شریعتی: بیرون شو ای همایون از پشت پرده غیب، تا در سهگاه مستی شوریدهتر بخوانم. سلام میکنم خدمت همه خواهران و برادران عزیز، خانمها و آقایان، مخاطبان جان، اهالی خوب سمت خدا. آخر هفته خوبی را برای همه شما آرزو میکنم. خوشحالیم که در این لحظات و دقایق در کنار شما هستیم، هم مخاطبان قدیمی و صمیمی شبکه سه و هم مخاطبانی که از طریق رادیو معارف و شبکه افق در کنار ما هستند. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام عاملی: علیکم السلام و رحمت الله. محضر همه عزیزانم سلام و دعا دارم، عنایات خواسته خداوندی را مسئلت دارم. و از خدای متعال میخواهم که پیروزی کامل را نصیب ملت ما بگرداند. حرکت بسیار عظیم و فاخری که ملت ما انجام داده و دنیا مبهوت شده است. تمام دیپلماتهای ما و سفرهای خارجی که صورت میگیرد، عزیزانی که میروند، این سفرا همه یکدست از تحسین ملت ما توسط مسئولین کشورهای دیگر صحبت میکنند. و فضای مجازی هم که شما ببینید در کشورهای دیگر یک شوکت و عظمت و جایگاه بسیار استثنایی الحمدلله خدا را شکر درست شده است. یعنی تا حال کسی جرئت نداشته در برابر این قدرت اهریمنی که در فزونخواهی هیچ آرزویی نگذاشته است، در جنایت هر کاری را کردند و ملت ما توانستند که هیبت اینها را بشکنند. خدا را شاکریم.
و این حضور گسترده و پرشور... من اینجا حالا مقدمتاً یک چیزی عرض کنم خدمت شما. خاطرات رئیس اسبق موساد را بخوانید، آنقدری تکاندهنده است. میگوید: ما در زمان شاه جریان تجزیهطلب اهوازی را پایهریزی کردیم. رئیس اسبق موساد میگوید، یعنی شاه با آن همه خدمتهایی که داشت به اینها، اما اینها به فکر خیانت بسیار بزرگ به ایران بودند حتی در زمان شاه. و جریان گازکشی برای تهران را پولش را پرداخت کرده، شاه... خاطراتشان را بخوانیم، میگن پول گرفتیم ولی انجام ندادیم. یعنی اینها اعتقادشان این است که نه فقط جمهوری اسلامی، کشوری به نام ایران نباید وجود داشته باشد. و در این خصوص ملت ما با بصیرت کامل متوجه شدند که دشمن چه فکر خطرناکی دارد. تمام توطئهها را با حضور خودشان خنثی کردند. الحمدلله حدود تقریباً ۲۰۰ روز است که ۲۰۰ شب است که عزیزان حاضر میشوند. واقعاً ذله شدند که چطور میشود یک ملتی با این همه مشکلات اما در صحنه حاضرند.
هر وقت ملت ما صحنه را خالی کرده، کشور ما ضرباتی دیده است، صدمههایی دیده است که دیگر جبران نشده است. اما این بار ملت ما ملت بسیار وسیع و متوجه نقشههای دشمن هستند. من از اینجا خضوع میکنم در برابر عظمت این ملت و تحسین میکنم این حضور را. و به عنوان کارشناس مسائل دینی عرض میکنم، با توجه به اینکه حیات اجتماعی دین، حیات اجتماعی کشور اسلامی، حیات کشور اسلامی بسته به این حضور است، این حضور ثوابش هیچ کمتر از شمشیر نیست. و بلکه ثواب شعائر از روایت معلوم میشود که از عبادات شخصی خیلی بالاتر است. و لذا حضور در این عرصهها هم وظیفه ملی است، هم وظیفه دینی است و ایفای این نقش تاریخی است. ما در یک مقطع بسیار حساس تاریخ کشور خودمان قرار گرفتیم. اصلاً در دنیا الان تاریخ دارد نوشته میشود و از این جهت ملت ما در این مقطع بسیار حساس این شاهکار را انجام دادند. این در تاریخ برای نام این نسل ثبت شد. به! به!
شریعتی: خیلی خوب، خیلی خوب. انشاالله که به زودی زود جشن پیروزی نهایی را در کنار هم تجربه بکنیم و انشاالله تمام این اتفاقات مقدمهای باشد برای رسیدن به بهار واقعی عالم، عصر تماشایی ظهور. انشاالله.
حجت الاسلام عاملی: خیلی خوب.
