متمکن ها عوض کنند و وقتی اشراف مکه به پیامبر گفتند این فقرا و یک لاقبا ها را از خودت دور کن تا ما به تو ایمان بیاوریم و تو را بپذیریم...پیامبر سرباز زده و قبول نکرد...ثروت و مال دنیا را خداوند به هرکسی ارده کند خواهد داد و از هرکسی هم که داراست اراده کند خواهد گرفت...تمام این ظواهر امتحان الهی است برای اینکه استعداد های انسان شکوفا بشه ..و عرفا و سالک ها فقر را درجه ای از رسیدن به کمال می دانند و در فقر خداوند کراماتی رو به انسان عنایت می کنه که در هیچ شرایطی شاید انسان نتواند با آن دسترسی داشته باشد و خیلی از سالکین مقرب از خدا مقام فقر مسئلت می کردند تا پی به عجز و ناتوانی خودشان در پیشگاه خدا و فهمیدن حال انسان های نیاز مند ببرند و زندگی اولیا و انبیا خدا و کناره گیری از مال دنیا موید همین موضوع هست...
اگر به این موضوع شما همیشه دقت نظر داشته باشید که تمام متمکن های دنیا هم هر چه دارند از اراده و خواست خداست و هیچ کدامشان از خودشان چیزی ندارند و اگر مشیت خدا اقتضا کند به شما هم خواهد بخشید دچار حسادت نمی شوید...در زندگی سعی و تلاش داشته باشید و از خدا بهترین ها را بخواهید و راضی به رضای او باشید تا همیشه زندگی شادی را تجربه کنید چه دارا باشید و چه ندار
نقل قول
 
 
0 #14 ۱۳۹۵-۰۳-۲۳ ۱۶:۵۴
سلام
منم مثل شما درگیر بودم یه ماهی میشه ولی پیش خودم فکر کردم حسادت کردن یا چیزاهای از این قبیل فقط فقط ذهنمو درگیر میکنه و تو رفتارم تاثیر زیادی داره وقتی سر سجاده بودم همه نداشته هامو به خود خود خدا سپردم ازس خواستم کمکم کنه و مطءنم کمکم میکنه
نقل قول
 
 
-1 #13 ۱۳۹۵-۰۳-۱۹ ۱۹:۵۱
اگه خراب کنید تلاشی که قبل از این امتحان کردید(حسادت نورزیدن در ابتدای ازدواج)از دست میره و شما باید دوباره شروع کنید به تلاش کردن برای مدت طولانی تا بعد از مدت طولانی خدا دوباره ازتون امتحان بگیره.به حرف هام شک داری؟پس ادامشو بخون.امام حسین(ع) آدم خوبی بود یا نه؟پیش خدا عزیز بود یا نه؟فکر می کنی چطور ممکنه با توجه به عدل خداوند برای امام حسین بزرگوار و عزیز آن حادثه تلخ کربلا پیش بیاد؟دلیلش واضحه.خدا می خواست امام حسین(ع) رو امتحان کنه با اون بلای سخت تا ببینه امام حسین پس از مدت ها کسب ثواب موفق میشه اون امتحان سخت رو قبول بشه یا نه.چون امتحان سخت است.حالا هرچی می خوای پیش خدا عزیز تر بشی باید امتحان سخت تری رو قبول بشی.مثل امتحان دادن یک دانشجوی دکترا و امتحان دادن یک بچه اول دبستانی.اون دانشجوی دکترا باید امتحان سخت تری رو قبول بشه تا مراتب بالای علمی رو طی کرده باشه.طبیعیه اون دانشجوی دکترا هم یه زمانی اول دبستانی بوده و حالا به اینجا رسیده.ببین امتحانت چقدر سخته و تو در چه مرحله ای از رسیدن به خدا قرار داری؟خودت رو با قبول شدن در امتحانات زندگی به خدا نزدیک تر کن.این متن رو در کامپیوترت کپی کن و از من به یادگار داشته باش و روزی یک بار بخونش. و در آخر فراموش نکن که
در هر مکان و زمان و وضعیتی که باشی،خداوند منتظر است که تو در امتحانت موفق شوی و به سوی خدا بروی که برایت آغوش باز کرده.
ارادتمند شما،مهدی حاج ابوالقاسمی
نقل قول
 
