اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-06-30-حجت الاسلام پناهیان- مدیریت ذهن(وفات حضرت معصومه)

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقه قولی. سلام عرض می‌کنم محضر شما مخاطبان عزیز و ارجمند برنامه سمت خدا، آقایان، بانوان، کوچک‌ترها، بزرگ‌ترها، مخصوصاً شما دانش‌آموزان عزیزی که دیگر یا مشغول شدید به امر تحصیل، دارد آماده می‌شود مدارس سراسر کشورمان و یا این‌که حالا از روزهای پیش رو مدرسه را آغاز خواهید کرد.شما شنوندگان گرامی رادیو معارف و بینندگان محترم شبکه سه سیما، شبکه ولایت و شبکه افق.

خدا را شکر یک مجالی داد دوباره عمر طولانی بشه آن‌قدر که بنشینیم روبروی شما و ادب بکنیم محضرتان و برنامه سمت خدا را دوباره پیشکش حضور شما خوبان بکنیم.

مناسبت‌های مختلفی را این روزها سپری کرده یا در پیش رو داریم. خوب فردا سالروز وفات حضرت کریم اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیه السلام، پیش‌پیش تسلیت عرض می‌کنم خدمت‌تان. و اگر مشرف شدید این روزها و شب‌ها به قم مقدس، من و رفقایم در برنامه سمت خدا را هم یاد کنید و ما هم نایب‌الزیاره شما بودیم و ما هم دعاگوی شماها هستیم در قم. گاهی دیروز سالروز ولادت و شهادت امام یازدهم، ابوالحجه امام حسن عسکری سلام الله و صلواته علیه بود. خب با شما خوبان برنامه را داشتیم تقدیم‌تان کردیم. بحث حاج آقای رفیعی دیروز مختص شخصیت و زندگی و ویژگی‌های امام حسن عسکری سلام الله علیه بود.

که اگر موافق باشید برای این‌که نظر لطف پدر امام زمان را جلب کنیم برای خودمان انشاالله و ادامه مسیر هم برنامه‌مان هم زندگی‌مان یک مسیری را روشن باشد به لطف نگاه امام مهربان و کریم. البته این تعبیر را هم از امام شهید درباره امام حسن عسکری داریم: غریب، مقتدر، عزیز. انشاالله نظر لطف‌شان را جلب کنیم، بیشتر از پیش یک عرض ادبی بکنیم، صلواتی تقدیم حضور امام حسن عسکری سلام الله و صلوات علیه بکنیم و برگردیم انشاالله. صلواتی که تقدیم می‌کنیم محضر امام حسن مجتبی سلام الله علیه هست که امروز روز متعلق به سید شباب اهل الجنه هست. بفرمایید، برمی‌گردیم سمت خدا را با شما پی می‌گیریم.

 

اما دوشنبه‌ها و حاج آقای پناهیان عزیز و بزرگوار که اینجا هستند و دیگر برنامه را در محضر ایشان انشاالله رسماً آغاز می‌کنیم. بفرمایید.

حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم و رحمة الله. سلام علیکم خدمت بینندگان عزیز هم سلام عرض می‌کنم. هنوز تبریک میلاد امام حسن عسکری علیه السلام که از غربت خاصی واقعاً برخوردار بودند، این تبریک را تقدیم می‌کنیم خدمت امام زمان ارواحنا له الفدا، میلاد پدر شریف‌شان هست. بالاخره یک نزدیکی و قرابتی ما باید با حضرت احساس کنیم از این جهت که امام حی و حاضر ما هستند، ولو از دیدگان غائب. انشاالله در پرتو نور محبت‌شان خداوند متعال دست ما را بیش از پیش بگیرند و جامعه ما را به سعادت که ظهور حضرت هست زودتر نزدیک کند. الهی آمین.

ملایی: الهی آمین. حال شریف خوبه حاج آقای پناهیان؟ ما توی هفته‌های گذشته که خدمت حضرت‌عالی بوده‌ایم مفصل بحث مدیریت ذهن را خدمت‌تان تمرین کردیم و نکات فراوانی ازش یاد گرفتیم. این چند هفته‌ای هست رسیدیم به مرور عملیات روانی دشمن برای مدیریت ذهن جامعه. و بعد هفته قبل فرمودید که فرقی هم نمی‌کند که دشمن ما دشمن جنی و انسی برای فرد ما هم نقشه می‌کشد، یعنی این نیست که فقط دنبال این باشد که جامعه را مدیریت کند، فرد را هم. و یادمه فرمودید آدم ابوالبشر یکی بود و یکی ذهنش را می‌خواستند مدیریت بکنند، شیاطین. عرض می‌کنم که و بعد رسیدیم به این‌جا که یکی از کارهایی که دشمن عملیات روانی انجام می‌دهد در مسیر این اتفاق، اتهام‌زنی است. اتهاماتی که گاهی وقت‌ها پاک‌شدنی هم نیستند، یعنی نه این‌که واردند، سخته این‌که بخواهی توضیح بدهی، آره توضیح بدهی، آقا تبرئه کنی خودت را، زمینه اتهام هست. و حرفی که پایان برنامه هفته گذشته از شما قول گرفتیم که بیشتر در موردش بفرمایید، این‌که آقا ترفندها و روش‌های دشمن برای عملیات روانی جهت مدیریت ذهن فرد و جامعه چیست؟ بدونیم، بشناسیم، فاصله بگیریم.

حجت الاسلام پناهیان: بله، خیلی ممنون. بسم الله الرحمن الرحیم. واقعاً این بحث از یک جهت اجتماعی است و از یک جهت هم تو زندگی تک‌تک ما اتفاق می‌افتد. و ما وقتی که درهم‌آمیختگی بعد فردی و اجتماعی را در دین می‌بینیم، زیبایی‌های حکمت‌آمیز فراوانی خلق می‌شود. مثال‌هایی که درباره متهم‌شدن در زندگی فردی یا در زندگی اجتماعی زدیم نشان می‌داد این شرایط در هر بخشی از زندگی پدید می‌آید. من یکی دیگر از ترفندهای دشمن را برای عملیات روانی جلسه توضیح بدهم. همین که ما بدانیم خودش یک راه‌حل است، خودش افزایش‌دهنده مقاومت است.

این ترفندی که می‌خواهم این بار عرض بکنم از طرف دشمنان بشریت برای مدیریت ذهن، چه در زندگی فردی و چه اجتماعی، نامش هست تمسخر، استهزا، تحقیر. خیلی هم اثر دارد و نمی‌شود شما به عنوان مجری برنامه سمت خدا یا مجری هر برنامه‌ای با هر عنوان دیگری یا کارشناس طوری زندگی کنی، طوری حرف بزنی که تمسخر نشه. بعضی وقت‌ها آدم رعایت نمی‌کند، خودش مقصر است که مورد تمسخر و استهزا قرار می‌گیرد، سبک می‌شود، جلف می‌شود، خب آنجاها را باید رعایت کرد. ولی رعایت هم بکنی باز هم تمسخر خواهی شد. از پیامبران الهی بالاتر نداریم. حالا برای این‌که این معنا را قشنگ لمس بکنیم، خوب است در این باره برخی از آیات را برای شما بخوانم.

بله، مثلاً می‌فرماید: و لقد أرسلنا من قبلک فی شیع الأولین. و ما یأتیهم من رسول إلا کانوا به یستهزئون. ما هیچ پیغمبری را قبل از تو نفرستادیم مگر این‌که هر پیغمبری را فرستادیم مسخره کردند. باز در سوره دیگری در قرآن، سوره زخرف، می‌فرماید: و کم أرسلنا من نبی فی الأولین. و ما یأتیهم من نبی إلا کانوا به یستهزئون. تکرار، خیلی جالبه. دوباره می‌فرماید: یا حسرة علی العباد، در سوره یاسین: ما یأتیهم من رسول إلا کانوا به یستهزئون. چقدر عبارات شبیه همدیگر و تکرار دارد! چرا خدا این کار را دارد می‌کند؟ مقاومت مومنین را بالا ببرد در مقابل تمسخر. عملیات روانی بسیار سنگینی است. حالا این تمسخر را یکمی در موردش صحبت خواهیم کرد.

باز در دیگر آیات هم هست که باز اشاره‌هایی هست، مخصوصاً تمسخر مومنین که در واقع صفحه اول قرآن را هم باز بکنید می‌بینیم آنجا منافقان مومنان را مسخره می‌کنند که اینا را نگاه کن، بعد حرف‌هایشان هم آنجا نقل می‌کنند. ما درباره مضامین تمسخر هم صحبت خواهیم کرد. بعد خداوند متعال آنجا می‌فرماید: الله یستهزئ بهم. خدا اینا را مسخره می‌کند. چون آن‌ها وقتی تمسخر می‌کنند، گفت خودگویی و خودخندی، خود مرد هنرمندی، خودشان یک لذت بالفعلی می‌برند و فکر می‌کنند خیلی حق‌به‌جانب، چون توانستند تمسخر کنند، فکر می‌کنند از تفکر برتری هم برخوردارند. خب آن کسی هم که تمسخر می‌شود طبیعتاً رنج خواهد کشید.

در مورد تمسخر یک مقدار حالا عمیق‌تر صحبت بکنیم. واقعاً رسولان الهی را چرا تمسخر می‌کنند؟ قیافه‌شان خوب نبوده؟ رفتارشان قشنگ نبوده؟ چه وجه مشترکی در رسولان الهی هست که همه بلااستثنا... اینا دیگر تأکید قرآنه: و ما من رسول إلا... خوب چه وجه مشترکی بین پیامبران الهی هست که می‌شه همه‌شان را مسخره کرد؟ جلسه قبل صحبت کردیم چه وجه مشترکی تو رسولان هست که می‌شه همه‌شان را متهم کرد؟ چون این رسول خدا فقط پیغام نمی‌آورد، رئیس هم می‌شود. می‌گن خب تو دنبال ریاستی. خب الان چه بگه پیغمبر؟ بگه نه؟ می‌گن پس چرا می‌گویی که فاتقوا الله وأطیعون، تبعیت هم داریم. خب چه کار کنم؟ الان چه کار باید بکند رسول خدا؟ شما بفرمایید. پس زمینه اتهام هست.

من می‌خواهم زمینه تمسخر را این دفعه بررسی کنم. خیلی جالبه، این مقاومت مومنین را به شدت بالا می‌برد. اولاً قبل از این‌که پاسخ بدهم، شما بعیده آدم درستی باشی و تمسخر نشی. نه، ببخشید، محاله آدم خوب، آدم حساب‌حسابی‌ها حتماً تمسخر می‌شن، هرچقدر می‌خواهی رعایت کن. چون علتش را الان توضیح بدهم معلوم می‌شه. پس این را به تن خودت بمال و مقاومت خودت را افزایش بده. می‌رسی به این نقطه و خدا این را از آزمایش‌های زندگی انسان قرار داده.

یکی از دلایل مهم برای تمسخر این است: دلایل تمسخر شدن رسول الهی و مومنان، یکیش این است که رسولان الهی فایده‌های دور را می‌بینند، منافع بلندمدت را می‌بینند، آثار پیچیده و پنهان را می‌بینند. یعنی عقل، عقل دارند، به عقل دعوت می‌کنند، بر اساس عقل سخن می‌گن. آن وقت کسانی که منافع بلندمدت را می‌بینند، کوته‌نظران اینا را خیال‌پرداز تلقی می‌کنند و مسخره. بله، آقا این ره که تو می‌روی به کجاست؟ به ناکجاآباد است. می‌گه این را نگاه کن، بلندنظری می‌کنن. الان ما بحث مقاومت ما، آقا مقاومت بکنیم، در درازمدت، بلکه در میان‌مدت به نتایج عالی می‌رسیم. بله.

مثلاً اجازه بدید من چند تا حرف بزنم که تمسخر کنن، یا درست حرف بزنیم، تمسخر خواهند کرد. چون من این مضامین را یک جایی گفتم، بعد تمسخر می‌کردند. عجب! یکی از کسانی که حالا من دیگر نام نمی‌برم، کسانی که مسخره می‌کردند. ما اگر بخواهیم خودمان را آباد کنیم و آزاد کنیم، لازمش این است که جهان را آباد کنیم و آزاد کنیم، آزاد کنیم بعد آباد کنیم. خب این یک قانون است. تا من جهانی حرف بزنم، می‌گن نگاه کن، تو مشکل خودت مونده، داری از جهان صحبت می‌کنی. همین تمسخر را نه از یک طلبه، بلکه به پیغمبر اکرم وقتی که داشتند تو جنگ، در واقع احزاب می‌کندند، آن خندق را در کنار شهر می‌کندند، فرمود اسلام ایران را فتح خواهد کرد. گفتن شهر خودش مونده، الان داره خودش چاله می‌کنه، کسی نیاد می‌گه ما ایران را فتح می‌کنیم. اینا دوتا، او بلندنظر بود، اینا تمسخر می‌کرد، اینا کوته‌نظر بودن، اینا نمی‌تونستن بیشتر از نوک بینی خودشان را ببینند.

من الان به شما عرض می‌کنم یک حرفی که بشه مسخره‌اش کرد، ولی خب حرف درستی است. می‌خواهی نزنیم؟ شما بفرمایید که تو برنامه سمت خدا گفتن از این حرفا نزنید چون تمسخر می‌کنن. ما ایران را آزاد کنیم، پاداشمان آزادسازی منطقه و جهان خواهد بود. چون خدا فرمود هر یک کاری که تو انجام بدهی، من ۱۰ برابر به تو پاداش می‌دهم. حداقل ۱۰ تا کشور تو منطقه از قید ستم آزاد خواهند شد. به اقتدار ایران اسلامی هیچی نگم دیگر، شما زمینه‌اش هست که بتونن تعرض کنن. این حرف را امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به عبارات مختلف، وقتی انقلاب اسلامی ایران... حالا ما یک امام خمینی داریم، بهش پناه ببریم، پیامبر این حرفا نیست. دقت فرمودید؟ بله.

یا مثلاً قانونی هست در جامعه بشری: شما تا ریشه‌کن نکنید ظلم را، ظلم از سر خود شما هم برطرف نخواهد شد. پس ما باید جهان را از قید استکبار آزاد کنیم. الان این حرف را می‌شه مسخره کرد. اینا ایران اومده می‌خواد جهان را از ستم آمریکا و صهیونیزم نجات بده. تو برو خودت را درست کن، وضعیت کشور خودت را بساز. آقا ما کشور خودمان را بخواهیم بسازیم، یک سری عواملش داخلی‌ان، یک سری عواملش بیرونی‌ان. بیرونی‌ها را تا از بین نبریم که نمی‌تونیم رها کنیم خودمان را. اونا را از بین ببریم، یعنی جهان را آزاد کردیم. جهان جرئت طوفان دادیم. انقلاب اسلامی تا حالا همین کار را کرده، همین نتایج. امروز انقلاب اسلامی را اگر شما می‌خواستی یک سال پیش بگی، بهت می‌خندیدن. مثلاً سال گذشته اگر کسی می‌گفت شما اجازه می‌دادید تو برنامه سمت خدا کسی این را بگه که اگر ما با آمریکا جنگ کنیم، آمریکا مهمات کم میاره؟ آره، یک خرده واقعاً مسخره می‌شد، ولی واقعیت یک اتفاق افتاد. چه می‌دونم می‌گفت که ما یک روزی می‌رسه که ما تحریم می‌کنیم اروپا و آمریکا را، مثلاً. بله، ما الان داریم انجام می‌دیم. بله، ببینید ما می‌تونیم رو بازار جهانی تأثیر بگذاریم. ببینید اینا حرف‌های بلنده، حرف‌های عمیقه، لذا آدمای سطحی تمسخر می‌کنن.

و می‌گیرد تمسخرش به حدی که نهی... ما اگر بخواهیم خودمان را آباد کنیم، جهان را خودمان را آباد کنیم، اول باید خودمان را آزاد کنیم، بخواهیم آزاد کنیم ریشه ستم را باید بکنیم، ریشه ستم را بکنیم همه آزاد خواهند شد. این یک وجه. همه مشکلات ما مال خارجی‌ها هم نیست، مال داخلی هم هست. مشکلات داخلی‌مان از کجاست؟ یک دلیل عمده‌اش مسئولینی هستند که فکر می‌کنن مرغ همسایه غازه، فکر می‌کنن اونا کدخدایان، فکر می‌کنن اونا کاملاً پیشرفته‌اند، فکر کنم ما باید اونا را تصحیح بکنیم، به اونا تعصی بکنیم، بعد اونا را که بزنیم، داخل هم کلی نیرو آزاد می‌کنیم. بله، اعتماد به نفس ملی ایجاد می‌شه، اراده برای کار کردن افزایش پیدا می‌کنه. درسته. کاملاً.

خوب اینا حرف‌هایی است که از حالا شما سیاسی... من اینا را سیاسی نمی‌دونم. من اصلاً نمی‌دونم موضوعی به نام سیاست یعنی چی. حرف وقتی کلان می‌شه اسمش را سیاسی می‌گذارن، هر موضوعی. خوب اینا حرف‌هایی است که چون عمیقه، چون عاقلانه است، چون بلندنظرانه است، اگه کسی بزنه مسخره‌اش می‌کنن. شما وقتی که از کار خدا و نصرت خدا حرف بزنی، مسخرت می‌کنن. خدا ما را کمک خواهد کرد. بابا تو هم خدا ما را کمک خواهد کرد، اینا داره می‌زنه داغون می‌کنه. آقا خدا ما را پیروز خواهد کرد. یمنی‌ها خوب قابل تمسخر دیگران نیستند، هرچند همین الانم تمسخر می‌شن. بله، با دمپایی می‌رن تانک می‌گیرن، تنگه می‌بندن. آره.

امام رضوان الله تعالی علیه یک روزی فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. و این حرفیه که هست و خواهد بود. خیلی‌هامان خودمان هم مسخره کردیم، شاید. خب ببینید این یک علت تمسخر: پیش‌بینی‌ها. نه پیش‌بینی به معنای رمالی، کلمه، بر اساس سنت‌های الهی که این چنین خواهد شد. خب اونا که برنمی‌تابند، تعجب می‌کنند، عقلشان را به کار نمی‌اندازند. ما آن وقت عقل‌مان را به کار بندازیم، واقعاً آمریکا شکست‌خوردنیه به دست ما؟ خب این معرفت می‌خواهد، این را بفهمه. خدا امکان قدرت مطلق‌شدن به هیچ جریان طاغوتی در عالم نداده. حتماً اگر دقت کنیم یک باگی پیدا می‌کنی، یک ضعفی پیدا می‌کنی. خب این را کسی باید بفهمد عمیقاً. لذا اگر کسی این را فهمید، اگر فرمانده بود به نیروهاش می‌گه ببین برو، راهش را حتماً خدا یک راه گذاشته برای زدنش، حتماً یک نقطه ضعف گذاشته براش، اصلاً امکان نداره، امکان نداره کسی تو دنیا قدرت مطلقه بشه.

یک حرف بسیار بلنده. خب این یک معرفت عمیقه. حالا شما می‌خواهی از طریق وحی، از طریق تجربه، از هر طریقی به این‌جا برسی. وقتی که رسیدی، نه تنها خدا برای هر ظالمی یک نقطه ضعف گذاشته، برای هر مظلومی هم یک نقطه قوت گذاشته که باید پیدا کنیم، سنت خدا را پیدا کنیم، باید پیدا کنیم. قانون است. این قانون‌ها را خبر داشته باشی، می‌گن ما آمریکا را در هم خواهیم شکست. باید آن‌هایی که خبر ندارن، جاهلن، مسخرت می‌کنن. بعد چهار تا نقطه ضعف اطراف خودت را میارن مقابلت می‌گذارن، بعد تو دیگر نمی‌تونی از انقلاب اسلامی و آرمان‌هاش و نظریه‌اش دفاع کنیم. اصلاً بلندنظری نیست، یک نظر معقول طبیعی است، بلندنظری به این معنا که ارتفاع گرفتی، از واقعیت وجود نداره. درسته. بله.

خب این یک مسئله. پس آن عمق نظر، آن بلندایی که در نظر می‌گیرد، عقلانیتی که به کار می‌برد، معارف پیچیده‌ای که در ذهن یک مومن وجود دارد، موجب می‌شود یک موضعی بگیرد، یک حرفی بزند، دیگران مسخره‌اش کنن. این از این. یا مثلاً از دشمن خبر دارد. بعضی‌ها می‌گفتن که نه، ما مذاکره می‌کنیم، مگه دشمن می‌تونه زیر پا بگذاره تعهدات خودشون؟ جهان حساب و کتابی داره، واقعاً من فکر نمی‌کنم اونا دیگر روشون بشه بیان تو خیابون. برای چی؟ آقا جهان که معلوم شد هیچ، هم حساب کتاب نداره که، مگه می‌شه بذارن زیر پا؟ دیدید که چقدر راحت گذاشتن زیر پا. خب آن زمان اینا، کسانی که دلواپس بودن را مسخره می‌کردند. اصلاً همین کلمه دلواپس را تکثیر کردن که جا بیفته به عنوان یک تمسخر دیگر. و هر آدم معقولی می‌خواست بگه که بابا من معقولم، می‌گفت من جزو دلواپسی نیستما، خودش را تبرئه کنه که از تمسخر نصیبش نشه.

علت دوم برای تمسخر چیه؟ چیه؟ شما حدس می‌زنید علت دوم؟ علت اول عقل و علمه. بله، و در پیامبر معرفت در پیامبر و مومنین هست، حرف‌های بلندی می‌زنن، درست در میاد بعد از چند وقت، ولی در کوتاه‌مدت می‌شه تمسخرش کرد. علت دوم شجاعت در اقدام. برای آن سخنان بلند عقلانی، آن... اسم عذرخواهی می‌کنم، اسمش را می‌ذارن خریت، حماقت، دیوانگی، دیوانگی و الی آخر، تمسخر می‌کنند. حالا یک تندروی، مثلاً حالا ممکنه این را بگم، تندروها، مثلاً با شجاعت اقدام کردی، باور داری آن حرف‌های عقلانی که بهش رسیدی، محتاطانه عمل نکردی، محافظه‌کارانه عمل نکردی. می‌گه آقا عزت دست خداست، بگو حق را بگو، اقدام کن. بعد این اقدام موجب تمسخر می‌شه.

خوب است این‌جا یک شهیدی را من یاد کنم. دانش‌آموز در مقطع راهنمایی بودیم، انقلاب پیروز شده بود. این معلمی که من می‌خواهم الان نامش را ببرم، شهید سید محمود افتخاری، بعداً رئیس مجلس شد و بعد به شهادت رسید. ما را می‌برد کوه. آن زمان حجاب آزاد بود، کوه بیشتر در اختیار گروهک‌های کمونیستی و منافقین و اینا بود، قرارهاشون را آنجا می‌گذاشتن. بعد ما مذهبی زیاد فرهنگشون نبود که برن کوه. با ایشون می‌رفتیم کوه، حالا بعضی وقتا هم دیگر تا ظهر طول می‌کشید، بعضی وقتا کوهنوردی فرهنگی، اردویی می‌رفتیم. نه، کوهنوردی صبح بریم ورزش و تا ۷ صبح، ۸ صبح برگردیم، بالا کلاس می‌گذاشتیم و اینا، مثلاً کلاس و کلاس به معنای درس و اینا. کوه‌گشت فرهنگی، آموزش این‌جوری بود. یعنی جلسات کوهی بود، بله.

بعد تو مسیر بازگشت به اذان ظهر می‌خوردیم، می‌دونستیم این آقای افتخاری برنامه‌اش اینه، می‌ایستاد نماز می‌خوند. کوه‌های تهران هم شما برید، رو به جمعیت باید وایستی نماز بخونی، اگه جای صافی پیدا بکنی، چون بالاخره قبله این طرفه دیگر، بله. پشت سر ایشون نماز می‌خونیم. حالا به قول ماها آن زمان کمونیست‌ها هم از این‌ور آن‌ور می‌آمدن می‌رفتن و خیلی هم سر راه بودیم، چون زیاد نمی‌شد بری یه نمازخونه و اینا که نبود، یه کمی یه جایی خاکی پیدا می‌کردیم. حالا تا اینجاش مشکلی نبود. ما را مسخره می‌کردن، عیبی نداره، ما نماز بخونیم، ما را مسخره کنن، تا این‌جا هیچ اشکالی نداره. آن‌قدرش مقاومت داشتیم. ولی آقای افتخاری بعد از این‌که اذان می‌گفتن، قبل از این‌که نماز بخونن، حالا گریه کن که گریه کن، ما هم وایسادیم، چهار تا دانش‌آموز پشت سر ایشون، اینا هم نگاه می‌کردن، عکس‌العمل‌های جالب. و بالاخره دین افیون توده‌هاست. الان معارضه‌ای که با دیندارا می‌شه تئوریزه شده نیست، آن زمان تئوری علمی مثلاً پشت سرش بود، دین افیون توده‌هاست. اینستا نگاه کن، خر می‌کنن این بچه‌ها رو با این گریه‌هاشون. آقا گریه نکن، بذارید با از دلیل و منطق و اینا، حالا پیش اینا گریه نکن لااقل. آقای افتخاری بود دست خودش نبود، نمازش این‌جوری بود، نمازش این‌جوری بود، مقدمه نمازش گریه. ما دیگر اینش را کم می‌آوردیم. خدا این گریه‌ها کی تموم می‌شه، بریم تو نماز. از نماز می‌تونستیم دفاع کنیم، از گریه‌های ایشون دیگر تو ذهن خودمونه، بله، نمی‌تونستیم دفاع کنیم. و ایشون به شهادت رسید و چه انسان شریفی، چقدر فوق‌العاده بود این انسان.

خب ببینید، پس شجاعت، در شجاعت بیان نظر، بیان نظر، شجاعت در اقدام، وقتی میره تو میدان برای جنگ، شجاعت در مدیریت، مدیران ما شجاعت باید باشد، شجاعت برای اقدام. امام شهید ما می‌فرمود: محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است. عجب حرف خیلی حرف مهم. عجب حرفی! خب ما محافظه‌کار برای چی می‌شیم؟ یکیش برای اینه که مبادا حرف بزنن بهمون، حتی خودمونم یقین داشته باشیم این کار درسته، نتیجه می‌ده، به خاطر حرف و حدیث مردم اقدام نمی‌کنیم. مسئولی اگر این‌جوری باشه که خدا پدرش را در میاره، غیرمسئول هم تو زندگی فردی به شکل‌های مفتضحانه خواهیم خورد. درسته.

یکی از دلایل در واقع این تمسخر اینه که تو میگن معقول عمل نمی‌کنی، در مقام عمل حریتی داری به خرج می‌دی، شجاع، دلبازی در میاری، تهور داری، تحولی داری و الی آخر. این علت سوم تمسخر: تجربه شخصی. مثلاً داریم تجربه‌های خانوادگی داریم، گاهی یک حرفی را زدیم، بعد مسخره‌مون کردن. دیگر ممکنه بعضیا بیان دیوانگی بکنن، تهور و بی‌احتیاطی نابجا داشته باشن. بله، اونا حسابش جداست. ولی خوب اونی هم که به حق رفتار می‌کنه، شبیه این ممکنه بشه‌ها. تو نمی‌تونی برای این‌که شبیه نشی به آدم بی‌کله، جایی که لازمه بی‌کلگی نکنیم. بله، دیگران بهش می‌گن بی‌کله، تو که خودت می‌دونی که کارت درسته.

خب علت سومی که یک مومن و رسول خدا تمسخر می‌شه که این‌قدر قرآن تأکید کرده بر تمسخر شدن: عاشقیه، عشق، دوست داشتن زیادی. درسته. این دوست داشتن از یک جایی به بعد مسخرت می‌کنه. دوست داشتن اگر شدید شد، چی؟ دیگر اینا تو ابیات ما آمده دیگر. مجنون یعنی دیوانه، مجنون یعنی عاشق. ولی چون همه بهش می‌گفتن دیوانه، رفتاراش را می‌دیدن، گفتارش را می‌دیدن، بعد حافظ یا عرفای دیگر آمدن در مقابل این جریان استهزا علیه حق، ادبیات شعری و عرفانی ما را تولید کردن. در مقابل این تمسخرها بخواهد مقاومت بکنه، بحث لیلی و مجنون را میاره وسط. می‌گه اصلاً من مجنونم، شما چی میگی؟ بعد مسخره‌اش می‌کنن، می‌گن ببین، لیلی ظرف شکست. داستان درست می‌کنند که همه آمدن گفتن بله، لیلی داره شیر شتری نذر کرده می‌ده به دیگران، شما هم که علاقه‌مندی برو بگیر دیگر. در شهر شهره‌ای، ایشونم رفت تو صف وایساد و با یک ظرفی بلکه لیلی را ببینه. به لیلی که رسید، زد ظرفش را شکست. خب همه مسخره کردن، ببین این مسخره کردن به خاطر آن علاقه است، به اضافه این حادثه که براش پیش آمد. بعد او حرف دیگری زد، دوباره مسخرش می‌کردن، گفت: اگر با دیگرانش بود میلی، چرا ظرف مرا بشکسته؟ ظرف شماها را نشکست، منو انتخاب کرده. دوباره یک عده‌ای می‌گفتن این را نگاه کن چی می‌گه. برعکس، این آدم در بلا هم می‌چشم لذات او، مات اویم، مات اویم، مات او. خب اینا را مسخره می‌کنن.

اینا دلایل مسخره شدنه. کسی در اوج قرار بگیره قطعاً مسخره خواهد شد. جوان ما نباید بترسه از مسخره شدن. تو به جایی رسیدی که مسخرت بکنن، یا داری هنوز کماکان محتاطانه زندگی می‌کنی؟ من می‌خواهم مطالبه‌گری کنم. خدا رحمت کنه رفتگان همه بینندگان عزیز را، پدر بنده این را می‌گفت، یعنی طلبه روحانی بودند. بعد گاهی می‌دید ما احتیاط‌هایی می‌کنیم در این لباس طلبگی و جوانی و اینا. گفت به جایی رسیدی که مسخرت بکنن، همون‌جور که پیغمبرا را مسخره می‌کرد. نه این‌که تو کار غلطی بکنیم، اونا مسخره کنن. یا داری احتیاط می‌کنی، یه جا حرف حق نزنی، یه جا نظرات بلند و عمیق دین را مطرح نکنی، یه جا عاشقی نکنی برای این‌که تو را آدم معقولی به حساب بیارن، مسخرت نکنن. یواش بیا، یواش برو که گربه شاخ... خدمت این‌جوری رفتار می‌کنی.

بعد بحث دیگر چیه؟ وقتی که شما را مسخره می‌کنن، تحمل می‌کنی یا نه؟ یا مثلاً این را واقعاً خدا از ما می‌خواهد. من واقعاً این‌هایی که می‌ایستن سر چهارراه‌ها، از کنارشون آدم عبور می‌کنه، خیلی تحسینشون می‌کنن. حتماً هستن کسانی که اینا را مسخره کنن. تو فضای مجازی هست، تو فضای حقیقی هم ممکنه. هر چند نفر یه بار... خیلی‌ها دلشون با ایناست. من خودم به عنوان یک کسی که رانندگی می‌کنم، از کنار این مومنین رد می‌شم، خیلی از اوقات دوست دارم به همشون ابراز محبت کنم و سلام کنم و اینا، نمی‌شه. می‌گم آقا می‌خواهم یک جوری خبر بدم، الان بهشون خبر می‌دم. خیلی از این کسانی که تو ماشین نشستن بی‌تفاوت از کنار شما رد می‌شن، عاشق شما، واقعاً واقعاً این‌طوری است، واقعاً نمی‌تونن.

پس رسیدیم این‌جا که اگر مسخرت کنن، توانش را داری که تحمل کنی یا نه؟ این‌جا این سؤال است دیگر. الان دیگر این‌جایی و رفتاری بکنی که به جایی برسی که مسخرت بکنه، نه این‌که تقصیر خودت باشه. بله، اون یک حرف دیگه است. برگردیم دوباره خدمت شما.

ملایی: خیلی هم عالی. کنار خیابان پرچم دستمون بود، داشتیم پرچم را تکون می‌دادیم، خانوادگی، خیلی خانواده‌ها. یکی با ماشین آمد رد شد، رفت، بوق زد: ماشاالله، باریکلا. یکی دیگه آمد چراغ داد. یکی دیگه نگاهی کرد رفت. یکی هم آمد رد بشه گفت: آره، این پرچم را یه چند شب دیگه تکون بدید، مثلاً فرض کن که فلان جنس می‌شه این‌قدر. آره، خب ولی تو مسخره کردی ما را، عیبی نداره. ما به خاطر توأم که هم‌وطنمون هستی، عشقمون هستی، دوست داریم. زیر یه پرچم، ما فردا شبم دوباره میایم که تو تو آرامش همین رانندگی‌ات را بکنی، دور دورات را بکنی، ولی مسخره کردی. گاهی به پایین، دل نشکنیم از کسی و مسخره نکنیم. بریم آیات پایانی سوره مبارکه انبیا را با هم تلاوت بکنیم، صفحه ۳۳۱ قرآن کریم.

این آیات را همراهی بفرمایید، برمی‌گردیم ببینیم زمان چقدر می‌مونه با حاج آقای پناهیان باشیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه331 قران کریم

ملایی: آخر برنامه امروز یعنی همین چند لحظه دیگر که از محضرتان رفع زحمت بکنیم. حاج آقای پناهیان همچنان با شما هستند، اینم برنامه ماست، ما خداحافظی می‌کنیم. اما یک بسته تصویری از حضور حاج آقای پناهیان عزیز در تجمعات مردمی که تو این چند وقت گاهی این تصاویر تقدیم شما کردیم، مربوط به حضور حاج آقا هست در میدان قائم، شهرک شهید محلاتی رضوان الله علیه، انشاالله همراهی بکنید آن را.

دوستان عزیز، یک نکته دیگه‌ای را هم من بگم و بعد دیگر خداحافظی کنم با حاج آقا و آن نکته هم این‌که برای مشارکت در اطعام زائرین کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیها السلام، شما می‌تونید به کانال‌های ما مراجعه بفرمایید. پس چی شد؟ برای مشارکت در اطعام زائرین حضرت معصومه سلام الله علیها به کانال ما مراجعه کنید. الان بچه‌ها سریع زیرنویس می‌کنن که چجوری عضو کانال بشید. وقت دیگر بیشتر از این نگیرم، یعنی چیزی نمونده که بخواهم بگیرم. حاج آقا در حد من فقط ۳۰-۴۰ ثانیه

حجت الاسلام پناهیان: تسلیت عرض می‌کنم عروج شهادت‌گونه حضرت فاطمه معصومه سلام الله که امشب در حرم مطهر حضرت معصومه هم در این زمینه مراسم‌هایی هست حتماً. و فردا حضرت معصومه سلام الله علیها، وقتی بین ما احترام دارند، این یعنی احترام فوق‌العاده مردم ما به ۱۴ معصوم، بسیار عالی. و این نماد بسیار با عظمت و باشکوه از تواضع مردم ایران به اولیای خداست. انشاالله شفیع ما باشند و خود حضرت معصومه سلام الله علیها گره‌های کار این ملت را باز کنند. الهی آمین.

ملایی: خیلی ممنونم حاج آقای پناهیان عزیز، خیلی ممنونم از شما آقایان و بانوانی که همراهی فرمودید. بریم به جمع مردم در میدان قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، شهرک شهید محلاتی و تجمع دیگری در شب‌های روشن خیابان در معیت حاج آقای پناهیان. تا سلامی دوباره، خدا یار و نگهدار شما عزیزان. و امیدوارم که زیارت حضرت معصومه علیها السلام از طرف شما قبول باشه. و من هم به شما تسلیت عرض می‌کنم یک مصیبتی که عالم فقه و عالم اجتهاد و شهر قم و ایران عزیز در واقع مبتلا شد و آن هم ارتحال جانگداز مرجع عالی‌قدر جهان تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی رضوان الله تعالی علیه است. حتماً می‌دونید که سه روز عزای عمومی اعلام شده، احتمالاً خبردار شدید، در قم تعطیل رسمی شده، مشایعت و انشاالله بدرقه این عالم ربانی در قم اتفاق خواهد افتاد. سلام و درود به روان پاک او. بریم به شب‌های روشن خیابان، التماس دعا و خداحافظ.