main logo of samtekhoda

94-01-25-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی - شرح نامه 27 نهج البلاغه

کارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

موضوع: شرح نامه 27 نهج البلاغه

تاریخ: 25/01/94


بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

صبحی گره از زلف تو وا خواهد شد * * * راز شب تار برملا خواهد شد

تو آیه‌ی وحدتی که با آمدنت * * * هر قطب نما قبله نما خواهد شد

شریعتی: اللهم عجل لولیک الفرج سلام می‌گویم به همه‌ی شما هم وطنان خوب خانم‌ها و آقایان دوستان عزیز برنامه‌ی سمت خدا خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز. حاج آقای حسینی عزیز سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.

حاج آقا حسینی: سلام علیهم و رحمة الله عرض ارادت خالصانه عرض سلام و ارادت دارم خدمت همه‌ی بینندگان خوب مثل همیشه امیدوارم همین مختصر عرض ارادت ما را بپذیرند.

شریعتی: سلامت باشید. خوشحالیم در خدمت شما و دوستان خوب هستیم. در جلسه‌ی گذشته در ذیل بحث سیره‌ی تربیتی امام علی علیه السلام حاج آقا به نامه‌ی 27 اشاره کردند نامه‌ی حضرت به محمد بن ابی بکر استان دار مصر فراز ابتدایی اش را با هم مرور کردیم. در خدمت شما هستیم.

حاج آقا حسینی: بسم الله الرحمن الرحیم. در مورد این نامه گفتیم که می‌توان نامه را به سه چهار بخش تقسیم کرد در جلسه‌ی گذشته به بخش اول اشاره کردیم. امروز بدون هیچ مقدمه‌ای به بخش دوم وارد می‌شویم. اگر بتوانیم این نامه را امروز به پایان ببریم. حضرت در نامه می‌نویسند وَ اعْلَمُوا عِبادَ اللّهِ اَنَّ الْمُتَّقينَ ذَهَبُوا بِعاجِلِ الدُّنْيا وَ آجِلِ الاْخِرَةِ متاسفانه یک نگاهی در بعضی از مردم است تصور می‌کنند دنیا و آخرت قابل جمع نیست نمی‌شود آدم هم دنیای خوبی داشته باشد و هم آخرتش آباد باشد در حالی که به ما همیشه گفتند این طوری بگویید «رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَ‌ةِ حَسَنَةً» (بقره/201) حتی قرآن مذمت می‌کند کسانی که فقط آخرت را می‌خواهند یا فقط دنیا را می‌خواند نه هر دو باید با هم باشد شاید نمی‌دانم نمی‌خواهم مبالغه بکنم شاید بیانی از این زیباتر در نهج البلاغه در مورد این که هر دو را انسان می‌تواند دنیا و آخرت را با هم داشته باشد به این زیبایی نداشته باشیم. وَ اعْلَمُوا عِبادَ اللّهِ بدانید بندگان خدا ان المتقین بندگان با تقوای الهی ذَهَبُوا بِعاجِلِ الدُّنْيا وَ آجِلِ الاْخِرَةِ هم دنیا را دارند هم آخرت را دارند. فَشارَكُوا اَهْلَ الدُّنْيا فى دُنْياهُمْ این‌ها با اهل دنیا در دنیا شریک اند متقین با اهل دنیا با دنیا پرست‌ها در دنیا شریک اند این طور نیست که در دنیا زندگی نداشته باشند اما فرقش این است وَ لَمْ يُشارِكْهُمْ اَهْلُ الدُّنْيا فى آخِرَتِهِمْ ولی دنیا پرستان آن‌هایی که فقط دنیا را نگاه می‌کردند این‌ها در آخرت دیگر با متقین همراه نیستند من خیلی بررسی می‌کردم این ایام ببینم یک بیان زیبایی در مورد این کلام امیرمومنان سلام الله علیه یک بیانی دیدم از مرحوم آیت الله استاد محمد جواد مغنیه رضوان الله علیه این مرد بزرگوار یکی از تألیفات بسیار بسیار خوبی که دارد شرح نهج البلاغه است به نام فی ضلال نهج البلاغه در سایه‌ی نهج البلاغه دیدم بیان خیلی زیبایی ایشان داشت می‌خواهم امروز این خطبه را یک بخش‌هایی اش را از بیان ایشان استفاده کنم. ایشان می‌فرماید چطور متقین دنیا را دارند آخرت را هم دارند ولی دنیاپرستان فقط دنیا را دارند ایشان می‌فرماید مگر دنیا چیست که متقین نمی‌تواند داشته باشد آن‌هایی که کاری با قبر و قیامت و خدا و پیغمبر ندارند دنبال شهوت رانی‌های حرام هستند غیر از این است؟ متقین چه می‌کند؟ متقین می‌رود ازدواج می‌کند در چهارچوب کتاب و سنت یک زندگی همراه با آرامش دارد این جلو تر است یا آن‌ها جلوتر هستند؟ آن‌هایی که دنبال شهوت رانی هستند هیچ وقت در زندگی آرامش ندارند یقین داشته باشید این طور نیست که بگوییم یک زندگی ایده آلی دارند که دیگران حسرت زندگی شان را بخورند نه هزار گرفتاری هزار جنایت می‌شود هزار فحشا است هزار بلا است ولی یک متقی نه متقی در پیمانی که خداوند به او یاد داده کتاب و سنت یک زندگی دارد یک ازدواج دارد با همسرش در اوج لذت زندگی دنیایی است و با آرامش. آن هفته اشاره کردیم «خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» (روم/21) خداوند همسرانی برای شما آفرید که وسیله‌ی آرامش شما باشد پس در این جا که متقی جلوتر است تا آه شهوتران ها. می‌آییم سراغ خوراکشان چون حضرت اشاره می‌کنند وَ اَكَلُوها بِاَفْضَلِ ما اُكِلَتْ متقین در خوراک چه مشکلی دارند؟ این‌ها به تعبیر مرحوم استاد مغنیه با کد یمین با عرق جبین یک لقمه‌ی حلال از طیبات می‌خورند آیا اگر انسان از زحمت خودش دسترنج خودش یک لقمه‌ای تهیه بکند آن هم از پاکیزه ترین غذا‌ها «كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَ‌زَقْنَاكُمْ» (بقره/172)‌ چقدر در قرآن داریم این لذت نمی‌برد از زندگی؟ لذتی که متقین از خوراک از مسکن از زندگی خانوادگی شان کجا می‌فهمند آن دنیا پرست‌ها درک بکنند لذتی که این‌ها دارند یا ایشان باز مثال‌های دیگری زده فرض کنید لذتی که متقین از معرفت دارند از مناجات با خدا دارند واقعا این‌ها قابل انتقال نیست یعنی نمی‌شود منتقل کرد یک لذتی که یک کسی که در اوج معرفت الهی است یک جمله‌ای ماه مبارک رمضان قبل از افطار است انسان هجده ساعت هفده ساعت در گرما روزه گرفته تازه دم افطار می‌گویند این دعا را بخوان تازه دم افطار با خدای خودت راز و نیاز کن بگو خدایا به امر تو روزه گرفتم با روزی و نعمت تو دارم افطار می‌کنم این لذت را اصلا نمی‌شود منتقل کرد  اَللّهُمَّ لَکَ صُمْتُ (دعای وقت افطار) اصلا شما می‌توانی این را منتقل بکنی به کسی که در این وادی‌ها نیست؟ همه‌ی عالم جمع شوند یک کسی که به امر الهی هجده ساعت گرسنگی تشنگی بیست ساعت گرما کمتر بیشتر تحمل کرده تازه لحظه‌ی افطار نشسته با خدای خودش راز و نیاز می‌کند اَللّهُمَّ لَکَ صُمْتُ، وَ عَلى‏ رِزْقِکَ اَفْطَرْتُ، وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ‏ خدایا برای تو روزه گرفتم با روزی تو افطار می‌کنم بر تو توکل دارم خدایا از من بپذیر تازه خودش را بدهکار می‌داند فَتَقَبَّلْ ‌ خدایا تو از من بپذیر این لذت‌های معنوی را اصلا می‌توانند غیر متقین درک بکنند؟ باز مثال دیگری که ایشان زده لذتی که از علم و دانش می‌دانید غیر متقین خیلی هایشان آن ق