main logo of samtekhoda

93-04-29- حجت الاسلام والمسلمین عالی- نقش امام عصر در تقدير انسانها

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: نقش امام عصر در تقدير انسانها

كارشناس:حجت الاسلام والمسلمين عالي

بسم الله الرحمن الرحیم

و صل الله علی محمدٍ و آله الطاهرین

آقای شریعتی: سلام می‌گویم به همه‌ی بیننده‌های خوبمان، خانم‌ها و آقایان. طاعات و عباداتتان قبول باشد. فرا رسيدن ايام شهادت اميرالمؤمنين (ع) را تسليت مي‌گويم. حاج آقاي عالي سلام علیکم و رحمة الله.

حاج آقای عالي: سلام عليكم و رحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالي و همه‌ي بينندگان بزرگوار عرض سلام دارم. ايام شهادت اميرالمؤمنين(ع) را تسليت مي‌گويم. انشاءالله بتوانند از اين ايام كه به ليالي قدر معروف است، كمال استفاده را بكنند.

آقای شریعتی: بحث ما يادي از امام عصر (عج) است. خدمت شما هستيم و بحث شما را مي‌شنويم.

حاج آقای عالي: بسم الله الرحمن الرحيم. شب قدر از استثنايي ترين شب سال است. شبي است كه اتفاقات عجيبي در آن رخ مي‌دهد. اين سه شب مبهم است كه مردم بتوانند از اين سه شب استفاده كنند. در خانه خدا بيشتر زحمت بكشند. خداوند مرحوم سيد بن طاووس را رحمت كند. ايشان مي‌فرمودند: اگر كسي به شما بگويد: در اين يك متر مربع جا گنجي هست، شما تمام آن زمين را از جا مي‌كنيد. گفته شده: در يكي از اين سه شب گنجي است، كه بايد به آن دست پيدا كرد. در امم قبلي و به انبياي قبلي هم شب قدر داده شده بود. يعني از ابتداي خلقت زمين شب قدر با همان فضيلت و ارزش‌هايش بوده است.

امام جواد(ع) فرمودند: خداوند متعال شب قدر را در اول خلقت دنيا قرار داده و اين شب از اول بوده است. خداوند از همان ابتدا پيغمبر و وصي او را هم خلق كرد و خلقتش را مقدر كرد. خدا در هر سال يك شبي را قرار داد كه جزئيات امور تبيين شود. بر معصوم آن زمان تقديرها عرضه شود.

در روايتي هست كه حضرت موسي از خداوند خواست كه من تقرب به تو را مي‌خواهم. «إِلَهِي أُرِيدُ قُرْبَكَ» خداوند به موسي فرمود: يا موسي! «قَالَ قُرْبِي لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْر» (وسايل‌الشيعه/ج8/ص20) تقرب من براي كسي است كه شب قدر را درك كند. اين يك دسته از روايات است كه اينچنين بيان مي‌كنند. شب قدر از ابتدا بوده است.

بعضي از روايات مي‌گويد: شب قدر مخصوص امت پيغمبر و امت اسلامي است. پيغمبر اكرم فرمود: خداوند متعال به امت من ليلة القدري را داده كه به امت‌هاي قبلي داده نشده است. شايد بهترين جمع به اين است كه ليلة القدر را انبياء و اوصياي گذشته داشتند. يعني در واقع يك عمل اختصاصي و يك سري نزد انبياء بوده است. آنها اين شب را احيا مي‌داشتند و قدر مي‌داشتند. در رابطه با پيغمبر اكرم(ص) فرمود: به امت من داده شده است. يعني در واقع سر انبياء گذشته و عبادت خصوصي آنها براي اين امت عمومي شده است. چقدر ارزشمند است! عبادتي كه انبياء و اولياء اختصاصي انجام مي‌دادند، در اين امت به پاس اهل‌بيت و به يمن اهل‌بيت به امتشان داده شده است.