 
-1 #12 ۱۳۹۵-۰۳-۱۹ ۱۹:۵۱
ببینید فرض کنید یک دانش آموز کلاس چهارم دبستانی که در وسط سال تحصیلی بسیار تلاش کرده و درس خوانده،حالا آخر سال شده و می خواهد به مراتب بالاتری از علم و دانش برسد.اما چگونه؟باید در امتحانات آخر سال شرکت کند و پس از قبولی به کلاس پنجم دبستان برود.آیا به نظر شما او می تواند بدون شرکت در امتحانات خرداد به کلاس پنجم برود؟فرض کنید در امتحانات شهریور هم شرکت نکرده است.خوب معلومه که نمیتونه.باید دوباره منتظر بشه تا سال بعد تا دوباره از او امتحان بگیرند.یعنی چی؟یعنی باید یک سال صبر کنه.حتی اگر وسط سال تحصیلی بیشترین تلاشش را هم کرده باشد با خراب کردن امتحانات نمی تواند به مراتب بالاتری از علم و دانش برسد.شما جناب محترم.معلومه کار بزرگی در زندگیتون انجام داده اید و به نظر من همون حسادت نکردن در اوایل ازدواجتونه.شاید هم کار بزرگ تری باشه و من بلد نباشم.حالا دیگه وقت امتحان شده.با صبر کردن و نماز خواندن(چیزهایی که خداوند برای یاری خواستن در هر کاری به انها سفارش کرده ) به آسونی می تونید از پس این امتحان بسیار سخت بر آیید و پیش خداوند عزیز بشید.حواستون باشه این امتحان بزرگ رو خراب نکنیدا.ادامه دارد
نقل قول
 
 
0 #11 ۱۳۹۵-۰۳-۱۹ ۱۹:۵۰
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ
سلام علیکم.
بنده نمیدونم شما اقا هستید یا خانم اما هر کجا که هستید امیدوارم در درجه ی اول خدا کمکتان کند.
اما توصیه های خود بنده.ببینید ابتدا یک بار برگردید و این شعری که در بالا ذکر کردم رو با دقت بخونید و خوب تحلیل و بررسی اش کنید.این شعری که ذکر شد متعلق به حضرت مولاناست.همه ی اهل دنیا چه ثروتمند چه فقیر،چه سرباز چه امیر،چه سالم چه مریض همه در نهایت رفتنی اند به یک سفری طولانی طوری که باید تمام متاع و کالای مادی خود را در دنیا جا بگذارند حتی...............................بدنشان!!!
که بدن منزلگاه روح است و خانه ی دنیوی منزلگاه بدن.یعنی حتی با ارزش ترین متاعشان که خانه روحشان است(بدنشان)را هم باید بگذارند و رهسپار سفری طولانی شوند.حتی ذره ای از عالم دنیا با ما همسفر نخواهد بود.این را بدان جناب محترم که دنیا آسایشگاه نیست بلکه آزمایشگاه است.مگر منظورت این نیست که وقتی بچه های خواهرت را با بچه های خودت مقایسه می کنی حسودیت می شود؟شما باید با این حسادت مقابله کنید.آیا می دانید چرا؟چون این حسادتی که اخیرا دچار شما شده شک نکنید،شک نکنید و شک نکنید که خواست خداوند بوده است.آیا می دانید چرا؟چون حتما یک کار خیری انجام داده ای که خداوند را بسیار خشنود کرده ای.حالا وقت آن رسیده که شما به مراتب بالاتری از کمالات صعود کنید و به خداوند نزدیک و نزدیک تر شوید تا در نهایت به نعمت های بی پایان خداوند برسید.اما چگونه شما می توانید به آن مراتب برسید پس از انجام کار خیر؟مثال عرض می کنم
تا بهتر متوجه شوید.ببینید فرض کنید یک دانش آموز کلاس چهارم دبستانی که در وسط سال تحصیلی بسیار تلاش کرده و درس خوانده،حالا آخر سال شده و می خواهد به مراتب بالاتری از علم و دانش برسد.اما چگونه؟باید در امتحانات آخر سال شرکت کند و پس از قبولی به کلاس پنجم دبستان برود.آیا به نظر شما او می تواند بدون شرکت در امتحانات خرداد به کلاس پنجم برود؟فرض کنید در امتحانات شهریور هم شرکت نکرده است.خوب معلومه که نمیتونه.باید دوباره منتظر بشه تا سال بعد تا دوباره از او امتحان بگیرند.یعنی چی؟یعنی باید یک سال صبر کنه.حتی اگر وسط سال تحصیلی بیشترین تلاشش را هم کرده باشد با خراب کردن امتحانات نمی تواند به مراتب بالاتری از علم و دانش برسد.شما جناب محترم.معلومه کار بزرگی در زندگیتون انجام داده اید و به نظر من همون حسادت نکردن در اوایل ازدواجتونه.شاید هم کار بزرگ تری باشه و من بلد نباشم.حالا دیگه وقت امتحان شده.با صبر کردن و نماز خواندن(چیزهایی که خداوند برای یاری خواستن در هر کاری به انها سفارش کرده ) به آسونی می تونید از پس این امتحان بسیار سخت بر آیید و پیش خداوند عزیز بشید.حواستون باشه این امتحان بزرگ رو خراب نکنیدا
اگه خراب کنید تلاشی که قبل از این امتحان کردید(حسادت نورزیدن در ابتدای ازدواج)از دست میره و شما باید دوباره شروع کنید به تلاش کردن برای مدت طولانی تا بعد از مدت طولانی خدا دوباره ازتون امتحان بگیره.به حرف هام شک داری؟پس ادامشو بخون.امام حسین(ع) آدم خوبی بود یا نه؟پیش خدا عزیز بود یا نه؟فکر می کنی چطور ممکنه با توجه به عدل خداوند برای امام حسین بزرگوار و عزیز آن حادثه تلخ کربلا پیش بیاد؟دلیلش واضحه.خدا می خواست امام حسین(ع) رو امتحان کنه با اون بلای سخت تا ببینه امام حسین پس از مدت ها کسب ثواب موفق میشه اون امتحان سخت رو قبول بشه یا نه.چون امتحان سخت است.حالا هرچی می خوای پیش خدا عزیز تر بشی باید امتحان سخت تری رو قبول بشی.مثل امتحان دادن یک دانشجوی دکترا و امتحان دادن یک بچه اول دبستانی.اون دانشجوی دکترا باید امتحان سخت تری رو قبول بشه تا مراتب بالای علمی رو طی کرده باشه.طبیعیه اون دانشجوی دکترا هم یه زمانی اول دبستانی بوده و حالا به اینجا رسیده.ببین امتحانت چقدر سخته و تو در چه مرحله ای از رسیدن به خدا قرار داری؟خودت رو با قبول شدن در امتحانات زندگی به خدا نزدیک تر کن.این متن رو در کامپیوترت کپی کن و از من به یادگار داشته باش و روزی یک بار بخونش. و در آخر فراموش نکن که
در هر مکان و زمان و وضعیتی که باشی،خداوند منتظر است که تو در امتحانت موفق شوی و به سوی خدا بروی که برایت آغوش باز کرده.
نقل قول
 
 
+1 #10 ۱۳۹۵-۰۳-۱۷ ۰۹:۱۴
سلام
حسادت تا با زبان و اعضای بدن آشکار نشود ضرری برای شما ندارد و من فکر کنم شما غبطه میخورید نه اینکه حسادت کنید.اگر شما دوست دارید فامیلهای شما تمام مال و اموالشان را از دست بدهند شما حسودید و اگر دوست دارید شما هم مثل آنها داشته باشید و یا حتی بهترش را شما در حال غبطه خوردنید نه حسادت که خیلی هم خوب است و برای داشتنش دعا کید و قطعا خداوند ارحم الراحمین است.
نقل قول
 
 
+1 #9 ۱۳۹۵-۰۳-۱۶ ۱۵:۴۵
اين نيز بگذرد...
بي خيال
خدا بزرگه
صبور باش
با بچه ها بگو بخند بازي کن باهاشون خيلي صميمي باش رفيق باش الکي خوش باش گاهي وقتا خل بازي درآر (من درد کشيدم ميفهمم دارم چي ميگم گوش کن از اين آدم هاي شکم سير چيزي جز آروغ روشن فکري و حرفاي بالا منبري نصيبت نميشه فقط خدا خدا خدا) براشون از دنياي بي وفا و آدم هاي پست و بي شرفش بگو تا به هيچي دل نبندن جز خدا و پدر و مادر
نقل قول
 
 
0 #8 ۱۳۹۵-۰۳-۱۳ ۱۴:۰۹
حسادت خانمان سوزه، صدای پای شیطان خیلی واضح است.
نقل قول
 
 
-1 #7 ۱۳۹۵-۰۳-۱۱ ۰۷:۰۵
با سلام..
من در زندگی مجردی سختی بسیار کشیدم.پدرم درامد روزانه 300هزارتومن داشت و من سالی یک مانتو میخریدم و تا ان کهنه نمیشد دیگه مانتویی درکار نبود تازه بعداز کهنگی باید روزها دعوا میکردم و تحقیر میشدم و گاهی کتک میخوردم تا دوباره ارزانترین مانتو رو بخرم.صبر کردم و از خدا کمک خواستم.
الان سه سال هست که ازدواج کردم همسرم درامد خوبی دارد اما قصد و قرض اجازه هر خرجی را از ما گرفته...باز هم سالی یک مانتو را به سختی میخرم اما خیلی راضیم .همه دوستانم وضع خوبی دارند اما اصلا برایم مهم نیست چون خودم را خوشبخت میدانم...
مهم نیست ما چقدر داریم مهم این است که چقدر از داشته هایمان لذت میبریم
نقل قول
 
 
0 #6 ۱۳۹۵-۰۳-۰۹ ۰۹:۲۴
اگه آسمون آبی و فضای باز در دسترس هست به آسمون زیاد نگاه کن
نقل قول
 
 
0 #5 ۱۳۹۵-۰۳-۰۹ ۰۳:۵۱
دنیا شبیه آسمونه
آسمون میچرخه و روی نظم حرکت میکنه و پیش میره هیچ اتفاقی در اون بی دلیل نیست و مهم تر از همه اینکه اذن و اراده ی خداوند پشت این چرخش هست
فقط یه تفاوت بزرگ داره و اونم اینه که ما آدما نظم آسمونو میفهمیم ولی نظم دنیا رو نه ولی تنها حقیقت روشن واسمون اینه که نظم داره ولی ما متوجه نمیشیم مثل یه دنباله ی عددی خیلی سخت که در نگاه اول به نظر بی قاعده میاد
البته این حکمت خداست که نظم وقایع دنیا رو نفمیم چون آزمایشه یه نوع محک زدنه نه واسه اینکه خدا بفهمه بلکه واسه اینکه خودمون بفهمیم کجاییم و در چه سطحی هستیم و چقدر به کمالی که هدف آفرینشمونه رسیدیم.اینم نعمته چون اگه نبود یا مغرور میشدیم یا کاملا ناامید از خودمون و حتی با تفکر و تحلیل هم سرگردون بودیم و این امکان رستگاری به شدت کاهش میداد.
امام علی میگن که چیزی رو در دنیا نمیبینی جز اینکه پند و حکمتی در اون نهفته باشه
اینکه این حقیقت رو پیدا کنی که همه چیز به اذن و اراده ی خداست و جز از روی حکمت نیست و رسیدن به این واقعیت که آزمایش نعمته و فرصته تمام چیزیه که برای رهایی از حسادت یا ناامیدی و یا هر حس دروغ نادرستی لازمه.
ان شاءالله خداوند به همه ی ما حکت و معرفت و عمل عطا کنه.
نقل قول
 
 
+2 #4 ۱۳۹۵-۰۳-۰۵ ۱۱:۳۳
سلام خواهر گلم
همه انسان ها کامل نیستن و تو شرایط مختلف امتحان خواهند شد، شاکر باشین که خدا دارایی های بزرگی بهتون داده، خداحافظ وجود گل فرزندانتون باشه. ان شاء الله خدا به زندگیتون برکت بده. از این حستون تاثیر خوب بگیرین، همیشه ادم تو محدودیت ها بهتر به کمال میرسه، تو تربیت فرزندانتون کوتاهی نکنین به بهونه وضع مالی. متاسفانه نگرش اطرافیان اذیت میکنه، در دنیایی که چشم و هم چشمی زیاد شده. شخصیت فرزندانتون انقدرقوی بسازین تا اعتماد بنفس رو در لباسی که بر تن دارند ندونند.
دلخوشی هاتونو خودتون بسازین با داشته هاتون شاکر باشین.
نقل قول
 
 
0 #3 ۱۳۹۵-۰۳-۰۲ ۱۸:۰۲
سلام
کتاب معراج السعاده بخش علاج بیماری حسادت رومطالعه کنید.
نقل قول
 
 
+3 #2 ۱۳۹۵-۰۲-۳۱ ۰۸:۲۹
دوست عزیزم ، سلام
شما سمت خدایی هستید ، پس جزء افرادی هستید که دوستشان دارم و برایشان دعا میکنم.
شنیدن رنج دیگران ،باعث ناراحتی ام میشود. شاید چون خودم هم چند سالی درگیر موضوعی بودم و رنج بسیار کشیدم! برای همین هر کسی که اینچنین گرفتار فشار روحی باشد خوب درک میکنم.
خواهر عزیزم میدانم موقعیت سختی دارید، مادر هستید و حاضرید برای رفاه و آسایش فرزندانتان هر کاری انجام دهید. ولی چه میشود کرد! گاهی باید با شرایط کنار آمد. تنها راهی که به فکرم میرسد تا به شما پیشنهاد دهم این است که بسیار درباره همین موضوع فکر کنید، به ریشه بروز آن ، به تبعاتش ، به راه حل ها
در این مدتی که به قول خودتان گرفتار حسادت شده اید، چقدر به روحیه و نشاط درونی تان آسیب رسیده است؟ چقدر نسبت به خواهر و فرزندانش کدورت خاطر پیدا کرده اید؟ حتی این حالات چقدر توان جسمی و روحیات را کاهش داده و از خوشی و بازی با بچه هایتان کاسته؟و خدای نکرده چقدر به روابط محبت آمیز شما و همسرتان خدشه وارد کرده؟
معولا دقت به عاقبت هر کاری و خسارت ها و آسیب هایی که ایجاد میکند باعث تصمیم گیری های بهتری در زندگی و نوع نگاه ما دارد.
وقتی همه این حسادت ها چاره ای از پیش نبرد و فایده ای نداشته باشد، چرا ادامه پیدا کند؟! دردی از شما را که درمان نمیکند ولی در عوض بسیاری از داشته های شما را میگیرد! آدم فکر که میکند به این میرسد که نمی ارزد که به این مقایسه کردن ها ادامه دهد! امیدوارم مفید بوده باشد
نقل قول
 
 
+1 #1 ۱۳۹۵-۰۲-۳۰ ۱۵:۱۳
سلام
ملاک های ارزش هاتون به نظر سطحی و ظاهری است
حسادت به مال و لباس فاخر مردم نشان از عزت نفس پایین است
برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به تعالیم اسلام و خواندن کتاب های دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای و سخنرانی های ایشان.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh