main logo of samtekhoda

94-07-22-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفیعی- امامت

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: امامت
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفیعی
تاريخ پخش: 22-07-94

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
با هم صدا کردند ماتم های عالم را *** وقتی جدا کردند همدم های عالم را
از ع‍ِطر یاسم بادهای باغ های دور *** از یاد می‌بردند مریم‌های عالم را
انگار یک جا بر سرم آوار می‌کردند *** تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را
تا صبح بر گلبرگ زردش گریه خواهم کرد *** شرمنده خواهم کرد شبنم‌های عالم را
من پشت پرچین بهشت کوچکم دیدم *** هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را
ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ *** می‌دیدم آغاز محرم های عالم را


شریعتی: السلام علیک یا اباعبدالله سلام می‌گویم به همه‌ی شما هم وطنان عزیز پیشاپیش حلول ماه محرم را تسلیت عرض می‌کنم. آقای دکتر رفیعی سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقا رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عرض تسلیت دارم به مناسبت حلول ماه محرم که اگر اجازه بفرمایید چند جمله‌ای هم در این رابطه قبل از ورود به بحث صحبتی داشته باشیم.
شریعتی: خیلی خوب دوستان نگران احوال شما بودند.
حاج آقا رفیعی: الحمدلله عارضه‌ی مختصری بود رفع شد.
شریعتی: خدا به شما سلامتی بدهد مقدمه تان را در مورد محرم می‌شنویم و بعد با سوالات دوستان خدمت شما خواهیم بود.
حاج آقا رفیعی: من عرضم را از یک نویسنده‌ی مسیحی شروع می‌کنیم در مورد امام حسین علیه السلام یکی از نویسندگان مسیحی آنتوان باراس کتابی نوشته در مورد امام حسین به نام الحسین فی الفکر المسیحی امام حسین در اندیشه‌ی مسیحیت ایشان اهل سوریه است مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی کیهان چند سال قبل داشت که چاپ شده از ایشان سوال کردند شما چرا در مورد امام حسین کتاب نوشتید امام حسین از منظر شما کیست و چه ویژگی ایشان شما را جذب کرد من گوشه‌ای از این مصاحبه را عرض می‌کنم ایشان گفت: تعریف من از امام حسین این چنین است او گوهر جاودانه‌ی همه‌ی ادیان است یعنی اختصاص به دین خاصی و مکتب خاصی ندارد او را به عنوان شهیدی معرفی نمودم که دارای جاه و جبروت فرعون و کسری نبود اما متواضع بود و برای حفظ دین و مسیر جدش حرکت خود را آغاز کرد بعد می‌گوید دو ویژگی حضرت حسین من را خیلی جذب کرد یکی روحیه‌ی انقلابی و شج اعت ایشان یکی هم تواضع و فروتنی ایشان آدمی که این قدر شجاع و قوی و استوار و با صلابت است در عین حال این قدر متواضع و فروتن است تقریبا دو صفت در مقابل هم است یعنی حضرت با آن ابهت این تواضع را دارد. دومین مورد را هم از یک نویسنده‌ی غیر شیعه که بعد به خاطر امام حسین شیعه شد ادریس مغربی که کتابی نوشته به نام قد شیعنی الحسین یعنی امام حسین من را شیعه کرد عرض می‌کنم وقت می‌گیرد عبارتش را بخوانم نقل به معنا می‌کنم ایشان در آن کتاب می‌گوید از من می‌پرسند چه باعث شد تو گرایش به این مذهب پیدا بکنی پاسخ من آن است که من میان کتاب‌های اهل سنت گشتم خودش جزء اهل سنت بود صحیح بخاری مسلم فضایل بی شماری از امام حسین دیدم که در این کتاب‌ها او را پیغمبر به زبان به بیان‌های گوناگونی ستوده الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة (امالی، ص 58) حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ (ارشاد، ج 2، ص 127) ثَمَرَة فُوَادِی پس اول پی بردم