اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-06-11- حجت الاسلام عابدینی-بعثت امت

شریعتی:با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان آغاز می‌کنیم برنامه امروز را. بعد از صلوات بر محمد و آل محمد و بعد از شنیدن دعای دوم صحیفه که توصیف نبی مکرم اسلام از زبان نورانی و مبارک امام سجاد بود، با عشق، با احترام در محضر ملت سروقامت ایران اسلامی هستیم و سمت خدای امروز را با عشق تقدیم محضرشان می‌کنیم.

شریعتی: حاج آقای عابدینی، سلام علیکم، خیلی خیلی خوش آمدید، خوشحالیم که در محضر و در معیت شما هستیم.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله. و عرض سلام و ادب و احترام و خدا قوت به همه مردم عزیزمان که در تمام سختی‌ها و راحتی‌ها و بحران‌ها، مرد میدان ایستادگی و استقامت هستند. سلامت باشید، حال شریف مبارک. الحمدلله، الحمدلله رب العالمین. ما حالا که الحمدلله میدان‌ها در این فصل و در این دوره پرشورتر از گذشته شده و مثل شب‌های اول الحمدلله، مردان و زنان در کنار هم پرچم دارند و میدان‌دار.

شریعتی: موضوع بحثمان با حاج آقای عابدینی عزیز، بعثت امت است و نکته‌هایی را در جلسات گذشته شنیدیم و حالا این هفته و این جلسه هم انشالله این بحث بسیار بلند را در کنار هم خواهیم شنید و انشالله بهره‌مند خواهیم شد.

حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلًا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. انشالله که از یاران، یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم. الهی آمین.

نقل می‌شود که ۳۱۳ فرمانده دارد که ۵۰ نفر از این‌ها در بعضی از نقل‌ها وارد شده که از خانم‌ها هستند و فرماندهان، که نشان می‌دهد که جریان فرماندهی در آن عصر به گونه‌ای است که لزوم دارد ۵۰ خانم هم فرماندهی را به عهده داشته باشند که قسمتی از کارها به عهده آن‌ها در این جهاد است که سنخ جهادش متناسب با وضعیت آخرالزمانی است که خانم‌ها متکفل هستند. و جالب است در این میدان‌ها هم می‌بینیم که حضور پررنگ خانم‌ها، بلکه فرماندهی. بله، فرمانده از این باب که حقیقتاً بقای میدان‌ها با آن نگاه و باور خانم‌هاست که دارد شکل می‌گیرد و محقق است و الحمدلله استقامت در این کار داشتند.

خب، بحثی که ما در رابطه با بعثت داشتیم، اول یک نکته‌ای را من در رابطه با قرآن عرض بکنم که با این نگاه که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که مبعوث به رسالت شد، تعبیر امام راحل ما این است که خدای سبحان به واسطه این بعثت، قرآن را از غیب الغیوب عالم به ظاهر آورد. خیلی تعبیر زیبایی است. از باطنی‌ترین و غیبی‌ترین لایه‌های عالم، به واسطه پیغمبر، بعثت پیغمبر، این قرآن از آنجا کشیده شد آمد تا به این الفاظ و کتابت و به گوش و چشم مردم از مرتبه‌ای تنزل پیدا کرد برای ما آوردش. بعثت پیغمبر چون پیغمبر به آن اوج رسید، از آنجا این دریافت و شهود را پیدا کرد و این دریافت و شهود را آورد تا مرتبه‌ای که به گوش و چشم ما بخورد و برسد. این شد بعثت پیغمبر و تحفه بعثت. همان‌طور که موسی کلیم وقتی در میقات رفت، الواح بر او نازل شد، یعنی این اوج و بالا رفتن، نزول را به دنبال دارد، نزول معارف و حقایق را. بعثت مردم هم باید کاری شبیه این کند که این قرآنی که توسط پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آن لایه‌های غیبی به ظاهر کشیده شد، با بعثت مردم از این ظاهر به عمل و میدان کشیده بشود، یعنی بشود دستور زندگی، بشود عجین با وجود مردم. لذا هر چقدر بعثت مردم قوی‌تر باشد، اثرش این است که قرآن مشهودتر می‌شود، قرآن را انسان می‌بیند.

به همین جهت است که وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می‌کنند، آنجا دارد که تمام کلام حضرت و ظهورش به قرآن است نه لقب قرآن و «صدقه القرآن» به به، یعنی ببینید این افق بعثت را از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تا امروز انقلاب اسلامی و مردم و ظهور ببینید، یک سیره که یک بعثتی از آنجا آغاز می‌شود به اینجا می‌رسد و مردم در این رتبه قرار می‌گیرند که بیاورندش تو زندگی‌شان. آن وقت هر چقدر این قرآن در زندگی و تمام رفتار و گفتار ما بیشتر عجین بشود، این ظهور را نزدیک کرده، چون در آنجا فقط این دیده می‌شود، فقط قرآن است که دیده می‌شود. پس هر چقدر ما این را بتوانیم در زندگی خودمان از فردی تا خانوادگی تا اجتماعی تا حاکمیت، قرآن را بیاوریم در متن زندگی، یعنی هر کار ما... گاهی کار خوب انجام می‌دهیم اما مستند به قرآن نیست. دیدن کار مستند به قرآن مهم است که اگر این کار مستند به قرآن شد و از آنجا نشأت گرفت، کار آن موقع است که این نشات گرفتن کار از قرآن، ثمره‌اش این می‌شود که این فعلیت قرآن دیده می‌شود. این مهم است که هر کار ما یک موقع از من نشأت گرفته، یک موقع از قرآن.

اگر قرآن نشأت بگیرد، قرآن پیاده شده، قرآن جلوست و قرآن دارد در صحنه حکمرانی می‌کند. زمان ظهور یعنی قرآن حکمرانی می‌کند، یعنی «یعطفون» عطف می‌کنند امیالشان را به قرآن، قرآن می‌شود هادی، هادی جلودار. امام که تعبیر خیلی زیبایی است، این « یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَى الْهُدَی» قبلاً این‌طور بوده: «قرآن علی رای» قبلاً حرف‌هایشان را می‌زدند، قرآن را بر آن شاهد می‌آوردند، اما امروز قرآن را می‌بینند، دنبالش حرکت می‌کنند. این نگاه ما در زندگی‌مان در بعثت باید این نگاه ایجاد شود. یعنی هر چقدر زندگی‌مان قرآنی‌تر باشد، یک مرتبه از مراتب بعثت را طی کردیم و ظهور نزدیک‌تر کرد. یعنی تعجیل فرج فقط به ذکر اینکه «اقصنا ادرکنا» فقط نیست.

شریعتی: یادتان هست تقریباً دو سال قبل بود، ما در سحرهای پرنور ماه مبارک رمضان تا همین برنامه سحرگاهی «ماه من»، زندگی با آیه‌ها را تجربه کردیم و حاج آقای عابدینی آمدند و نکته‌هایی را گفتند. به نظرم این در استمرار همان، چقدر مهم است. یعنی الان زندگی با آیه‌ها که دارد در بین مردم، در ایام ماه مبارک به خصوص و در ایام دیگری مطرح می‌شود، همین نحوه‌ای از تعجیل در فرج است که ما یاد بگیریم انس‌مان، ارتباط‌مان، کارهایمان مستند به قرآن باشد. با اینکه ممکن است کار خوب بکنیم، کار خوب انجام دادن یک چیز است، مستند به قرآن بودن یعنی عظمت قرآن او را عظیم می‌کند، چون به امر قرآن می‌شود، همان کار به اندازه قرآن عظمت پیدا می‌کند. نسبتش خیلی مهم است، خیلی مهم است.

حجت الاسلام عابدینی: ببینید این نگاه را. پس یک نکته این است که ما بعثت پیغمبر اکرم از غیب آورد در ظاهر، بعثت مردم این است که این از ظاهر به عمل کشیده شود. این به عمل کشیده شدن در زندگی آمدن، پیغمبر اکرم عظمت کار را محقق کرد که آن غیب را آورد ظاهر کرد، اما کار ما این است که این ظاهر را عمل کنیم. این بعثت می‌شود. خب، این یک نگاه.

در بعثت، قرآن می‌فرماید که «جاهدوا فی الله حق جهاده» اگر شما جهادی عمل کردید و حق جهاد را ادا کردید، که به تمام جهادی باشید. حالا ممکن است انسان توانایی‌اش محدود باشد، اما حق جهاد به معنای آنی که خدا می‌گوید، حق جهاد هر کسی متناسب با خودش است. من حق جهادم اینقدر است، حق جهاد پیغمبر اکرم و مرتبه خودش است، ولی مهم این است که از تمام ظرفیتش استفاده کرد، رها نکرده. خب، این حق جهاد می‌گوید چی هستش؟ این بعثت را به دنبال می‌آورد. ببین چقدر زیباست: «جاهدوا فی الله» شما دنبال جهاد باشید، حق جهاد. آن وقت هر چقدر جهادی‌تر بشید، بعثت بالاتر، خدا شما را انتخاب می‌کند، برگزیده. برگزیده، برگزیده شدن، بعثت است. ببینید، پس اگر ما الان دنبال بعثتیم، میدان‌اش باز است. این میدانی که الان شب‌ها خیابان‌هاست، این جهاد است. دشمن حضور ما در خیابان‌ها را دارد، این لشکرکشی ما را در مقابل خودش می‌بیند، آن هم لشکرکشی مردمی که از لشکرکشی نظامی بالاتر است. چون لشکرکشی نظامی موشک در مقابل موشک، بمباران در مقابل موشک جواب دارد برایش، اما در برابر حضور مردم موشکی ندارد. یعنی ببینید این چقدر زیباست، یعنی یک سلاحی ما داریم قدرش را اگر بدانیم که دانستیم تا حالا الحمدلله. بیش از شش ماه است که مردم بی‌سابقه در میدان حاضر شدند، یک سلاح عظیمی است که دشمن مقابلش را ندارد و تمام به اصطلاح راهی پیدا کند این را ضعیف کند، اما ملت ما فهمیدند، می‌دانند که این حضور نقش اساسی در پیروزی را دارد که آقا و رهبر عزیزمان هم این را فرمودند و حتی این بعثت مردم که با این حضور جهادی است، حضور جهادی است حقیقتاً. این «هوجبا» برگزیده شدن توسط خدا را به دنبال دارد و این تعبیر رهبر شهید که «مردم کار را تمام می‌کنند» این حضور جهادی، حق جهاد است که دشمن در اینجا وقتی کم آورد، دارد مقاومت می‌کند، دارد هی دنبال یک راه نفس‌کش است که کاری کند طولانی شدن حضور مردم را کمرنگ کند، اما مردم هم این نقطه ضعف او را فهمیدند که این سلاح جواب ندارد، حضورشان روز به روز پررنگ‌تر می‌شود. به خصوص وقتی لحظاتی که مثل دیشب که دوباره مثلاً حالت درگیری‌ها شدیدتر می‌شود، ضرورت را مردم بیشتر احساس می‌کنند، می‌دانند که پشتیبانی، سوخت آن موشکی که ما می‌زنیم، این حضور مردم است.

آن وقت در این حضور، یک بحث به اصطلاح مهمی در این بعثت است که آن رکن بعثت است، در این بعثت مردمی که آن رکن بعثت، خانم‌ها هستند. حالا اینجا بحثمان از اینجا... درسته آقا، آقایان حضور دارند، اما تدارک حضور آقایان را هم بچه‌ها را هم خانواده را هم دارد در حقیقت در خانه، از صبح مادر جوری تعبیه می‌کند، نقش می‌ریزد، طراحی می‌کند که مهیا باشد شب برای حضور. همان‌طور که «از دامن زن مرد به معراج می‌رود»، از دامن زن مرد هم به بعثت، به بعثت می‌رسد. خیلی جالب است. ببینید چقدر این نگاه، نقشی که در اینجاست. حالا من گفتم برای اینکه این را یک خورده آن نگاه قرآنی‌اش را هم بیشتر عمیق‌تر مطرح بکنیم.

ببینید وقتی می‌گوییم بعثت زنان، یک بعثت داریم، یک زن، این‌ها را باید اول بشناسیم. ببینید یک تعبیر زیبایی ما در قرآن داریم که «الذی احسن کل شی خلقه» خدا هر چیزی را که خلق کرده، بهترین به اصطلاح خلق برای همان شی، یعنی از آن بهتر تصور نداشت. زن را که خلق کرده، مرد را که خلق کرده، گیاه را که خلق کرده، حیوان را، هر چیزی که خلق کرده بهترین‌اش همان است که خلق کرده. یعنی کسی بگوید که من می‌گویم اگر خدا این‌طور خلق می‌کرد بهتر، می‌گوید راه نداره ها. می‌گوید «حاضر بر محج بر اینکه فی احسن». لذا این احسن تقویم که بهترین بنیه است و «احسن» در اینجا که نظام احسن است، «الذی احسن کل شی خلقه» هر چیزی که خلق کرده این احسن است، یعنی نظام این‌طور خلق می‌شد، می‌گوید این بهترین‌اش است، هر چیزی کمتر از این است، هر تصوری از این کمتر است. این یک نگاه. بعد می‌فرماید «الذی اعطا کل شی خلقه» هر چیزی را که خلق کرده که احسن است، مسیر کمالش را هم قرار داده برایش. حالا انسان در این مسیر کمال اختیاری می‌رود، بقیه موجودات در این مسیر کمال، آن هدایت‌شان هم تکوینی است، وجودی همان‌طور ادامه می‌دهند.

خب، انسانی که هست، ما یک موقع می‌گوییم سنگ، خدا خلق کرده، آب هم خدا خلق کرده. حالا بگوییم سنگ صلابت دارد، آب خوب نیست چون صلابت ندارد. می‌شود این را گفت؟ نه، چرا؟ آب، آب دیگر. در آنجایی که مأموریت آب است، که «الذی اعطا کل شی خلقه» مأموریت خاص خودش را دارد، نمی‌شود با مأموریت سنگ، آب را محک بزنی. باید با مأموریت آب، آب را محک بزنی، باید با مأموریت سنگ، سنگ را محک بزنی. لذا سنگ در صلابتش، هر چه صلابتش بیشتر باشد، با مأموریت‌اش سازگارتر است، کوه، کوه. دریا هم دریاست. اگر آب را با آن لطافتش در آن کاری که باید مأموریتی که دارد انجام بدهد، که باید جاری بشود، برود در عمق‌ها، برود نفوذ کند در لایه‌های در حقیقت ذره‌ای حتی، این آب... خب سنگ قدرت آن را ندارد، آن لطافت است که باعث می‌شود این امکان‌پذیر بشود. چقدر خوب. بله بله. حالا همین سنگ و آب را یک نمادی بگیرید که هر کدام مأموریتی دارند. در زن و مرد، زن یک مأموریتی، خدا «احسن کل شی خلقه»، مرد یک مأموریتی «احسن کل شی خلقه». اگر بیایی زن را قیاس کنی با مرد یا مرد را قیاس کنی با زن، غلط است. این مأموریت خودش را دارد. بله، در اصل انسان بودن یک اشتراک کاملی دارند، اما آن اختلاف و تمایزشان در مأموریت خاصی است که این صنف از انسان و آن صنف از انسان دارد که این زن است با این خصوصیات فیزیکی و در حقیقت نگاه به اصطلاح حرکتی و آن «اعطا کل شی خلقه»، این هم یک نظامی دارد که «اعطا کل شی خلقه» که باید مسیرش بروند. هرچند قسمت عمده از این مسیر اشتراک دارد، اما راه‌های مختلف جدا هم اصل زن و مرد دارند. این هم یک نکته.

که لطافتی که همان‌طور که در آب بود که انفعال آب این است که در لیوان می‌ریزید، آب شکل لیوان را می‌گیرد، اما سنگ را بریزید، سنگ در این نمی‌رود، اگر هم سنگ کوچکی باشد، اما این با لیوان رابطه برقرار می‌کند، قدرت ارتباط دارد، خودش را با او تطبیق می‌دهد. قدرتی که می‌تواند خودش را تطبیق بدهد. اگر این لیوان، اگر استکان، اگر یک ظرف دیگری است، اگر دریا است، اگر رودخانه است، این قدرت انطباق با توجه به مأموریتش می‌تواند آب را از دور دست‌ها جاری کند برسد تا اینجا به دست ما. و الا اگر این قدرت انطباق و انعطاف نبود، باید مثل تریلی بار بزنید، سنگ را رویش بیاورید، بگذارید، خوب نمی‌شد. این خودش دارد می‌آید، کافی است شیب را با آن ملامت، در حقیقت مسیر را درست بکنی، می‌آید، این حرکت انجام می‌شود. و این لطافت اینجاست که به لطافت است که این مأموریت را محقق و کامل می‌کند. بعد وقتی من می‌خورم، حتی می‌آشامم آب را، این لطافت است که از روی نرمی گلو و از زبان و این به اصطلاح دستگاه گوارشی من می‌تواند. اگر سنگ را من بخواهم این‌طور بخورم، خب این سنگ اصلاً به درد این هضم من نمی‌خورد. ببینید چقدر زیباست در مأموریت هر کدام. درسته بله.

یک مثال دیگری امروز بزنیم که خب الان ما محاصره اقتصادی‌ایم، یک چیزی را داریم که عادت کردیم، درکش می‌کنیم. کشتی‌های بزرگ مثلاً می‌گویند این کشتی دو میلیون به اصطلاح بشکه نفت حمل می‌کند، خب این آب است که این قدرت را به کشتی داده که این قدرت حمل پیدا کند. حالا همین دو میلیون بشکه را اگر بخواهند با کامیون حمل کنند، با این تانکرهای ماشین‌های تانکر، تریلی هم یا با قطار هم، ببین چند تا تانکر ماشینی یا خلاصه چه زحمتی. ولی دریا این امکان را فراهم می‌کند که در قرآن هم فُلک را و کشتی را، جریانش را و آن حرکتش را یک آیه، خدا می‌داند این آیه خدا، یعنی آب این آیت عظیمی است که با انفعال خودش می‌تواند این نعمت را این‌طور روان قرار بدهد که کشتی بدون اینکه صدمه‌ای ببیند در آب با نرمی و راحتی حرکت می‌کند. اما همین کشتی اگر بخواهد در زمین حرکت بکند، امکان‌پذیر نیست، حتی چرخ که می‌گذارند، چقدر اصطکاک ایجاد می‌کند، چقدر باید انرژی مصرف کنند تا این قدرت حرکت پیدا کند. این‌ها را دقت بکنیم چقدر زیباست.

حالا همین نقش برای زن و مرد در نظامی وجود دارد. یعنی مرد یک صلابت‌ای لازم دارد زندگی و زن یک لطافتی لازم دارد زندگی که وقتی این خانواده شکل می‌گیرد که... عرض ما این است که خانواده از بهشت شروع شد، یعنی آدم و حوا از بهشت خانواده نازل شد و هبوط کرد به دنیا، یعنی آمدن به دنیا خانواده بود، نه در دنیا تنهایی آمده باشند. یعنی خانواده بهشت، ازدواج آنجا انجام شد و بعد آمدن اینجا. و آمدن اینجا نشان می‌دهد که دنیا و حرکت در دنیا بر اساس این نظام خانواده و خانه شکل می‌گیرد. آن وقت حرکت این دو بزرگوار که پدر بزرگ و مادر بزرگ ما هم هستند و آن حس پدر بزرگ و مادربزرگی را داشته باشیم، محبت‌مان هم به این دو بزرگوار خیلی زیاد می‌شود. این دو، دو مأموریت به عهده داشتند که این دو مأموریت، انسانیت انسان را و آن اجتماع انسانی را و رسیدن به آن غایات مشترک را شکل داده. یعنی آدم یک آیت خداست، حوا یک آیت خداست و این دو با هم یک آیت خدا می‌شوند. یعنی هر کدام آیتی و با هم یک آیتی. چنانچه در قرآن می‌فرماید که «و جعلنا ابن مریم و مریم» و ابن مریم را ما آیت، یک آیه قرار دادیم، یعنی خود این دو تا، مادر و فرزند، یک آیه‌اند در کنار هم. که مریم سلام الله علیها خودش یعنی آدم در نظام خلقت «احسنه»، بله حوا «احسنه»، آدم و حوا هم «احسن» وقتی رابطه ایجاد می‌شود، هم یک مأموریتی دارد با هم. اجتماع انسان‌ها هم در کنار اینکه تک‌تک این‌ها «احسن»ند در اصل خلقتشان، حالا اگر خلافی مرتکب شدند، تخطی کردند، ساقط کردن او جدا برو، اما در مرتبه خلقت که «اعطا کل شی خلقه»، با هم بودن خودش مقوله دیگر است. دنبال این مسئله خلق احسن، این اجتماع هم در کنار هم وقتی به امر خدا با اطاعت حکم خدا می‌شود، به آن احسن می‌رسد. یعنی چه‌طور اجتماع به احسن می‌رسد؟ با ادراک احکامی که خدا بیان کرده و اطاعت او.

الان در نظام اجتماعی که ما الان به عنوان به اصطلاح این میدان‌ها هست، آمدن مردم به امر ولی خدا که مردم می‌آیند و می‌ایستند با شوق، با سختی با شوق می‌ایستند. این موقع شب می‌آیند در خیابان که بالاخره سختی دارد، آمدن خانه را رها کردن، برنامه‌ریزی می‌خواهد، بقیه برنامه‌ها را با این هماهنگ کردن می‌خواهد. ممکن بود خیلی مهمانی‌ها می‌خواستند شب انجام بدهند، محدودش می‌کنند، یک ساعتی که بتوانند به میدان... ببینید این اطاعت مثل این می‌ماند که من نمازم را می‌خواهم بخوانم، کارهای دیگرم را تنظیم می‌کنم با نماز خواندنم. آمدن در اینجا، زندگی‌شان را با میدان دارند تنظیم می‌کنند. این تنظیم و این شوق، یک نظام احسن را دارد شکل می‌دهد که اطاعت امر ولی الهی است که امر خداست. آن وقت این در مقابل یک حرکت دشمن هم هست. تعبیری که مقام معظم رهبری شهید ما، امام شهید ما داشتند، اگر کاری انسان کرد که آن کار یک توطئه دشمن را خنثی بکند، اسم این جهاد است. ایشون فرمودند کاری که شهید شهریاری انجام داد در آن به اصطلاح غنی‌سازی ۲۰ درصد که آن توطئه و فشاری که دشمن به ما داشت می‌آورد که اگر می‌خواهید ۲۰ درصد برای رآکتور تهران تا راه بیفتد، تا داروهایتان را بتوانید، باید فلان کار را انجام بدهید، ما را تحقیر کند تا آن را بدهد. آن وقت آنجا شهید شهریاری به داد رسید، دست را بالا زد، کمر را بست و محقق کرد به طوری که این‌ها مبهوت شدند و ما رشد کردیم، در آن تهدید تبدیل به فرصت شد. آقا فرمودند این جهاد بود. کار شهید ممکن است کسی کنار شهید شهریاری بوده اما نه به عنوان مقابله با دشمن، به عنوان یک کار علمی، پژوهش، یک فناوری دارد، کار می‌کند. او برای جهاد نیست، کار خوب است اما جهاد نیست.

ولی وقتی نیت‌اش به عنوان مقابله با دشمن این کار را انجام می‌دهد. امروز ما آمدن در میدان، وقتی می‌آییم به نیت اینکه می‌دانیم این خار چشم دشمن است، این برای آنها عذاب است، برای آنها یک خلاصه حرکتی است که مقابلش ندارند، این یک جهاد تلقی می‌شود. لذا گاهی انسان فکر می‌کند جهاد فقط رفتن در مرزهاست که آنجا سرجای خودش، اما گاهی خدا تعبیر اینکه خدای سبحان گاهی باب من ابواب الجنه «فتحه الله لخاصه اولیا» برای خواص از اولیایش این باب باز می‌کند. امروز این باب خواص اولیا، آنهایی هستند که در میدان حاضر می‌شوند و در خیابان‌ها می‌آیند. خدا باب را باز کرده، منتها چون ما گاهی باور نمی‌کنیم، احساس می‌کنیم حالا مهم هم نیست، این از دست دادن و محرومیت اختیاری است. خب، این را داشته باشیم.

می‌خواستیم نقش زنان را شروع بکنیم که حالا چقدر هم فرصت بشود که بتوانیم بگوییم یک مسئله مهم این است که ببینید، ما گفتیم یک بعثت را باید از بعثت زنان معنا کنیم. یک زنان را با این مأموریتی که عرض کردیم که خدا «احسن» خلق کرده و راه را برایش قرار داده، راه را هم «احسن» قرار داده، خانواده را «احسن»، جمع بین این دو تا قرار داده. در نگاه الهی، ما آیات سوره تحریم را که ببینیم، در سوره تحریم خیلی زیباست که آیاتی که در سوره تحریم می‌آورد، این آیات سوره تحریم مثال می‌زند: «ضرب الله مثلاً للذین کفروا» دقت بکنید چقدر جالب است که برای اهل کفر مثال می‌خواهد بزند، چی را مثال می‌زند؟ دارد مثال می‌زند دو نفر زن را که این دو زن چی هستند؟ این دو زن ضرب‌المثل برای همه اهل کفرند. همان‌طور که در اهل ایمان... حالا دنبال‌اش. بله ببینید، اول می‌فرماید که بسم الله الرحمن الرحیم «ضرب الله» قبلش هم این است: «یا ایها النبی جاهد والمنافقین و علیهم واهم جهنم و بععث المصیر» یعنی بحث جنگ و مقابله، نبرد حق با لحن جدی، نبرد حق و باطل در اوج‌اش است. آن وقت «غض علیهم» تو این کار «ضرب الله» دنبال این نبرد می‌گوید. این لبه نبرد حق و باطل را در یک بحث خوبی است که اینجا این را در پرانتز بگوییم، بعد یک وقتی مفصل‌ترش عرض می‌کنیم. هر کسی با همان مأموریتی که خدا برایش قرار داده، یک مأموریت در زمان خودش دارد. یعنی من الان در این زمانم، یک مأموریتی در این زمان دارم، شما همین‌طور. کسی که هزار سال پیش بوده، یک مأموریتی در زمان خودش دارد که آن مأموریت معلوم است. ما داریم کاری می‌کنیم انجام می‌دهیم. این مأموریت، یک مأموریتی به لحاظ آخرالزمان دارد، یعنی تمام زندگی‌های قبل از ظهور از ابتدای آدم سلام الله علیه تا امروز، مقدمه بوده برای ظهور و در ظهور تمام این‌ها مقدمات تکرار می‌شود تا نتیجه محقق بشود.

دقت بکنید، این مأموریت‌ها همه آماده‌سازی بوده، مقدمه بوده. معنی این‌ها کی واضح می‌شود؟ وقتی ظهور محقق شود. تا وقتی ما این‌ها را مقطعی می‌بینیم در مقطع خودشان، این یک نگاه بریده شده است. وقتی این‌ها متصل می‌شوند به ظهور، نقش این‌ها در ظهور دیده شود، اثر این‌ها در ظهور دیده شود که این چه اثری داشت در ظهور. مثل یک فیلم سینمایی مثلاً سکانس، این سکانس‌ها را جدا که نگاه می‌کنی، نتیجه و نهایت این نگاه به جریان خلقت و افراد و حوادث و اجتماعات و همه آنچه که متعلق به این‌ها می‌شود، یک نگاه در زمان خودشان است، یک نگاه در حقیقت مربوط به ظهور است. چرا این را عرض کردم؟ اینجا که می‌فرماید «ضرب الله مثلاً» خدا دارد ضرب‌المثل می‌زند در اینجا برای این است که جریان تاریخی که در مقطع انجام شده را بیاورد برای کل تاریخ بشر و به‌ویژه ظهور، بیاید این را به عنوان یک به اصطلاح و ضرب‌المثل و تحقق مطرح کند، بگوید در اینجا چی هستش. «ضرب الله مثلاً للذین آمنوا» در طول تاریخ برای نداریم که در قرآن جای دیگری ضرب‌المثل برای همه کافرین زده باشد یا ضرب‌المثل برای همه مؤمنین زده باشد. بله، در انبیا دارد « به هدایت اینها اقتدا کنید» یا در مورد ابراهیم خلیل دارد «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه» به اصطلاح آیه این است که برای شما در ابراهیم «اسوه حسنه» اسوه حسنه قرار داده، یعنی الگو. اما این‌طور که دو لبه ایمان و کفر را به عنوان ضرب‌المثل در دو طرف مطرح بکند، اختصاص دارد به اینجا. چهار نفر را معرفی می‌کند: دو نفر برای «للذین کفروا» و دو نفر برای «للذین آمنوا». برای «للذین کفروا» دو نفری هستند در دو خانواده انبیا که این همسر، همسر لوط سلام الله علیهما، و برای «للذین آمنوا» آسیه همسر فرعون را و مریم سلام الله علیها به اصطلاح مادر عیسی علیه السلام را. خب، این را مثل می‌زند. این یک به اصطلاح اثر و مأموریت در زمان خودشان داشتند، یک مأموریت آخرالزمانی. در مأموریت آخرالزمانی این‌ها نشان می‌دهد آن نگاه آخرالزمانی و جنگ‌های آخرالزمانی و نبردهای ایمان و کفر در اوج‌شان، نبردی می‌شود که زن‌ها جلودارند که لازم دارد ضرب‌المثل در ایمان و ضرب‌المثل در کفر برای همه مردان و زنان، نه فقط برای زنان، برای همه مردان و زنان از این طیف قرار داده. چقدر جالب است. از این منظر تا به حال به این مسئله نگاه کرده که این نگاه جنگ‌های آخرالزمانی به خصوص کم به این سمت می‌رود که آن احساس و آن نرم‌افزاری بودن جنگ‌ها شدت پیدا کند. دقت بکنید، احساسی بودن، عاطفی بودن و نرم‌افزاری بودن شدت پیدا کند.

این دو خصوصیت کجا، در مأموریت کدام یک از صنف مردان یا صنف زنان، در کدام یک از این‌ها شدیدتر دیده می‌شود؟ احساسی بودن بله، و نرم‌افزاری یعنی نرم‌افزاری به این معنا که بتواند احساس را با زبان عاطفه، ادراک‌اش را با زبان احساس، آن شناخت‌اش را با زبان احساس بیان کند. احساسات و عواطف اینجا پررنگ است که تأثیرگذار است. ما در فرزندان می‌گوییم «زبان مادری». بله، یعنی مادر می‌تواند نقش تأثیرگذار در فرزند داشته باشد. یا مثلاً این روایت شریف که می‌فرماید که «عقول النساء فی جمالهن» درسته و «جمال الرجال فی عقولهم». اینکه «عقول النساء فی جمالهن» خیلی تعبیر زیبایی است، یعنی زن قدرت دارد در جمال‌اش عقل را بالفعل نشان بدهد، یعنی مطالب عقلی را به نحو احساس بیان کند، آوردن در مرتبه احساس و عاطفه، قدرت زنان است. «عقول النسائ فی جمالهن» و اینجا می‌شود مظهر جمال حق و مظهر جمال حقیقی. لذا می‌تواند کودک را برساند به کمال‌اش از طریق گفتگو و عواطف مادری، یعنی همان‌طور که غذا تبدیل به شیر می‌شود بهترین در حقیقت غذا برای کودک می‌شود و ملایم‌ترین، آن نگاه‌های به اصطلاح عمیق اندیشه‌ای در مرتبه احساس و عاطفه، همان شیر می‌شود برای کودک که کودک آن را ادراک می‌کند.

شریعتی: خوب، مثل اینکه وقت خلاصه است. آره، حیف. من احساس می‌کنم که باید یک نقطه‌ای بگذاریم، یک نشانی بعد از این صفحه بگذاریم و این بحث را ادامه بدهیم. با این نگاه ما تمام بکنیم که پس مأموریت آخرالزمانی در اینجا نقش زنان را در هم جبهه حق، هم جبهه باطل، یعنی در جبهه باطل هم زنان مأموریت اصلی را در جنگ به عهده دارند و از این طرف هم جبهه حق هم زنان جلودار این حرکت هستند. حالا با این نگاه ببینید نقش زنان در بعثتی که دارد ایجاد می‌شود، دوباره نقش آخرالزمانی را چقدر پررنگ می‌کند.

شریعتی: بسیار عالی آقا، خیلی خوب بود. ما تا به حال از این منظر نگاه نکرده بودیم و خانم‌هایی که این شب‌ها جلودارند، پرچم دارند، میدان دارند، می‌آیند و بچه‌هایی که در کنارشان و همسرانی که هستند، پا به پای خانم‌ها، و انشالله خدا به همه‌شان سلامتی عنایت بکند. از حاج آقای عابدینی خیلی ممنونم و متشکرم. خدا انشالله حفظتان بکند.

این هفته هفته ایران جان اختصاص دارد به قزوین عزیز و همه قزوینی‌های نازنین با دل و جان سلام می‌کنم و یاد می‌کنم از علمای بزرگ آن دیار: مرحوم آیت الله آقا موسی زرآبادی، مرحوم شیخ مجتبی قزوینی که استاد رهبر شهیدمان بودند، یاد می‌کنم از شیخ هاشم قزوینی، سید مهدی قزوینی، از آیت‌الله رفیعی قزوینی که استاد حضرت امام، استاد رهبر شهیدمان، استاد آیت الله حسن‌زاده، آقای مهدوی کنی و علامه جوادی آملی بودند. انشالله که همه علمای عزیز... روز چهارشنبه است، محضر حضرت رضا متنعم باشند.

امروز می‌خواهیم قرآن را بشنویم. صفحه ۳۱۲ قرآن کریم را دوست دارم تلاوت می‌کنند. دیشب حادثه‌ای که در سیر اتفاق افتاد و این حمله ددمنشانه آمریکای کودک‌کش به یک مجلس عروسی که آن مجلس عروسی را به معنای واقعی کلمه تبدیل به مجلس عزا کرد، دل همه ما را به درد آورد. به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گویم و البته تبریک می‌گویم و امیدوارم که به حق این آیه‌های نورانی و به حق این آه‌ها، غم‌ها و غصه‌ها انشالله این جنایت به خودشان برگردد و خداوند شر دشمنان را به خودشان برگرداند. ثواب تلاوت آیات را هدیه می‌کنیم به روح بلند همه شهدای اخیرمان، خاصه جنوبی‌های عزیز، خواسته رزمندگان عزیز و نازنین و غیورمان. باز می‌گردیم با احترام، همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید، خواهش می‌کنم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه312 قرآن کریم

به همه رزمندگان غیور ما در هر کجا که هستند، در تمامی جبهه‌ها، با دل و جان سلام می‌کنیم و درود می‌فرستیم. به خانواده‌هایشان سلام می‌کنیم. انشالله که خداوند به دل‌های رزمندگان ما صبر و سکینه و آرامش و به بازوان قدرتمندشان توان بدهد که حافظان این آب و خاک باشند. اینجا سمت خداست که از تهران، پایتخت کشور عشق و ایمان، تقدیم نگاه بلند و منیع شما مخاطبان جان می‌شود. خیلی فرصت نداریم. بحثمان با حاج آقای عابدینی عزیز که بحث بسیار مهمی هم بود و البته لطیف و دقیق، ناتمام. دعوت می‌کنم هفته آینده همراه ما باشید و نکته‌های ناب ایشان را بشنوید.

حجت الاسلام عابدینی: ما که سراپا ذوق و سراپا بحث ناتمام بود. بله، بحث ناتمام ماند، اما فقط همین نکته را در تتمه کمی که از بخت باقی مانده، اینکه یک کار عظیمی را داریم رقم می‌زنیم. اگر چشم ما باز می‌شد، عظمت این کاری را که الان به ظاهر شبی در خیابان است، در اجتماع کنار هم است، اما داریم فرعونی را بر زمین می‌زنیم و مستکبری را دماغش را به خاک می‌مالیم با این حضور که در کل تاریخ اثر دارد. خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت را، ایشان می‌فرمودند ما نمی‌دانیم اگر یک ثانیه فرج زودتر بشود، یک ثانیه چه برکاتی شامل حال عالم می‌شود و اگر می‌دانستیم دریغ نمی‌کردیم هر کاری که ازمان می‌آمد یک ثانیه زودتر. در حالی که این حضور و این آمدن‌ها و این اشتباهات دارد آن جریان زمینه‌سازی ظهور و تعجیل در فرج را به سرعت نزدیک می‌کند و کسانی که در این امر دخیل‌اند، بهره‌مند از تمام آن برکاتی هستند که بعد از این نازل خواهد شد. به به، انشالله.

شریعتی: آقا خیلی ممنون و متشکرم. دعا بفرمایید و انشالله صلوات خاصه حضرت رضا را بشنویم.

حجت الاسلام عابدینی: انشالله خدای سبحان استقامت مردم ما را که این‌طور خلاصه، خالصانه و با تمام وجودشان و شوق‌شان، اشتیاق‌شان لبیک گفتن به ولی الهی و در صحنه حاضرند، این استقامت را به بهترین وجه پاسخ بدهد و یکی از آن پاسخ‌ها، راحت شدن زندگی برای مردم و گشوده شدن گره‌های مالی و اقتصادی و سختی‌ها انشالله برای مردم ما باشد. خیلی‌ها اظهار دعا و التماس دعا دارند در اینکه مریضی‌های مشکل، بیماری‌های به اصطلاح... خدا انشالله به حق رحمت خودش، عظمت خودش، وجود با برکت پیغمبر اکرم و امام رضا علیه السلام، این گره‌ها را به سرعت و به زودی انشالله حل کند.

شریعتی: انشالله... همه دانند که ایران سر و سامان دارد، تکیه بر پرچم سلطان خراسان دارد.