امشب شبي هست كه همه مي‌دانند ليلة القدر تقدير همه انسان‌ها، تك تك انسان‌هاست. همه مقدراتشان و همه آن حوادثي كه در طول سال مي‌خواهد براي آنها به وجود بيايد، چه خوب و چه بد، تمامشان را وقتي ملائكه پايين مي‌آيند مقدرات انسان‌ها را مي‌آورند و بر ولي و معصوم آن زمان عرضه مي‌كنند. شب تقدير است. امام باقر(ع) فرمود: هرچيزي كه براي انسان مي‌خواهد اتفاق بيفتد در شب قدر رقم مي‌خورد و پرونده‌اش بسته مي‌شود. اگر بچه‌اي بخواهد در طول آن سال متولد شود، در زندگي به كسي داده شود، يا مرگ كسي، يا رزقي كه داده مي‌شود، يا بركتي گرفته مي‌شود. شفايي به كسي داده مي‌شود. سلامتي يا مريضي به كسي داده مي‌شود.

اين تقديري كه شب‌هاي قدر رقم مي‌خورد، چيزي نيست كه ما خيال بكنيم با قطع نظر از اعمال ما و اختيار و اراده و خاص ما يك تقدير و سرنوشتي رقم بخورد، مثل يك لباس از پيش دوخته شده‌اي كه به زور تن آدم كنند. اينطور نيست كه اعمال ما در آن تقدير دخالتي نداشته باشد. ديد عاميانه ممكن است از سرنوشت و پيشاني نوشت و تقدير و اينها چيزي باشد كه از قبل براي انسان‌ها نوشتند، بخواهند يا نخواهند. ممكن است يك ديد عوامي اينطور باشد كه همان چيزي است كه حافظ گفته:

بارها گفته‌ام و بار دگر مي‌گويم *** كه من دلشده اين ره نه به خود مي‌پويم

در پس آينه طوطي صفتم داشته‌اند *** آنچه استاد ازل گفت بگو، مي‌گويم

من اگر خارم و گر گل، چمن آرايي هست *** كه به هر دست كه مي‌پروردم مي‌رويم

ابتدا آدم يك ديد جبري از اين مي‌فهمد. حافظ يك معناي عميقي را كه توحيد افعالي است مي‌خواهد بگويد كه هيچ منافاتي با اختيار ما ندارد. خداوند متعال با ملاحظه اعمال ما تقديرها را رقم مي‌زند. تقدير و سرنوشت مجموع عوامل و عللي است كه در حوادث زندگي ما دخيل است كه از جمله عوامل اعمال ما است.

همه ما مي‌دانيم كه خداوند متعال اين عالم دنيا را با اسباب و واسطه‌ها اداره مي‌كند. اگر خدا رزق مي‌دهد، هزاران واسطه در كار است تا روزي و رزقي به ما برسد. «ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركارند» خيلي واسطه در كار است.

يكي از عابدان بني اسرائيل كه در گذشته‌ها شب و روز در گوشه‌اي انزوا پيشه كرده بودند. عابدي 60، 70 سال روزها روزه بود، شب‌ها، شب زنده‌داري مي‌كرد. ملائكه ديدند اين چندان مقامي پيش خدا ندارد. با وجود اين همه عبادت تعجب مي‌كردند. خداوند متعال فرمود: از طرف من بشارتي به او بدهيد، خودتان متوجه درجه و مقام او مي‌شويد. به او بشارت بدهيد كه خدا مي‌خواهد با فضلش با شما رفتار كند نه با عدلش! خدا اگر بخواهد با عدلش با ما برخورد كند و مو را از ماست بيرون بكشد، چهارده معصوم را كنار بگذاريد. همه مردود مي‌شويم. چون اگر قرار باشد كه تمام جزئيات اعمال و عبادت‌ها، آن استاندارد كامل باشد، ما كم مي‌آوريم. پروردگار عالم با فضلش برخورد مي‌كند. امام سجاد در دعاي ابوحمزه دارد خدايا! «لست أتكل في النجاة من عقابك على أعمالنا بل بفضلك علينا» اينطور نيست كه ما در نجات از عقاب به اعمالمان تكيه داشته باشيم. آن به فضل و گذشت و رحمت تو است. ملائكه آمدند به اين عابد بشارت دادند كه خداوند متعال مي‌خواهد با فضل خودش با تو برخورد كند. اين عابد گفت: نه! بگوييد: خدا با عدلش با من برخورد كند. من در بندگي چيزي كم نگذاشتم. من شب و روز بندگي مي‌كردم، سهم من از اين دنيا يك قرص نان و دانه اناري بود. چيزي بيشتر از اين نداشتم. اين عجب و غرور اين همه به چشمش آمد. ملائكه وقتي اين سخن را شنيدند، به خداوند گفتند: اين حرفي كه زد يعني چه؟ پروردگار عالم فرمود: به رخ او نكشيد كه توفيق 60، 70 سال عبادت را چه كسي به تو داده بود؟ ترازوي عدل بگذاريد، حساب كنيد روزي يك قرص نان و اناري كه به او دادم، در مقابل اين عبادت‌هايي كه كرده جوابگوي آن نعمت‌ها هست يا نه؟ وقتي ملائكه دقيق حساب كردند ديدند، تمام اين چند سال عبادتش در ازاي يك حبه انار شد. نه يك ميوه كامل! چون اين حبه انار وقتي از ملكوت رزق برسد و واسطه‌هايي كه در كار هستند، هزاران ملكي كه در كار هست، تا به عالم دنيا و واسطه‌هايي كه در عالم دنيا در كار هستند، اين حبه خيلي واسطه هست. خيلي كار برده است. كارهايي كه از هيچكس ديگر برنمي‌آيد. حالا يك عبادت‌هايي انجام داده كه، ناخالصي هم داشته است. واسطه‌هاي بسيار زيادي در كار هستند. خدا با اسباب و وسايطش كار مي‌كند و شفا مي‌دهد. اگر علم مي‌دهد، با اسباب و وسايطش است. اگر خدا مي‌خواهد علم بدهد، كتاب و دفتر و مدرسه و استاد مي‌خواهد. شفا اگر مي‌خواهيم، دكتر و دوا و تلاش و زحمت مي‌خواهد. اگر كسي بخواهد بدون اين واسطه‌ها بگيرد، خلاف سنت خداست.

در روايات داريم كه مرحوم نراقي در جامع السعادات نقل كرده است. يكي از انبياء مريض شده بود. اين دنبال داروهاي گياهي نرفت. گفت به خدا توكل مي‌كنم. مدتي كه گذشت شفا پيدا نكرد. گفت: خدايا من بر تو توكل كردم، چرا شفا نيامد. خدا فرمود: تو مي‌خواهي با توكل خودت، حكمت ما را باطل كني. ما آن گياه دارويي را حكيمانه خلق كرديم. سنت ما اين است كه بايد دنبالش بروي از آن واسطه و اسباب استفاده كني.

يكي از طلبه‌ها در نجف ديده بود بعضي توسلات زيادي به اميرالمؤمنين دارند. گفت: ما توسل كنيم. چرا اينقدر زحمت زيادي بكشيم؟ آقا معدن علم است. توسلي كرد، از آن تنبل‌ها هم بود. سختش بود سر كلاس بنشيند. شب خواب ديد كه حضرت امير با دو نفر مي‌آيند، فرمود: اين را بگيريد، به فلك ببنديد. گفت: براي چه؟ ما به شما توسل كرديم. حضرت فرمود: تو تنبل همين كتك را مي‌خواهي. اينجا اين خبرها نيست، بايد زحمت بكشي.

سنت خدا در عالم دنيا اين است كه با اسباب بدهد. اين خيلي روشن است. تقدير خدا اين هست كه وقتي مي‌خواهد حادثه‌اي رخ بدهد، خدا تمام عواملش را در نظر مي‌گيرد. عوامل و علل و اسباب پديد آمدن آن حادثه را بررسي مي‌كند. فرض كنيد يك شفايي بخواهد رخ بدهد. ظاهرش دارو و درمان و دكتر است. اما خيلي دست‌هاي ديگر هم در ملكوت عالم هست كه شفا از خداوند متعال به من برسد. رزق بخواهد برسد، علم برسد، هدايت برسد همه اينگونه است. تمام علل ملكوتي و ملكي، علل ظاهري و باطني را براي به وجود آمدن يك حادثه، شفا، مرگ، تولد، رزق، بركت، بي‌بركتي، علل و عوامل را خدا مي‌داند كه تعداد اينها چه چيزهايي است. ما بسياري از اينها را نمي‌دانيم چيست. تقدير يعني خدا مجموعه عوامل را كه از جمله اراده و عمل ما در پديد آمدن يك حادثه است، در نظر بگيريم.

اگر كسي خداي نكرده بخواهد خودكشي كند، از يك ساختمان بلندي خودش را پرت كند. يا اينكه سمي بخورد. اين يك عملي انجام داده است. حالا تقدير و سرنوشت او مردن است يا نيست، اين پديده مردن و نمردن بستگي به خيلي عوامل دارد. يكي از عواملش اراده خودش است. يكي از عوامل عمل خودش است. اين عمل را انجام داده و براي اين كار تلاش كرده است. يكي از عوامل كه در اين حادثه دخيل است، صدقه‌اي است كه صبح وقتي از خانه بيرون مي‌آمده يك صدقه‌اي انداخته است يا همسرش انداخته است. يكي ديگر از عوامل دعايي است كه مادرش برايش كرده است يا نكرده است. پدرش حلال خور بوده يا نبوده است. روزهاي گذشته صله رحمي انجام داده يا نداده است. جايي كار خوبي كرده كه او را دعا كردند، يا كار شري كرده كه او را نفرين كردند. اجدادش انسان‌هاي صالحي بودند كه براي نسل و اولادشان دعا كردند و آن صالح بودنشان تأثير گذار بوده است. تمام اين عوامل حساب كردنش از عهده ما خارج است. اينها چيزهاي ظاهري است حساب اينها را دارد كه چه چيزهايي دخيل است و چه اتفاقي افتاده است. آن صدقه داده شده يا نه؟دعا شده يا نه؟ صله رحم كرده يا نه؟ اجدادش چطور بودند؟ نه فقط كمي و تعداد اين عوامل بلكه تأثير كيفي‌اش يعني اينكه فرض كنيد 20 عامل شد كه دخيل هستند. هركدام چقدر اثر گذار است. مثلاً عمل خودم كه خودم را از بلندي پرت كردم، خيلي در آن مردن اثر گذار است. صدقه‌اي كه دادم چند درصد مانع او است. دعاي مادرش چند درصد مانع است. تقدير اين است كه جز از خداي متعال از احدي برنمي‌آيد. برآيند و محاسبه مجموع اين عوامل كه از جمله اين عوامل و از مهمترين عوامل خواست خود انسان و عمل خود انسان است. برآيند و محاسبه‌اش تقدير مي‌شود. شب قدر تا يكسال، عواملي كه براي هر حادثه اي در يك پرونده قرار مي‌گيرد. براي يك پرونده شفا گرفتن يا شفا نگرفتن است. رزق داشتن يا نداشتن، آن حادثه‌هايي كه مي‌خواهد رخ بدهد، عواملش را در نظر مي‌گيرد، كه يكي از عوامل هم عمل ماست. منتهي خداوند متعال چون جلوتر مي‌داند، همه چيزهايي كه مي‌خواهد رخ بدهد را در نظر مي‌گيرد. اين شب قدر يك چنين اتفاقي مي‌افتد كه خدا مقدر مي‌كند. عواملي كه مي‌خواهد به وجود بيايد، جمع مي‌زند. شب قدر گفتند كه تضرع كنيم. گريه كنيم. ناله كنيم. آنوقت همان گريه و ناله هم جزء همان عوامل است براي اينكه حوادث خوب براي شما رقم بخورد نوشته مي‌شود. دعا آن مقدرات را عوض مي‌كند، بخاطر اين است كه دعاي من هم يكي از عوامل مي‌شود. اگر شب قدر دعا نكنم و تضرع نكنم، طبق همان چيزي كه در طي سال مي‌خواهد رخ بدهد، حوادث بر من نوشته مي‌شود. اما اگر دعا و توسل داشته باشم، اين دعا هم ضميمه مي‌شود براي اينكه درصد تأثيرگزاري دعا به خصوص در شب قدر، كه شب قدر بستري است كه بذر در آن خيلي رشد مي‌كند، از اين جهت هست كه مي‌تواند مقدرات را عوض كند. لذا در يكي از دعاهاي شب قدر ما از خدا مي‌خواهيم كه خدايا اگر من در مقدرات تو جزء اشقياء بودم، مرا از آن ليست پاك كن و در زمره خوبان قرار بده. تقدير خدا براساس عواملي است كه مي‌خواهد در به وجود آمدن يك حادثه‌اي رخ بدهد و از جمله عمل و اراده ما رقم مي‌خورد. دعاي امشب ما مي‌تواند تأثير گذار باشد. اين اتفاقي است كه مي‌خواهد رخ بدهد و از اين جهت جا دارد كه مؤمنين تضرع خالصانه داشته باشند. نكته بسيار مهم ارتباط مقدرات و تقديري است كه براي ما امشب با امام زمان رقم مي‌خورد. اينكه نقش حضرت در مقدرات ما چيست؟