شریعتی: خیلی خوشحالیم که با همیم، همدلیم، همراهیم، در کنار همیم. و با احترام در محضر حاج آقای عاملی. خوب یک بحثی را میخواهیم آغاز بکنیم. امروز گفت: این زندگی مکسیست ما بین دو تا سجده، استغفرالله بگو ما باز میگردیم. ما عاقبت إنا إلیه راجعون بر لب، از کوچه بنبست دنیا باز میگردیم و إنا لله و إنا إلیه راجعون. یک سیر قرار است حرکت بکنیم و إلی ربک المنتهی. برای رسیدن، برای این رفتن، برای این سیر و سلوک قطعاً باید مؤدب به آدابی بود و این آداب و نکتهها را انشاالله در محضر حاج آقای عاملی خواهیم آموخت و دعوت میکنم که با ما همراه باشید.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. ما یک سفر معنوی داریم در این دنیا. خدای متعال ما را فرستاده است، اینجا ما برمیگردیم. گفته است که برمیگردید و ولی سالم برگردید. همچنان که خواندید: و إنا إلی ربک راجعون و إلی ربک المنتهی. ما منازلی را باید طی بکنیم تا این نفس ناطق انسانی اعتلا پیدا بکند. خارج از نفس ناطق خبری نیست. بغداد همان است که دیدی و شنیدی، رطلت موجود که آن را تو ندیدی، ندیدی از دیگ جهان یک دو سه کفگیر که خوردی، باقی همه دیگ آن مزه دارد که چشیدی. نفس ناطق اعتلا پیدا بکند با لذات مقطعی ارضا نمیشود، چون بزرگتر از... بله. وقتی افق دیدش بزرگ بشه، دنبال آرزوهای بزرگ باشه، ذائقه تنظیم بشه با امالویه، طبیعی است که میشه بیقرار. و چون خالق، خالقی است که به همه چیز قادر است و در متن تکوین نشان داده که چه عنایت بزرگی، صاحب عنایت بزرگی است، بخیل نیست، قدرت دستشه و دنبال این است که محبت خودش را به بشر نشون بده. انسانی که نفس ناطقش اعتلا پیدا کرد، میخواهد از خدا در شأن خود خدا است بگیرد. کم راضی نیست، یعنی کم ارضایش نمیکنه. انسانهایی که احساسهای کمعمق دارند، آنها پرسه میزنند در لذتهای مقطعی، لذتهای عضوی. اینها هیچ وقت انسان بزرگ را ارضا نمیکنه. کسی که قلبش بزرگ شده است، در ساحت عنایات خداوندی قرار گرفته است. بنابراین باید منزل طی بشه.
در وهله اول یک خمیرهای داره، اما این چطور بزرگ بشه؟ حضرت امام میگفت آدم شدن چه مشکل! یعنی خمیره شکل بگیره. بله، رفتهرفته چشمش باز بشه، ذائقهاش باز بشه و نگاهش خیلی خیلی عمیق بشه به این عالم، سنخیت پیدا بکند با جمال و جلال حضرت حق. این خیلی مقدمات میخواهد. خدای متعال در قرآن عهدهدار شده که بشر دستش بگیرد. قرآن که میخوانید، به یک سیری شما وارد میشید. یعنی رفتهرفته که محرم بشید با این مفاهیمی که در قرآن مطرح شده، یک وقت میبینید که این عالم همانطور است که سیدالشهدا گفته: و تضیق بی الأرض، که این زمین با این وسعتش برای من تنگ است. چون تو بزرگتر از دنیا شدی. به طور طبیعی میگه هذا مقام الغریب، غریب. به طور طبیعی میگید هذا مقام المستوحش، مقام وحشت، یعنی واقعاً وحشت میگیره. در این عالم میبیند با هیچ چیز سنخیت نداره، هیچ چیز نمیتونه مایه انسش بشه. ما این مسیر را میخواهیم طی بکنیم: یا ایها الإنسان إنک کادح. مسیر باید طی بکنید. عرفا آمدند ۱۰۰ منزل نوشتند، منازل السائرین نوشتند، ۱۰۰ میدان نوشتند و حالات انسان. بر اساس حالات انسان که در این سفر متحول میشه، انسان منازلی تعیین کردند. بهترین راه در این باب خود قرآن است: إن هذا القرآن یهدی للتی. اسراری داره. قرآن که چطور شکوفا بشه، نفس انسان چطور بزرگ بشه، قلب انسان چطور از این چاه بیاد بیرون. که این جهان چاهی است و از تاریک و تنگ هست، بیرون عالمی. ای تایر سپهر مکن عرش آشیان، تا چند زیر خاک سیاه ماندهای نهان. در آستان قدس تو را آشیانه نیست، تا کی به خاک چنگ زنی همشواحبان. یعنی بعضیها در برزخ زندگی میکنند. عارف، اینا باور کنید دیگر، در برزخ زندگی میکنه. یعنی آن آگاهی که در برزخ پیدا میشه، همین الان پیدا شده است. یعنی در برزخ زندگی میکنه. یا مثلاً شنیدیم نگاه برزخی، یعنی یک مرحله از این دنیا عبور کرده، یعنی آن آگاهی که در برزخ حاصل میشه الان حاصل شده است. هم فی الجنة کمن قدرها و هم فیها منعمون. چشم باز شده. بله، خب چه میشه؟ اینجوری میشه. همین را میخواهیم بحث کنیم.
هم فی النار کمن قدرها و هم فیها معذبون. امیرالمومنین میگید که انگار در داخل بهشت از متنعمین اینا تعارف نیستها، یعنی امیرالمومنین دیگر سرآمد تمام سلسله، تمام جریانهای عرفانی است و فرموده است که انگار در داخل آتش زانوی معظم بود. دعای کمیل بخونید، حضرت تصویر میکنه که رفته جهنم با خدا صحبت میکنه. بله، أمور منها چقدر عالی و داخل جهنم یا رب العالمین. یعنی واقعاً ضله، تمامش عشق. بله، عشق و عرفان. بله.
حالا قرآن یک اسراری داره در سیر و سلوک، یک تیکههایی داره، در آن تیکهها اشارهای کرده که اینجا این کار را انجام بدی، غوغاست. من ۲۱ قاعده رزق قرآن درآوردم با آیه، که این آیه نشون میده که یک اشاره آنجا خدا گذاشته که اگر مفهومش را دنبالش بگیری، حتماً از خاک بلند میشی. چیست دین برخاستن از روی خاک، تا که آگه گردد از خود جان پاک. یعنی در واقع إنی ذاهب إلی ربی سیهدین. دستت رو باید به دست آیههای قرآن بدی که این مسیر را با سلامت طی بکنه. بله، درسته. یعنی رفتهرفته حالات انسان روزبهروز اینا اگر عمل بشه عوض میشه.
شریعتی: داخل پرانتز یک سوال بپرسم، این مسیر استاد نمیخواهد؟
حجت الاسلام عاملی: در خصوص استاد، آقای میانجی خدا رحمتشون کنه، ایشون میگه روایت است که شما یک عیبتون را اصلاح کنید، ۱۰ عیبتون را نشون میدن. چقدر خوب گفت! عیبتون را درست کنید، روایت ۱۰۰ عیبتون نشون میدن. بر اساس همین روایت میگفت که شما گناه نکنید، راه نشونتون میدن. فقط اونی که لازم است، یعنی اون چیزایی که میدونی عمل کنی، عمل نباشه یعنی این عمل صالح نباشه زمین است، بالا نمیره. در مقابل کسانی هستند که میگن که اون حالات روحی استاد... آقای بروجردی دستش اینجوری میکرده، میگفته با کسانی شما درس بخونید که چند بار این راه را رفته و برگشتند. حضرت امام میگوید که فیزیک و شیمی استاد میخواهد، اخلاق استاد نمیخواهد، تأسیس استاد نمیخواهد. و میگن حیله و شاهکاریهای نفس به قدری دقیق است که فقط باید به خدا پناه برد.
نفس را ۸۰۰ سال است و هر سری از فراز چرب تا تحت سرید، پناه بر خدا. چطور میخواهید از منیت خارج بشید؟ به سادگی است؟ اینکه در دعای خیر میگه اللهم أخرج، أخرج، أخرج. یکی از خدایا همه میگویند بده من، میگم بگیر: اللهم أخرج دنیا من قلبی و جمع بینی و بین المصطفی و آله. اللهم صل علی محمد. اون باید درست بشه. و لذا اونا میگن که اون استاد هم تجربهای که داره، که الان این یک حالت روحی در شما پیدا شده، رحمت رحمانی شیطانیه. و هم از جهت قدرت روحی که بعضی از اساتید اخلاق باور بفرمایید تصرف میکنند در شاگرد، عیب و ایراد را همون میتونه برای شما بگه.
هر که گیرد پیشه بیاوستا، ریشخندی شده شهر و روستا. هر که ز دولت از طریق یافته، از دم صاحب نفسی یافته. چون کسی را خار در پایش خلید، پای را بر سر زانو نهد. با سر سوزن همی جوید سرش، برنیابد میکند با لب ترش. آب در خار در پا شد چنین دشواری، آب خار در دل چون بود واده جواب. خار دل را کرده دیدی هر خسی، کی غمان را راه بودی بر کسی.
