main logo of samtekhoda

94-04-20- حجت الاسلام والمسلمين میرباقری - تفسیر آیاتی از جزء 24

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: تفسیر آیاتی از جزء 24
كارشناس: حجت الاسلام و المسلمين میرباقری

تاريخ پخش:94/04/20

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


رفته بودم سنگ بردارم، دست هایم دست شیطان شد
ناگهان قلبم ترک برداشت، ناگهان حالم پریشان شد
پیکری سنگی، دلی سنگی، ناگهان از هم فرو پاشید
هفت سنگ از هفت جا برخاست، کَم کَمک، دستی نمایان شد
در میان گریه ام ناگاه، هر سه شیطان خنده سر دادند
خنده هاشان گریه ام را خورد، گریه ام در خنده پنهان شد
باز شیطان سنگ دیگر زد، باز من بودم که می‌مردم
چشم هایم سنگ شد افتاد، دست هایم باز ویران شد
کاش سنگی می‌شدم تنها، می‌نشستم در کف دستی
گاه حتی قسمتم این نیست، گاه حتی سنگ نتوان شد


شریعتی: سلام به همه‌ی دوستان عزیز خانم‌ها و آقایان خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز طاعات و عبادات شما قبول باشد خیلی خوشحالیم در این لحظات همراه شما هستیم در کنار شما و همچنان داریم روزهای ماه ضیافت الهی را تجربه می‌کنیم روزهای پر از خیر و برکتی که اگر قدرش را می‌دانستیم آرزو می‌کردیم کاش سراسر سال رمضان بود. ان شاء الله قدر این لحظات باقیمانده‌ی ماه مبارک رمضان را همه مان بدانیم و از خداوند متعال بخواهیم که در این فرصت باقیمانده همه‌ی ما را مورد مغفرت و بخشش و رحمت خودش قرار بدهد. به رسم شنبه‌ها در محضر حاج آقای میرباقری عزیز هستیم و از محضرشان استفاده می‌کنیم.
سلام علیکم طاعات قبول باشد
حاج آقا میرباقری: علیکم السلام و رحمة الله خدمت شما و همه‌ی بینندگان عزیز و همه‌ی همکاران گرامی شما عرض سلام و ادب دارم امیدوارم طاعات همه در این ماه مرضی خدای متعال و به امضای امام زمان علیه السلام برسد
شریعتی: ان شاء الله. در ماه مبارک رمضان سر سفره‌ی قرآن کریم مهمان هستیم برنامه‌ی سمت خدا اهتمام ویژه نسبت به قرآن کریم دارد هم طرح خانه‌های نورانی و هم در برنامه‌ی سمت خدا به صورت جدی و ویژه با محوریت آیات قرآن کریم مباحث را تقدیم شما می‌کنیم خیلی‌ها منتظر هستند که آیات جزء 24 ام قرآن کریم را حاج آقای میرباقری برای ما بفرمایند.
حاج آقا میرباقری: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعة من رحمتک و فوز عن عندک عرض کنم در جزء 24 ام قسمتی از آیات آخری سوره‌ی زمر و تمامی سوره‌ی غافر یا مومن و بخشی از سوره‌ی حاء میم فصلت است من ابتدا آیه‌ای را از سوره‌ی زمر آیه‌ی 53‌ای سوره را ترجمه می‌کنم که همه با این آیه آشنا هستند صفحه‌ی 464 مصحف شریف است آیه این است  «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ» (زمر/ 53) این آیه‌ای است که از امیرالمومنین علیه السلام یک روایتی ذیل این آیه است حضرت فرمودند ما فِى القُرْآنِ آیَةٌ أَوْسَعُ مِنْ یا عِبادِىَ الَّذِیْنَ أَسْرَفُوا آیه‌ای اوسع و وسیع و گسترده تر از این که به اصطلاح همه بتوانند از این آیه استفاده کنند نیست اوسع هم شاید به معنی این که بیش از همه‌ی آیات ما را بشارت به رحمت خدای متعال می‌دهد می‌فرماید بگو‌ای بندگان من که خود این خطاب هم یک خطاب لطیفی است خدای متعال از آغاز این طور شروع می‌کند «يَا عِبَادِيَ» ممکن است مقصود اختصاص هم باشد که آن‌هایی که عباد الله هستند مخاطب هستند آن‌هایی که از دایره‌ی عباد بیرون اند کاری با خدا ندارند بگو به عباد من عبادی که «الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا» ای نسبت به نفسشان اسراف کردند زیاده روی کردند این را مرحوم فیض این طور معنا کردند در جنایت بر نفس خودشان افراط کردند معنای خوبی است. زیاده روی کردند بِالاِسرَافِ فِی المَعَاصِی (بحارالانوار، جلد 65، ص 53) با زیاده روی در معاصی خدای متعال در جنایت به نفس خودشان افراط کردند علیه خودتان خیلی جرم کردید به آن‌هایی که خیلی جرم کردند بگو «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ» از رحمت خدا مایوس نشوید «إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» همه‌ی گناهان را خدا یک جا می‌آمرزد «إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ» این دو صفت خدای متعال هم غفور هم رحیم است پیداست به عباد است رحمت خاصه است یعنی جبران می‌کند با رحمت خودش پوشش می‌دهد نه فقط دامن آدم را خاموش می‌کند بلکه بعد از آن یک لباس نو هم می‌دهد نه فقط نمی‌گذارد آتش آدم را بسوزاند دوباره از نو به انسان یک لباس طهارتی می‌پوشاند از نو آدم را سر پا می‌کند مایوس شدن گاهی اوقات از غفلت از رحمت خداست یک عده این طوری مایوس می‌شوند یک عده‌ای نه به خاطر غفلت نیست به خاطر این است که خیلی اهل حساب و کتاب اند مایوس می‌شوند آدمی که خیال می‌کند که حالا یک دروغ گفتیم رفته این خیلی مایوس نمی‌شود ولی اگر احساس کرد که در این عالم هیچ چیز گم نمی‌شود یعنی یک تلنگر بزنی تا آن طرف عالم منتقل می‌شود در این عالمی که خدای متعال خلق کرده دیگر دست ما نیست آدم می‌تواند کاری را انجام ندهد ولی تلنگر به این آجر اول زدی صد هزار تا آجر باشد روی هم می‌ریزد آدمی که احساس می‌کند یک حرف قدیمی چرخیده تبدیل شده به فتنه فرمود گاهی در نامه‌ی عمل کسی قتل می‌نویسند خدایا من گناه زیاد کردم قتل نکردم می‌فرماید شما این حرف را زدی چند دهان گشت تبدیل شد به فتنه خونی ریخته شد تو هم شریکی وقتی آدم این طور حساب می‌کند می‌بیند در این عالم ارتباطات یک گناه کرد دید تا کجاها رفته یک تشر زدی این یک آدمی را زمین گیر کردی سر بچه‌ی خودت یک داد زدی نا به جا خشونت کردی یک عمر او را زمین گیر کردی دیگر نمی‌تواند از جایش بلند شود ظرفیت نداشت طفل است در یک حدی ظرفیت دارد وقتی بیشتر از ظرفیت فشار بیاوری می‌شکند با خانواده‌ی خودت با دوست خودت این در معاشرت با مردم است در طبیعت است می‌بینیم آدم این جا خیال می‌کند می‌رود در جنگل یک کبریت می‌زند بعد می‌رود یک هکتار‌ها جنگل می‌سوزد این طوری نیست که آدمی که حسیب است حساب گر است می‌بیند این طور نیست إذَا رَأیتَ ذُنُوبِی فَزِعتُ (دعای ابوحمزه ثمالی) بیچاره می‌شود بعد حساب می‌کند می‌بیند انبیا یک ترک اولی می‌کردند در بعضی روایات هست حضرت آدم دویست سال گریه کرده آدم این طوری چطور می‌تواند مایوس نشود آدم نگاه می‌کند ترک اولی چطور گناه کبیره در کارهایمان به حساب نمی‌آید یعنی اگر یک روزی بنشینیم با خودمان حساب کنیم حکایت آن داستان حضرت است که فرمودند هیزم‌ها را جمع کنید گفتند این بیابان هیزم ندارد اگر بشماریم یک یک هیزم‌ها را جمع کنیم می‌بینیم کوهی شد آن‌هایی که اهل محاسبه اند گاهی به یاس می‌رسند جمع می‌کند می‌گوید امروز من ده هزار گناه کردم این که در روایت است این عمل را انجام دهی به تعداد ریگ‌های بیابان گناهان را می‌آمرزد می‌گوید خدایا ما کی به تعداد ریگ‌های بیابان گناه داشتیم این‌ها معنی دارد که گاهی یک حرف می‌زنی به اندازه‌ی ریگ‌های بیابان گناه برای خودت درست می‌کنی یک اقدام است ولی این اقدام در این عالم تا کجاها می‌رود چه مخاطراتی دارد فرمود گاهی یک گناه می‌کنید هفت نسلتان را گرفتار می‌کنید حالا ساده ترش جناب آدم ترک اولی کرد خودش را نسلش را هبوط کردند باید بمانند فعلا ببینید آدم‌هایی که اهل محاسبه هستند و اهل حساب کتاب هستند خیلی وقت‌ها وقتی می‌بینند در این عالمی که همه چیز به هم پیوسته است خدای متعال این قدر عالم را دقیق خلق کرده یک تصرف بکنی گاهی انفجارهای بزرگ می‌شود در این عالم سانتریفیوژ‌ها را از طریق یک ویروس چه کار می‌خواستند بکنند یک ویروس کوچک است ولی کل دستگاه‌ها را منفجر می‌کند وقتی سرعت حرکت بالاست در این عالم منظم یک کلمه به هم می‌ریزد چه کارش می‌شود بکنیم من این کلمه را انداختم این ویروس را انداختم در این دستگاه عظیم پیداست مایوس می‌شوم دیگر هیچ کار نمی‌شود بکنی حالا‌ای کاش یک ویروس بود به هر طرف نگاه می‌کنم می‌بینم همه‌ی عالم را ویروس‌های من گرفته هیچ کسی به من حق نداشته من حقش را درست ندادم به همسرم نگاه می‌کنم رساله‌ی حقوق امام سجاد را می‌بینم می‌بینم ادا نشده به رفیقی که سلام علیک داشتم به پیغمبر خودم به کاسب به خدای خودم نشده به زمینی که در آن کشاورزی می‌کردم حق زمین را ادا نکردم در رساله‌ی حقوق حضرت سجاد آدم خیال می‌کند حق همسرش این است که وظیفه ات است بروی کار کنی وظیفه‌ی مرد است تامین کنی آبرومندانه نه این نیست می‌فرماید حق همسرت این است که او را رحمت خدا به خودت بدانی اگر نگاه تو به او این طوری نبوده نگاه الهی نبوده حقش را ادا نکردی آدم نگاه می‌کند می‌گوید این را هم نکردیم مهم نیست بعد نگاه می‌کند می‌بیند یک پیامبر برای یک ترک اولی دویست سال گریه کرد توبه کرده گفتند باید هبوط کنی یک پیغمبر ترک اولی کرده کردند در شکم ماهی گفتند تا قیامت نگاه می‌داری آدم می‌گوید نمی‌شود
شریعتی: تا همین جا کلا نا امید شدیم
حاج آقا میرباقری: آدم اگر توهم که خوب نیست آدم اگر بزرگی گناه خودش را ندید بی خودی خیال می‌کند به رحمت خدا امیدوار است گناهی این طرف نمی‌بیند دامن خودش را پاک می‌بیند بی خیالی اش ناشی از این است نه این که به رحمت خدا امیدوار است خودش را آدم خوبی می‌کند اصلا غافل است از این یک بار وسعت گناه را این طرف می‌بیند اهل حساب کتاب است اهل دقت است اهل علم است این آدم إذَا رَأیتَ ذُنُوبِی فَزِعتُ کم کم ممکن است یک دفعه عظمت گناهش به حدی در نظرش برسد که واقعا عظیم است أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ آدم عظمت گناهش را اگر نفهمید او غافل است وقتی عظمت گناه را فهمید مایوس می‌شود الا این که به یک اعظمی برسی إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إِلا الْعَظِيمُ  (تعقیب نماز مغرب) اگر در مقابل این عظمت گناه انسان توجه به وسعت رحمت خدا «رَ‌حْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» (اعراف/ 156) این که «رَ‌حْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» (بقره/ 284) همه‌ی کائنات دست اوست «وَلِلَّـهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» (فتح/ 7) دو جا این است هم در سوره‌ی فتح هم سوره‌ی نجم مضمونش این است همه‌ی آسمان و زمین مال ماست با همین گناهان خوبان را پاک می‌کنم مگر جنود من نیستند می‌گویند آلودگی اش تا آن جا رفته می‌گویم جنودم را تا آن جا می‌برم اگر کسی وسعت قدرت حق وسعت رحمت و مغفرت را ندید آن وقت مایوس می‌شود اگر آن وسعت را دید و بعد احساس کرد گناه خودت را کوچک ببینی تائب نیستی عظمت گناه را ببینی عظمت حضرت حق را نبینی مایوس می‌شوی عظمت حضرت حق را ببینی گناه خودت را هم هر چه بزرگ ببینی می‌گویی هَبْنِی وَ مَا خَطَئِی همین آدمی که عظمت گناه زمین گیرش می‌کرد می‌گوید خدایا من و گناهم در دستگاه تو گم شده ایم نه من ابلیس با همه‌ی گناهش در دستگاه تو گم شد است این وسعت دستگاه تو است تنها راه این است که انسان توجه کند به وسعت رحمت خدا هر چقدر هم گناه خودش را وسیع ببیند فقط التجاعش به خدا بزرگ تر می‌شود نه این که مایوس می‌شود اگر فقط عظمت گناه خودش را دید زمین گیر می‌شود ولی اگر بزرگی رحمت خدا را دید هر چه گناهش بزرگ تر باشد تکیه امید و روی آوردنش به خدای متعال بیشتر می‌شود با شدت بیشتری روی می‌آورد این آیه می‌خواهد این را بگوید شاید. «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا» اسراف کرده آدم یک ترک اولی اسراف است در این دستگاه بیچاره می‌کند آدم را این همان است إذَا رَأیتُ ذُنُوبِی فَزِعتُ وَ طَمِعتُ انسان اگر وسعت گناه خودش را ببیند بعد وسعت کرم خدا را ببیند این رجوع و توبه و تدارک اتفاق می‌افتد وقتی که تدارک می‌کند خدای متعال کار خدای متعال این است که شیطان هر چه می‌خواهد مومن را زمین گیر کند این آیه را یک باری خواندم در سوره‌ی آل عمران است متقین را خدای متعال توصیف می‌کند می‌فرماید بروید به طرف بهشتی که برای متقین آماده کردم با سرعت بروید متقین چه کسانی هستند در همه حال انفاق می‌کند کظم غیض می‌کنند احسان می‌کنند تا می‌رسد «وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ» (آل عمران/ 135) به دنبال هر غفلتی یک ذکری دارند بلافاصله «ذَكَرُ‌وا اللَّـهَ فَاسْتَغْفَرُ‌وا لِذُنُوبِهِمْ» استغفار می‌کنند بعد می‌فرماید «وَمَن يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّـهُ» چه کسانی گناه این‌ها را جز خدا می‌آمرزد آن چنان خدای متعال قاطع حرف زده روایت دارد وقتی این آیه نازل شد شیطان فرماندهان خودش را جمع کرد گفت بیچاره شدیم هر چه ما تلاش کنیم خدای متعال خودش به میدان ما آمده دیگر طرف ما این‌ها نیستند ما با خدا طرف هستیم حالا قصه این است می‌فرماید «وَأَنِيبُوا إِلَى رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ» (زمر/ 54) انابه به طرف پروردگار داشته باشید منیب باشید و تسلیم پروردگار باشید قبل از این که عذاب و فرصت از دست برود تا فرصت هست با یک انابه و تسلیم شدن خدای متعال همه‌ی ضعف‌ها را جبران می‌کند این یک آیه‌ای از این سوره‌ی مبارکه. در این جزء غیر از این سوره‌ی زمر دو سوره‌ی دیگر هم است عرض کردم یکی سوره‌ی غافر و مومن است که به تمامه است یکی هم سوره‌ی فصلت که سوره‌ی غافر آغاز سوره‌ی حوامیم سبعه است که با حم شروع می‌شوند همه شان هم بحث قرآن است در این هفت سوره حم بعد بحث قرآن است این از سوره‌ی غافر فصلت شوری زخرف دخان جاثیه احقاف از سوره‌ی غافر مومن به تعبیر دیگر تا سوره‌ی محمد صلی الله علیه و آله و سلم که دیگر این سوره جزء حوامیم است این هفت سوره جزء حوامیم اند خیلی تاکید شده به تلاوتش حتی تاکید شده بر خواندن این سور در نافله‌ی شب و روایات فراوانی هم در فضیلتش داریم در ثواب الاعمال مرحوم صدوق نقل کردند یکی اش این است از وجود مقدس امام صادق علیه السلام این حدیث نقل شده مرحوم صدوق نقل کردند در ثواب الاعمال که فرمودند اَلحَوَامِيم رَيَاحِينَ القُرآن قرآن می‌دانید همه‌ی مقامات بهشت مقامات قرآن است حوامیم ریاحین القرآن اند گل‌های معطر این باغ قرآن حوامیم هستند فَاِذَا قَرَأتُمُوهَا قرآن اگر موفق شدید بخوانید خدا را خیلی حمد کنید و شکر کنید کثیرا فَاحمَدُوا اللهَ وَ اشكُرُوهُ كَثِيرًا چرا؟ لِحِفظِهَا وَ تِلَاوَتِهَا بعد از این که تلاوت کردید و توانستید حفظ کنید بعد فرمود بنده برمی‌خیزد حوامیم را می‌خواند وقتی خواند إنَّ العَبدَ لِيَقُومُ وَ يَقرَأ الحَوَامِيم شاید معنی اش این است که اقدام می‌کند یا معنی اش این است که با ادب و حضور می‌خواند فَيَخرُجُ مِن فِيهِ أطيَب مِن المِسكِ الأذفَرِ وَ العَنبَرِ اگر این سور از ریاحین اند وقتی انسان می‌خواند گویا این عطر قرآن در دهانش ساتع می‌شود آن وقت ملائکه این عطر را می‌شنوند جمع می‌شوند دور آدم همان طور که دیدید پشه‌ها دور فضولات جمع می‌شوند اما بلبل نه در گلستان همیشه است ملائکه این طوری اند اگر یک جایی بوی خوش قرآن باشد فوری حضور پیدا می‌کنند فرمود این از گل‌های خوش بوی قرآن است وقتی می‌خوانی فَيَخرُجُ مِن فِيهِ أطيَب مِن المِسكِ الأذفَرِ وَ العَنبَرِ (ثواب الاعمال/ ص 103) بعد ثوابش را و این که خدای متعال ترحم می‌کند نه فقط به خود خواننده و همسایه‌ها و رفقا و همه را هم خدای متعال مورد توجه قرار می‌دهد این قدر رحمت این سوره وسیع است این سور حوامیم وقتی نازل شود رحمت خدا به همسایه‌ها و اطرافیان یک نفر در خانه بخواند همه متنعم می‌شوند از برکات این سوره که نازل می‌شود پس این سور حوامیم یکی سوره‌ی فصلت است اگر اجازه بدهید من چند تا آیه از سوره‌ی مبارکه‌ی فصلت را خدمت شما ترجمه بکنم. این سوره در باب قرآن است بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ  حم تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ (فصلت/ 2-1) حم که جزء حروف مقطعه است معانی خاص خودش را دارد ممکن است در هر جا هم که یک معنا داشته باشد کما این که همین حم در سور مختلف معانی مختلف کردند ائمه برایش. این کتاب تنزیل از ناحیه‌ی خدای رحمن و رحیم است یعنی هم رحمانیت خدای متعال در او است که رحمت عامش است هم رحیمیت خدا در این سوره است هر دو جلوه کرده رزق عام و خاص است «كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْ‌آنًا عَرَ‌بِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» (فصلت/ 3) کتابی است که قرآن دو مرحله دارد یک مرحله مرحله‌ی احکام و اجمال است یک مرحله مرحله‌ی تفصیل است بعضی بزرگان فرمودند در مرحله‌ی اِحکام در قالب الفاظ نیست لذا از هم جدا به این معنا نیست وقتی تفصیل پیدا می‌کند تبدیل می‌شود به این کلمات مفصل در قالب زبان عربی می‌آید حالا می‌شود با آن ارتباط برقرار کنیم بفهمیم همان که فرمود در آن محضر «وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» (زخرف/ 4) ولی وقتی به دست ما می‌رسد به لسان عربی مبین است که ما بتوانیم بفهمیم پس مرحله‌ی تفصیل قرآن آن جایی است که تبدیل می‌شود به زبان عربی و این کلمات «لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» حالا این کتاب برای آن جمعیتی است که اهل علم اند دنبال علم هستند آن‌ها این کتاب را برایشان در قالب عربی در آوردیم تا بتوانند از این کتاب بهره مند شوند «كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْ‌آنًا عَرَ‌بِيًّا» تفصیل پیدا کرده عرض کردم در یک مرحله‌ای نور است این کیفیت اصوات معلوم نیست در آن مرحله باشد تفصیل کلمات و زبان عربی همه اش وحی است نمی‌خواهیم بگوییم وحی نیست همه سراسر وحی است همه از خدای متعال است این وجود مقدس کلمه‌ای کم و زیاد نکرده «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (حاقه/ 45-44) این پیغمبر معصوم مطهر است از این حرف‌ها ولی برای این که حرفش حجت قطعی شود خدا می‌فرماید اگر کم و زیاد می‌کرد ما به دست قدرت می‌گرفتیم رگش را قطع می‌کردیم می‌خواهد بگوید هیچ چیز اضافه نکرده خیالتان راحت باشد این پیغمبر معصوم است ولی چون شما به این راحتی خیالتان راحت نمی‌شود خدای متعال این تضمین را می‌دهد که پیامبر هیچ چیز کم و زیاد نکرده امین وحی است « بَشِيرً‌ا وَنَذِيرً‌ا» (بقره/ 119) در آن بشارت‌ها و انذارهایی است که همه‌ی بشارت‌های قرآن برمی‌گردد به توحید همه‌ی انذارها برمی‌گردد به شرک این در سوره‌ی هود است «الر‌ كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ، أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّـهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ‌ وَبَشِيرٌ‌‌» (هود/ 2-1) نپرستید غیر را خدا را بپرستید انذار من این است بشارت من هم این است همه‌ی بشارت‌ها مال موحدین است همه‌ی انذارها مال مشرکین است سراسر قرآن این است پس یک کتابی از طرف خدا آمد این کتاب با عظمت که آمده به ما هشدار بدهد و خطراتی که ما را تهدید می‌کند ثواب‌هایی که در انتظار ما است که ما از آن غافل هستیم ما را به آن مواجه کند یک چنین کتابی آمده از عالم بالا تفصیل پیدا کرده به زبان عربی در آمده مثل این که نبی اکرم در آن عالم بالا که هم جنس ما نیست که می‌آید لباس بشر می‌پوشد «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّـهُ أَن تُرْ‌فَعَ» (نور/ 31) در این خانه‌ها می‌آید که ما بتوانیم استفاده کنیم حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ وَ جَعَلَکُم فِی بُیُوت (زیارت جامعه کبیره) قرآن این طوری نیست می‌آید به وسیله‌ی پیامبر با عظمت نازل می‌شود به زبان عربی حالا ما بتوانیم قرآن را استفاده کنیم این حقیقت متعالی لباس کتاب پوشیده روایتش را خواندم در قیامت می‌آید می‌آید وارد صفوف می‌شود در صف مومنین عبور می‌کند در سیمای مومنین از آن‌ها کامل تر به صف شهدا از آن‌ها کامل تر به صف انبیا یعنی از همه‌ی کمالات شهدا مومنین انبیا را دارد حقیقت قرآن کریم این حقیقت تنزل پیدا کرده در قالب الفاظ که بعضی آیات که وقتی می‌خواستند نازل شوند به عرش الهی متعلق شدند که برای چه ما را می‌فرستید خدای متعال بشارت داد بروید یک عده‌ای هستید که شما را تلاوت می‌کنند بعد از نماز‌ها من به دیده‌ی پنهان خودم به آن‌ها نظر می‌کنم هفتاد بار به آن‌ها نگاه می‌کنم یعنی این قرآنی که آمده این کتاب تنزل پیدا کرده این کتاب بشیر نذیر است خودش بشیر و نذیر است موجود زنده است این کتاب اگر کسی بشنود با قرآن مرتبط شود خودش انذار می‌کند تبشیر می‌کند نه فقط پیامبر مبشر منذر اند این کتاب بشیر و نذیر است حالا این کتاب آمده از طرف خدای رحمان و رحیم هم آمده هر رزقی بخواهی در این است رحمت خاص می‌خواهید هر چه می‌خواهید در این کتاب است می‌فرماید «فَأَعْرَ‌ضَ أَكْثَرُ‌هُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ» (فصلت/ 4) اعراض کردند چون اعراض کردند نمی‌شوند این طور نیست اگر اعراض نکنند کتاب آمده در یک فضایی که می‌توانند بشنوند بله آن جایی که جبرئیل دارد با پیامبر صحبت می‌کند آن جا ما نمی‌شنویم بالاتر از او بروی جبرئیل هم نمی‌شنود آن جایی که خدای متعال حقیقت قرآن را به قلب نبی اکرم وحی می‌کند «وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ» (شوری/ 7) معلوم نیست آن جا جبرئیل هم بشنوند کلام خدا را ولی این کلام خدا آمده به لسان نبی اکرم ما هم می‌توانیم بشنویم به سمع ما هم می‌تواند برسد این‌ها اعراض کردند این کتاب آمد پایین این‌ها گوششان را بستند یک موقع صوت صوتی است بین خدا و حضرت خدا صحبت می‌کند پیغمبر می‌شنود این کلیم الله حقیقی است آن جا ما که هیچ چیز جبرئیل هم ممکن است یک مقاماتی را حضور نداشته باشد حضرت وقتی معراج رفتند یک مقامی رفتند جبرئیل هم گفت من نمی‌توانم بگویم آن جا خدای متعال با حضرت حرف‌هایی زده هیچ کس نمی‌شنود چه گفته ولی پیامبر آن حرف‌ها را آورده پایین برای ما قابل سمع کرده از این جالب تر از خود پیغمبر بشنویم این جالب تر است که این را یک موقعی عرض کردم یک دعایی امام صادق دارند برای افتتاح قرآن به منزله‌ی اذن دخول همان طور که حرم اذن دخول دارد قرآن هم اذن دخول داردبسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا كِتَابُكَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِكَ عَلَى رَسُولِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ کلام توست از طرف تو نازل شد بر پیغمبری که سرآمد همه‌ی کائنات است رسولک محمد بن عبدالله و کلامک ناطق این حرف تو یک بار بین تو و پیغمبر می‌ماند می‌شد سرّ خفی و مگو آن سرّ مگو سر جای خودش است وَ كِتَابُكَ النَّاطِقُ عَلَى لِسَانِ رَسُولِكَ حالا پیغمبر ناطق به این کلام است پیغمبر وقتی حرف می‌زند گویا خدا دارد حرف می‌زند حالا دیگر ما می‌توانیم بشنویم. کلام خدا را از زبان دیگری بشنویم در یک مقامی خدا با نبی اکرم تکلم می‌کند آن کلام کیفیتی دارد که این سمع‌ها نمی‌تواند بشنود ولی وقتی به وسیله‌ی پیامبر نازل شد پیامبر لسان الله است دیگر از آن شجره‌ای که با موسای کلیم حرف زد از همان جنس است خدای متعال از ورای این شجره پیامبر مگر شجره نیست «أَلَمْ تَرَ‌ كَيْفَ ضَرَ‌بَ اللَّـهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَ‌ةٍ طَيِّبَةٍ» (ابراهیم/ 24) شجره‌ی طیبه نبی اکرم اند این شجره‌ی طیبه به لسان در آمده فرمود شجره‌ی طیبه اصلش نبی اکرم است این شجره‌ی طیبه به زبان در آمده دارد با قرآن حرف می‌زند پس ما می‌توانیم از ورای شجره‌ی نبی اکرم بشنویم از ورای شجره‌ی طوبی که امیرالمومنین اند کلام خدا را بنشویم این امکان سمع است این‌ها اعراض کردند حالا دیگر نمی‌شنوند بعد هم برای خودشان توجیه می‌کنند آدمی که از این کتاب روی برگردانده کلام خدا از زبان پیغمبری که «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (نجم/ 3) از زبان پیغمبری که دستش دست خداست «مَا رَ‌مَيْتَ إِذْ رَ‌مَيْتَ وَلَـكِنَّ اللَّـهَ رَ‌مَى» (انفال/ 17) زبانی که زبان خداست ما می‌توانیم کلام خدا را از حضرت بشنویم این‌ها اعراض کردند نمی‌شنوند «وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ» (فصلت/ 5) توجیه می‌کنند دل ما در پرده هاست در حجاب هاست این حجاب‌ها نمی‌گذارد ما بفهمیم «مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ» آن چیزی که تو می‌خواهی دل ما در پوشش‌هایی است که قلب ما در گوش دل ما نمی‌رسد «وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ‌» یک سنگینی در گوش ما است این کلام را ما نمی‌شنویم «وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ» بین ما و تو حجاب است راست می‌گوید همین در هفته‌ی قبل هم عرض کردم در اول سوره‌ی انبیاء خدای متعال می‌فرماید «وَإِذَا قَرَ‌أْتَ الْقُرْ‌آنَ» (اسراء/ 45) وقتی قرآن می‌خوانی «جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَ‌ةِ حِجَابًا مَّسْتُورً‌ا» شما قرآن می‌خوانی شما می‌خوانی کلام خدا تبدیل شده به حرف شما حالا می‌توانند بشنوند ولی بین شما و آن‌هایی که ایمان به آخرت ندارند یک حجاب است ولو این حجاب مستور است نمی‌بینند حجاب است واقعا این حجاب از اعراض خود آدم پیدا می‌شود آدم وقتی رو به دنیا کرد حجاب بین او و قرآن پیدا می‌شود «الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَ‌ةِ» (انعام/ 113) آن‌هایی که طالب آخرت نیستند «اقْتَرَ‌بَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِ‌ضُونَ» (انبیا/ 1) وقتی اعراض می‌کنند هر کلام و ذکری می‌آید دیگر نمی‌توانند بشنوند رو به دنیا که بیاوری اعراض غفلت از آن ذکر می‌آید بعد دیگر نمی‌شنویم حجاب بین ما و او است
شریعتی: نمی‌شنویم یعنی تاثیر نمی‌گذارد
حاج آقا میرباقری: قرآن مراحلی دارد یک مرحله‌ای از قرآن را هر چه رشد کنیم نمی‌شنویم آن جا کلام یک جنسی است یک گوشی مثل گوش نبی اکرم می‌خواهد حالا شنیدن یک گوش می‌خواهد اگر اعراض کردید آن گوش بسته می‌شود بله این گوش می‌شنود این را هم حیوانات هم می‌شنوند به تعبیر قرآن کالذی الا دعا من الله یک سر و صدایی حیوان می‌شنوند قرآن نمی‌شنود که شما بنشینید در یک گله قرآن بخوانید البته اثر دارد ولی آن‌ها قرآن که نمی‌فهمند یک گوشی باید باشد که بشنود آن کلام را وقتی آدم رو به دنیا می‌آورد گوش بسته می‌شود دیگر آن کلام را نمی‌شنود استماع نمی‌تواند بکند «وَإِذَا قُرِ‌ئَ الْقُرْ‌آنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ» (اعراف/ 204) رحمت رحیمیه‌ی خدای متعال شما را فرا می‌گیرد اگر شما گوش کردید بشنوید این‌ها اعراض می‌کنند نمی‌شنوند بعد می‌گویند قلوب ما در پرده‌ها است ما نمی‌فهمیم چه می‌گوید تو دنبال خدای خودت برو ما دنبال خدای خودمان می‌رویم این طوری می‌گویند پیامبر ما به آن‌ها بگو «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ‌ مِّثْلُكُمْ» (فصلت/ 6) بگو من در لباس بشر آمدیم نگویید نمی‌شنویم اگر من در قالب عالم بالا حرف می‌زدم بله حق داشتید بگویید نمی‌شنویم آن جایی که حضرت معلم ملائکه بود در حول عرش لباس نور داشتند اشباح اجساد نور داشتند آن جا ما حق داریم ما نشنیدیم ولی این جا می گوید من بشری مثل شما هستم منتها اشتباه نکنید «يُوحَى إِلَيَّ» کلام خدا تا همین لباس بشری هم با من است این طور نیست وقتی لباس بشر پوشیدم تکلم خدا با من قطع شده «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ‌ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ» (شوری/ 51) خدا با بشر صبحت می‌کند یک قسمش وحی است پس نگویید نمی‌شنوید حجاب داریم خودتان را به آن راه نزنید وقتی من آمدم به عالم دنیا و وحی را با خودم آوردم کلام خدا با من نازل شد دیگر عذر ندارید بگویید نمی‌شنویم ما در حجاب هستیم درست است پیامبر وقتی در آن عالم بودند ما می‌توانستیم بگوییم ما در حجاب بودیم ما در عالم دنیا بودیم شما در فوق ملکوت و استاد ملائکه و حول العرش ربطی به هم نداشتیم اما وقتی پیامبر شدند نُورَ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ کلام خدا را هم با خودش آورد نمی‌توانی دیگر بگویی من کلام خدا را نمی‌شنوم این که پیامبر کلام را با خودش آورد همه جا کلام خداست هیچ چیز اضافه نکرده همه جا پیامبر «وَمَا رَ‌مَيْتَ إِذْ رَ‌مَيْتَ وَلَـكِنَّ اللَّـهَ رَ‌مَى»  همه جا پیامبر لسان الله است گوش گوشی است که می‌شنود لسان لسان الله است عین وحی را می‌گیرد در هر عالمی باشد همین طور است منتها به اقتضای همان عالم می‌گوید همان طور که پیامبر وقتی می‌آید پایین لباس بشر می‌پوشد همان پیغمبر است وحیش همان وحی است لباس این دنیا را پوشیده پس ما می‌توانیم بشنویم حرف من حرف عجیب غریبی نیست که نفهمید «أَنَّمَا إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَاحِدٌ» (فصلت/ 6) هر فطرتی این را می‌فهمد شما حتما یک الهی را اتخاذ می‌کنید چه کسی در این عالم اله ندارد؟ چه کسی دنبال محبوب و معشوقش نمی‌رود جان خودش مال جوانی زیبایی خودش آبروی خودش را نمی‌گذارد من می‌گویم یکی بیشتر نیست بقیه هیچ اند کاری به شما نمی‌کنند اله حقیقی یکی است همه هم این را می‌فهمند من با زبان فطرت شما حرف می‌زنم بنابراین به جای این که این حرف‌ها را بزنید «فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُ‌وهُ» بروید به طرف او استقامت کنید در راه او چرا می‌گویید نمی‌فهمیم یک خداست من می‌برم شما را به طرف او می‌برم فقط حرف نمی‌زنم استقامت کنید در این راه نسبت به خطاهایتان از شرکتان استغفار کنید به مقصد می‌رسید من آمدم شما را برسانم پیغمبر می‌برد نمی‌فرستد من آمدم لباس بشر پوشیدم کلام خدا را که همه‌ی حقایق در آن است ذکر شماست هدایت شماست آوردم در بیوت شما بیایید حرفم هم حرف خیلی روشنی است حرف عجیب غریبی نمی‌زنم می‌گویم خداهای دروغی را بگذارید کنار خداهایی که نه می‌شنوند نه اجابت می‌کنند نه رحمان اند نه رحیم اند نه مالک اند نه حکیم اند نه خبیر اند نه سمیع اند این‌ها را بگذارید کنار آن خدایی که با شماست رحمان است همه‌ی اسماء حسنی را دارد این را عبادت کنید در راه او استقامت کنید و اگر هم یک جایی زمین خوردید از شرک هایتان استغفار کنید خدای متعال شما را هدایت می‌کند «وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِ‌كِينَ» اما اگر گوش نکردید دیگر مقصر خودتان هستید فقط ویل است ویل هم از آن عذاب عظیم قیامت تا همین افسوس همه اش تفسیر شده افسوس و عذاب در انتظار کسانی است که برای این خدا شریک قرار می‌دهند این خدایی که من را فرستاده با این خصوصیات حالا این یک نکته است تا می‌رسد به مزد آن‌هایی که  «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ» آیه‌ی سی است دو دسته می‌شوند مردم می‌گوید آن‌هایی که «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ» مزدشان چیست.
