اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-06-26- حجت الاسلام عاملی- سیر وسلوک قرَآنی

شریعتی: سلام می‌کنم محضر خانم‌ها و آقایان، مخاطبان جان. خوشحالیم که در این لحظات و دقایق، مثل روزهای دیگر، احترام و با عشق مهمان لحظات ناب و نورانی شما هستیم. به همه شنونده‌های خوب رادیو معارف، مخاطبانی که تکرار برنامه را از شبکه افق می‌بینند هم سلام می‌کنم و آخر هفته خوبی را برای همه شما آرزو می‌کنم.

دیگر تابستان هم نفس‌های آخرش را می‌کشد و دیگر کم‌کم صدای پای پاییز را می‌شود شنید و دانش‌آموزان عزیز دیگر دارند مهیا می‌شوند برای فصل مدرسه و إن‌شاءالله که سال تحصیلی جدید هم برای همه دانش‌آموزان عزیزمان پربار و پربرک و پرخیر باشد. حاج آقای عاملی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عاملی: علیکم السلام و رحمة الله. محضر همه عزیزانم سلام و دعا دارم. علیکم توفیق بزرگی است که در خدمت ملت بزرگ ایران، ایران عزیز ما هستیم و توفیق است که با کلمات معصومین، با روایات و با سخنان حکمتی که بزرگان دارند، محضرشان عرض ادب می‌کنیم. در برابر عزیزانی که در میدان هستند و عنصر اصلی مقاومت ما هم ملت ما هستند، این تحریم‌ها همه انتقام از ملت ماست. تحریم دارویی طبیعتاً متوجه ملت ماست و تحریم‌های دیگری که درست کردند که بدترین تحریم، تحریم تکنولوژی است. ذله‌شدن در ملت ما، ملتی این‌طور مقاوم که ۲۰۰ روز در برابر آن‌ها ایستاده. می‌دانید که تماماً چشمشان را به ملت ما دوختند. آن‌ها امیدشان فقط آنجاست. از جهت نظامی این‌ها کاملاً مأیوس‌اند و می‌دانند که محاصره و این به جایی نمی‌رسد اگر ملت ما مقاومت داشته باشد. من یادم هست که آن زمان بوش پسر رفت در ژاپن، پارلمان ژاپن، محکم مشتش را زد به میز و گفت: ما در دست ایران گرفتار شدیم. یک ابرقدرت می‌گوید گرفتار شدیم! در برابر عظمت مردم، إن‌شاءالله که این حضور حماسی‌تر، پرشورتر صورت بگیرد و دشمن ما دندان طمعش کشیده شود و مأیوس دوباره برگردد از همان‌جا که آمده است، إن‌شاءالله، إن‌شاءالله. سلام می‌کنم به خانواده‌های معزز و مکرم شهدا، سلام می‌کنم به خانواده‌های رزمندگان، سلام می‌کنم به جانبازان عزیز، جانبازان جنگ تحمیلی اخیر، سلام می‌کنم به فرماندهان، به رزمندگان در جبهه‌های مختلف. إن‌شاءالله خداوند به دستانشان، به فکرشان توان بدهد، قدرت بدهد، نیرو بدهد و امیدوارم بهترین برکات هم نصیب مردم عزیز و نازنین و مقاوم و سروقامت ایران سربلند اسلامی بشود. خیلی خوب، ما بحثی را گذشته شروع کردیم و وعده دادیم که إن‌شاءالله این هفته هم ادامه بدهیم و حالا چند جلسه‌ای إن‌شاءالله حاج آقای عاملی از مراحل سیر و سلوک در قرآن کریم برای ما خواهند گفت. قرار شد پا به پای آیات إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم دستمان را در دست آیه‌های نورانی قرآن کریم بگذاریم، با راهنمایی اهل بیت علیهم صلوات الله، إن‌شاءالله این مسیر را طی بکنیم تا خود خدا. و این فرصت و این دقایق مجالی است برای تأمل، برای تفکر و برای خلوت که ما کجای راهیم و قرار است که به کجا برسیم. دعوت می‌کنم برنامه امروز را هم ببینید و بشنوید و لذت ببرید و إن‌شاءالله سراپا گوش. بسم الله الرحمن الرحیم. خدای متعال نه عناصری را که تأثیر دارد در چابک‌شدن انسان در مسیر سیر و سلوک، این‌ها را بسیار ظریف در قرآن بیان کرده است. بهترین سلوک، سلوک قرآنی است. دیگر نباید برویم؛ یعنی صاحب کائنات خودش می‌داند که چطور ما را راه ببرد، ما چطور راه بیفتیم. و خدای متعال اسمش چیست؟ اسمش جبار است. جبار یعنی آن شکستگی‌هایی که درست می‌شود، در مسیر جبران آن‌ها را جبران می‌کند. به معصومین هم در می‌گوییم کسی که پاهایش شکسته است نمی‌تواند راه برود، شما شکستگی‌اش را درست می‌کنید. آن‌ها طبیب نفوس‌اند. خدای متعال به صورت خاصی در قرآن آن عناصری را که باعث می‌شود نفس ناطق انسانی اعتلا پیدا بکند، چشمش باز بشود، گوشش باز بشود، ذائقه عوض بشود، این‌ها را در قرآن مطرح کرده است. من ۲۱ قاعده‌اش را که خدا مطرح کرده، اینجا اول فهرستش را عرض می‌کنم، بعداً دانه‌دانه به تفسیرش وارد می‌شویم در آینده.

شریعتی: آها، یعنی یک کلیتی، فهرست‌وار می‌فرمایید و بعد إن‌شاءالله مفصل هر یک از این‌ها بحث مفصلی دارد.

حجت الاسلام عاملی: اول چیزی که در قرآن به چشم می‌خورد، کسی که می‌خواهد نواقصش تأمین بشود و درس سلوک برایش درست بشود و رفته‌رفته محرم بشود با خدای متعال و در این کائنات باب خاصی برایش باز بشود، خدا دستش را گذاشته به مسئله اخلاص. گفته: قل إنما أعظكم بواحدة أن تقوموا لله. خیلی حرف دارد. ببینید که اخلاص چه تأثیری دارد. خدا می‌گوید یک چیز بیشتر نمی‌گویم: تقوم. یعنی این آن‌قدر تأثیر دارد در حالات روحی انسان که صبح تا شب شما مراقبت داشته باشید شیطان، هوا و هوس تصرف نکنه در اراده شما. نگی خوشم میاد، نگی این‌جوری راحتم، نگی دلم می‌خواهد، دلم می‌خواهد، لذت می‌برم. اگر هم لذت حرام داشته باشی، هم لذت بهشت را داشته باشی، هم لذت خدا را داشته باشی، نمی‌شود. لذت حرام باید کنار گذاشته بشود در این خود. و الا خدا می‌گوید با دنیا لذتت را بردی، دیگر از من چی می‌خواهی؟ این هم باز آیه قرآن است. خدای متعال در قرآن برای اخلاص حساب خاصی باز کرده و در روایت هم بعداً می‌خوانم که الإخلاص سر من أسراری. دیگر چی بگه؟ استودعته قلب من أحببت من عبادی. این را در دل کسانی می‌گذارد که خودم دوستشان دارم. یعنی خدا اگر بخواهد خدمت کند به کسی که دوستش دارد، آن را در مسیر اخلاص موفقش می‌کند. یعنی صبح تا شب نمی‌تواند یک چیزی شریکی پیدا بشود. خدا در حدیث خیر شریک شوذ من بهترین شریکم. اگر کسی را قاطی بکنی در انگیزه، همه چیز را به آن می‌دهم، چون دو تا شریک می‌خواهند از هم جدا بشوند، خیلی مواظبند که آن یکی بیشتر نگیرد. خدا می‌گوید من این‌طور نیستم، سهم خودم را می‌دهم به آن بنده. قل إني أمرت أن أعبد الله مخلصاً له الدين. مأموریت پیغمبر شد، باز اخلاص. پیغمبر خاتم، خدا بخواهد برایش مأموریت تعیین بکند، می‌گوید اخلاص. معلوم می‌شود که این عمل اخلاص، این آیه‌ها می‌گوید در نفس انسان، در نفس ناطقه، یک تأثیر بسیار خاصی دارد. و ما هم این‌جور چیزها را جمع کردیم. مطلبی که ازش کاملاً معلوم می‌شود که این تأثیرش فوق‌العاده است. یعنی کسی که واقعاً جدی است که حضرت رسیدم؟ که آن کسی که می‌خواهد به تو طرف حرکت بکند، یک چیز لازم دارد: عزم و اراده. إن الله إلیک قریب، المسافة قریبة. تنها چیزی که لازمه حرکت این است که عزم و اراده‌ات… یک اراده داشته باشد، یعنی هر وقت دوراهی درست شد، تو را انتخاب بکند.

آقای بروجردی به طلبه‌ها می‌گفته: طلب‌ها، من هر وقت دوراهی درست شد، درس غیر درس، درس انتخاب کردم. من که این‌جوری بودم، به جایی نرسیدم. شما که با همه چیز کار دارید، می‌خواهید به کجا برسید؟ حالا اینجا مطلب مهم بحث اخلاص است که برنامه‌ریزی بشه صبح تا شب لله، برای خدا. یک جوابی آماده کن. نتیجه ببین: می‌خواهی رشوه بگیری؟ می‌خواهی رانت‌خواری بکنی؟ مکاشفه بشی؟ کشف حجاب بکنی؟ یعنی جوابش را از قبل آماده کن: خدا چی؟ اگر آماده کردی، ازش حساب نکشه، خودش از خودش کشیده، دیگر چقدر عالی. حاصل بود قبلاً. دومین مطلب این است که تبعیت و سرسپردگی به انسان کامل، از قرآن معلوم می‌شود. این خیلی تأثیر دارد در سلوک. اگر یک جایی خراب کردی، نمی‌توانی کار پیش ببری. این‌ها را دقت کن. کسی خیلی خوبه، خدا باز این را… همه این آیه‌اش را می‌خوانم: قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله. خدا می‌گوید مسیر از تو می‌گذرد، پیغمبر. اگر اعمال کل دنیا را انجام بدهی اما پشت سر تو حرکت نکنی، من نمی‌پذیرم. روایتش را در حدیث قدسی است، إن‌شاءالله در تفسیر این‌ها که وارد می‌شویم، آنجا من می‌خوانم. یعنی اگر تو یک ادعایی کردی که من محب خدا هستم، یک هزینه دارد: به آن تبعیت. تبعیت. اگر می‌خواهی به محبت من برسی، راست مستقیم برو طرف خدا. این‌طور نیست خدا حواله داده به پیغمبر. و از آنجا که چطور باز خدا به پیغمبر حواله داده؟ آخه بعضی‌ها روی قبر می‌نویسند فقط خدا، یا روی ماشین می‌نویسند فقط خدا. آن مشرب وهابی گری نمی‌نویسد. خود خدا حواله داده به پیغمبر. راه اینه. بله بله. این همه می‌گه فی رسول الله، یعنی خودت را باید با پیغمبر تنظیم بکنی. اصلاً پیغمبر ما می‌گویید که اول چیزی که خدا خلق کرد نور من، کل عرش را از نور من خلق کرد. یعنی کل عرش بوی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله… مستقیم خلق نکرد. حالا اینجا می‌گه یعنی اول سیره پیغمبر باید آشنا بشی، بعد حرکت بکنی. این می‌شه سلوک. ببینید پیغمبر ما چه کار کرده؟ وقتی مکه را به خلافت رسید، گفتند فدک بگیر، گفت نمی‌گیرم. گفتند چرا؟ چون گفت پیغمبر وقتی مکه را فتح کرد، گفتم برو خونه خودت، گفت حل ابقا علینا عقیل؟ دارند مگه عقیل برای ما خونه نگه فروخته؟ چیزی که ظلم از ما گرفته بشه، ما پس نمی‌گیریم. پیغمبر چون پس نگرفت، منم پس نمی‌پذیرم. یعنی تبعیتی که علی بن ابی‌طالب از پیغمبر داره، هیچ صحابه نداره. لقد علم المستحفظون من أصحاب محمد أنی لم أرد على الله ولا على رسوله ساعة قط. آن‌هایی که حافظشان قویه از اصحاب می‌دونه، خود حضرت می‌گه می‌دونن که من یک لحظه هم با پیغمبر مخالفت نکردم. یعنی تمام کارهای خودمو با پیغمبر تنظیم کردم. وأمری أمرکم؟ یعنی این یک سیر است در سلوک. اگر کسی می‌خواهد در سلوکش موفق بشه، نه یک قدم جلو، نه یک قدم عقب. تبعیت از پیغمبر. و خدا می‌گوید که اگر با پیغمبر مخالفت کردید، انتظار فتنه و عذاب داشته باشید. فتنه عظیم؟ پیغمبر ما آن‌قدر حساس و در برابر طاغوت، در برابر والی جائر، حاکم جائر، کل امت گذاشت کنار، گفتن اطاعت از حاکم واجب. اگر بشه اطاعت از حاکم واجب باشه، از دین دیگر چیزی نموند. الان ببین چه فتنه‌ای درست شده، همه ذلیل شدن. حکامی که مسلط شدن بر مسلمون‌ها و آخوندهای درباری که در خدمت آن‌ها قرار گرفتند. اخیراً یکی‌شون گفته که اردوغان بهترین مسلمان هستند. گفتن آخه چند سال پیش تکفیرش کردی، الان خاطر پیمان مکه می‌گه که بهترین مسلمان اردوغان است. گفت ما به دهن والی نگاه می‌کنیم، به دهن اولی‌الامر نگاه می‌کنیم. اولی‌الامر هرگز مخالفت بکنه، ما می‌کنیم، موافقت بکنه، ما هم می‌کنیم. یک مفتی، خدا را بگذارید، دهن خدا رو نگاه نکنه. دین جدید، دین جدید. آرایشگاه جدیدی اومده. بچه‌ها زمان قدیم کاکل داشتن، از اون وسط می‌گه یک آرایشگاه جدیدی اومده، کاکل از بغل می‌گذاره، این‌جوری می‌شه دیگر. در کشور آذربایجان می‌گن که هست، مال ایرانیاست، ما باید یک تشیع مناسب خودمون باید درست بکنیم. اسمش رو گذاشتن آذربایجان، اسلام مدلی آذربایجان، دست خودشون باشه، مدل خود. یعنی دین جدید. اگر این‌جوری باشه که سنگ رو سنگ بند نمی‌شه، هر کی برای خودش، هرج‌ومرج. طلاق بدین پس. دومی شد تبعیت از انسان کامل. سر خودمون چه چیزی ابداع نکنیم، سر خودمون یک بدعتی درست نکنیم و آن‌ها هر مسیری رفتن، پای خودمون جای پای اونا بگذاریم. خدا فرمود و من مقام إبراهیم برید، هرجا پاشو گذاشته ابراهیم که پدر شماست، شما پا رو همونجا بگذارید. ببین همه حواله می‌ده. یکی از فلاسفه از دنیا رفته، بسیار بسیار بزرگ، اینو نوشتن مجمع البحرین نوشته جناب طریحی. به پیغمبر گفتن که فلان نظرت راجع به فلانی چیه؟

گفت هو رجل أراد أن يصل إلى الله تعالی بلا وسائط، یعنی گفت اون مردیست که می‌خواست بدون واسطه من به خودم برسه. یعنی اصولی رو که من پایه‌ریزی کردم، من خودم بلدم. اون شخصیت استثنایی، اصلاً نمی‌خوام اسمشو بیارم، با دستم جلوشو گرفتم، افتاد بهم. یعنی راه این است و جز این لم یکن له حکیم. مراد از حکیم حضرات معصومین. این‌ها از داخل بیت امیرالمؤمنین. چرا داخل کعبه متولد شده؟ تا خدا بگه که اهل بیت از این‌ها اخذ بکنید. و حضرت فرمود حزبنا از ما باشی؟ خ منناکنا آن‌گونه که سلمان. بله، اسم سلمان. و یکی از مراجع ما که مشرف شده به رویت حضرت می‌گوید که من دیدم تو سینه‌ش نوشته که پارچه‌ای هست، روش نوشته شده: طلب المعارف من غیر طریقنا أهل البیت یساوي إنکارنا. اهل بیت، هر کسی که معارف را از غیر طریق ما بگیره، مساوی با انکار ما اهل بیت است. خدا هم گفت که به پیغمبر گفت لا يؤدي عنك إلا أنت أو رجل منك. تو که می‌خوای دین منو به مردم برسونی، یا خودت حرف بزن، یا کسی که جانش جان توست. سومی نداریم. و به سومی هر کسی حق نداره رجوع بکنه. یا باید از پیغمبر گرفت، یا کسی که جانش جان پیغمبر، أنفسنا. این دومی. ما قرار نیست که زیاد… حالا فهرست‌ها رو می‌گیم که توضیح بدیم. همین‌طوری خوبه. اتفاقاً بله. سوم مراقبت. مراقبت در اصطلاح قرآن تقواست. تعبیراتی که خدا به تقوا آورده، معلوم می‌شه در سلوک سالک اساسی‌ترین تأثیر رو داره. بشارت عند المتقین فی مقام؟ در همین دنیا مقام. درباره امام زمان العابدین؟ قرآن هم که إنه فی أم الكتاب لدینا وعلی الحکیم؟ این‌ها حالا در اینجا خدا این حسابی که باز کرده برای تقوا و ینجي الله الذين اتقوا به مفاضتم معصوم؟ اینه. نگاه کنید همه چیز تموم شده. یعنی در سیر و سلوک اگر راه می‌خواید، بسم الله، راه همین است که إنما یتقبل الله من… معلومه. می‌گه من خیلی تتبع کردم در دین، دیدم اول دین، آخر دین، ظاهر دین، باطن دین، ترک مسیحیت است. و خضر هم پرسید حضرت موسی که این غیب را داری، خبر اینا رو از کجا آوردی؟ خودم را با اراده خدا هماهنگ کردم. هر کس با اراده خالق نظام هماهنگ بشه، ذرات عالم با او هماهنگ می‌شن. یک قاعده است. اینم پس سومی: تقوا، تقوا، مراقبت. که در این باب به طور مفصل در خصوص مراقبت که علامه طباطبایی هر وقت ازش می‌پرسید کسی من در سلوکم به جایی نرسیدم، و شاید بچه گفت من یک سال که پدرم در جلد رسیدم، فرمود هنوز ۲۰ سال نشده که شده، نشده.

علامه می‌گفت مراقبتت ایراد داره. آقای پهلوانی گفت یک فضله که بیفته داخل اما خراب می‌کنه دیگر. چهارمی خیلی مهمه. خدا اینو با ظرافت خاصی رسونده است. سوره علق، آخرین آیه چون سجده واجب داره نمی‌خونه. خدا اول دستور سجده می‌ده، بعد دستور اقتراب، یعنی کسب قرب می‌ده. معنیش چیه؟ یعنی اگه تقرب می‌خواهی، راهش سجده است. بهترین قانون برای اینکه در سلوکت موفق بشی، این دو تا رو که کنار هم گذاشت. شا خدا سجده، یک جور امضای عبودیت دیگر. بله تسلیم، تسلیم، خضوع. اون اصلاً در روایت است که هر یک سجده، هر یک مقام. یعنی حتی یک لحظه، حتی نشسته سجده بکنید، به طور مکرر، هر سجده یک مقام میاره. وقت پیغمبر ما یک عبارات خاصی داره در خصوص سجده، واقعاً آورده؟ یعنی این آیه رو به اصطلاح تفسیر می‌کنه. پس چهارمی هم شد مسئله سجده. که آیت‌الله مشکینی هم می‌گفت که هرکس می‌خواد اراده‌اش قوی بشه، راهش سجده‌های طولانی. که پیغمبرم فرمود اگر دوست دارید من کمکتون کنم، شفاعتتون کنم، منو با سجده‌های طولانی آفرین. اینم روایته. ماشاالله ماشاالله. مخصوصاً اونجا ذکر یونسی رو بگه: لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين.

و می‌گن که اینه وقتی می‌گه تصویر می‌کنه ظلماتی که داشت جناب یونس در شکم ماهی، در دریا، چند لایه ظلمت اونو گرفته بود. لا إله إلا أنت سبحانك… و خدا گوید که اگه این نمی‌گفت یوم الدین؟ عمر امام زمان چطوری قطع شده؟ خدا بخواد ذکر چه تأثیری داره که با اون ذکر خلاص شد. پنجم، پنجمی استقامت، مداومت و صبر. این رو خدا در قرآن خودش مخصوصاً در دو جا محشر کرد. خدا اولین است که می‌گه واستقاموا علی طریقنا؟ ما هم چی می‌خویم جز ما انقدقا؟ ما یکی از دست خدا باشه، شراب ناب می‌خواهم که مردافکن بود وجودش، که تا یک دم بیاسایم ز دنیا سر شور. خدا می‌گه استقامت. این مشخصه که راه سختی داره. بله، تکرار اعمال و تحمل سختی‌های اعمال، قوی انسان را می‌سازه. ما عمل می‌سازیم، عمل ما رو می‌سازه. بهش می‌گن علیت متقابل. می‌گه لکل نفس ما کسبت، نمی‌گه کل نفس ما عملت، تا بگه که غیبت کردی، یک گریه‌ای کردی در خلوت خانه، یک چیزی کسب کردی، ولو ته پلکت خیس می‌شه. خدا می‌گه روایت است که خدا حکم می‌کنه کسی بره جهنم، چیزی نداره. پلک، این موی، موی مژه، این مژه صحبت می‌کنه با خدا، می‌گه خدایا من یک شهادتی دارم. این آقا یا این خانم یک شب دلش شکست در عشق تو، گریه کرد، دامن من خیس شد. خدا می‌گه برگردونید. خدا برمی‌گردونن. اسمش می‌شه عتقاء، آزاد شده. دیگر حالا خدا دو تا آیه آورده باشمقا؟ خود ما سیرابش می‌کنیم از آب فراوان. آب می‌گن که علم است. در خوابم چه کسی آب ببینه علم است، شیر ببینه حکمت است. که خدای متعال با معرفت ازش پذیرایی می‌کنه. نگاهش به خدا، نگاهش به کائنات، نگاهش به تمام موجودات دیگر چیز دیگر است. یک وقتی یک چشمی داره: چشم. چشمی که حیوان هم داره. گر دیدی حس حیوان شاه را پس بدید / گاو و خر الله را برو بفروش. این چشمی که داری که در دیدن ندارد رستگاری. یکی چشم دگر بی‌غش، بی‌عیب، به دست آورد برای دیدن غیب. من گاهی این جمله رو می‌گم که اولین پله سلوک این است که انسان، مرحوم علامه طباطبایی می‌کرد، اولین پله سلوک انقیاد است. همان تبعیت، همان تسلیم در برابر ایشون. ما نمی‌تونیم حرف بزنیم. حالا انقیاد یعنی هرچی تو گفتی، یعنی در برابرش چموشی نکنید، خضوع. حالا یک جمله ما می‌گیم جسارت، اونم این است که اول پله سلوک این است که متوجه بشه که اگر حرکت بکنه خبرهایی است. یعنی شان خدا این است که خبرهایی هست. اصلاً عالم برای پذیرایی است. انلنی الیک پذیرایی باید شان در شان خدا باشه. از چه موجودی؟ از موجودی که کل کائنات برای موجود خلق شده است. کان؟ چون آن روزی که انسان دیگر عمرش تمام می‌شه، کل بشریت در کره زمین، حالا این آیه اول، آیه دوم: إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا… خیلی عجیب است. یعنی در همین دنیا نازل می‌شه و بشارت می‌دن که لا خوف علیهم. و إن الذین قالوا ربنا الله، یعنی محور اصلی رضایت خداست. اول رضایت خدا را تأمین می‌کنن. مسئله، مسائل بعدیش فرعیست. آیا خدا از راضیه؟ اون وقت فکرت که بگه یا عملیتی یا عملی و بقیتی و یا ص و منیتی؟ یعنی میوه جنتی و یا دنیا و آخرتی؟ این می‌شه رضوان الله که آرزوی من تویی، گمشده من تویی، مطالبه من تویی، سوال من تویی، دنیای من تویی، آخرت من تویی، بهشت من تویی، نعیم من، جنت من تویی. خب این نگاه رو داشته باشه، خدای متعال پذیرایی می‌کنه، می‌گه یا أيتها النفس المطمئنة ارجعي إلى ربك، نگفت ارجعی إلی جنة ربک، إلا رب، یعنی انسان مست بشه از این مداد، بیا پیش خودم. آره. ببینید اون پذیرای چی می‌شه؟ ع ربهم؟ اینم آقای استقامت. ملائکه نازل می‌شن. ملائکه برای دو چیز نازل می‌شن: یک برای نصرت، همچنان که در جنگ بدر نازل شدن، ۳۰۰ نفر بودن، هزار نفر اونا بودن، با اسباب ظاهری. مگه می‌شه همچین چیزی اتفاق بیفته؟ بهتون بگم این قصه‌هایی که قرآن می‌گه برای سرگرمی نیست. همش قصه‌هایی است که در اون‌ها اسباب ظاهری کارکن نیست. چطور می‌شه که حضرت موسی داخل یک جعبه در نهایت ضعف است، غرق نمی‌شه، فرعون در اوج قدرت است، غرق می‌شه؟ چطور می‌شه که جناب یوسف از زندان به وزارت می‌رسه؟ چطور می‌شه که حضرت موسی به آب رسیده، پشت سرش یک لشکر جرار؟ همه به اصطلاح می‌فتن. اما ما در محاصره‌ایم، محاصره، محاصره. همه می‌گن محاصره، محاصره. امت موسی می‌گن محاصره، محاصره. حضرت موسی گفت از محاصره می‌ترسید؟ نه، اونا می‌گن إنا لمدركون، دیگر در محاصره هستیم. به محاصره افتادی، بگو همین جمله، تو قضیه رو حل کرد.

در جنگ خندق پیغمبر محاصره افتاده بود، امت اصحاب پیغمبر نگران بودند که یا رسول الله این محاصره چی می‌شه؟ این همه ما رو محاصره کردن. اونا گناه چیه؟ محاصره کردن احزاب، تمام قبایل عرب، تمام قبائل جزیره. احزاب یعنی قبائل، تمام قبائل جزیرة العرب ریختن سر پیغمبر. با تعبیر امروزی، کل دنیا ریختن سر ما. إن الناس همه هم می‌ترسونن، می‌گن إن الناس، حالا چی بشه؟ پیغمبر ما گفت که یک جمله بگید: اللهم استر عوراتنا وآمن روعاتنا. همه چیز تموم می‌شه. عیب‌های ما را بپوشون و ترس‌های ما را، نگرانی‌های ما را برطرف. بریز همینو بگیر. محاسبه بشکنیم، اعصابم، همه می‌گفتن محاصره شکست. اما چرا این دو جمله رو کنار هم گذاشت؟ خیلی مهمه. یعنی اگر شما عیب، ایرادتونو درست بکنید، نگرانی، اضطراب از بین می‌ره. نسبت به همدیگر عطوف باشید، مهربان باشید، عیب و ایراد خودتون بگیرید. یا أیها الذین آمنوا علیکم أنفسكم لا یضرکم. خودتون اصلاح کنید، هیچ‌کس نمی‌تونه به شما ضربه بزنه. وعده خداست: علیکم أنفسکم. اون وقت گفتن إن الناس، اونا گفتن که حسبنا الله ونعم الوکیل. و خدای متعال تمام بلاها را هم گرفتاری، هم دفع کرد. یعنی این قرآن، قصه‌هاشو نگاه بکنید، اصلاً باورنکردنی‌ها رو خدا اونجا جمع کرد. یعنی در واقع قصه‌های قرآن با دو دوتا چهارتای ما جور در نمیاد. قصه یک چیز دیگر است.

اصلا اسباب ظاهری اونجا جواب نمی‌ده، چون می‌خواد ایمانتو قوی کنه. یک جمله می‌خواد بگه که به اصحاب ظاهری حساب استدلاله باز نکن، نگو که ما الان گرفتاریم، معنی گرفتاری حل نمی‌شه، امکان نداره. اصحاب ظاهری چیز دیگر اقتضا می‌کنه. خیلی یک جمله داره: کارتر، کارتش شکست خورد، همچنان که ترامپ هم همون مسیر می‌ره و شکست می‌خوره، إن‌شاءالله به زودی. یک جمله داره می‌گه همه چیز با ما بود، فقط خدا با خمینی بود. تعبیر جمله مشهور شیخ اون زمان که همه چیز با ما بود، فقط خدا با خمینی بود که اون هم همه چیز. الان در این جنگی که ما داشتیم، من یک وقتی در خطبه ۴۰، معجزه، ۴۰ معجزه اتفاق افتاد در این جنگ، دونه‌دونه شمردم این‌ها رو. دشمن واقعاً، یعنی این‌جور مواقع باید گفت لا تحزن إن الله… چقدر عالی، چقدر عالی. خدا با ماست و این دلت رو محکم می‌کنم. قضیه طبس، اون زمان معجزه بود. همین طبسی که ما چیدیم، اصفهان، بله، توسط بود. کارهایی که کرده بودم، کارهای مقدماتی که انجام داده بودند و همین حضور مردم با این همه سختی‌ها و مشکلات، واقعاً بیش از شش ماه، ۲۰۰ شب تو خیابون، تو میدون، پرچم‌داری. اثر که خون رهبر ما داشته است، واقعاً معجزه است. یکیش همین بعثت امت. أحسنتم، بعثت امت. بگوید انقلاب امت. یعنی اونا اگر اونا خودشون تصریح کردن، من یکی از اسرائیلی‌ها اینو گفته است، گفت از اگه ما می‌دونستیم که خون رهبر چه تأثیری داره، ما هیچ وقت اقدام به ترور ایشون نمی‌کردیم. صراحتاً. یعنی دشمن خوشحال بشه که رهبر شما را شهید کردیم. ببینید اظهار درآمد می‌کنه. یعنی سید بزرگوار، یک فرصتی با شما در خصوص معنویت مقام معظم له از دور که نگاه می‌کردن می‌گفتن که یک رهبر سیاسی است، یک رابطه بسیار فاخر معنوی با خدای خودش داشت. یک سالک به معنای واقعی. خدا پذیرایی کرد. چه عظمتی، چه شوکتی، چه حسن عاقبتی، تشییع بله و چه آثار مبارکی که الان داریم می‌بینیم. حالا ما رسیدیم به نرسیدیم، هنوز فعلاً دو، سه، چهار، پنج منزل اول. پنجمی رو بذاریم، بعد از پنجمی همین بود که استقامت، مداومت.

از آخر بریم: یکی استقامت بود، یکی سجده بود، یکی تقوا بود، یکی اخلاص بود، اخلاص بود، بعد تبعیت بود، تبعیت، تقوا بود و عرضم یکم سجده بود که آخر سوره سجده، من آیه‌شو نخوندم، خودتون ملاحظه کنید. سجده و قرب، یک جا گذاشته خدا. و پنجمی استقامت، مداومت بود. اخلاص، تبعیت، سجده، مراقبه و استقامت. نکته‌هایی بود که مراقبه یا تقوا، نکته‌هایی بود که تو این پنج منزل در واقع وادی‌به‌وادی با توضیحات مختصر، البته حالا یک بخش به تفصیل رسیده ولی نکته‌های خوبی رو شنیدیم. الحمدلله. حالا اینا رو مفصل إن‌شاءالله بر خواهیم گشت، منزل‌به‌منزل. دستمون دست حاج آقای عاملی می‌ذاریم، إن‌شاءالله مسیر رو طی می‌کنیم. خدا إن‌شاءالله خیرتون بده. به قرار روزانه‌مون رسیدیم. قراره که آیات نورانی کلام وحی را بشنویم. برای مشارکت در قربانی ماه ربیع الثانی همچنان فرصت هست. دعوت می‌کنم از دوستان، از اهل خیر که همیشه زن، همیشه پیشگام و پیش‌قدم‌ن، به زیرنویس‌ها می‌تونید دقت بکنید، به کانال ما می‌تونید مراجعه بکنید و یا عدد ۱۴ را به ۲۰۳۰۳ که پیامک بکنید، دوستان نحوه مشارکت را برای شما ارسال خواهند کرد. خیلی خوب، بعد از تلاوت آیات إن‌شاءالله با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما عزیزان هم صفحه ۳۲۷ قرآن کریم را تلاوت می‌کنیم. آیات نورانی سوره مبارکه انبیاء. باز می‌گردیم با احترام. در لحظات، دقایق پایانی در کنار شما و همراه شما خواهیم بود. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

قرآن کریم صفحه327

شریعتی: خیلی فرصت نداریم، دو سه دقیقه وقت هست تا پایان برنامه امروز. اشاره قرآنی رو از حاج آقای عاملی بشنویم و بعد هم إن‌شاءالله از خدمت شما مرخص بشیم.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره انبیاء، آیه ۶۷. حضرت ابراهیم به کفار، اونایی که در برابرش صف کشیدن، یک‌تنه می‌گه أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ، بیزارم از شما و از اینکه غیر خدا را دارید عبادت می‌کنید. یکی از کارهای خداوند این است که الگو معرفی می‌کنه برای سوژه‌های حساس. یکی از اون حضرت ابراهیم است. اگر یک حاکم مشرک سر کار اومد، یک ملتی رو مشرک کرد، شما می‌خواید اصلاح بکنید، چطور باید مبارزه کنید با این حاکم مشرک؟ حضرت ابراهیم اول برهان میاره. می‌گوید که آفتاب میاد، می‌گه هذا ربی، وفور می‌کنه، می‌گه لا أحب الآفلین. دوباره ماه میاد، ستاره میاد، اون تأثیر نمی‌کنه. میاد بت‌ها رو می‌شکنه. می‌گن اینه کیش شکسته. می‌گه اون بت بزرگ شکسته. می‌گن که حرف نمی‌زنه. میاد پس چطور خدای شماست؟ 

تحمل کردن که حرف بدی نمی‌زنه. آخر سر تهدید می‌کنن. یعنی با برهان بیگانه‌اند. بدترین جامعه، جامعه‌ای که به برهان، استدلال اعتنا نکند. وقتی تهدید می‌کنن، الگو اینجاست، نمی‌ترسه. خیلی خطریه، بگیرن، می‌ندازن داخل آتش، اما اصلاً تنازل نمی‌کنه. می‌گن یا الله، گرفتنش، منجنیق می‌خوام بندازن داخل آتش. می‌گن از حرف برگرد. گفت من از اصولم برنمی‌گردم. اون وقت این نترسید که شرط رهبریه، رهبری یک شرط دیگر هم داره: علقه‌ها رو همه رو ببره. میاد اسماعیل ذبح می‌کنه، برای ذبح میاره. اونجا هم ثابت می‌کنه که حر است، حریت داره. اینم دومین شرط رهبریست. اون وقت خدا اون‌قدر خوشش اومد، خاطر این جامعیت، اومد قصه‌شو مناسک حج کرد که تا روز قیامت تکرار می‌شه و گفت که همه برید پا بذارید جای پای ابراهیم، مقام ابراهیم، پدر گذاشت. اینم یک مدال و مدال بزرگ، مدال خلّة و «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا» و در ترغیب به پیروی از ابراهیم دیگر از این بالاتر نمی‌شه.

فرمود وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ. چه کسی اعراض می‌کند از ابراهیم مگر کسی سفیه باشه، عقلش کار نکنه. حالا سه میلیون حاجی پاشو بذارن پای حضرت ابراهیم، چی می‌شه؟ این‌جوری ذلیل نمی‌شه امت. می‌گه حج گذاشتن منافع دارید و یک سلام در طول تاریخ که سلام علی إبراهیم. خیلی خوب آقا، خیلی ممنون، متشکرم از شما. دعا بفرمایید، إن‌شاءالله باید خداحافظی بکنیم. یک دعایی که مناسب بحث ماست، خیلی شیرین هم هست، از امام سجاد: اللهم احملنا فی سفن نجاتک، خدایا ما را سوار سفینه خودت بکن، سفینه نجات برای ما لذت بده با مناجات خودت، با لذیذترین مناجات خودت. یعنی ذائقه ما را جوری کن که وقتی با تو نجوا می‌کنیم لذت ببریم. وأوردنا یا حبک، حب خدا را تشریح می‌کنه، به یک حوض می‌گه اون حوض که اسمش حوض محبت توست، ما را داخل این حوض کن. اللَّهُمَّ احْمِلْنَا فِي سُفُنِ نَجَاتِكَ، وَمَتِّعْنَا بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِكَ، وَأَوْرِدْنَا حِيَاضَ حُبِّكَ، وَأَذِقْنَا حَلَاوَةَ وُدِّكَ وَقُرْبِكَ به ذائقه ما بچشان. و خودت را محبت و قرب خودت را. در یک دعایی هم هست که اللهم عفوک و کرم استجابتک؟ یک بار هم عرض می‌کنم: اللهم از امیرالمؤمنین: اللهم أذقنا بر رحمتک و کرم، خنکی رحمتت رو و کرم استجابتت رو به ما بچشان. خیلی هم خوب. خیلی ممنون و متشکرم از شما. إن‌شاءالله که این دعاها مستجاب بشه. إن‌شاءالله که بهترین برکات نصیب شما بشه. ممنون و متشکرم از نگاه پر مهرتون. فرمود إنا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم، ما هرگز شما را از یاد نمی‌بریم، ماها فراموشتون نمی‌کنیم. آقا ماها غافلیم، ماها یادمون می‌ره که شما نگاه پر مهرتون هماره مراقب ماست. این نگاه پر مهر رو از ما دریغ نکنید. یا أیها العزیز مسنا و أهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل وتصدق علینا إن الله یتصدق المتصدقین؟ این دست‌ها به لطف تو ظرف گدایی‌اند. یا أیها العزیز. تمام ندارها در پناه خدا باشید. تا سلامی دوباره. خیلی ممنون، خداحافظ.