main logo of samtekhoda

94-07-01-حجت الاسلام والمسلمين رفیعی - امامت

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: امامت
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين رفیعی
تاريخ پخش: 01-07-94

کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات *** دست ما را برساند به دعای عرفات
موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ *** گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات
خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز *** که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات
دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی *** تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات
نیست جز از جگر خونی شان این همه گل *** نیست جز از نفس زخمی شان این برکات
یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست *** عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات
پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم *** به منا با سر رفتی پی رمی جمرات
به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست *** تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات
تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع *** تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات
ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق *** که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات
مرحبا آجرک الله بزرگا مردا *** نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات
شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود *** جان ناقابل من چیست که گویم به فدات
تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟ *** از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات؟
جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی *** پای این سفره که نور است و سلام و صلوات

شریعتی: سلام به همه‌ی شما سلام به خانه‌های نورانی تان در روز عرفه خدمت شما رسیدیم روز دعا و نیایش همه‌ی دعاهایتان بر درگاه استجابت باشد سلام عرض می‌کنیم خدمت دکتر رفیعی
دکتر رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم خدمت شما و بینندگان عرض سلام دارم روز عرفه را که از اعیاد عظیم است تاکید این است که از اعیاد عظیم است تبریک عرض می‌کنم عید قربان را ایام دهه‌ی ولایت را تبریک عرض می‌کنم یک تسلیتی هم به مناسبت شهادت مسلم بن عقیل سفیر خاص حضرت حسین به همه دارم در خدمت شما هستیم.
شریعتی: سلامت باشید از بحث هفته‌ی گذشته خیلی استقبال شد همان طور که هفته‌ی گذشته آقای دکتر اشاره کردند می‌خواهند در مورد امام شناسی صحبت بکنند سوالاتتان را برای ما ارسال بکنید یک جلسه‌ای را آقای دکتر اختصاص خواهند داد پاسخگو باشند.
دکتر رفیعی: بحث ما بحث اعتقادی است آن هم بحث امامت به دلیل این که مهم ترین موضوع و گسترده ترین بحث پس از رحلت پیغمبر گرامی اسلام است که منشأ دو شاخه شدن بلکه چند شاخه شدن فرقه‌های اسلامی شد اگر این اتفاق نمی‌افتاد خود امامت محور وحدت است خود امامت محور نظام و حفظ جامعه است ولی به هر حال این اتفاق پیش آمد ما هم به دنبال کاوش تاریخی نیستیم نمی‌خواهیم هم به گذشته برگردیم که چرا غدیر فراموش شد چرا سقیفه آفریده شد چرا بعد از رحلت پیغمبر این اتفاقات افتاد این‌ها بحث‌های تاریخی است من از نظر تاریخی وارد این بحث نمی‌شوم اعتقاد ما این است که امامت یک بحث کلامی و اعتقادی است شاید یک کسی بگوید که این بحث گذشته هر چه بوده تمام شده برای چه دوباره ما این‌ها را احیا کنیم غدیر را برای چه احیا کنیم موضوعش را مطرح کنیم یا موضوع امامت را اتفاقا کاملا برعکس بحث روز است بحث امروز است بحث حال است چرا؟ چون الآن جوان ما به بلوغ می‌رسد می‌خواهد وضو بگیرد نماز بخواند روزه بگیرد می‌خواهد ببیند خمس بدهد ندهد می‌خواهد ببیند زیارت ائمه ببیند نرود تفسیر احادیث را از چه کسی گوش بدهد بگیرد تمام دین به این برمی‌گردد چون دقیقا پایه و مبنای فهم مباحث قبلی است فهم قرآن فهم نبوت حتی بحث توحید این که در روایت ما داریم بِنا عُبِدَالله وَ بِنا عُرِفَ اللهُ (اصول کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح 10) از طریق ما خدا را بشناسید بندگی بکنید وجود حجت خدا و امام در روزی زمین و استناد به سیره‌ی امام و الگو قرار دادن امام و فهم این که بعد از رسول خدا تکلیف جامعه‌ی اسلامی چیست آیا باید بروند سراغ معصوم یا نه بروند سراغ هر کسی که عموم مردم انتخاب کردند این از مباحث کلیدی اعتقادی است دلیل انتخاب بحث این بوده قبل از ورود به بحث یک نکته‌ی دیگر عرض می‌کنم دین ما دین مبتنی بر عقل است ما معتقد هستیم خدا دو رسول دارد رسول باطنی که عقل است رسول بیرونی که انبیا هستند شما همین کتاب کافی مرحوم کلینی که قدیمی ترین و از کهن ترین کتاب حدیثی ما است مورد اعتماد است باز کنید اولین بحثش عقل و جهل است روایات عقل را آورده بعد وارد بحث‌های توحیدی شده ما در دین اسلام در قرآن کریم مکرر تاکید بر یعقلون تعقلون است فعل از ماده‌ی عقل است یعنی به کار انداختن عقل و اندیشه در دین ما این یک اصل است این روایت در منابع مختلفی آمده هم اهل سنت هم شیعه یکی از بالاترین عبادت‌ها تفکر است اندیشه است این را من برای چه می‌گویم؟ برای این که الآن ارتباطات جمعی به گونه‌ای شده که مرتب به گوش آدم یک چیزهایی می‌رسد چه در مسائل اجتماعی چه در شایعات واتساپ می‌آید تلگرام می‌آید راست یا دروغ می‌گویند این مسائل را و این که روایت داریم فاصله‌ی حق و باطل چهار انگشت است آن چه که می‌بینی با آن چه که می‌شنوی این که می‌بینیم در واتساپ به منزله‌ی شنیدن است خیلی‌ها خبر است منظور بین خبر و حقیقت فاصله است خواهش من این است که بعضی‌ها متاسفانه این طور هستند می‌بینیم گوشه و کنار یک شبهه‌ای را که می‌شنوند عبادت را می‌گذارند کنار یک شبهه‌ای را می‌شنوند پای سخنرانی فلان آقا نمی‌روند می‌گویند زیارت نمی‌رویم یک کسی گفت زیارت چه فایده‌ای دارد اثر ندارد پس من نروم بلافاصله بر اساس شنیده‌ها تصمیم گیری می‌کنند این خوب نیست این که این همه در روایات ما است چرا گفتند دعا کنید ثبات قدم استواری داشته باشید این مبتنی بر اندیشه و تفکر است در جنگ جمل یک کسی آمد خدمت امیرالمومنین یک شبهه‌ی اعتقادی برایش پیدا شده بود منتها گیر کرده بود یک نگاهی کرد در صحرای جمل گفت این‌ها دو طرف از اصحاب پیغمبر هستند دو طرف هم می‌گویند اشهد ان لا اله الا الله دو طرف هم نماز جماعت می‌خوانند دو طرف هم قرآن دستشان است آدم قاطی می‌کند شما این طرف هستید عبدالله بن زبیر است خود زبیر است پسر عمه‌ی پیغمبر است این طرف حضرت علی است پسر عموی پیغمبر نه آن طرف همسر پیغمبر است این طرف اصحاب اند در سپاه جمل اصحاب خیلی بودند طلحه زبیر دو تا از اصحاب پیغمبر هستند این طرف عمار یاسر است اویس قرن است چه اتفاقی افتاده این‌ها در مقابل هم ایستادند بلند شد صدای اذان دو نماز جماعت تشکیل شد آن طرف یک نماز به امامت عبدالله بن زبیر این طرف یک نماز به امامت حضرت علی علیه السلام حق دارد آدم نگاهی به این طرف کرد نگاهی به آن طرف آمد خدمت حضرت امیر گفت حق کدام است دو طرف افرادی هستند که انسان مخیر می‌ماند یک جمله‌ای گفت حضرت امیر خیلی جمله‌ی بلندی است که حسن هیکل می‌گوید این جمله بعد از قرآن بالاترین کلام است اِعرفِ الحقَّ تَعرِفُ اَهلَهُ وَاَعرِفِ الباطِلَ تَعرِفُ اَهلَهُ (بحارالانوار، ج 22، ص 105) اول برو حق را بشناس بعد اهلش را پیدا بکن معیار باید داشته باشی باطل را بشناس اهل باطل را می‌شناسی شما ببین بالاخره حق چیست اگر حق این است که مثلا امامت حق این است که رای مردم بالاخره مردم به حضرت امیر رای دادند حالا این کسی که آمده جلوی این رای استاده خلاف حق است خیلی قصه ساده است من اصلا نمی‌خواهم قصه را تبدیل بکنم به کفر و ایمان نه ممکن است همه‌ی اطراف قضیه هم معتقد باشند به دین اما شما ببینید وقتی مجموعه‌ای می‌آید کاری را انجام می‌دهد شما در نقطه‌ی مقابلش یک موضعی می‌گیری آن موضع و این قصه را باید با هم دید مقام معظم رهبری اخیرا دیدند رای مردم حق الناس است مگر ساده است یک کسی به این سادگی بگوید نه این رای درست نیست باید بررسی شود حق در چیست باطل در چیست در فضاهای سیاسی هم این است نباید انسان تحت تاثیر جو قرار بگیرد لذا اندیشیدن تفکر تامل این که در قرآن است اولو الالباب یک آیه در قرآن است پیغمبر گرامی اسلام فرمود وای بر کسی که این آیه را بخواند در آن تامل نکند در سوره‌ی آل عمران است « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» (آل عمران/ 190) حضرت می‌آمدند شب‌ها نگاه می‌کردند به آسمان می‌خواندند اشک می‌ریختند بعد فرمود وَیْلٌ لِمَنْ قَرَأَها وَلَمْ یَتَفَکَّرْ فِیها (تفسیر فخررازى، ج 9، ص 134) همین قرآنی که می‌گوید قرآن بخوانید همین قرآن می‌فرماید «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (محمد/ 24) چرا در قرآن تدبر نمی‌کنید روایت داریم الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ (نهج البلاغه، حکمت 357) فکر آینه‌ی صاف است به آدم دروغ نمی‌گوید بر همین اساس ممکن است دوستان بپرسند ما در یک شبکه‌ای چیزی شنیدیم در واستاپ برای ما شبهه‌ای فرستادند یک کتاب گمراه کننده پیدا کردیم آن را می‌شنویم از شما هم می‌شنویم چه کار کنیم تفکر یعنی چه اندیشیدن یک سری شاخصه‌هایی دارد یک اول چیزی که انسان می‌شنود تصدیق نکند حداقلش این است دوم انکار نکند نخیر بی خود می‌گویند نه بی خود می‌گویند نه تصدیق می‌کنیم پس اول تصدیق نکنیم دوم انکار نکنیم سوم بررسی و دقت نظر داشته باشیم برویم جوانبش را بسنجیم ممکن است بگویید از ما نمی‌آید من جوان دیپلم کارگر کارمند چهارم به متخصص مراجعه بکنیم بپرسیم حُسْنُ الْمَسْأَلَةِ نِصْفُ الْعِلْمِ (میزان الحکمه ، ج 4 ، ص 331) پرسش خوب نصف علم است یک جمله‌ای است فرق است بین سوال و مسئله می‌گویند بین Question و Problem فرق است Question یعنی سوال و خراش ذهنی در ذهن شما یک چیزی می‌گوید طرف ذهن شما خراشی برمی‌دارد این می‌شود سوال اما شما این را تبدیل بکنید به مسئله رویش فکر کنید بسازید بروید پیش یک کسی بپرسید آن می‌شود مسئله که باید حل شود مسئله را حل می‌کنند سوال را طرح می‌کنند سوال می‌زند مسئله مطرح می‌شود به عبارت دیگر سوال زمینه است مسئله جوانه است جوانه می‌زند چهارم به متخصص مراجعه کنیم بپرسیم پیدا نشد بعدی پیدا نشد دیگری لذا این همان تفکر و اندیشیدن است یک نکته‌ی مهم در اندیشه و تفکر مطالعه است یک آقایی می‌گفت چه دورانی شده بچه‌ی ابتدایی می‌آید خانه یک چیزهایی می‌پرسد من بلد نیستم من این‌ها را گوشم نخورده راست می‌گویند گاهی سوالاتی می‌پرسند سطح بچه‌ها خیلی بالا رفته گفتم چند ساعت مطالعه می‌کنی جوابش را بدهی گفت هیچ این اشکال کار است امروز پدر و مادر‌ها باید اهل مطالعه باشند این قدر وقت را صرف این فضاهای مجازی نکنند هر کسی دستش است اگر علمی باشد خوب است این مقدمه لازم بود بگویم اما بحث امامت هفته‌ی پیش گفتیم ما از اصول دین می‌دانیم اهل سنت از فروع دین ما انتخاب امام را به خاطر ویژگی‌هایی که برایش قائل هستیم عصمت علم غیب ولایت تکوینی علم الهی این انتخاب را با خدا می‌دانیم اما دوستان ما اهل سنت و دانشمندان می‌گویند نه این انتخاب به مردم واگذار شده ما معتقد هستیم به فرمان الهی پیغمبر این انتخاب را انجام داد و از دنیا رفت ایشاان قائل هستند نه پیغمبر این قصه را مسکوت گذاشت به خود مردم واگذار کرد این برمی‌گردد به تعریف امامت اگر ما گفتیم امام جانشین معصوم پس از رسول خداست که تمام خصوصیات پیغمبر را جز دریافت وحی انجام می‌دهد این نمی‌تواند به انتخاب مردم باشد دلیلش هم تاریخ می‌گوید گرچه ما تاریخی بحث نمی‌کنیم بعد از رحلت پیغمبر یکی دو تا انتخاب صورت گرفت بعضی‌ها هم انتخاب نبود توصیه بود ولی شما بیایید ببینید از سال پنجاه شصت به بعد واقعا این طور بوده عبدالملک مروان ولید بن عبدالملک سلیمان بین عبدالملک اصلا انتخابی در کار نیست بنی عباس در درگیری با بنی امیه چه آدم‌هایی افرادی که ولید در حوض شراب می‌نشست آن قدر شراب خورد حوض آمد پایین این آدم را می‌خواهید بگویید جانشین پیغمبر امیرالمومنین خلیفه‌ی مسلمان ها؟ اصلا خلافت امامت هم نه فرقش را خواه گفت می‌شود چنین چیزی را قبول کرد این انتخاب کو؟ چرا قطع و تعطیل شد امروز یک مسلمان در دنیا مذهبش را هم کاری نداریم می‌خواهد امام انتخاب بکند چه کسی را؟ کسانی که به قول آقا گفت خودشان می‌آیند غرب در دهکده‌های تفریحی با همه‌ی امکاناتی که هست آن گونه مرتکب خلاف می‌شود این می‌تواند امام باشد برای جامعه‌ی مسلمین؟ پس موضوع امامت غیر از خلافت هم است خلافت یعنی جانشینی پیغمبر خلیفه زیاد داشته می‌رفته جنگ فلان یک کسی را جانشین می‌گذاشت عبدالله بن ام مکتوم بارها خلیفه‌ی پیغمبر بوده جانشین بوده جای پیغمبر کاری را انجام می‌داده جانشین غیر از امام است ممکن است امام زمینه‌ای فراهم شود خلیفه هم شود مثل حضرت امیر ممکن است زمینه برای خلافتش پیدا شود مثل اکثر ائمه‌ی ما که امام بودند اما خلافت دستشان نبوده امامت یک مقام الهی است امامت نیازمند عصمت است امامت جایگاهی است که خدا تعیین کرده دلیل عقلی بر این مطلب چیست؟ همان تفکر که گفتیم آدم وقتی فکر می‌کند بدون هیچ آیه‌ی قرآن و حدیث مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. نداریم آیه‌ی ولایت نداریم خود انسان عاقل دو دو تا چهار تا می‌کند دینی که پیغمبر گرامی اسلام آورده آخرین پیغمبر هم ایشان است این قرآن این رسالت این احکام این همه قضایا آیا عقل می‌پذیرد که به انتخاب مردمی واگذار شود که یقینا اشتباه می‌کنند مگر در انتخاب رئیس جمهور‌ها گاهی اشتباه نمی‌کنند؟ اشتباه می‌کنند مردم معصوم نیستند می‌شود این امر به این مهمی را چطور در انتخاب قاضی ما عدالت را شرط می‌دانیم اما این جا که عصمت است مهم تر از عدالت است این طبیعی است یک مقدار انسان تامل بکند همان قاعده‌ی لطفی که گفتم خیلی جاها در علم کلام یعنی علم اعتقادات به کار می‌آید و آن این است می‌گوییم هر چیزی که انسان را به خدا نزدیک می‌کند به عبادت نزدیک می‌کند از گناه دور می‌کند خدا باید آن را در اختیار ما قرار بدهد قرآن این کار را می‌کند فرستاده پیغمبر این کار را می‌کند فرستاده امام وقتی در جامعه باشد نقشش همین است البته ما در مورد زمان غیبت صحبت خواهیم کرد ممکن است بگویید الآن امام نیست پس ما چه ولی الآن بحث ما در آغاز است نه در استمرار من یک آیه از قرآن در بحث امامت می‌گویم آیه‌ی 124 سوره‌ی بقره که مهم ترین آیه در بحث امامت است «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» (بقره/ 124) از این آیه استفاده می‌شود ابراهیم پیغمبر بوده چرا؟ چون آزمایش‌هایی که شده یکی آزمایش ذبح فرزندش است ذبح فرزندش اواخر عمرش بوده ایشان پیغمبر بوده قرآن می‌فرماید ابراهیم زمانی پیغمبر بود که عمویش را تبلیغ می‌کرد می‌گفت چرا بت می‌پرستی یعنی جوانی به پیامبری رسیده این آیه ربطی به نبوت ندارد بعضی مفسرین نوشتند در مورد نبوت است نمی‌تواند این باشد این آیه به نص بسیاری از مفسرین شیعه و سنی مربوط به نبوت ابراهیم نیست ابراهیم نبی بوده پیغمبر بوده حالا که پیغمبر است در زمان پیغمبری خدا امتحانش کرده به چه؟ به کلمات یعنی چه؟ مبهم است دو تفسیر شده یک الفاظ بعضی‌ها گفتند مثلا یا الله یا رحمن این دعاها یا الفاظی مثل نام پنج تن در روایات دارد خدا را قسم داد به حق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین این معنای کلمات است که درست هم است منافاتی ندارد اما روایات ما تفسیر‌های دارد که این کلمات یعنی آزمایش رخداد‌های عینی کلمات دو معنی دارد الفاظ یا رخداد‌های عینی مثلا ابراهیم به سوختن آزمایش شد این می‌شود کلمات ابراهیم به ذبح کلمات آزمایش شد می‌شود کلمات حضرت ابراهیم علیه السلام به ساخت خانه‌ی خدا آزمایش شد وقتی خدا او را آزمایش کرد «فَأَتَمَّهُنَّ» من فاعل این را می‌گیرم حضرت ابراهیم او این امتحان را داد قبول شد «قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» نه نَبِیَّا از این آیه استفاده می‌شود امامت به انتخاب خداست من قرار دادم دوم برای مردم علی الاطلاق امام ادامه‌ی این آیه این است.
شریعتی: این که مربوط به حضرت ابراهیم است.
دکتر رفیعی: من نمی‌خواهم امامت ائمه را ثابت کنم من اصلا در این بحث ورود پیدا نکردم ما در امامت دو بحث داریم امامت عامه و امامت خاصه یا ساده بگوییم امامت کلی و جزئی ما وارد نمی‌شویم حضرت امیر بعد از پیغمبر امام است یا امام حسن کاری به این بحث نداریم داریم امامت کلی را بحث می‌کنیم یعنی اثبات این که امامت با خداست امام باید معصوم باشد علم غیب داشته باشد امامت را بحث می‌کنیم امام را بحث نمی‌کنیم این آیه می‌رساند مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است نمی‌گویم امام از پیغمبر بالاتر است حضرت رسول گرامی اسلام هم پیغمبر بوده هم امام دوم امامت به جعل و انتخاب الهی است سوم حضرت ابراهیم یک تقاضایی از خدا کرد گفت خدایا « وَمِن ذُرِّيَّتِي» مِن مِن تبعیضیه است می‌شود بعضی از بچه‌های من امام شوند همه شان که نمی‌شود به همین جایگاه برسند گفت چرا نمی‌شود ولی «قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» اگر در بچه‌های تو ظالم باشند ظالم در این جا به معنای ستم کار یعنی کسی که در زندگی اش مطلق ظلم است کسی که در زندگی اش شرکی باشد گناهی باشد خطایی باشد نمی‌تواند این ظلم در مقابل عدالت نیست در مقابل عصمت است یعنی اگر معصوم نباشد به او واگذار نمی‌شود پس از این آیه استفاده می‌شود امامت هم به انتخاب الهی است هم باید امام معصوم باشد نمی‌تواند کسی باشد که قبلا یکی از مصادیق ظلم شرک است «لَا تُشْرِكْ بِاللَّـهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» (لقمان/ 13) این آیه را بعضی از دوستان مفصل رویش کار کردند یک کتابی است یکی از دوستان ما نوشته آقای دکتر نجارزادگان به نام بررسی امامت یک جلد است فقط روی همین آیه ایشان بحث کرده بررسی تطبیقی آیه‌ی امامت کل کتاب در مورد این آیه است خیلی کتاب عالی است این کتاب روی این آیه مفصل بحث کرده تمام دیدگاه‌های اهل سنت و شیعه را آورده گذاشته جلوی شما خود شما تفکر کنید اندیشه بکنید این آیه نمی‌تواند در مورد نبوت باشد این آیه نمی‌تواند غیر از عصمت را بگوید این آیه نمی‌تواند جعل را به مردم انتصاب بدهد یکی از مهم ترین آیاتی که من از همه تقاضا می‌کنم روی آیه‌ی 124 بقره آیه‌ی امامت در تفسیر المیزان تفاسیر اهل سنت هم بروند ببینند تفسیر طبری مجموعه را ببینید اگر مشکل حل شد الحمدلله اگر نه بپرسید جایگاه امام یک جایگاه الهی است انتصاب یک انتصاب الهی است همین طوری به کسی واگذار نمی‌شود این انتخاب با خدای تبارک و تعالی است ما الآن وارد امامت ائمه‌ی اثنی عشر نمی‌شویم اصل امامت را می‌گذاریم به این ان شاء الله بعد از پنج شش برنامه خواهیم رسید.
شریعتی: خیلی ممنون در بخش بعدی از دعا و نیایش روز عرفه خواهیم گفت حتما همراه ما باشید آیات پایانی سوره‌ی مبارکه‌ی قیامت و آیات ابتدایی سوره‌ی مبارکه‌ی انسان صفحه‌ی 578 را تلاوت می‌کنیم تلاوت ما توأم با تدبر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ﴿٢٠﴾ وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ﴿٢١﴾ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿٢٤﴾ تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿٢٥﴾ كَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِيَ ﴿٢٦﴾ وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ ﴿٢٧﴾ وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ﴿٢٨﴾ وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ﴿٢٩﴾ إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ﴿٣٠﴾ فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى ﴿٣١﴾ وَلَـكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿٣٢﴾ ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ﴿٣٣﴾ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿٣٤﴾ ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿٣٥﴾ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿٣٦﴾ أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ﴿٣٧﴾ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿٣٨﴾ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿٣٩﴾ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ﴿٤٠﴾
سورة انسان
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿١﴾ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿٢﴾ إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿٣﴾ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ﴿٤﴾ إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ﴿٥﴾

ترجمه:
[اینکه می پندارید قیامتی در کار نیست] این چنین نیست، بلکه شما عاشق ایندنیای زودگذر هستید، (۲۰) و همواره آخرت را [برای این عشق بی پایه] رها می کنید. (۲۱) در آن روز چهره هایی شاداب است؛ (۲۲) [با دیده دل] به پروردگارش نظر می کند (۲۳) و چهره هایی عبوس و درهم کشیده است؛ (۲۴) چون یقین دارند که در معرض عذابی کمرشکن قرار خواهند گرفت. (۲۵) این چنین نیست [که می پندارد]، هنگامی که جان به گلوگاه رسد، (۲۶) و [کسان بیمار] گویند: درمان کننده این بیمار کیست؟ (۲۷) و [بیمار] یقین می کند [که با رسیدن جان به گلوگاه] زمان جدایی [از دنیا، ثروت، زن و فرزند] فرا رسیده است! (۲۸) و [از سختی جان کندن] ساق به ساق به هم پیچد؛ (۲۹) آن روز، روز سوق و مسیر به سوی پروردگار توست. (۳۰) [در آن حال فرشتگان می گویند: این به کام مرگ افتاده] نه [دعوت پیامبر را] باور کرد، و نه نماز خواند؛ (۳۱) بلکه [در میان اجتماعات] تکذیب کرد و روی گرداند؛ (۳۲) سپس متکبرانه و خرامان به سوی کسانش رفت. (۳۳) [و گویند: با این وضعی که داری، عذاب دوزخ] برای تو شایسته تر است، شایسته تر! (۳۴) باز هم شایسته تر است شایسته تر. (۳۵) آیا انسان گمان می کند بیهوده و مهمل [و بدون تکلیف و مسؤولیت] رها می شود؟! (۳۶) آیا نطفه ای از منی که در رحم ریخته می شود نبود؟ (۳۷) سپس علقه شد و خدا او را آفرید و اندامش را درست و نیکو ساخت، (۳۸) و از او دو زوج به وجود آورد یکی نر و دیگر ماده، (۳۹) آیا چنین نیرومند آگاهی توانا نیست که مردگان را زنده کند؟ (۴۰)
سورة الانسان
بسم الله الرحمن الرحيم
آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی در خور ذکر نبود؟ (۱) ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد و عناصر] آفریدیم و او را از حالتی به حالتی و شکلی به شکلی [از نطفه به علقه، از علقه به مضغه، از مضغه به استخوان تا طفلی کامل] درآوردیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم. (۲) ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس. (۳) ما برای کافران زنجیرها و بندها و آتش فروزان آماده کرده ایم. (۴) همانا نیکان همواره از جامی می نوشند که نوشیدنی اش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. (۵)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شریعتی: امروز مبارک شما باشد فردا هم عید قربان باشد بهترین‌ها در این روزها و شب‌ها به برکت نام و یاد امیرالمومنین و امام حسین نصیب همه تان شود اشاره‌ی قرآنی را بفرمایید
دکتر رفیعی: این سوره‌ای که خواندند سوره‌ی انسان یا هل اتی یا دهر یکی از ویژگی هایش این است که باز همه‌ی مفسرین تقریبا تاکید کرده اند هجده آیه در شأن خاندان امیرالمومنین حضرت زهرا امام حسن امام حسین نازل شده که وقتی حسنین علیهما السلام بیمار شدند حضرت زهرا سه روز روزه نذر کردند که خود این هم درسی است این خانم‌ها این قدر نذرهای پولی نکنید روزه نذر نکنید آقایان را این قدر اذیت نکنید نذر زن هم باید با اجازه‌ی شوهر باشد روزه برای بچه تان روزه نذر بکنید نماز نذر بکنید صلوات نذر کنید نذر کردند یتیم و مسکین و اسیر آمدند حضرت نان را انفاق کردند به آن‌ها که این سوره نازل شد «إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا» ابرار چه کسانی هستند همین خاندان نَحنُ الاَبرَار بعد توضیح می‌دهد چرا این‌ها جزء ابرار شدند چرا از کاسه‌های بهشتی می‌نوشند توضیح می‌دهد که این‌ها چون به نذرشان وفا کردند خدا ترس بودند.
شریعتی: خیلی ممنون این کتاب بررسی تطبیقی معنا شناسی امام و مقام امامت از دیدگاه مفسران فریقین کتابی است که دوستان اهل تحقیق می‌توانند مراجعه بکنند و استفاده بکنند آقای نجارزادگان این کتاب را نوشتند کتاب خوبی است تهیه بکنید
دکتر رفیعی: یک نرم افزاری هم است به نام نور الولایة بالغ بر صد اثر را در امامت معرفی کرده خودش هم دارد این آثار را من ان شاء الله در برنامه‌های بعدی کتاب‌های روان تر امامت که به صورت پرسش پاسخی هم باشد می‌آورم معرفی می‌کنم که دوستان بتوانند راحت تر به این بحث وصول پیدا بکنند اما روز عرفه چون هنوز دیر نشده عرض می‌کنم مستحب است روز عرفه غسل بکنند یک راه ساده برای آمرزش که من و شما عمل بکنیم امروز مستحب است زیر آسمان دو رکعت انسان نماز بخواند از خدا بخواهد او را بیامرزد و آمرزیده می‌شود بهانه است در نقل دارد بعد از نماز عصر پیش از آن که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز به جا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار به گناه بکند هر کسی گوشه‌ی خلوتی را زیر آسمان پیدا بکند دو رکعت نماز بکند بعد اعتراف بکند تعارف هم نکند خدایا من این هستم خلاصه جالب است در نقل دارد که دو اثر دارد یک ثواب عرفات را می‌برد دوم گناهانش آمرزیده می‌شود خیلی است دو رکعت نماز البته در بعضی نقل‌ها دارد رکعت اول حمد و توحید رکعت دوم حمد و کافرون نماز ظهر و عصر هم نوشتند خوب است زیر آسمان انسان به جا بیاورد نماز امیرالمومنین هم امروز وارد است آن نمازی که چهار رکعت است دو دو رکعت هر رکعتی حمد و پنجاه سوره‌ی توحید وقتی هم نمی‌گیرد مجموعا دویست سوره‌ی توحید این امروز قبل از دعای عرفه بعد از ظهر است سال گذشته جای شما خالی ما عرفات بودیم دعای عرفه در مکه با شکوه برگزار می‌شود هر سال هم برگزار می‌شود من به حاج آقای قاضی عسگر که نماینده‌ی مقام معظم رهبری در امر حج هستند گفتم یک وقتی به ما بدهید ده دقیقه پانزده دقیقه من یک کمی در مورد دعای عرفه صحبت کنم ایشان گفت ممکن است نرسیم گفتند پانزده دقیقه ما مشغول شدیم دو بار کاغذ دادند آقا وقت را تمدید کرده یک بار شد بیست دقیقه یک بار بیست و پنج نهایت شد نیم ساعت دوستانی که آن جا گفتند خیلی جالب بود ما مقداری با دعای عرفه آشنا شدیم من دو فرازی که پارسال در مکه گفتم امسال برای دوستان می‌گویم اگر رفتید شرکت کردید در ذهنتان تداعی بکنید آن جایی که می‌گوید امام حسین خیلی اشک ریخت مثل مشکی که از آن آب بریزد این را فرمود خیلی قشنگ است این تکه همه اش قشنگ است این تکه را حفظ کنیم اگر در زندگی ما تحقق پیدا بکند احدی دیگر گناه نمی‌کند و آن این است اَللَّهُمَّ اِجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَرَاكَ دو کلمه است خدایا کاری کن که من آن چنان از تو حساب ببرم که گویا تو را می‌برم «أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّـهَ يَرَى» (علق/ 14) آن چنان که گویا تو را همه جا می‌بینم در فضای مجازی هر چه می‌خواهند بفرستند نگاه نمی‌کنم رد می‌می کنم شبکه‌های ماهواره‌ای هر چه می‌خواهد بگذارد من خدا را می‌بینم رد می‌کنم در کوچه و خیابان در اتاق در بسته همه جا فرق قوانین دینی و قوانین بشری در این است قوانین بشری در خیابان کاربرد دارد لذا در جاده‌ها گاهی چراغ می‌زنند می‌گویند پلیس ایستاده آهسته برو بعضی وقت‌ها می‌گوید برو نیست تا پلیس است رعایت می‌کند شب 170 تا می‌رود می‌بیند دوربین‌ها نمی‌گیرد البته اگر این طور باشد ولی قوانین الهی این طور نیست شب و روز و صبح همه جا است اولین نکته خشیت از خدا است خیلی این خشیت مهم است اگر در زندگی ما خشیت زیاد شد «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّـهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/ 28) این نشانه‌ی علم و فهم است این فراز می‌گوید خدایا من را این طور قرار بده اما فراز دوم در دعای عرفه یک سری موارد سلبی است یک سری موارد ایجابی این که گفتیم ایجابی بود خدایا من را این طور قرار بده یک سری سلبی است می‌گوییم این طور قرار نده در دعای عرفه می‌گوییم أَنْ لَا تُمِيتَنِي عَلَی غَضَبِكَ خدایا یک کاری بکن من با غضب تو از دنیا نروم اگر کسی با غضب خدا از دنیا برود جایش جهنم است در نماز هم می‌گوییم روزی ده بار حداقل می‌گوییم «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» (حمد/ 7) خیلی این مهم است که غضب خدا شامل ما نشود اگر غضب خدا شامل کسی شود زمین می‌خورد شامل چه کسانی می‌شود؟ خودش در قرآن می‌فرماید غضب شامل چه کسانی می‌شود ولی من از یک مسیر دیگری وارد می‌شوم یکی از راه‌های این که خدا به ما غضب نکند این است که ما غضب به دیگران نکنیم حدیث داریم خشمت را کنترل بکن من هم خشمم را از تو کنترل می‌کنم خانم یک چیزی گفت بچه یک چیزی گفت در خیابان ماشینی تصادف کرد عصبانی کردند فرو بردی به خاطر خدا کظم کردی خدا می‌گوید این بنده‌ی من به خاطر من خشمش را فرو برد من هم خشمم را از او باز می‌دارم این یکی از راه‌ها است مضمونش را داریم اِرْحَمُوا تُرْحَمُوا (نهج الفصاحه، ح 263) رحم کنید تا به شما رحم شود این یکی از راه‌های مصون ماندن از غضب خداوند متعال است سوال را کلی می‌کنیم هر قشری با چه چیزی غضبناک می‌شود معلم کی از دست دانش آموز غضبناک می‌شود وقتی به حرفش گوش نکند و درس نخواند یک خانم در خانه کی از دست شوهرش غضبناک می‌شود یک مرد کی از دست زنش عصبانی می‌شود یک کاسب یک راننده‌ی اتوبوس تاکسی وقتی ببیند رعایت ترافیک را نمی‌کنند رعایت قوانین را نمی‌کنند هر کسی متناسب با موقعیت خودش است یک لیستی داریم عوامل برانگیختن غضب در اقشار مختلف مثلا سخنران با چه عصبانی می‌شود من دارم حرف می‌زنم مردم حرف می‌زنند عصبانی می‌شود انسان خدا با چه چیزی غضبناک می‌شود غضب خدا در معصیت است نافرمانی حالا رضایت خدا هم در اطاعت است خیلی ساده اگر می‌خواهیم غضب خدا شامل حال ما نشود یک معصیت نکنیم دوم اگر در خانه یک کاری کردیم همسر ما ناراحت شد اگر گفتیم ببخشید عذر می‌خواهم کاهش پیدا می‌کند اگر معصیت کردیم زود استغفار کنیم توجیه نکنیم لذا پیغمبر گرامی اسلام در هر جلسه‌ای که شرکت می‌کرد خیلی این روایت عجیب است وقتی بلند می‌شد 25 مرتبه استغفار می‌کرد وارد شده گاهی آدم گرفتار می‌شود غیبت می‌کنند الآن متاسفانه نقل مجلس‌ها شده متاسفانه پس غضب خدا بر معصیت است بعد بر توجیه گناه و استغفار نکردن است اما اگر یک وقتی انسان استغفار کرد تکرار نکرد سرش را انداخت پایین خود همین موجب می‌شود که أَنْ لَا تُمِيتَنِي عَلَی غَضَبِكَ خیلی دعا کنیم دعای مهمی است این قسمت این تکه را حفظ کنیم خدایا با غضب تو ما از دنیا نرویم به عبارت دیگر موقع مرگ از ما راضی باش و عاقبت به خیر شویم بعد می‌گوید وَلَا تُنْزِلْ بِي سَخَطَكَ خدایا سخط خودت را بر من نازل نکن و فرو نفرست دعای عرفه از دعاهایی است که خیلی پر معنا است نمی‌تواند این مضمون جز از معصوم صادر شده باشد چون بحث ما امامت بود عرض می‌کنم آقایان خواهران بدون پیش داوری نگاه کنید آن چیزهایی که از ائمه‌ی ما رسیده چیزهایی که از دیگران رسیده مقایسه کنید اخلاق ائمه را اخلاق دیگران را سیره‌ی ائمه را سیره‌ی دیگران را شما ببینید وقتی می‌بینید فلان دانشمند مسیحی در مورد حضرت امیر کتاب نوشته عقل حکم می‌کند که در میان فرض هم بکنیم مقام الهی نباشد فرض کنیم انتخاب الهی نباشد وقتی خود انسان می‌نشیند فکر می‌کند فردی که تقوایش بیشتر است «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ» (حجرات/ 13) علمش بیشتر است مدیریتش بیشتر است زهدش بیشتر است جهادش بیشتر است بیشتر به آدم می‌چسبد که حرفش را گوش بدهد عصمت دارد آگاهی الهی دارد لذا این نکته را می‌خواستم عرض بکنم که این طور دعاها مثلا صحیفه‌ی سجادیه نمی‌شود از معصوم نباشد این متن را آدم احساس می‌کند متن یک عامل عارف و امام است دعای عرفه هم با این مضامین این طور است یکی از مستحبات موکد که ثواب هزار حج و هزار عمره دارد زیارت امام حسین است دلیل این که در امام حسین چند چیز ویژه شده مثلا خاک همه جا است نجف هم خاک دارد این مطلب فقط در مورد تربت ابی عبدالله است دوم اجابت زیر قبه در همه جا دعا خوب است خود امام هادی هم مریض می‌شود می‌گوید کربلا من را دعا کنید سوم زیارت در تمام فصول شما می‌روی حرم حضرت امیر می‌گوید رو به کربلا بکن زیارت امام حسین شب عرفه عید قربان شب قدر که بالاترین شب است زیارت ابی عبدالله است چهارم بحث گریه است که امام رضا می‌گوید اگر برای ما هم اتفاقی افتاد برای امام حسین گریه بکنید إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ (امالی، ص 130) این ویژگی ابی عبدالله به خاطر همان نکته‌ای است که همه مان می‌دانیم بقا اسلام از ابی عبدالله است صرف خون شهید نیست همه‌ی ائمه‌ی ما شهید شدند اول شهید محراب حضرت علی است مظلومیت است؟ نه امام معصوم امام هادی می‌گوید أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ (زیارت پنجم حضرت علی) تو اول مظلوم عالم هستی عصمت است؟ ائمه هم معصوم بودند نه آن مسیر انحرافی را امام حسین صاف کرد و برگرداند این است که حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ (بحارالانوار، ج 43، ص 261) لذا این که گفته شده اسلام الاسلام نبوي الحدوث و حسيني البقاء است آغاز با پیغمبر است استمرار با ابی عبدالله است در جمع دوستان سنندج گفتم خیلی از دوستان اهل سنت بودند گفتم همه مدیون امام حسین هستیم نه این که شیعه مدیون امام حسین است امام حسین تشیع را حفظ نکرد اسلام را حفظ کرد زیارت امام حسین ولو زیر آسمان سه مرتبه بایستیم و بگوییم صلی الله علیک یا ابا عبدالله انجام بدهیم و فراموش نکنیم. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
شریعتی: خیلی ممنون التماس دعا خدانگهدار.