واقعاً مثلاً شما حساب کنید مردم شیخ مرتضی حائری میگفت که من تونستم که بالاخره کسانی که به من مثلاً بد میگن، اینا را تحملشو داشته باشم و همه این مراتب را طی کردم، ولی سید احمد آقای خساری به یک مرتبه رسید، من نتونستم برسم. اونم این است که ایشون قلباً انبساط خاطر داشت که کسی برایش مثلاً اهانت میکنه، یعنی اونو برای خودش مقامات میدونست. انقلابی... کسی رفته بود، فرمود رفته بود منزلش نشسته بود تا اذان ظهر، بد و بیراه گفته بود که چرا مثلاً در مراسم شرکت نمیکنی. ایشون همش کتابو نگاه میکرده، گاهی مثلاً احترام میکرده. وقتی اذان که میشه، میگه اجازه میفرمایید برم من نماز. اون چند ساعت اهانت کرده است، ولی برای ناراحت نبود. وقتی که... چقدر این نفس باید رشد کرده باشه. میگه من نتونستم. عاشق مرتضی حائری محشر بود از جهت معنوی.
یکی از رفقای بنده میگید: رفتم مسجد اعظم، اونجا نماز میخوند. گفتم که حضرت آقا من چطور... چطور چه کار کنم حضور قلب پیدا کنم؟ تا اینو گفتم، سرشو انداخت پایین، شروع کرد گریه. گریه بلند شد، گریه بلند شد، بلند شد، من ترسیدم، صدا گرفت. یهو صورتشو به من کرد، گفت پاشو، پاشو، پاشو برو. من خودم قلب ندارم. یعنی ببینید چقدر منیت را در خودش کشته است.
آقای اجتهادی میفرمود که حضرت امام اخلاقشو تعطیل کرد. چقدر جمعیت جمع میشد. آقای مطهری میگه من مست میشدم درس اخلاق حضرت امام. آقای اجتهادی میگفت از درس اخلاقش که میومدیم بیرون، به زمین و آسمان جور دیگه نگاه میکردیم. در اخلاقی داشت امام، امام قبل ۴۲، اون وقت درس تعطیل کرد. چرا؟ چقدر جمعیت جمع شدن، رفتیم محضرشون: آقا چرا تعطیل کردی؟ فرمود من در مدتی که در اخلاق گفتم، در خودم تاثیری ندیدم، میترسم برایم وبال بشود. ما در ۹۰ سالگی هم همچین فکری به ذهنمون نمیرسه. کجا باید گفت هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچهایم. اتفاقاً حضرت امام به مولوی ایراد گرفته، گفته چرا گفتی هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم کوچهایم، ما هنوز حرکت نکردیم تا برسیم به در. یعنی عارف هر چقدر که جلو بره، میبینه نیست، نیستم، نیست که هستی همه در نیستی است. یادتونه وقتی شما گفتید عارف، یک بخشی از سیر و سلوکش اینه، هر کاری میکنه میگه نشد. این اصلاً جداییناپذیر است از هر عارفیست، سراغش برید که همش میاد یعنی حق خدا را که نمیتونه ادا بکنه، اون وقت اضطراب میگیره که نتونستم کاری بکنم. یعنی آرزویش اگه بگن که برگردی برای دنیا چیه؟ برای همین است که دوباره شروع بکنه، تقلا بکنه، شب و روز. چنان سیطره داره اون عظمت حضرت حق، نه شب میشناسه نه... شما ظاهرشو نگاه میکنید، حضرت فرمود که تنام عینای و لا ینام قلبی. پیامبر فرمود چشم من میخوابه ولی قلب من در سیطره همان عظمته که إن روح المؤمن أشد اتصالاً بالله من شعاع الشمس بالشمس. یه لحظه تصور کنید روح انسان بالاتر از اتصال شعاع شمس به شمس، متصل باشه به خدا، چی میشه؟ طوفان به پا میشه، طوفان میشه. یعنی بعضی روایات است، بعضی دعاها هست که فهمش برای ما خیلی مشکله. حالا من بخوام از اینا در دعاها که اومده برای خدمت شما بخونم، حالا حضرت امام گفت که هضم نفسش... ببینید یعنی چقدر من... یک کلمه "من" اگه شما تونستید پیدا کنید در یک خطیبی، یک جایی صحبت میکرد، اون وقت همینطوری... من حالا کلمه "من" گفت، منم شمردم، اصلاً در متن قابل تشخیص نیست. فرعون میگید که نمیبینید که این همه باغ و باغات همه مال ماست و انهار اینا باید حذف بشه، حذف بشه. میدونید چقدر تاثیر داره؟ دیگه یک دختر تبرج جاهلی نمیکنه، منیته. دیگه در چشم دیگران خودتو جستجو کنی، معنیته. دیگه همه چیزتو بیاری در اینستا نشون بدی، اون دختره بیاد به اضطراب بیفته، تحقیر بشه، معنیته. یعنی منیت، شما در منازل عرفانی جستجو نکنید، بیارید در داخل زندگی. یه جوری میخواد خونه ریایی داشته باشه.
در روایت است که هرکس ریایی داشته باشه، یعنی زائد بر نیازش درست بکنه، توشو داخل آتیش میکنند که روز قیامت داخل آتش نشون بدی. بله، زائد بر نیاز. اونی که با زائد بر نیازش میره بالا، میگن یا فاسق، عین الفسق، کجا داری، کجا. یعنی هنر این نیست که اگه منیت نباشه، دیگه این اختلاسها و دزدیها و دعواها و مرافعه همه از بین میره. دیگه همینطور است، آرامش مطلق. پیغمبر ما هیچ وقت کان کذا... میدونی چقدر این آرامش میاره؟ اگه این کارو میکردیم، الان وضعمون اینجوری بود؟ این صحبتها نیست. مدیر مدبر خداست، من وظیفه انجام میدم، بقیه به حال خداست. و ذلک علی الله سهل. همه زن کردن... یه کوچکترین غم و غصه تو دلت بیاد، اونم در این عالم حساب شده است. این جهان کوه هست و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا. گرچه دیوار افکند سایه دراز، بازگردد سوی آن سایه باز. این عالم، عالم تعامله. این عالم، علامه طباطبایی... عالم، خدای متعال شما را نگاه میکنه، تصمیم میگیره، بده بستونه، یا شما هر کاری بکنید بر اساس اون خدا تصمیم میگیره. و امکان نداره که یک کار خوبی بکنید از بین بره. وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ ...ذرهای، خاک در این میکده ضایع نشود.
پس الان ما میخوایم چه کار کنیم؟ میخوایم ببینیم این نفس ناطقی که میخواد خدا اینو تربیت کنه، ائت پیدا کنه، ۶۰ سال، ۷۰ سال، ۸۰ سال، یه بار میدن، دو بار نمیدن، نسخه بدن نداره. این چیزی که ما داریم به اصطلاح عمری که داریم، یک بار میدن، این نسخه دیگری نداره. تا شما با این چه کار بکنید، شما معامله بکنید. اونقدر کسانی هستند در برزخ که خفته، میخورن، ملک میاد در قبرستان میگوید که لمن تغبطون، برای کی غبطه میخورید؟ میگید غبطه میخوریم به کسی که صد... یه دلی را آرام میکنه، خوشحال میکنه، ما نمیتونیم. اونایی که به مسجد میرن، ما نمیتونیم. اونا که نماز میخونن، مادر میتونه بخوره. حالا خدای متعال إن هذا القرآن یهدی للتی گفت للتی، التی موصول است، لفظ عام، یعنی در هر چیز به نحو احسن هدایت میکنه. در تجارت تا تجارت خوب داشته باشیم. شما که ترکی یاد میگیرید، حتماً اینو یاد بگیرید: زیریدن کلک، یعنی هیچ کلکی بالاتر از درستکاری نیست. دنبال کلک هستین؟ درست کار، درست. اون وقت درستکاری ذات عالم جوری درسته شده که سنخیت داره با درستکاری. اگه میخوای غش در معامله بکنی، داری خلا پس میزنه. بله بله، گر ترازو کم کنی کم میکنم. میدونید که وقتی که بالا میرفت حضرت سلیمان، یه چیزی تو دلش خطور کرد، نباید میکرد. اون وقت باد اینور آنور شد، گفت بادا کج، چیکار میکنه؟ الان میافتم. گفت در ترازو کم کنی، کم میکنم. از تو دلت بیار بیرون. یه وقت هم کلاه تو چشمش رفت، اونجا هم گفت که بالاخره من الان دارم نمیبینم، چیکار کردی؟ ترازو کم کنه، کم میکنم. اونهایی که اعتقاد ندارن که ذات عالم اقتضای نفسالامری داره، اونا حقهبازی میکنن، رشوه میخورن، خیانت میکنن، به بیتالمال دستبرد میزنن. اقتضای ذاتی داره عالم، یعنی همطور که ما تو دین تو دانو داره، همطور هم... احسنتم. معامله بکنید، عالم با تو همینطوری معامله میکنه. از دنیا دار و صدقه صادق باشید، دنیا با تو صادقه. صادق نباشی، صادق نیست.
یعنی باور اینکه دنیا و عالم، عالم عمل و عکسالعمله، چقدر رفتاراتو تصحیح میکنه. اینا را کی باید چقدر مراقبه شکل میگیره؟ تو خونه هستی، یکساری کردی، یه جمله گفت، خانم شما... میبینید که جوابشو بدی بدتر میشه، خودتو شکستی، حرف نزدی. میشد؟ مرا اینکه خودت شکستی، خدا مشتری همین است. امکان نداره این از بین بره. این میشه علو، أتلذذ بالرفعة عند الله. پیغمبر فرمود، فرمود در پیش خدا یه مقامی هست بهش میگن رفعت. برید ما چطور یا رسول الله؟ حضرت... من ظلمک فاعف عنه و من حرمک فأعطه، کسی تو را محروم کرد، تو ببخشید. مقابله به مثل کردن، بدی را بدی سهل باشد جزا. إن مرد أحسن، اعلام من قلب بزرگ بشه. و قلب عارف اینجوریست که یه شعر خوبی هم در این باب دارند که دریای فراوان نشود تیره به سنگ، عارف که شد آب است هنوز. یعنی اینقدر باید دریا باشه. بله، اون وقت چون خدا مشتری است یسألونک ماذا ینفقون قل العفو. اگه این... اینقدر طلاق درست میشه، امکان نداره اینقدر پرونده میره تو دادگاه. بعضی خونهها اصلاً... خانواده حساسترین مرکز تربیتی است. دعوا، نظام مرافعه، بددهنی، بداخلاقی، تمام بچهها به شما دارن نگاه میکنن. تو الان اونجا معلمی، سلوک تو را داره نگاه میکنه. طفل نیزار را بادی بوزد ، چی میشه؟ سبک باران بشور آیند
عرضم خدمت شما: ما میایم این قرآن در هر باب، للتی را آورده، یعنی در تجارت، من آرمانیترینشو به شما نشون میدم. در تربیت، در سیاست، در خانواده، در ازدواج، در تعاملات اجتماعی، در همه، قرآن برای همه اینا حرف داره. به حرف، حرف خداست. یعنی ذات لایتناها که انسان خلق کرده، یعلم من خلق، میگه من میدونم چی خلق کردم. اصلاً دو بار خدا گفته إن الله... تمام، من میدونم، شما نمیدونید. دو بار اینو گفتم خدا در قرآن: فاسأل به الرحمن فاسأل به خبیراً. اگه میخواید از کسی سوال کنی من چطور زندگی بکنم، برو سراغ خبیر. آیه قرآن است: ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا خدا میگه و بک مثل خبیر، هیچکس مثل من نمیتونه به تو خبر بده. من به تو میگم که یک لباسی بپوش مشهور به عفت بشی تا اذیتت نکنم. دنیا پول خرج کرده تا امنیت زن تامین بکنه. در خارج از کشور میگن در دانشگاه تعدی شده، در پادگان تعدی شده، در اداره تعدی شده، در مدرسه، در مراکز مذهبی تعدی شده. خانمی که در کما بوده بعداً دیدن که بالاخره صاحب حمله نه، نتونستن. هر چقدر... اصلاً پارلمان اروپا، رئیس پارلمان شکایت کردن از دست مردم، میگن که اینا به ما... میدونید که ترازی در اونا عیب نداره. یعنی چی؟ یعنی خشونت. وقتی پارلمانت امنیت نداره، کجا جای دیگه میخوای امنیت درست بکنی؟ پلیس نیویورک در یک خیابون، یهو در اینجای تعدیه خشن صورت گرفت، اونجا زیاد بالاخره پلیس جمع کرد. بعد چند روز یه خانمی که لباس جلف داشت، بهش گفت که اینجوری شما میپوشید، این اتفاقات میافته. این کشیده شد به روزنامه که چرا پلیس اینجوری حرف زده است. پلیس اومد از خودش دفاع کرد، گفت من یقین دارم که لباس زبان داره. دیگه نوع لباس، نوع لباس زبان داره، حرف میزنه. خدا میگه که من امنیت تو با یک جمله درست میکنم: یک لباسی بپوش که مشهور بشی به عفت، دیگه اذیتت نکنن. ولی یک حصاری و یک حریمی برای خودت داری، درست. رفت کاملاً عقلانی. یعنی کرامت زن، حشمت زن، هیبت زن تماماً تامین شد.
من یک کتابی نوشتم، ۲۰ هزار جلد در ایران پخش شد و مسابقات مفصل گذاشتن. کرامت موضوعش این است: زن شخیص. به چی میگن؟ ما میخوایم زن شخیصه تعریف کنیم. تعریف زنی شخیص. اگر بخواهیم بگیم که زن شخیص یعنی با شخصیت، زن شخیص به فریباییست، چه اتفاقی میفته؟ رفتیم وارد شدیم داخل زندگی اروپاییها، آمریکاییها، گفتیم این اتفاق میفته، بسم الله، اینو نمونههاشه. آها، دیگه شما مسیر نرید. در آمریکا درست کردن موسسه مادر در خانه برگرد. اشتباه کردیم. خدا که میگه کلرجون، روایت میگه خانم اورجینال قدیم است، یعنی شکستنیست، با احتیاط هم بشه به ترکیبش دست نزن. ترکیب خانم، زن باید زن باشه، نقش نرمافزاریست، بهش میگن الأنوثة، این الأنوثة، فرزند نباید تعطیل بشه. غرضم اگه حالا یه فیلمیست، ای کاش نشون بدن: یه دختر خانم بسیار بسیار جذاب و زیبا و با لباس در آمریکا دو ساعت تو خیابونا میگن حرکت کن، مخفیانه فیلمبرداری میکنه، دوربین مخفی. آره، اونقدر بهش تعرض میشه، اونقدر اذیت، ۲ ساعت. میگن حالا با لباس اسلامی راه برو، یه نفر نگاهشم نمیکنه، یه نفر. یعنی لباس پیام داره دیگه. و التی که میگه موصول، میاره یعنی تو همه...
حالا ما در ساحه عرفان اینکه انسان رفتهرفته با خدا سنخیت پیدا بکنه، دو سه دقیقه فرصت داریم. با خدای متعال مونس بشه، از مشرب خاصش آب بخوره، خدای متعال دستشو بگیره، خدای متعال حساب خاصی براش باز بکنه، خدای متعال سفره خاصی براش باز بکنه، خدای متعال برداره ببره پیش خودش ببره. هرگز میان حاضر و غایب شنیدهای، من در میان جمع و دلم جای دیگر است. غیر از این در دنیا چیزی نیست که... چه خوردنی بود، چه لذتی بود، همه مثل خواب اومد، تمام شد، رفت. اما ابدیت هیچ وقت نمیشه. و این عنایات خاص خداوندی که شما ممکنالوجودید، رتبه شما را بالا ببره. در روایت است که نامه سرگشاده میاد بهشت که وارد میشه: سلام من الحی الذی لا یموت إلی الحی الذی لا یموت. ممکنالوجود، اینجوری نیست که خدا این کار کرد، سلام از من الحی الذی لا یموت، تو هم شدی مثل خدا. اگه میخواید زن شخیص باشی، خدا راهشو گفته. شخیص شدن یک زن باید علم داشته باشه، بشه زن شخیص. علم اکتسابیه، این بدنت اینجوریه که اکتساب هم دارن. دیگه ۲ عبودیت داشته باشیم. خدا که در آسمان عقد حضرت زهرا را، امیرالمومنین را خوند، مستحب است که به داماد و عروس یه لقب بدی وقتی عقد میکنی. برای حضرت زهرا لقب همت الله به امیرالمومنین لقب داد صفی الله. خدا تو را انتخاب بکنه، ببین چشم خدا چه جوری، خودتو در چشم خدا جستجو کن، نه چشم مردم. ۱۶ آیه خدا را زیر پا بگذاری، جنگ با خداست. جنگ با خدا کی با جنگ با خدا به جایی رسیده؟ او تمام پلها خراب بشه، هزاران بلا تو رو در حفاف هستی، به هزاران بلا یکی که سراغت میاد، درت بزنه. اون وقت پلها را خراب کردی، هزاران اسباب با فراهم بشه تا اون مقصدی که میخوای بهش برسی، تو میتونی فراهم بکنی. کسی بیاد با اسباب دعوا بکنه، چی میشه؟ اسمشو گذاشت...
حالا این بحث ادامه داره. این ۲۱ تا عنوانهاش اول عرض میکنم. ما در واقع الان یک مقدمهای از این بحث مبانی و مبادی سیر و سلوک در قرآن کریم شنیدیم و انشاالله این بحث را ادامه خواهیم داد. به نظرم خیلی جذاب خواهد بود و مثل همیشه شنیدنی و انشاالله بهرهمند خواهیم شد. اگه به هر دلیلی وقتایی موفق نمیشید برنامه را ببینید، در تلویزیون میتونید ما را دنبال بکنید یا به کانال ما مراجعه بکنید، برشهایی از برنامه را دوستان در کانال میگذارند و سایت ما که از قدیمالایام در خدمت شماست. حاج آقای عاملی خیلی ممنون، انشاالله حرکت کنیم و انشاالله برسیم که اینجا سمت خداست و مقصد خود خدای متعال. انشاالله به کم راضی نشید، آنگونه که جناب آسیه گفت: رب ابن لی عندک بیتاً فی الجنة، پیش خودت، خودت، یه خونه برای ما بنا کن. و امیدوارم این افق نگاه ما، خواستههای ما و دعاهای ما باشه.
شریعتی: آیات را بشنویم عزیزانم، امروز صفحه ۳۲۰ قرآن کریم را تلاوت خواهند کرد، آیات نورانی سوره مبارکه طاها را. و بعد از تلاوت آیات انشاالله با همیم و در کنار هم. برای مشارکت در قربانی ماه ربیعالثانیه همگی دعوتید، میتونید به کانال ما مراجعه بکنید، به زیرنویسها دقت بکنید یا عدد ۱۴ را به ۲۰ هزار ۳۳۰۳ پیامک کنید. بعد از تلاوت آیات انشاالله با احترام همراه شما هستیم و در محضر و در معیت حاج آقای عاملی عزیزمان. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه320 قرآن کریم
انشاالله که حال دلتان خوب باشد، حال خوب برای همگیتان از قادر متعال مسئلت کنم. به حق این آیههای سراسر نور، انشاالله این حال خوب، آرامش، صحت، عافیت به سمت زندگیهایتان سرازیر بشه. خیلی فرصت نداریم، باید خداحافظی بکنیم. اشاره قرآنی و حسن ختام فرمایشات حاج آقای عاملی.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره طاها آیه ۱۲۵-۱۲۴ شروع میشه: و من أعرض عن ذکری... قرآن، کسی که از قرآن اعراض بکنه، نخونده، نه تحمل کرده، نه سراغش رفته، خدای متعال به اندازه قرآن باهاش حرف زده، اصلاً اعتنا نکرده، این ظلم بزرگ است، کفران بزرگ است. عقوبتش خیلی وحشتناک میشه. خدا میگه اولاً معیشتش میشه ضنک، معیشت تنگ. یعنی چی؟ یعنی برکت نداره. نمیشه با این معیشت اولاد صالحه داشته باشه، نمیشه با این معیشت گرههای زندگی انسانها را باز بکنه، نمیشه با این معیشت منشأ خیر بشه. وقت و عمر و مالش برکت، اعمال، آرزوهاش برآورده نمیشه. و میگه روز قیامت هم اینو کور میاریم برای آخرت. چرا کور؟ خودش میگه خدایا چرا منو کور آوردی؟ من چشم خوبی داشتم. خدا میگه بله همینطور است، چشم داشتی ولی چون آیاتی که ما فرستادیم ندیدی، فراموش کردی، امروزم توسط ما فراموش میشی. این نتیجه طبیعیست. که اعضای معنوی انسان، انسان عضو ماده که دادن قبل است بعد دم، دیگه میره گوش میره و زبان همه میره. صدرای شیرازی میگن چنان مکانی که اگر راه حس روبندند تو خویشتن همه یک بار و تو گور و کریابی. این چشم باید نور باشه تا ببینه. الان من خب نورش عارضیه. وقتی که شم همه جا تاریک، نورانی ملکات اخلاقی است، فضایل اخلاقی است، اعمال صالح است، خدمت به انسانهاست. اون وقت میشه کوه. وقتی که کور شد، بهترین تجلیها را نمیبینه. خدا تجلی میکنه در آخرت و جاء ربک و الملک صفاً صفاً، ملائکه تجلی میکنن، رسول خدا تجلی میکنه. هی در دعا میگه اللهم لا تحرمنی روءیتک، محروم نکن. حضرت پیغمبر از همه اینا محروم میشه در تاریکی مطلق. چرا؟ چون همه جا قاب تصویر خدا بود، تو ندیدی. پس چشمت کور بوده. و آخرت نتیجه دنیاست، ملکوت دنیاست. کسی که اینجا کور است، طبیعی است.
شریعتی: بسیار عالی. خدایا ما را از این معیشت ضنک که نتیجه اعراض از یاد توست برهان. و این بود برنامه سمت خدا که امروز با عشق تقدیم نگاه پرمهر شما شد. حاج آقا دعا بفرمایید، انشاالله خداحافظی کنیم. یه دعای مناسب با بحثی که شروع کرد.
حجت الاسلام عاملی: اللهم اجعلنا من السالکین الوصول الیک، ما را وارد یه راهی بکن، یه مسیری کن که مسیر به تو منتهی میشه. و سیرنا فی أقرب الطرق للوفود علیک، ما را حرکت بده در مسیری که اونجا گروههای مهمانان وارد محضر تو میشن. قرب علینا البعید، مسیری که بعیده، دراز، اونو برای ما نزدیکش کن، یعنی آسونش کن. و سهل علینا العسیر الشدید، هر چیزی که در مسیر سخت است، دشوار و شدید است، اونو برای ما آسون کن، ما تا ما با راحتی در بساط انس و محفل قدس تو حاضر بشیم. به! به! چه دعای خوبی!
شریعتی: آقا خیلی ممنون، متشکرم از شما، سپاسگزارم. و خیلی ممنونم از نگاه پرمهر و محبت شما، لطفتون به ما میرسه، انشاالله مستدام باشه. ما را از دعای خیر خودتون بیبهره و بینصیب نگذارید. ای نابترین صبح خداوند بیا، ای نور دریچههای پیوند بیا. آن آینههای صاف را یادت هست؟ آن آینهها خاک گرفتند، بیا. برای سلامت و عافیت و آمدنش دعا میکنیم. خیلی ممنونم.