شریعتی: ان شاء الله بعد از تلاوت قرآن برمی‌گردیم باز هم در محضر قرآن کریم خواهیم بود. خیلی ممنون از همراهی تان طاعات و عبادات قبول باشد صفحه‌ی 504 قرار امروز دوستان خوب ماست آیات 15 ام تا 20 ام سوره‌ی مبارکه‌ی احقاف در سمت خدای امروز تلاوت می‌شود لحظه لحظه‌ی زندگی تان در بهار قرآن کریم منور به نور قرآن باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْ‌هًا وَوَضَعَتْهُ كُرْ‌هًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرً‌ا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْ‌بَعِينَ سَنَةً قَالَ رَ‌بِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ‌ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْ‌ضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّ‌يَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿١٥﴾ أُولَـئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿١٦﴾ وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَ‌جَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُ‌ونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّـهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَـذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ‌ الْأَوَّلِينَ ﴿١٧﴾ أُولَـئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِ‌ينَ ﴿١٨﴾ وَلِكُلٍّ دَرَ‌جَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿١٩﴾ وَيَوْمَ يُعْرَ‌ضُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا عَلَى النَّارِ‌ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُ‌ونَ فِي الْأَرْ‌ضِ بِغَيْرِ‌ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ ﴿٢٠﴾
ترجمه:
و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده ای سپاس گزارم، و کار شایسته ای که آن را می پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] توام. (۱۵) اینانند کسانی که ما از آنان بهترین اعمالی که انجام داده اند می پذیریم، و از گناهانشان در زمره اهل بهشت در می گذریم؛ [خدا وعده داد] وعده درست و راست که همواره به آن وعده داده می شدند؛ (۱۶) و کسی که به پدر و مادرش گفت: اُف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده می دهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری می خواهند [و به فرزندشان می گویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بی تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] می گوید: این [وعده ها] جز افسانه های گذشتگان نیست!! (۱۷) اینانند کسانی که [به خاطر انکار وعده های حق] فرمان عذاب درباره آنان در زمره گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان در گذشتند، محقق و ثابت شده است؛ زیرا آنان زیانکار بودند. (۱۸) برای هر کدام [از گروه مؤمنان و کافران] بر پایه اعمالی که انجام داده اند درجاتی است [که در آن قرار می گیرند]، و تا خدا اعمالشان را به طور کامل به آنان بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نمی گیرند. (۱۹) و روزی که کافران را بر آتش عرضه کنند [به آنان گویند:] نعمت های پاکیزه خود را [که می توانست وسیله آبادی آخرتتان باشد] در زندگی دنیایتان مصرف کردید و [همانجا] از آن برخوردار شدید؛ بنابراین امروز به سبب اینکه به ناحق در زمین تکبّر می ورزیدید و در برابر اینکه همواره نافرمانی می کردید با عذاب خفّت بار کیفر می یابید. (۲۰)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شریعتی: خیلی خوشحالیم هم چنان همراه شما هستیم در کنار شما هستیم مثل همیشه بهترین‌ها را برای همه‌ی شما آرزو می‌کنم ان شاء الله لحظه‌های پر نور سحر و افطار ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید یک تشکر ویژه و مخصوص بابت همراهی و اظهار لطف و محبت شما بابت برنامه‌های سحر ممنون می‌کنیم در خدمت شما هستیم
حاج آقا میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم عرض کردم خدای متعال در آغاز این سوره توضیح می‌دهد که این قرآن آمده به لسان عربی مبین این پیامبر هم لباس بشر پوشیده کلام ما را آورده حرفش هم حرف واضحی است «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ‌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُ‌وهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِ‌كِينَ» (فصلت/ 6) در مسیر او استقامت کنید همه‌ی کارهایتان به او باشد و استغفار هم بکنید حالا آن‌هایی که استقامت کردند «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ» پروردگار ما خداست این حرف را زدند پای این حرف هم ایستادند استقامت کردند چون از هر طرف سر و صداها و دعوت‌های دیگر است که ما را از مسیر خدا باز بدارد شیطان همین را گفت می‌روم سر راه مستقیم می‌روم راه مستقیم همین راه بندگی خدا و توحید است لذا همه در عالم کار می‌کنند این آسان ترین کار گویا سخت ترین کار می‌شود چون شیطان با همه‌ی قوا جلویش می‌ایستد نمی‌گذارد از همه طرف حمله می‌کند «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَ‌هُمْ شَاكِرِ‌ينَ» (اعراف/ 17) از همه طرف می‌آیم توضیح هم دادند که یعنی چه که برای تو کار نکند دنیا را می‌خواهد بپرستد بپرستد کارش ندارد نفس را بپرستد ولی بخواهد تو را بپرستد نمی‌گذارم لذا هر کجا دیدید در بندگی کار سخت شد بدانید همان جا خیر خاصی است همان جا هدایت خاص است اگر دیدید آدم مثلا هر شب بیدار می‌شود فرض کنیم می‌رود حرم یک شبی هر چه تلاش می‌کنی بلند شوی دوباره می‌خوابی خوابت می‌آید بدان آن شب یک خبری در حرم است دیده اید آدم همیشه راحت نگاه از نامحرم برمی‌دارد یک صحنه‌ای هر چه می‌خواهی نگاهت را برداری نمی‌شود بدان همان جا خیری هست همان جا گنج است این آیه را مکرر عرض کردیم «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُ‌وا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُ‌ونَ» (اعرفا/ 201) هر چه شیطان بیشتر دورشان می‌چرخد آن جا می‌فهمند هر چه خبری است همین جاست حواسشان جمع می‌شود در همین نگاه نکردن در همین غیبت نکردن در همین یک کلمه را نگفتن در همین مال حرام را نخوردن گشایش می‌شود هر کجا سخت تر بود استقامت بیشتر می‌خواست بدانید گنج بیشتری دارد و شیطان همان جا سر راه مستقیم می‌نشیند هر کجا دیدید طوفان او شدید تر است بدانید راه مستقیم است درست تر راه می‌روید هر کجا دیدید شیطان رهایتان کرد خدا رحمت کند عزیزی من با او قبل انقلاب بحث می‌کردم کمونیسم بود مسلمان شد به من گفت فلانی من وقتی کمونیسم بودم با دخترهای نامحرم کوه می‌رفتیم با گروهک‌ها و فلان تحریک نمی‌شدم الآن صدای کفششان را نمی‌توانم بشنوم به او گفتم بله آن موقع شیطان با تو کاری نداشت الآن که راه خدا را می‌روی از همه طرف به تو هجوم می‌آورد آدم وقتی در راه خدا به راه افتاد هجوم شیطان سنگین می‌شود وقتی سنگین شد استقامت می‌خواهد حالا ملائکه برای شما نازل می‌شود  «أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/ 30) هیچ خوف و نگرانی نسبت به آینده نداشته باش حزن نگرانی از دست دادن امور و به آرزو‌ها نرسیدن است می‌گوید برای شما نه حزنی است نه خوفی چیزی از دست نمی‌دهید چیزی نیست در مقابل آن چه دارد آدم خدا را داشته باشد غصه‌ی چه چیزی را بخورد که از دست داده است. آن‌هایی که در راه خدا استقامت می‌کنند به خدا می‌رسند مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك  (دعای عرفه) دعای عرفه است حضرت فرمودند کسی تو را گم کرد چه پیدا کرده کسی تو را پیدا کرد چه گم کرده پس نه حزن دارند نه خوف چون در محضر خدا که جای خوف نیست از چه می‌ترسی در وادی ایمن وادی توحید کَلِمَةُ إلاَ اِله اِلاَّ اللّهُ حِصْنِیِ (عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 135) آن وقت این استقامت یک مرحله مال مومنین است مومنین ملائکه موقع قبض روح می‌آیند آن موقع چشمشان باز می‌شود عالم ملائکه را می‌بینند می‌گویند شما نمی‌دیدید ما در دنیا هم با شما بودیم «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (فصلت/ 31) ما در دنیا هم هوای شما را داشتیم نمی‌گذاشتیم شیاطین به شما حمله کنند باز هم ما با شما هستیم آینده شان مقاماتشان را نشان می‌دهند پرده‌ها کنار می‌رود عالم ملائکه را می‌بینند ولی مقدمه اش در همین دنیا این اتفاق می‌افتد نسبت به اهل بیت که سرمنشأ این آیه اند اصل این آیه آن‌ها هستند نکات لطیفی وجود دارد آن وقت نسبت به آن‌ها در همین دنیا است حضرت در روایت ببینید روایات مکرری است که به حضرت عرض کرد شما ملائکه را می‌بینید حضرت فرمودند بله ما فراوان ملائکه را می‌بینیم ملائکه می‌آیند رفت و آمد دارند در بصائر الدرجات از امام باقر علیه السلام نقل کردند که به حضرت گفته شد به ما خبر دادند که ملائکه بر شما نازل می‌شوند درست است حضرت فرمود وَاللهِ لِتَنَزَّل عَلَینَا وَتَطَأ فُرُشَنَا (بحارالانوار، ج 26، ص 352) می‌آیند روی بساط ما می‌نشینند قرآن نخوانده ای «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ» برای اهل بیت همین دنیا می‌آیند شب قدر هم همین طور است حضرت فرمودند ابن عباس خیال می‌کرد او هم از این آیه است گفتم تو ملائکه را می‌بینی اگر کسی اهل این آیه باشد باید ملائکه را ببیند شب قدر برای حضرت ملائکه می‌آیند پس اگر کسی راه خدا را رفت اهل مشاهده‌ی ملکوت می‌شود حداقلش این است موقع رفتن آن وقت این آیه استقامت در راه خدا به استقامت در ولایت تفسیر شده که ادامه‌ی توحید است که این‌ها بحث‌هایی است که مکرر ما عرض کردیم استقامت در توحید بدون استقامت در مسیر نبی اکرم و ولایت ممکن است کَلِمَةُ إلاَ اِله اِلاَّ اللّهُ حِصْنِیِ، وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي (عيون اخبار رضا، ج‏2، ص 136) استقامت در توحید به استقامت در ولایت است لذا فرمود آیه این طوری معنی شده اِستَقَامُوا عَلَی وِلَایَة (تفسیر علی بن ابراهیم) استقامت بر ولایت ائمه بکنند هر چه ائمه گفتند. شیطان هم فقط سر همین راه ایستاده عَلَىٌ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ به خاطر همین راه را نرویم راه‌های دیگر آسان است هر کس صدا بزند می‌گوید دنبالش برو ولی دنبال حضرت امیر نمی‌گذارد بروی سخت است رفتنش آن وقت استقامت می‌خواهد دنبال حضرت امیر بودن استقامت می‌خواهد کسی پشت سر حضرت امیر رفت استقامت کرد همه‌ی قوایش را برد با حضرت استقامت اصلی در راه خدا را ایشان دارد «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ» بر ایشان است اگر ما در راه حضرت پشت سر حضرت استقامت کردیم خیلی هم سخت است با همه‌ی قوا استقامت کنید گوشت را مواظبی چشمت را می‌گیری زبانت را می‌برد همه را می‌گیری قلبت را می‌برد قلبت را می‌گیری سرّت را می‌برد همه‌ی قوا را دنبال حضرت ببری استقامت کنی در راه حضرت بشوی سلمان جَعَلَ هَوَاهُ هَوَا عَلِیاً این استقامت را اگر کردی آن وقت شما هم «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ» حتی ممکن است در همین عالم هم به جایی برسی ملائکه را ببینی با تو رفت و آمد بکنند البته قدر متیقنش برای هر مومن موقع رفتن از این دنیا است «وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/ 30) اگر استقامت کردند نه نگران باشید نه غصه بخورید بهشتی که برای شما وعده دادند آماده است از قبل به شما مهیا شده ان شاء الله آن طرفش هم «وَيْلٌ لِّلْمُشْرِ‌كِينَ»
شریعتی: بله ان شاء الله همه مان اهل استقامت شویم و بشارت‌های قرآنی در مورد همه مان محقق شود شاید هفته‌ی پایانی ماه مبارک رمضان را سپری می‌کنیم در حد یک دقیقه از حاج آقای میرباقری در ضمن دعایشان بخواهم که از وداع ماه مبارک هم برای ما بگویند
حاج آقا میرباقری: در دعای وداع ماه رمضان اول آدم باید این ماه ضیافت را درک کرده باشد اگر درک نکرده باشد سلام و علیکی نداشته که خداحافظی داشته باشد ولی همه‌ی مومنین معمولا ورود کردند یک انسی گرفتند این است که خوب است آن دعای وداعی که از امام سجاد است شب آخر اصلش هم شب آخر است نه روز آخر اگر نخواندند روز در روایت دارد دعاها اصلش مال شب است شب بخوانند اگر نشد در روز بخوانند اشکال ندارد در روز ولی ورود اصلی اش مال شب آخر است دعای وداع ماه رمضان را بخوانند و توجه به مضامینش شود که این ماه چیست و حضرت چه اوصافی برای این ماه گفتند و ما چه انس‌هایی باید در این ماه بگیریم تا خداحافظی‌ها معنی دار شود. اگر آن درک‌ها و انس‌ها نباشد آن خداحافظی‌ها هم نیست و اگر بود وداع ما وداعی خواهد بود که در این وداع مزدهای ماه رمضان را به دست می‌آوریم یعنی هر چه در سی شب نتوانستیم به دست بیاوریم می‌توانیم در وداع با ماه رمضان در شب آخر به دست آوریم اگر وداع امام سجاد محقق شود دعا را امام می‌خواند ما به تبع حال امام به حال دعا می‌رسیم حضرت دعا را خواندند شاید ما را برسانند دعای شفاعتی است اگر کسی از حال امام سجاد استفاده کند و آن چه در آن دعا است سعی کند با التماس به امام سجاد به او بدهند همه‌ی برکات ماه در خداحافظی با ماه گیرش می‌آید ولو در ماه هیچ چیز گیر نیاورده باشد آن وداع جانسوز موجب می‌شود همه‌ی خیرات ماه به انسان برسد
شریعتی: ان شاء الله خیلی خوب
حاج آقا میرباقری: خدا کند رزق ما از ماه رمضان همین وداع خوب باشد سلام علیکی که نداشتیم من خودم را عرض می‌کنم خوبان که سر جای خودشان شما و آقایان عزیز و خانم‌های مومن من سلام علیک هم نداشتم امیدواریم خداحافظی با ماه رمضان داشته باشیم که در این خداحافظی همه‌ی برکات ماه به ما برسد گاهی دیده اید بعضی‌ها در حرم امام رضا در وداع همه چیز را می‌گیرند یک ماه بوده وقتی دارد از امامش جدا می‌شود یک جوری جدا می‌شود که همه‌ی برکات یک ماه را به او می‌دهند ان شاء الله
شریعتی: خیلی ممنون. ما را از دعای خیر خودتان فراموش نکنید زان بیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده‌ی گلگون خراب کن. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.