main logo of samtekhoda

93-04-24-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی -سيره تربيتي علوی

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سيره تربيتي علوي

كارشناس:حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي

تاريخ پخش: 24/04/93

بسم الله الرحمن الرحیم

و صل الله علی محمدٍ و آله الطاهرین

دلم امروز گواه است، كسي مي‌آيد *** حتم دارم خبري هست، گمانم بايد

فال حافظ هم هربار كه مي‌گيرم باز *** مژده اي دل كه مسيحا نفسي، مي‌آيد

بايد از جاده بپرسم، كه چرا مي‌رقصد *** مست موسيقي گامي شده باشد، شايد

ماه در دست به دنبال كه اينگونه زمين *** مست مي‌چرخد و يك لحظه نمي‌آسايد

گله كم نيست ولي لب ز سخن خواهم بست *** اگر آن چهره به لبخند لبي بگشايد

«اللهم عجل لوليك الفرج»

آقای شریعتی: سلام می‌گویم به همه‌ی بیننده‌های خوبمان، خانم‌ها و آقايان، نماز و روزه‌هايتان مقبول درگاه خداوند متعال. حاج آقاي حسيني قمي، سلام عليكم و رحمة الله.

حاج آقای حسيني قمي: عليكم السلام و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه به‌ همه‌ي‌ بينندگان عزيز دارم. آروزي قبولي طاعات را دارم.

بينندگان عزيز مي‌دانند در بخش كلمات قصار اميرالمؤمنين(ع) كلمه 289 را شرح مي كرديم. اين كلامي است كه حضرت توصيف مي‌فرمايند: «كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ» من يك برادر الهي و ديني در گذشته داشتم. اين برادر ويژگي‌هايي دارد. حضرت ويژگي‌ها را توضيح مي‌دهند. اين برادر از نظر اميرالمؤمنين چه كسي است؟ بعضي گفتند: ممكن است فرد خاصي مثل ابوذر غفاري و مقداد و مالك اشتر باشد. يا نه فرد خاصي منظور حضرت نبوده است. اين تمثيل يك انسان كامل الهي است كه شايستگي برادري ديني و الهي اميرالمؤمنين را دارد. دو ويژگي را خوانديم. «وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ» اين برادر در نظر من اينقدر با عظمت جلوه مي‌كرد، چون دنيا در نظر او كوچك بود. ويژگي دوم «وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ» اين برادر من از سلطنت شكم خارج بود. اسير شكم نبود.

امروز سومين ويژگي را مي‌خوانيم. «وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ» (نهج‌البلاغه/ص526) الآن در ماه رمضان خودمان را امتحان كنيم. بيشتر زمانش را در سكوت بود و سخن نمي‌گفت. اگر هم سخن مي‌گفت، «بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ» از همه سبقت مي‌گرفت و تشنگي شنوندگان را برطرف مي‌كرد. حرف مفيد مي زد. پياده كردن همين يك ويژگي در زندگي بسيار مشكل است. «وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً» بيشتر در سكوت به سر م