آقای شریعتی: صفحه 148 مصحف شريف قرار روزانه امروز ماست. آيات 147 تا 151 سوره مباركه انعام در سمت خداي امروز تلاوت مي‌شود. باز مي‌گرديم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

«فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَ لَا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ(147) سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشرَْكْنَا وَ لَا ءَابَاؤُنَا وَ لَا حَرَّمْنَا مِن شىَ‏ْءٍ كَذَالِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتىَ‏ ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تخَْرُصُونَ(148) قُلْ فَللهِ‏َِّ الحُْجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَئكُمْ أَجْمَعِينَ(149) قُلْ هَلُمَّ شهَُدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشهَْدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَاذَا فَإِن شهَِدُواْ فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا وَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ وَ هُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ(150) قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشرِْكُواْ بِهِ شَيًْا وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ ذَالِكمُ‏ْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَعْقِلُونَ(151)»

ترجمه آيات:

«اگر تو را تكذيب كردند، بگو: پروردگار شما صاحب رحمتى گسترده است، و خشم و عذابش از مجرمان بازداشته نخواهد شد. (147) مشركان خواهند گفت: اگر خدا مى‏خواست، ما و پدرانمان مشرك نمى‏شديم و چيزى را حرام نمى‏كرديم. همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند پيامبران را تكذيب كردند و خشم و عذاب ما را چشيدند. بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما، تنها، از گمان خويش پيروى مى‏كنيد و گزافه‏گويانى بيش نيستند. (148) بگو: خاص خداست دليل محكم و رسا، اگر مى‏خواست همه شما را هدايت مى‏كرد. (149) بگو: گواهانتان را كه گواهى مى‏دهند كه خدا اين يا آن را حرام كرده است بياوريد. پس اگر گواهى دادند تو با آنان گواهى مده، و از خواسته‏هاى آنان كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند و به آخرت ايمان ندارند و كسانى را با پروردگارشان برابر مى‏دارند، پيروى مكن. (150) بگو: بياييد تا آنچه را كه پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم. اينكه به خدا شرك مياوريد. و به پدر و مادر نيكى كنيد. و از بيم درويشى فرزندان خود را مكشيد. ما به شما و ايشان روزى مى‏دهيم. و به كارهاى زشت چه پنهان و چه آشكارا نزديك مشويد. و كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده است- مگر به حق- مكشيد. اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مى‏كند، باشد كه به عقل دريابيد. (151)»

آقاي شريعتي: اشاره قرآني امروز را حاج آقاي عالي بفرمايند.

حاج آقاي عالي: آيه 149 سوره مباركه انعام، خداوند متعال مي‌فرمايد: «قُلْ فَللهِ‏َِّ الحُْجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَئكُمْ أَجْمَعِينَ» پيغمبر به مردم بگو: خدا يك حجتي دارد كه اين حجت بر همه غلبه مي‌كند. خدا مغلوب كسي نمي‌شود. در ذيل اين آيه روايات زيادي هست كه در قيامت خداوند متعال با دو سؤال بندگان خدا را كه تقصير كردند، در بندگي كوتاهي كردند، به تعبير امروز كيش و ماتشان مي‌كند كه ديگر هيچ تكاني نتواند بخورد. هيچ حجتي عليه خدا و در مقابل خدا نداشته باشد، خداوند متعال مي‌فرمايد: چرا بندگي مرا نكردي؟ اگر كسي بگويد: خدايا، من نمي‌دانستم. خداوند متعل مي‌فرمايد: چرا نرفتي ياد بگيري؟ ما عقل و هوش به تو داديم. كتاب‌ها در اختيارت بود. عالم در اختيارت بود. بنابراين اگر كسي بگويد: خدايا من نمي‌دانستم اين كار را چگونه انجام بدهم. خداوند متعال مي‌فرمايد: چرا نرفتي ياد بگيري؟

در كشور ما ندانستن معني ندارد. در كشوري هستيم كه عصر ارتباط است. به راحتي مي‌شود اين را فهميد. اگر در روز قيامت خداي متعال از كسي سؤال كند چرا عمل نكردي؟ اگر بگويد: نمي‌دانستم، مي‌گويد: ياد مي‌گرفتي. اگر بگويد: مي‌دانستم. خدا مي‌فرمايد: چرا عمل نكردي؟ ندانستن عذر نيست، دانستن و عمل نكردن بد است. آنهايي كه مقصر بودند و عمل نكردند، پروردگار عالم حجت را بر آنها تمام مي‌كند.

انسان بايد التماس كند و از خداوند بخواهد كه خدايا درك شب قدر را براي ما ميسر كن، به خصوص شب آخر كه شب 23 است. در روايتي خيلي زيباست كه گفته شده بود هر سه شب دخيل است. شب نوزدهم شب تقدير است. شب 21 شب تحكيم است. يعني همان تقدير محكم‌تر مي‌شود. شب 23 شب قضا است. به گونه‌اي امضا مي‌شود. مثل مراحل حكمي است كه يك قاضي مي‌خواهد بدهد. يك حكمي در ذهن شكل مي‌گيرد. مرحله بعد اين حكم را مي‌دهد. يعني حكم صادر مي‌كند. بعد احياناً يك دادگاه ثانوي ديوان عالي مي‌آيد و آن را تثبيت مي‌كند. ديگر وقتي حكم از طرف ديوان عالي آمد قابل تجديد نظر نيست. شب 23 از همه مهمتر است، كه اگر در دو شب قبل كوتاهي شده است، در اين شب مي‌تواند جبران كرد.

همه ما مي‌دانيم كه در كل ماه رمضان، مهمان اصلي خدا ولي خدا و ولي مطلق خداست و تمام ملائكه بر او نازل مي‌شوند. قرآن مي‌گويد: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ» (قدر/4)، «تنزل» صيغه مضارع است. ماضي نيست كه بگويي: در زمان پيغمبر نزول ملائكه‌اي رخ داده و تمام شده است. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ» ملائكه نازل مي‌شوند، هرساله اين شب، شب قدر هست. پيغمبر هم وقتي اميرالمؤمنين كنارش نشسته بود، به دو نفر اين آيه را تذكر داد. پيغمبر فرمود: آيه قرآن كه مي‌گويد: هر سال ملائكه مي‌آيند، ملائكه بعد از من بر چه كسي مي‌آيند؟ حضرت فرمودند: بر امام مي‌آيند. چون معصوم است كه فقط تحمل اين را دارد كه تمام ملائكه بر او وارد شوند. ملائكه موجودات مادي بر روي زمين نيستند. ملائكه موجود مجرد هستند. موجود مجرد روي قلب و روح وارد مي‌شود. كدام روح مي‌تواند تحمل و ظرفيت اين را داشته باشد كه تمام ملائكه بر او وارد شوند. جز معصوم هيچكس ديگري توان اين و ظرفيت اين را ندارد. بنابراين شب قدر، شب مهماني است كه براي ولي خدا ضيافت و مهماني فراهم مي‌شود و تمام ملائك بر او وارد مي‌شوند و مقدرات همه انسان‌ها را تا يكسال براي او بياورند.

اينكه براي خود او و در رابطه با خود او و خدا چه اتفاقي رخ مي‌دهد از فهم ما خارج است. خدا مي‌داند و ولي او! اما آنچه ما مي‌فهميم، ترشحاتي از مهماني خاص خدا با ولي‌اش در شب قدر است كه به ديگران مي‌رسد. آن چيزي كه از سر ريز آن سفره به ديگران مي‌رسد، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ» (قدر/3) يك شب را اگر درك كنيد، از هزار ماه يعني هشتاد و خرده‌اي سال، يعني يك عمر، از يك عمر بندگي بهتر است. يعني شما اگر بتواني يك شب را درك كني، درك شب قدر فقط بيدار بودن نيست. درك شب قدر اين است كه شما بتواني براي صاحب شب قدر كه در زمان ما حجة ابن الحسن است، با او پيوند بخوري. پيوندي كه بيش از چيزي است كه تا حالا بوده است. اگر من بخواهم بگويم امشب را درك كردم، يعني از سفره او چيزي گير من آمده باشد. چون اصل مهماني بين خدا و او است. من وقتي شب قدر را درك مي‌كنم كه از آن سفره چيزي نصيب من شود. براي همين است كه آنهايي كه در محيط ولايت معصومين هستند، چيزي گيرشان مي‌آيد. آنهايي كه خارج از محيط معصومين هستند، از ولايت معصوم خارج هستند و شب قدر ندارند. بنابراين مؤمنين در شب‌هاي قدر وقتي قرآن بر سرشان مي‌گذارند بعد از بك يا الله، بمحمد، بعلي، بفاطمه، توسلشان را مي‌گويند كه ما در محيط ولايت شما هستيم.

شب قدر را كسي درك مي كند كه علاوه بر بيدار بودن بتواند يك اتفاق جديد برايش رخ بدهد و آن يك انس و پيوند و رابطه‌ي بيشتر با ولي خدا داشته باشد. آن موقع هست كه آن مقدراتي كه براي اين رقم مي‌خورد، و به امضاي ولي خدا مي‌رسد كه آن يد الله است، در طول سال مقدرات خوبي خواهد بود. رابطه عاطفي كه صرفاً رابطه بدون منطق نيست. شما وقتي به ولايت او نزديك شدي، يعني به خدا نزديك شدي. او باب الله است، پس بنابراين بهره بيشتري از رحمت خدا بردي. از اين جهت هست كه مقدرات سال فرق مي‌كند. اين شب‌ها التماس كنيم كه خدا ما را با ولي‌اش پيوند بدهد و بتوانيم انس بيشتري با ايشان داشته باشيم. خوشا به حال آنهايي كه از اين‌ شب‌ها انس گرفتند.

رحمت و رضوان خدا بر مرحوم آيت الله بافقي كه از كساني بود يك كتاب راجع به ايشان حرف هست. مرحوم بافقي در زمان آيت الله حائري يزدي به كمك او حوزه علميه را تأسيس كردند. ايشان خيلي رفيق خدا بود. نسبت به امام زمان خيلي عشق داشت. يك آدم فوق العاده‌اي بود. ايشان در ابتدا كه حوزه علميه مي‌خواست تأسيس شود، به شيخ عبدالكريم حائري گفت: شما جلو برو، من كنارت هستم. هرجا به مشكل خوردي من از امام زمان(ع) مي‌گيرم. چندين بار در شهريه دادن طلبه‌ها كمك كردند. آيت الله حائري به مشكل خورد. به ايشان گفت: بيا درست كن. مرحوم بافقي گفت: اگر من تا عصر نگيرم بنده خدا نيستم. آيت الله گلپايگاني فرمود: در زمان حاج شيخ عبدالكريم حائري 400 طلبه در قم بيشتر نبوديم. زمستان سردي بود، بعضي طلبه‌ها گفته بودند: سرد است، اگر مي‌شود عباي زمستاني كه يك مقدار كلفت‌تر هست براي ما تهيه كنيد. آيت الله حائري گفت: من پولي ندارم كه عباي زمستاني بگيرم. آقاي بافقي نشسته بودند گفتند: من برايشان مي‌گيرم. من از حضرت برايشان مي‌گيرم. شب جمعه بود جمكران رفت و تا صبح ماند. برگشت به آقاي حائري گفت: تا شنبه حواله شده برسد. شنبه بود كه چهارصد عباي زمستاني فراهم شد. اين بزرگوار در زمان كشف حجاب با رضاخان درافتاده بود. ايشان را از قم تبعيد كرده بودند و در كنار حضرت عبدالعظيم آورده بودند. ايشان به طلبه‌ها مي‌گفتند: اگر مي‌خواهيد برويد مؤمني را ببينيد، كه شياطين تسليم او هستند، برويد آقاي بافقي را ببينيد. آن رفاقت‌ها قشنگ است. اين شب‌ها شب قدر آخر و شب 23 هست، وقت گرفتن اين رفاقت‌ها از خود حضرت است. انشاءالله همين باعث مي‌شود مقدرات سال ما رقم بخورد. امشب رزق ويژه است. چون حضرت مهماني خاص دارد و ما ريزه خوار آن سفره هستيم. از آن سفره بهره‌مند شويم.

خدا را به حق محمد و آل محمد قسم مي‌دهيم كه توفيق درك شب قدر را به همه ما عنايت كند. انشاءالله امشب ديگران را در نظر داشته باشيم.

والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين.