main logo of samtekhoda

93-10-20-حجت الاسلام والمسلمین میر باقری- (تفسیر سوره فیل )

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: تفسیر سوره فیل

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين میرباقری

تاريخ پخش 93/10/20

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


زخم‌ها یی بر تن این چنگ باقی مانده است * * * خاطراتی تا از آن آهنگ باقی مانده است

تکه‌ای از آسمان بوده است روزی این زمین * * * رعد و برقی در دل هر سنگ باقی مانده است

هم دم ‌ای کاش‌هاییم و غبار آه مان * * * روی کاشی‌ها‌ی آبی رنگ باقی مانده است

کم نمی آید خدا را شکر من پرسیده­ام * * * غم برای یک جهان دلتنگ باقی مانده است

راه کوتاه است یک آه است تا فانی شدن * * * گر چه زاهد گفت صد فرسنگ باقی مانده است

مرغ بسمل خواند بسم الله الرحمن الرحیم * * * در گلویم صد هزار آهنگ باقی مانده است

شریعتی: سلام می گویم به همه‌ی شما هم وطنان خوب خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز مثل همیشه در این ایام پر سرور بهترین‌ها  را برای همه‌ی شما آرزو می کنم ایام میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و میلاد با سعادت امام صادق علیه السلام خدمت آقای میرباقری سلام عرض می­کنم.

حاج آقا میرباقری: سلام علیکم. خدمت شما و بینندگان محترم عرض ادب و سلام دارم و این ایام را تبریک عرض می کنم.

شریعتی: سلامت باشید بحث ما با حاج آقای میرباقری عزیز در روزهای شنبه مروری است بر نکات لطیف سوره‌ها‌ی جزء سی قرآن کریم. نکات خوبی را در جلسات گذشته از سوره‌ی ضحی و الم نشرح شنیدیم. برای اطلاع از فرمایشات ایشان به سایت ما مراجعه بکنید. امروز هم خدمت شما و ایشان هستیم ببینیم امروز برای ما چه به ارمغان آورده اند.

حاج آقا میرباقری: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم : بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعة من رحمتک و فوز عن عندک همان طور که قرار شد بنا بود بحث از سوره‌ی فیل و قریش باشد در این جلسه. این دو سوره هم همان طوری که عنایت دارید فتوای مشهور فقهای شیعه و شاید هم بیش از شهرت این است که دو سوره در نماز واجب اگر خوانده شوند باید با هم تلاوت شوند. حالا این که این دو سوره یک سوره هستند یا نه این سخن دیگری است ولی این که در نماز واجب باید در یک رکعت این دو با هم خوانده شوند این از تقریبا مسلمات فقهی ماست. لذا یک رابطه‌ی معنایی بین این دو سوره هم است اما این که این دو سوره یکی هستند یا نه اختلاف نظر بین مفسرین است لذا ما یک بار این دو سوره را جدای از هم معنا می کنیم همان طور مثل نظر علامه بزرگوار طباطبائی همین است که این دو سوره جدا است آهنگ و سیاقشان جدا است یک بار هم به صورت مجموعه‌ی به هم پیوسته ببینیم این دو سوره را می شود معنا کرد یا نه. اما سوره‌ی اول که سوره‌ی فیل است شاید مشهورترین داستان بین خاص و عام مومنین و مسلمان‌ها  است که همه این داستان را می دانند جزء مسلماتی بوده که از معجزات قطعی بوده که اتفاق افتاده اجمال داستان این است که به حسب ظاهر از این جا گفته اند شروع می شود حالا بیشتر بررسی می کنیم که ابرهه یک معبدی را به پا کرده بود مسیحی بود و در یمن برای این که آن جا بشود مرکز توجهات معنوی و قلوب آن جا گرد هم جمع شوند مرکز ائتلاف معنوی منطقه و شاید جوامع شود حالا مواجهه‌ای شد جسارتی اهانتی به معبد شده بود نقلی است که در تاریخ است لشکرکشی کرد لشکر هم اصحاب فیل هستند با یک لشکر نظامی کامل و آرایش کامل همراه با فیل و فیلبانانی که تقریبا جزء مهم ترین مرکب‌ها  و شاید امکانات نظامی آن دوران به حساب می آمده برای انهدام کعبه. نقل شده که آمدند و تا نزدیکی حرم هم آمدند یک نقلی در روایات آمده کافی مرحوم کلینی در کافی و دیگران نقل کرده اند که سر راه غارت هم می کردند از جمله شترهای جناب عبدالمطلب جد وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که شخصیت بسیار با عظمتی بودند هم ظاهرا هم باطنا و شاید بزرگ مکه هم قطعا آن زمان به حساب می آمدند و امور کعبه در اختیار ایشان بوده تقریبا، شترهای ایشان را هم غارت کردند. ایشان فرصتی گرفتند و وارد شدند بر ابرهه جلال ایشان ابرهه را گرفت از تختی که نشسته بود پایین آمد یا ایشان را کنار خود نشاند به خاطر شکوه ایشان. هم صحبت که شد پرسید برای چه آمدی گفت من آمدم شترهایم را ببرم گفت شما از نگاه من افتادید من خیال می کردم شخصیت مهمی هستید من آمدم مرکز افتخار و آبرو و کرامت شما که امتیاز شماست را ویران کنم شما اگر از من می خواستی برمی گشتم آمدی می گویی شترهایم را آمده ام بگیرم حضرت فرمودند من آمدم همین جمله را بگیرم. به ذهن من می رسد ماموریت ایشان همین بود آمدم بگویم ‌اَنَا رَبُّ الاِبِلِ من مالک شترها هستم و اختیار آن‌ها  را دارم وَ لِلبَیتِ رَبٌّ یَمنَعُهُ این کعبه هم ربی دارد جلوی شما را خواهد گرفت. نقل است رعبی که از این جمله در دلش افتاد خیلی رعب شدیدی بود. ایشان که نمی خواستند از دفاع از کعبه فرار بکنند و شانه خالی بکنند از زیر بار این تکلیف. مسئله چیز دیگری بود. بعضی گفته اند این طرح یک طرح بزرگی بود که یک قطعه از این طرح بزرگ ویران کردن کعبه بود. حالا بر هم می گشتند آن طرح اعمال می شد. خدای متعال یک برنامه‌ای داشت که اصل این طرح را خنثی کرد حضرت لذا آمده بودند همین پیغام را بدهند با قاطعیت و آرامش در حالی که اهل مکه فرار کرده بودند این جمله را گفتند و بعد هم در انتظار نشستند که این پرنده‌ها  بیایند. این‌ها  آمدند به سمت کعبه و قرآن می فرماید «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيل» (فیل/1) ندیدی که پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد. کیفیت فعل پروردگارت را با اصحاب فیل ندیدی؟ الم ترک از افعال قلوبی است به معنی دیدن حسی نیست به معنی آگاهی است که آن قدر واضح است که به معنی دیدن حسی است یک نوع استفهام تقریری هم است که دیدید که خدا چگونه با اصحاب فیل رفتار کرد. دو نکته را عرض می کنم. یک نکته این است که سوال از کیف فعل است هم در اصل فعل خدا آیات و نشانه‌ها یی است هم کیف فعل خدا. لذا گاهی اوقات هم سوال الم تر متوجه اصل فعل خداست «اَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ» (زمر/21) ندیدی خدای متعال از آسمان آبی نازل کرد؟ خود این جریان نزول آب و باران خودش موضوع تامل است جزء آیات است گاهی اوقات کیف فعل خدا چگونگی انجام دادن کار «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ» (فجر/6) این جا هم «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيل» (فیل/1) کیفیت فعل خداوند را می فرماید. این چگونگی خیلی لطیف است و جزء آیات خداست. دیدی که خدا چگونه رفتار کرد. نکته‌ی دوم که شاید قابل تامل باشد و جزء کلید‌ها‌ی فهم سوره باشد این است که «كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ» پروردگار تو. گویا این داستان جزء تدبیرهای خدا در ربوبیت نبی اکرم است. رب نبی اکرم در تربیت ایشان سرپرستی ایشان این جریان را به اصحاب فیل به انجام رسانده در راستای آن تربیت است کما این که در سوره‌ی ایلاف است‌ »فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ» (ایلاف/3) گویا از آن استفاده می شود که همه‌ی الفت قریش بر محور اداره‌ی بیت است خدای متعال وقتی بیت را اداره می کند بر محور اداره‌ی بیت و خانه‌ی خودش یک جمعی را به الفت می رساند حول این بیت که آن را بحث می کنیم. پس این کیف فعل خدای متعال بر محور تدبیر و ربوبیت او نسبت به وجود مقدس نبی اکرم اتفاق افتاده است. «أَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفيلِ، أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَ هُمْ في تَضْليلٍ» (فیل/2-1) الم یجعل کیذهم فی تذلیل خدای متعال نقشه‌ی پیچیده‌ی آن‌ها  را نقشه‌ی پنهانیشان را در تذلیل قرار نداد؟ این طور معنا کردند مفسرین که در تذلیل قرار دادن یعنی این نقشه گویا به هدف نرسید و گم شد. راه نبرد به آن جایی که این نقشه را دنبال می کردند گاهی نقشه به هدف می رسد گاهی در تذلیل قرار می گیرد شاید هم بشود به یک شکل دیگر معنا کرد که وقتی دشمن تدبیر می کند خدای متعال همان تدبیر را در درون برنامه‌ی بزرگ تر خودش گم می کند. گم می شود آن نقشه در نقشه‌ی خدای متعال. همیشه انبیا و اولیا هم این طوری هستند دشمنانشان بسیار پیچیده اند نقشه‌ها‌ی بزرگی هم می کشند ولی آن‌ها  با توجه به نقشه‌ی دشمن نقشه‌ها‌ی بزرگ تری می کشند که آن طرح درون طرح شان گم می شود. خدای متعال آن را در تذلیل قرار داد یک طرح بزرگ تری را انجام داد که خود این تدبیر منتهی شد به هدف خدای متعال. همه‌ی این حرکات منتهی شد به کاری که خدای متعال می خواست. به نفع دین خودش و اهداف خودش. چون بنا نیست آن‌ها  اختیار نداشته باشند وقتی امام قرار می گیرد مقابل مامون مقابل یزید این طور نیست که اختیار آن‌ها  سلب شود حکمت در این نیست. آن‌ها  نقشه می کشند که چه کار کنند امام درون طرح آن‌ها  قرار بگیرد منفعلانه برخورد بکند به قول امروزی‌ها  در زمین آن‌ها  با تحلیل رکیک بازی کند این که نیست آن‌ها  را می آورد در زمین خودش با همه‌ی بزرگی نقشه شان و وسعت نقشه شان آن‌ها  را درون نقشه‌ی خودش گم می کند منحل می کند دیگر آن نقشه دیده نمی شود نقشه‌ی بزرگ تر دیده می شود و به نفع این جریان است مثل این که یک قهرمانی با یک کودکی شروع کند بازی کردن او که اختیار او را سلب نمی کند هر جور کودک کار بکند آن نقشه را درون تدبیر خودش منحل می کند همان نقشه به پیروزی این قهرمان ختم می شود. هیچ وقت اولیا خدا شکست نمی خورند از دشمن. نه درون طرح دشمن بازی می کنند و نه از دشمن شکست می خورند حتی شکست ظاهری هم در کار نیست. شکستی اصلا نیست چون کاملا نقشه را می دانند عالم عالم اختیار است آن نقشه‌ی وسیع را درون کار بزرگ تر خودشان منحل می کنند شاید معنی «يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ» این باشد. چطور خدای متعال با آن‌ها  عمل کرد؟ «وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً» (فیل/3) پرنده‌ها یی را بر سر آن‌ها  فرستاد لشکر عظیم با وسعت با فیل و با فیلبان خدای متعال با پرنده‌ها‌ی کوچک با آن‌ها  برخورد کرد «وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً» این پرنده‌ها  دسته دسته بودند ابابیل یعنی دسته دسته مجموعه‌ای که در عین این که مجموعه هستند اما به دسته‌ها‌ی کوچک تر تقسیم می شوند این پرنده‌ها  گاهی دسته دسته پرواز می کنند گاهی با هم دیگر یک نظم و آرایش خاصی داشتند که خدای متعال به آن نظم اشاره می کند گویا آن هم موضوعیت داشته است. «تَرمِیهِم‌ بِحِجارَةٍ مِن‌ سِجِّیل‌ٍ» (فیل/4) که آن‌ها  را هدف سنگریزه‌ها یی قرار دادند سجیل گل سنگ هر چه که بود «فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ» (فیل/5) در روایات دیدیم هر کدام ماموریت داشتند سه سنگریزه در اختیار داشتند هر کدام سه نفر را هدف قرار دادند دقیقا اسف ماکول مثل برگ موریانه خورده معنا کرده اند مثل دانه‌ها  و حبه‌ها  را درونش را می خورند حشرات پوستش باقی می ماند به آن می گویند این طوری خدا به هم ریخت. اگر سوره را این جا ببندیم و بگوییم سوره‌ی مستقل است دیگر ربطی به سوره‌ی ایلاف پیدا می کند. اگر مرتبط ببینیم «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ» (ایلاف/1) برای این که این سوره معنا شود ما باید ببینیم این کید چه بود و خدای متعال با این کید چطور برخود کرد یک نکته این که این کید همین بود دشمن نقشه کشیده بود برای این که خانه‌ی الهی را مرکز تجمع قلوب است و یک موقعی این بیت باید محور پرستش و قبله‌ی موحدین شود این بیت خانه‌ی عادی گلی نیست ظاهرش خانه‌ی گلی است ولی محور تجمع قلوب و رفت و آمد‌ها  و ائتلاف‌ها  و کوچ و رحله‌ها‌ی فراوانی می شود این بیتی که این کرامت را داشته است تدبیر کرده اند که این بیت را ویران بکنند برای چه ویران بکنند؟ همیشه یک مسئله‌ی ساده‌ای بوده آن‌ها  یک معبدی درست کردند بعد کسی به آن معبد جسارت کرده آن‌ها  آمده اند مقابله به مثل کنند و انتقام بگیرند یا نه می دانستند این بیت آینده‌ای دارد می خواستند از اساس جلویش را بگیرند بنابراین ممکن است کسی بگوید محور این کید همان تخریب بیت بوده چیزی جز تخریب بیت نبوده ولو این که تخریب بیت به معنی یک انتقام جویی ساده نیست که ابرهه‌ای پیدا شده به خاطر جسارتی که به معبد آن‌ها  شده تصمیم شده خشم و کینه‌ی غیر معقول و غیر منطقی انتقام بگیرد ولی در عین این که محور این کید بیت است ولی فراتر از این است که نقشه‌ی ظاهری بوده نه می دانستند این بیت چه بیتی است بیتی که ابراهیم خلیل بر پا کرده و بنا بوده معبد شود محور رفت و آمد و تعلقات شود یک دینی این جا شکل بگیرد این دین بسط و گسترش پیدا بکند این کعبه را که این کارامدی عظیم را داشته که ان شاء الله در سوره‌ی بعد توضیح می دهیم این بیت چه عظمتی دارد دنبال تخریب این بیت بودند محور کید عظیم بیت بوده چیزی فراتر از این نبوده ولی خود این کید پیچیده بوده نه این که نزاعی بوده بر سر این که این جا معبد باشد یا آن جا نه می دانستند این بیت محور یک جامعه‌ی بزرگ محور یک بلد امین است و یک شهری می خواهد با فرهنگ خاص با مناسبات خاص به وسعت کره‌ی زمین بر محور این بیت شکل بگیرد آمده اند با این بیت مبارزه بکنند در درون این نقشه. همه‌ی نقشه هم همین است. می خواستند این بیت را خراب بکنند چه کسی می خواسته خراب بکند؟ ابرهه. پادشاه یمن یک قدرت منطقه‌ای درگیر شده با بیت می خواسته بیت را تخریب بکند نقشه هم برمی گردد به این پادشاه یمن این یک احتمال است خود این قابل تامل و تدبیر است ولی بعضی فرموده اند این کید یک نقشه‌ی بسیار وسیع تری بوده که یک قسمت این کید متوجه این بیت می شده یک نقشه‌ی بسیار بزرگی بوده آن نقشه هم متوجه ظهور اسلام و گسترش فرهنگ اسلام بوده است یعنی مسئله این است که آن وقت محور این کید هم ابرهه و قدرت منطقه‌ای او در یمن و حبشه و این‌ها  نیست بلکه محور این کید و فعالان در این کید هم قدرت‌ها‌ی بزرگ جهانی آن روز هستند یعنی قدرت روم آن دوران و ایران آن دوران که دو قدرت بزرگ جهانی بودند این دو قدرت محور تدبیر و نقشه‌ی بزرگ و پیچیده بودند برای اتفاقی که می خواهد در جامعه‌ی بشری بیفتد و یک فرهنگ جدیدی ظهور بکند که به شدت قدرت آن‌ها  را تهدید می کند کما این که دیدید بعد این که اسلام ظهور کرد تقریبا دو دهه بیشتر طول نکشید که آن‌ها  سقوط کردند می دانستند یک اتفاق عظیمی در این جا می خواهد بیفتد که یکی از نقاط کانونی این اتفاق این بیت است یعنی توجه داشتند که این بیت یک خانه‌ی گلی نیست محور یک فرهنگ قرار می گیرد و یک فرهنگی حول این بیت شکل می گیرد و جامعه‌ای با فرهنگ خاص و موج این فرهنگ جدیدی هم که در حال ظهور است فرهنگ آن‌ها  و اقتدار و ائتلاف آن‌ها  را تهدید می کند و به تجزیه و تفرقه و فروپاشی آن‌ها  منتهی می شود این را می دیدند بعد یک طرح بزرگی برای مقابله با ظهور این فرهنگ جدید ریختند یک قسمت این طرح تخریب بیت بوده و لذا است که جناب عبدالمطلب هم نمی گویند برگرد چون می دانند فرض کنید اگر برگردد هم هیچ اتفاق جدی نخواهد افتاد دوباره کید عظیم برپاست از یک جای دیگر دوباره شروع می شود این باید یک برخورد دیگری شود و خدای متعال یک برخورد قهر آمیزی کرد که کاملا آشکار بود خدای متعال خیلی وقت‌ها  وقتی جمعیت‌ها  را هلاک می کند با طاعون با زلزله هلاک می کند نمی خواهم بگویم همیشه زلزله عقوبت است خیلی وقت‌ها  ابتلاء است ولی آن جایی هم که عقوبت است قرآن می فرماید رعد و برق آمد طوفان آمد قوم عاد و ثمود این طوری نابود شدند که اگر یک آدمی هم بخواهد نگاه کند می تواند به عوامل طبیعی نسبت بدهد بگوید زلزله شده از این چیزها در عالم خیلی زیاد است. در روایت است که وقتی ماموریت قبض روح به حضرت عزرائیل سلام الله علیها این ملک مقرب خدا واگذار شد ایشان به خدا عرضه داشت به تعبیر من شما من را بدنام می کنی پیش مخلوقات فرمود نگران نباش من یک پوشش‌ها یی درست می کنم که همه چیز را می گیرند جز تو را یکی این بیماری را می گیرد یکی زمین می خورد یکی سکته می کند دیگر آن را نبینند خدای متعال خیلی وقت‌ها  پوشش‌ها‌ی کار خودش را این طوری قرار می دهد معصوم هم همین طور است وقتی حضرت ظهور می کنند خسف بیدا می شود و لشکر سفرانی در سرزمین بیدا فرو می روند کار خود امام است منتها یک جوری این کار را انجام می دهند که پای امام نوشته نمی شود یا در مدینه طوفان عظیمی می آید این طوفان کار خود امام است کار غیر امام نیست. وقتی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هجرت کردند به مدینه منتظر شدند امیرالمومنین تشریف آوردند و وارد شدند همه منتظر بودند که پیغمبر کجا بیایند این خودش محل نزاع بود فرمودند شتر من مامور است هر جا نشست آن جا می رویم. شتر در خانه‌ی ابوایوب انصاری نشست آدمی که بفهمد می داند که شتر مامور پیغمبر هستند مامور کس دیگری نیستند منتها مردم اگر خود پیغمبر بگوید برویم این جا دعوایشان می شود اگر شتر بنشیند دعوایشان نمی شود باید این جور جاها شتر بنشیند یک وقت‌ها یی این طوری است خدای متعال عذاب و قهرش را در عوامل طبیعی گم می کند که هر که نگاه می کند می گوید زلزله آمد طوفان آمد ولی در مورد این جا این طوری نبود خدای متعال جوری عذاب کرد که در تاریخ ماند و معروف شد هیچ کس هم بعد از نزول این سوره نگفته که دروغ است همه قبول کرده اند خدای متعال یک جوری عذابشان کرده این لشکر را که سر یک زخم آن را سوزاند به اصطلاح کور کرد نقشه را و تمام کرد. کل نقشه را به هم ریخت. یک برخوردی شد که نقشه تعطیل شد فرض کنید اگر حضرت عبدالمطلب می آمدند در این مرحله خواهش می کردند ابرهه برمی گشت این نقشه‌ی عظیم و کید عظیم فرجام می یافت ولی خدای متعال یک جوری نقشه را چید که کار تمام شد آن نقشه‌ی بزرگ را که یکی از حلقه‌ها‌ی آن نقشه‌ی بزرگ تخریب بیت بود را از بین بردند.

شریعتی: آن نقشه چه بود؟

حاج آقا میرباقری: جلوی ظهور اسلام را گرفتن بود. این حادثه در سال تولد حضرت نبی اکرم اتفاق افتاد همان عام الفیل گویا با قرائنی مطلع شده بودند نقشه‌ای کشیده بودند می خواستند جلوی ظهور اسلام را بگیرند یکی بیت بود یکی هم به هم ریختن ایجاد تفرق در آن جمعیتی بود که پیامبر در آن جمعیت ظهور می کنند و کار این جمعیت که دارای قدرت و اقتصاد و فرهنگ بودند با تفرقه و پراکندگی و کوچ دادن‌ها یی که شاید بعد اشاره بکنیم از این‌ها  یک جمعیت فاقد همه‌ی مقدورات اقتصادی و متاسفانه با یک فرهنگ بسیار ضعیف ساختند که فرهنگ بت پرستی و مسائلی بود که شما در جزیرة العرب می بینید ساخته بودند این کار آن‌ها ست آدم‌ها‌ی گرسنه و آدم‌ها یی با فرهنگ ضعیف خدای متعال از دل همین‌ها  یک جریان جدید راه انداخت. یک طرح بزرگ داشتند خدای متعال آن طرح را در نقشه‌ی بزرگ تری گم کرد آن نقشه‌ی بزرگ تر و طرح بزرگ تر را هم باید به دقت دید که چه بوده و چه اتفاقی افتاده این هم یک رویکرد که ما می گوییم این کید صرفا یک کید متوجه به بیت نبوده گرچه کید متوجه به بیت هم می تواند کید عظیم باشد با توجه به موقعیت این بیت. یک نقشه‌ی بزرگ تری بود خدای متعال در بر خورد با این نقشه کیفیت فعل خدا هم قابل توجه است این‌ها یی که با فیل آمده بودند و با لشکر کشی عظیم خدای متعال با پرنده‌ها  و سنگ ریزه‌ها  نه طوفان فرستاد نه صاعقه با سنگریزه‌ها  آن‌ها  را مانند برگ‌ها‌ی موریانه خورده نرم کرد. آن وقت معلوم می شود که حضرت عبدالمطلب چرا این طور برخورد کرد و بعد رفت منتظر ماند به فرزندشان عبدالله فرمودند بروید بالای کوه ابوقبیس ببینید چه می بینید آمد گزارش داد که ابر تیره‌ای می آید فرمودند نه دقت کنید گفتند پرنده‌ها یی هستند فرمود بروید بگویید کار تمام شد. با کمال اطمینان و آرامش منتظر نشسته بود این کید بزرگی بود ایشان هم می دانست این کید با نقشه‌ی عظیم خدای متعال خنثی می شود صرف این که برود تقاضا بکند که برگردد ممکن است برهم گردند اما یک بار دیگر شروع می کنند. اما خدای متعال که کیف فعلش این که چطور خدا با این‌ها  برخورد کرده این جمعیتی که با فیل و فیل بان آمده بودند که بزرگ ترین ادوات نظامی دوران خودشان بود با پرنده‌ها‌ی ریز و سنگریزه‌ها  مورد هدف قرار داده کاملا هم مشخص است این طور نیست که کسی بگوید طوفان بود زلزله بود. آن‌ها  هم جنود خدا هستند «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (فتح/4) ولی یک جنودی بود که دیگر جای هیچ توجیهی برای کسی باقی نگذاشت. فقط هم مختص به آن‌ها یی نیست که دشمن دنبال متفرق کردن و پراکنده کردن آن‌ها  و مردمی که طعم شیرین پیروزی را چشیده اند نه بلکه همه‌ی کسانی که در طول تاریخ می آیند و نقشه‌ها‌ی بزرگی که سر راه امت نبی اکرم است که دشمن برنامه ریزی برای تفرق و به هم ریختن الفت‌ها  و انس آن‌ها  دارد. یکی از کارهای دشمن همین است الآن محور وحدت و انسجام ما که دین اسلام و فرهنگ اسلام است این را می خواهند از محور وحدت بودن در بیاورند و متفرق کنند حتی جغرافیای سیاسی جهان را هم می خواهند تغییر بدهند مرز بندی‌ها  را کاملا بر اساس جریان تجدد و یک نظم جهانی جدید بچینند طرح خاورمیانه‌ی بزرگ و یا طرح‌ها‌ی دیگری که برای مناطق دارند همین است اجرای این طرح‌ها  به معنی این است که الفت‌ها  را به هم می زنند فرض کنید روابط عشیره‌ای که بوده من نمی خواهم بگویم محترم بوده این‌ها  درون دولت‌ها‌ی مدرن منحل می شوند یعنی آن رابطه‌ها  به هم می خورد. در بعضی کشورهای منطقه عشیره‌ای زندگی می کنند وقتی دولت‌ها‌ی مدرن آمدند مفاهیم جدیدی مثل شهروندی قانون آوردند الفت‌ها‌ی جدید به هم ریخت و تجمعات دیگری شد آن تجمعات محوری داشته فرض کنیم فرهنگش تعلق به قوم بوده فامیل بوده رحم بوده هر چه که بوده نمی خواهم بگویم آن تعلقات محترم بوده و این تعلقات غیر محترم ولی یک نقشه است که شما باید آن محتور تعلقات را به هم بریزید آن تجمعات و فرهنگ و وحدت را به هم بریزید آن جمعیت را متفرق کنید جمعیت‌ها‌ی دیگری با محورهای دیگری ایجاد بکنید که دنیا دارد این کار را می کند. محور تجمعات فرض کنید می شود منابع اقتصادی یا هر چیز دیگری. یک تجمعاتی که در تدبیر بزرگ حول یک نقشه‌ی بزرگ جهانی شکل می گیرد گمان نکنید این مال این دوره است قدرت‌ها‌ی بزرگ ایران و روم آن موقع هم این طور نبوده که از اتفاق‌ها یی که در جهان می افتد غافل بوده باشند این‌ها  نسبت به قدرت‌ها‌ی منطقه‌ای بی تفاوت نبودند الآن قدرت‌ها‌ی بزرگ جهانی نقشه‌ها‌ی خودشان را خیلی وقت‌ها  از طریق اعمال نفوذ در قدرت‌ها‌ی منطقه‌ای اجرا می کنند مثلا طرح خاورمیانه‌ی بزرگ را بر محور عربستان و ترکیه اعمال می کنند یعنی مقابله با اسلام حقیقی را الآن از طریق چه کسی دارند انجام می دهند در منطقه؟ از طریق قدرت‌ها‌ی منطقه‌ای تحت نفوذ خودشان مثل ترکیه عربستان و امثال این‌ها . آن‌ها  هم خیال نکنید که غافل از قدرت‌ها‌ی منطقه‌ای بودند مثل یمن حبشه روم ایران ردپایشان در تاریخ است از طریق آن‌ها  نقشه‌ها‌ی بزرگ منطقه‌ای خود را اعمال می کردند خدای متعال به امتی که پیامبر به پا کرده ائتلاف جدید حول نبی اکرم و بیت و فرهنگ توحید دارد امیدی می دهد این نقشه نقشه‌ی تاریخی است این طور نیست که یک بار اتفاق افتاده این دشمنان هستند این کید‌ها  هست کیدهایی که به تجزیه و تفرق در بین امت اسلامی و به هم زدن الفت‌ها  و وحدت‌ها یی که حول محور دین و بیت و امام شکل می گیرد چون الفت ما دین ما و بیت ما و بلد است و امام است که این‌ها  در سوره‌ی بقره و جاهای دیگر توضیح داده شده این الفتی که حول نبی اکرم می خواهد شکل بگیرد را می خواهند به هم بریزند خدای متعال می فرماید «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ» چه نگرانی دارید؟ دیدید خدای متعال با آن کید بزرگ چگونه برخورد کرد؟ اصلا گم شد. در آینده هم همین طور است لذا کسانی که قدرت عظیم را کیفیت حضور حضرت حق را در مواجهه با دشمن می بینند، می بینند که درگیری با دشمن بر محور ما اتفاق نمی افتد که ما بترسیم او کار خود را می کند البته «إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْكُمْ» (محمّد/7) برای این که ما هم رشد کنیم ما را هم به بازی می گیرد خدای متعال. دعوتمان می کند می گوید بیایید من را یاری کنید ولی اسْتَنْصَرَكُمْ وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آن کسی که می آید می گوید من را یاری کنید همه‌ی لشکر آسمان و زمین در اختیار اوست می تواند با سنگریزه‌ها  با هر چه که بخواهد این لشکر را از بین ببرد و از بین هم می برد آخر کار، هم کار اوست. ابراهیم خلیل آرام است می اندازند اش در آتش با منجنیق می اندازند نزدیک نمی شوند آرام است چون می داند کار خود را کرده به هم زدن این کار کار خداست خداست که می فرماید «یَا نَارُ كُونِی بَرْدًا وَ سَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ» (انبیاء/69) اگر انسان کیفیت فعل خدا را دید در مقابل نقشه‌ها‌ی پیاپی دشمن که دنبال به هم زدن محور الفت ما از بین بردن آن تعبیر نماد غلط است آن نمادهایی مثل کعبه که می توانند محور تجمعات باشند و یک فرهنگ جدید و ایجاد نمادهای جدید دیگری از نوع اهرام یا از نوع نماد‌ها‌ی مدرن مثل برج ایفل، که محور تجمعات دیگری است مثل آسمان خراش‌ها  شما ببینید کنار کعبه یکی از جنایت‌ها‌ی بزرگی که اتفاق افتاده یک آسمان خراش درست کرده اند برج ساعت سایه اش می افتد روی کعبه نماد تمدن مدرن و دقیقا غرض تحقیر این نماد در مقابل این نماد است. آدم‌ها یی که می آیند می چرخند یک جوری در مقابل آن عظمت تحقیر شوند به جای این که شکوه کعبه آن‌ها  را بگیرد به یک الفت و تجمعی برسند این نقشه است برای تفرق یک تجمع و ایجاد یک تجمع دیگری و از بین بردن یک فرهنگ و ایجاد فرهنگ دیگری این کار غرب است کار شیاطین است محور تجمع هم می شود انگیزه‌ها‌ی مادی. اگر انگیزه‌ها‌ی مادی شد حول پرچمداران مادی این تجمع شکل خواهد گرفت اگر این انسان‌ها  دنبال دنیا بودند شدید ترین جوامع حول دنیا و شدید ترین انسان‌ها  به دنیا محور می شوند یعنی دنیا پرست تر‌ها  محور اداره‌ی شهوات و اهوا ملت‌ها  می شوند این فقط این نیست کسانی که دیده اند اگر کسی این کیف فعل خدا دید در آرامش است این نقشه‌ها‌ی پیاپی دشمن را می بیند ما مسئول برچیدن نیستم ما باید کار خودمان را بکنیم «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ» آن نقشه‌ها‌ی بزرگ را خدای متعال گم می کند درون نقشه‌ی بزرگ تر خودش ما هم در این نقشه باید مثل زنبور عسلی که آب روی آتش حضرت ابراهیم می ریخت باید یک کاری بکنیم آرام باید باشیم نه این که خیال کنیم اگر ما آتش را خاموش نکنیم حضرت ابراهیم می سوزد ما باید کار خودمان را بکنیم بدانیم خدای متعال آتش را با فرمان خودش خاموش می کند.

شریعتی: ان شاء الله. خیلی استفاده کردیم ممنون از توجه دوستان خوب مان. صفحه‌ی 322 قرار امروز ماست آیات ابتدایی سوره‌ی مبارکه‌ی انبیا لحظات زندگی تان منور به نور قرآن باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سورة الأنبياء

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ ﴿١﴾ مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ ﴿٢﴾ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿٣﴾ قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٤﴾ بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ ﴿٥﴾ مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٧﴾ وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ ﴿٨﴾ ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ﴿٩﴾ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٠﴾

ترجمه:

بسم الله الرحمن الرحيم

مردم را [هنگام] حسابرسی [آنچه در مدت عمرشان انجام داده اند] نزدیک شده در حالی که آنان با [فرو افتادن] در غفلت [از دلایل اثبات کننده معاد] روی گردانند. (۱) هیچ یادآوری و پند تازه ای از سوی پروردگارشان برای آنان نمی آید مگر آنکه آن را می شنوند و در حالی که سرگرم بازی هستند [آن را مسخره می کنند.] (۲) دل هایشان [به امور مادی، خوشگذرانی و معصیت] مشغول است؛ و آنان که ستم پیشه اند رازگویی خود را پنهان داشتند [و گفتند:] آیا این پیامبر جز این است که بشری مانند شماست؟ آیا شما با چشم باز وشناخت وآگاهی به سوی سِحر می روید؟! (۳) [پیامبر به آنان] گفت: [رازگویی خود را پنهان نکنید، زیرا] پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین می داند، و او شنوا و داناست. (۴) [مشرکان] گفتند: [نه، قرآنْ سحر نیست] بلکه خواب هایی آشفته و پریشان است، [نه] بلکه آن را به دروغ بربافته، [نه] بلکه او شاعرِ [خیال پردازی] است، [اگر فرستاده خداست] باید برای ما معجزه ای بیاورد مانند معجزه هایی که پیامبران گذشته را [با آنها] فرستادند. (۵) پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان می آورند؟! (۶) و پیش از تو [برای هدایت مردم] نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی می نمودیم. اگر نمی دانید از دانایان [به کتاب های آسمانی و آگاهان به اخبار پیشینیان] بپرسید [که همه پیامبران از جنس خود بشر بودند، نه فرشته] (۷) و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.] (۸) سپس به وعده ای که به آنان داده بودیم [که شکست برای دشمنان لجوج و پیروزی برای آنان است] وفا کردیم، و آنان و هر که را می خواستیم، نجات دادیم و متجاوزان [از حدود حق] را هلاک کردیم. (۹) بی تردید کتابی به سوی شما نازل کردیم که مایه [شرف، بزرگواری، رشد و سعادت] شما در آن است؛ آیا نمی اندیشید. (۱۰)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شریعتی: ادامه‌ی فرمایشات حاج آقای میرباقری را می شنویم

حاج آقا میرباقری: بسم الله الرحمن الرحیم گویا یک کید بسیار عظیمی است که همه‌ی قدرت‌ها‌ی بزرگ جهانی آن را با قدرت‌ها‌ی منطقه‌ای علیه ظهور اسلام در نقطه‌ی ظهورش می کشند که این کید دو محور هم دارد یک محورش کعبه است یک محورش قومی است که نبی اکرم در آن ظهور پیدا می کنند. فرعون مگر با خبر نشده بود که موسای کلیم در بنی اسرائیل ظهور پیدا می کند «یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ» (قصص/4) یک نقشه‌ی بزرگ برای آن‌ها  کشیده بود که جلوی تولد جناب موسای کلیم را بگیرد قصه‌ی ما هم همین است واقعا آن‌ها  نقشه‌ی بزرگ کشیده بودند برای جلوگیری از ظهور پیامبر که یکی اش هم برخورد با کعبه است ولی نقشه عظیم تر است لذا این سوره بر محور ربوبیت نبی اکرم شکل می گیرد «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ» این برخورد خدای متعال و کیفیت مواجهه با آن‌ها  در ذیل ربوبیت خدای متعال نسبت به نبی اکرم است. ربوبیت خدای متعال این است که این پیغمبر شود محور همان که در سوره‌ی انشراح خواندیم «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ، وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ، الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَكَ، وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (انشراح/5-1) بناست رفعت ذکر پیدا شود و نام ایشان همه‌ی عالم را بگیرد در ضمن ربوبیت خدای متعال نسبت به نبی اکرم که ربوبیت نسبت به هستی است ذیل او تعریف می شود یکی اش مواجهه سنگینی است که خدای متعال با کید عظیم دشمن کرده که آخرین حلقه‌ی این کید در قالب یک قدرت منطقه‌ای در قالب حمله به کعبه اتفاق افتاده فقط یک سوال این جا مطرح می شود که آیا واقعا این قدری که ما می گوییم دشمن‌ها  می فهمیدند که دارد این جا فرهنگ جدیدی ظهور پیدا می کند زمان ظهور یک فرهنگ جدید و برانگیخته شدن پیغمبر جدیدی است دارد یک پیغمبری مبعوث می شود بناست این جا نقطه‌ی کانونی نشر یک فرهنگ در جهان شود که به سرعت فرهنگ روم و ایران را در خودش منحل می کند و منحل هم کرده. اصلا مگر می توانستند پیشبینی بکنند؟ یعنی اگر کسی بگوید محور کید آن‌ها  این بوده که جلوی ظهور اسلام و ظهور نبوت نبی اکرم و ظهور دین بر محور نبی اکرم و بر مدار کعبه را بگیرند و آن‌ها  مطلع بودند چنین اتفاق عظیمیم می افتد یک سیلی در راه است که آن سیل بنیان ایران و روم آن زمان را برمی کند و یک جریان جدید فرهنگی در جهان ایجاد می کند و آن‌ها  برای این که جلوی ظهور را بگیرند با آن‌ها  مقابله کرده اند و خدای متعال هم آن کید را گم کرده. اصلا می شود گفت آن‌ها  این کید را داشته اند؟ اولا این بزرگ نمایی نیست که ما این قدر آن‌ها  را بزرگ کنیم که آن‌ها  این آینده نگری را داشتند و می فهمیدند؟ الآن شما ببینید دشمن چه کار می کند؟ بیش از آن که ما نگران ظهور هستیم آن‌ها  نگران ظهور هستند دپارتمان‌ها یی را برای تحقیق نسبت به مسئله‌ی ظهور حضرت و آینده نگری از نظر شیعه و امثال آن را در اروپا و آمریکا درست کرده اند و تحقیقات سخت تر از ما می کنند و این آن‌ها  را نگران کرده نگران یک حادثه‌ی عظیمی هستند که در جهان دارد اتفاق می افتد با نقطه‌ی ظهور انقلاب اسلامی. آن‌ها  قبل از تولد حضرت نگران بودند اصلا می فهمیدند که نگران باشند این بزرگ نمایی دشمن نیست که آدم بگوید قدرت‌ها‌ی مادی قبل از تولد نبی اکرم توجه به ظهور اسلام داشتند و می خواستند جلوی ظهور فرهنگی که واقعیت این است که بعد از 1400 سال به راحتی می فهمیم. نبی اکرم در جنگ خندق بود که وقتی برقی جهید حضرت فرمود می بینم که ایران فتح شد روم فتح شد بعضی‌ها  می خندیدند می گفتند به اندازه‌ی یک عدد خرما ندارد بدهد اصحابش بخورند شکمشان را نمی تواند سیر کند در میدان جنگ می گوید ایران و روم را فتح می کنیم ولی ما که می بینیم دو دهه بیشتر طول نکشید هر دو فرو ریختند این فروپاشی هم فروپاشی در مقابل قدرت نظامی نبود در مقابل هجوم فرهنگی بود. حالا تعبیر هجوم هم تعبیر دقیقی نیست در مقابل غلبه‌ی فرهنگی اسلام بود یعنی فروپاشی فرهنگ ایران و روم در مقابل فرهنگ غالب بود منحل شدند در این فرهنگ. واقعا اصلا چنین پیش بینی می کردند؟ کید عظیمی داشتند این کید جلوگیری از ظهور نبی اکرم بود قبل از تولد حضرت مگر می دانستند؟ این بزرگ نمایی نیست بر فرض که امکان چنین چیزی را بپذیریم قرائن وقوع اش چه بوده؟ چه کسی می گوید چنین چیزی بوده است چه قرائنی در دست است که قرآن ناظر به چنین کیدی است نسبت به امکانش بی تردید چنین چیزی ممکن است همان طور که پرچمداران حق و تاریخی قبل از وقوع حادثه خیلی مسائل را می فهمند پرچمداران باطل هم به اندازه‌ای که خدای متعال به آن‌ها  اجازه بدهد توجه و تسلط پیدا می کنند هم این طرفش نمونه‌ها‌ی فراوان دارد هم آن طرفش اتفاقا نسبت به خود بنای کعبه قرآن از طرف حضرت ابراهیم نقل می کند که این پیغمبر وقتی حضرت اسماعیل را خدا به او داد در دوره‌ی طفولیت برد ایشان و‌ها جر را گذاشت در کنار کعبه‌ی فعلی که آن موقع ویران شده بود یک سرزمین خشک غیر حاصل بود هیچ سکنه‌ای نداشت «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي» (ابراهیم/40) بخشی از ذریه‌ی خودم را حضرت آینده‌ی نسل را می بیند دارد طفل را می گذارد ولی می گوید من ذریتی بخشی از ذریه‌ی خودم را بردم سکنی دادم «بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ» (ابراهیم/37) سرزمینی که در آن هیچ رویشی نیست «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ» (ابراهیم/40) برای چه این کار را می کند؟ برای این که بنا است این‌ها  محور اقامه‌ی دین شوند بعد دعای حضرت را ببینید‌ »فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ» (ابراهیم/37) قلوب بخشی از مردم را متمایل به این‌ها  بکن چون همه که ظرفیت را ندارند، خدا این جا که جای کشت و کار نیست سرزمین غیر حاصل خیز است ثمرات کار دیگران را سر سفره‌ی این‌ها  قرار بده. این نگاه حضرت ابراهیم چه نگاهی است؟ آن وقت روایات را ببینید فرمود وقتی حضرت دعا می کرد می فرمود «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ» ناظر به ما ائمه بود افئده یعنی قلوب مومنین را متوجه ما نسلش بکن ما را می دید در نسل خودش دین خودش را در ما می دید ذریه‌ای که آمده گذاشته ما هستیم حضرت ابراهیم می دید که از نسلش حضرت نبی اکرم و ائمه می آیند آیات فراوانی در قرآن است راجع به حضرت که این را دلالت می کند بعد حضرت فرمود «وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ» (ابراهیم/37) مقصود حضرت ثمرات القلوب بود ثمرات قلب و قلوب مومنین را متمایل به اهل بیت بکن قلوب تسخیر این‌ها  شوند تا این دین اقامه شود پس همان طور که ابراهیم خلیل بیش از چند هزار سال قبل از ظهور نبی اکرم می دیدند که از نسل خودشان یک چنین اتفاقی می افتد طفل را آورده دارد می گذارد کنار کعبه‌ای که آن موقع خرابه شده و بعد هم خودشان دوباره به پا کرده اند ولی دارد می بیند در آینده یک اتفاق عظیمی خواهد افتاد پس این طرف قطعی است آن طرفش هم هست. در آن طرف هم شیاطین همین طور هستند که موارد متعددی در روایات است ناظر بر این که شیاطین یک چیزهایی را می فهمند بعضی‌ها یش را مکرر دیده ایم و ملاحظه کرده ایم شیاطیان انس و جن هر دو با هم هستند دستشان در یک کاسه اند هم شیطان‌ها‌ی جنی هم انسی می فهمند الآن تعجب نکنید اگر کسی گفت بزرگان کهنه یهود یا سران استکبار یک نوع اطلاعی نسبت به وقایع آینده‌ی باطنی که در منطقه می افتد دارند این روایت را مکرر خواندیم وقتی ولی خدا به دنیا می آید ابلیس متوجه می شود همین که به دنیا می آید جنود خود را جمع می کند می گوید بیچاره شدیم می گویند چه شده می گوید ولی خدا به دنیا آمده می گویند چه می شود می گویند اگر به سن رشد برسد همه‌ی پنبه‌ها‌ی ما را رشته می کند می گویند می رویم می کشیم می گوید نه نمی شود خدا جهان را برای ما به پا نکرده جهان را برای این‌ها  به پا کرده آن‌ها  را بکشید دوران خود ما هم تعطیل می شود پس تعجب نکنیم اگر کسی گفت سران ایران و روم ظهور مکتب اسلام و این فرهنگ غالب را که منحل می کند فرهنگ مادی آن‌ها  را در درون خودش به سرعت ذوب می شوند می دیدند برای جلوگیری از این ذوب شدن دست به کار شدند و نقشه‌ی عظیمی طراحی کردند پس امکانش هست حالا بیشتر در مورد وقوعش هم بحث می کنیم.

شریعتی: با این نکاتی که گفتید از این شیاطین جنی و انسی نباید غافل شد

حاج آقا میرباقری: و نباید هم ترسید «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ».

شریعتی: بله خیلی ممنون ان شاء الله هفته‌ی آینده این بحث را ادامه خواهیم داد. فردا احتمالا به دلیل پخش مسابقه‌ی فوتبال ما برنامه نخواهیم داشت ان شاء الله دوشنبه خدمت شما خواهیم رسید با حضور حاج آقای فرحزاد عزیز. تا سلامی دوباره و دیداری دوباره دل‌ها  را راهی مدینه النبی می کنیم.