به مقام امام حسین از کتاب‌های خودمان بعد دیدم حالا افرادی این امام حسین را به شهادت رساندند که بعضی از آقایان سختشان است از آن‌ها مذمت بکنند کتاب نوشتند یزید امیرالمومنین چاپ شد دفاع می‌کنند خیلی از عملکرد معاویه از عملکرد بنی امیه نتوانستم این تضاد را حل کنم چطور کسی که این همه مورد محبت و تاکید پیغمبر است افرادی به اسم اسلام او را کشتند و ما امروز بعضی هایمان سختمان است که نقد کنیم قاتلین را این موجب شد که من بیایم برای دفاع از حریم امام حسین به این مکتب گرایش پیدا بکنم و سومین را از دکتر شحاطه بگویم شهید که در مصر کشتند چند سال پیش ایشان هم یک جمله‌ای دارد یک سخنرانی در ایران که آمد در مورد امام حسین کرد متنش را من دارم منتها فرصت نیست عرض کنم گفت که نه شرق را بگردید نه غرب را برای یافتن راس الحسین چون یک بحثی است که سر اباعبدالله کجا به خاک سپرده شده بعضی‌ها گفتند در نجف بعضی‌ها گفتند کربلا حتی در مصر ما راس الحسین داریم این جاها را نگردید ابی عبدالله مقبره و مدفن و جایگاهش در قلب ماست اتفاقا یکی از دوستان یک کتابی برای من آورد من خواندم کتاب خوبی هم بود به نام امام حسین از دیدگاه اهل سنت این نویسنده‌ی محترم در این کتاب به هیچ وجه از منابع تقریبا شیعه استفاده نکرده از منابع اهل سنت استفاده کرده یکی از افرادی که گروه‌هایی که مقتل نوشتند برای ابی عبدالله دانشمندان اهل سنت اند مقتل نوشتند مقتل خوارزمی که از علمای بزرگ اهل سنت دارد کتاب دارد به نام مقتل خوارزمی که به عنوان یکی از منابع مقتل محسوب می‌شود در این کتاب ایشان مواردی که عزاداری‌هایی که داشتند را جمع آورده کرده من چرا این موضوع را مطرح کردم دلیل طرحش این است که گاهی این روزها گاهی که نه تقریبا مرتب شبکه‌های ماهواره‌ای فضاهای مجازی می‌آیند شبهه ایجاد می‌کنند روی این قصه که برای چه این عزاداری برای چیست قبول امام حسین هم به شهادت رسید اتفاقا منبر امشب من مفصل روی این است در حرم ان شاء الله ولی یک تکه اش را این جا اشاره می‌کنم که خود من برایم سوال بود مثلا در صفین هم مالک اشتر عمار شهید شده اصحاب شهید شدند در احد حمزه سیدالشهدا ما جنگ‌های زیادی داشتیم که افراد بزرگی شهید شدند ولی تقریبا کسی یادش نیست یا تاکیدی نشده هر سال ما این قصه را تکرار بکنیم ولی عاشورا خیلی استثنائی است ببینید استثنائاتش در کجاست می‌گوید تربتش شفاست سجده بر تربت حجاب‌ها را از بین می‌برد دعا ویژه دعا تحت قوه اجابت دعا دارد چهار هزار فرشته شبانه روز آن جا دارند گریه می‌کنند و کسی که می‌آید استقبالش می‌کنند و این‌ها هستند تا زمانی که حضرت مهدی ظهور بکند تمام ائمه‌ی ما هم سفارش کردند خود امام رضا که امام حجت خداست وقتی می‌روند خدمتش می‌گوید برای هر موضوعی خواستید گریه بکنید برای حسین گریه بکنید به ابن شبیب فرمودند یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ (وسائل الشیعه، ج 13، ص 503) خود امام حسن مجتبی مسموم است دارد جان می‌دهد وضعیت کاملا گریه آوری دارد تا اباعبدالله اشک می‌ریزد می‌فرماید لَا یَومٌ کَیَومَکَ یَا اَبَا عَبدِلله (منقب، ج 4، ص 86) حسین جان روزی به سختی روز تو نیست خود حضرت علی با فرق شکافته در بستر افتاده همه دارند گریه می‌کنند اما تا اباعبدالله گریه می‌کند حسین جان تو گریه نکن گریه کن‌ها باید برای تو اشک بریزند حتی امام سجاد به این موضوع اشاره کرد فرمود ما در تاریخ اسلام روزهای سختی داشتیم بعد فرمود سه روز بر ما خیلی سخت گذشت یکی روز شهادت حضرت حمزه سخت بود بدن حضرت حمزه را مثله و قطعه قطعه کردند پیغمبر خیلی گریست فرمود دومین روز سخت برای ما روز موته بود جعفر بن ابی طالب شهید شد دو دستش از بدن قطع شد این دو شخصیت شخصیت‌هایی هستند که ائمه‌ی ما به این‌ها افتخار می‌کردند حضرت حمزه و حضرت جعفر حضرت علی علیه السلام بعد از قصه‌ی سقیفه فرمود وا جعفراه وا حمزتاه و لا حمزت لی الیوم حمزه جعفر کجاست این‌ها نیستند که من تنها ماندم امام سجاد بر فراز منبر شام فرمود جعفر از ماست حمزه از ماست خود امام حسین روز عاشورا فرمود آیا عموی من حمزه نیست آیا جعفر عموی من نیست پس این دو شخصیتی هستند که خود حضرت علی در نهج البلاغه نامه‌ی 28 به معاویه نوشته می‌گوید ما افتخاراتی داریم یک پیغمبر دو حسنین سه حمزه چهار جعفر نام می‌برد امام سجاد فرمود این دو روز بر ما سخت گذشت اما لَا یَومٌ کَیَومِ الحُسَین (امالی، ص 547) روزی به سختی روز امام حسین نبود که این روز سی هزار نفر حسین ما را محاصره کردند من سوال را می‌خواهم از دو جهت جواب بدهم چرا برای ابی عبدالله استثناء است ما اربعین برای کسی نداریم اربعین برای پیغمبر برای حضرت علی نمی‌گیریم تنها کسی که اربعین دارد امام حسین دارد شما در کدام مناسبت پیدا می‌کنید زیارت امام حسین نباشد در مبعث در غدیر قربان شب قدر عرفه زیارت امام حسین دارد جواب اول که کافی است برای ما حتی اگر این ویژگی‌ها را ندانیم این است که همان‌هایی که می‌گوییم باید از آن‌ها تجلیل کرد گفتند امام حسین اگر گروهی آمدند سراغ شما شام بگویید هر چقدر من را دوست دارید به فرزندم احترام کنید یعنی خود شما آدرس دادید تمام آن‌هایی که دوستشان داریم محبوب قلب ما هستند انبیا اولیا آدم زکریا ابراهیم خود رسول خدا تا امام عصر گفتند امام حسین پس این برای ما کافی است این باید برجسته شود ترک نشود زیارتش حتی تعبیر فریضه دارد واجب دارد که آقایان فتوا نمی‌دهند بر اساس آن ولی تاکید تا این حد است قصه دوم که قصه‌ی مهمی است این است که تشیع و شیعه که بر چهار اصل یا بر چهار رکن استوار است این چهار رکن خیلی در اسلام رویش تاکید شده این چهار رکن به هم وابسته هم است نمی‌شود از هم تفکیک کرد یکی از این‌ها برداشته شود مثل این که بلاتشبیه شما یک ستون ساختمان را بردارید رکن اول که اساس مبناست بعثت است ما در مورد مسلمان‌ها صحبت می‌کنیم چرا نمی‌گویم توحید چون بحث ما این است کسانی که موحد هستند این چهار تا را قبول دارند بعثت شروع دعوت پیغمبر است که خود قرآن می‌فرماید این منتی به گردن شماست «لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ» (آل عمران/ 164) بعث دومی غدیر است بعثت منهای غدیر ناقص است «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده/ 67) آن بعثت می‌تواند پاسخ گو باشد الآن در جهان اسلام مسلمان زیاد داریم اعتقاد در غدیر یعنی اعتقاد به ولایت امامت ندارند ولی این بعثت کامل نیست این‌ها را ثابت خواهیم کرد در بحث امامت که به این منظور شروع کردیم بی طرفانه هم شروع کردیم همه‌ی نکات را می‌گوییم لذا سوالاتی که دوستان می‌کنند می‌روند وسط بحث حوصله بکنند من امامت را ان شاء الله ریز وارد می‌شوم سوم عاشورا تجدید این دو تا استحکام این دو تاست و امتداد و احیایش امام حسین علیه السلام دو نامه دارد یکی به مردم بصره نامه خیلی دارد دو نامه‌ی کلیدی اش یکی به بصره است یکی به کوفه نامه‌هایی است که یکی را مسلم آورده یکی را آقای دیگری آورده بصره در بصره از اولی صحبت کرده اَلا وَاِنَّ السنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ (بحار الانوار، ج 44، ص 283) سنت پیغمبر از بین رفته کی سنت خلافت یزید بود کی سنت پیغمبر حاکمیت شراب خوار بود پس سنت از بین رفته این اولی را ایشان آن جا دفاع می‌کند نامه به مردم کوفه دفاع از امامت است یعنی دومی پس سومی شد تکمیل بعثت و غدیر اما تمام است؟ نه یک چهارمی دارد انتظار و ظهور آن چیزی که در زیارت عاشورا می‌گوییم طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لذا روایاتی داریم که روایات روایاتی است که سندش خوب است ارشاد مفید نقل کرده امام صادق فرمود روز ظهور روز عاشوراست یکی از چیزهایی که مردم باید روز عاشورا انتظار بکشند روز ظهور است فرمود مهدی ما حجت خدا روز عاشورا من روایتش را نوشتم فرمود آن روز روزی است که یُنَادَی بِاسمِ القَائِمِ علیهالسلام فِی لَیلَهِ ثَلاثٍ وَ عِشرِینَ مِن شَهرِ رَمَضَانَ، وَ یَقُومُ فِی یَومِ عَاشُوراء يَوْمَ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (بحارالانوار، ج 52، ص 279) به اسم ایشان ندا داده می‌شود شب بیست و سوم صیحه‌ی آسمانی می‌شود بعد روز عاشورا قیام می‌کند کسی تحریف نکند نه عاشورایی که امام حسین در آن به شهادت رسیده نه عاشورا از ماه دیگر عشر یعنی ده لِكَأنِّي بِهِ فِي يَوم العَاشِر مِنَ المُحَرَّم قَائِمٌا بَينَ الرُّكن وَالمَقَام (ارشاد، ج 2، ص 379) گویا می‌بینم که مهدی ما روز دهم محرم آن جا می‌ایستد جبرئیل در دست راستش آن وقت ندا می‌دهد چرا ما در زیارت عاشورا چند بار بگوییم بِطَلَبِ ثَارِ الحُسَینِ چرا باید در دعای ندبه بگوییم أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ بعد می‌گوییم کجاست آقایی که می‌آید انتقام خون کربلا را بگیرد این همین است این چهار تا را من فقط خواستم کلید بدهم دست دوستان مخصوصا عزیزان ما در جلسات سخنرانی محرم هم این‌ها را مورد تاکید داشته باشند بعثت و غدیر و عاشورا و ظهور یک وقت دیدم به نظرم یک کتابی با همین عنوان آقای حکیمی نوشتند یا یک کتابی با این عنوان بر اثر چهار محور بعثت غدیر عاشورا ظهور یا انتظار امشب شب اول محرم است از همین امشب جوانان بروند پای منبر نگویند شب اول است نه امام رضا فرمود انَ اَبي اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُري ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّي يَمْضِيَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا کانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ (امالی، ص 111) وقتی ماه محرم وارد می‌شد کسی دیگر پدرم را خندان نمی‌دید بعد فرمود روز به روز این غم زیاد می‌شد تا عاشورا به اوج خودش می‌رسید.
شریعتی: خیلی نکات خوبی بود خیلی استفاده کردیم به سوالات اعتقادی شما پاسخ می‌دهیم در حوزه‌ی امامت. بعد از تلاوت قرآن ما را همراهی بکنید به حول و قوه‌ی الهی دور چهارم ختم قرآن کریم برنامه‌ی سمت خدا را آغاز می‌کنیم مراسم اختتامیه‌ی سومین دوره دیروز پخش شد خیلی ممنون از حضور شما که در حرم حضرت معصومه حاضر شدند حالا دور چهارم را آغاز می‌کنیم امروز سوره‌ی مبارکه‌ی حمد و آیات ابتدایی سوره‌ی مبارکه‌ی بقره در سمت خدا تلاوت می‌شود.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سورة الفاتحة
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ  ﴿١﴾ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  ﴿٢﴾ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ  ﴿٣﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ  ﴿٤﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ  ﴿٥﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ  ﴿٦﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ  ﴿٧﴾
سورة البقرة
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
الم  ﴿١﴾ ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ  ﴿٢﴾ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ  ﴿٣﴾ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ  ﴿٤﴾ أُولَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  ﴿٥﴾

ترجمه:
سورة فاتحة
به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی.  (۱) همه ستایش ها، ویژه خدا، مالک و مربّی جهانیان است.  (۲) رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.  (۳) مالک و فرمانروای روز پاداش و کیفر است.  (۴) [پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم.  (۵) ما را به راهِ راست راهنمایی کن.  (۶) راه کسانی [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند.  (۷)
سورة بقرة
بسم الله الرحمن الرحيم
الم  (۱) در [وحی بودن و حقّانیّت] این کتابِ [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکاران هدایت است.  (۲) آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند.  (۳) و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.  (۴) آنانند که از سوی پروردگارشان بر [راهِ] هدایت اند و آنانند که رستگارند.  (۵)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
حاج آقا رفیعی: خیلی از دوستان می‌پرسند چطور ماه رمضان را حفظ بکنیم یکی این است که یک جز در روز قرآن می‌خواندید حالا یک صفحه روزی بخوانید اولین آیه‌ای که آمده «الم، ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» (بقره/ 2-1) این کتاب در آن شکی نیست کلام خداست خیلی‌ها سوال می‌کنند جای دیگر آمده «هُدًى لِّلنَّاسِ» (بقره/ 185) بالاخره هدایت برای ناس است یا متقین قرآن هدایت برای همه‌ی مردم است منتها للمتقین معنایش این است که این تقوا یعنی آمادگی و پذیرش کسی این قرآن به دردش می‌خورد که مرض در دلش نباشد قبول بکند بپذیرد گوش بدهد تسلیم باشد حداقلش این است که استماع بکند توجه بکند لذا معنای «هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» این است که مثل معلم سر کلاس برای چه کسی درس می‌دهد برای همه‌ی دانش آموزان. همه از کنکور قبول می‌شوند؟ نه آن‌هایی که گوش می‌دهند. لذا «هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» معنایش این است که کسی که زمینه‌ی پذیرش در او باشد به عبارت دیگر خودش را به خواب نزده باشد قرآن برایش مفید است و الا برای ابوجهل قرآن خواندند یک سیلی به گوش آن کسی که می‌خواند زد پاره شد توجه هم نکرد حالا شما برای این ابوجهل تا فردا صبح هم که قرآن بخوانی فایده ندارد باید پذیرش در انسان دارد.
شریعتی: خیلی ممنون گفتند سلام آقای دکتر رفیعی امامانی که با سم شهید شدند چرا با توجه به این که می‌توانستند در آن مجلس شرکت نکنند و زهر را نخوردند ولی خوردند.
حاج آقا رفیعی: این سوالات چهار پنج ساعت جواب می‌خواهد یعنی بنشینیم مفصل تمام مبنای و زیر مجموعه هایش را مطرح کنیم تا این شبهه را کامل از آب در بیاوریم طبیعتا با چهار پنج دقیقه ترسیم کاملی از این شبهه نخواهد شد پس کسی فکر نکند اگر بنده جواب می‌دهم همه‌ی جواب کامل است بروند دنبالش جزئیات و منابع را ببینند و این پاسخ را دریافت بکنند ما به اندازه‌ی وقت جواب می‌دهیم و الا خود علم امام موضوع یک ترم و یک سال برنامه است که هر هفته بیاییم در مورد قلمرو و محدوده‌ی علم امام صحبت کنیم این سوالات خیلی جاها پاسخ داده شده دوستان ببینند بحث ما امامت است شبهات اعتقادی را هم جواب می‌دهیم ولی این طور سوالات شما یک مرتبه می‌آیید وسط بحث شاید من ده جلسه‌ی دیگر