main logo of samtekhoda

94-06-07- حجت الاسلام والمسلمين میرباقری - تفسیر سور جزء سی

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: تفسیر سور جزء سی
كارشناس: حجت الاسلام و المسلمين میرباقری
تاريخ پخش
: 94/06/07

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین سلام میگویم به همه‌ی شما خانمها و آقایان خیل خوش آمدید به سمت خدای امروز خوشحالیم همراه شما هستیم و در محضر حاج آقای میرباقری سلام علیکم و رحمة الله.
حاج آقا میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله خدمت شما و بینندگان عرض سلام و ادب دارم در ذیل بحث تفسیر آیات جزء سی قرآن کریم به تفسیر سوره‌ی ناس پرداختیم خیلی مورد استقبال دوستان قرار گرفت ادامه‌ی بحث شما را میشنویم.
حاج آقا میرباقری: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعة من رحمتک و فوز عن عندک در این سوره‌ی مبارکه ی ناس خطاب اصلی به پیغمبر گرامی اسلام است به تبع ما مخاطب هستیم لذا در روایات دستور داده شده وقتی سوره را میخوانید در دلتان بگویید اعوذ برب الناس یا فلق این استعاذه چیست که به خدا پناه میبریم پیداست خطر جدی ما را تهدید میکند و از توان ما برای مقابله بیرون است و به ما نشان دادند پناهگاه شما برای این خطر «بِرَ‌بِّ النَّاسِ» (ناس/ 1) پناه بگیرید او آماده است شما را پناه بدهد خود خدا ما را دعوت کرده پناه ببرید به این مقامات الهی من به شما پناه میدهم آن خطری که در این سوره ذکر شده خطر شیطان است شیطان وسوسه گری که وسوسه اش هم از غفلت ما استفاده میکند و وسوسه میکند و اگر متوجه شدیم خودش را پنهان میکند کاملا با برنامه ریزی است این وسوسه‌ها چه هستند نسبت به ما گاهی وسوسه‌ها شخصی است این وسوسه های شخصی هم تابع مقامات انسانها متفاوت است گاهی از وسوسه های کوچک شروع میکند از هیچ چیز فروگذار نمیکند خدا رحمت کند استادی داشتیم میگفت بذری که میخواهی بکاری نمیگذارد بکاری کاشتی با وسوسه نمیگذارد سبز شود سبز شد جوانه اش را میشکند مراقبت کردی نهالش را میشکند مراقبت کردی شکوفه اش را میشکند مراقبت کردی یک کرمی در میوه میگذارد وسوسه اش یک جا نمیایستد یکی از شئونش وسوسه است این وسوسه هم با استفاده از غفلتهای انسان است انسانی که متوجه خدا است خیلی نمیتواند وسوسه بکند گویا میفهمد انسان حال مراقبه دارد یا ندارد این وسوسههایی که میکند مقاماتی دارد با انبیا هم گاهی درگیر میشده روایتی میخوانم در تفسیر علی بن ابراهیم است که حضرت ابراهیم خلیل پیغمبر خداست وحی الهی را تشخیص میدهد بعد از مدتها که پیغمبر است مقدمات مقام خلتش این بود که حضرت اسماعیل را برای قربانی ببرد و حوادثی که بعدش اتفاق افتاد تصمیم گرفتند حضرت اسماعیل را برای قربانی ببرند اول آمد سراغ حضرت ابراهیم که کجا میروی میخواهم بروم فرزند را ذبح کنم گفت ریختن خون مومن حرام است گناهی که به دستور خدا باشد حرام نیست گفت از کجا میدانی خدا گفته شاید اشتباه میکنی در وحی و تلقی ات گفت من میفهمم آن کسی که من را تا این جا آورده به من گفته و من میفهمم همان کسی که تا این جا من را آورده دستور داد ادامه‌ی راه من است هم سلوک خودشان است هم سلوک امت دید حضرت جدی است دست به کار شد گفت اگر این کار را بکنی امام امت هستی یک سنت میشود مردم فرزندانشان را قربانی میکنند واقعا میشد خدای متعال ذبحی که آورد جبران میکرد حضرت رجمش کردند رجم شیطان سنت هم شده در حج قربانی هم که آمد سنت شده در نقل است رفت سراغ مادر طفل که من پیرمردی را دیدم فرزند جوانی هم همراهش بود چه کسی است گفت همسر من است گفت میدانی چه کار بکند میخواهد برود سر ببرد گفت حضرت ابراهیم از این کارها نمیکند خیلی مهربان تر است گفت میگوید دستور خداست گفت اگر دستور خداست حرفی نیست ایشان هم رجمش کردند در بعضی نقلها آمده رفتند سراغ حضرت اسماعیل چون حضرت به پسرشان نگفته بودند بعد داستان را گفتند گفت نه پدر من این کار را نمیکند گفت نه میگوید امر خداست گفت اگر امر خداست باید اطاعت کرد باز رجمش کردند که سنت شده رجم در جمرات شاید گفتند یک نکته اش این است پس طوری وسوسه میکند انبیا دیگر هم همین طور پس وسوسه های شخصی دارد از تحریک به گناه از بازداشتن به عبادت کارش این است که سد ما و خدای متعال و اولیاء خدا شود دست ما را از خدا و اولیاء خدا جدا کند از همه بدتر بدبین کردن ما به اولیاء خداست و خود خدای متعال و راه بدلی نشان دادن است یک حدیثی است در بحار است در باب ابلیس و قصصه به نظرم حدیث 29 ام این باب بود حدیث منسوب به امام حسن عسگری است وجود مقدس نبی اکرم فرمودند به خدای متعال پناه ببرید از شیطان و از همزات و نفخات و نفساتش این سه چیز البته در بعضی ادعیه دعای روز ماه رمضان است حدود بیست خصوصیت ذکر کرده حضرت فرمودند میدانید اینها چه هستند همزات شیطان این است أَمَّا هَمَزَاتُهُ فَمَا يُلْقِيهِ فِي قُلُوبِكُمْ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بغض القا میکند شما را میرساند تا درگیری با رسول و اهل بیت حتی بعضی وقتها گفتند این که چطور میتواند بغض شما را در دل ما ایجاد کند فرمود بغض اولیاء ما را ایجاد میکند محبت دشمنان ما را ایجاد میکند این میشود بغض ما تلاش میکند ما را به نحوی درگیر با اهل بیت بکند این میشود همزات تا این جا پیش میبرد کار را بعد فرمودند نفخاتش موقع غضب است تحریکتان میکند به حدی که دین و دنیای انسان از دست میرود یکی از مواضعی که شیطان خیلی به ما نزدیک است غضب ما است لذا دیده اید دستوراتی دارد ایستاده اید بنشینید ذکر صلوات بگویید خودتان را نجات بدهد اما نفسات هم خیلی چیز عجیبی است أَمَّا نَفَثَاتُهُ فَإِنَّهُ يُرِي أَحَدَكُمْ این طوری به شما القا میکند این خطورات را برای شما ایجاد میکند که قرآن شفاست «مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَ‌حْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ» (اسراء/ 82) همه ی بیماریهای انسان با قرآن درمان میشود کتاب هدایت خداست به شما القا میکند غیر از قرآن راه‌های دیگر هم است قرآن که است احتیاجی نیست به اهل بیت پناه ببرید فرمود أَشْفَى لَهُ مِنْ ذِكْرِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيْنَا بعد از قرآن هیچ چیز شفا نیست الا توجه به اهل بیت و صلوات و تواضع در مقابل آنها این خشوع راه هدایت ماست همه‌ی بیماریها با قرآن و اهل بیت درمان میشود با تجدید عهد با آنها و صلوات با آنها تجدید عهد و خشوع و خضوع در برابر اهل بیت میآید بدل سازی میکند میگوید راه‌های دیگری هم است استغنا از اهل بیت در هدایت در نجات پس این طوری است میآید بدل سازی میکند برای راه اهل بیت پس ما را درگیر میکند با اهل بیت با همزات خودش با نفساتش میآید اگر دید نتوانست بغض ایجاد بکند بدل سازی میکند میگوید این راه‌ها هم است عرفانهای کاذب یکی از کارهایی که کردند همین است امیرالمومنین میفرماید فِيَّ مَعَ اَلْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ (نهج البلاغه، خطبه 3) نسبت به جریانی که پیش آمده میفرماید کی من قابل مقایسه با اینها بودم که من را کنار اینها نشاندند بنابراین یک چنین تصرفاتی را میکند آخرش این است که یا ما را درگیر بکند با خدا و اولیاء خدا یا راه بدلی به ما نشان بدهد این اصل کارش است بقیه فروع است این شیطان با این وسعت کاری که میکند بعضی وقتها نفخات و نفساتش فردی است یعنی دام میاندازد برای یک فرد خیلی هم فراوان است از این هم غافل نیست این طور نیست که شیطان از این که تور بیندازد بزرگی را بگیرد غافل باشد چون یکی را گرفت به تبعش میبرد ولی یک موقع هایی دامهایی که درست میکند وسوسه هایی که میکند وسوسه های بزرگ اجتماعی است وسوسه های بزرگ تاریخی است گاهی تبدیل به یک وسوسه‌ی تمدنی میشود که اشاره کردم. قبلش این نکته را هم توضیح میدهم وسوسههایی که شیطان در صدر انسان میکند از نوع القاء تفکر است القاءحال است شدت روانی به دنیاست تحریک غضب است این وسوسه‌ها و القائاتی که میکند گاهی اوقات مستقیم است شیاطین جن قدرت نفوذ دارند در قلب انسان القا میکند پنهان است نمیبیند گاهی اوقات غیر مستقیم است از مجاری حسی انسان چشم گوش زبان انسان آدم را وسوسه میکند این طور نیست وسوسه های قلبی فقط وسوسه های مستقیم باشد در این سوره میفرماید «مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ» (ناس/ 6) اما ناس هم همین طورند گویا عده‌ای از ناس هستند که قدرت وسوسه‌ی مستقیم دارند همین طوری که در هدایت گاهی مستقیم است از سمع ظاهری ما استفاده نمیکنند آنهایی که معلم الهی هستند خیلی وقتها مستقیم با قلب شاگرد سرو کار دارند القائاتشان قلبی است بدون سمع و بصر ظاهری از طریق گوش قلب است تصرف میکنند نمونه هایش فراوان است عزیزی از علما میفرمود جوانی رفتم اصفهان دیدن بزرگی اجازه گرفتم رفتم دیدنش در را باز کرد سر صبح بود اجازه دادند نشستم گفتند جلسه تمام سکوت بود ولی تمام القائات قلبی ایشان بی درنگ منتقل میکرد همان طور که این طرف در جبهه‌ی حق داریم در جبهه‌ی باطل شیاطین انسی هستند القاء قلبی میکنند نشسته نمیفهمی دارد با قلب آدم بازی میکند همین شیاطین انس بعضی وقتها وسوسه هایشان غیر مستقیم است از طریق مجاری حسی است محیط حسی درست میکنند از طریق محیط حسی وسوسه میکنند تصرف گاهی اوقات تصرف بدون وسایط حسی است گاهی اوقات مجاری حسی ما را کنترل میکنند آنها قدرت تصرف به معنی این که ما را ببرند ندارند وسوسه است حتی شیاطین انس هم قدرت تصرف ابتدائا ندارند قبلا گفتیم «إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِ‌كُونَ» (نحل/ 100) آنهایی که شرک به خدا میورزند شیطان را دوست دارند سلطه پیدا میکند و الا سلطه نیست شیاطین انسان همین طور هستند گاهی محیط درست میکنند گاهی اوقات وسوسه‌ای که میکنند وسوسه‌ی ساده است گاهی اوقات خیلی پیچیده است دستگاه فلسفی شیطان وسواس درست میکند یک دستگاه فلسفی سر تا سرش وسوسه است یک عرفان کاذب درست میکند سر تا سر عرفان فلسفه است حال ایجاد میکند القاء حال میکند در روایت شب قدر است به اندازه‌ای که ملائکه به امام معصوم نزول پیدا میکنند شیاطین میروند سراغ ولی باطل خبر میدهند گفتگو میکنند به طوری که احساس میکند همه‌ی عالم در چنبره اوست خیال میکند همه‌ی حقایق عالم همین است فرمود اگر با امام مواجه شود به او توجه بدهند اینها بدلی است حقیقتش دست ماست تا این جا پیش میروند یک موقع پیچیده میشود وسوسه‌ها در حد یک دستگاه فلسفی بعضی از فلسفه های مدرن من بعضی از حرفهاشان را میگوییم میگوید ظاهرش خیلی حرف قشنگی است میگوید ما به دوره‌ی بلوغ رسیدیم نیاز به کلیسا نداریم بحث کلیسا نیست بحث استغنا از نبی است در قدم اول بشر به بلوغ رسیده احتیاج به انبیا ندارد وسوسه‌ی بزرگ فلسفی است ذیلش فلسفه‌ها شکل گرفته من ایده آل فلسفه‌ی مدرن را میگویم میگوید ما نباید خدا را از زندگی حذف کنیم جایگاه خدا را هم باید از زندگی حذف کنیم خود این هم اشکال است پرستش و معبود را باید رها کنیم توهم است توجه ندارند معبود که رها نمیشود انسان یا خدا را معبود میگیرد یا شیطان را تعطل بردار نیست جایگاه خدا باید تعطیل شود یک دستگاه فلسفی پیدا میشود بعدش انقلاب علمی انقلاب صنعتی اتفاق میافتد بعد میبینیم میشود یک تمدن هر کجایش را نگاه میکنی بوی وسوسه میدهد کسی با ترقی و تعقل و دانش و پیشرفت مخالف نیست خیلی واضح است بحث با آن چیزی که آن به عنوان ایده‌ی ترقی و توسعه‌ی پیشرفت مطرح میکنند است که یک دستگاه عظیمی است سراسر وسوسه است من یک نمونه اش را میگویم فراوان اند چون گویا است عرض میکنم.
شریعتی: این توسعه پیشرفت و رشد منهای دین و خدا غفلت ایجاد میکند.
حاج آقا میرباقری: بله بلکه همه اش محیط تحریک به دنیاست من یک مثال میگویم مال چهار دهه قبل است برنامه ریزان توسعه‌ی غربی رفتند بنگلادش برای ایجاد توسعه وضعیت آنها آن طوری که در اسناد است شاخص هایشان خیلی منفی بوده به قول آقایان سواد و هر چه بوده گاهی نقل کردند زیر آلاچیقهایی که سه در چهار ارتفاع یک متر ده دوازده نفر زندگی میکردند رفتند توسعه‌ی اقتصادی ایجاد بکنند یکی از کارهای جدی که کردند تلاشهای فرهنگی شان است آن موقع ماهواره نبود ابزارهای جدید هم نبودند ویدئوهای ارزان قیمت در اختیار اینها قرار میدادند در آلاچیقها با فیلمهای با فرهنگ غربی به خصوص فیلمهای پورنو میگفتند شما مگر نیامدید توسعه ایجاد بکنید اینها چیست میگفتند اینها برای توسعه پیدا کردن انگیزه‌ی کار ندارند اول باید تحریکشان بکنیم بعد این انگیزه را مدیریت کنیم یک انرژی فعال شود شما مدیریت بکنید از آن طرف توسعه به دست میآید پس اول تحول انسانی است اول انگیزش است انگیزشهای اخروی را اینها مانع توسعه میدانند توجه به معاد و آخرت ممکن است یک کسی با انگیزه های امام مثل ساعت کار میکردند نظمشان نظم اخروی بود این انگیزه های اخروی از نگاه آنها مانع توسعه است پس انگیزه ای هم ایجاد میکنند شدت روانی به دنیا است سوخت دستگاه توسعه‌ی غربی حرص به دنیاست مثل سوخت فسیلی که تبدیل به انرژی حرکتی در ماشین میشود حرص به دنیا تبدیل به حرکت اجتماعی میشود این حرکت را مدیریت میکنند از یک مجاری عبور میدهند میشود توسعه رکن اساسی توسعه تحول بافت انسانی است انگیزه‌ها اندیشه هایش عوض شود مهارتها و فنون انسان عوض شود از احساسات تا اندیشه تا مهارتها تا عملکردش میشود توسعه و الا انتقال تکنولوژی که توسعه نیست تکنولوژی مدرن را ببرید کشوری که عقب افتاده است به قول آقایان که نمیخواهم نام ببرم آن جا توسعه واقع نمیشود باید بافت انسانی تغییر بکند بافت انسانی که میخواهد تغییر بکند تحریص به دنیا یعنی چرخش توسعه اصلش توسعه نیاز و ارضا است شدت روانی به دنیا ایجاد میکنند شدت روانی تبدیل میشود به تحریک و بهره وری و بعد ارضا میشود همیشه فاصله بین شدت روانی و ارضا است همیشه خط فقر بالاتر از خط ارضا است چون عامل حرکت تحریص به دنیا است وقتی تحریص به دنیا شد هیچ وقت ارضا نمیشود چون هر وقت به خط ارضا رسید توقف ایجاد میشود حتما باید شدت جریان به دنیا شدت روانی به دنیا بیشتر باشد مجاری حسی درست میکنند که به هر طرف نگاه میکنید تحریک به دنیا میکند انواع لباس خوراک پوشاک و جاذبه های مختلفی که غرائز زمینی انسان را هم تحریک میکند پس گاهی اوقات وسوسه در این حد است به هر طرف نگاه میکنی وسوسه است تحریک به دنیا دعوت به دنیا است عجیب این است گاهی اوقات کارآمدی ایجاد میکنند این کارآمدی وسوسه را سنگین تر میکند شیطان شبهه میکند پس درست میگویند ما باید جایگاه خدا را حذف کنیم ما بالغ شدیم مستغنی از انبیا شدیم انبیا مزاحم پیشرفت ما هستند تغییر میدهند نگاه‌ها را این شبهه است وسوسه است کارآمدی تمدنی که مبتنی بر اخلاق مادی ایدئولوژی مادی فلسفه‌ی مادی است نفس این کارآمدی بزرگ ترین شبهه و وسوسه است خدا رحمت کند استاد ما آن موقع ایران نیامده بود ماشینهایی که از دور کنترل میشوند این تلویزیون وقتی نشان میدهد این آقا وقتی ماشینش را از طبقه ی پانزدهم برجش با کنترل گرم میکند بعد میآید مینشیند پشت ماشین شبهه ی این از شبهات نظری خیلی بالاتر است چون شبهه کارآمدی دین است یک موردی را نقل میکنم در سوره ی مبارکه ی طه میفرماید «قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِ‌هِمْ أَنَّهَا تَسْعَى» (طه/ 66) قرار شد حضرت موسی هم آوردی بکند ریسمانها را در آوردند به جنبش در آمدند حضرت موسی خوف برش داشت «فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى» (طه/ 67) به او گفتیم «قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَى، وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا» (طه/ 69-68) نترس تو برتر هستی دست برتر داری عصایت را بینداز همه ی آنها را میبلعد و تمام هم شد حضرت چرا خوف برداشت بحثهایی در روایات ما است یکی اش این است امیرالمومنین داستان خودشان را دارند میگویند میفرمایند خوف موسی نسبت به خودش نبود لَمْ يُوجِسْ مُوسَى ع خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ اَلْجُهَّالِ وَ دُوَلِ اَلضَّلاَلِ (نهج البلاغه، خطبه 4) ضلال میترسید اینها غالب شوند موسای کلام یک حقیقت غیبی دارد فرعون هم دعوت به دنیا میکند یک کارآمدی درست کرده «وَجَاءُوا بِسِحْرٍ‌ عَظِيمٍ» (اعراف/ 116) سحر عظیم بود ترسید همه برگردند بگویند این درست میگوید عصا دارد دستگاه دارد این شبهه کارآمدی سحر در مقابل معجزه است یک تمدنی سحر عظیم است نمیخواهم بگویم نقطه‌ی مثبت ندارد آدمهای خوب در غرب نیست در کاخ فرعون مومن آل فرعون همسر فرعون است بحث این است که دستگاه درست میکند دستگاه بی خدایی با صدای بلند هم میگوید اصلا عوامل غیبی را باید حذف کرد پاسخش هم پاسخ تمدنی است که آن جا کسی که این جا پناه میبرد موسای کلیم است «فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى» شاید یکی از شئون پناه نبی اکرم همین است دستگاه و وسوسه‌ی عظیمی که شیاطین انس و جن درست میکنند شبهات فراوان این دستگاهی که میآید انسان را این طوری تعریف میکند میگوید بالغ شدی بلوغت معنای استغنا از انبیا است نمیگوید انسان هر چه بالغ تر شود احتیاجش به خدا و انبیا بیشتر میشود مگر انبیا برای غیر بالغین و سفها آمده اند که وقتی بالغ شد نیاز نداشته باشد این یک شبهه‌ی عظیم است میگوید عدم پیشرفت بشر تا کنون علتش این بوده که با دین راه میرفته ما بالغ شدیم احتیاج به کلیسا نداریم بحث کلیسا نیست کسی که دفاع از کلیسا و اشتباهات کلیسا در قرون وسطی نمیکند بحث استغنا از انبیا است استغنا از دستگاه دیانت و دین و راه بری غیبی است واقعا چه کسی میتواند این تمدن غربی روحش همین نیست این تمدن غربی مدعی بی خدایی نیست یک وقت ممکن است وسوسه در این حد باشد شبهه‌ی کارآمدی است البته حل این شبهه هم همان طوری است که نبی اکرم میفرمایند «قُلْ أَعُوذُ بِرَ‌بِّ النَّاسِ» (ناس/ 1) به خدا پناه میبرم به ربی که حفظ بکند در مقابل این اتفاقاتی که در مسیر نبی اکرم بناست بیفتد این یک نکته که وسوسههایی که نسبت به ما میشود و ما باید پناه به خدا ببریم از این که در دام این وسوسه‌ها نیفتیم از هر طرف نگاه میکنی وسوسه است در همه چیز وسوسه است میگویند بهشتی که دنبالش میگردید در استکهلم برقرار است آدمهای تراشیده و باغ بزرگ دیگر شما چه میخواهید بزرگواری میگفت این عروسکهای باربری را از اندام آدمهای آن جا برداشتند میگویند بهشت زمینی دیگر شما چه میخواهید دین برای شما چه میخواهید آن چیزی که دین وعده میدهد ما آماده کردیم حالا این را بیاورید جلوتر کار به جایی میرسید به موسی میگویند قبل از این که تو بیایی گرفتاریم تو هم که آمدی گرفتار هستیم چه فرقی کرد راه‌های مقابله اش استعاذه است انسان اگر پناه گاه نداشته باشد کل دین را زیر سوال میبرد جریان تجدد اصل دین را زیر سوال میبرد اصل خدا را نیچه میگوید جایگاه خدا را باید حذف کنی چرا خدا را حذف کردی جایگاهش را حذف نکردی خدایان را هم بشکنید بت علم درست کردید بشکنید من نمیخواهم این حرفها را بگویم تخصص من نیست ضرورتی هم ندارد فقط میخواهم بگویم تعجب نکنید یک فیلسوف کارش وسوسه گری تاریخی است یک دستگاه فلسفی ایجاد میکند وسوسه در نفوس میکند نسبت به دین و کارآمدی دین و خداپرستی وسوسه ایجاد میکند همه حقایق دینی را هم تکذیب میکنند تبدیل میکنند به حقایق تاریخی که انعکاس روابط تاریخی زمان خودشان است.
شریعتی: اگر ما غافل باشیم ممکن است دعوت را لبیک کنیم.
حاج آقا میرباقری: این جا جای استعاذه‌ی نبی اکرم است حضرت باید پناهگاهی درست بکنند و تکیه گاه برای امت درست هم کردند پس نگاه ما به وسوسه باید یک کمی تغییر بکند یک موقع وسوسه توری است برای شخصی توری به وسعت یک حیات اجتماعی و تمدن میاندازند کل این تمدن تور است آدمها را میبرد در جهاز هاضمه‌ی خودش تبدیل میکند به آدمهایی با نگرشی در برابر انبیا سد راه خدا میشود چه کسی میتواند ادعا بکند کسی که غرب را بشناسد که غرب مدرن از حجابهای ادیان الهی حجابهای توحیدی است چه کسی میتواند این ادعا را بکند مگر نشناسد غرب را یکی از بزرگ ترین حجابهای توحید تجدد است حرف ما نیست خودشان میگویند بعضیها کاسه‌ی داغ تر از آش میشوند میگویند بعضی هایشان متدین اند مگر کسی گفت عناصر مثبت و آدمهای متدین و خوب آن جا وجود ندارد؟ بحث جریان است میشود وسوسه‌ی عظیم شیطانی.
شریعتی: خیلی ممنون صفحه‌ی 553 قرار امروز دوستان خوب ماست تلاوت آیات ابتدایی سوره‌ی مبارکه‌ی جمعه در سمت خدای امروز تلاوت میشود ثواب تلاوت این آیات را هدیه میکنیم به روح نبی مکرم اسلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
يُسَبِّحُ لِلَّـهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢﴾ وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٣﴾ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿٤﴾ مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥﴾ قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّـهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٦﴾ وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿٧﴾ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می ستایند، خدایی که فرمانروای هستی و بی نهایت پاکیزه و توانای شکست ناپذیر و حکیم است. (۱) اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند. (۲) و [نیز پیامبر را] بر مردمی دیگر [از عرب و غیر عرب] که هنوز به آنان نپیوسته اند [برانگیخت]. و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است. (۳) این [برانگیختن به پیامبری و مسؤولیت عظیم تعلیم و تربیت،] فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا می کند، و خدا صاحب فضل بزرگ است. (۴) وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است، آن گاه به آن عمل نکردند، مانند درازگوشی است که کتاب هایی را [که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد] حمل می کند. چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند. و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند. (۵) بگو: ای یهودیان! اگر گمان می کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.] (۶) ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده اند هرگز آروزی مرگ نمی کنند، و خدا به ستمکاران داناست. (۷) بگو: بی تردید مرگی را که از آن می گریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می شوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام می دادید، آگاه خواهد کرد. (۸)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شریعتی: خیلی خوشحالیم همراه شما هستیم تک تک پیامهای شما را خواندیم التماس دعا گفته بودید گرفتاری مشکل داشتید مخصوصا در سفر اخیر که ما مشرف شدیم مشهدالرضا حواس ما به فرد فرد شما بود و نائب الزیاره‌ی شما بودیم اسامی برگزیدگان طرح تکریم حضرت خدیجه‌ی کبری سلام الله علیها در سایت ما موجود است میتوانید مراجعه بکنید اسامی را ببینید
حاج آقا میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم این یک مرور جزئی بود بر بحث همز و وسوسه و پناهی که ما باید ببریم یک بحث این است که وجود مقدس نبی اکرم مخاطب اصلی این سوره اند خودشان از چه پناه میبرند این نکته را اشاره میکنم که پناه حضرت همیشه لازم نیست برای خودشان باشد ایشان همیشه در پناه خدا هستند و دشمن هم دشمنی اصلی اش با ایشان است «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا» (انعام/ 112) البته به تبع امام با مامومش هم درگیر است اصل درگیری با امام با وجود مقدس حضرت است که امام عالم اند بعد با ماموم و انسانها درگیر میشود بنابراین حضرت در پناه خدا هستند بیشترین کسی که در پناه خدا هستند حضرت اند اَلفَقر اَخِی فقیر ترین در برابر خدای متعال حضرت است اما بحث این است که این موجود مهمین ممکن است بگوییم شیطان وسوسه در خودش ندارد که بیاید خود حضرت را وسوسه بکند از این حرفها گذشته بلکه وسوسه در امت تاریخی حضرت است امت تاریخی حضرت در آن سلمان هم است آدمهایی که ایمان درجه‌ی دهم هم دارند ولی مسئله‌ی اصلی مسئله‌ی امت است کما این که «وَاسْتَغْفِرْ‌ لِذَنبِكَ» (غافر/ 55) «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا، لِّيَغْفِرَ‌ لَكَ اللَّـهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ‌ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا» (فتح/ 2-1) روایتش را خواندیم حضرت نه گناه کردند نه قصد گناه کردند  حُمِّلَ ذُنُوبِ شِیعَتِهِ (تفسیر قمی، ج 2، ص 314) بار دیگران را برداشته باید به مقصد برساند خودش برداشته شفاعت یعنی این حضرت پناهگاه هستند برای امت تاریخی خودشان از مخاطرات حضرت میخواهند درهای غیب را باز کنند مردم را از عالم دنیا عبور بدهند انگیزه هایشان را بزرگ بدهند دنیا با همه‌ی وسعت برایشان کوچک شود در همین دنیا باید کار بکنند الدُّنْیا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ (عوالى اللآلى، ج 1، ص 267) نباید بی کار باشند باید بزرگشان بکنند َاَنا مِن قَومٍ قُلُوبِهِم فِي الجِنَانِ وَ اَبدَانِهِم فِي العَمَل (نهج البلاغه، خطبه قاصعه) قلبش در بهشت باشد پایش در زمین کار هم میکند هیچ کس مثل امیرالمومنین در راه خدا کار نمیکرد ولی میفرمود َاَنا مِن قَومٍ قُلُوبِهِم فِي الجِنَانِ وَ اَبدَانِهِم فِي العَمَل میخواهد پنجره های غیب را باز کند آرام آرام آدم را بزرگ بکند سر از این پنجره بیرون کنند عوالم غیبی را یکی یکی پشت سر بگذارند برسند به آن عوالم اصلی و بعد قرب الهی این دعوت عظیم اولا خیلی فهمش دشوار است این که حضرت موسی میگوید «قَالَ رَ‌بِّ اشْرَ‌حْ لِي صَدْرِ‌ي، وَيَسِّرْ‌ لِي أَمْرِ‌ي، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي، يَفْقَهُوا قَوْلِي» (طه/ 28-25) خدایا گره زبان من را باز کن تا بفهمند چه میگویم دعوت به دنیا نیست همه بفهمند لذات محسوس را راحت میشود تفاهم کرد فیلسوفان با تفاهم به جامعه مشکل ندارند چون دعوت به لذات محسوس میکنند این که آدم را با عوالم غیبی آشنا بکنی و عبور بکنی از این عوالم و از عوالم دور از فهم صحبت بکنی و آرام آرام مفهوم کنی مومنین حقایق قرآنی را میفهمند اگر حضرت نبود همه در حجاب بودیم تا برسد به آنهایی که واقعا غیوبی را میفهمند از کلمات حضرت که ایشان چنین دعوت بزرگی دارند خود دعوت سختیهایی را دارد چطور میشود تفاهم کرد به فهم انسانها رسید التماس میکنند به من شرح صدر بده گره زبانم را باز کن بفهمند من چه میگویم دو دشمنی جدی مقابل حضرت است یکی سختیهای راه است این که بخواهی یک امت را عبور بدهی واقعا دشواریهایی است بنی اسرائیل فکر میکردند حضرت موسی میآید پیروز میشوند کار تمام میشود مشکلی نمیماند وقتی با مشکلات برخورد کردند موسای کلیم آمد اصلاحات برسد به نقطه‌ی خودش زمان بر است مسیر سخت و دشواری است کم کم اعتراض میکنند یک جایی میگفتند «قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَ‌كُونَ» (شعرا/ 61) تو ما را گرفتار کردی یک جا فرعون یک جا دریا یک جایی میگفتند قبلا در رنج بودیم حالا که آمدی در رنج هستیم چه تفاوتی دارد این درک غلط از دشواریهای راه که فکر میکنند تمام شد فرعون که رفت موسای کلیم میآید کار تمام شد در ظهور حضرت هم است سختیهایی که در مقدمه راه است سختیهای سنگینی است خیلیها جدا میشوند شما میخواهید توسعه ایجاد کنید توسعه آباد کردن طبیعت و نظام طبیعی به مفهوم مادی اش آباد کردن آخور است یک جنگل بزرگ اگر خیلی مادی تر شد میشود باغ وحش عظیم باغ وحش منظم این دشواریهای فراوانی دارد دشواریهایی که بر سر راه دستگاه مدیران توسعه‌ی غربی است که میخواهند جهان را توسعه بدهند فیلسوفان توسعه دستگاه‌های اندیشه شان مشکلات بزرگی دارد جنگ صبح مبانی اندیشه دارد لذا مسئله است اگر عبور بدهی از این جهان وارد عوالم غیب بکنی دشوار است وسوسه‌های شیاطین یکی اش این جاست در جنگ احد میگویند اگر ما به حق بودیم «يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ‌ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا» (آل عمران/ 154) اگر ما پیروز بودیم نباید کشته شویم اگر حق با ما بود خیال میکنند معنی حق این است که در دنیا بدون هزینه کردن باید راه بروی در حالی که معنی اش این نیست شما رنج بردید آنها هم رنج بردند شما زدید خوردید در دعوا زد و خورد است نتیجه اش خلوص قلوب پاک شدن قلوب جدا شدن صفوف و خیلی چیزهاست حضرت امیر در پنج سال سه جنگ بزرگ دارد ممکن است کسی احساس بکند پس حضرت چه کار کرد این سه جنگ گره‌های کور تاریخی را بازی کرد فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ (نهج البلاغه، خطبه 93) این سه فتنهای که ادامه‌ی راه بود تبدیل شد به سه فتنه حضرت هر سه را کور کرد وگرنه جریان عالم این نبود دشواریهای راه یکی وسوسه‌ها است که اگر شما حق بودید پس دشواریها چیست مگر قرار نبود آب و برق مجانی شود اینها وسوسه است همراه کردن امت سختی دارد سختیها قطعی است «وَمَا أَرْ‌سَلْنَا فِي قَرْ‌يَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّ‌اءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّ‌عُونَ» (اعراف/ 94) هیچ پیغمبری قریه‌ای نمیرفت الا این که گرفتار سختی میکردیم تضرع بکنند وقتی برسند به آن نقطه «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَ‌ى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَ‌كَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْ‌ضِ» (اعراف/ 96) درها باز میشود وقتی به آن نقطه رسیدند که اسیر شرایط نیستند به ابراهیم خلیل میگویند فرزندت را قربانی کن وقتی دیدند امتحان را پس داد به مقام خلت رسید دو تا هم رویش میگذارند میدهند خدا فرزند را نمیخواهد که خدا میخواهد از بسترها عبور کنیم عبور هم مثل تولد است زایمان سختی دارد آدم میخواهد متولد شود از این عالم به عالم دیگری رنج تولد در عوالم بالاتر است مگر موت که این قدر سخت است مگر چیست غیر از تولد به عالم بالاتری است حضرت میخواهد تا در دنیا هستیم ما را در عوالم غیب متولد کند آدمی که سر از عوالم غیب در آمده و اهل عوالم غیب شده وارد عوالم بعدی شود نه بذر سبز نشده شکوفا نشده و فاسد نشده شیطان میخواهد ما را فاسد کند در این دنیا حضرت میخواهد بذر را شکوفا کند بعد وارد عوالم غیب شویم خیلی دشواری دارد دشواری هایش قابل مقایسه با دشواریهای توسعه و پیشرفت مادی نیست طبیعی است وسوسه های شیطان این جا کارگر میافتد شیطان بدل سازی میکند برای عرفان برای اخلاق روایت در سفینة البحار است دو روایت مرحوم مقدس قمی نقل کرده میگویند آنهایی که اهل بدعت اند شیطان در آنها بکاء و خشوع ایجاد میکند همان کسی که مزاحم است نمیگذارد شما بیدار شوید دیگری را بیدار میکند پس دومین مسئله این است بدل سازیهای سنگین میکند شیطان سعی میکند تلاش میکند بدل سازی بکند از طریق این بدل سازیها از یک طرف هم داستان مار و مار است که همه بلد هستید بنده خدا صورت مار کشید گفت این مار است یا مار قصه‌ی تمدن غرب و اسلام قصه‌ی مار و مار است میگوید شما چه میخواستید توسعه رفاه امنیت آزادی امنیت شغلی سواد باطنش را نگاه میکنی واقعا یک جریان فرایند نیاز و ارضای پیچیده‌ای است که دائما شدت روانی به دنیا ایجاد میکند معتاد میکند آدمها را به دنیا اعتیاد چیز بدی است آدمها را معتاد کنیم به مواد مخدر برای تولید مواد مخدر ته اش توسعه‌ی سرمایه میشود الآن یکی از تجارتهای بزرگ دنیا تجارت مواد مخدر است آنهایی که مدیریت میکنند تجارت مواد مخدر را و فعالیتهای علمی هم دارد اول جامعه‌ی بشری را معتاد میکنند بعد تولید میشود بعد توزیع بعد مصرف چرخه‌ی نیاز و ارضا اگر اعتیاد نباشد که این ثروت نیست آدمها را معتاد میکند برای تولید ثروت جریان توسعه‌ی سرمایه داری همین است تحریص به دنیا است برای رشد سرمایه نگویید مواد مخدر نیست واقعا مگر بشر چند نوع خوردنی میخواهد این تنوع تحریص به دنیاست.
شریعتی: راه مقابله با این وسوسه چیست پناه بردن ما به چه صورتی باید باشد بینش ما به چه صورتی باید باشد.
حاج آقا میرباقری: پس گاهی اوقات وسوسه وسوسه‌ی تاریخی است وسوسه‌ی دموکراسی در مقابل خلافت است وسوسه‌ای که در صدر اسلام اتفاق افتاد خیلی عظیم است تاریخی است اجتماعی نیست در تاریخ دمیده شده شکلهای مختلف پیدا میکند وسوسه‌ی دموکراسی در مقابل خلافت ولایت الهیه است در برابر این وسوسه چه باید کرد اول مقام استعاذه است این مقام است لفظ نیست این لفظ کمک میکند به آدمها کسی که در مقامی باشد این خطر را ببیند تکیه گاه را ببیند به خدا پناه ببرد بعد اقدام بکند حضرت این کار را کردند هم یک پناه گاهی برای امت درست کردند اگر استعاذه نبود ما در دست شیطان بودیم وسوسه‌ها میبرد و بعد اقدامات است اقداماتش در مورد ما توجه است دوری از غفلت است اهل محاسبه بودن مراقبه بودن است این محاسبه از محاسبه مراقبه های شخصی باید تا اجتماعی این ممکن است مال مجموعه باشد مال یک آدم نیست یعنی دستگاه مومن باید دستگاه کفار شیاطین انس و جن را رصد بکند مقابل وسوسه‌ی آنها اقدام بکند پس بعد از پناه بردن است خیال نکنیم خودمان میتوانیم این کار ما نیست بعد در مقام استعاذه که بودیم اقداماتی بکنیم چطور کسی که میخواهد در پناه باشد باید از غفلت بیاید بیرون موضع غفلت موضع شیطان است محیط غفلت هم همین طور است اگر تمدنی محیط غفلت درست کرد باید محیط غفلت را تبدیل کنید به محیط ذکر اگر مجاری حسی را کنترل کرد برای وسوسه شما باید تمدنی بسازید که همه‌ی مجاری حسی محیط ذکر است اگر او شهر بازی درست کرد که سه روز شما را میبرد و غفلت در شما ایجاد میکند وقتی آدم میآید بیرون به نظرش میآید دیگر این دنیایی که در آن زندگی میکند به درد نمیخورد ما باید شهر اعتکاف درست کنیم که وقتی انسان سه روز میرود و میآید بیرون باید احساس بکند عالم عالم دیگری است مثال زدم یعنی تمدن ما شهرش شهر اعتکاف باشد کما این که آن جا شهر غفلت است شهر غفلت باشد.
شریعتی: خیلی ممنون نکات خوبی را شنیدیم نوع نگرش و نوع بینش ما با توجه به این نکات امیدوارم تغییر بکند با بینش بیشتری به قضایا نگاه کنیم حاج آقا دعا بفرمایید.
حاج آقا میرباقری: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم خدایا به محمد و آل محمد امت حضرت را در پناه حضرت و از همه‌ی خطرات و وساوس انس و جن محفوظ بدار.
شریعتی: خیلی ممنون، تو نوح نوحی اما به سر شور دگر دارد که در طوفان نامت کشتی پیغمبران گم شد السلام علیک یا رسول الله