main logo of samtekhoda

96-03-04-چهارمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا- شیراز


فایل تصویری
Click to download in MP4 format (272.66MB)

دانلود فایل صوتی


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: چهارمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا- شیراز
كارشناس: حجت الاسلام و المسلمین فرحزاد، حجت الاسلام و المسلمین ماندگاری،حجت الاسلام عابدینی
تاريخ پخش: 04-03-96

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد *** عبور تو لب شیراز را غزل خوان کرد
کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست *** بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد
چو خواهرت که ز دریاچه‌ی نمک دل برد *** هوای زلف تو دریاچه را پریشان کرد
نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید *** و برّ عشق تو ما را گرفت و انسان کرد
چه اشک‌ها که ضریحت به گونه‌ها جاری *** چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد
شراب خون تو جوشید و جان حافظ را *** به جرعه‌ای غزل از جام غیب مهمان کرد
و گنبد تو برای دل کبوترها *** چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد
سفر اگر چه چنین ناتمام ماند ولی *** صدای پای تو شیراز را خراسان کرد

شریعتی: اینجا شیراز حرم سوم اهل‌بیت، حرم مطهر و نورانی حضرت احمدبن موسی، حضرت شاهچراغ(ع) است که از اینجا به همه مخاطبان خوب برنامه سمت خدا، همه مخاطبان عزیز شبکه سه سلام می‌کنم، همینطور دوستان عزیزی که از طریق شبکه استانی فارس بیننده برنامه سمت خدا هستند و مراسم چهارمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا که با حضور کارشناسان گرانقدر و خیل عظیم مشتاقان معارف اهل‌بیت و قرآن کریم در حرم حضرت احمد بن موسی، شاهچراغ در حال برگزاری است و به همه شما خیر مقدم می‌گویم. خیلی ممنون و متشکر از مهمان نوازی مردم فارسی بخصوص مردم شریف و خون گرم شیراز و خیلی خوشحالیم که اینجا روی ماه شما را می‌بینیم. انشاءالله برنامه امروز در محضر کارشناسان گرانقدر برنامه مفیدی باشد. از تولیت محترم آستان حضرت احمد بن موسی حضرت آیت الله دستغیب، نماینده محترم مقام معظم رهبری و تولیت آستان احمد بن موسی و همینطور خادمین بزرگوار حرم، دوستان عزیز صدا و سیمای مرکز فارس که شبانه روز زحمت کشیدند و تلاش کردند و همه دوستانی که دست به دست هم دادند تا امروز گرد هم جمع شویم و چهارمین دوره ختم قرآن کریم را در حرم احمد بن موسی گرامی بداریم و جشن بگیریم. پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی را به شما تبریک عرض می‌کنم و انشاءالله بهترین‌ها در این ایام نورانی برای همه شما رقم بخورد. مثل همیشه شرمنده الطاف شما بزرگواران هستیم. حاج آقای فرحزاد، حاج آقای ماندگاری، حاج آقای عابدینی خیلی خوش آمدید. برای حاج آقای حسینی قمی کسالتی عارض شد و عذرخواهی کردند. انشاءالله هرجا که هستند برای سلامتی ایشان دعا می‌کنیم.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، سلام عرض می‌کنم خدمت حضار محترم خصوصاً عزیزانی که از شهرهای دور و نزدیک به این محفل و مجلس نورانی مشرف شدند در جوار بارگاه ملکوتی حضرت احمد بن موسی(ع) و خدمت همه شنوندگان رادیو قرآن و بینندگان خوب و عزیز عرض سلام داریم. در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم. انشاءالله ماه پر خیر و برکتی برای همه باشد. جا دارد یاد کنیم از عزیزی که از این استان بودند، از کارشناسان محبوب سمت خدا، مرحوم حاج آقای مهندسی که جایشان خیلی خالی است. انشاءالله روح ایشان با ارواح اهل‌بیت محشور باشد. انشاءالله در حضور برادران و خواهر امروز محفل خوبی خواهیم داشت. مخصوصاً خواهران فراوانی که از شهرهای دیگر هم آمدند و خصوصاً مردم عزیز شیراز که خدمت شما عزیزان خواهیم بود.
حاج آقای ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین. بنده هم خدمت شما مردم خوب شیراز و استان فارس و همه بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. می‌دانم که همه شما منتظر هستید مجلس را با دعای امام زمان نورانی کنیم. دعای سلامت حضرت را با هم تلاوت کنیم. (قرائت دعای سلامت امام زمان) دسته گل صلواتی را هدیه به امام زمان و همه شهدای استان فارس و شیراز مخصوصاً شهید محراب حضرت آیت الله دستغیب داشته باشیم.
امیدوارم بتوانیم امروز را در محضر فرزند موسی بن جعفر و فرزندان اهل‌بیت که در حرم سوم اهل بیت هستند، حضرت سید علاءالدین حسین، حضرت شاه حمزه، حضرت شاه سید محمد، حضرت شاهچراغ، همه فرزندان نورانی اهل بیت بتوانیم جلسه ختم قرآن با دعای مستجاب داشته باشیم. چون به ما وعده دادند، هر ختم قرآنی یک دعای مستجاب دارد. دوست دارم دست‌هایتان را بالا بیاورید، اول برنامه دعای مستجاب را از خدا بخواهیم. خدایا، خدایا، دعای مستجاب ما را با فرج امام زمان و نابودی دشمنان قرار بده. یادی هم بکنیم در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان از همه گذشتگانی که سال‌های قبل در جلسات ماه رمضان بودند، و همه گذشتگان به ویژه شهدای مدافع حرم و حضرت حاج آقای مهندسی عزیز که در سال‌های گذشته در برنامه سمت خدا در خدمتشان بودیم. پدران و مادرانی که حق بر گردن ما داشتند، به ویژه شهدای سوم خرداد و شهدای چهارم خرداد دزفول یاد کنیم باز هم با صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: دوستان عزیز ما بیننده و شنونده‌ی چهارمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا هستند، سالهای قبل یک قراری گذاشتیم که هر روز یک صفحه از قرآن کریم را تلاوت کنیم. به حول و قوه الهی این چهارمین دوره‌ای است که توانستیم با همین یک صفحه قرآن خواندن، قرآن را ختم کنیم. خدا را از این بابت بسیار شاکر و سپاسگزاریم و امروز هم سوره‌های پایانی جزء سی را به اتفاق تلاوت خواهیم کرد و از محضر قاری گرانقدرمان در فواصل برنامه استفاده خواهیم کرد که انشاءالله با هم سوره‌های پایانی قرآن کریم را با هم تلاوت کنیم و انشاءالله قرآن را ختم کنیم. از خداوند متعال مسئلت می‌کنم به همه ما توفیق عمل به آموزه‌های قرآن کریم را عنایت کنند، انشاءالله.    یاد و خاطره مرحوم مهندسی را گرامی می‌داریم. انشاءالله روح حاج آقای مهندسی همنشین ارواح طیبه شهدا و همینطور مهمان سفره ناب اهل‌بیت(ع) باشد و خیلی از مخاطبین عزیز ما در جای جای ایران عزیز مخصوصاً دیشب و امروز که شیراز بودم، یاد می‌کنند از کلام نورانی و دلنشین حاج آقای مهندسی را که قطعاً از دل پاک و با صفای ایشان نشأت می‌گیرد. انشاءالله همه ما یاد و خاطره‌ی همه آنهایی که حقی بر گردن ما دارند را بتوانیم آن گونه که باید و شاید ادا کنیم. حاج آقای فرحزاد ملقب به آقای صلوات هستند. من یک روایتی از نبی مکرم اسلام بخوانم و بعد به سراغ فرمایشات ایشان برویم. پیامبر اکرم فرمودند: «ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلاةِ عَلَيَّ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ»‏ (كافي، ج 2، ص 493) هروقت بر من صلوات می‌فرستید، بلند صلوات بفرستید که نفاق را ریشه کن می‌کند. با دل و جان فرمایشات حاج آقای فرحزاد را می‌شنویم.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
یک بزرگی از علما فرمودند: من در قرآن و روایات خیلی سیر کردم که چه چیزی مهمترین وسیله نجات برای همه انسان‌هاست. آن دو چیز یکی ولایت و تولی اولیای خداست. ولایت انبیاء، ولایت امامان معصوم، اعتقاد به این بزرگواران و پذیرش اینها، پیروی از این بزرگان رستگاری دنیا و آخرت را در پی دارد. در روایات هم خیلی به این موضوع اشاره شده که اگر کسی همه عمرش نماز بخواند و روزه بگیرد و آنقدر عبادت کند، لاغر و ضعیف شود و همه اموالش را در راه خدا بدهد، ولی خدا را ملاقات کند و ولایت ولی خدا را نپذیرفته باشد و برائت از دشمنان خدا نداشته باشد هیچ عملی از او پذیرفته نمی‌شود، بلکه تعبیر روایات این است که او را با صورت به آتش جهنم پرتاب خواهند کرد. لذا سعی کنیم در زندگی‌مان معرفت، محبت، پذیرش دستورات چهارده معصوم را سرلوحه‌ی زندگی و کارهایمان قرار بدهیم. پیامبر عظیم الشأن فرمودند: «حُبِّي‏ وَ حُبُ‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي اساسُ الاسلا‏م» ریشه و پایه و بنیاد اسلام دو چیز است: محبت محمد و آل محمد. هرطور که می‌توانید، گفت: «در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد» خودمان، بچه‌هایمان، خانواده‌هایمان، ارتباط و محبت و عشق و معرفت به پیغمبر و اهل‌بیت را تزریق و زیاد کنیم. پیغمبر ما فرمود: «مَا اختَلَطَ حُبّی بِقَلبِ عَبدٍ إلّا حَرَّمَ‏ اللّهُ‏ جَسَدَهُ‏ عَلَى النّارِ» محبت من در قلب کسی مخلوط نمی‌شود، الا اینکه خدا آن بدن را بر آتش جهنم حرام می‌کند. چه محبت پیغمبر، محبت اهل بیت پیغمبر، محبت امامزاده‌های واجب التعظیم که مردم فارس باید خیلی خدا را شکر کنند. بسیاری از استان‌های ما حسرت می‌خورند که چرا امامزاده‌های بزرگواری مثل شاهچراغ، شاهزاده سید محمد، سید علاءالدین، شاهزاده حمزه، و امثال این امامزاده‌ها در آن استان‌ها نیست. بزرگواری فرمودند: ما مردم ایران مهمان آقا امام هفتم موسی بن جعفر(ع) هستیم که فرزند بزرگوارشان امام هشتم در خراسان و حرم دوم کریمه اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه(س) در قم، و سومین حرم اهل‌بیت شاهچراغ و امامزاده‌های بزرگوار دیگر در استان فارس، خیلی خدا را شکر کنیم قطعاً رفت و شد با امامزادگان، برکاتی که اینجا هست، در شبانه روز مردم می‌آیند دعا می‌خوانند، قرآن می‌خوانند و توبه می‌کنند، استغفار می‌کنند که مهد فرهنگ جامعه ماست، هم دانشگاه است، هم پناهگاه است، هم حلال مشکلات است. مشکلات روحی و جسمی و ظاهری و باطنی، خلأیی در جامعه ما با معنویت هست، با رفت و شد به مشاهد مشرفه و امامزادگان واجب التعظیم می‌توانیم این کمبودها را پر کنیم. جا دارد هرچه می‌توانیم کمک‌های مالی، فرهنگی، نذری، نذورات کنیم که برای ما پایدار خواهد ماند.
آ شیخ عباسی قمی(ره) روایت زیبایی در سفینة البحار آوردند. یک اعرابی، اعرابی یعنی بادیه نشین، افرادی که در بیابان زندگی می‌کردند و خیلی تمدن شهری نداشتند، محضر پیغمبر عظیم الشأن آمد و به حضرت عرض کرد یا رسول الله! قیامت چه زمانی است؟ تا این سؤال را کرد وقت نماز شد. شاید پاسخ این اعرابی کمتر از یک دقیقه می‌شد. ولی پیغمبر خدا دیدند موقع نماز اول وقت است، جواب اعرابی را ندادند، حضار محترم و بیننده‌های عزیز! نماز ستون است. نماز اول وقت و نماز جماعت، پدر و مادرها با محبت و تشویق خودشان، بچه‌هایشان و خانواده‌هایشان را هرچه می‌توانند گره بزنند. ستون وسط خیمه است. پیغمبر خدا فرمودند: اول وقت نماز است. این مهمتر است. مشغول نماز شدند، پایان نماز فرمودند: اعرابی کجاست؟ اعرابی بلند شد و به محضر پیغمبر آمد. آقا قیامت چه وقت است؟ حضرت فرمودند: زمان قیامت خیلی مهم نیست. قیامت قطعی است و وعده خداست. قطعاً اعتقاد به معاد و قیامت اعتقاد همه ادیان الهی است. ولی مهم این است که شما برای قیامت چه تهیه کردی؟ اعرابی یک فکری کرد، یعنی چاشنی همه کارها و چیزی که نخ تسبیح همه اعمال ماست و اگر باشد همه اعمال ما کنار هم قرار می‌گیرد و پذیرفته می‌شود و روح پیدا می‌کند. اعرابی عرض کرد یا رسول الله من نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم و عبادت می‌کنم، ولی زیاد عبادت مستحبی تهیه نکردم. ولی چیزی که دلم را آرام کرده و قلبم را آرامش داده، خدا را دوست دارم و شما را هم دوست دارم. محبت، ولایت، عاشق شما هستم. عاشق خدا هستم. شاید آن زمان حضرت محبت را برای مردم ابلاغ نکرده بودند. پیغمبر خدا در روایت داریم خیلی از جواب اعرابی خوشحال شدند که یک سرمایه بزرگ محبت و ولایت خدا و محبت پیغمبر خداست. راوی حدیث انس بن مالک می‌گوید: مسلمان‌ها هیچوقت مثل آن روز خشنود و خوشحال از این حدیث نشدند. پیغمبر خدا فرمودند: هرکس و هرچه را دوست داری، با او محشور می‌شوی. ولو کسی یک سنگی را دوست بدارد، با آن محشور خواهد شد. آن بزرگ می‌فرماید: دو چیز برترین زاد و توشه ما برای آخرت ماست، اول ولایت محمد و آل محمد، دوم چیزی که وصیت خدا و وصیت همه کتاب‌های آسمانی، وصیت همه انبیاء، وصیت همه امام‌ها و بزرگان و علما است، چیست؟ «وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُم أَنِ اتَّقُوا اللَّهَْ» (نساء/131) کنار ایمان و «عملوا الصالحات» کنار ولایت و کنار محبت، عمل صالح و ترک گناه، تقوا داشته باشیم.
در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم. خدا برای چه روزه را واجب کرده است؟ «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» (بقره/183) روزه بر امت‌های قبل واجب بوده، بر شما هم واجب است. یک ماه بیشتر هم واجب نیست. اما روزه‌ای که حتی بعضی تعبیرها هست که از نماز مهمتر است. «الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ‏» (كافي، ج 4، ص 63) خدای متعال می‌فرماید: روزه برای من است و من جزایش را می‌دهم. بانوان اگر عذری داشته باشند، نمازشان در ایامی که نمی‌توانند بخوانند و عذر دارند قضا ندارد. ولی قضای روزه را باید به جا آورند. روزه خیلی مهم است. روزه‌ای که حکم بسیار مهمی است، نماز کفاره ندارد ولی روزه کفاره دارد. چرا خدا روزه را واجب کرده است؟ «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» ملکه‌ی تقوا و ملکه‌ی خویشتن داری، ترمزی که جلوی ما و گناه حائل می‌شود. این ایجاد تقوا فلسفه‌ی نماز است، فلسفه‌ی روزه است، «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» (عنکبوت/45) انشاءالله این دو بال را، بال معرفت، محبت و ولایت اهل‌بیت و یکی هم تقوا، که مولا امیرالمؤمنین فرمودند:    آیه‌ای در قرآن داریم اگر همه عالم به این آیه چنگ بزنند همه را خدا کفایت می‌کند. آیه دوم و سوم سوره مبارکه طلاق «وَ مَنْ يَتَّقِ‏ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» (طلاق/2) در طول سال به ما پیام می‌دهند، آقا مشکل مالی داریم، مشکل معنوی داریم، مشکل روحی داریم، مشکل جسمی داریم. ما کلیدی داریم که بتواند همه مشکل عالم را حل کند در قرآن فراوان از این کلیدها داریم. یک کلید همین کلید قرآن است.
آیت الله بهاءالدینی، آیت الله مهندسی، آیت الله شهید دستغیب که استاد بنده بودند. مرحوم آیت الله نجابت که من خیلی به ایشان ارادت دارم. بارها شیراز می‌آمدم، خدمت ایشان برسم. از شاگردهای بسیار خوب مرحوم آقای قاضی، مرحوم آیت الله انصاری همدانی، استان فارس شخصیت‌های برجسته‌ای داشته و دارد که قبر این عزیزان هم در این امامزاده دفن هستند. آیت الله نجابت، آیت الله دستغیب، تولیت قبلی آستان مقدسه، شخصیت‌های بزرگ همه از شاگردهای بزرگ آقای انصاری همدانی بودند. مرحوم آیت الله بهاءالدینی می‌فرمودند: ما هر نسخه‌ای را، هر دکتری را تجربه می‌کنیم. این آیه دوم و سوم سوره طلاق را هم تجربه کنید. خدا می‌فرماید: سر دوراهی‌ها به حرف من گوش بده، جایی که چراغ قرمز خدا روشن شد، ترمز محکم، قطع کن و نرو. گناه نکن، معصیت نکن. می‌فرماید: اگر کسی در زندگی تقوا پیشه کند، «وَ مَنْ يَتَّقِ‏ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» از تمام بن بست‌ها رها می‌شود. آرامش و راحتی و خوشی می‌دهد. ناهمواری‌ها را هموار می‌کند. ناهنجاری‌ها را هنجار می‌کند. دوم اینکه رزق و روزی، رزق هم فقط مال نیست، آرامش و امنیت و سلامتی و خوشی، رزق و روزی هم از راه‌هایی که گمان ندارد می‌رسد. انشاءالله خدای متعال به ما دو بال بزرگ محبت و ولایت و تقوا را مرحمت بفرماید. امروز روز پنجشنبه است. از ظهر پنجشنبه تا غروب جمعه ملائکه می‌آیند مخصوص نوشتن صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: حاج آقای ماندگاری بفرمایید.
حاج آقای ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، با کسب اجازه از اساتید خودم، حضرت آیت الله دستغیب، تولیت محترم و با عرض سلام مجدد خدمت شما حضار عزیز و زائران حرم سوم اهل‌بیت، به همه‌ی بینندگان و شنوندگان عزیز، مردم خوب استان فارس و همه‌ی کشور اسلامی ما. اجازه بدهید ادامه بحث سرور عزیز حاج آقای فرحزاد را داشته باشم. اگر می‌گوییم: سوم خرداد نماد مقاومت و استقامت مردم خوب ایران به ویژه مردم خرمشهر است برای فتح خرمشهر، اگر چهارم خرداد نماد مقاومت مردم دزفولی است که 330 بار بمباران را تحمل کردند، 2500 گلوله را تحمل کردند. بیش از 170 بار موشک به شهر دزفول خورد و هزاران شهید دادند، اگر همه زیبایی‌های دفاع مقدس را می‌گوییم، حتی اگر زیبایی‌های یاران پیغمبر و امام حسین را در عاشورا روی منبر بیان می‌کنیم،زیبایی‌های یاران مدافع حرم را امروز بیان می‌کنیم. زیبایی‌های یاران امام زمان(عج) را بیان می‌کنیم، ویژگی همه اینها این است که اهل تقوا بودند. باز آیه‌ای که حاج آقای فرحزاد خواندند، تکرار کنم چون در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» یک بخشی از تقوا را اشاره کردند. من می‌خواهم بگویم: تقوا یعنی سه مدیریت، کسانی که امکان یادداشت دارند حتماً این معارف را یادداشت کنند به عنوان سوغات معنوی با خودشان ببرند.
تقوا یعنی سه مدیریت، مدیریت اول تقوا یعنی وقتی امر خدا را دیدی در مقابل یک واجب قرار گرفتی، کم واجب نگذاری. معنای تقوا این است. دیروز بچه‌های جبهه آنقدر نمازهای طولانی می‌خواندند که باید بعضی‌شان را با زور از سجده برمی‌داشتیم. امروز باید به بعضی‌ها بگوییم: تو را بخدا سری به سجده بگذارید. تقوا یعنی امر خدا را نگذاریم روی زمین بماند. امر خدا، امر پیغمبر، چون خدا فرموده: «وَ ما آتاكُمُ‏ الرَّسُولُ‏ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (حشر/7) حاج آقا در مورد ولایت فرمودند، بگذارید حقیر تکمیلش کنم. امر خدا، امر پیغمبر، امر امامان، امر جانشین امامان در عصر غیبت، یعنی امر ولی نباید روی زمین بماند.
در یکی از عملیات‌ها بچه بسیجی مشهدی به رفیقش گفت: داداش! این موانعی که من می‌بینم، یا این طرف آب دخل ما را آوردند، یا وسط آب یا آن طرف آب. آن یکی گفت: داداش! مهم نیست کجا دخل ما را می‌آورند، مهم این است به امام بگویند: بچه‌ها نگذاشتند حرف تو روی زمین بماند. این یعنی تقوا. تقوا یعنی در برابر امر ولی، خدا هم ولی است. «اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذِينَ‏ آمَنُوا» (بقره/257) پیغمبر هم ولی است. «إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ» (مائده/55) امیرالمؤمنین و اهل‌بیت هم ولی هستند. «وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» ولی فقیه هم ولی است. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏» (نساء/59) امام معصوم فرمودند: «فرجعوا فيها الى روات‏ احاديثنا» اینها هم ولی هستند. تقوا یعنی نگذاری امر ولی روی زمین بماند. رزمندگان سوم خرداد امر امام دیروز را نگذاشتند روی زمین بماند. امر امام دیروز چه بود؟ فرمود: جبهه‌ها را پر کنید. اگر قرار است من و شما به تقوا برسیم، امر امام امروز نباید روی زمین بماند. امام امروز فرموده: اقتصاد مقاومتی. هرکدام از ما در زندگی یک مقدار فتیله کار کردن را بالا ببریم. اقتصاد مقاومتی یعنی بیشتر کار کنیم. اقتصاد مقاومتی یعنی قناعت کنیم. اقتصاد مقاومتی یعنی اسراف نکنیم. اقتصاد مقاومتی یعنی جنس ایرانی با کیفیت مصرف کنیم. رو به بهبود مصرف کنیم که بارها شعار سمت خدا بوده است. پیش به سوی مصرف کالای ایرانی رو به بهبود! همه به این سمت برویم. این امر ولی است. امر ولی امروز این است وحدت داشته باشیم. انتخابات تمام شد. رقابت‌ها تمام شد و رفاقت‌ها شروع شده است. امر خدا و امر ولی خدا را داشته باشیم. اتحاد داشته باشیم، همدلی باشد، همکاری باشد. حتماً همه با هم همکاری کنند تا انشاءالله مشکلات مملکت حل شود. مسئولین نگذارند امر ولی روی زمین بماند. امر ولی به منتخبین مردم این بوده است. چه در شوراها، چه در ریاست جمهوری، مشکلات معیشتی مردم باید اولویت اول باشد. این تقوا است.
تقوا فقط تسبیح گرداندن نیست. تقوا فقط سر سجاده نماز ایستادن نیست. همه اینها لازم است. اینها همه امر خداست. «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» (مائده/8) تقوا یعنی همه عدالت پیشه کنند. همه انصاف داشته باشند. این معنی تقواست. دیروز از مسئولین آموزش و پرورش و از مسئولین نظام آموزش عالی و از دلسوزان مملکت خواستیم برای ماه مبارک رمضان که اقامه امر خداست، آیه‌اش را خواندیم. همه باید کمک کنیم. نوجوان‌ها، دخترها، پسرها، کارمندها، کاسب‌ها، کارگرها روزه بگیرند. اگر دوست داریم همه کمک کنیم، ستاد تسهیلات امر خدا را فراهم کنیم، ما از آموزش و پرورش تقاضا کردیم. از آموزش عالی تقاضا کردیم امتحانات دانش آموزان را از ماه رمضان به عقب بیاندازند تا روزه دانش آموزان و دانشجویان مورد خدشه قرار نگیرد. هرکس دوست دارد همه دولتمردان، همه مسئولین، همه کارفرماها، همه مدیران مراعات حال بندگان خدا را بکنند و برای تسهیلات در امر روزه‌داری کمک کنند، یک صلوات محمدی بفرستید. پس 1- تقوا یعنی مدیریت برای انجام امر الهی. می‌شود انجام واجبات. 2- تقوا یعنی مدیریت کنیم کسی نهی خدا مرتکب نشود. آن چیزی که خدا حرام کرده است کسی مرتکب نشود.
امیرالمؤمنین از پیغمبر سؤال کردند: «ما افضل الاعمال فی هذا الشهر» بهترین عمل در ماه رمضان چیست؟ پیغمبر نفرمودند: قرآن خواندن، با اینکه ماه نزول قرآن است. نفرمودند: روزه گرفتن با اینکه ماه وجوب روزه است. نفرمودند: شب زنده داری، با اینکه ماه شب زنده داری است. نفرمودند: دعا خواندن، با اینکه ماه دعا و مناجات است. حتی نفرمودند توبه کردن، با اینکه ماه توبه است. فرمودند: «الْوَرَعُ‏ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ» (أمالي صدوق، ص 93) یعنی همه بیایند کمک کنند حرام انجام نشود این یعنی تقوا. اگر ما داد می‌زنیم در برنامه سمت خدا، مسئولین، مردم بیایید ازدواج را ساده کنیم، چون اگر ازدواج فراوان شود، رابطه حرام از بین می‌رود. اگر می‌گوییم: بیایید قرض الحسنه را زیاد کنیم، برای اینکه نزول و ربا سفره‌اش جمع شود. اگر می‌گوییم: بیایید به عدالت رفتار کنیم، برای اینکه دزدی نشود. وقتی بی عدالتی شود، هرکس می‌گوید: باید دزدی کنم. پس تقوا یعنی مدیریت کنیم که هرکسی کمک کند گناه کمتر شود. فروشنده‌های حرم سوم اهل‌بیت شما هم لباس با حیا بیاورید، خانم‌ها لباس با حیا بپوشند. مهمانی‌ها با حیا باشد، رفتارها رفتارهایی باشد که دور و اطراف حرام نرویم. این ورع است.
بچه‌های فتح خرمشهر 1- اهل انجام امر ولی خدا بودند. 2- اهل انجام حرام نبودند. 3- بچه‌های فتح خرمشهر اهل تحمل مشکلات بودند. تقوا یعنی تحمل مشکلات، یعنی عمل به این آیه، «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‏» (بقره/155) «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‏» دنیا دنیای امتحانات است. دنیای مشکلات است. گاهی وقت‌ها مشکلات را خودمان درست کردیم. گاهی وقت‌ها دشمنان برای ما درست کردند. گاهی وقت‌ها بندگی خدا مشکلات دارد، روزه گیری در تابستان مشکلات دارد. صبر کنیم، تقوا یعنی صبر کردن، پس چه شد؟ سه تا عمل شد. 1- تقوا یعنی انجام واجبات، تقوا یعنی ترک محرمات، تقوا یعنی صبر بر مشکلات. بچه‌های فتح خرمشهر این سه ویژگی را داشتند. اهل انجام واجبات بودند. اهل ترک محرمات بودند، اهل صبر بر مشکلات بودند. هرکس می‌خواهد راه شهدای فتح خرمشهر، راه شهدای مدافع حرم را ادامه بدهد، باید این سه ویژگی را که مصادیق تقواست در وجود خودش تقویت کند، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: حاج آقای عابدینی بفرمایید.
حاج آقای عابدینی: سلام علیکم، خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت بزرگ کشور ما و امامزاده‌ای که چشم دلها به سوی اوست، احمد بن موسی(س) هستیم. همچنین در خدمت شما بزرگواران و تولیت محترم و همچنین شهدای این استان هستیم. انشاءالله خدای متعال توفیق بدهد که بتوانیم راه آن شهدا و راه آن امامزادگان را، راه اولیای صالحینش را که در این شهر ادب و فرهنگ بودند، ما هم طی کنیم. خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم. دلم می‌خواهد برای اینکه جلسه را آماده کنیم که در خدمت قرآن برویم، هرچقدر که در دلتان عشق به اهل بیت دارید، دل حضرت زهرا را خشنود و مسرور کنید با صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی:
دل برده ز دهر خط و خال شیراز *** دنیاست و حسرت وصال شیراز
با شاهچراغ روز و شب محشور است *** این چیز کمی نیست، خوش به حال شیراز
انشاءالله همه ما زیر سایه اهل‌بیت باشیم. از قاری محترم قرآن کریم دعوت می‌کنم که سوره‌های پایانی جزء سی قرآن کریم را به اتفاق تلاوت کنیم. منتهی تا مهیا و آماده می‌شویم برای تلاوت قرآن، ویدئویی را دوستان من از فرمایشات مرحوم جناب آقای مهندسی تهیه کردند که با هم می‌شنویم.
مرحوم حاج آقای مهندسی: همه هستی حرم امام رضاست. همه عالم وجود حرم ذوات مقدسه‌ی معصومین (علیهم السلام) است. منتهی این حرم‌های فیزیکی را به اینجا محدود کردیم فکر می‌کنیم فقط همین است نه. گسترش بدهیم و همه جا احساس کنیم خادم هستیم. همه روزها احساس کنیم در حرم امام رضا داریم کار می‌کنیم. ما را ضمانت می‌کند از اینکه خلاف نمی‌کنیم. خدمات زیبا و جالب انجام می‌دهیم. بیاییم یک روز را انتخاب کنیم. انشاءالله این یک روز کلیدی می‌شود که مزه‌اش به کام ما نشست، شب فکر می‌کنیم عجب! من امروز از صبح تا الآن در حرم امام رضا داشتم کار می‌کردم با این نوع نگاه! حرم را توسعه دادم و این کاری که انجام دادم هدیه به آقا امام رضا کردم. کاسب بازار هستم، امروز می‌خواهم برای امام رضا کار کنم. کاری کنم که امام (ع) از من راضی است. فقیری در بین بستگان من هست، در بین همسایه‌ها هست، کمک کنم. امروز من بنا را بر این می‌گذارم که دل مؤمنی را برای خدا شاد کنم. این مؤمن از درون منزل شروع می‌شود. همسرم، فرزندانم، همسایه‌ها، ارباب رجوع‌ها، کارمند اداره، امروز من از اول صبح در خدمت آقا امام رضا هستم. تمام اینهایی که به اداره می‌آیند مثل زائران امام رضا هستند.
شریعتی: انشاءالله خدا ایشان را رحمت کند. واقعاً علما باقی هستند چرا که کلامشان، کلام نور است. کلام وحی است. نکاتی که شنیدیم، مربوط به طرح خادم معنوی امام رضا بود اگر یادتان باشد که هرکسی هر جایی که هست. در هر پست و مقامی که هست، دانش آموز، کارمند، پدر و مادر، بیاید یک روزش را نزد امام رضا کند که به محبین حضرت رضا(ع) خدمت کند. یاد حاج آقای مهندسی بخیر که گفتند: بیاییم دیوارهای حرم را توسعه بدهیم و هرجایی از زندگی ما می‌تواند حرم امام رضا باشد. آنوقت شرایط فرق می‌کند.
قرار هست به ساحت نورانی قرآن کریم مشرف شویم، امروز از سوره مبارکه قدر صفحه 598 قرآن کریم، سوره‌های پایانی و نورانی قرآن کریم را به اتفاق تلاوت خواهند کرد. چند صفحه‌ای که از دیروز مانده است را دوستان خودشان تلاوت کنند. جناب آقای مهدی کشاورز از قاریان برجسته شهر شیراز برای ما تلاوت می‌کنند.
«سوره قدر»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ «1» وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ «2» لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ «3» تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ «4» سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ «5»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، همانا ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. و تو چه دانى كه شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب، فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان براى انجام هر كارى فرود آيند. (آن شب) تا طلوع فجر، (سراسر) سلام و درود است.
«سوره بینه»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ «1» رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً «2» فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ «3» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ «4» وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ «5» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ «6» إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ «7» جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «8»
به نام خداوند بخشنده مهربان،كسانى كه كفر ورزيدند از اهل كتاب و مشركان، (از راه انحرافى خود) دست برندارند تا آنكه دليل روشنى برايشان بيايد. پيامبرى از سوى خدا كه كتاب (آسمانى) را تلاوت كند. در آن‏ها نوشته‏هايى استوار و با ارزش است. كسانى كه به آنان كتاب داده شد، متفرّق نشدند مگر بعد از آنكه برهان روشن برايشان آمد. به اهل كتاب فرمانى داده نشده جز آنكه خدا را بپرستند در حالى كه دين را براى او خالص ساخته و گرايش به حق داشته باشند و نماز را به پا دارند و زكات بپردازند و اين است دين استوار. همانا كسانى از اهل كتاب و مشركان كه كافر شدند، در آتش دوزخند، در آن جاودانه‏اند. آنانند بدترين مخلوقات. بى شك كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند آنانند خود بهترين مخلوقات. پاداش آن گروه در نزد پروردگارشان، باغهاى جاودانه‏اى است كه زير آن نهرها جارى است. (آنان) براى هميشه در بهشت جاودانه‏اند، خدا از آنان راضى است و آنان نيز از او راضى. اين مقام مخصوص كسى است كه از پروردگارش خشيت دارد.
«سوره زلزله»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها «1» وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها «2» وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها «3» يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها «4» بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها «5» يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ «6» فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ «7» وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ «8»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، آن گاه كه زمين به لرزش شديد خود لرزانده شود. و زمين بارهاى سنگين خود را بيرون افكند. و انسان بگويد: زمين را چه شده است؟ (كه اينگونه سخت مى‏لرزد). در آن روز زمين خبرهاى خود را بازگو كند. چرا كه پروردگارت به آن وحى كرده است. در آن روز مردم به طور پراكنده (از قبرها) بيرون آيند تا كارهايشان به آنان نشان داده شود. پس هر كس به مقدار ذرّه‏اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند. و هركس هم وزن ذره‏اى كار بد كرده باشد آن را ببيند.
«سوره عادیات»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً «1» فَالْمُورِياتِ قَدْحاً «2» فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً «3» فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً «4» فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً «5» إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ «6» وَ إِنَّهُ عَلى‏ ذلِكَ لَشَهِيدٌ «7» وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ «8» أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ «9» وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ «10» إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ «11»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (1) سوگند به اسبان دونده كه (در ميدان جهاد) نفسشان به شماره افتاد. (2) و (به هنگام تاختن، از برخورد نعل اسبان با سنگ‏هاى بيابان) به شدّت برق افروزند. (3) و صبحگاهان بر دشمن هجوم برند. (4) و گرد و غبار برانگيزند. (5) و در ميان معركه و جمع دشمنان در آمده‏اند. (6) همانا انسان نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است. (7) و بى‏شك بر اين (ناسپاسى) گواه است. (8) و همانا او علاقه شديدى به مال دارد. (9) آيا انسان نمى‏داند كه وقتى آنچه در گورهاست برانگيخته شود. (10) و آنچه در سينه‏هاست فاش شود. (11) همانا خداوند در آن روز به كارشان آگاه است.
«سوره قارعه»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الْقارِعَةُ «1» مَا الْقارِعَةُ «2» وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ «3» يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ «4» وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ «5» فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ «6» فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ «7» وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ «8» فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ «9» وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ «10» نارٌ حامِيَةٌ «11»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (1) حادثه كوبنده. (2) آن حادثه كوبنده چيست؟ (3) و تو چه دانى آن حادثه كوبنده چيست؟ (4) روزى كه مردم مانند پروانه‏ها پراكنده باشند. (5) و كوهها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده. (6) پس هر كس كفّه‏هاى (عمل خيرش در) ترازويش سنگين باشد، (7) پس او در زندگى رضايت بخشى است. (8) ولى هر كس كفّه‏هاى (كار خيرش در) ترازويش سبك باشد، (9) پس در آغوش آتش است. (10) و تو چه دانى آن چيست؟ (11) آتشى سوزان.
«سوره تکاثر»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ «1» حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ «2» كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «3» ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «4» كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ «5» لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ «6» ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ «7» ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ «8»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (1) فزون طلبى (و تفاخر) شما را سرگرم كرد. (2) تا آنجا كه به زيارت مقبره‏ها رفتيد. (3) چنين نيست (كه مى‏پنداريد) به زودى خواهيد فهميد.
(4) باز چنين نيست (كه مى‏پنداريد)، در آينده خواهيد دانست. (5) چنين نيست (كه مى‏پنداريد)، اگر شما (به آخرت) علم يقينى داشتيد. (6) قطعاً دوزخ را مى‏ديديد. (7) سپس آن را با عين اليقين مى‏ديديد. (8) سپس در آن روز از نعمت‏ها سؤال خواهيد شد.
«سوره عصر»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، وَ الْعَصْرِ «1» إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ «2» إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ «3»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، به روزگار سوگند. همانا انسان در خسارت است. مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده و يكديگر را به حق و استقامت سفارش مى‏كنند.
«سوره همزه»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ «1» الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ «2» يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ «3» كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ «4» وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ «5» نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ «6» الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ «7» إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ «8» فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ «9»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (1) واى بر هر عيب جوى طعنه زن. (2) آنكه مالى جمع كرد و شماره‏اش كرد. (3) او خيال مى‏كند كه اموالش او را جاودان ساخته است. (4) چنين نيست (كه مى‏پندارد) قطعاً او در (آتش) شكننده‏اى افكنده شود. (5) و تو چه دانى كه (آتش) خورد كننده چيست؟ (6) آتش افروخته الهى، (7) كه بر دلها راه يابد. (8) آن آتش بر آنان فرو بسته شده (و راه گريزى از آن نيست.) (9) در ستونهايى بلند و كشيده.
«سوره فیل»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ «1» أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ «2» وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ «3» تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ «4» فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ «5»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، آيا نديدى كه پرودگارت با ياران فيل (كسانى كه سوار فيل شده و براى انهدام مكه آمده بودند) چه كرد؟ آيا نيرنگشان را بى‏اثر نساخت؟ خداوند بر سر آنان پرندگانى را فوج فوج فرستاد. كه بر آنان سنگريزه‏هايى از گل سفت پرتاب كردند. پس آنان را مثل كاه خورد شده قرار داد.
«سوره قریش»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، لِإِيلافِ قُرَيْشٍ «1» إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ «2» فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ «3» الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ «4»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، براى الفت دادن قريش (به اين سرزمين، سپاه فيل را نابود كرديم تا مقدمه‏اى براى ظهور اسلام باشد). الفت آنان در سفرهاى زمستانى و تابستانى. پس (به شكرانه اين نعمت) بايد پرورگار اين خانه را پرستش كنند. همان كه آنان را از گرسنگى (و قحطى نجات داد و) سيرشان كرد و از ترس (دشمن) امانشان داد.
«سوره ماعون»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ «1» فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ «2» وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ «3» فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ «4» الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ «5» الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ «6» وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ «7»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، (1) آيا كسى كه قيامت را انكار مى‏كند ديده‏اى؟ (2) او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند. (3) و ديگران را بر اطعام مسكين تشويق نمى‏كند. (4) پس واى به حال نمازگزاران. (5) آنان كه از نمازشان غافلند. (6) آنان كه پيوسته ريا مى‏كنند. (7) و از دادن زكات (و وسايل ضرورى زندگى) باز مى‏دارند.
«سوره کوثر»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ «1» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ «2» إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، همانا ما به تو خير كثير عطا كرديم. پس براى پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانى كن. همانا دشمن تو بى‏نسل و دم بريده است.
«سوره کافرون»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ «1» لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ «2» وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ «3» وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ «4» وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ «5» لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ «6»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، بگو: اى كافران! من نمى‏پرستم آنچه شما مى‏پرستيد. و نه شما مى‏پرستيد آنچه من مى‏پرستم. و نه من مى‏پرستم آنچه را شما پرستش كرده‏ايد. و نه شما مى‏پرستيد آنچه را من مى‏پرستم. (حال كه چنين است) آيين شما براى خودتان و آيين من براى خودم.
«سوره نصر»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ «1» وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً «2» فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً «3»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، هنگامى كه نصرت الهى فرا رسيد. مردم را ديدى كه دسته دسته در دين خدا وارد مى‏شوند. پس بايد سپاسگزارانه پروردگارت را تنزيه كنى و از او آمرزش بخواه كه او توبه‏پذير است.
«سوره مسد»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ «1» ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ «2» سَيَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ «3» وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ «4» فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ «5»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، بريده باد دو دست ابولهب و نابود باد. نه دارائيش و نه آنچه بدست آورد، به حالش سودى نكرد. به زودى به آتشى شعله ‏ور درآيد. (همراه) زنش، آن هيزم‏كش (آتش افروز). (در حالى كه) در گردنش ريسمانى از ليف خرما است.
«سوره اخلاص»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «1» اللَّهُ الصَّمَدُ «2» لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ «3» وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ «4»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، بگو: او خداوند يگانه است. خداوندى كه مقصود همگان است. فرزند نياورده و فرزند كسى نيست. و هيچ همتايى براى او نباشد.
«سوره فلق»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ «1» مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ «2» وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ «3» وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ «4» وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ «5»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏، بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپيده دم. از شرّ آفريده‏هايش. و از شرّ تاريكى شب، آنگاه كه همه جا را فراگيرد. و از شرّ افسون‏گرانى كه در گره‏ها مى‏دمند. و از شرّ هر حسود آنگاه كه حسد ورزد.
«سوره ناس»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1» مَلِكِ النَّاسِ «2» إِلهِ النَّاسِ «3» مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ «4» الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «5» مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ «6»
به نام خداوند بخشنده مهربان‏،(اى پيامبر!) بگو: پناه مى‏برم به پروردگار آدميان. پادشاه آدميان. معبود آدميان. از شرّ وسوسه شيطان. آن كه انديشه بد در دل مردمان افكند. از جنس جنّ باشد يا انسان.
شریعتی: خدا را از این بابت شاکر و سپاسگزاریم که به ما توفیق این را داد که بتوانیم برای چهارمین بار قرآن کریم را ختم کنیم. چقدر آقای کشاورز این آیات را زیبا خواندند. انشاءالله دوستان تشریف داشته باشند که دعای ختم قرآن کریم را بعد از نکات حاج آقای عابدینی به اتفاق تلاوت خواهیم کرد. من یک بشارتی به دوستان اهل مطالعه بدهم، دوستانی که تمایل دارند مباحث کارشناسان عزیز ما را دنبال کنند، کتاب‌هایی را که در برنامه معرفی می‌شود را شما می‌توانید از طریق پیامک برای ما ارسال و درخواست کنید. دوستان ما با شما تماس می‌گیرند که شما بتوانید این محصولات فرهنگی را تهیه کنید. اما اتفاق بسیار مبارکی که امروز دارد می‌افتد، این است که مجموعه مباحث مرحوم مهندسی در برنامه سمت خدا به حول و قوت الهی و همت دوستان به رشته تحریر درآمد و با عنوان «توبه و بازگشت به حقیقت وجود» منتشر شد. انشاءالله دوستانی که اهل مطالعه هستند بتوانند کتاب را تهیه کنند و راه توبه را پیدا کنند و در پیش بگیرند. خیلی‌ها گفتند با صحبت‌های مرحوم مهندسی در مورد مسائل توبه و گناه راهمان را پیدا کردیم و پنجره‌ای از معرفت به روی ما گشوده شد، انشاءالله با مطالعه این کتاب هم این اتفاق مثبت بیافتد.
حاج آقای عابدینی: الحمدلله جلسه منور به نور قرآن شد و دلهای ما به قرائت قرآن، انشاءالله این نور قرآن در دلهای ما باقی بماند و روز به روز منورتر شود، صلوات بلند مرحمت کنید.
من اول یک جمله‌ای را از حضرت آیت الله بهجت(ره) خدمت دوستان عرض می‌کنم. ایشان می‌فرمود: در جلسه‌ای که یوسف(ع) در جلسه وارد شد و آن خانم می‌خواست نشان بدهد چقدر یوسف زیباست و جمال دارد و اگر دل او آب شده مقصر نیست و خانم‌ها را حاضر کرده بود، وقتی یوسف وارد شد، آن خانم‌هایی که آنجا بودند، چاقو و نارنج دستشان بود، به جایی که نارنج را پوست کنند، دست‌هایشان را بریدند و متوجه نشدند از بس مبهوت جمال یوسف بودند. حضرت آیت الله بهجت می‌فرمود: اگر ما حقیقت قرآن را می‌دیدیم آن موقع می‌فهمیدیم که آیا می‌توانیم تفاوت بگذاریم بین دستمان و ترنج یا نه؟ یعنی اینقدر جمال قرآن زیبا و عالی است که اگر کسی آن را ببیند، هیچ چیزی متوجه نمی‌شود. اگر ما غفلت داریم برای این است که محبت‌های دیگر خیلی ما را پخش کرده است. هرچند این آرام آرام در وجود ایجاد می‌شود اما نگذاریم کم شود. روز به روز بیشتر شود.
من یادم نمی‌رود که خدمت حضرت آیت الله بهاء الدینی(ره) در شیراز بودیم. آن زمان امام جمعه وقت حضرت آیت الله حائری بودند. شاید سال 64 بود. در اتاقی دراز کشیدند. بعد یکباره بلند شدند و نشستند. ما تعجب کردیم که چرا نشستند؟ پایش را جمع کرد و گفت: پایین پای من عکس امام است. آن را بردارید من دراز بکشم! این محبت است. اگر این محبت در دل جا گرفت تأثیر می‌گذارد. ما در ارتباطمان با قرآن به فرموده حضرت آیت الله بهجت هرچقدر محبت به خرج بدهیم، رابطه با قرآن بیشتر ایجاد می‌شود. سوره‌های قرآن و آیات قرآن حقایق زنده هستند. وقتی با آنها رابطه برقرار می‌کنیم با یک موجود زنده رابطه برقرار کردیم. اگر این را زنده ببینیم، با آن گفتگو می‌کنیم و رابطه برقرار می‌کنیم. غایب نیست و دور نیست.
حضرت آیت الله بهجت می‌فرمودند: حدیث شریف که پیغمبر اکرم فرمودند و شیعه و سنی هم نقل کردند که من بین شما دو چیز جا می‌گذارم، «انی تارکم فیکم الثقلین» کتاب خدا و عترتم را، این حبل است. کتاب خدا حبل و ریسمان است. ریسمان چیزی است که انسان به آن چنگ بزند. چنگ زدن غیر از این است که ببیند، ما قرآن را می‌بینیم. چنگ زدن به قرآن معنای دیگری پیدا می‌کند. عمل به قرآن چنگ زدن است. بعد می‌فرمودند: این دو از هم جدا نمی‌شوند تا آنوقتی که بر من «حتی یردا علیَّ الحوض» در حوض کوثر وارد شوند. حضرت آیت الله بهجت می‌فرمودند: این جدا نشدن دائمی است. اگر ما در دوران غیبت هستیم، امکان ندارد بین قرآن و عترت جدا شده باشد. بعد ایشان می‌فرمود: این سر این روایت است. سر شیعه است که اگر کسی در دوران غیبت قرار گرفت و امامش غایب از او بود، کجا دنبال امام بگردد؟ در قرآن. چون این دو از هم جدا شدنی نیستند. ایشان می‌فرمود: این سر شیعه است که اگر به قرآن رجوع کرد، امام را می‌یابد. اگر با این نگاه وارد قرآن شویم، آن موقع می‌بینیم نگاه طور دیگری است.
هر سوره‌ای که قاری محترم می‌خواند دل آدم آب می‌شد که همان آیات را بخواهد بیان کند. اما دو نکته در رابطه با سوره نصر عرض می‌کنم که رابطه‌ای هم با ایامی که ما در آن هستیم دارد که فتح خرمشهر بوده است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ «1» وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً «2» فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً «3» این سوره را مختصر اگر بخواهم بیان کنم، «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» بعد از اینکه صلح حدیبیه را قرآن کریم به عنوان فتح مبین مطرح کرد، «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً» (فتح/1) این وعده دیگری است به پیغمبر که «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» برای تو نصر و فتح دیگری برای تو می‌آید. که این اشاره به فتح مکه است که بعد از صلح حدیبیه با چند سال اتفاق افتاد، این فتح مکه را به عنوان «الفتح» فتح مطلق، وقتی «ال» سر فتح می‌آید، این فتح هیچ قیدی ندارد، فتح مطلق می‌شود. بالاترین فتح که فتوح دیگر تحت این گنجانده می‌شوند. می‌گوید: وقتی پیغمبر برای تو نصر خدا و فتح خدا نزدیک است، نصر خدا اگر بیاید به دنبالش فتح می‌آید. «وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً» پس از اینکه فتح محقق شود، دخول مردم فوج فوج در اسلام است. خدای متعال سه اعطی را به پیغمبر کرده است. یکی نصب خدا، دیگری فتح الهی و سومی ورود فوج فوج مردم به دین خداست. وقتی مکه فتح شد، چون ام القری بود، چون پایتخت بود، دیگر معانده و دشمنی از بین رفت به صورت متمرکز، لذا مردم دسته دسته وارد می‌شدند.
سه تکلیف دنبال این برای پیغمبر به دنبال سه کمالی که ایجاد شده، «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» پس اگر نصر الهی و فتح الهی و فوج فوج ورود مردم به دین محقق شده، پس تو ای پیغمبر، «فَسَبِّحْ» خدا را تسبیح کن، «بِحَمْدِ رَبِّكَ» خدا را حمد کن، «وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» یعنی هر کمالی که برای انسان ایجاد می‌شود، هر کمالی که می‌آید به دنبالش یک تکلیفی ایجاد شود. اگر آن کمال به دنبالش تکلیف نیامد، آن کمال باقی نمی‌ماند. اگر نصر الهی آمد، تسبیح الهی، اگر فتح الهی آمد، حمد الهی و اگر فوج فوج مردم وارد می‌شوند استغفار، چرا «وَ اسْتَغْفِرْهُ» خطاب به پیغمبر است؟ مگر پیغمبر گناه داشت؟ مگر معصیت امکان پذیر بود برای پیغمبر؟ وقتی ورود مردم به دین الهی فوج فوج می‌شود، آنجا جایی است که خدا ظهور می‌کند، آنجا جایی است که خدا بارز می‌شود. این «وَ اسْتَغْفِرْهُ» از پیغمبر یعنی تمام چیزهایی که مؤمنین به خودشان منتسب می‌دانستند و فکر می‌کردند در این فتح و نصر به کار گرفتند، به آنها منتسب نیست. به خدا منتسب است. «وَ اسْتَغْفِرْهُ» آنجا طلب مغفرت کن، طلب مغفرت یعنی خودت را نبین. مؤمنین خودتان را نبینید. آنجا خدا در کار است. «إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» او توبه پذیر است. یعنی او در وجود کسی که با این راه وارد شود، خدا تجلی می‌کند و در بعضی از تفاسیر وارد شده که این نه فقط در نظام اجتماعی است، بلکه در نظام فردی هم هست. یعنی وقتی در نظام فردی نصب الهی شامل انسان می‌شود و انسان موفق به یک عمل صالحی می‌شود و این عمل صالح فتحی برای انسان و گشایشی ایجاد می‌کند، به دنبال این نصب و فتح فوج فوج اعمال دیگر امکان پذیر می‌شود و به دنبال این سه انسان باید برای هرکدام تکلیفی را داشته باشد که این یک نوع بیان نسبت به این آیه است. به غیر از اینکه آن بیان بیرونی راه دارد. لذا اگر در وجود انسان‌ها یک نقطه ثقل است که اگر اصلاح شود همه وجود اصلاح می‌شود، آن فتح مطلق است اما هر اصلاحی یک فتح است، یک نصب الهی است. قدر این را بدانیم که داریم وارد ماه مبارک رمضان می‌شویم. قرآن کریم را ختم کردیم یک نصر الهی است. یک فتح الهی است برای ما و یک فوج فوج صفات ما تغییر کردن است. انشاءالله در این ایامی که انتهای ماه شعبان است و در این روزی که کنار مرقد احمد بن موسی(س) هستیم، نصر الهی در ورود ملکات فاضله در وجود همه ما، وجود ما را فتح کنند به وجود نصر الهی این ملکات فاضله، و به دنبالش تمام صفات ما فوج فوج تسلیم آن نصر و فتح الهی شوند و ما مسبّح و حامد و مستغفر خدای تبارک و تعالی باشیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: از شما سپاسگزارم. باز هم از تولیت محترم آستان حضرت احمد موسی، حضرت آیت الله دستغیب و همینطور خادمین بزرگوار و گرانقدر که خدمتشان هستیم، تشکر می‌کنم. از جناب آقای سهرابی مدیر کل محترم صدا و سیمای مرکز فارس و دوستان گرانقدرشان تشکر می‌کنم. همه کسانی که دست به دست هم دادم و همینطور حضور پرشور مردم صمیمی استان فارس، انشاءالله همیشه ما را دعا کنید و ما هم دعای گوی شما هستیم. دعای ختم قرآن کریم را با هم بخوانیم.
«رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ اِنَّکَ اَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ وَاهْـدِنَا اِلَلْحَقِّ وَ اِلی طَرِیقِ مُّسْتَقِیمْ بِبَرَکَتِ خَتْمِ الْقُرْآنِ لْعَظِیمُ وَاعْفُ عَنَّا یَا کَرَیمُ وَاغْفِرْلَنَا ذُنُوبَنَا بِفَضْلِکَ وَ جُودِکَ وَ کَرَمِکَ یَا اَکْرَمَ لْاَ کْرَمِینَ وَ یَا اَرْحَمَ لرَّاحِمِینَ اَللَّهُمَّ نَوِّرْ قُلُوبَنَا بِالْقُرْآنِ وَ زَیِّنْ اَخْلاقَنَا بِالْقُرْآنِ وَ نَجِّنَا مِنَ لنَّارِ بِالْقُرْآنِ وَ اَدْخِلْنَا فِی لْجَنَّتِ بِالْقُرْآنِ اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فِی فَرَجِ مَوْلا نَاصَاحِبَ لْعَصْرِ وَ لزَّمَانِ بِالْقُرْآنِ اَللَّـهُم مَّشْـفِ مَرْضَانَا بِالْقُرْآنِ وَ الرْحَمْ مَوْتَانَا بِالْقُرْآنِ وَ سَلِّمْ مُسَافِرِینَنَا بِالْقُرْآنِ اَللَّهُمَّ جْعَلِ الْقُرْآنَ لْنَا فِی لدُّنْیَا قَرِینَا وَ فِی لْقَبْرِ مُونِساً وَ اَنِیساً وَ فِی لْقِیَامَتِ شَافِعاً وَ شَفِیعاً وَ اِلَلْخَیْـرَاتِ کُـِّهَا دَلِیلا اَللَّهُمَّ فْتَحْ لَنَا بَا لْخَیْرِ، وَاخْتِمْ لََنَا بِالْخَیْرِ، وَاجْعَلْ عَوَاقِبَ اُمُورِنَا وَ اُمُورِالْمُؤْمِنِینَ لْحَاضِرِینَ خَیْراً بِحَقِّ سُورَه لْمُبَارَ کَهِ الْفَاتِحَه مَعَ الصَّلَوَاتْ»
شریعتی: از مردم خوب شیراز قدردانی می‌کنم. از همراهی مخاطبین عزیز شبکه سه سیما، شبکه استانی فارس و همینطور رادیو قرآن تشکر می‌کنم. محتاج دعای خیر همه دوستان عزیز هستیم.