ملایی: سلام عرض میکنم محضر شما آقایان، بانوان، شنوندگان جان، بینندگان گرامی، همراهان خوب شبکه سه سیما، شبکه محترم ولایت، شبکه محترم افق، دوستان خوبم پای رادیو معارف. سلام بر شما و خیلی خوش آمدید به یک برنامه دیگر در آغاز هفته، در آخرین روزهای شهریور ماه ۱۴۰۵. مناسبتهایی را داریم سپری میکنیم، هم ملی و هم مذهبی. ولادت با سعادت امام حسن عسکری علیه الصلاة و علیه السلام را پیشپیش تبریک میگویم خدمتتان، خدمت همه شما مردم، به ویژه مردم خوب آذربایجان شرقی. رویداد ایران جان، آذربایجان شرقی، ایران را صمیمانه تبریک عرض میکنم. و همینطور بگذارید همین اول برنامه یک دعا بکنیم برای همه کسانی که برای بلندتر شدن نام ایران و اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در هر عرصهای تلاش میکنند، از نظامی و اقتصادی و سیاسی و خیابان و میدان، از جمله ورزشکاران عزیزمان، آقایان و خانمهایی که در قالب کاروان ورزشی ایران در مسابقات آسیایی ناگویای ژاپن حضور دارند و کموبیش بازیها شروع شده و انشاالله که خدا موفقشان کند، خبرهای خوب پیروزیهای درخشان به برکت دعای شما مردم نصیب عزیزان دلمان بشه انشاالله.
خوب، بفرمایید، شنبه تازه از راه رسیده و ما به اتفاق حاج آقای خلج عزیز و بزرگوار خدمت شما بینندگان محترم هستیم. آقا سلام عرض میکنم حضور شما و تبریک هم میگویم خدمتتان.
حجت الاسلام خلج: علیکم السلام و رحمت الله. خدمت شما و همه بینندگان فرهیخته برنامه سمت خدا عرض ادب و سلام دارم و میلاد حضرت عسکری علیه السلام را تبریک عرض میکنم، در محضر شما. خیلی متشکرم.
ملایی: ما از مسیر بیان شما چند هفتهای است که در محضر امیرالمومنین هستیم و شرح و توضیح خطبه متقین، خطبه همام. و قبل از آن اگر نکتهای هست، مقدمهای دوست دارید بفرمایید، در خدمت شما هستیم و بعد دیگر برویم سراغ یک صفت دیگر از صفات متقین.
حجت الاسلام خلج: بله، همانطور که شما فرمودید، من هم از خدای متعال تقاضا میکنم انشاالله که عزیزانی که در این سفر ورزشی رفتند انشاالله با دست پر برگردند. انشاالله همانطور که شما فرمودید در همه عرصهها انشاالله پرچم جمهوری اسلامی ایران انشاالله بر فراز قلهها باشه انشاالله و بدرخشه انشاالله. الهی آمین.
ملایی: حاج آقای پویشی ماهانه هم دارد برنامه سمت خدا و آن هم قربانی ماه است. اگر نکتهای شما میخواهید اضافه بفرمایید، کیف کنیم، لذت ببریم، سفارشی، توصیهای.
حجت الاسلام خلج: هموطنان عزیزم، مخاطبان گرامی، هر ماه، اول ماه، قربانی ماه برنامه سمت خدا را حمایت میکنید. همه توضیحات در کانال ما هست، زیرنویس برنامه را هم همین الان من دارم میبینم، آمد، دقت بفرمایید، شماره کارت هست. یک جایی ذخیرهاش کنید، ما الان شماره کارت بابا و مادر و رفقا را داریم، شماره کارت سمت خدا را برای قربانی ذخیره کنیم. یک وقتهایی خلاصه یک جایی عدد ۱۴ بفرستید به ۲۰۳۰۳، یعنی اینکه من پای کار قربانی برنامه سمت خدا هستم.
ملایی: حاج آقا نکتهای اگر هست بشنویم و خدمت شما عرض بکنم که باز همان نکتهای که هفتههای گذشته هم عرض کردیم که خب خیلی سنت پسندیدهای است، بسیاری از بلاها با قربانی دفع میشود.
حجت الاسلام خلج: ما یک مقام رفع داریم، یک مقام دفع. رفع یعنی گرفتاری به وجود بیاد، بعد انسان کاری میکند که برداشته شود. خب مثل اینکه کسی بیمار میشود، بعد میرود دکتر مراجعه میکند و آن بیماری را درمان میکند، به این میگن برای رفع رفت. اما برخی کارها برای دفع است، مثلاً طرف پرهیز دارد که بیمار نشود. و یکی از کارهایی که قربانی میتواند انجام بدهد و این همه سفارش هم شده، این است که باعث میشود دفع بلا میکند، نه رفع بلا. رفع بلا جای خودش، دفع بلا، بلا سرمون نیاد، گرفتار نشیم. لذا هر کس میتواند چند نفر با هم، هم اشکال ندارد، چند نفر با هم مثلاً یک قربانی انجام بدن، همون اثر را خواهد داشت. انشاالله دفع بلا بشه از مملکتمون، دفع بلا بشه از امت ایران، از رهبر عزیزمان، از وجود نازنین همه مسلمونای عالم، همه شیعیان، محبین امیرالمومنین.
آقا در خدمت. بله. بسم الله الرحمن الرحیم. امروز باز به یک فراز دیگری از فرازهای شریف خطبه همام میرسیم که حضرت امیر علیه السلام فرمودند: غضوا أبصارهم عما حرم الله علیهم. حضرت درباره چشمان اهل تقوا میخواهند صحبت کنند و کسانی که اهل تقوا هستند، یکی از ویژگیهایشان این است که چشمهایشان را فرو میبندند، فرو میگیرند، از هر چیزی که خدای متعال برای آنها حرام کرده. این ویژگی خیلی مهم است، چشم هست که خیلی در قلب انسان اثر دارد که حالا اینها را عرض خواهم کرد، انشاالله، چه اثراتی چشم روی قلب و روح و نفس انسان خواهد گذاشت.
اما قبل از اینکه باز وارد بحث بشیم و معانی متصور این عبارت را عرض بکنم، دو تا نکته میخواهم عرض بکنم درباره این معنای این عبارت: غضوا أبصارهم عما حرم الله علیهم. چون حالا من نگاه کردم، حالا اینجا اسم نمیبرم، برخی از شارحان نهجالبلاغه خب اینجا بعد رفتن، یعنی آنطور که باید و شاید وارد نشدند و معنای غض را خوب معنا نکردند.
غضوا أبصارهم، غضوا از ماده غض به معنای فرو گرفتن، به معنای کم کردن، به معنای اینکه یک چیزی را ناقصش کنیم، ازش کم کنیم. که غالباً هم در چشم و صحبت کردن، در صوت به کار برده میشود. چون گاهی اوقات این عبارت را اینطوری من دیدم معنا میکنند: غضوا أبصارهم عما حرم الله علیهم، میگن چشمهای متقین اینطوری است، چشمهایشان را از حرام الهی میبندن. نه، این بستن غلط است. ما بستن نداریم. غض به معنای بستن است. میگن طرف أغمض کرد، غض عین، میگن یعنی چشمهایش را بست، چشمهایش را بست، انگار ندید، بله، ندید و گذشت. غمضت عین اینجا ازت نمیفرماید متقین چشمهایشان را میبندن. نه، غض یعنی کوتاه کردن، غض یعنی فرو گرفتن. یعنی مثلاً قرآن دارد میگه واغضض من صوتک، میگه صدات را کوتاه کن، ناقص کن، اینقدر تند صحبت نکن، بلند صحبت نکن. غض البصر در چشم به کار برده میشود.
من شاید برخی عزیزان میگن آقا کوتاه کردن یعنی چی؟ مثلاً فرو گرفتن یعنی چی؟ یعنی دید چشمت، یک وقت من دارم نگاه میکنم، یک منظره وسیع را دارم نگاه میکنم، نگاه بازه. خب غض البصر، غض البصر یعنی این وسعت را کوتاهش کن، یک مقدار کمترش کن. وقتی کوتاه بکنی، خیلی جاهای دیگر بالاتر نخواهی دید. این محدودش کن. به این میگن غض البصر. چرا دارم اینها را عرض میکنم؟ چون اگر قرار باشد که به معنای بستن چشم باشه، خب ما نامحرم ببینیم، چشممون را ببندیم، میخوریم زمین، چالهای جلوی پای آدم باشه. خیلی معنا فرق داره. میگه اگر نامحرمی دیدی، چشمت را کوتاه کن، یک کاری کن از آن محدوده دید تو خارج بشه، او از شعاع دیدت بره بیرون، از شعاع دیدت بره بیرون. بله، به این میگن غض البصر. این خیلی فرق داره با چشم بستن.
بالاخره این أبصار هم جمع بصر است، جمع چشم. خب ترجمه تحتاللفظیاش این میشه: غضوا أبصارهم عما حرم الله علیهم، متقین صفاتشان است، چشمهایشان را فرو میبندند، میکنند شعاع دید را کوتاه میکنند از هر چیزی که بر آنها حرام است. این ترجمه تحتاللفظی.
اما بریم سراغ معانی عبارات این و این عبارت. دو تا معنا دارد این فرمایش حضرت امیر علیه السلام. یک معنای ظاهری دارد، خب یک معنای کنایی دارد. معنای ظاهریاش خیلی واضح و روشن است که منظور از ما حرم الله این است که مرد، خدمت شما عرض بکنم، که نامحرمی به زن نامحرمی نگاه نکنه. منظور از ما حرم الله، محرمات بصری، فقط یعنی از محرمات بصری. یعنی خانمی، خب محرمات بصریاش چیه؟ مثلاً یک آقای نامحرم چشمش را خلاصه یک کاری کنه که فرو بگیره، ناقص بکنه، کوتاه بکنه. آقایی خانم نامحرمی را دید، ما حرم الله. پس میشه محرمات بصری، یعنی چیزهایی که دیدنش برای ما حرام است. غضوا أبصارهم عما حرم الله. فیلم بد باشه، صحنه بدی باشه، خدمت شما، اینها مبصرات خلاصه حرام هستند، یعنی حرامهای چشمی، حرامهایی که مربوط به چشمه. این معنای اول عبارت، یعنی فرو گرفتن چشم از هر چیزی که خدای متعال نظر کردن به آن را حلال نمیشمارد، حرام میداند. حالا ممکنه مثلاً مرد نامحرم باشه، زن نامحرم باشه، تصویر مثلاً ناشایستی باشه، مثلاً و امثالذالک. یا مثلاً فیلم ناشایستی باشه، عکس ناشایستی باشه، مربوط به دیدن مثلاً گناهای چشمی است.
اصلاً خدمت شما عرض بکنم که شأن نزولی میخواهم عرض بکنم این عبارت حضرت امیر علیه السلام اقتباس از سوره نور آیه ۳۰ و ۳۱ هست. خب که خدای متعال میفرماید: قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم، پیغمبر به مؤمنان دستور بده که چشمهایشان را فرو ببندند، کوتاه بکنند، شعاع دیدش را کم بکنند. و یحفظوا فروجهم، حواسشان به فرجشان هم باشه، این قوه شهوانی را حفظ بکنند، پاک نگه دارند، آلودهاش نکنند. ذلک أزکی لهم، اگر این کار را انجام بدن، چشم را حواسشان باشه و قوه شهوانی را کنترل بکنند و پاکیاش را حفظ بکنن، أزکی لهم، خیلی برایشان پاکیزهتره. إن الله خبیر بعد میفرماید خدای متعال به آن کارهایی که انجام میدید خبیر است، کسی نمیتونه زیربی مثلاً کاری انجام بده قایمکی، خدا متوجه میشه. بعد در آیه بعدی ۳۱ همین دستور را خدای متعال به بانوان میفرماید: و قل للمؤمنات یغضضن من أبصارهن، پیغمبر به زنان مؤمن هم دستور بده همین غض بصر را. مرد نگاه به نامحرم نکنه، خانم مثلاً راحت همه را نگاه میکنه، ممکنه مثلاً چادر هم داشته باشه، نه، ایراد داره.
خب این دو تا آیهای که عرض کردیم سی و ۳۱. اما شأن نزول آیه چی هست؟ که عرض بکنم این را، آقای ملا عزیز، تمام آیاتی که در قرآن بحث فرج مطرح شده، قوه شهوانی مطرح شده، منظور زنا هست، الا این دو تا آیه شریفه که آیه ۳۰ و ۳۱ه. که در روایت داریم که ابن ابیعمیر از اصحاب اجماع است، از اجلا و بزرگان، از امام صادق علیه السلام نقل میکنه، از ابیبصیر، از امام صادق که حضرت فرمودند: کل آیة فی القرآن هر آیهای که در قرآن باشه فی ذکر الفروج فهنا الا هذه الآیة فانها من النظر فقط، به خاطر نگاهه. اینی که عرض کردیم معنای اولش چیه، فقط فرو کردن و محدود کردن نسبت به ما حرم الله عرض کردیم چی، محرمات بصری، فقط چیزی که دیدنش بله، دیدنش حرامه، دیدنش حلال نیست.
بله، این را به خاطر این روایت دارم عرض میکنم که در تفسیر نورالثقلین امام صادق علیه السلام میفرماید. اما شأن نزول آیه که چی هست، در زمان نبی مکرم صلی الله علیه و سلم برخی بانوان بودن، خب حالا تازه اسلام آمده بود، برخی حجاب داشتند، برخیها نداشتند، برخیها کامل بود، برخی خلاصه کامل نبود. برخی از بانوان حجابشان کامل نبود. در روایت داره که مثلاً این مقنعههایی که داشتند و کان النسا یتقن خلفا آذانهن، این مقنعه و این جلباب را طوری میگذاشتن که پشت گوش بود، یعنی گوششان معلوم بود، صورت معلوم بود، گردی صورت مشخص بود، مثلاً گردن مشخص بود. یک حالت حجاب داشت ولی خدمت، خیلی عجیبه که چرا این آیه اصلاً نازل شد. و این خانم داشت رد میشد و خلاصه فنظر الیها و هی مقبلة، یک جوان از انصار که در مدینه هم زندگی میکرد، مهاجرین به کسانی میگن که از مدینه آمدند با پیغمبر، و بعد پیغمبر آمدن از مکه آمدن به مدینه، به اینها میگن مهاجرین. انصار کسانی بودند که در مدینه بودند، به اینها جا دادن، غذا دادن. این جوان سر کوچه ایستاده بود، یک لحظه چشمش به این خانم افتاد، خب حالا چیز خاصی ندیده که مثلاً به صورت دیده و حالا مثلاً گوش خانم معلوم بوده یا مثلاً گردنش مثلاً لخت مشخص بوده. فلما جازت نظر الیها نظرة، یعنی دیدن با تعمق و تفکر، خیرهخیره به این خانم نگاه کرد. این خانم رفت توی بازاری، تو کوچه، این جوان هم ناخودآگاه به دیوارهای مدینه، حالا مثل حالا نبوده، بلوکها و سیمانها اینطوری، با سنگ و خشت و گل و خلاصه مثلاً حیواناتی که مثلاً ضبط میکردن، استخوانش مثلاً دیوار میذاشتن. در روایت داره که یک استخوانی یا یک شیشهای، یک سنگی تیزی کنار خلاصه تو این دیوار کار گذاشته بودن. این جوان همینطور که داشت این خانم را نگاه میکرد، این استخوان یا این شیشه گیر کرده بود به صورت خودش. این خانم رفت و خلاصه یک لحظه به خودش آمد، دید سر و صورت و سینه پر از خونه. خدایا چه اتفاقی افتاد؟ یعنی اصلاً متوجه نشد که صورتش به جایی برخورد کرده، برخورد کرده، بله و اصابت کرده. گفت میرم پیش پیغمبر، میگم. آمد پیش پیغمبر و خبر داد و حضرت جبرئیل نازل شد و این آیه را آوردن. قل که فهبط جبرئیل علیه السلام به پیغمبر: قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم. ببینید یک نگاه باعث میشه انسان از خود بیخود باشه و قلبش را ببازه.
خدا غریق رحمت کنه باباطاهر را، داره: ز دست دیده و دل هر دو فریاد، که هرچه دیده بیند دل کند یاد. بسازم خنجری نیشش ز پولاد، زنم بر دیده تا دل گردد آزاد. این یک معنای ظاهری.
پس غض بصر اولاً به معنای چشم بستن نیست. بعضیها مقدسبازی درمیارن، میگن آقا چشم بستم، مثلاً خوردم زمین. نه آقا، اغماض کنید که میگه شعاع دیدت را کوتاه کن. اگر مثلاً صحنهای دیدی یا شخصی بود که برای تو خلاصه حرام هست، آن را ببند. این معنای اول.
من برخی قبل از اینکه معنای دوم را عرض بخواهم بکنم، میخواهم پیامدهای نگاه حرام را عرض بکنم، از آنور هم پیامدهای غض بصر را میخواهم عرض بکنم. ببینید اگر کسی چشمش را رها بکنه، چه گرفتاری زندگی پیش میاد. و اگر جوانی، شخصی، خانمی، آقایی، تو هر سن و سالی میخواهد باشه، حواسش به چشمهایش باشه، چه اتفاقاتی در زندگی برایش میافته، خواهد افتاد.
اول میریم سراغ برخی پیامدهای نگاه حرام، طبق معنای اول که گفتیم منظور از ما حرم الله فقط حرامهای بصری است. بله. اولیش خدای نکرده نابودی اعمال، که ما در قرآن بهش میگیم هبط عمل. حبط عمل یعنی انسان اعمال صالح دارد. کسی غیبت بکنه، به این حبط عمل نمیگن، گناه کرده. دروغ بگه، به این حبط عمل نمیاد، عمل انجام داده، اصلاً عملش ثوابی نداره، چی را حبط بکنن؟ هفت مال جاییه که طرف کار خوب دارد انجام میده، نماز دارد، روزه دارد، دستگیری دارد، احترام به پدر مادر دارد، همسایهداری دارد، گرانفروشی نداره، کمفروشی نداره، اسراف نداره، اهل عمله. اما خدای نکرده، خدای نکرده، خدای نکرده، آقا چه ربطی اینها به هم داره؟ مثلاً الان باید ما مثلاً نماز شب دارم، تقوا دارم، ایثار دارم، جهاد دارم، جهاد فی سبیل الله، یک نگاه به نامحرم باعث میشه اعمال انسان حبط بشه. بله، خداست، خدا قرار داده دیگر. ما جلسات اول عرض کردیم که خدا ما را خلق کرده، ألا یعلم من خلق، آیا آن کسی که خلق کرده علم نداره؟ اصلاً خالق باید عالم باشه. او میدونه چی به کجا ربط داره، چه عملی چه عملی را نابود میکنه. چه عملی مثلاً چه فایده؟ آقا صله رحم انجام بده، روزیت زیاد میشه، عمرت. خوشاخلاق باش، روزیت زیاد میشه. آقا چه ربطی داره؟ آقا ربط داره. او اگر آن خداست، او قرار داده دیگر. شما چیکار داری؟ حالا ببینیم چی میفرماید: أعوذ بالله من شرور أنفسنا و سیئات أعمالنا.
پس اولیش نابودی عمله. من عمل خوب انجام دادم، هیچی نمونه بشه هباءً منثوراً. ۷. عمل. پیغمبر فرمودند: قال النبی صلی الله و سلم من از قصد میخواهم روایت را کامل بخوانم: اشتد غضب الله غضب خدا شدید میشه بر کی؟ علی امرت ذات بعل بر بانویی که همسر داره، شوهر داره. برعکسش هم هستها، بر آقایی که همسر داره. خب چیکار میکنه اینا؟ این خانم ملعت من غیر زوجها چشمش را کسی غیر شوهرش پر کرده. سر کار میره، پنجشنبهها میاد خونه. یکی زنگ زده بود به ما گفت: حاج آقا پنجشنبهها، پنجشنبهها من خونه خیلی حالم بد میشه. گفتم شما شاغلید؟ خب بله. از کجا فهمیدید؟ گفتم محل کارتون، خدا نکرده مثلاً کسی مخلوط هست اینا. گفت آره، مثلاً همکارامون گفتن به آن آقا یکی هست اونجا، شما ارادت داری، آن دو روز که نمیبینیاش حالت بد میشه. با حاج آقا راست گفتی. گفتم خانم چرا خب میره اونجا کار میکنی، بعد شبها ساعت ۹ شب، ۱۰ شب میای خونه، همسرت را چند دقیقه، دو دقیقه، سه دقیقه، یک ساعت اینا گرفتاریم، چرا تو زندگیم چوب میخورم؟ چرا دستی میزنم خراب میشه؟ چشمش را پر کرده غیر شوهرش، او غیر از این محرم منها یا نه. ممکنه بانویی باشه که مثلاً ازدواج هم نکرده یا آقایی باشه که مثلاً ازدواج نکرده، همسر نداره، ولی یک کسی نامحرم چشمش را پر کرده، محرمش نیست. فانها انفعلت ذلک اگر این کار را بکنه، آقا من کاری نکرد، اصلاً گناهی انجام نشدهها، العیاذ بالله، نه زنا، هیچی، فقط چشم، چشم، فقط چشم دیده، چشمش گرفته، میگن منو گرفته، از دلم بیرون نمیره. چون چشم که ببینه به دل میشینه دیگر. میفرماید که فان فعلت ذلک الله عزوجل کل عمل، عبارات عرض کردم، به خاطر میخواهم از قصد همه را بخونم: تمام اعمالش از بین میره. انگار ما هر روز دارم کار انجام، حرفا میزنی، شاید بعضیا بخندن به این حرفا، چی میگن؟ این حدیثه، یک نگاه دیگه حرفا میزنه. حالا باشه، صادق مصدق، امام صادق علیه السلامه، امامی که دهانش وحی الهیه. میفرماید، حالا برخی قبول نکنن، بالاخره این عالم تمام خواهد شد، یک عالمی معلوم خواهد شد که اینا حقه یا نه، حق حق نیست. البته ماها نمیدونیم، برخی اولیای خدا که چشم و گوششان بازه، همین الان میبینن که این اتفاقات میافته. ببینید میگه تمام اعمالش از بین میره. من یک روایت جلوتر نمیبرم، به عنوان حیا خودم هم خجالت میکشم، حیا میکنم برخی چیزهایش را بگم. روایت اگر خدا نکرده کار به جای باریکی بکشه، دیگه بدتر، تا همین تمام اعمال حبط خواهد رفت. این اولین پیامد یک نگاه حرام. خب حیف نیست؟ حیف نیست واقعاً؟ کی باید ما از خواب بیدار شیم؟ کی کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش؟ کی روی، لحظه که پرسید چه کنی چون باش؟ این اولین پیامد نگاه حرام.
اما خب نگاه کنید، یک داستان عرض بکنم اینجا. صدیقه طاهره را ببینید، الگو داریم ما، سلام الله علیها. همسرم دارن، پیغمبر آمدن منزلشان، این نابینایی هم با پیغمبر آمدن، در زدن، فاطمه جان وارد بشن. چون میدونید که آقای ملا عزیز، مستحبه آدم خانه خودش هم خواست بره خانه، در بزنید. آقا منزل خودمه، پدر خونم، خونه را خودم خریدم، دخترمه، پسرمه، خونه مادرمه. میگه در بزن. از حضرت سوال پرسیدن آقا چرا در بزنیم؟ حضرت اما دوست دارید برید داخل منزل، همسرت را، دختر، پسرت را، مادرت را، توی حالی ببینی که بعد خجالت بکشی، دیگه نتونی تو راهم نگاه کنید؟ گفت نه آقا نمیخوام. گفت پس منزل خودت هم رفتی، یک دری بزن، یک یااللهی بگو. ببینید اینا دین ما اینطوری است، این دین بوسیدنیه، واقعاً چقدر به حیا، چقدر به عفت، چقدر به پاکدامنی، چقدر به این ارزشهای انسانی اهمیت میده، حتی در خانه خود آدم.
آمدن پیغمبر دقالباب کردن، خب دخترشان فاطمه زهراست. حالا درهای آن موقع فاطمه جان داخل بشن بفرماید و من معی، آن کسی هم که با من داخل بشه، صدیقه طاهره فرمودند عرضه داشتند که صبر کنید، حیا کاملتر کنم، حجاب را کامل کردن. پیغمبر گفت در زدن وارد بشن، بفرمایید. رمم و من معک آمدن، دیدن صدیقه طاهره نیستند، پشت پرده پنهان شدن. فاطمه جان نابیناست، شما را نمیبینه. حضرت فرمود: إن لم یکن یرانی فإنی أراه. اگر او نابیناست منو نبینه، من که او را میبینم. نگاه کنن، بعد فکر میکنن مثلاً که مثلاً خودش چادر داره یا چی، نه، اجازه نداره.
دومین پیامد، این را میخواهم خیلی عزیزان خیلی خوب گوش بدن: تیرهای شیطان. روایتش معروفه که علی بن عقبه از پدرش نقل میکنه، میگه دیدم امام صادق فرمودند: النظر سهم من سهام ابلیس مسموم. حالا آن موقع توپ و تانک که نبوده که مسموم میکردن، بله، تیر مسموم. حضرت فرمود یک نگاه نامحرم، یک نگاه، نظر یعنی یک نگاه، تیری است، آن هم تیر مسموم است، تیرهای شطر. البته همه گناها تیرما به عنوان مثاله. و کم من نظرة أورثت حسرة طویلة، یک نگاه باعث میشه حسرت طولانی. مثل چی؟ میگه آقا من کاری چرا باید ۵۰ سال نابینا بشه؟ ببینید برخی اعمال یک بار، ولی حسرت طولانی را داره. تیر شیطانه، نابود میکنه انسان را.
بذارید داستانی عرض بکنم: یک نگاه چطوری حسرت تو زندگی آدم، خدا قریق رحمت کنه جناب شیخ بهایی را، از بزرگان مکتب تشیع هست، قبرشان در حرم امام رضا، در علوم مختلف، فنون مختلف تبحر داشتن و کتاب داشتن. یک کتاب دارم به نام کشکول، بله، کشکول به کتاب میگن که یک عالمی از علوم مختلف، چیزایی که خودش خوشش آمده را جمع کرده، شعر، ادبیات، مثلاً ریاضی، فیزیک، فقه. داستانیه، اینطوری ایشون آنجا یک داستانی نقل میکنن از یک آقایی که خلاصه حواسش به چشمش نبوده. ایشون موقع جان دادن، دیدیم دیگر، حالا مثلاً میگن تلقین میکنن، مثلاً تلقین بگو لا اله الا الله، بگو اشهد ان لا اله الا الله. میگفت این طرف موقع احتضارش بود، موقع جان دادن، هرچی اشهد ان لا اله الا الله نمیگفت، یک بیت شعر میخوند، میخوند: یا رب قائلةً یوم وقد تعبت، عین الطریق الی حمام منجاب. ترجمهاش اینه: ای وای از آن روزی که آن زن بقچه به کمر بسته بود، زیر بغل زده بود، تو این تابستون، تو این کوچهپسکوچهها گیر افتاده بود، دنبال حمام منجاب میگشت. من خونه خودمو بهش نشون دادم. داستانش اینطوری بود: این آقا تو دوران جوانیاش سر کوچه وایساده بود، حالا موقع حمام عمومی بوده، بیرون بوده، تو همین ۳۰ سال پیش هم ما دیده بودیم دیگر، بله، بقچه زیر بغل زده بود و تو این کوچهها تو تابستون گم شده بود، دنبال حمام. من میگشت به این جوون گفت حمام منجاب کجاست؟ یک لحظه این جوون چشمش این خانمو گرفت، یک لحظه با نگاه، یک لحظه، یک نگاه، تیر مسموم اینه دیگر. به جایی که حرفم نزد، ایشون میفرماید با انگشت خونه خودشونو، این خانم رفت داخل. اومد خب چه کار کنه؟ زن عفیفه، چیزی از دستش بر نمیاد، عمل شنیعی میخواست انجام بده. این خانم گفت باشه منم راضیام، یک غذایی چیزی بگیره، حداقل فریبش داد. این آقا رفت بیرون سر مست خوشحال که برگرده مثلاً یک عمل منفی با عفتی انجام بده، بیحیایی. خدا لطف کرد، این خانم تونست فرار بکنه، هیچ گناهی صورت نگرفت، نه هیچ گناهی، اصلاً حرفم نزده، فقط یک نگاه، انگشت نشون داده خونه ما. موقع جان دادن، گفتن بگو اشهد ان لا اله الا الله، این یک بیت میخونی: یا رب قائلةً یا من طریق اله حمام. ای وای از آن روزی که آن خانم به تب و تاب افتاده بود، میگفت حمام منجاب کجاست؟ من خانه خودم. اینقدر این بیت گفت، جان داد. حالا میشه یک وقت میبینی یک نگاه اینطوری حسرت طولانی به دل آدم میذاره، آدمو بیچاره میکنه. این پیامدهایش.
بله، پیامد بعدی: تولید شهوت در قلب میکند. شهوت بد نیست، غضب بد نیست. اگر بد بود که خدا خلق نمیکرد. اصلاً شهوت باید در درون انسان باشه، انسان تا میل پیدا بکنه بره به سمت برخی چیزها، غذا بخرم، لباس بپوشم، برای فرزندم، خودم به خودم برسم، کاری نمیتونه بکنه. غضبم خوبه، بتونیم از خودم دفاع کنم، از خانوادهم، از کیانم، از ملتم، از کشورم، از قوه قضائیه، خوبه. اما اگر اینا در مسیرش باید باشه. نگاه آلوده بذر را، تخم شهوت ناپاک را در دل میکارد. روایت داریم که البصر و القلب، مصحف البصر. چطور ما الان خب فصل مهر هم هست، انشاالله که خدای متعال مردم را هم کمک بکنه که بتونن، برخی کسانی که شاید یک ذره دستشان تنگه، هم من خواهش میکنم هرکس برادر خودش، خواهر خودش، همسایه خودش، نریم جاهای دور دور، یک آدم کسانی دوری کمک میکنیم، ولی کنار خودمون گرسنه است، کنار خودمون کسی از کیف میخواهد، کفش میخواهد، حالا الان فصل خریدنشه دیگر، دفتر، از کتاب، هرکی میتونه، ولی یک دفتر، نگاه نکنیم کمه یا زیاده، آن اخلاص مهمه، یک دونه باشه ولی دور خودمون. حالا این را به عنوان دفتر عرض کردم. میفرماید بچهها دفتر دارن، مینویسند، حضرت فرمود که القلب مصحف البصر، همانطور که مثلاً با قلم تو دفتر مینویسن، خب قلب هم دفتر چشمه، هرچی ببینیم آنجا ثبت میشه. یک نگاه حرام بصری باعث میشه بذر شهوت در دل کاشته بشه. حالا خدای نکرده ببینید، حالا یک نگاه اینور، یک نگاه این، یک نگاه اینور، این بذر آب میشه، انگار دارن پایین بذر آب میریزن، ریشه میزنه، درخت میکنه، درخت میشه، بعد میوه شهوانی میده.
بذارید از روایت براتون بخونم که خیلی خطرناکه: قال عیسی علیه السلام این روایت از حضرت عیسی علیه السلام: إیاکم و النظرة، إیاکم. من دوست ندارم زیاد طلبگی صحبت کنم، ولی بذارید بگم، شما مستحضرید دیگر، وارد به این میگن باب تحذیر. یک چاهی جلوی پای یکی باشه، خب باشه من تا بخواهم بگم سلام حسن آقا حالت چطوره، جلوت چاه افتاد، تو چاه. اینجا در عربی میگن إیاک به کار میبرم، بابت میگن إیاک، إیاک و طریق، حواس باشه سریع وایمیسته. ببینید میفرماید: إیاکم و النظر، حواستان باشه، یک نگاه بد، اصلاً آنقدر اثر بد داره که نمیگه آقای محترم مؤمنین، مؤمنات، نه، إیاکم و النظرة، بپرهیز از نگاه آلوده، فانها، العیاذ بالله، تضرع فی القلب الشهوة، بذر شهوت را در دل میکارد. آقا با یک نگاه؟ مگه میشه؟ مگه بله. بعد فرمود: و کفا بها لصاحبها فتنة، همین یک نگاه بسه، این آقا بیچاره بشه، این خانم بیچاره بشه، این جوان بیچاره بشه. این فضاهای مجازی، پدر مادر گوشه گرفته، داره دست بچه، راحت هر صحنه، نباید بزرگهاشم نباید ببینن، چه برسه کوچکهاش.
بذارید از قرآن مثال بزنم چطوری تولید شهوت در قلب میکنه. خب این دیگر صریح قرآنه دیگر، سوره یوسف آیه ۳۱. زلیخا را مسخره میکردن، میگفتن امرأة العزیز تراود فتاها، عاشق غلامش شده، یک برده آوردن از زن عزیز من. یوسف ندیدید، آخه گفت من مسخره میکنید، تو شهر اسم منو پخش میکنید، همه خانوما را دعوت کرد، نشستن، یک ترنجی بهشون داد و یک کاردی بهشون داد و بعضی دوستان هر وقت گفتم وارد شو: فلما سمعت بمکرهن أرسلت إلیهن و اعتدت لهن متکأ، همه را دعوت کرد، یا متکأ بالشتی گذاشت، و آتت کل واحدة منهن سکیناً دست کم چاقو داد، و قالت اخرج علیهن گفت یوسف وارد شد. ببینید فلما رأینه أکبرنه و قطعن أیدیهن، میگه وقتی این زنا دیدن یوسف را، این بذر شهوت در دل نشست، دستها را بریدند، متوجه نشدند. قرآن خیلی صریح میگه، طولی نکشیده، فلما رأینه أکبرنه، چشمشون را پر کرد. اینم یک مورد. حالا موارد دیگر هم هست که اینها را یکی دو تاشو میرسیم.
ملایی: حاج آقا بله، در محضر شما. بسیار خوب، داستان چشم، داستان خطرناکی است. بله، همونطور که خطرناکه، فوایدشو عرض، با چشمپوشی آدم به کجاها که نخواهد رسید. یک کاری را رفقای من در فضای مجازی برنامه انجام دادن، خلاصه برنامه هفته قبل جنابعالی را در صفحه، حالت گرافیکی کار کردن، شامل همین دستهبندی است که شما میفرمایید که مثلاً آقا معانی، فرض بفرمایید که ظاهری، معنی لغوی، بعد اگر معنی عام داره، واژه اگر معنی خاص داره، بعد حالا به ترتیب میریم جلو. این را گفتم که به این بهانه تشکر بکنم از حضرت عالی به خاطر این دستهبندی بودن مطالب. اینها بعداً ارائهاش راحتتره، هم برای برنامه، به مخاطبان هم ما مخاطبان به جاهای دیگه بخوایم ارائه کنیم. انشاالله خدا خیرتان بده، سلامت باشید.
انجام وظیفه کرد، ممنونم از شما. سلامت. این چند شبی که حالا عدد گوشه تلویزیونتان نگاه کنید، این دویستی که مرز شما رد کرد، نشانه ۲۰۰ شب، بیش از ۲۰۰ شب حضور در خیابان. این مرحبا دارد و شکرانه هم دارد، چون به برکت این حضور شبها در خیابان، بیمه میشه ایران عزیز ما و خیلی برکات دارد. خدا خیرتان بده، انشاالله. خدایا الهی که نگه داره ما را برای اینکه شبها تو خیابان کنار هم باشیم.
انتهای برنامه امروز یک همراهی چند دقیقهای داریم با حاج آقای عاملی، حاج آقای خلج. دوستان ما در صدا و سیمای اردبیل زحمت کشیدن، حاج آقای عاملی رفتن خیابان و حضور پیدا کردن و خلاصه شبیه همون زحمتی که حضرت عالی رحمت بوده، رحمت. انشاالله ما بعد برنامه بشینیم ببینیم، بعد انشاالله با هم بریم اگه موافق باشید. الله، خیلی ممنون و متشکرم.
و اما بریم محضر قرآن کریم. صفحه ۳۲۹ قرآن را امروز تلاوت میکنیم، سوره مبارکه انبیا، آیات ۸۲ تا ۹۰. ثوابش را هم تقدیم کنیم به همه مردم خوب آذربایجان شرقی که این هفته رویداد ایران جان آنجاست، تبریزیها، شهرهای مختلف. با یک صلوات: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه329 قران کریم
یک بار دیگر پیشاپیش ولادت با سعادت فرزند رسول خدا، امام حسن عسکری علیه السلام، پدر بزرگوار حضرت حجت علیه الصلاة و السلام را تبریک عرض میکنم. آنهایی که امروز و امشب و فردا را برنامهریزی کردید که قم مقدس باشید و بعد از زیارت انشاالله یک جمکران هم مشرف بشید، من و رفقا در برنامه سمت خدا را خیلی دعا کنید، دوستای عزیزم در صحنه و پشت صحنه.
حاج آقای خلج را خدمتشان باشیم. بله، من چند دقیقه باید فرصت داریم که عرض بکنم. سه چهار دقیقه زمان داریم. خب خیلی خب، من در این سه چهار دقیقه پس باید جمع بکنم که پیامدهای نگاه حرام، چند تا دیگهاش، روایتشو نمیخونم، فقط عرض میکنم چیه. یکی اینکه پیغمبر فرمودند که اگر خدای نکرده کسی نگاه حرام داشته باشه، ما جلسه گذشته عرض کردیم که اعمال ملکات میارن، ملکات صورتسازند. خب این چه عذابی داره؟ عذاب متناسب با این چیه؟ میخهای داغ آتشین در چشمانش میکنن، در قیامت چشمهایش میشه پر از آتش، میشه چاله آتش، متناسب با اینه. بعدی اینکه دخول در آتش داره. بعد فرمود خدا آبرویش را در دنیا میبره. روایت داره حضرت فرمود اگر کسی یک همسایهای داره، فنظر الی عورة رجل أو شعر امرأة، بالا پشت بوم ایستادی، پنجره را باز کردی، خلاصه موی زنی را دیدی، بدن زنی، همسایهات پنجرهاش باز بود دیدی، أو شیء من جسدها، دستش، پایش، بالاخره کان حقیقاً علی الله بر خدا شایسته است أن یدخله النار مع المنافقین، بعد میفرماید و لم یخرج من الدنیا تو همین دنیا خارج نمیشه، حتی الله اینجا آبرویش را میبره. خودت، زنت، بچهت، خواهرت، مادرت. برمیگرده تو کوه که میریم، صدا میزنیم، صدا برمیگرده، بهش میگن صدا. به این صدایی که برمیگرده، بازتاب، بهش میگن صدا. کاری که انجام بدی، همون بلا سرت خواهد آمد. خیلی سنگینه. میخواهیم با خواهر خودمون، مادر خودمون، همسر خودمون، محارم خودمون، این اتفاق میافته.
اما از آنور دو سه تا زود عرض بکنم پیامدهای چشمپوشی از حرام. برخی از ما میپرسن حاج آقا اینا که چشم ملکوتیشون باز میشه، یعنی چی؟ چشم دلشون، چشم برزخی. خیلی راحت بگم، یکی از راههایی که چشم برزخی انسان باز میشه، اینه که انسان چشمش را بر حرام ببنده. پیغمبر فرمودند غضوا أبصارکم، چشمهاتون را کوتاه کنید، بله، تروا العجائب، عجایب عالم را بهتون نشون میدن، ملکوت را بهتون نشون میدن. یکی از آن کسان شهید احمدعلی نیری، ۱۹ سالهست، شهید شده، خدمت آیتالله حقشناس هم میرسیدن. ایشون در جوانیاش یک رفیقی داشت، میگفتم چیکار کردی شما طلب، ۱۹ ساله شهید شده، ۱۹ سالشه. یک روز تو دماوند زندگی میکردم، یک روز رفتم با دوستانمون برای تفریح، به من گفتن که علی آقا شما کتری را بردار، آب بردار بیار. میگه رفتم اونجا دیدم چند تا دختر دارن شنا میکنن. بدنم لرزید، نشستم رو زمین، نگاه کنم نکنم؟ میگه گفتم خدایا من به خاطر تو. میگه فرار کردم، رفتم از جای دیگه که پر از آب کردم، میاومدم کنار آتیش نشستم، گذاشتم بچهها بازی میکردن. میگه بدنم میلرزید، جوان نوجوان بود دیگر، شروع کردم گریه کردن، دو تا یا الله گفتم، یادم افتاد که اگر کسی برای خوف خدا گریه کنه خدا خیلی دوستش میداره. میگه شروع کردم گریه کردن، یهو شنیدم سنگریزهها دارن میگن که سبوح قدوس ربنا و رب الملائکة و الروح. در ۱۹ سالگی گوشش باز شد به خاطر یک چشم بستن.
حالا اگه فرصت هست یک دونه دیگه عرض میکنم، وگرنه که دیگه اگه ۳۰-۴۰ ثانیه، خوشحال. یک دونه دیگه عرض میکنم. دیگه من یک جوان ۱۲-۱۳ ساله چشمش باز شده، ۱۹ ساله یکی دیگه. چشیدن حلاوت ایمانه. چرا من ایمان نداریم؟ چرا لذت نمیبریم از ایمانمون؟ حضرت فرمود که در روایت داره اگر کسی صحنهای را ببینه، حالا شخصی، تصویری، هرچی، به خاطر خدا چشمش را ببنده، أعطاه الله ایماناً، خدا بهش ایمانی میده یجد حلاوته فی قلبه، شیرینیاش را تو قلبش. خدا رحمت کنه شهید مطهری، ایشون میفرمودند که مرحوم شیخ عبدالکریم حائری، به من مؤس حوزه میخوانم، ایشون فرمودند من تو خواب هم اگر نامحرمی ببینم، چشام را میپوشونم. دیگه بیداری که دیگه بله. یا حاج آقا رحیم ارباب دو تا ادعا کرده بود، ایشون ۹۰ سال داشته دیگر، از علما بزرگان، در تخت فولاد. ایشون فرمودند من ۹۰ سال نه غیبت کردم، نه شنیدم، ۹۰ سال چشمم سهواً هم به نامحرم نیفتاده. میشه حاج آقا رحیم ارباب، بله، بسیار میدونم که همه مشتاق بودن.
ولی یک دونه دیگه، زمان نداره، اسمشم نمیشه ببریم. دومیش این است که معنای کنایی داره، منظور از غضوا أبصارهم عما حرم الله، هر چیزیست که برای انسان حرامه، مقام حرام، شهرت حرام، غذای حرام، بحث چشم نیست. یک دونه شد ظاهری، یک دونه هم که هر چیزی، منظورش دل بشنوند، هر چیزی که بر ما حرام است.
ملایی: متشکرم از حاج آقای خلج عزیز و بزرگوار و بریم اردبیل. همکارای عزیزم در صدا و سیما، از شماها هست، همینجا مجدداً تشکر میکنم. عمری باشه و سعادت. فردا خدمتگزار شما خوبان خواهیم بود.