برسم به علم امام و آن جا ممکن است این سوال جواب داده شود ما بحث امامت را که مطرح بکنیم از مبنا شروع می‌کنیم دسته بندی می‌رویم جلو چون وعده دادیم جواب می‌دهیم ولی بدانید جای هر بحثی محل خودش است در مورد علم ائمه امام چهار ویژگی عصمت علم لدنی یعنی علم روز علم اطلاعات در مورد مسائل مختلف سوم ولایت تکوینی قوه‌ی تصرف در عالم هستی و چهارم علم غیب دارد همه را از خدا دارد باذن الله خدا عالم علم علی الطلاق علم غیب را خودش در قرآن می‌فرماید در اختیار انبیا در اختیار امام هم قرار داده سوال ایشان در مورد علم امام نیست این است که با این که امام می‌دانسته چرا باز حاضر شده امام علیه السلام و ائمه و انبیا هم این طور هستند علم غیبی که دارند این علم غیب را ممکن است یک جا استفاده بکنند ممکن است استفاده نکنند شخصی می‌رود خدمت امام دعوایی را طرح می‌کند ممکن است امام از علم غیب استفاده نکند به طور طبیعی حکم به ظاهر بکند در مورد ائمه چون ظرفیت لازم را دارند نحوه‌ی شهادت یا مسموم شدنشان یا شکلش یا زمانش را با خبر هستند روایتی هم داریم امام اگر بخواهد بداند می‌داند همه‌ی ما که این جا نشستیم همه‌ی مردم ما یک روزی از دنیا می‌روند یک جوری هم از دنیا می‌روند جناب عالی بنده بینندگان عزیز کسی که نمی‌تواند این کار را انکار بکند یک ساعتی یک روزی با یک حادثه‌ای از دنیا می‌روند چه این را بدانند چه این را ندانند اگر مثلا یک آقایی به دلیلی این ا دانست نمی‌تواند تغییر هم ایجاد بکند صرف اطلاع است اشکالی دارد؟ نه اشکالی ندارد امام علیه السلام هم مثل سایر مردم یک روز از دنیا می‌رود به شهادت می‌رسد حالا خبر دارد این با سم اتفاق می‌افتد با شمشیر اتفاق می‌افتد نه خود ابی عبدالله خبر دارد در کربلا به شهادت می‌رسد این علم مانع از تکلیف امام نیست در ماشین‌های دولتی گاهی می‌نویسد استفاده‌ی اختصاصی ممنوع این علم استفاده‌ی اختصاصی ندارد ممنوع است آگاهی امام از یک منظر بالاتری است که غیر از تکلیف و وظیفه‌ی امام است دارد کارش را انجام می‌دهد.
شریعتی: یعنی امام زمان و نحوه‌ی شهادتش را فقط می‌داند نمی‌تواند تصرف بکند؟
حاج آقا رفیعی: دقیقا امام هم در تاریخی با شهادت از بین بروند جبر هم نیست عزیزانی که در منا این اتفاق برایشان افتاد فرض کنید کسی قبل از اتفاق خبر داشت.
شریعتی: نمی‌رود دیگر.
حاج آقا رفیعی: نه بحث رفتن و نرفتن نیست بحث این است که می‌دانست این جا این اتفاق خواهد افتاد فقط صرف اطلاع است بازداشتن و منع در قضیه نیست یعنی قضاء حتمی الهی گاهی قرار می‌گیرد بر این قصه وقتی قرار گرفت این قصه اتفاق می‌افتد شما فکر کنید مثلا ساعت دو فلان روز قرار است زلزله شود شما هم نمی‌توانید مانع شوید به هر دلیلی شما این را مطلع می‌شوید یک کسی نشسته باشد بنده نشستم کسی دارد عقب عقب می‌رود می‌گویم الآن می‌افتد اتفاقا هم می‌افتد من مقصر هستم چون می‌دانستم؟ لذا علم خدا حتی علم امام به نحوه‌ی مرگ و شهادت ما حتی علم امام به اتفاقاتی که می‌افتد صرفا جوابش همین است چون ظرفیت دارد از منظر بالاتری این علم را در اختیارش می‌گذارند ولی در زمینه‌ی عملکردش در عالم هستی قطع نظر از این علم عمل می‌کند امام هم مثل سایر مردم دارد به تکلیف خودش عمل می‌کند حالا می‌داند یا نمی‌داند این چیز جدایی است که زمینه‌ای برای منع از آن حادثه نخواهد شد البته خیلی‌ها دست و پا زدند این جا حرف‌های دیگر بزنند حتی کسانی کتاب نوشتند مانع این علم شدند می‌خواستند با انکار مشکل را حل کنند ولی نمی‌شود خود شهادت حضرت ابی عبدالله در روز عاشورا آن قدر زیارتش زیاد است در مورد وقوع حادثه در روز عاشورا آدم نمی‌تواند نادید بگیرد حضرت رسول حضرت امیر فرموده خاک کربلا را بوییدند یک فامیلی داشتیم گاهی در قم یکی از دوستان نقل می‌کرد می‌آمد گلزار شهدای قم نگاه می‌کرد می‌گفت قبر من این جاست الآن همان جا هم دفن شده من یک دوستی داشتم یک وقتی به من گفت من خواب دیدم فرزندم در آب داشت غرق می‌شد بچه اش رفته بود سربازی هنوز جبهه هم نبود خیلی نگران شدم دستش را دراز کرد من بگیرم ولی نتوانستم فردا صبحش این خواب را برای من نقل کرد خیلی با ما رفیق است گفتم آقای فلان صدقه‌ای قربانی بده ان شاء الله چیز نیست آدم خوب است خواب را بد تعبیر نکند دو روز بعد بچه اش در آموزشی در استخر خفه شد از دنیا رفت شهید هم حسابش کردند چون در آموزشی بود علم این پدر در خواب به این قصه یا آن شهید به این که قبر من این جاست ممکن است علم کاملی هم نباشد یک ارتکازات و خوابی باشد نتوانست آن را تغییر بدهد او زنگ بزند بچه‌ی من را بیاورید سربازی اش را قطع کنید نه تمام ما در یک سرزمینی با یک مرگی از دنیا می‌رویم این را بدانیم یا ندانیم امام چون ظرفیت دارد این را می‌داند این دانستن باعث اثر روی آن حادثه نباید بشود و نخواهد شد علم مسیر را تغییر نمی‌دهد علم جدا است مثل این که شما با دوربین مخفی جایی را مثلا آسانسوری را می‌بینید اطلاع شما از این که این رفت بالا آمد پایین کاری به کار این ندارد آن کار خودش را انجام می‌دهد شما اطلاعاتی را فراتر از رو دارید به خاطر این دوربینی که نصب شده.
شریعتی: گفتند من می‌خواهم بدانم چرا خداوند با این که می‌دانست این همه اختلاف بین مسلمانان به وجود می‌آید چرا اسم ائمه را به صراحت در آیات قرآن کریم نیاورده.
حاج آقا رفیعی: اولا ما چه کسی هستیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم خداست چه می‌دانم به یک پیغمبر 950 سال فقط نبوتش بوده حضرت نوح به یک پیغمبر هم 23 سال نبوت داده یک پیغمبری در موقعی که می‌خواهد رسالتش را انجام بدهد می‌گوید خدایا برادرم را با من مبعوث کن چون زبانش از من فصیح تر است یک پیغمبری هم مثل بلبل در گهواره سخن می‌گوید مگر من کاره‌ای هستم که برای خدا تعیین تکلیف کنم این جواب همه‌ی کسانی که این سوال را دارند چرا نماز دو رکعت است چرا خانه اش را در کعبه ساخته شما خدا را حاکم می‌دانید یک امام 25 سال یک امام 65 سال عمر کرده یک امام 7 سالگی به امامت رسیده یک امام 30 سالگی دوران حضور ائمه 250 سال است یازده امام کنار مردم بودند الآن 4 برابر بلکه 5 برابر 1170 سال دوران غیبت است چرا نمی‌دانیم این یک پاسخ نکته‌ی دوم این است که ما اصلا فرض می‌کنیم که خدا در قرآن کریم چیزی در مورد امامت ائمه نفرموده باشد پیغمبر خدا از دنیا رفت خدا در قرآن چیزی نفرموده سوال در مورد سقیفه و شورا فرموده؟ در مورد سیری که آمد خلافت اول دوم سوم این مگر در قرآن آمده تازه می‌رسیم به نقطه‌ی صفر کیلومتر تازه می‌رسیم سر خط. نقطه سر خط پیغمبر خدا از دنیا رفت قبول است در قرآن کریم نام حضرت علی نیامده تصریح هم به امامت حضرت علی نشده مگر تصریح نقطه‌ی مقابلش شده؟ کجای قرآن کریم آمده که گروهی باید جمع شوند امام را تعیین کنند کجا آمده است سیر این سیری باید باشد که الآن قرار گرفته پس می‌رسیم سر خط وقتی این جا رسیدیم بی حساب می‌شویم قرآن نه آن را گفته نه این را گفته وقتی قرآن هر دو را نگفته باید چه کار کنیم خود این قرآن می‌فرماید «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» (حشر/ 7) هر چه پیغمبر گفته بگیرید می‌رویم خدمت پیغمبر یا رسول الله شما برای جانشین خودت چه کردی من روز غدیر در نجف گفتم سه فرض دارد هیچ چیز نگفته اگر ثابت کردید من مخلصم دو یک شورایی را خواستید جمع شوند موضوع امامت را تعیین بکنند این هم اگر جایی پیدا کردید قبول است حضرت فرموده باشد این آقا این آقا این آقا تعیین تکلیف کنند سوم امام تعیین کرده ما به این معتقد هستیم به خاطر جریان غدیر به خاطر حدیث منزلت به خاطر ده‌ها دلیلی که وجود مقدس پیغمبر گرامی اسلام در مورد امامت حضرت علی بیان کردند پس اولا قرآن را که شما مطرح کردید در هر دو قضیه اگر فرض کنیم سکوت است می‌آییم سراغ سنت پیغمبر که همان غدیر است همان قصه‌ی حدیث منزلت حدیث یوم الدار است اما نکته‌ی سوم چه کسی گفته در قرآن در مورد امامت حضرت علی مطرحی نیست نام حضرت علی در قرآن نیست نام 25 پیغمبر در قرآن است از بین 124 هزار پیغمبر خیلی از چیزها خیلی از جزئیات احکام در قرآن نیست ولی آیه‌ای که می‌فرماید پیغمبر هر آن چه تو می‌گویی مردم باید گوش بدهند آیه‌ای که می‌فرماید پیغمبر اگر تو این کار را انجام ندهی دین کامل نیست «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» آیه‌ای که می‌فرماید جعلناهم ائمه ما امام را قرار دادیم نه از همه مهم تر «أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ» (نساء/ 59) این که مسلم است قرآن درباره‌ی جانشین پیغمبر سکوت نکرده چون می‌فرماید خدا پیغمبر و اولو الامر شما می‌خواهید بفرمایید کاش می‌گفت اولوالامر یک علی بن ابی طالب دو نفرموده چیز دیگری هم نفرموده نفرموده که اولوالامر نتیجه‌ی شورا نفرموده اولو الامر خلافت و قضات اولوالامر مبهم است برای تفسیر اولو الامر به چه کسی باید مراجعه کرد این خود قرآن است می‌فرماید پیغمبر «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ» (نحل/ 44) تو برای مردم توضیح بده این قرآن را جابر می‌گوید از پیغمبر پرسیدم اولوالامر چه کسانی هستند فرمود حضرت علی امام حسن امام حسین این ادله خیلی روشن است من خیلی ناراحت می‌شوم گاهی از ما می‌پرسند هر چه در قرآن آمده ما قبول داریم قرآن می‌فرماید «إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي» (آل عمران/ 31) هر چه خدا را دوست دارید از پیغمبر تبعیت کنید مثل این است که کسی بگوید هر چه در قانون اساسی آمده برجام در قانون اساسی آمده؟ با قانون اساسی می‌سنجند اگر منطبق بود می‌کنند اگر نبود نمی‌کنند قرآن قانون اساسی است با آن بسنجید ولایت حضرت علی با کجای قرآن تنافی دارد آیا با آیه‌ی اولوالامر تنافی دارد از آن طرف اتفاقا همین آقایی که گفتیم آنتوان باراس جمله‌ای دارد می‌گوید من وقتی نگاه می‌کنم تعجب می‌کنم در طول تاریخ افرادی را امیرالمومنین خواندند که امیرالفاسقین اند یزید بن معاویه شراب می‌نوشد مسلمان می‌فهمید شراب می‌نوشد یعنی چه نماز نمی‌خواند یک چنین آدمی را جانشین پیغمبر می‌گویید و برایش کتاب هم می‌نویسید به اسم یزید امیرالمومنین این همین است که همین الآن در دنیا آقایان می‌پذیرند به سادگی رهبری خیلی از همین رهبرانی که دارند جنایت می‌کنند مثل آل سعود این در قرآن آمده؟ در قرآن آمده که تا آن یکی مرد آن آقا جانشین تعیین کند خود خطیب مسجد الحرام گفت ما بیعت می‌کنیم حکم حکم خداست چطور این را دنبال قرآن نمی‌گردیم آن را دنبال قرآن می‌گردیم؟ نه قرآن بنا بر این نداشته خدا چرا نداشته هم من نمی‌دانم من قرار نیست برای خدا تعیین تکلیف کنم اما آن طرفش هم نیامده پس بی حساب شدیم وقتی بی حساب شدیم می‌رویم سراغ پیغمبر که خدا گفته بروید سراغش آن را هم ده‌ها دلیل داریم که منظور از اولوالامر حضرت علی و اهل بیت هستند.
شریعتی: خیلی ممنون التماس دعا خدانگهدار.